روزنامه جمهوري اسلامي 19/12/1386 صفحه مقالات

  • اسلام و اسلاميان در محضر اميرمومنان
  • پروا پيشگي و احساس مسئوليت در نهج البلاغه علي (ع )
  • *****
    اسلام و اسلاميان در محضر اميرمومنان




  • خطبه 106 نهج البلاغه
    ث علي اكبر مظاهري
    اشاره :
    آموزه هاي اميرمومنان عليه السلام همه سويه و گسترده است . ايشان از فراسوها بر امت خويش مي نگرد و آنان را به جانب حيات برين ره مي نمايد و به گاه غفلت و كجروي امت آنان را هشدار مي دهد.
    امير حكيمان عليه السلام در اين گفتار نخست تابناكي و فرخندگي شريعت محمدي را مي نماياند. آن گاه مرتبت فرازمند پيامبر اكرم (ص ) را نشان مي دهد و ايشان را دعا مي كند. سپس مكانت ارجمند مسلمانان را ـ كه به بركت اسلام عنايتشان شده بود ـ بيان مي فرمايد. و در پايان مسلمانان زمان خود را و صحابيان خويش را هشدار مي دهد تا در غفلت نمانند.
    شريعت تابنده
    ستايش و ثنا بر خداوند كه « اسلام » را شريعت و آيين نمود; آنگاه :
    .1 ورودگاههايش را هموار و آسان نمود براي كسي كه به آن درآيد .
    .2 و اركان و استوانه هايش را استوار ساخت بر كسي كه به ستيزه جويي با آن و چيرگي يايي بر آن برآيد .
    .3 و آرامشگاهي ساختش براي كسي كه به آن پناه آرد .
    .4 و سلامتگاهي براي كسي كه به حريم آن درآيد .
    .5 و برهاني براي كسي كه به آن سخن گويد .
    .6 و گواهي براي كسي كه با آن دادخواهي كند .
    .7 و نوري براي كسي كه از آن روشنايي جويد .
    .8 و فهمي براي كسي كه خرد ورزد .
    .9 و مغزي براي كسي كه كاوش كند .
    .10 و نشاني براي كسي كه نشانه جويد .
    .11 و روشنگري براي كسي كه اراده ورزد .
    .12 و عبرتي براي كسي كه پند پذيرد .
    .13 و نجاتي براي كسي كه اسلام را راست پندارد و آن را باور بدارد .
    .14 و پشتوانه اي براي كسي كه به خدا توكل كند .
    .15 و آسايشي براي كسي كه كارش رابه خدايش سپارد .
    .16 و سپري براي كسي كه صبوري ورزد .
    و چنين است كه اسلام :
    .17 آشكارترين راههاست .
    .18 و نمايانترين مسلكهاست .
    .19 ديده باني بلند بالاست .
    .20 جاده هايش پديدار و تابناك است .
    .21 چراغهايش فروزان است .
    .22 سبقتگاهش و ميدان سابقه اش ارجدار است .
    .23 پايانگاه مسابقه اش فرازمند است .
    .24 فراهمگاه سواركاران است .
    .25 جايزه مسابقه اش خواستني و رغبت ورزيدني است .
    .26 چابكسوارانش بزرگواران اند .
    .27 باورمندي راه آن است .
    .28 و شايسته كاري نشانه آن است .
    .29 و مرگ پايانگاه آن است .
    .30 و اين جهان جولانگاه آن است .
    .31 و قيامت فراهمگاه آن است .
    .32 و بهشت جايزه و پاداش آن است .
    پيامبر اسلام
    (پيامبر اكرم (ص ) چندان كوشيد) تا آنكه شعله اي برافروخت براي آن كس كه روشنايي جويد. و مشعلي برافراشت براي آن كس كه حيران است و راه مي جويد.
    (خدايا!) آن حضرت امين مطمئن تو است . و گواه تو است در روز قيامت . و نعمتي است كه وي را برانگيختي . و رحمتي است كه او را به حق فرستادي .
    خدايا! به عدل و دادت بهره اي نصيبش كن . و به فضل و احسانت پاداشي نيكو و چند چندان و فراوان عنايتش فرما.
    خدايا! بناي او را فراترين بناها گردان . و منزلت او را در محضرت گرامي بدار. و مكانت او را در آستانت ارجمند كن . و وسيلت (وصول به آنچه خواهد) را عنايتش فرما. و او را بلنداي مرتبت و برتري فضيلت عطا فرما. و ما را در شمار ياروان او در آور و با او محشورمان فرما; چنان كه نه از رسوايان و شرمندگان باشيم و نه از پشيمانان . نه از كجراهان باشيم و نه از پيمان شكنان . نه از گمراهان و گمراه كنندگان باشيم و نه از فتنه زدگان و فريب خوردگان .
    اما شمايان !
    (هان ! همه مسلمانان ! و نيز شما كه صحابيان من ايد!) شمايان از عنايت و كرامت خداوند (و به بركت اسلام ) به چنان منزلتي رسيديد كه (حتي ) كنيزانتان گرامي شدند. و همسايگانتان ارجمند گشتند. و كساني كه بر آنان برتري نداريد بزرگتان مي شمارند. و كساني كه بر آنان سيطره نداريد هراستان را دارند و حرمتتان مي گزارند. (اكنون چه تان شده كه ) مي نگريد كه پيمانهاي خداوند شكسته شده و خشم نمي گيريد; اما بر شكسته شدن سنتها و آداب نيكانتان غيرت مي ورزيد!
    شمايان چنان بوديد كه فرمانهاي الهي و داوري در احكام خداوند بر شما مي آمد و از شما به ديگران مي رسيد و به سوي شما باز مي گشت ; اما منزلت خويش را از كف داديد و دست ستمبارگان را بر خود گشوديد و رشته هاي كارهاتان را به آنان وانهاديد و احكام را به اختيارشان واگذارديد; تا چنان شد كه آنان (بركارها سلطه يافتند. آنان چنان اند كه ) بر مدار شبهه ها و گمانها كردار مي ورزند و بر مسير شهوتها و خواهشهاي دل راه مي نوردند.
    به خدا! اگر اينان شما را زير كهكشانها و سيارگان پراكنده تان سازند خداوند شمايان را براي روزگاران تباهي آنان فراهمتان مي آورد (و نسلهايي از شما را برمي انگيزاند تا از اينان در مار برآورند)!

  • *****
    پروا پيشگي و احساس مسئوليت در نهج البلاغه علي (ع )




  • علي كرمي
    بخش نخست
    اشاره : واژه تقوا در فرهنگ واژه شناسان از ريشه « وقايه » به مفهوم نگه داري پديده ها در برابر آفت ها و چيزهايي كه به آنها زيان و آزار مي رساند آمده است .
    اين واژه در قلمرو آيات قرآن كريم و روايات پيشوايان اسلام نيز به مفهوم خويشتن داري در برابر گناه و زشتي و گذشتن از مرزهاي مقررات و تجاوز به حقوق و كرامت ديگران است . به همين جهت تقواي راستين يا « كمال تقوا » آن است كه انسان نه تنها از مرز مقررات نگذرد و حقوق و حرمت ديگران را آن گونه كه بايد رعايت نمايد كه از نزديك شدن به مرزهاي حقوق و حرمت ديگران نيز دوري جويد و در قلمرو انجام وظايف به گونه اي بكوشد كه به انجام بايسته و شايسته كارها و تدبير تحسين برانگيز امور يقين پيدا كند.
    به بيان ديگر مي توان « تقوا » را هم به مفهوم احساس مسئوليت عميق و خود جوشي ژرف در برابر خدا خلق خويشتن طبيعت و تاريخ نگريست و هم به مفهوم يك نيروي جوشاننده و برانگيزاننده به سوي عدالت آزادگي آراستگي به وفا و امانت و راستي و درستي و پاكي و بشر دوستي و مهر و مردم خواهي و نيروي كنترل كننده و توانمند دروني ارزيابي كرد كه انسان را در برابر فوران خواسته ها طغيان غرايز و آرزوها و كشش ها ياري مي كند.
    رابطه تقوا با پيشرفت انسانها
    از مفاهيم بلند و معارف تمدن ساز نهج البلاغه به روشني دريافت مي گردد كه اصل پروا و پروا پيشگي باعث پيشرفت و شكوفايي فرد عامل رشد و بالندگي خانواده راز ترقي و صعود جامعه و رمز پويندگي و پايندگي تمدن هاست ; چرا كه تقوا به گونه اي كه وصف شد از سويي در فرد و جامعه موجب احساس مسئوليت در انجام شايسته امور و تدبير شئون و رعايت حقوق ديگران مي گردد و از دگر سو آنها را از شكستن مرزهاي مقررات و قوانين عادلانه و انساني باز مي دارد.
    تقوا از سويي باعث شكوفايي استعدادها و توانايي ها و فزوني آگاهي ها دانش ها بينش ها و ژرف نگري ها مي گردد و به انسان قدرت شناخت مي دهد و از دگر سو او را در سركوبي شيطان و نيروي اهريمني ياري مي رساند.
    همچين تقوا از سويي به انسان و جامعه انساني ثبات پايداري پايمردي و شكيبايي در برابر وسوسه ها و مشكلات مي دهد و از دگر سو آنان را در بهره وري بهينه از امكانات و منابع و ذخاير ياري مي رساند.
    تقوا و پروا پيشگي همچنين از سويي شادابي طراوت شور و شوق اميد و ايمان روحيه استقلال طلبانه و آزادمنشانه و اعتماد به نفس مي دهد تا همه موانع رشد و ترقي را از سر راه كنار زند و از دگر سو مهر و رحمت بي پايان خدا و هماهنگي و همراهي ناچيزترين ذرات تا عظيم ترين كهكشان ها را يار و همراه انسان مي سازد.
    علي (ع ) در اين مورد مي فرمايند : « فان تقوي الله مفتاح سداد و ذخيره معاد و عتق من كل ملكه و نجاه من كل هلكه بها ينجح الطالب و ينجو الهارب و تنال الرغائب ... »
    « هان اي مردم راستي كه پرواي از خدا كليد گشايش هر دري است و ذخيره گرانبهاي سراي آخرت و وسيله آزادي از هر نوع بردگي و اسارت و سبب نجات از هر نابودي و هلاكت . در پرتو تقوا جويندگان رشد و تكامل به پيروزي بال مي گشايند و فراريان از بدبختي و نگونساري و انحطاط نجات مي يابند و هدفمندان و هدفداران و جامعه هاي جوياي رشد و كمال به هر هدف و آرزوي بلندي اوج مي گيرند. »
    و باز روشنگري مي كند كه :
    ذمتي بما اقول رهينه و انا به زعيم ان من صرحت له العبر عما بين يديه من المثلات حجزته التقوي عن تقحم الشبهات ...
    جانم در گرو سخني است كه مي گويم و خود ضامن آن هستم بي گمان آن جامعه و مردمي كه از عملكرد پيشينيان و پيامدهاي دردناك و نابودكننده آن عبرت آموزند پرواي از خدا آنان را از فرو رفتن در ستم و گناه و كردارهاي ناشايسته و بدبختي زا باز مي دارد...
    مردم ! به هوش باشيد كه گناهان و زشتي ها و عملكرد بيدادگرانه به سان مركب هاي سركش و لجام گسيخته اي هستند كه ظالمان و گناهكاران بر آنها نشسته اند و به قعر دوزخ و نگونسازي سرنگونشان خواهند كرد; چرا كه اين خاصيت گريزناپذير ستم و گناه است كه از هر گناه و زشتي زشتي و بيدادي ديگر پديد مي آيد...
    اما پرواي از خدا به سان مركب هاي آرام و راهواري هستند كه صاحبانشان بر آنها نشسته و زمام آنها را در دست دارند و آنان را تا دل بهشت پيش مي برند.
    و اعلان مي نمايد كه : « فمن اخذ بالتقوي عزبت عنه الشدائد ... و وبلت عليه البركه بعد ارذاذها. »
    « پس آن كس كه به دامن تقوا چنگ زند فشارها و سختي هايي كه به او نزديك شده اند دور گردند و تلخي ها شيرين موج هاي متراكم ناراحتي ها از هم گشوده و مشكلات پياپي و خسته كننده آسان شوند. شكوه و عظمت و بزرگي از دست رفته به سان دانه هاي درشت باران بر او فرو بارند و مهر و رحمت گسسته خدا از او دگرباره شامل حالش گردد نعمت ها پس از فرو نشستن به جوشش آيند و بركات كم شده به فراواني و گستردگي بر او ببارند. »
    و روشنگري مي فرمايند كه : « الا' فصونوه 'ا و تصونوا به ا »
    پروا را پاس داريد و به وسيله آن و در پناه آن براي خود و جامعه و دنياي خود معنويت و آسيب ناپذيري پديد آوريد »
    آن حضرت هنگام بدرقه يكي از ياران خود ـ ابوذر غفاري ـ كه به جرم نظارت بر عملكرد دولت فرمان تبعيدش صادر شده و همگان به قطع رابطه با او دستور يافته بودند ضمن بدرقه آن آزاده آواره فرمود :
    « يا اباذر! انك غضبت لله فارج من غضبت له ... و لو ان السماوات و الارضين كانتا علي عبد رتقا ثم اتقي الله لجعل الله منهم 'ا مخرجالله »
    « هان اي اباذر! تو به خاطر خدا استبداد و انحصار خشم گرفتي و انتقاد كردي پس به همان قدرتي كه به خاطر خشنودي او خشم گرفتي اميد بند...
    اين دنياداران از خيرخواهي و حق گويي و نقد و نظارت تو بر قدرت و دولت از دنيايشان ترسيدند اما تو از دين و تقواي خود از آن ها دوري جستي و ترسيدي ... اگر دروازه هاي آسمان ها و زمين ها بر روي فرد و جامعه اي بسته شود اما آن فرد و جامعه از خدا پروا كنند و بر اساس احساس مسئوليت عمل نمايند خداوند راهي براي آنان خواهد گشود... »
    و در خطبه اي ديگر مي فرمايند : « اوصيكم عبادالله بتقوي الله فانها الزمام و القوام ...
    هان اي بندگان خدا! شما را به تقوا و احساس مسئوليت سفارش مي كنم ; چرا كه پرواي از خدا زمام كارهاي شايسته و خداپسندانه و اساس و قوام زندگي سعادتمندانه است .
    از اين رو به اطمينان آورترين رشته ها و پيوندهاي تقوا چنگ زنيد و به پرواي حقيقي آراسته گرديد تا شما را به سرمنزل آرامش و امنيت خاطر و به منزلگاه هاي گسترده و توسعه يافته و دژهاي استوار و تسخيرناپذير و دنياي عزت و سرفرازي و شكوه برساند »
    و نيز مي فرمايند : « اعلموا عبادالله ان التقوي دار حصن عزيز »
    بندگان خدا! بدانيد كه پرواي واقعي خانه و سرايي است به سان دژهاي استوار...
    و در جاي ديگر مي فرمايند : « و اعلموا انه من يتق الله يجعل له مخرجا من الفتن و نورا من الظلم ... »
    « مردم ! بدانيد آن فرد و جامعه اي كه تقوا پيشه سازدو مسئولانه رفتار كند خدا براي رهايي از فتنه ها وگرفتاري ها راهي برايش مي گشايد و در دل ظلمت ها نوري برايش قرار مي دهد و او را در آنچه دوست مي دارد ماندگاري مي بخشد... »
    با اين بيان معلوم شد كه از ديدگاه نهج البلاغه اصل تقوا و آراستگي بايسته و شايسته به صفت پرواپيشگي در همه ابعاد و صحنه هاي زندگي يكي از علل اساسي پيروزي ها كاميابي ها و سرفرازي هاست و اين اصلي است قطعي و تخلف ناپذير.
    ممكن است گاه به دليل برخي كاستي ها و ناخالصي ها يا برخي موانع سهمگين بر سر راه اين پيروزي سريع و پر شتاب پديد نيايد اما به هر حال پيروزي و شكوفايي و پيشرفت جامعه هاي آراسته به پروا و تقواي شايسته و واقعي حكم قطعي و محتوم خداوند و راز صعود و ترقي جامعه هاست . و اين واقعيتي است كه علاوه بر نهج البلاغه انبوه آيات قرآني و تجربه هاي تاريخي نيز بر آن گواهي مي دهند.