
تاملي در سفر الهي « حج » و ناله اي از غفلت ها
يكي از مشكلات اساسي جوامع اسلامي در « حج » اين
است كه گروه هايي از حج گزاران , حقيقت اين عبادت بزرگ
الهي را كه « سفر الي الله » است فراموش مي سازند و در اوج
غفلت و به دور از هرگونه بينش , به « سفر تجارت » مي پردازند و
از حالت « تعادل » در فعاليت هاي اقتصادي و تجاري كه در متن
حج و در كنار ساير ابعاد اين عبادت الهي قرار دارد و صحيح و
سالم مي باشد , به « مطلق گرايي » در امور مادي و فراموش كردن
اهداف معنوي حج گرفتار مي آيند.
اين گروه از حج گزاران كه هميشه بوده اند و بايد تلاش شود
تا با فرهنگ سازي و پرورش هاي اخلاقي متحول شوند و به
معرفت و شناخت لازم دست يابند , نه براي « خدا » , كه براي
« خود » حج مي گزارند و عطشناك و شتابان به دنبال « نان » و
« نام » هستند و هيچ فرصتي را براي نيل به مطامع خود از دست
نمي دهند و بي وقفه در حال حركت و تلاش در اين بيراهه
مي باشند.
« نان » در اينجا نه به مفهوم متعارف و متداول آن مي باشد
كه تلاش مستمندان و تهي دستان براي تامين حداقل
نيازمندي ها و بردن نان و خوراك شبانه به خانه هايشان است ,
كه به مفهوم اصطلاحي آن مي باشد كه مطامع اقتصادي در نزد
كساني است كه در عطش سيري ناپذير زر و سيم و ثروت
سرشار دنيا به سر مي برند و همه ابزار و اهرم ها را به كار
مي گيرند تا فزون تر بيابند و ذخيره سازي كنند و در اين وادي
خطرناك كه ابتداي آن نفس سركش است و انتهاي آن دوزخ
عذاب الهي , از همه نيرنگ و فريب ها و تعدي و ستم ورزي ها و
دروغ و تهمت ها براي رسيدن به هدف استفاده مي كنند.
اين افراد تا آنجا اسير هواهاي نفساني و اميال و شهوات و
مطامع نامشروع مي باشند كه از فرصت هاي عبادت و نيايش و
سير و سلوك الي الله كه « حج » يكي از بزرگترين آنهاست , فقط
در مسير تحقق نفسانيت ها و اهداف و آمال اقتصادي بهره وري
مي نمايند.
« نام » نيز در اينجا نه به مفهوم شهرت جويي و
نام آوري هاي متداول در موقعيت هاي اجتماعي و سياسي
است , كه مقصود فعاليت وقفه ناپذير براي نامجويي هايي است
كه با بهره برداري هاي ناشايست از دين و مذهب و عباداتي
همچون حج صورت مي گيرد و آن عبارت است از سفر حج
براي به اين و آن نماياندن و مهماني دادن هاي تهي از
انگيزه هاي سالم و همراه با اسراف و تجمل گرايي هايي كه با
روح اين عبادت الهي در تعارض مي باشد . (1 )
هدف اصلي حج , تحقق « سفر الي الله » است , نه « سفر
تجارت » و غرقه شدن در خريد و فروش و مطامع و منافع
مادي كه به طور طبيعي با فراموش كردن انگيزه هاي سالم و
خالص و تلاش دقيق و همراه با مراقبت شديد براي رسيدن به
مقصد و هدفي است كه عبارت است از جلب رضوان و
خشنودي خدا و پذيرش عبادت حج در درگاه بي نياز او با
متجلي شدن آثار همه جلوه ها و ابعاد عبادي و معنوي و
اجتماعي و سياسي حج در انديشه و عمل حج گزاران راستين .
به سخن بيداركننده و هشداردهنده حضرت امام خميني
توجه كنيم كه اينگونه حج گزاران را به مراقبت و تلاش براي
تحقق سفر الي الله در حج فرمان مي دهند :
« توجه داشته باشيد كه سفر حج , سفر كسب نيست , سفر
تحصيل دنيا نيست , سفر الي الله است . شما داريد به طرف
خانه خدا مي رويد , تمام اموري كه داريد انجام مي دهيد , به
طور الوهيت بايد انجام بدهيد.
سفرتان از اينجا كه شروع مي شود... سفر به سوي خداي
تبارك و تعالي است . بايد همان طوري كه مسافرين الي الله مثل
انبيا عليهم السلام و بزرگان از دين ما مسافرتشان الي الله در
تمام زمان حياتشان بوده است , شما هم الان « وفود » (2 ) الي الله
داريد مي رويد.
شما در آنجا كه مي رويد , در ميقات كه مي رويد , لبيك به
خدا مي گوييد , يعني تو « دعوت » كردي و ما « اجابت » . مبادا
يك عملي انجام بدهيد كه خداي تبارك و تعالي بفرمايد كه
خير , شما را من قبول ندارم , براي اين كه شما « اسلامي »
نيستيد.
مبادا اين سفر را سفر تجارت قرار بدهيد و امور تجاري در
اين سفر مطرح باشد پيشتان , چه آقايان اهل علم , و چه
كاروان ها , و چه روساي كاروان ها , و چه ساير حجاج . سفر ,
سفر الي الله است , نه سفر به سوي دنيا , آلوده به دنيا نكنيد . » (3 )
دقت و تامل در سخنان حضرت امام خميني نشان مي دهد
كه غفلت هاي ناشي از فقدان معرفت و بينش نسبت به حج
راستين بسيار آسيب زا و خطرناك مي باشد و همين كه بعضي از
حج گزاران را آن گونه از حقايق و فلسفه هاي حج دور مي دارد كه
به جاي حركت پاك و خالص و زلال در مسيري كه سفر الي الله
را به زيبايي و به طور كامل و جامع به ظهور درمي آورد , در
بيراهه دنيا به حركت براي رسيدن به مطامع و آثار مادي
وامي دارد , آفت و آسيب بزرگي مي باشد.
راستي تفاوت اين دو سفر چقدر است و انگيزه هاي
سائران در اين دو مسير چگونه است و مقاصد و اهداف و
آمالي كه جستجو مي كنند چيست و در نهايت به كجا مي رسند
چنانچه بخواهيم به پاسخ صحيح اين پرسش دست يابيم ,
بايد ابعاد و جلوه هاي « سفر الي الله » را بازشناسي كنيم و با
آگاهي و شناختي كه از اين سفر كسب مي نمائيم مرز و
حدفاصل اين انگيزه ها و اهداف سائران در اين دو مسير را
نمايان سازيم .
1 ـ اولين جلوه از سفر الي الله , شنيدن دعوت حق با گوش
جان و پاسخ به اين دعوت از اعماق وجود مي باشد. اين مهم
تحقق نمي پذيرد مگر آن كه حج گزار به گونه اي از هواهاي نفس
بگذرد و از خويشتن گرايي ها و خودبيني ها و هوس ها فاصله
بگيرد كه در محضر حضرت محبوب « خود » را نبيند و فقط
« او » و تجلي انوار صفات و اسما مقدسش را به نظاره بنشيند.
در چنين حالت است كه سائر الي الله به طور مطلق همه چيز را
فاني در حضرت پروردگار مي بيند و از او نه تنها در الوهيت ـ
كه اعتراف لساني و عملي به يگانگي خدا و توحيد در ذات و
صفات است ـ كه در همه امور هر چه هست از حمد و ثنا و
نعمت و افعال و حركات و صفت و عمل را از خدا مي داند و در
حج او , اين حقايق مقدس در لحظه به لحظه و در تمام مراحل
به زيبايي هر چه تمامتر سريان مي يابد.
بنگريم به سخن ژرف حضرت امام خميني در اشاره زيبا به
اين جلوه از « سفر الي الله » و بينديشيم در مفاهيم ناب آن :
« لبيك هاي مكرر از كساني حقيقت دارد كه نداي حق را به
گوش جان شنيده و به دعوت الله تعالي به اسم جامع , جواب
مي دهند. مساله , مساله حضور در محضر است و مشاهده
جمال محبوب , گويي گوينده از خود در اين محضر بي خود
شده و جواب دعوت را تكرار مي كند و به دنباله آن سلب
شريك به معناي مطلق آن مي نمايد كه « اهل الله » مي دانند , نه
شريك در الوهيت فقط . گرچه سلب شريك در آن نيز شامل
همه مراتب تا فناي عالم در نظر اهل معرفت است و حاوي
جميع فقرات احتياطي و استحبابي است , مثل « .... الحمد لك
والنعمه لك .... » و حمد را اختصاص مي دهد به ذات مقدس ,
همچنين نعمت را , و نفي شريك مي كند , و اين نزد اهل معرفت
غايت « توحيد » است و به اين معناست كه هر حمدي و هر
نعمتي كه در جهان هستي تحقق يابد , حمد خدا و نعمت
خداست بدون شريك , و در هر موقف و مشعري و وقوف و
حركتي و سكون و عملي اين مطلب و مقصد اعلي جاري است
و خلاف آن , « شرك » به معناي « اعم » است كه همه ما كوردلان
به آن مبتلا هستيم . » (4 )
2 ـ « حج » داراي محتواي غني و رهايي بخش و زندگي ساز
است كه هر حج گزار بايد ابعاد آن را در انديشه و رفتار و اعمال
خويش متجلي سازد تا آنگونه كه شايسته است از اين عبادت
عظيم الهي بهره هاي وافر و لذتهاي سرشار معنوي ذخيره سازد
و در عرصه هاي حيات دنيايي خويش با اين پشتوانه هاي
راهنما و مقصدرسان زيست كند و به سلامت و سعادت و
رستگاري نائل آيد.
محتواي غني حج , نه در هر حجي و با هر انگيزه و هدفي ,
كه فقط در « حج ابراهيمي » و « حج محمدي » نهفته است و از
همين رو حج گزاران بايد تلاش نمايند به محتواي چنين حجي
نائل آيند.
محتواي اين حج اصيل و ناب است كه حج گزاران را به
وارستگي و رها شدن از همه قيود و وابستگي ها مي رساند و
معرفت حق عطا مي نمايد و جلوه هاي عشق و محبت حضرت
معشوق را در حركات و كنش و سلوك آنان به جريان
درمي آورد.
همچنين محتواي اين حج است كه حج گزاران را با
ارمغان هايي « باقي » به سرزمين هاي خويش بازمي گرداند كه
هرگز با آنچه در دنياي « فاني » وجود دارد قابل مقايسه نمي باشد
و به دليل ابدي بودن , حيات جاودانه مي بخشد و حضور در
محفل انس و عشق و وصال و شهود را نتيجه
مي دهد.
حضرت امام خميني , با اشاره به همين حقايق است كه
حج گزاران را اينگونه رهنمود مي دهد :
« در ميقات هاي الهي و مقامات مقدس , در جوارخانه
پربركت خداوند تعالي , آداب حضور محضر مقدس خداوند
عظيم , مراعات و قلوب حجاج عزيز از تمام وابستگي هاي به
غير حق , آزاد و از آنچه غيردوست هست تهي و با انوار
تجليات الهي منور گردد تا اعمال و مناسك اين « سير الي الله »
با محتواي حج ابراهيمي و پس از آن حج محمدي , آراسته
گردد و با سبكباري از افعال طبيعت .... با كوله باري از معرفت
حق و عشق محبوب , به اوطان خود بازگردند و به جاي
« سوغات هاي مادي فاني » , « دستاوردهاي باقي ابدي » براي
دوستان به سوغات آورند . » (5 )
3 ـ درون مايه اصلي حج « اخلاص » است , همان گونه كه
جان مايه همه طاعات و عبادات و فعاليت ها و تلاش و جهادها
اخلاص مي باشد.
اخلاص , اصلي است كه زلالي عبادات را تامين مي كند و
همه رگه هاي شرك به مفهوم عام را از بين مي برد و دل و جان
آدمي را از گرايش هاي غيرالهي و ريا و خودنمايي در شكل هاي
مختلف پاك و منزه مي سازد , به گونه اي كه جز خدا نمي طلبد و
جز به رضايت او نمي انديشد و سخن و عمل و رفتار و حركات
و تمام اعمال عبادي و اخلاقي و رفتاري و فردي و اجتماعي و
سياسي و اقتصادي خويش را در مسير تحقق اهداف سالم
الهي و به منظور خدمت رساني به بندگان خدا انجام مي دهد.
اخلاص در طاعات و از جمله حج , علاوه بر رها ساختن
انسان از ريا و خودنمايي , هرگونه خودبيني و خودخواهي را
نيز از بين مي برد و « خداخواهي » را جايگزين آنها مي كند.
از جمله آثار ارزشمند اخلاص اين است كه انسان را در
تمام عرصه ها و صحنه هاي حيات به احساس آرامش و
رضايتمندي و سرافرازي و ظفر و پيروزي مي رساند كه هر كس
خالصانه به خدا عشق ورزد و به او بپيوندد و در پناه علم و
قدرت و حفاظت و احاطه مطلق و گسترده اش درآيد , هميشه
موفق و در سلامت و عزت است .
رهنمودهاي حضرت امام خميني در اين باره بسيار راهگشا
مي باشد :
« از مهمات در همه عبادات , اخلاص در عمل است كه اگر
خداي نخواسته كسي عملي را براي « خودنمايي و عرضه به
ديگران » انجام دهد و خوبي عملش را به رخ ديگري بكشد ,
عمل او « باطل » است . و حجاج محترم مواظب باشند كه رضاي
غير خداوند را در اعمال خود شركت ندهند.... مهم آن است كه
حاج بداند كه كجا مي رود و دعوت كي را اجابت مي كند و
ميهمان كيست و آداب اين ميهماني چيست . و بداند كه هر
« خودخواهي » و « خودبيني » با « خداخواهي » مخالف است و با
« هجرت الي الله » مباين و موجب نقص معنويت حج است . » (6 )
4 ـ سفري « الي الله » است كه جامع و كامل باشد و همه
ابعاد و جلوه هاي آن توسط مسافر كوي دوست به مرحله عمل
درآيد , و « حج » سفري است به سوي خدا با تمام ابعاد و آثار
عبادي و معنوي و اجتماعي و سياسي آن كه بايد همه آنها در
كنار هم به منصه ظهور رسند.
كسي كه به سفر الي الله مي رود نمي تواند به درون خويش
بخزد و فقط به جنبه هاي عبادي و معنوي حج بپردازد و هرگز به
جلوه هاي سياسي و اجتماعي اين عبادت توجه و نظر و عمل
روامدارد. چنين كسي نبايد نسبت به درد و رنج هاي جوامع
اسلامي بي اعتنا باشد و به تفرقه و تشتت و از هم گسيختگي
صفوف مسلمانان جهان نينديشد و در صدد جستجوي راه هاي
درمان اين درد كهنه برنيايد. و نيز چنين كسي نبايد از آنچه در
جهان پر نيرنگ و آشوب امروز مي گذرد بي خبر باشد و
احساس مسئوليت نكند و فريادي از گلو برنياورد و دستي به
اتحاد و همبستگي نگشايد.
اگرچه بينش يابي هاي سياسي و اجتماعي و به دنبال آن
حركت و تلاش براي ايجاد استحكام و صلابت و قدرت در
جبهه جهان اسلام در برابر قدرت هاي ظلم گستر و سيطره
جوي جهاني از مهم ترين ابعاد و جلوه هاي « سفر الي الله »
مي باشد و تا اين جلوه به عينيت نرسد , حج واقعي و راستين
نيز صورت عيني و عملي نخواهد يافت , لكن متاسفانه اين
جنبه از سفر الي الله مغفول واقع شده است و در نتيجه به طور
يقين حج ابراهيمي و حج محمدي (ص ) نيز آنگونه كه شايسته
است تحقق نيافته است .
برهمين اساس است كه حضرت امام خميني اين گونه
دردمندانه از رها كردن ابعاد سياسي حج توسط گروه هايي از
حج گزاران و اشتغال آنان به مسائل مادي و دنيايي در اين كنگره
جهاني فرياد مي زند و هشدار و بيدارباش مي دهد :
« كثيري از حجاج بيت الله الحرام كه براي فريضه حج
مي روند و بايد در آن مكان مقدس از توطئه بيگانگان به فرياد
« يا للمسلمين » برخيزند , غافلانه در بازارها به جستجوي
كالاهاي آمريكايي , اروپايي و ژاپني پرسه مي زنند و دل
صاحب شريعت را با اين عمل كه با حيثيت حج و حجاج بازي
مي كند به درد مي آورند . » (7 )
اين چنين است كه « سفر الي الله » كه متن و محتواي ناب و
زلال « حج » مي باشد به دست غفلت و فراموشي سپرده مي شود
و براي گروهي كه همه چيز را از زواياي « ماده » و « خاك »
مي نگرند و با هر چه با « معنا » و « افلاك » مرتبط است بيگانه اند
و در ظواهر مانده اند و به بواطن راه نبرده اند , حج و فلسفه ها و
آثار زيبا و ارزشمند و روحبخش و زندگي ساز آن جز « سفر
تجارت » (8 ) مفهوم ديگري نمي يابد و همچنان غرقه در اميال و
خواهشهاي نفساني و دورافتاده از فيوضات و موهبت هاي
رحماني , متعمدانه از « سعادت دنيا » به معناي واقعي و پاك و
جامع و الهي آن , و نيز از « رستگاري عقبا » كه حيات زيبا و
زلال و لذت بخش و سرشار از نعمت هاي ابدي و جاودانه
است , محروم مي شوند.
خوشا به حال آنان كه « حج » را آنگونه كه « هست » يافتند و
آثار و ثمرات آن را در تمام ابعاد و جلوه هاي حيات فردي و
اجتماعي و سياسي خود جاري كردند و خدايشان عبادتشان را
پذيرفت و رضوان و خشنودي خود و پاداش هاي وصف ناپذير
و جاودان را بدرقه راهشان ساخت .
خوشا به حال آنان كه از « خود » رهيدند و به « خدا »
رسيدند و در محفل قرب و وصل او آرام گرفتند و به مشاهده
انوار زيباي صفات جمال و جلال او نشستند.
پاورقي :
1 ـ اين سخن حضرت امام خميني را به ياد آوريم كه
درباره اسراف كاري در سوغات و تجملات و هزينه هاي زائد در
ميهماني هاي پس از حج و ضرورت اجتناب از اين امور و
اختصاص اين هزينه ها به رسيدگي به زندگي محرومان و
تهي دستان و رها ساختن آنان از تنگناهاي معيشتي چنين
فرمودند :
« كساني كه به عنوان سوغات , مصارف ناروا مي نمايند , يا
تشريفات مهماني هاي خارج از رويه در وقت برگشت از حج
مي نمايند , مقتضي است اين نحو هزينه ها را صرف احتياج
برادران و خواهران عليل و مستمند خود نمايند كه خداوند
تعالي به آنان اجر و بركت عنايت فرمايد . » (صحيفه نور , ج 9 ,
ص 177 )
2 ـ « وفود » يعني سفر كردن , رسالت و پيام آوري .
3 ـ از رهنمودهاي حضرت امام خميني در جمع روحانيون
و روساي كاروان هاي حج , 58,7,8 , صحيفه نور , ج 9 , ص
238
4 ـ از پيام حضرت امام خميني به مسلمانان جهان به
مناسبت برگزاري كنگره عظيم حج , 63,6,7 , صحيفه نور , ج
19 , ص 42
5 ـ صحيفه نور , ج 17 , ص 30
6 ـ از پيام حضرت امام خميني به زائران خانه خدا در
تاريخ 64,5,25 , صحيفه نور , ج 19 , ص 199
7 ـ صحيفه نور , ج 19 , ص 204
8 ـ همان طور كه پيشتر اشاره شد , مقصود از « سفر
تجارت » غرقه شدن در مطامع و منافع اقتصادي و رها كردن
ابعاد معنوي و سياسي حج است و تلاش اقتصادي سالم و
متعادل نافي حج صحيح نمي باشد. در قرآن كريم درباره
فعاليت هاي اقتصادي و تجاري متعادل و سالم با حفظ ساير
ابعاد و جلوه هاي حج , نشانه هاي روشن وجود دارد . آيه 198
از سوره بقره درباره همين موضوع نازل شده است :
« باكي نيست كه شما در هنگام حج , كسب معاش كرده از
فضل خداوند روزي طلب نمائيد. »
« حج » داراي محتواي غني و رهايي بخش و
زندگي ساز است كه هر حج گزار بايد ابعاد آن را در
انديشه و رفتار و اعمال خويش متجلي سازد تا
آنگونه كه شايسته است از اين عبادت عظيم الهي
بهره هاي وافر و لذتهاي سرشار معنوي ذخيره سازد
و در عرصه هاي حيات دنيايي با اين پشتوانه هاي
راهنما و مقصدرسان زيست كند
مهم ترين جلوه از « سفر الي الله » , شنيدن دعوت
حق با گوش جان و پاسخ به اين دعوت از اعماق
وجود مي باشد. اين مهم تحقق نمي پذيرد مگر آن
كه « حج گزار » به گونه اي از هواهاي نفس بگذرد و از
خويشتن گرايي و خودبيني و هوس ها فاصله بگيرد
كه در محضر حضرت محبوب « خود » را نبيند و فقط
« او » و تجلي انوار صفات مقدسش را به نظاره
بنشيند
« اخلاص » اصلي است كه زلالي عبادات را تامين
مي كند و همه رگه هاي شرك به مفهوم عام را از بين
مي برد و دل و جان آدمي را از گرايش هاي
غيرالهي و ريا و خودنمايي در شكل هاي مختلف
پاك و منزه مي سازد , به گونه اي كه جز خدا
نمي طلبد و جز به رضايت او نمي انديشد

|