روزنامه جمهوري اسلامي 15/10/1384 صفحه عقيدتي
هجرتي از « بيت نفس » تا « كوي دوست »




تاملي در سفر الهي « حج » و ناله اي از غفلت ها
يكي از مشكلات اساسي جوامع اسلامي در « حج » اين است كه گروه هايي از حج گزاران , حقيقت اين عبادت بزرگ الهي را كه « سفر الي الله » است فراموش مي سازند و در اوج غفلت و به دور از هرگونه بينش , به « سفر تجارت » مي پردازند و از حالت « تعادل » در فعاليت هاي اقتصادي و تجاري كه در متن حج و در كنار ساير ابعاد اين عبادت الهي قرار دارد و صحيح و سالم مي باشد , به « مطلق گرايي » در امور مادي و فراموش كردن اهداف معنوي حج گرفتار مي آيند.
اين گروه از حج گزاران كه هميشه بوده اند و بايد تلاش شود تا با فرهنگ سازي و پرورش هاي اخلاقي متحول شوند و به معرفت و شناخت لازم دست يابند , نه براي « خدا » , كه براي « خود » حج مي گزارند و عطشناك و شتابان به دنبال « نان » و « نام » هستند و هيچ فرصتي را براي نيل به مطامع خود از دست نمي دهند و بي وقفه در حال حركت و تلاش در اين بيراهه مي باشند.
« نان » در اينجا نه به مفهوم متعارف و متداول آن مي باشد كه تلاش مستمندان و تهي دستان براي تامين حداقل نيازمندي ها و بردن نان و خوراك شبانه به خانه هايشان است , كه به مفهوم اصطلاحي آن مي باشد كه مطامع اقتصادي در نزد كساني است كه در عطش سيري ناپذير زر و سيم و ثروت سرشار دنيا به سر مي برند و همه ابزار و اهرم ها را به كار مي گيرند تا فزون تر بيابند و ذخيره سازي كنند و در اين وادي خطرناك كه ابتداي آن نفس سركش است و انتهاي آن دوزخ عذاب الهي , از همه نيرنگ و فريب ها و تعدي و ستم ورزي ها و دروغ و تهمت ها براي رسيدن به هدف استفاده مي كنند.
اين افراد تا آنجا اسير هواهاي نفساني و اميال و شهوات و مطامع نامشروع مي باشند كه از فرصت هاي عبادت و نيايش و سير و سلوك الي الله كه « حج » يكي از بزرگترين آنهاست , فقط در مسير تحقق نفسانيت ها و اهداف و آمال اقتصادي بهره وري مي نمايند.
« نام » نيز در اينجا نه به مفهوم شهرت جويي و نام آوري هاي متداول در موقعيت هاي اجتماعي و سياسي است , كه مقصود فعاليت وقفه ناپذير براي نامجويي هايي است كه با بهره برداري هاي ناشايست از دين و مذهب و عباداتي همچون حج صورت مي گيرد و آن عبارت است از سفر حج براي به اين و آن نماياندن و مهماني دادن هاي تهي از انگيزه هاي سالم و همراه با اسراف و تجمل گرايي هايي كه با روح اين عبادت الهي در تعارض مي باشد . (1 )
هدف اصلي حج , تحقق « سفر الي الله » است , نه « سفر تجارت » و غرقه شدن در خريد و فروش و مطامع و منافع مادي كه به طور طبيعي با فراموش كردن انگيزه هاي سالم و خالص و تلاش دقيق و همراه با مراقبت شديد براي رسيدن به مقصد و هدفي است كه عبارت است از جلب رضوان و خشنودي خدا و پذيرش عبادت حج در درگاه بي نياز او با متجلي شدن آثار همه جلوه ها و ابعاد عبادي و معنوي و اجتماعي و سياسي حج در انديشه و عمل حج گزاران راستين .
به سخن بيداركننده و هشداردهنده حضرت امام خميني توجه كنيم كه اينگونه حج گزاران را به مراقبت و تلاش براي تحقق سفر الي الله در حج فرمان مي دهند :
« توجه داشته باشيد كه سفر حج , سفر كسب نيست , سفر تحصيل دنيا نيست , سفر الي الله است . شما داريد به طرف خانه خدا مي رويد , تمام اموري كه داريد انجام مي دهيد , به طور الوهيت بايد انجام بدهيد.
سفرتان از اينجا كه شروع مي شود... سفر به سوي خداي تبارك و تعالي است . بايد همان طوري كه مسافرين الي الله مثل انبيا عليهم السلام و بزرگان از دين ما مسافرتشان الي الله در تمام زمان حياتشان بوده است , شما هم الان « وفود » (2 ) الي الله داريد مي رويد.
شما در آنجا كه مي رويد , در ميقات كه مي رويد , لبيك به خدا مي گوييد , يعني تو « دعوت » كردي و ما « اجابت » . مبادا يك عملي انجام بدهيد كه خداي تبارك و تعالي بفرمايد كه خير , شما را من قبول ندارم , براي اين كه شما « اسلامي » نيستيد.
مبادا اين سفر را سفر تجارت قرار بدهيد و امور تجاري در اين سفر مطرح باشد پيشتان , چه آقايان اهل علم , و چه كاروان ها , و چه روساي كاروان ها , و چه ساير حجاج . سفر , سفر الي الله است , نه سفر به سوي دنيا , آلوده به دنيا نكنيد . » (3 )
دقت و تامل در سخنان حضرت امام خميني نشان مي دهد كه غفلت هاي ناشي از فقدان معرفت و بينش نسبت به حج راستين بسيار آسيب زا و خطرناك مي باشد و همين كه بعضي از حج گزاران را آن گونه از حقايق و فلسفه هاي حج دور مي دارد كه به جاي حركت پاك و خالص و زلال در مسيري كه سفر الي الله را به زيبايي و به طور كامل و جامع به ظهور درمي آورد , در بيراهه دنيا به حركت براي رسيدن به مطامع و آثار مادي وامي دارد , آفت و آسيب بزرگي مي باشد.
راستي تفاوت اين دو سفر چقدر است و انگيزه هاي سائران در اين دو مسير چگونه است و مقاصد و اهداف و آمالي كه جستجو مي كنند چيست و در نهايت به كجا مي رسند
چنانچه بخواهيم به پاسخ صحيح اين پرسش دست يابيم , بايد ابعاد و جلوه هاي « سفر الي الله » را بازشناسي كنيم و با آگاهي و شناختي كه از اين سفر كسب مي نمائيم مرز و حدفاصل اين انگيزه ها و اهداف سائران در اين دو مسير را نمايان سازيم .
1 ـ اولين جلوه از سفر الي الله , شنيدن دعوت حق با گوش جان و پاسخ به اين دعوت از اعماق وجود مي باشد. اين مهم تحقق نمي پذيرد مگر آن كه حج گزار به گونه اي از هواهاي نفس بگذرد و از خويشتن گرايي ها و خودبيني ها و هوس ها فاصله بگيرد كه در محضر حضرت محبوب « خود » را نبيند و فقط « او » و تجلي انوار صفات و اسما مقدسش را به نظاره بنشيند. در چنين حالت است كه سائر الي الله به طور مطلق همه چيز را فاني در حضرت پروردگار مي بيند و از او نه تنها در الوهيت ـ كه اعتراف لساني و عملي به يگانگي خدا و توحيد در ذات و صفات است ـ كه در همه امور هر چه هست از حمد و ثنا و نعمت و افعال و حركات و صفت و عمل را از خدا مي داند و در حج او , اين حقايق مقدس در لحظه به لحظه و در تمام مراحل به زيبايي هر چه تمامتر سريان مي يابد.
بنگريم به سخن ژرف حضرت امام خميني در اشاره زيبا به اين جلوه از « سفر الي الله » و بينديشيم در مفاهيم ناب آن :
« لبيك هاي مكرر از كساني حقيقت دارد كه نداي حق را به گوش جان شنيده و به دعوت الله تعالي به اسم جامع , جواب مي دهند. مساله , مساله حضور در محضر است و مشاهده جمال محبوب , گويي گوينده از خود در اين محضر بي خود شده و جواب دعوت را تكرار مي كند و به دنباله آن سلب شريك به معناي مطلق آن مي نمايد كه « اهل الله » مي دانند , نه شريك در الوهيت فقط . گرچه سلب شريك در آن نيز شامل همه مراتب تا فناي عالم در نظر اهل معرفت است و حاوي جميع فقرات احتياطي و استحبابي است , مثل « .... الحمد لك والنعمه لك .... » و حمد را اختصاص مي دهد به ذات مقدس , همچنين نعمت را , و نفي شريك مي كند , و اين نزد اهل معرفت غايت « توحيد » است و به اين معناست كه هر حمدي و هر نعمتي كه در جهان هستي تحقق يابد , حمد خدا و نعمت خداست بدون شريك , و در هر موقف و مشعري و وقوف و حركتي و سكون و عملي اين مطلب و مقصد اعلي جاري است و خلاف آن , « شرك » به معناي « اعم » است كه همه ما كوردلان به آن مبتلا هستيم . » (4 )
2 ـ « حج » داراي محتواي غني و رهايي بخش و زندگي ساز است كه هر حج گزار بايد ابعاد آن را در انديشه و رفتار و اعمال خويش متجلي سازد تا آنگونه كه شايسته است از اين عبادت عظيم الهي بهره هاي وافر و لذتهاي سرشار معنوي ذخيره سازد و در عرصه هاي حيات دنيايي خويش با اين پشتوانه هاي راهنما و مقصدرسان زيست كند و به سلامت و سعادت و رستگاري نائل آيد.
محتواي غني حج , نه در هر حجي و با هر انگيزه و هدفي , كه فقط در « حج ابراهيمي » و « حج محمدي » نهفته است و از همين رو حج گزاران بايد تلاش نمايند به محتواي چنين حجي نائل آيند.
محتواي اين حج اصيل و ناب است كه حج گزاران را به وارستگي و رها شدن از همه قيود و وابستگي ها مي رساند و معرفت حق عطا مي نمايد و جلوه هاي عشق و محبت حضرت معشوق را در حركات و كنش و سلوك آنان به جريان درمي آورد.
همچنين محتواي اين حج است كه حج گزاران را با ارمغان هايي « باقي » به سرزمين هاي خويش بازمي گرداند كه هرگز با آنچه در دنياي « فاني » وجود دارد قابل مقايسه نمي باشد و به دليل ابدي بودن , حيات جاودانه مي بخشد و حضور در محفل انس و عشق و وصال و شهود را نتيجه مي دهد.
حضرت امام خميني , با اشاره به همين حقايق است كه حج گزاران را اينگونه رهنمود مي دهد :
« در ميقات هاي الهي و مقامات مقدس , در جوارخانه پربركت خداوند تعالي , آداب حضور محضر مقدس خداوند عظيم , مراعات و قلوب حجاج عزيز از تمام وابستگي هاي به غير حق , آزاد و از آنچه غيردوست هست تهي و با انوار تجليات الهي منور گردد تا اعمال و مناسك اين « سير الي الله » با محتواي حج ابراهيمي و پس از آن حج محمدي , آراسته گردد و با سبكباري از افعال طبيعت .... با كوله باري از معرفت حق و عشق محبوب , به اوطان خود بازگردند و به جاي « سوغات هاي مادي فاني » , « دستاوردهاي باقي ابدي » براي دوستان به سوغات آورند . » (5 )
3 ـ درون مايه اصلي حج « اخلاص » است , همان گونه كه جان مايه همه طاعات و عبادات و فعاليت ها و تلاش و جهادها اخلاص مي باشد.
اخلاص , اصلي است كه زلالي عبادات را تامين مي كند و همه رگه هاي شرك به مفهوم عام را از بين مي برد و دل و جان آدمي را از گرايش هاي غيرالهي و ريا و خودنمايي در شكل هاي مختلف پاك و منزه مي سازد , به گونه اي كه جز خدا نمي طلبد و جز به رضايت او نمي انديشد و سخن و عمل و رفتار و حركات و تمام اعمال عبادي و اخلاقي و رفتاري و فردي و اجتماعي و سياسي و اقتصادي خويش را در مسير تحقق اهداف سالم الهي و به منظور خدمت رساني به بندگان خدا انجام مي دهد.
اخلاص در طاعات و از جمله حج , علاوه بر رها ساختن انسان از ريا و خودنمايي , هرگونه خودبيني و خودخواهي را نيز از بين مي برد و « خداخواهي » را جايگزين آنها مي كند.
از جمله آثار ارزشمند اخلاص اين است كه انسان را در تمام عرصه ها و صحنه هاي حيات به احساس آرامش و رضايتمندي و سرافرازي و ظفر و پيروزي مي رساند كه هر كس خالصانه به خدا عشق ورزد و به او بپيوندد و در پناه علم و قدرت و حفاظت و احاطه مطلق و گسترده اش درآيد , هميشه موفق و در سلامت و عزت است .
رهنمودهاي حضرت امام خميني در اين باره بسيار راهگشا مي باشد :
« از مهمات در همه عبادات , اخلاص در عمل است كه اگر خداي نخواسته كسي عملي را براي « خودنمايي و عرضه به ديگران » انجام دهد و خوبي عملش را به رخ ديگري بكشد , عمل او « باطل » است . و حجاج محترم مواظب باشند كه رضاي غير خداوند را در اعمال خود شركت ندهند.... مهم آن است كه حاج بداند كه كجا مي رود و دعوت كي را اجابت مي كند و ميهمان كيست و آداب اين ميهماني چيست . و بداند كه هر « خودخواهي » و « خودبيني » با « خداخواهي » مخالف است و با « هجرت الي الله » مباين و موجب نقص معنويت حج است . » (6 )
4 ـ سفري « الي الله » است كه جامع و كامل باشد و همه ابعاد و جلوه هاي آن توسط مسافر كوي دوست به مرحله عمل درآيد , و « حج » سفري است به سوي خدا با تمام ابعاد و آثار عبادي و معنوي و اجتماعي و سياسي آن كه بايد همه آنها در كنار هم به منصه ظهور رسند.
كسي كه به سفر الي الله مي رود نمي تواند به درون خويش بخزد و فقط به جنبه هاي عبادي و معنوي حج بپردازد و هرگز به جلوه هاي سياسي و اجتماعي اين عبادت توجه و نظر و عمل روامدارد. چنين كسي نبايد نسبت به درد و رنج هاي جوامع اسلامي بي اعتنا باشد و به تفرقه و تشتت و از هم گسيختگي صفوف مسلمانان جهان نينديشد و در صدد جستجوي راه هاي درمان اين درد كهنه برنيايد. و نيز چنين كسي نبايد از آنچه در جهان پر نيرنگ و آشوب امروز مي گذرد بي خبر باشد و احساس مسئوليت نكند و فريادي از گلو برنياورد و دستي به اتحاد و همبستگي نگشايد.
اگرچه بينش يابي هاي سياسي و اجتماعي و به دنبال آن حركت و تلاش براي ايجاد استحكام و صلابت و قدرت در جبهه جهان اسلام در برابر قدرت هاي ظلم گستر و سيطره جوي جهاني از مهم ترين ابعاد و جلوه هاي « سفر الي الله » مي باشد و تا اين جلوه به عينيت نرسد , حج واقعي و راستين نيز صورت عيني و عملي نخواهد يافت , لكن متاسفانه اين جنبه از سفر الي الله مغفول واقع شده است و در نتيجه به طور يقين حج ابراهيمي و حج محمدي (ص ) نيز آنگونه كه شايسته است تحقق نيافته است .
برهمين اساس است كه حضرت امام خميني اين گونه دردمندانه از رها كردن ابعاد سياسي حج توسط گروه هايي از حج گزاران و اشتغال آنان به مسائل مادي و دنيايي در اين كنگره جهاني فرياد مي زند و هشدار و بيدارباش مي دهد :
« كثيري از حجاج بيت الله الحرام كه براي فريضه حج مي روند و بايد در آن مكان مقدس از توطئه بيگانگان به فرياد « يا للمسلمين » برخيزند , غافلانه در بازارها به جستجوي كالاهاي آمريكايي , اروپايي و ژاپني پرسه مي زنند و دل صاحب شريعت را با اين عمل كه با حيثيت حج و حجاج بازي مي كند به درد مي آورند . » (7 )
اين چنين است كه « سفر الي الله » كه متن و محتواي ناب و زلال « حج » مي باشد به دست غفلت و فراموشي سپرده مي شود و براي گروهي كه همه چيز را از زواياي « ماده » و « خاك » مي نگرند و با هر چه با « معنا » و « افلاك » مرتبط است بيگانه اند و در ظواهر مانده اند و به بواطن راه نبرده اند , حج و فلسفه ها و آثار زيبا و ارزشمند و روحبخش و زندگي ساز آن جز « سفر تجارت » (8 ) مفهوم ديگري نمي يابد و همچنان غرقه در اميال و خواهشهاي نفساني و دورافتاده از فيوضات و موهبت هاي رحماني , متعمدانه از « سعادت دنيا » به معناي واقعي و پاك و جامع و الهي آن , و نيز از « رستگاري عقبا » كه حيات زيبا و زلال و لذت بخش و سرشار از نعمت هاي ابدي و جاودانه است , محروم مي شوند.
خوشا به حال آنان كه « حج » را آنگونه كه « هست » يافتند و آثار و ثمرات آن را در تمام ابعاد و جلوه هاي حيات فردي و اجتماعي و سياسي خود جاري كردند و خدايشان عبادتشان را پذيرفت و رضوان و خشنودي خود و پاداش هاي وصف ناپذير و جاودان را بدرقه راهشان ساخت .
خوشا به حال آنان كه از « خود » رهيدند و به « خدا » رسيدند و در محفل قرب و وصل او آرام گرفتند و به مشاهده انوار زيباي صفات جمال و جلال او نشستند.

پاورقي :
1 ـ اين سخن حضرت امام خميني را به ياد آوريم كه درباره اسراف كاري در سوغات و تجملات و هزينه هاي زائد در ميهماني هاي پس از حج و ضرورت اجتناب از اين امور و اختصاص اين هزينه ها به رسيدگي به زندگي محرومان و تهي دستان و رها ساختن آنان از تنگناهاي معيشتي چنين فرمودند :
« كساني كه به عنوان سوغات , مصارف ناروا مي نمايند , يا تشريفات مهماني هاي خارج از رويه در وقت برگشت از حج مي نمايند , مقتضي است اين نحو هزينه ها را صرف احتياج برادران و خواهران عليل و مستمند خود نمايند كه خداوند تعالي به آنان اجر و بركت عنايت فرمايد . » (صحيفه نور , ج 9 , ص 177 )
2 ـ « وفود » يعني سفر كردن , رسالت و پيام آوري .
3 ـ از رهنمودهاي حضرت امام خميني در جمع روحانيون و روساي كاروان هاي حج , 58,7,8 , صحيفه نور , ج 9 , ص 238
4 ـ از پيام حضرت امام خميني به مسلمانان جهان به مناسبت برگزاري كنگره عظيم حج , 63,6,7 , صحيفه نور , ج 19 , ص 42
5 ـ صحيفه نور , ج 17 , ص 30
6 ـ از پيام حضرت امام خميني به زائران خانه خدا در تاريخ 64,5,25 , صحيفه نور , ج 19 , ص 199
7 ـ صحيفه نور , ج 19 , ص 204
8 ـ همان طور كه پيشتر اشاره شد , مقصود از « سفر تجارت » غرقه شدن در مطامع و منافع اقتصادي و رها كردن ابعاد معنوي و سياسي حج است و تلاش اقتصادي سالم و متعادل نافي حج صحيح نمي باشد. در قرآن كريم درباره فعاليت هاي اقتصادي و تجاري متعادل و سالم با حفظ ساير ابعاد و جلوه هاي حج , نشانه هاي روشن وجود دارد . آيه 198 از سوره بقره درباره همين موضوع نازل شده است :
« باكي نيست كه شما در هنگام حج , كسب معاش كرده از فضل خداوند روزي طلب نمائيد. »
« حج » داراي محتواي غني و رهايي بخش و زندگي ساز است كه هر حج گزار بايد ابعاد آن را در انديشه و رفتار و اعمال خويش متجلي سازد تا آنگونه كه شايسته است از اين عبادت عظيم الهي بهره هاي وافر و لذتهاي سرشار معنوي ذخيره سازد و در عرصه هاي حيات دنيايي با اين پشتوانه هاي راهنما و مقصدرسان زيست كند
مهم ترين جلوه از « سفر الي الله » , شنيدن دعوت حق با گوش جان و پاسخ به اين دعوت از اعماق وجود مي باشد. اين مهم تحقق نمي پذيرد مگر آن كه « حج گزار » به گونه اي از هواهاي نفس بگذرد و از خويشتن گرايي و خودبيني و هوس ها فاصله بگيرد كه در محضر حضرت محبوب « خود » را نبيند و فقط « او » و تجلي انوار صفات مقدسش را به نظاره بنشيند
« اخلاص » اصلي است كه زلالي عبادات را تامين مي كند و همه رگه هاي شرك به مفهوم عام را از بين مي برد و دل و جان آدمي را از گرايش هاي غيرالهي و ريا و خودنمايي در شكل هاي مختلف پاك و منزه مي سازد , به گونه اي كه جز خدا نمي طلبد و جز به رضايت او نمي انديشد