روزنامه جمهوري اسلامي 06/08/1383 صفحه مقالات

* يتيمان تيره روز
كاش هميشه رمضان بود
شرط ما براي اروپا
يتيمان تيره روز




دست داغ شده اش را كه ديدم , گر گرفتم .
پوست لطيف دست چپش در اثر سوختگي بشدت كش آمده است .
اگر بايد براي غصه اي بزرگ مرد , ديدن دستان كباب شده كودك زلزله زده بمي به غايت بس است .
علي كوچولو كه در جريان زلزله پنجم ديماه سال 1382 همه اعضاي خانواده اش را از دست داده است , ديگر در هفت آسمان يك ستاره هم ندارد. اين طفل يتيم را تحويل يكي از بستگانش داده بودند تا از او نگهداري كند اما قيم اش , معتاد از آب درآمده .
بازيگوشي , بزرگترين و تنها جرم اين يتيم تيره بخت است .
قيم عملي اش هرگاه پاي بساط سيخ و سنگش مي نشست با سيخ داغش هم لول ترياكش را مي گداخت , هم دست كودك بي كس را كه با شيطنت هاي كودكانه , عالم هپروتي او را برهم مي زد.
اينك كفيل سنگدل از حق سرپرستي اين كودك تنها مانده عزل و مسئوليتش به عهده يكي ديگر از بستگانش سپرده شده است .
وقتي از او مي پرسم كه چرا دستش را سوزانده اند با نگاه معصومش مي گويد. « دستم را داغ كردند تا ديگر بازي نكنم . »
خيلي تقلا كردم تا نم نگاهم را از چشمان كنجكاوش بدزدم , اما وقتي خواستم از او بپرسم كه « آيا باز هم بازي مي كني » , زود حرفم را بلعيدم .
او ديگر گوشه گير شده و بهار شاديهاي كودكانه اش به زردي گراييده است .
قصه كودكانه زلزله زده بي كس و كاري كه تحويل بستگان نامناسب خود شده اند , به حديث اين طفل رنجديده ختم نمي شود. نمونه هاي او كم نيستند , به همان اندازه كه اعتياد در اين ديار فاجعه زده نادر نيست .
يك دختر بچه پنج ساله كه او نيز عين « علي » تك و تنها ست و هم اينك نزد خانواده پدريش زندگي مي كند , سرنوشتي بهتر از علي ندارد.
نامش « بهاره » است اما برخلاف اسمش , گرد خزان زودرس و دلمردگي بر سبزينه خرمن زندگي اش نشسته است . يكي از بستگان مادريش اعتراف مي كند او وقتي به خانه آنها مي رود بناي گريه و زاري را مي گذارد و ديگر نمي خواهد پيش آنها كه معتادند و دود و دم راه مي اندازند , برود.
وي مي افزايد : ما به زور او را به خانه سرپرستش باز مي گردانيم .
آن پگاه نكبت بار كه قلب زمين لرزيد , هم آشيانه گرم اينگونه كودكان را ويران كرد و هم سرنوشتي به هولناكي همنشيني با معتادان و بزهكاران را برايشان رقم زد.
« محمد » دانش آموز كلاس اول راهنمايي , ديگر كودك تيره بختي است كه به دام اين مهلكه سخت افتاده است .
خانواده اي كه قرعه نگهداري محمد به نام آنها افتاده است , همگي معتادند و او نمي داند بايد با درد يتيمي و داغ پدر و مادر و خواهر و بردارش سر كند يا با منقل و وافور خانواده جديدش .
او مي گويد , سرپرستش حتي پولي را كه دولت به عنوان هزينه كفن و دفن والدين اين كودك داده اند , روي وافور گذاشته است .
در اين ميان , برخي از كودكان يتيم بازمانده از زلزله سرنوشت هولناكتري نيز داشته اند بطوريكه دسته پيش گفته نزد آنها حتي خوشبخت هم به حساب مي آيند , مانند آن دختر 7 ساله اي كه توسط قيم نابكارش به روز سياه نشانده شد و اينك در بيمارستان بستري است .
البته برخي بي كسان اين ديار مانند يك دختر 19 ساله مجبور شده است فرار را برقرار ترجيح دهند و به دنبال آينده اي نامعلوم سر به بيابان (خيابان ) بگذارد.
در اين ميان هستند كودكان ديگري مانند يك پسر 13 ساله كه مجبور است با مشكلات اخلاقي خانواده تازه اش بسوزد و بسازد.
يقينا آينده اين نوجوان درمانده تيره تر از آن دختر دانشجوي بي كس و كاري است كه از ترس قيم قاچاق فروشش به خوابگاه دانشگاهش پناه برده است .
البته سرنوشت اغلب كودكان بي كس و كار بازمانده از زلزله به اين تيره و تاريها هم نيست و چه بسيارند كساني كه در آغوش گرم حانواده هاي جديد خود روزگار يتيمي را به آرامي مي گذرانند , عين « مرتضي لاشاري » كودك 10 ساله اي كه پدر و مادر و دو برادرش را از دست داده است , اما از بخت بلندش مادر بزرگ مهرباني داشته تا اينك در سايه اش بياسايد.
وقتي مادر بزرگ مهربانش , او را براي پيوستن به 25 كودك زلزله زده اي كه براي اعزام به تهران جهت تماشاي ديدار تيم هاي فوتبال ايران و آلمان جمع شده بودند , آورد نمي توانستم از مشاهده محبت بي دريغي كه پيرزن به نوه اش مي ورزيد و كودك يتيم هم حق شناسانه به آن پاسخ مي داد , دل بكنم .
بااين حال , حتي اگر تعداد كودكان يتيمي كه به سرنوشت هاي دردناك پيش گفته گرفتار شده اند , نيز همين تعداد باشد كه گفتم , بازهم نمي توان چشمان خود را روي وضعيت اسفبار آنها بست .
به گفته « طيبه دهباشي » مددكار ستاد مداخلات رواني اجتماعي وزرات بهداشت در شهرستان بم , تاكنون روي مساله سرپرستي و تعيين قيم مناسب براي اطفال يتيم بازمانده از زلزله بم دقت چنداني صورت نگرفته است .
وي مي گويد , گاهي براي بعضي از بچه ها دو يا سه قيم تعيين مي شود در عين حال كه به صلاحيت آنها توجه كافي صورت نمي گيرد.
به گفته دهباشي , مسئولان به اينگونه فرزندان يتيم ( حتي افراد بزرگسال ) كانكس مستقلي نمي دهند تا آنها بتوانند بدون نياز به اقوام خود روي پايشان بايستند و به دام بستگان ناجورشان نيفتند.
خانم « عباسي پور » كارشناس امور كودكان بم وابسته به بهزيستي كرمان نيز مي گويد , برخي از كودكان يتيم داراي سرپرستان معتادي هستند كه هزينه پرداخت شده براي نگهداري اطفال بي سرپرست را صرف اعتياد خود مي كنند. به همين خاطر تاكنون چند مورد از اينگونه كودكان را با كمك دادگستري به قيم هاي مناسب سپرده ايم .
آمارهاي مختلفي درباره تعداد كودكان بي كس و كار در منطقه زلزله زده بم وجود دارد , برخي آمارها تعداد كودكاني كه يكي از والدين خود را در جريان زلزله از دست داده اند , بيش از پنج هزار نفر برآورد مي كند.
اين رقم در مورد تعداد كودكاني كه هم پدر وهم مادر خود را از دست داده اند به حدود 2500 نفر مي رسد .
» ها و آژانس هاي NGO اكنون در بم سازمانهايي مانند بهزيستي , « وابسته به سازمان ملل مانند « يونيسف » مي كوشند به اين كودكان خدمات ارايه دهند.
با اين حال , قطع نظر از نفس معضلات همزيستي اين دست كودكان با سرپرستان خلافكار , مشكلات ساختاري ارائه خدمات مطمئن به اين دسته كودكان كه از نظر اقتصادي و روحي رواني نيازهاي فراواني دارند , معتنابه است .
دكتر « محمد فرج پور » روانپزشك و مشاور علمي برنامه هاي سلامت روان دانشگاه علوم پزشكي كرمان بر اين باور است كه در كشور ما پديده فرزند خواندگي هنوز جا نيفتاده است , در حالي كه در برخي كشورها « خانواده هاي جايگزين » تا حدودي توانسته اند در اين زمينه موفق عمل كنند.
وي مي افزايد , در برخي كشورها فرزند خواندگي عين فرزندي است ولي در كشورهاي ديگر نظير ما هنوز اين موضوع جنبه فرزند خواندگي دارد.
وي سنين بين 11 تا20 سال را دوران « هويت يابي فرزندان » مي خواند و معتقد است , در كشوري مثل كشور ما خانواده هاي جايگزين دراين دوره سني چيزي ندارند كه به فرزند خوانده خود بدهند و نمي توانند درك درستي از خواسته هاي آنان داشته باشند لذا اين مساله موجب ايجاد فاصله بين خانواده جايگزين و فرزند خوانده مي شود.
كودكان يتيم بمي در فاجعه زلزله همه كس و كارشان را از دست داده اند , اما نبايد با سپردن آنان به افراد ناباب , سلامت روحي و رواني آنان را نيز به ورطه نيستي و انحطاط كشاند.
دست داغ « علي كوچولو » نماد يك فاجعه انساني است كه دست كمي از فاجعه طبيعي پنجم ديماه 82 شهرستان بم ندارد . اگر ما قادر به پيشگيري از بروز فاجعه اخير نبوده و نيستيم , لااقل قادريم با اتخاذ تدابير درست و داشتن حساسيت لازم در تعيين سرپرست كودكان يتيم , جلوي بروز تيره روزي و فلاكت مضاعف آنها را بگيريم .
بم ـ خبرگزاري جمهوري اسلامي

كاش هميشه رمضان بود


كاش هميشه رمضان بود. هول نشويد منظورم اين نيست كه در طول سال , ما و شما گرسنگي و تشنگي را تحمل كنيم بلكه هدفم بركات معنوي اين ماه عزيز است . مثلا وقتي مي شنويد رئيس پليس 110 تهران مي گويد كه امسال هم در ماه مبارك رمضان شاهد كاهش چشمگير جرائم بوده ايم , چه حالي به شما دست مي دهد وقتي مي بينيد سفره هاي اطعام و اكرام ايتام و محرومان در اقصي نقاط كشور برپا مي شود , آيا از درون شادمان نمي شويد هنگامي كه در تلويزيون مي بينيد تمام اعضاي يك مجموعه , بدون توجه به رتبه اجتماعي در كنار يك سفره , افطار خويش را با يك نوع غذا باز مي كنند , آيا به خالق اين ماه تبريك نمي گوئيد براستي چرا در ماه رمضان بدون آنكه برنامه خاصي از سوي وزارتخانه هاي عريض و طويل فرهنگي , اجتماعي و آموزشي كشور اجرا شده باشد و يا قواي انتظامي و امنيتي بر تلاش و پشتكار خويش افزوده و نظارت و مراقبت خود را دوچندان كرده باشند , از ميزان وقوع جرائم كاسته مي شود چه رازي در اين ماه عزيز نهفته كه با رويت هلال آن به يكباره دلها جلا مي يابد و همه در پي هدفي وراي اميال دنيوي مي روند. چرا همه در پي آنند تا در حد بضاعت و سرمايه خويش , گرسنه اي را سير كنند و اشك يتيمي را از پهناي صورت معصومش پاك نمايند بگذاريد جواب اين سوالات را وجدان بيدار هر يك از ما بدهد اما نكته اساسي كه موجب طرح اين چند سوال شد آن است كه آيا نمي توان فوائد و بركات اين ماه مبارك را به ساير ايام و ماههاي سال سرايت داد اگر پاسخ مثبت است , آستين ها را بالا بزنيم و تمام سالمان را رمضاني كنيم .
كمال احمدي

شرط ما براي اروپا


دكتر ابراهيم كارخانه اي
نايب رئيس كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس
با نزديك تر شدن انتخابات رياست جمهوري آمريكا شاهد تحركات جديدي از سوي آمريكا و اتحاديه اروپا بمنظور بازداشتن ايران از فعاليت هاي صلح طلبانه هسته اي هستيم . امريكايي ها در تلاشند كه قبل از برگزاري انتخابات رياست جمهوري و تشكيل شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي اتمي در 25 نوامبر با رايزني اتحاديه اروپا و بكارگيري سياست تطميع و تهديد , پاسخ قابل قبولي براي مخاطبان خود در آمريكا جستجو كنند.
اروپايي ها تاكنون نشان داده اند كه رايزني هاي آنها عملا در جهت تامين سياست هاي آمريكايي ها بوده است . عدم پايبندي سه كشور اروپايي به تعهدات خود در جريان نشست هاي تهران و بروكسل و نقش آنها در صدور قطعنامه هاي شديداللحن عليه ايران سابقه قابل قبولي را جهت حسن توجه ايران به رايزني هاي آنها به همراه نداشته است .
آنچه كه براي ايران محور تصميم گيري است , ادامه فعاليت هاي صلح آميز هسته اي است . پيشنهاد هر شرايطي كه متضمن ناديده گرفتن حق مسلم ايران در استفاده از فناوري هسته اي باشد , فريبي است در جهت ايجاد تزلزل در موضوع مستحكم و عزتمند جمهوري اسلامي ايران كه با بازگذاشتن مراكز هسته اي به روي بازرسان آژانس عملا موجبات خنثي سازي توطئه هاي آمريكا را در اتهام ساخت سلاحهاي هسته اي فراهم نموده است .
امت سربلند ايران اسلامي در طول 25 سال گذشته نشان داده است هر جا كه با وحدت كلمه در مقابل توطئه هاي دشمن ايستاده است , نتيجه آن عزت و سربلندي جمهوري اسلامي ايران بوده است . امروز , ملت ايران در صفي واحد , محكم و استوار از موضع حق طلبانه خود در استفاده از فناوري هسته اي حتي يك قدم عقب نشيني نخواهد كرد و موضع قاطع دولت و مجلس را خواست قلبي خود مي داند.
عضويت در « ان .پي .تي » اين حق را به جمهوري اسلامي ايران داده است كه خود راسا براي دست يابي به انرژي هسته اي تلاش نمايد و از كمك ساير كشورهاي عضو نيز بهره مند گردد. اصولا فلسفه عضويت در « ان .پي .تي » همين است در غير اينصورت عضويت در اين معاهده كاري بيهوده و ضد توسعه خواهد بود. لذا اين حق مسلم ايران است كه براي دست يابي به انرژي هسته اي تلاش نمايد و هيچ كشوري حق ندارد ايران را از اين فعاليت منع نمايد. ممانعت از دست يابي ايران به فناوري هسته اي يعني جلوگيري از توسعه و پيشرفت كشور كه دقيقا خواست موكد آمريكاست . براي آمريكايي ها بسيار ناگوار است كه جمهوري اسلامي ايران عضو باشگاه كشورهاي پيشرفته صاحب نام چرخه سوخت هسته اي باشد كه در آينده پس از اتمام منابع نفتي , جاي اوپك را خواهد گرفت .
امروز , هر كشوري كه به فناوري توليد سوخت هسته اي مجهز باشد و سوخت مورد نياز راكتورهاي هسته اي را خود توليد نمايد , در رديف كشورهاي پيشرفته جهان قرار مي گيرد. در آستانه برنامه چشم انداز 20 ساله كشور , دست يابي به فناوري هسته اي نويد بزرگي است براي حركت ايران اسلامي بسوي توسعه و پيشرفت كه ملت ما آنرا با هيچ بهايي معامله نخواهد كرد , چرا كه با دست يابي به فناوري هسته اي , زمينه توسعه علمي همه جانبه كشور فراهم مي گردد و آمريكا نيز بر همين اساس قلب توسعه , پيشرفت و عزت كشور را هدف قرار داده است . بطور كلي علل مخالفت آمريكا را با دست يابي كشورمان به فناوري هسته اي مي توان در 5 بخش خلاصه نمود :
1 ـ جلوگيري از توسعه علمي و دست يابي كشورمان به مرزهاي دانش در جهت توسعه همه جانبه علمي و صنعتي كشور.
2 ـ جلوگيري از حضور افتخارآميز هسته اي ايران در عرصه بين المللي و نيز عضويت جمهوري اسلامي ايران در باشگاه كشورهاي داراي چرخه فناوري سوخت هسته اي .
3 ـ جلوگيري از تامين سوخت مورد نياز نيروگاههاي هسته اي ايران در داخل كشور به منظور وابسته نمودن جمهوري اسلامي ايران به كشورهاي بيگانه كه به فرموده مقام معظم رهبري به گروگان دادن ايران است .
4 ـ جلوگيري از الگو شدن جمهوري اسلامي ايران با هويت ديني در منطقه و شكست موضع عزتمند ايران اسلامي در خاورميانه به منظور طرح توطئه هاي بعدي در راستاي سياست هاي توسعه طلبانه آمريكا و رژيم صهيونيستي در منطقه .
5 ـ جلوگيري از دست يابي ايران به سوخت هسته اي جايگزين پس از اتمام منابع نفتي كه در صورت عدم دسترسي جمهوري اسلامي ايران به انرژي هسته اي , كشور ما و هر كشور فاقد انرژي , يكجا به اسارت كشورهاي صاحب انرژي هسته اي درخواهند آمد و عزت و استقلال و اقتدار خود را به پاي آنها معامله خواهند كرد.
براساس آنچه كه آمد , فعاليت هاي صلح آميز هسته اي و تامين سوخت مورد نياز راكتورهاي هسته اي در داخل كشور امري اساسي است كه توسعه و پيشرفت علمي و صنعتي و عزت و استقلال كشور در گرو توجه به آن است . لذا پيشنهاد هر شرطي كه ادامه فعاليت هاي صلح آميز هسته اي ايران در آن لحاظ نشده باشد , عملا در جهت مصالح و منافع ملي جمهوري اسلامي ايران نخواهد بود.