شاهد
سيصد و پنجاه و چهارمين شماره نشريه « شاهد » مجله
فرهنگي , اجتماعي و اقتصادي بنياد شهيد و امور ايثارگران
انقلاب اسلامي ويژه آبان 1383 منتشر شد . در اين شماره از
ماهنامه شاهد مطالب زير به چشم مي خورد.
استكبار با شيوه هاي جديد ـ گرفتاري هاي علي (ع ) ـ
خورشيد بي غروب عشق ـ بيانات مقام معظم رهبري در ديدار
با قهرمانان المپيك و پارالمپيك ـ عيد فطر , بهار مومنان ـ
چگونه ايستاده ايم ـ از ريزش فيض بهره ببريم . گفت وگو با
خدا ـ بازگشت روباه پير ـ عمليات محرم ـ نقطه اوج دين ـ
زمزمه ـ حركت به سمت جبران تاخير 20 ساله ـ صداي من در
دوران دفاع مقدس شكل گرفت . قد قامت سبز ـ به جذابي يك
رمان ادبي ـ چشم هاي شيشه اي ـ روايت سرخ ـ شيرزن شبيه
توحيد ـ هما و ابا شقايق ها ـ شناخت اهداف ـ آفت بزرگ زبان ـ
پستي كه تاخير ندارد! ـ بيماري هاي قارچي ـ اخبار ـ همدل ـ
جدول و تازه هاي نشر
شاهد نوجوان
سيصد و پنجاه و نهمين شماره ماهنامه شاهد نوجوان
مجله فرهنگي , اجتماعي نوجوانان بنياد شهيد و امور ايثارگران
انقلاب اسلامي ويژه آبان 1383 منتشر شد .
اين شماره از شاهد نوجوان مطالب زير را در خود گنجانده
است :
ياران خميني (ره ) ـ قرآن , مثل باران است ـ هدف , هدايت
است نه نابودي ـ آمدنت را مي بينم ـ رمضان , عيد بزرگ
مسلمانان ـ وداع مثل عشق ـ تقويم سرخ ـ رمضان , بهار نيايش
زندگي در صحنه ـ شعر ـ از دشت كربلا تا دشت اردهال ـ فرياد
قدس ـ علي را قدر پيغمبر شناسد ـ ورزشي ـ كلاس درس
عاشقي ـ مسابقه قرآني ـ در سكوت سرد ـ همايش شعر فلسطين
دست در دست واژه ها ـ سرشار از راز و نياز ـ فصل گشايش ـ
دانستني هاي علمي ـ كوتاه , جالب , خواندني ـ پاسخ به نامه ها ـ
اينجا نجف است و جدول

|
هنوز مزه آن روزها را درك مي كنم
|

پاي صحبت و خاطرات جانباز قطع نخاع « عليرضا
برهاني نژاد »
اشاره :
ديدن جانبازان شيميايي , قطع نخاع و ديگر جانبازان عزيز همواره براي ما
يك تذكر و يادآوري است . تذكر از باب اينكه فراموش نكنيم آرامش , استقلال ,
عزت و سربلندي نظام جمهوري اسلامي مديون اين قشر ارزشمند است , يادآوري
از جهت اينكه خاطرات , دلاوريها و عزم پولادين رزمندگان دفاع مقدس برايمان
تداعي مي شود. با ديدن جانباز قطع نخاع و شيميايي اوج مقاومت و ايثار
رزمندگان را مي توان تجسم كرد. وجود اين عزيزان و يادگاران دفاع مقدس
همواره به ما هشدار مي دهد كه مبادا استقلال , شرف , آزادگي و ارزشهاي نظام
اسلامي را چوب حراج بزنيم و يا در مقابل متجاوزين به اصول فوق , لحظه اي
كوتاهي كنيم .
برادر عليرضا برهاني نژاد , جانباز قطع نخاع كه در سنين نوجواني با شور و
عشق وصف ناشدني , درس و تفريح و خا نواده را رها كرده و به جبهه هاي نبرد
شتافته برايمان از آن روزهامي گويد. آنچه در پي مي آيد خاطرات اين رزمنده
افتخار آفرين لشكر 41 ثارالله كرمان است كه پس از قطع نخاع شدن در سن 15
سالگي به ادامه تحصيل پرداخت و در حال حاضر كه 33 سال بيشتر از عمر پربهاي
او نمي گذرد ليسانس حقوق و كارآموز وكالت مي باشد.
مزه جبهه را چشيده بودم
از ده سالگي دلم مي خواست به جبهه بروم و در كنار ساير
رزمندگان , از ميهن اسلامي دفاع كنم ولي بخاطر كمي سن مرا
نمي پذيرفتند تا بالاخره در سال 64 زماني كه 14 سال داشتم پس از
پيگيريهاي فراوان موفق به اعزام شدم . پس از آموزشهاي لازم به
واحد مخابرات منتقل شدم فرمانده ام اول شهيد حاجبي و بعد
شهيد عرب نژاد بودند. پس از سه ماه از اولين اعزام , به كرمان
برگشتم , ولي دلم طاقت نياورد , ديگر نمي توانستم در كلاس و درس
حاضر شوم تمام فكر و ذهنم پيش رزمندگان و جبهه بود و در واقع
مزه جبهه را چشيده بودم .در اين هنگام يكي از دوستانم نامه اي از
جبهه برايم فرستاد كه در آن نوشته بود جايت خالي است . ديگر
طاقت نياوردم با اينكه به سن تكليف نرسيده بودم و مكلف به دفاع
نبودم به جبهه رفتم و اين در حالي بود كه افراد كوچكتر از من هم
بودند كه شجاعانه و عاشقانه مي جنگيدند و شهيد مي شدند.
در پاتك عراق قطع نخاع شدم
براي بار دوم قبل از عمليات كربلاي 4 و 5 به جبهه رفتم و در
خطوط مختلفي حضور داشتم . رزمندگان اسلام خود را براي
عمليات بزرگي آماده مي كردند . من هم در گردان 420 بي سيم چي
آقاي شريف بودم . در سومين شب از اجراي عمليات پس از
شكستن خط . با تعدادي از بچه ها وارد عمليات شديم . ساعت 7
صبح روز بعد عراق پاتك زد و من در اثر اصابت خمپاره شصت
مجروح شدم و چون اين خمپاره به كمر من خورده بود قطع نخاع
شدم .
از بسيجي ها خيلي مي ترسيدند
صحنه جنگ و كارزار صحنه اي نيست كه بتوان آنرا به راحتي
به تصوير كشيد. وقتي جوانهاي امروز را با جوانان و نوجوانان ايام
دفاع مقدس مقايسه مي كنم و صحنه هايي از آن ايام غرور آفرين
رادر ذهن مرور مي كنم حيرت زده مي شوم . در آن زمان تداركات ما
در مقابل تداركات عراق هيچ بود. روزيكه مجروح شدم به جبهه
عراقيها نگاه كردم , تا چشم كار مي كرد تانك مي ديدم و ما با همين
دست خالي و قدرت ايمان جلوي آن ها ايستاديم . آنها از بسيجي ها
خيلي مي ترسيدند.
لحظه مجروحيت
در حين دفع پاتك عراقيها بوديم . خمپاره اي از بالاي سرم رد
شد احساس كردم پشتم سوخت . اول احساس سبكي كردم بنظرم
آمد كه گونيهاي خاكريز روي بدنم ريخته تجسم و تصور آن لحظه
برايم خيلي مشكل است . يكي از دوستان گفت بلندشو. گفتم
نمي توانم . چند ساعتي روي زمين بودم . انتقال مجروح در صحنه و
عمليات بسيار سخت بود. يك ماشين تداركات آمد من و ديگر
مجروحان را سوار كردند. ماشين با سرعت خيلي زيادي از خط
بيرون آمد به بيمارستان صحرايي فاطمه الزهرا(س ) منتقل و از آنجا
ما را با هلي كوپتر به بيمارستان شهيد بقايي اهواز فرستادند ولي
چون مجروح زياد بود ما رانپذيرفتند و از آنجا به بيمارستان شهيد
محمدي بندرعباس منتقل شديم . خيلي از بچه ها در هواپيما و حين
نقل و انتقالات شهيد شدند. از بيمارستان شهيد محمدي با مادرم
تلفني صحبت كردم و گفتم مجروح شده ام . پدر و مادرم شبانه به
طرف بندرعباس آمدند ولي قبل از رسيدن آنها , مرا كه بسيار
بدحال بودم به تهران , بيمارستان اميرالمومنين (ع ) منتقل كردند.
وقتي مادرم تخت خالي و خوني مرا در بيمارستان بندرعباس
مي بيند خيلي بيطاقتي مي كند لذا او را به تهران مي فرستند.
امام رضا(ع ) به من آرامش داد
دوماه در بيمارستان اميرالمومنين (ع ) تهران بستري بودم . ديگر
به درد عادت كرده بودم . من آرزوي شهادت داشتم ولي يك باره
براي من كه يك كاراته كار بودم معلوليت بسيار سخت بود. پزشكان
به من گفتند بايد به آسايشگاه بروم ولي من ترجيح دادم به مشهد
مقدس بروم . براي من و مادرم بليط هواپيما گرفتند. همزمان
عمليات كربلاي 8 شروع شده بود . در مشهد مرا با برانكارد به حرم
آقا امام رضا(ع ) بردند. آن زمان هنوز نمي توانستم بنشينم . اگر
مي نشستم بيهوش مي شدم واين حالت تا يك سال ادامه داشت .
شب تا صبح در حرم بودم آنجا به لطف آقا امام رضا(ع ) حالتي به
من دست داد كه وضعيت جسمي خودم را پذيرفتم و روحيه خوبي
پيدا كردم و به كرمان برگشتيم . من فرزند ارشد خانواده بودم غير از
من 7 فرزند ديگر در خانواده بودند كه مادرم همه را رها كرده بود و
فقط به من مي رسيد.
ازدواج با دختر يكي از جانبازان
بعد از مدتي دوستانم در مجتمع آموزشي رزمندگان اسلام
مقدمات ادامه تحصيل مرا فراهم كردند. پس از اخذ ديپلم در سال
75 با فرزند يكي از جانبازان ازدواج كردم و در حال حاضر نيز با
داشتن دو فرزند زندگي خوبي را سپري مي كنم و در اين مدت در
رشته حقوق نيز موفق به اخذ ليسانس شده ام . و از اين جهت با
دختر يكي از جانبازان ازدواج كردم چون ميدانستم شرايط زندگي
جانباران را ديده , لمس كرده و بهتر مي تواند كنار بيايد.
جانباز بهترين الگوي نسل جوان امروز
هر چند زندگي جانباز با محدوديتها و مشكلاتي همراه است
ولي بايد اهداف اين قشر در دفاع مقدس به جامعه تفهيم شود.
جانبازان بايد در جامعه حضور داشته باشند. چرا كه اين براي
امنيت مملكت هم مفيد است . جوانان و نوجوانان امروز بايد
زندگي جانبازان را الگو و سرمشق خود قرار دهند. من احساس
مي كنم بهترين لحظات عمرم روزهايي بود كه در جبهه بودم و اگر
بهانه اي براي آن دنيا بخواهم همان ايام جبهه است ايامي كه هنوز
مزه نماز , روزه , خواب , بيداري , ذكر , دعا , مصيبت و نيايش آن را
درك مي كنم و احساس مي كنم بهترين لحظات زندگيم همان
لحظات بود.
سالمترين و بهترين بچه ها , كساني كه نفس هايشان و
وعاهايشان مستجاب است در آسايشگاههاي جانبازان قطع نخاعي
و شيميايي بستري هستند. بايد قدر اينها را بدانيم . رسانه ها ,
خصوصا سيماي جمهوري اسلامي بايد زندگي اين عزيزان را به
تصوير بكشد. اينها به گردن ما حق دارند و ما نيز مديون آنهائيم .
اعتقادم اين است كه اين مملكت صاحب دارد خون شهدا
ضامن بقاي كشور است و بايد قدر استقلال و خودكفايي كشور را
بدانيم . زمانيكه خبر ساخت موشك و يا ساير تجهيزات نظامي در
كشور را مي شنوم خيلي خوشحال مي شوم چرا كه پيشرفت . قدرت
و عزت حق اين ملت است .
تهيه و تنظيم ـ كرمان ـ دفتر روزنامه جمهوري اسلامي ـ همتي
در حين دفع پاتك عراقي ها بوديم . خمپاره اي از
بالاي سرم رد شد , احساس كردم پشتم سوخت . اول
احساس سبكي كردم , بنظرم آمد گوني هاي خاكريز
روي بدنم ريخته , تجسم و تصور آن لحظه برايم خيلي
مشكل است .
من احساس مي كنم بهترين لحظات عمرم روزهايي
بود كه در جبهه بودم و اگر بهانه اي براي آن دنيا
بخواهم , همان ايام جبهه است , ايامي كه هنور مزه
نماز , روزه , خواب , بيداري , ذكر , دعا , مصيبت و نيايش
آن را درك مي كنم .

|
ثمره شيرين پيروزي از نهال همدلي
|

نگاهي كوتاه به عمليات طريق القدس (آزادي بستان )
عمليات طريق القدس (آزادسازي بستان ) در ساعت 30 دقيقه بامداد
هشتم آذرماه سال 1360 بارمز مقدس « يا حسين (ع ) » , در منطقه عمومي
بستان و غرب سوسنگرد با اهداف آزادسازي شهرستان بستان , تامين مرز ,
دسترسي به هورالهويزه , انهدام نيروهاي دشمن و همچنين قطع ارتباط آنها
از شمال به جنوب در داخل خاك ايران آغاز شد. آنچه در پي مي آيد نگاهي
است كوتاه به اين عمليات .
هدف عمليات
در پي اجراي عمليات پيروزمند ثامن الائمه و شكست حصر آبادان
مشخص شد نفوذ به مواضع پدافندي دشمن , كار غير ممكني نيست و اين
عمليات در واقع عامل اعتماد به نفس , سپاه اسلام در طراحي عمليات موثر
بعدي بود. ضمن اينكه صدام با تبليغات فراوان , تصرف بستان را نمونه
توانمندي ارتش عراق اعلام كرده و از آن بعنوان عامل روحيه بخش نيروهاي
خود استفاده مي نمود , كه در صورت اجراي اين عمليات ارتباط دشمن از
شمال به جنوب قطع شده و ضربه اي كاري به دشمن وارد مي شد و دشمن
براي تدارك نيروهاي شمال و جنوب خود مجبور به دور زدن هورالعظيم
مي شد كه اين موضوع بشدت از توانايي ماشين جنگي دشمن مي كاست و
دليل ديگر طراحي اين عمليات دسترسي رزمندگان اسلام به مرزهاي
بين المللي و هورالهويزه و تنگه چزابه بود كه در اينصورت تعداد زيادي از
نيروهاي درگير آزاد و در عملياتهاي بعدي مورد استفاده قرار مي گرفت .
موقعيت جغرافيايي عمليات
منطقه عملياتي طريق القدس از طرف شمال به تپه هاي رملي , از طرف
شرق به تپه هاي الله اكبر و از طرف جنوب شرق به سوسنگرد و از طرف
جنوب به رودخانه نيسان و شهر هويزه و از طرف غرب به مرداب هورالعظيم
محدود مي شد و در اين عمليات شهر بستان و بيش از هفتاد روستاي منطقه
به همراه چند پاسگاه مرزي منطقه آزاد و رزمندگان اسلام ضمن پاكسازي
حدود 800 كيلومتر مربع از خاك ميهن اسلامي به هورالهويزه دسترسي پيدا
مي نمودند . ضمن اينكه دهها تانك و نفربر و خودرو دشمن منهدم و 13
فروند هواپيما 4 فروند هلي كوپتر توسط رزمندگان اسلام ساقط شد و 45
گردان و گروهان از تيپ 12 منهدم شده و لشكر 5 مكانيزه صدام نيز بمقدار
زيادي ضربات كاري دريافت كرده , ضمن اينكه صدها دستگاه تانك و ماشين
آلات مهندسي و سلاح و مهمات و خودرو به غنيمت سپاهيان اسلام در آمده
و قريب به 10 هزار نفر از نيروهاي دشمن كشته و اسير شدند .
همكاري سپاه و ارتش
عمليات پيروزمند طريق القدس نمونه بارز همكاري و همدلي جان بر
كفان ارتشي , سپاهي و جهاد سازندگي بود , بنحوي كه در كليه مراحل
طراحي , شناسايي , تجهيز و آمادگي , عمليات آفندي و پدافندي نشان از
صفا , صميمت گروههاي عمل كننده بود , بدين ترتيب ثمره شيرين پيروزي از
نهال همدلي به بارنشست .
از ويژگي هاي ديگر اين عمليات , محاصره دشمن , استفاده از اصل
غافلگيري و هجومهاي سنگين به خطوط مقدم و عميق بود. بدين ترتيب
رزمندگان اسلام با هجوم به عمق مواضع دشمن , قدرت ابتكار و تحرك را از
او سلب كردند. فلذا دشمن نتوانست عكس العمل لازم را در مقابل رزمندگان
اسلام انجام دهد.
فتح الفتوح
صدام . شكست ارتش بعث در اطراف آبادان را يك حادثه وتكرار آن را
خارج از توان رزمندگان اسلام برآورد كرد و با انجام اين عمليات بار ديگر
يكي از مواضع مهم او را به تصرف رزمندگان اسلام درآمده و دشمن در يك
بن بست تبليغاتي قرار گرفت ضمن اينكه سپاه اسلام براي اولين بار در
جنوب به مرزهاي بين المللي دست پيدا مي كرد , فلذا امام خميني (ره )
باآگاهي از اهميت اين پيروزي در ابعاد مختلف اين عمليات را فتح الفتوح
ناميده , و با سرزنش صدام كه با اتكا به تجهيزات اهدايي ابرقدرتها
نيروهاي خود را شكست ناپذير جلوه مي داد , افزودند : اينان از پيروزي صدر
اسلام كه پيروزي ايمان و خون بر شمشير و قواي جهنمي بود بايد عبرت
بگيرند.
نتيجه
در زمينه وحدت و همدلي بين نيروهاي مسلح اعم از قواي نظامي و
انتظامي مي توان نتيجه گرفت نيروهاي مسلح نظام به نمايندگي از سوي ملتي
بزرگ از حريم اسلام و قرآن دفاع نمايند و بايد در تمامي شرايط گوهر
گرانبهاي وحدت را نصب العين قرار داده تنها هدف خود را اداي وظيفه در
مقابل شهيداني بدانند كه با ايثار جان شيرين , دشمن خطرناك را از دستيابي
به مقدورات كشور ناكام گذاشتند و تجربه عمليات طريق القدس , قدرت
توكل و اعتماد به نفس در جامعه اسلامي و نيروهاي مسلح است و بايد
بدانيم تنها در صورت توكل به قدرت لايزال الهي و تقويت انگيزه هاي الهي
و ايماني مي توان دشمنان زياده طلب و مستكبر را از دست اندازي به اين
ملت بزرگ پشيمان نمود و خداوند متعال هم وعده داده است كه ا ز
مجاهدان مومن و متوكل حمايت كرده و آنها را در برابر دشمناني هر چند
قوي و مجهيز پيروز نمايد , ولذا بر همه فرهيختگان و دلسوزان است كه با
تشريح اهميت اين عوامل پيروزي , روح اميد و اطمينان را بر كالبد جامعه
بدمد , انشاالله . حق نزديك است و امام عصر(عج ) در انتظار تجهيز و
آمادگي ماست در آن صورت مي توان منتظر واقعي امام عصر(عج )
بود.
مديريت حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس
معاونت فرهنگي نيروي زميني سپاه
عمليات پيروزمند طريق القدس نمونه بارز همكاري و
همدلي جان بركفان ارتشي , سپاهي و جهاد سازندگي بود ,
بنحوي كه در كليه مراحل طراحي , شناسايي , تجهيز و آمادگي ,
عمليات آفندي و پدافندي نشان از صفا و صميميت گروههاي
عمل كننده بود.
امام خميني (ره ) با آگاهي از اهميت پيروزي عمليات
طريق القدس , اين عمليات را فتح الفتوح ناميد و با سرزنش
صدام كه با اتكا به تجهيزات اهدايي ابر قدرت ها , نيروهاي
خود را شكست ناپذير جلوه مي داد , افزودند : اينان از پيروزي
صدر اسلام كه پيروزي ايمان و خون بر شمشير و قواي جهنمي
بود بايد عبرت بگيرند

|
| |