روزنامه جمهوري اسلامي 27/05/1382 صفحه مقالات

  • چگونه هويت انساني و ديني جوانان را بارور كنيم
  • آيت الله شهيد سيدمرتضي خلخالي درخت كهن فقاهت با ثمرات جاويد
  • *****
    چگونه هويت انساني و ديني جوانان را بارور كنيم




  • اشاره :
    اين نوشتار به دنبال بررسي هويت انساني و مذهبي جوانان بوده و بر اين باور است كه هويت مذهبي بخشي از هويت انساني و شخصيت فردي جوانان مي باشد و كسي كه در هويت شخصي و انساني خود دچار ترديد و ابهام باشد در هويت مذهبي نيز به سرانجام روشني دست نمي يابد. لذا بايد به زير ساخت هاي شخصيت جوان و نيازهاي روحي و رواني او توجه نمود تا در پرتو آن بتوان فردي داراي تعادل روحي و بدني داشت و او را بر اساس نياز دروني و فطريش به سوي فضايل و كمال رهنمون نمود.
    ايام جواني و نوجواني با دگرگوني هايي در جسم و روان همراه است . نوجوان به سرعت رشد كرده و شاهد تكامل جسماني و نيرومندي بدني خويش است و همزمان عواطف و احساسات او نيز دچار تحول اساسي مي شود(1 ) و افكار و آرزوها و نگرش او پيرامون افراد و محيط اطراف را تحت تاثير قرار ميدهد.
    در دوران گذر از نوجواني تمايلات و خواهش هاي متضادي در او خودنمايي مي كند. خودخواهي كودكانه با نوع پرستي خيرخواهانه را در مي آميزد(2 ) و او را در برزخي ميان كودكي و بزرگسالي رها مي سازد. و دچار نوعي بي ثباتي عاطفي و رواني و فكري مي شود كه از آن به « بحران بلوغ » ياد مي كنند. اين بحران نوجوان را در يك وضعيت مبهم و پيچيده اي قرار مي دهد(3 ) كه نمي داند چه بايد كرد همين عدم اطمينان نسبت به نقش خود موجب مشكلات زيادي براي نوجوان مي شود و او را زود رنج و دو دل و بي ثبات مي سازد. به قول « موريس دبس » : « به سرعت جنبه انفعالي و عاطفي شخصيت او گسترش مي يابد و كل شخصيت او را فرا مي گيرد و افق فكري از طريق علاقه و رغبت گسترش مي يابد » . (4 ) او در پي كشف هويت گمشده خويش است و به دنبال بازشناسي شخصيت خود مي باشد; شخصيتي كه شامل كل وجود اوست و وضع عمومي بدن مهارتها و رغبت ها اميدها عادتها خصوصيات اخلاقي و معتقدات و افكار او را در بر مي گيرد . (5 )
    تحول بلوغ تصوير ذهني از بدن و هويت شخصي نوجوان را تهديد مي كند. نوجوان با در نظر گرفتن تجربيات گذشته و قبول تحولات بلوغ مي خواهد هويت خويش را از نو بازسازي كند. حتي مخالفت و ستيز با والدين و عصيان در برابر انديشه و قدرت ها و دخالتهاي ديگران براي تثبيت « هويت » و جدا نمودن خويش از سايرين است . (6 ) دبس مي گويد : « اثبات شخصيت در آنها يك امر طبيعي است . غالبا مخالفتي مابين خود و محيطي كه در آن زندگي مي كند توليد مي نمايد و اين اثبات شخصيت اجتماعي جوانان در موارد متعددي بروز مي كند » (7 )
    به همراه اين تحولات غريزه جنسي نيز در او بيدار شده و در كوتاه مدت به اوج احساسات و شيفتگي و شوق جنسي و جسمي ميرسد . (8 )
    جوان اگر دوره نوجواني و « بحران بلوغ » را به خوبي پشت سرگذاشته باشد و از رشد شخصيت كافي و متعادل برخوردار شده باشد داراي ويژگي هايي از قبيل احساس اطمينان احساس استقلال و قوه ابتكار قدرت تعيين هويت خود احساس صميمت ميل به بزرگ شدن و حس كمال مي باشد . (9 ) او مسئوليت پذير و به آينده اميدوار است و دوستدار خوبي ها و فضايل مي باشد.
    ايجاد و رشد و تبلور ويژگي هاي فوق در جوانان در گرو داشتن نظام تربيتي كارآ و جامع است . اگر در اين نظام به نيازها و انتظارات جوان همانند ابراز محبت ابراز خود تعلق به گروه هدفمندي (10 ) و پاسخ مناسب داده شود به اين رشد و بالندگي مي رسد و در غير اين صورت دچار « بحران هويت » (11 )مي شود .
    در بحران هويت او شديدا دچار اضطراب و ناراحتي ذهني است به طوري كه نمي تواند جنبه هاي مختلف شخصيت خويش را در يك خويشتن قابل قبول و هماهنگ سازمان دهد و در « خودپنداري » دچار مشكل مي شود.
    براساس نظريه « اريكسون » اگر هويت شخصي نوجوان در طي زمان و براساس تجربيات حاصل از برخورد صحيح اجتماعي به تدريج ايجاد شود و او بتواند خود را بشناسد و از ديگران جدا سازد تعادل رواني وي تضمين ميشود ولي اگر سرخوردگي و عدم اعتماد جايگزين اعتماد گردد به جاي تماس با مردم گوشه گير و منزوي مي شود و به جاي تحرك به ركود مي گرايد و به جاي خودآگاهي و تشكيل هويت مثبت دچار ابهام در نقش خود مي شود و هماهنگي و تعادل رواني وي به هم مي خورد و به بحران هويت دچار مي شود . (12 )
    به هنگام اين بحران او در چند مورد از موارد ذيل دچار ترديد و شك مي شود :
    1 ـ اهداف بلند مدت
    2 ـ انتخاب شغل
    3 ـ رفتار و تمايل جنسي
    4 ـ الگوي رقابت
    5 ـ تشخيص مذهبي
    6 ـ نظام ارزشي اخلاقي
    7 ـ تعهد گروهي (13 )
    در نتيجه از عوارض منفي بحران هويت ترديد و ابهام در تشخيص مذهبي و نظام ارزشي است به ويژه آن كه همزمان با اين بحران قدرت تفكر انتزاعي در جوانان رشد نموده و به استقلال و استنتاج مسائل علاقه مند مي شوند و به بررسي برهاني و منطقي دين در پاسخگويي به مسائل توجه مي نمايند كه اين خود مشكل را دو چندان كرده و جواني را كه در وضعيت بحراني نقش و وظايفي را كه به وسيله خانواده و اجتماع براي وي مناسب تشخيص داده ميشود با تمسخر و يا با پرخاشگري رد ميكند بيشتر به ورطه خطر و انحراف مي كشاند به ويژه كه در اين سن غرايز جنسي نيز بر اين امر دامن مي زند و « هويت مذهبي » او را تهديد مي كند و اگر هم به ظاهر هويت مذهبي را قبول كند اين عدم تعادل شخصيتي و رواني در هويت مذهبي نيز تاثير گذاشته و به صورت افراط و تفريط بروز مي كند و گاه او را در ميان تضادي پيچيده اسير مي كند. به ويژه آن كه به اعتراف روان شناسان دوره جواني و نوجواني دوره تحول ارزشها و ترديد در مفاهيم ارزشي است و به نظر « دبس » نظام ارزشها در مجاورت دنياي علم و اطلاع در جوانان پايه گذاري مي شود و به تنظيم رفتار و مشخص نمودن عقايد آنان كمك مي كند(14 ) .
    اشپرانگر معتقد است كه در دوره تحول نوجواني ارزش هاي اساسي زندگي به ترتيب اهميت به صورتي قطعي تر و پايدارتر شكل مي گيرد و ارزشهاي حاكم بر فرد تعيين كننده نوع شخصيت او به شمار مي رود . (15 )
    روشن است كه ارزشها مفاهيم نظري هستند كه انتخاب براساس آنها صورت مي گيرد و فرد را به عمل وامي دارد لذا بايد پيرامون اين مفاهيم به باوري روشن و مستدل برسد و از صميم جان پذيرا گردد.
    اما نوجوان تمام روابط و باروهايي را كه در دوران كودكي بدون چون و چرا پذيرفته بود مورد پرسش و ترديد قرار ميدهد و سعي مي كند با توجه به شخصيت شكل پذير و استقلال جوي خود نظامي از ارزشها درباره زيبايي حقيقت قدرت و دين به دست آورد . (16 ) لذا بايد به كمك او شتافت و با روابط درست و باز و صميمانه و با تكيه بر نقاط مثبت وي را به تجربه ارزش هاي شخصي و مذهبي رهنمون شد. به ويژه آن كه سن نوجواني را سن گرايش به اعتقادات مذهبي ناميده اند . (17 ) و به گفته « موريس دبس » در اين ايام نوعي بيداري مذهبي حتي نزد كساني كه سابقا نسبت به مسائل مذهبي لاقيد بوده اند ديده مي شود. اين استحاله را مي توان بخشي از توسعه شخصيت جوان دانست . (18 )
    لذا مي توان با تكيه بر اين گرايش فطري و رواني به پايه ريزي « هويت مذهبي » جوان دست زد. اما تحقيقات به عمل آمده توسط « كوهلن » و « آرنولد » و هم چنين در تحقيقات داخلي در تهران نشان مي دهد در ايام جواني و حدود سن 18 سالگي به بعد عقيده مذهبي سست تر ميشود (19 ) و اين امر ريشه در عملكرد والدين و يا عدم اعتقاد آنها (20 ) داشته و نوع رفتار مربيان ديني و پرورشي موثر است . لذا دلسوزان امر تربيت و پرورش بايد توجه بيشتري به اين امر نشان داده و با شك و ترديدها و پرسشهاي نوجوانان و جوانان به ديده مثبت نگاه كنند و به گفته شهيد مطهري : « غريزه پرسش يكي از غرايز اوليه بشري است و نمونه رشد و اعتلاي دستگاه فكر و انديشه است . » (21 ) و « از شك و ترديد آنها نبايد ناراحت بود. شك مقدمه يقين و پرسش مقدمه وصول و اضطراب مقدمه آرامش است شك معبر خوب و لازمي است هر چند منزل و توقف گاه نامناسبي است . » (22 )
    لذا بايد به اين نياز پرسش گري او پيرامون فلسفه زندگي و مذهب پاسخ درست داد و « جوان » در جستجوي پاسخ قانع كننده اي در موضوعات اساسي زندگي است تا به او نظامي فكري و عقيدتي داده و راهگشاي او در تصميم گيري و ارزش گذاري هاي مهم زندگي باشد تا بتواند متعهدانه از آن دفاع نمايد نظامي كه به آنها هويت عقيدتي ببخشد. لذا بايد با بحث و گفتگوي منطقي و معرفي كتب جامع و صحيح و با ارجاع آنها به افراد متخصص و دلسوز كمك نمود.
    « ويل دورانت » با تاكيد بر اين نكته اذعان مي دارد : « اگر دين در سن جواني به صورت عقايد جازم كلامي عرضه شود ممكن است شهوت جدال و بحث را دامن بزند و خود در اين ميان نابود شود اما اگر به شكل متابعت از خير و فضيلت جلوه گري كند حس طلب كمال و تهذيب نفس را بر مي انگيزد و جز لاينفك شخصيت مي گردد . (23 )
    اگر جوان به پاسخهاي لازم برسد و معرفت و شناخت كافي را به دست آورد و بداند كه در كدام جهان زندگي مي كند براي خود تكيه گاه فكري نيرومندي در مقابله با فراز و فرودها و تحليل و تبيين مسائل در پرتو درك هدفمندي و قانون مداري جهان به دست مي آورد و خود را در بيكران عالم هستي رها و معلق احساس نمي كند.
    در نتيجه براي آن كه شاهد روند رو به رشد فرهنگ مذهبي و استحكام زير ساخت هاي « هويت ديني » جوانان باشيم بايد به موارد ذيل توجه نمود : (24 )
    1 ـ زمينه شناخت با اسلام و فلسفه و مباحث عقيدتي را فراهم آورد.
    2 ـ مرز ميان آموزه هاي ديني و خرافات و عقايد سنتي و بومي و ملي را معين نمود.
    3 ـ بايد به درستي تبيين گردد كه ميان دين و مظاهر توسعه و بهره وري از محصولات فن آوري هيچ تضادي وجود ندارد و انسان مي تواند در عين دينداري از تمدن جديد استفاده نموده و به همه خواسته هاي مشروع خود برسد همان گونه كه اسلام سبب رشد اعراب و شكوفايي تمدن و پيشرفت زندگي مادي و امكانات رفاهي در ميان آنان شد.
    4 ـ با نفوذ فرهنگ بيگانه و تبليغات سو دشمنان و رواج ولنگاري فكري و اخلاقي برخورد مناسب شود.
    5 ـ در عملكردها و روش ها تجديد نظر نموده و رفورم و اصلاح عميقي در اين قسمت به عمل آورد. بايد با منطق روز و زبان روز و افكار آشنا شد(25 ) . واز همان راه به هدايت و حمايت نسل جوان پرداخت .
    بايد با هرج و مرج تبليغي و اظهار نظرهاي نا متخصص مبارزه نمود و مكتب الهي را به طور معقول و علمي و استدلالي عرضه داشت تا شاهد رشد دين باوري جوانان باشيم . انشاالله .
    ابوالقاسم مقيمي حاجي
    پي نويس
    1 ـ قائمي علي شناخت هدايت و تربيت نوجوانان و جوانان چاپ پنجم انتشارات اميري تهران 1363 ص 42 و .103
    2 ـ احمدي احمد روان شناسي نوجوانان و جوانان ج چهارم انتشارات مشعل اصفهان 1372 ص 17
    3 ـ هريس لمز و ديگران روش هاي تقويت عزت نفس در نوجوانان ترجمه پروين عليپور ج سوم انتشارات آستان قدس رضوي مشهد 1380 ص .21
    4 ـ موريس دبس مراحل تربيت ص 149 رـ ك روان شناسي نوجوانان و جوانان احمدي همان ص .20
    5 ـ شعاري نژاد روان شناسي رشد ج دهم انتشارات اطلاعات تهران 1372 ص .600
    6 ـ روان شناسي نوجوانان و جوانان همان ص .28
    7 ـ موريس دبس چه مي دانم بلوغ ص 82 و 88 ر . ك گفتار فلسفي محمد تقي فلسفي جوان . ج 1 ج 15 نشر معارف تهران 1344 ص 402 و 406
    8 ـ ويل دورانت لذات فلسفه ترجمه عباس زرياب ج سيزدهم نشر دانشجويي تهران 1379 ص 115 و 125
    9 ـ شريعتمداري علي روان شناسي تربيتي ج هشتم انتشارات امير كبير تهران 1374 ص 514 و 515
    10 ـ شريعتمداري علي جامعه و تعليم و تربيت ج هشتم انتشارات امير كبير تهران 1367 ص 146 ـ .155
    11 ـ هريس كلمز و ديگران روشهاي تقويت عزت نفس همان ص 22 و دكتر احمدي روان شناسي نوجوانان و ... ص .25
    12 ـ روان شناسي نوجوانان و جوانان همان ص 28
    13 ـ همان ص 29
    14 ـ همان ص 51
    15 ـ همان
    16 ـ موس نظريه هاي بنيادي درباره نوجواني ص 109 ر.ك روان شناسي نوجوانان و ... ص 52
    17 ـ قائمي علي شناخت هدايت نوجوانان همان ص 111 و 223
    18 ـ موريس دبس چه مي دانم بلوغ ص 118 و 120 ر . ك روان شناسي نوجوانان و... همان ص 6
    19 ـ احمدي احمد روان شناسي نوجوانان و ... همان ص 59
    20 ـ اسپاك بنجامين دنياي بهتر براي كودكانمان ترجمه منصوره حكمي ج اول نشر ني تهران 1375 ص 85
    21 ـ مطهري مرتضي بيست گفتار مقاله پرسش هاي ديني ج 6 صدرا قم 1369 ص 269
    22 ـ مطهري مرتضي عدل الهي ج چهاردهم صدرا قم 1378 ص 13
    23 ـ لذات فلسفه همان ص 124
    24 ـ شناخت هدايت تربيت نوجوانان و جوانان همان ص 224 و 235 و روان شناسي نوجوانان و جوانان همان ص 61 و 62
    25 ـ مطهري مرتضي ده گفتار ج 14 صدرا قم 1377 ص 215

  • *****
    آيت الله شهيد سيدمرتضي خلخالي درخت كهن فقاهت با ثمرات جاويد


  • فقيه اهل بيت عالم زاهد و متقي آيت الله حاج سيدمرتضي خلخالي فرزند سيدجليل القدر حجت الاسلام والمسلمين سيدمحمد جواد موسوي خلخالي در اول ماه رمضان 1324 هجري قمري در نجف اشرف و در خانواده اي پرهيزگار و متدين ديده به جهان گشود.
    از دوران نوجواني براي كسب علم از محضر فضلاي نجف به تحصيل دروس حوزوي مشغول گرديد. بعد از آن سطوح عاليه را در محضر بزرگان به پايان رسانيد.
    سپس در سن بيست سالگي در درس خارج بزرگان آن زمان از جمله آيات عظام ميرزا ابوالحسن مشكيني شيخ محمدحسين اصفهاني سيدابوالحسن اصفهاني و آقا ضيا عراقي حضور يافت و ضمن شركت مستمر در دو دوره اصول مرحوم آقا ضيا مقرب بحث استاد و از اصحاب خاص ايشان محسوب گرديد.
    سجاياي اخلاقي آيت الله خلخالي زبانزد خاص و عام بود. فروتني صفاي باطن زهد و وارستگي او مشهور بود.
    سوابق علمي و تبحر در استدلال و عمق نظر فقهي سبب گرديد كه مراجع معاصرش از شخصيت علمي وي در مجالس استفتا بهره مند باشند. مانند حضرات آيات ميرزا آقا اصطهباناتي مرحوم سيدعبدالهادي شيرازي مرحوم سيدمحسن حكيم و نيز مرحوم سيدابوالقاسم خوئي كه تا آخرين روزها و كهولت سن با كمال تواضع و فروتني در مجلس استفتاي ايشان حاضر مي گرديد.
    از جمله آثار بجاي مانده از ايشان مي توان از تقرير دو دوره اصول مرحوم آقا ضيا و يك دوره اصول و قسمتي از فقه مرحوم مشكيني و تعليقه اي بر « نهايه الدرايه » مرحوم اصفهاني كه احتمالا در كتاب سوزي اخير نجف توسط رژيم بعث عراق از بين رفته است و تعليقه بر كتاب البيع « تذكره الفقها » علامه حلي و رساله جداگانه در قاعده لاضرر كه توسط دفتر تبليغات به چاپ رسيده است نام برد.
    آيت الله خلخالي سرانجام پس از سالها جهاد علمي و عملي در جريان قيام مردم عراق عليه حكومت ديكتاتوري بعثي در ماه مبارك رمضان 1412 در سن نود سالگي به همراه فرزند برومندش حجت الاسلام والمسلمين سيدمهدي خلخالي و سه تن از نوادگانش دستگير و در سياهچالهاي مخوف صدام زنداني گرديد تا اينكه چندي پيش خبر شهادت اين عالم مجاهد و فقيه وارسته به همراه فرزند و نوادگانش و همچنين ساير علما و بزرگان حوزه نجف شيعيان را به سوگ نشانيد. يادش گرامي و راهش پر رهروباد.