روزنامه جمهوري اسلامي 05/04/1385 صفحه عقيدتي

جريان شناسي حق و باطل
فروغ فقاهت
جريان شناسي حق و باطل


تقابل جبهه حق با حلقه هاي به هم پيوسته حركت خزنده عوامل غرب و آمريكا در واقعه هفتم تير
قسمت اول
« مهره چيني » و جايگزيني عوامل و وابستگان سياسي در هيات هاي حاكمه و دولت هاي كشورهايي كه در طرح براندازي استعمارگران و قدرت هاي سيطره جوي جهاني قرار دارند , از دير باز به صورت تجربه هاي مكرر و موفق در تاريخ دنياي جور و ستم و تعدي به ثبت رسيده و به بازدهي و نتايج مورد نظر نائل آمده است .
پس از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي ايران , آمريكاي جنايتكار با توجه به ضربات سنگين و مهلكي كه از جانب اين نهضت الهي بر موقعيت مناسب و مطامع و منافع نامشروع و ضد انساني اش احساس نمود و در اثر آن رژيم پهلوي را كه در نقش ژاندارم منطقه حافظ و بسط دهنده سيطره او در ايران بود از دست داد , به سياست مهره چيني در اولين دولت پس از پيروزي انقلاب روي آورد و سعي نمود زمينه هاي فكري و سياسي و تبليغاتي تحقق اين ترفند را مهيا كند.
باروي كار آمدن دولت موقت كه بيشترين عناصر ملي گرا و ليبرال و شيفته فرهنگ غربي را در دل خود جاي داده بود , آمريكا احساس كرد كه نيمي از راه طي شده است و به طور طبيعي زمينه ها براي جلب و جذب اين عناصر و بهره برداري از آنها براي هموار كردن راه بازگشت مجدد خود به ايران آماده مي باشد.
در اسناد لانه جاسوسي آمريكا به صراحت به تمايل عناصر غرب گراي دولت موقت به آمريكا اشاره شده است . مامور سياسي سفارتخانه آمريكا در ايران گزارشي به دولت متبوعش ارسال مي دارد كه در متن آن چنين آمده است :
« دولت موقت ايران و امام خميني درباره ارزش مناسبات آمريكا اختلاف نظر دارند , ماهيت ضد آمريكايي نظرات امام خميني باعث شده است كه فعاليتهاي ضد آمريكايي افزايش يابد... در حالي كه دولت موقت ايران اهميت مناسبات حسنه را با ما به رسميت شناخته است , آيت الله خميني و اطرافيان او چنين اهميتي را به رسميت نمي شناسند . » (1 )
كاردار سفارت آمريكا در ايران معتقد بود كه تثبيت دولت موقت و تداوم زمامداري عناصر ملي گرا و ليبرال , به وجود آورنده روابط با آمريكاست و اين امر موجب فراهم آوردن شرايط و موقعيتي مي شود كه به نفع دولت آمريكا خواهد بود :
« اگر دولت موقت تداوم پيدا كند , روابط اقتصادي و سياسي چنان خواهد بود كه يك موقعيت بهتر و مناسب تري براي دولت آمريكا به دست خواهد آمد . » (2 )
اين دو سند سياسي و محرمانه ـ كه پس از فتح لانه جاسوسي آمريكا توسط فرزندان ملت مسلمان به دست مي آيدـ به همراه ساير مدارك و اسنادي كه به طور مستقيم و غير مستقيم با اين موضوع مهم ارتباط پيدا مي كند , نشان مي دهد كه آمريكا از طريق عناصر غرب گراي دولت موقت پس از انقلاب , راه باز گشت به ايران و استمرار سلطه جهنمي خود را بر تمام منابع ثروت و اهرمهاي قدرت صاف و هموار مي نموده است .
عملكردهاي اين عناصر به مرور نشان داد كه آمريكا بي جهت به دولت موقت دل نبسته است و اين افراد از سال هاي پيش مورد شناسايي قرار گرفته و پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران با روش هاي نامرئي به بهره برداري رسيده اند. در واقع « مهره سازي » هاي لازم در گذشته و با ايجاد جاذبه هاي فكري و فرهنگي و سياسي نسبت به فرهنگ و تفكر غربي در محيط ذهن و فكر اين عناصر انجام پذيرفته است و اينان بدون آن كه خود واقف باشند در بيراهه هايي قرار گرفته و به حركت درآمده اند كه آنان را براي تقابل با فرهنگ ناب و اصيل اسلامي تربيت و پرورش داده است و اين « مهره سازي » روزي به صورت « مهره چيني » در دولت هاي مورد نظر براي جلوگيري از استقرار نظام سياسي اسلام به بهره برداري ميرسد.
بركناري دولت موقت و كوتاه شدن دست عناصر متمايل به غرب و آمريكا از مجاري و اهرم هاي قدرت و حكومت كه در اثر هوشياري ها و بينش هاي خاص سياسي حضرت امام خميني به وقوع پيوست , مانع تحقق اهداف آمريكا براي بازگشت به ايران و تداوم سيطره هاي سياسي و اقتصادي و نظامي اش بر اين سرزمين اسلامي گرديد.
آمريكا هنوز نااميد نشده بود , زيرا اگر چه شرايط مناسب پديد آمده در اولين « نخست وزيري » پس از پيروزي انقلاب اسلامي براي تامين مطامع خود را از دست داده بود , اما اين شرايط در حد بالاتر و مطلوب تري در اولين « رياست جمهوري » پس از پيروزي نهضت اسلامي باقي بود!
با اوج گيري و شتاب روز افزون انقلاب اسلامي , و پس از آن كه آمريكاي جنايتكار آرام آرام به اين واقعيت رسيد كه امكان پيروزي اين نهضت الهي وجود دارد و بايد خود را براي مقابله با نظام سياسي و حكومتي سرچشمه يافته از اين حركت پرخروش و طوفاني و سهمگين و زير و روكننده همه موانع سعادت و پيشرفت ملت ايران مهيا كند , با يكي از وابستگان فكري و سياسي بسيار مطمئن خود به نام « بني صدر » ارتباط برقرار نمود و او را آماده بهره برداري ساخت .
ماموران سازمان جاسوسي آمريكا در پاريس با بني صدر ملاقات كردند و گفتگوهاي لازم بين آنها رد و بدل شد. پس از پيروزي نهضت شكوهمند اسلامي , اين ملاقات هاي محرمانه در ايران استمرار يافت و بني صدر مشتاقانه ماموران سازمان جاسوسي آمريكا را نسبت به همكاري هاي خود اميدوار ساخت (3 )
علاوه بر اين ملاقات هاي مستند سياسي , برخي از مستندات مسموع نيز تاييد كننده اين طرح و نقشه شيطاني براي از بين بردن نظام جمهوري اسلامي ايران توسط عوامل داخلي وابسته به آمريكا مي باشد. نماينده مردم اردستان در مجلس شوراي اسلامي يعني شهيد سيد نورالله طباطبايي نژاد كه از جمله شهداي واقعه جانگداز هفتم تير ميباشد در خاطره اي كه پيش از وقوع اين حادثه از خويش به جاي مي نهد چنين نقل مي كند :
« در زمستان 1357 در اوج انقلاب , به هنگام سخنراني در يكي از مساجد شرق تهران دستگير و در كلانتري آن منطقه بازداشت گرديدم . نيمه شب رئيس كلانتري به اطاقي كه من در آن بازداشت بودم آمد و با من به صحبت نشست . رئيس كلانتري گفت : شما بيهوده تلاش ميكنيد. درست است كه رژيم شاهنشاهي سقوط خواهد كرد , ولي اين را هم بدانيد كه شما نمي توانيد رژيم مورد علاقه خود يعني جمهوري اسلامي را بر سركار بياوريد.
من تبسمي كردم و به او گفتم : چه دليلي براي اين عقيده داريد
رئيس كلانتري از من پرسيد : آيا شما بني صدر , قطب زاده و دكتريزدي را مي شناسيد
در جواب گفتم : از اين افراد فقط اسم دكتر يزدي را شنيده ام .
رئيس كلانتري درحالي كه لبخندي ـ به نشانه اطلاعات دقيق خود از عمق فجايعي كه در آينده رخ خواهد دادـ برلب داشت , به من گفت : اينها از سوي آمريكا ماموريت دارند خود را به امام خميني نزديك كنند و به مقامات عالي اجرايي كشور دست يابند و مانع برقراري حكومت اسلامي در ايران شوند.
من ناباورانه به اين سخن رئيس كلانتري خنديدم و پيش خود فكر كردم اين هم از ترفندهايي است كه مامورين شاه براي جلوگيري از به ثمر رسيدن انقلاب به آن متوسل مي شوند.
بعدها كه دكتر يزدي به همراه مهندس بازرگان با برژينسكي مشاور امنيتي كارتر در الجزيره دست داد ومذاكره كرد و در روزنامه كيهان با استفاده از سمت سرپرستي خيانت هايي به انقلاب كرد و قطب زاده در سمت وزارت امورخارجه خيانت هاي آشكاري به انقلاب اسلامي نمود و براي آزاد ساختن گروگان ها با آمريكا همكاري كرد , و بني صدر درسمت رياست جمهوري با آمريكا هم صدا شد تا دولت رجايي را سرنگون كندو يك دولت متمايل به آمريكا بر سركار آورد و در جنگ عراق عليه ايران مرتكب آن همه جنايت و خيانت شد , به ياد سخنان آن رئيس كلانتري افتادم و به اين نتيجه رسيدم كه او اطلاعات دقيقي در زمينه اين افراد داشت ... » (4 )
بني صدر پس از رسيدن به قدرت و به دست گرفتن مقام رياست جمهوري , به مرور و آرام آرام به پياده كردن مراحل مختلف طرح ونقشه هاي القاشده توسط سازمان جاسوسي آمريكا پرداخت .
قصد و انگيزه اصلي او ايجاد تنش وتقابل بين « مردم جامعه » و اركان بزرگ انقلاب كه بازوان پرتوان حضرت امام خميني محسوب شده و بار اصلي همه مشكلات و رنجها را بردوش مي كشيدند بود. اين ركن هاي بزرگ ايمان و استقامت و مبارزه , شهيد مظلوم آيت الله بهشتي , رهبر معظم انقلاب حضرت آيت الله خامنه اي , و آيت الله هاشمي رفسنجاني بودند.
رو در رو قرار دادن توده هاي مردم بااين اركان , مرحله اول طرحي بودكه بني صدر به صورت ايجاد اغتشاش و فتنه داخلي در پي تحقق آن بود , و به طور طبيعي وقتي اين استوانه هاي قدرت ملت توسط خود مردم و در اثر « ترور شخصيت » به انزوا كشيده مي شدند , تيرهاي زهرآگين آخرين مرحله اجراي اين طرح , حضرت امام خميني را نشانه مي رفت !
پاورقي :
1 ـ اسناد لانه جاسوسي آمريكا , شماره 25 , ص 77 و 78
2 ـ خط سازش , ج 1 , ص 215
3 ـ اسناد محرمانه ملاقات هاي ماموران سازمان جاسوسي آمريكا با بني صدر از لانه جاسوسي آمريكا به دست آمد و در روزنامه هاي كشور در تيرماه سال 1360 منتشر گرديد .
4 ـ انقلاب اسلامي , راه آينده ملت ها , مسيح مهاجري , انتشارات اوج , ص 236 و 237
پس از بركناري دولت موقت و كوتاه شدن دست عناصر متمايل به غرب از مجاري و اهرم هاي قدرت و حكومت , آمريكا نااميد نشد , زيرا در چنين شرايطي بود كه با يكي از وابستگان فكري و سياسي بسيار مطمئن خود به نام « بني صدر » ارتباط برقرار نمود و او را آماده بهره برداري ساخت
دولت آمريكا با ايجاد جاذبه هاي فكري و فرهنگي و سياسي نسبت به فرهنگ و تفكر غربي در محيط ذهن و فكر عناصر غرب گرا , آنان را براي تقابل با فرهنگ ناب و اصيل اسلامي پرورش داد و اين « مهره سازي » را به صورت « مهره چيني » در دولت هاي مورد نظر براي جلوگيري از استقرار نظام سياسي اسلام به بهره برداري رساند
كاردار سفارت آمريكا در گزارش به دولت متبوعش خاطرنشان مي سازد كه تثبيت دولت موقت و تداوم زمامداري عناصر ملي گرا و ليبرال , به وجود آورنده روابط با آمريكاست و اين امر موجب فراهم آوردن شرايط و موقعيتي مي شود كه به نفع دولت آمريكا خواهد بود!

فروغ فقاهت


مروري بر زندگينامه حضرت آيت الله مدني كاشاني
پنجم تيرماه مصادف است با چهاردهمين سالگرد عروج ملكوتي فقيه گرانقدر حضرت آيت الله العظمي مدني , عالم جليل القدري كه عمر پربركت خويش را در راه ترويج و تعليم فرهنگ غني اسلام سپري كرد و در زمان حياتش انسانهاي بسياري از چشمه پرفيض وجودش سيراب شدند. مرحوم آيت الله العظمي مدني كاشاني در شب 23 محرم 1321 هجري قمري در خانداني روحاني و اهل علم وايمان متولد شد. وي مقدمات و سطوح را در كاشان از محضر بزرگاني چون پدر بزرگوارشان آيت الله ملاعبدالرسول مدني , جد بزرگوارشان آيت الله العظمي ملاحبيب الله شريف و ساير بزرگان بهره بردند و حدود سال 1340 هجري قمري با ورود حضرت آيت الله العظمي حاج شيخ عبدالكريم حائري به شهرمقدس قم , معظم له با علاقه فراوان به تحصيل و تعليم و تحقيق پرداخته و حاصل همين پشتكار بود كه به زودي به مراحل بالاي علم و اجتهاد دست يافتند و از قله هاي برافراشته فقاهت و تقوي گذر كردند. اجازات وي از بزرگاني چون استاد موسس , آيت الله العظمي حاج شيخ عبدالكريم حائري , آيت الله العظمي آقاضياالدين عراقي , آيت الله العظمي سيدابوالحسن اصفهاني و آيت الله العظمي شيخ محمدرضا اصفهاني مويد اين موضوع است . از مهمترين آثار فقهي چاپ شده ايشان مي توان به براهين الحج للفقها و الحجج (4 جلد) , كتاب القصاص , كتاب الديات , تعليقه علي المكاسب مرحوم حاج شيخ عبدالكريم حايري , كشف الحقائق , كشف الاستار , كتاب الخلافه , كفايه رويه الهلال و فرائض المقلدين و... اشاره كرد. آيت الله العظمي مدني كاشاني در طول زندگي پربركت خود يك لحظه از مجاهدت در راه ترويج اسلام دست برنداشتند و معتقد بودند علاوه بر ارتقا معنويات و اخلاق بايد معرفت ديني و سياسي مردم ارتقا پيدا كند. مرحوم آيت الله مدني كاشاني بينش سياسي خود را از پدر بزرگوارشان مرحوم ملاعبدالرسول مدني كه از نظريه پردازان حكومت مشروطه مشروعه بودند و همچنين در زمان تحصيلات حوزوي خود در كاشان و قم كسب كردند , ايشان از شاگردان مبرز مرحوم آيت الله العظمي حاج شيخ عبدالكريم حائري يزدي و شاهد درگيري علما با مسائل سياسي جاري مملكت بودند. روي كار آمدن رضاشاه و اقدامات او در ايجاد نظام وظيفه , قانون پوشش متحدالشكل و كشف حجاب , ممنوعيت پوشيدن لباس روحانيت و اجراي برنامه هاي ظاهرا نوگرايانه و فشار دولتهاي انگليس و روس در چپاول ثروتهاي مملكت زمينه را براي موضعگيري آشكار ايشان بر ضد رژيم سلطنتي مهيا ساخت . نظرات سياسي ايشان را در نوشته ها و فتاواي معظم له ملاحظه مي كنيم . از مهمترين نظرات سياسي مرحوم آيت الله العظمي مدني كاشاني نظريه ضرورت فراهم آوردن شرايط و امكان دعوت همه انسانها به اسلام است . ايشان در عين احتياط و دقت در استفاده از واژه ها معتقد بودند اسلام ظرفيت آن را دارد كه به همه مسائل روز اعم از داخلي , منطقه اي و جهاني پاسخ بدهد و با استناد به آيه 60 سوره انفال « واعدوا لهم ماستطعتم من قوه و من رباط الخيل ... » شرط امكان آن را اين مي دانستند كه مسلمين با بهره گيري از تعاليم اسلامي در همه زمينه ها حرف اول را بزنند. مرحوم آيت الله العظمي مدني كاشاني به دانش آموزان , دانشجويان و طلاب علوم ديني براي تهذيب اخلاقي و هدفمندي و ابتكار و پشتكار و بينش سياسي و عدم توجه به ظواهر امور تاكيد مي كردند و توجه به اين امور را زمينه ساز رسيدن به استقلال و خودكفائي كشور در همه زمينه ها ميدانستند و معتقد بودند كه مسلمين بايد در همه زمينه ها قوي باشند تا نيازي به خارجي ها براي رتق و فتق امور خود نداشته باشند. ايشان پيروزي انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني رحمت الله عليه را مقدمه ترقي و تعالي ملت مسلمان ايران دانسته و تاكيد داشتند , بايد تلاش كنيم در اين فرصت بدست آمده براي معرفي زيبائيهاي اسلام كه تبلور آن پيشرفت و تعالي و رسيدن انسانها به عدالت اجتماعي است توفيق حاصل كنيم . اين فقيه عاليقدر در پنجم تيرماه سال 71 دارفاني را وداع گفت . و امت اسلامي را به سوگ فراق خويش نشاند در پي انتشار خبر رحلت معظم له از سوي فرمانداري كاشان سه روز عزاي عمومي اعلام گرديد.ضمنا از طرف مقام معظم رهبري و ساير مراجع بزرگوار پيام هاي تسليتي صادر شد.
مهدي مدني