مرحله مقدماتي آزمون سومين جشنواره دو سالانه نهج البلاغه , امروز در
مراكز آموزش عالي سراسري كشور برگزار مي شود.
به گزارش دبيرخانه جشنواره دو سالانه نهج البلاغه , در آزمون امروز كه ويژه
دانشجويان و كاركنان دانشگاهها در مراكز آموزش عالي سراسر كشور شامل
دانشگاههاي دولتي , آزاد اسلامي , پيام , جامع علمي كاربردي و سوره برگزار
خواهد شد , دهها هزار دانشجو در چهار رشته حفظ , ترجمه , مفاهيم و
كتابخواني نهج البلاغه رقابت مي كنند.
پذيرفته شدگان آزمون مقدماتي به مرحله نهايي آزمون نهج البلاغه كه هشتم
اسفند 83 برگزار خواهد شد , راه خواهند يافت .
گفتني است سومين جشنواره دو سالانه نهج البلاغه ويژه دانشگاهيان
سراسر كشور به همت نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاهها از خرداد
83 با شركت حدود يكصد هزار دانشگاهي در 26 رشته آغاز شده
است .
رشته هاي دانشجويي نهج البلاغه شامل داستان نويسي , شعر , پژوهش ,
خوشنويسي , نمايشنامه نويسي , فيلم نامه نويسي , نقاشي , عكاسي , گرافيك و
نماهنگ است و تاليف كتاب , مقاله , خوشنويسي و نقاشي , چهار رشته ويژه
استادان دانشگاهها براي شركت در سومين جشنواره دوسالانه نهج البلاغه است .

|
حكمت هاي علوي
|
امير مومنان علي عليه السلام فرمود :
زاهد در دنيا كسي است كه حرام بر صبرش غلبه نكند و حلال از شكرش
باز ندارد.
دشنام دادن به مومن « فسق » است , جنگيدن با او كفر و احترام مالش مانند
احترام خونش است .
هنگام فتنه مانند شتر دو ساله باش كه نه پشتي دارد تا سوارش شوند و نه
پستاني تا شيرش را بدوشند.
با دوستت مدارا كن , بسا كه روزي دشمنت شود و با دشمنت مدارا كن بسا
كه روزي دوست تو شود.
از خدا بترس , به خدا سوگند آنقدر او پرده پوشي كرده كه گويي آمرزيده
است .
هنگامي كه مقدمات نعمت ها به شما مي رسد , دنباله آن را به واسطه كمي
شكرگزاري از خود دور نكنيد.

|
برگزاري نشست تخصصي ائمه جمعه مدرس نهج البلاغه در قم
|
نخستين نشست تخصصي ائمه جمعه مدرس نهج البلاغه هفته گذشته در
مدرسه عالي دارالشفا قم برگزار شد.
در اين نشست آيت الله مشكيني با اشاره به ويژگي هاي منحصر به فرد
نهج البلاغه , نشرمفاهيم آن را خواستار شد.
وي با تاكيد بر تشكيل همايش هايي با هدف بيان دين و رسالت پيامبر گفت :
قرآن معجزه الهي و عرفان شيعه و مسلمانان نشات گرفته از آن
است .
حجت الاسلام تقوي رئيس شوراي سياستگذاري ائمه جمعه نيز در اين
مراسم با اشاره به اينكه در 490 شهر نمازجمعه اقامه مي شود گفت : افزون بر
150 امام جمعه نشستهاي تفسير نهج البلاغه را برگزار مي كنند .
آيت الله خزعلي از استادان حوزه علميه هم بااشاره به غربت نهج البلاغه
گفت : حضرت علي (ع ) در خطبه هاي خود نشان داد در برابر هيچ ظلمي و غيرحقي
سر فرود نمي آورد.
وي با تاكيد بر مطالعه و نشر نهج البلاغه گفت : نهج البلاغه غريب است
چنانكه گوينده اش هم غريب است .
رئيس بنياد نهج البلاغه در اين همايش گفت : جرج جرداق مي گويد من
نهج البلاغه را در 9 سالگي حفظ كرده ام و 200 بار آن را خوانده ام . ابن ابي
الحديد معتزلي در شرح خطبه 219 مي گويد : بيش از 50 سال است كه اين خطبه
را 1000 بار خوانده ام وهر موقع كه مي خوانم مرا موعظه مي دهد و تكان
مي خورم . وي با بيان خصوصيات نهج البلاغه اظهار داشت : نهج البلاغه خطبه اي
مانند « همام » دارد كه پس از بيان 103 صفت از صفات متقين , جان از بدن
شنونده خارج مي شود و مي ميرد . بعضي از خطبه ها مثل خطبه 51 كه حضرت
مي فرمايد مرگ بر حياتي كه با ذلت است و درود بر آن مرگي كه با عزت است ,
باعث تحريك مردم در جنگ صفين مي گردد.
وي افزود : حضرت علي (ع ) در حكمراني و سياست بين مسلمان وغير
مسلمان از جهت رافت و رحمت فرق نمي گذاشت .
آيت الله خزعلي در ادامه گفت : امام در باره دوستان بسيار رئوف و مهربان
بود و در نامه خود به مالك اشتر , مالك را آگاهي مي دهد به اينكه قلبت را به
مهرباني و نرم خويي با مردم بايد اشعار بدهي , اينان يا مثل تو مسلمان هستند ويا
در خلق با تو همانند.
آيت الله حائري شيرازي امام جمعه شيراز هم دراين مراسم با تاكيد بر
مخاطب شناسي در نهج البلاغه گفت : براي بهره مندي از فضائل نهج البلاغه بايد به
شيوه تخصصي برنامه ريزي كرد.
در اين نشست دو روزه 150 نفر از ائمه جمعه مدرس نهج البلاغه مقالات
خود را در زمينه نهج البلاغه عرضه كردند.

|
مسجود ملائك علي بود
|
تا صورت پيوند جهان بود , علي بود
تا نقش زمين بود و زمان بود , علي بود
آن قلعه گشايي كه در قلعه ي خيبر
بركند به يك حمله و بگشود , علي بود
آن گرد سرافراز كه اندر ره اسلام
تا كار نشد راست نياسود , علي بود
آن شير دلاور كه براي طمع نفس
بر خوان جهان پنجه نيالود علي بود
اين كفر نباشد سخن كفر نه اين است
تا هست علي باشد و تا بود علي بود
شاهي كه ولي بود و وصي بود علي بود
سلطان سخا و كرم و جود علي بود
هم آدم و هم شيث و هم ادريس و هم الياس
هم صالح پيغمبر و داوود علي بود
هم موسي و هم عيسي و هم خضر و هم ايوب
هم يوسف و هم يونس و هم هود علي بود
مسجود ملائك كه شد آدم ز علي شد
آدم چو يكي قبله و مسجود علي بود
آن عارف سجاد كه خاك درش از قدر
بر كنگره ي عرش بيفزود علي بود
هم اول و هم آخر و هم ظاهر و باطن
هم عابد و هم معبد و معبود علي بود
ان لحمك لحمي بشنو تا كه بداني
آن يار كه او نفس نبي بود علي بود
موسي و عصا و يدبيضا و نبوت
در مصر به فرعون كه بنمود علي بود
چندان كه در آفاق نظر كردم و ديدم
از روي يقين در همه موجود علي بود
خاتم كه در انگشت سليمان نبي بود
آن نور خدايي كه بر او بود علي بود
آن شاه سرافراز كه اندر شب معراج
با احمد مختار يكي بود علي بود
آن كاشف قرآن كه خدا در همه قرآن
كردش صفت عصمت و بستود علي بود
جلال الدين مولوي

|
بندگان خدا , شما را اندرز مي دهم
|
سپاس خدايي را كه برتر است به قدرت , و نزديك است از
جهت عطا و نعمت , بخشنده غنيمت فزون از حاجت , و
زداينده هر بلا و نكبت .
اورا سپاس گويم كه بخششهاي او از روي مهرباني است . و
نعمتهاي او فراگير و همگاني . بدو ايمان دارم چه , از هر چيز
پيش است ـ و هستي و به خويش است ـ و از او راه مي جويم كه
نزديك است و راهبر. و از او ياري مي خواهم كه تواناست و
چيره گر , و بر او تكيه مي كنم كه بسنده است و ياور , و گواهي
مي دهم كه محمد(ص ) , بنده و فرستاده اوست . او را فرستاد
براي روان ساختن فرمان , و بستن راه عذر ـ بر مردمان ـ و بيم
دادن از كيفر آن جهان .
بندگان خدا شما را اندرز مي دهم به تقوا , و پرهيز از
نافرماني خدا , كه در كتاب خود ـ براي شما مثلها آورد , وزمان
مرگ يك يكتان را معين كرد. زينت لباس برتنتان پوشيد , و
روزي فراخ به شما بخشيد. از بيش و كم شما آگاه است وپاداش
هر يك را آماده داشته , بر سر راه است . شما را برگزيد ـ از ديگر
جانداران ـ به دادن نعمتهاي فراوان , و بخششهاي شايان , و
ترسانيدتان ـ از عذاب آن جهان ـ با حجتهاي روشن و رسا در
بيان . يكان يكان شما را ـ در علم مخزون خود ـ به شمار آورد ,
و براي هر يك زماني معين كرد. در اين جهان كه جاي محنت
است , و خانه ابتلا و عبرت . شما را در آن مي آزمايند , و
محاسبه مي نمايند , چه دنيا , آبشخوري است تيره و تار , وبه
آب درآمد نگاه آن گلزار. برون سوي آن فريبنده , درون سوي آن
كشنده . فريبكاري است زودگذار , سايه اي ناپايدار , تكيه گاهي
است نااستوار. روي خوش ناميد. تا آن كه از وي گريزان است ,
بدو انس گيرد , و آن كه ناشناسي اوست آرامش پذيرد. ناگاه , به
چهار دست و پاي برخيزد , وريسمانها در آويزد , آماج تيرهاي .
قضايش ـ سازد و رشته هاي مرگ بر گلويش اندازد. كشان
كشانش براند , تا به خوابگاه تنگش رساند , كه منزلگاهي است
پر بيم , براي ديدن پاداش كردار از بهشت نعيم و يا كيفري از
عذاب جحيم .
چنين بوده است ـ رسم دوران ـ پسينيان از پي پيشينيان
روان , نه مرگ دست بردار از تباه كردن آنان , و نه ماندگان از
نافرماني روگردان . آيندگان پا بر جاي پاي رفتگان نهند , و هر
گروه چون رمه بگذرند ـ و نوبت به دسته ديگر دهند ـ تا آنگاه
كه جهان سرآيد , و بانگ نيستي برآيد. رشته كارها گسسته گردد
و بناي روزگار در هم شكسته ـ چون نوبت خفتن به سر رسد ـ و
رستاخيز در رسد , آنان را از شكاف گورها ـ و دل مورها.
و لانه پرندگان و كنام درندگان ـ و درون مغاك ـ و افكندن
جاي هلاك بيرون آرد. شتابان فرمان او را نيوشا. در رفتن به
بازگشتگاه او , كوشا. خاموش و دسته دسته بر پا و خدا به ديده
قدرت بر همه بينا , و آنان بانگ خواننده را شنوا. لباس فروتني
بر بدن , طوق بندگي و خواري بر گردن , چاره اي پيش پانديده ,
رشته اميد بريده , دلها از اندوه لرزان بانگها فرو داشته , آهسته
سخن گويان , عرق از سر و روي برگردن ريزان , پر بيم و به خود
لرزان , كه به آوايي درشت آنان را به حساب مي خوانند , تا
جزاي هر يك را بدو رسانند , و تلخي كيفر يا شيريني پاداش را
به وي چشانند. بندگاني هستند به قدرت حق آفريده , نا به
دلخواه پروريده , چون مرگشان در رسد , جانهايشان گرفته
است , تن هايشان در دل خاك خفته , تا پوسيده گردند و خرده
استخوان . سپس از گور برانگيخته شوند يكان يكان . جزاي
خويش را وامدار , حسابشان جدا كرده و آشكار. كه :
در اين دنيا بدآنهافرصت دادند تا از گمراهي برهند , و راه را
بدآنهانمودند , تا بيراهه نروند. از زندگاني بهره گرفتند چندانكه
تحصيل رضاي خدا را شايد. و آن مايه از خرد يافتند كه گرد
شبهت را زدايد. آنان را رها كردند تا رياضت كشند , مانند
اسبان مسابقت , و بر يكديگر پيشي جويند در انديشيدن و
جستن نور معرفت , در فرصتي كوتاه كه دارند و مهلتي از عمر
كه با ناآرامي به سرآرند. وه ! كه چه مثالهاي به جا , و اندرزهاي
رسا. اگر در دلهاي پاك نشيند , و در گوشهاي شنوا جاي گزيند ,
و انديشه هاي مصمم يابد , و خردهاي با تدبير آن را برتابد.
پس , از خدا همچون كسي بترسيد كه شنيد و فروتني كرد ,
گناه ورزيد و اعتراف آورد , ترسيد و به كارپرداخت , پرهيز
نمود و پيش تاخت , يقين كرد و نيكي ورزيد , پندش دادند و به
گوش جان خريد. ترساندش , و نافرماني نكرد , دعوت را
پذيرفت , و به خدا روآورد. بازگشت و توبه كرد. پي راهنما افتاد
و بر نهاد او كار ساخت ـ شريعت را بدو نشان دادند و آن را ديد
و شناخت . پس خواهان , بشتافت و گريزان , رهايي يافت . سود
طاعت را ذخيره ساخت و درون از تعلقات بپرداخت .
بازگشتگاه آن جهان را آباد كرد. و براي روز كوچ , و راهي كه در
پيش دارد , و نيازي كه او را افتد , و جايي كه در آن درويش
ماند توشه فراهم آورد , و فرستاد آن را پيشاپيش , براي اقامتگاه
خويش .
پس , بندگان خدا! تقوا و رضاي حق را بجوييد , و راهي را كه
براي آن آفريده شده ايد بپوييد. و از آنچه شما را ترسانده است
چنانكه بايد بترسيد , تا آنچه را براي شما آماده ساخته سزاوار
باشيد , و انجام وعده او را خواستار , و از بيم رستاخيز بركنار.

| | | | |