روزنامه جمهوري اسلامي 18/06/1387 صفحه مقالات

  • « امر به معروف » و « نهي از منكر » دم و بازدم جامعه
  • خشكي و خشكسالي در ايران
  • پاسخ معاون قوه قضائيه به اظهارات سخنگوي دولت
    تبيين حقيقت
  • *****
    « امر به معروف » و « نهي از منكر » دم و بازدم جامعه


  • يكي از مشكلاتي كه امروزه جامعه ما با آن دست به گريبان است و هر دلسوزي را به فكر چاره وامي دارد معضل بدحجابي است كه با كمال تاسف روزانه در حال گسترش است به گونه اي كه وضعيتي كه تا چندي پيش احساسات بسياري را جريحه دار مي كرد امروزه به خاطر پديدار شدن نمونه هاي بدتر آن شايد امري عادي جلوه كند. از سوي ديگر نياز به كار فرهنگي و در راس آن امر به معروف و نهي از منكر ضرورتي است كه توسط هر شخصي احساس مي شود.
    اگر براي شروع به آيه شريفه اي كه در اين رابطه است نگاهي داشته باشيم مي بينيم اين آيه قبل از ورود به امر به معروف مطلبي را مطرح مي كند كه معمولا مورد غفلت واقع شده است ; و آن اينكه « ولتكن منكم امه يدعون الي الخير... » گروهي از شما باشد كه به خير دعوت كند. اين مطلبي است وراي امر به معروف و نهي از منكر زيرا در ادامه اين دو را با واو عطف كه تفصيل را مي رساند بيان كرده و مي فرمايد : « ... و يامرون بالمعروف وينهون عن المنكر... » .
    روشن است كه « دعوت » با « امر » تفاوت دارد زيرا در « امر » برتري و علو نهفته است اما « دعوت » از موضعي مساوي و با روشي ملايم تر صورت مي گيرد. در صورتي كه بخواهيم روشي منطقي براي اجرايي كردن اين فريضه الهي به دست آوريم و ترتيبي كه در آيه رعايت شده است را ملاك قرار دهيم اين نتيجه به دست مي آيد كه ابتدا بايد با دعوت به نيكي جامعه را براي پذيرش امر به معروف آماده كرد آنگاه وارد گزينه دوم شد و پس از آن اگر افرادي با اين دو روش اصلاح نشدند گزينه سوم را به كار بست . شايد يكي ديگر از عللي كه باعث شده نهي از منكر مرتبه آخر را به خود اختصاص دهد اين است كه نفوس انسانها براي پذيرش خير آمادگي بيشتري دارند تا نهي شدن از كاري كه به انجام آن مايلند زيرا همواره حسي از غرور و تكبر مانع از پذيرش نهي ديگران مي شود به همين خاطر است كه كمتر افرادي را مي بينم كه در برابر انتقاد هرچند سازنده موضعي تدافعي به خود نگيرند.
    بنابراين وظيفه دلسوزان و سازمانهاي فرهنگي خرد و كلان را مي توان حول اين محور تعريف كرد. صاحبنظران اعم از روحانيت اساتيد دانشگاه و... بايد با پرورش محورهاي امر به معروف و نهي از منكر (وهمچنين حجاب ) و برگزاري همايشها و سخنراني ها تبيين سيره معصومين عليهم السلام در اين رابطه و بررسي فوائد اجتماعي آن اين مبحث را تبديل به گفتماني همگاني در جامعه كنند و از سنگيني آن بر گوشها بكاهند.
    سازمانهاي فرهنگي و در راس آنها صدا وسيما نيز وظيفه سنگيني به عهده دارد. اين دانشگاه عمومي متاسفانه نه تنها به وظيفه خود در اين راستا عمل نمي كند بلكه گاه و بيگاه مواضعي از خود نشان مي دهد كه جنبه منفي دارد. صرف اكتفا به انعكاس اخبار مربوط به طرح امنيت اجتماعي نيروي انتظامي و حتي همراهي كمرنگ و پررنگ با منتقدين اين طرح را مي توان از اين جمله دانست .
    مواضعي كه در قالب گفتگوها يا طنز خود را نشان داد. صدا وسيما به جاي مغتنم شمردن اقدام نيروي انتظامي و پر كردن خلاهاي آن با برنامه هاي فرهنگي با نگاهي خوشبينانه بايد گفت : « سكوت اختيار كرده است . گرچه ممكن است بخشهايي از صدا وسيما اين نياز را احساس كرده و اقداماتي را انجام داده باشند اما پخش موازي برنامه هايي كه بار منفي به همراه دارند مطمئنا اثر آنها را خنثي خواهد كرد. سريالهايي كه پوشش نامناسب و تجمل ـ ضلع ديگر تهاجم فرهنگي ـ را در چشم و روان بيننده مي نشاند.
    جا دارد رسانه ملي همانند كار شايسته اي كه در زمينه انرژي هسته اي انجام داد و همتي كه در برجسته كردن شعار نوآوري و شكوفايي به كار بسته است در اين راستا نيز برنامه اي مدون و كارشناسي شده و همه جانبه اي را به اجرا درآورد چه اينكه اهميت وضعيت فرهنگي جوانان نه تنها از وضعيت علمي آنها كمتر نيست بلكه همچون ريلي مسير حركت قطار علم و پيشرفت كشور را هموار خواهد كرد.
    آموزش وپرورش هم جايي است كه بسياري از برنامه ها را با كمترين هزينه مي توان نهادينه كرد. اگر همه معلمين خانم در همان سطح علمي خود پيرامون حجاب با دانش آموزان سخن بگويند و با رفتاري محبت آميز جايگاه اين پوشش مقدس را براي آنها تبيين كنند مي توان خوشبين بود كه قسمت قابل توجهي از « يدعون الي الخير » جامه عمل پوشيده است .
    در سطح بالاتر يعني خود امر به معروف و نهي از منكر نبود شجاعت از افرادي كه نگاهي مثبت دارند و نبود پذيرش از سوي افرادي كه عمل منفي دارند دو مساله اي است كه اجراي امر به معروف را در سطح جامعه با مشكل روبرو كرده آن را به حالت ركود درآورده است . ندانستن راهكار صحيح امر به معروف را هم مي توان به آن اضافه كرد. مدير معاون يا مربي پرورش مدارس مي توانند با انتخاب آموزش و تمرين افرادي كه توانايي اين كار را دارند جهت تاثيرگذاري بر دانش آموزان هم سطح خود هم آنها را براي ورود به جامعه آماده كرده روشهاي صحيح را بدانها بياموزند و هم افرادي با پيش زمينه منفي را آماده پذيرفتن نصيحت از هم سطح خود نمايند.
    در پايان چيزي كه بايد بدان اشاره كنيم و از اهميت قابل توجهي نيز برخوردار است اين است كه اداره ارشاد هنرمندان شهرداري ها و... بايد با پديد آوردن آثار بصري زيبا و با شعارهايي زيبا در قالب بنر پوستر تيزرهاي تبليغاتي و... سطح شهرها را پوشش تبليغاتي دهند. تا آنگاه اميدوار بود با بسيج همگاني در انجام دو وظيفه اول كمتر كار به مرحله سوم كشيده شود.
    نقدي

  • *****
    خشكي و خشكسالي در ايران




  • موقعيت جغرافياي رياضي كشور ما بر روي كره زمين باعث حاكميت اقليم خشك و نيمه خشك بر بيشتر سطح آن شده است . ميانگين بارش بلند مدت ساليانه كشور حدود 250 ميلي متر كه كمتر از يك سوم متوسط بارش در سطح كره زمين است (850 ميلي متر) شاهدي بر اين مدعاست .
    وقوع مكرر ناپايداريهاي طبيعي از قبيل خشكساليها سرمازدگي محصولات كشاورزي و سيلابهاي ويرانگر از عوارض چنين اقليمي است هرچند اين بلايا در تمام اقاليم و ساير مناطق نيز امكان وقوع دارد ليكن تكرار و درصد احتمال وقوع شدت و صدمات ناشي از آن در مناطق خشك بيشتر و سهمگين تر است . اين صدمات در ابعاد انساني (روستايي ) و كشاورزي (محصولات ) ملموس تر است .
    كشور ما در مورد آب هم از لحاظ شاخص كمبود آب جمعيتي (1 ) و هم از نظر شاخص كمبود آب فني رنج مي برد . يعني هم دچار كمبود آب سبز (آب بارش تبخير شده ) و هم آب آبي (آب رودخانه ها آبخوان ها) براي توليد محصولات كشاورزي است .
    علل خشكي در جهان
    اصولا وضعيت هوا در روي سياره زمين نتيجه تاثير دو عامل خورشيد و گردش كره زمين مي باشد. با توجه به وضع سطح زمين اين دو عامل متنوع تر شده و در كل علل خشكي آب و هوا در نقاط مختلف جهان شامل موارد زير مي باشد :
    1 ـ گرم شدن زياد مناطق بر اثر تابش خورشيد
    2 ـ اثر مراكز فشار يا فشار زياد (به ويژه مجاور حاره اي )
    3 ـ اثر سلسله كوههاي مرتفع
    4 ـ دور بودن از تاثير درياها و اقيانوس ها
    5 ـ اثر جريان هاي سرد ساحلي اقيانوس ها
    6 ـ عدم صعود هوا
    علل خشكي در ايران
    عوامل فوق در مناطق مختلف كره زمين به صورت منفرد و يا تركيبي از تعدادي از آنها با درصد حضور مختلف مسئول ايجاد بيابان ها و مناطق خشك مي باشند. در كشور ما در سطح كلان عامل دوم يعني مركز فشار زياد مجاور حاره اي بيشترين اثر را دارد. علل عمده اساسي خشكي آب و هوا در كشور ما نيز به اختصار عبارتند از :
    1 ـ ايران در نقطه اي از سطح زمين واقع شده كه بر اثر تابش خورشيد زياد گرم مي شود .
    2 ـ تحت تاثير فشار زياد مجاور حاره قرار دارد كه با فرونشيني هوا و حركت هواي خشك در ارتفاعات پايين در سطح آن در شرايط عادي و عمومي امكان تشكيل ابر و بارندگي در مناطق خشك آن خيلي كم و يا نادر است .
    3 ـ با توجه به حوزه تاثير بادهاي آليزه (عرض 30 تا 35 درجه به پايين ) سطح قابل توجهي از كشور تحت تاثير اين باد قرار دارد .
    4 ـ عامل ارتفاعات به ويژه سلسله كوههاي البرز از طريق شمال و سلسله كوههاي زاگرس از غرب تمام بارش ها را در محل برخورد دريافت مي كنند (هرچند عامل ارتفاع در كشور ما را نبايد عامل خشكي دانست ) زيرا در صورتيكه اين ارتفاعات نبودند همان بارش موجود نيز بوقوع نمي پيوست علت ذكر آن در اينجا بدليل نقش بزرگ آنها در ايجاد چشم اندازهاي بسيار متفاوت جغرافيايي در دو سوي دامنه ها مي باشد و به خوبي در وضعيت پوشش گياهي رودخانه هالله مشخص است .
    تعريف خشكسالي
    در تعريف خشكسالي آنرا وضعيتي مي دانند كه بارش كمتر از متوسط بارش بلندمدت ساليانه بوده و توزيع آن نيز ناموزون باشد چه آن منطقه در آب و هواي خشك و يا در آب و هواي مرطوب واقع باشد. بنابراين مشخص مي گردد كه خشكسالي عارضه اي مي باشد كه به علتي خاص و در مناطق متفاوت جغرافيايي امكان وقوع دارد و ليكن تكرار و شدت آن در مناطق خشك بسيار بيشتر است و از خشكي آب و هوايي كه ويژگي و حاكميت نوع اقليم خاص است متفاوت است .
    انواع خشكسالي
    به دليل تاثيرات خشكسالي در بخش هاي مختلف و توجه به علت ايجاد آن انواع گوناگوني از خشكسالي ذكر شده است نظير خشكسالي آب و هوايي كشاورزي هيدرولوژي اقتصادي اجتماعي سبز و... كه هر يك تعريف خاص خود را دارد مثلا در نوع آب و هوايي آن اشاره به ميزان بارش ساليانه كمتر از بلندمدت و در تعريف كشاورزي ناكافي بودن رطوبت خاك براي طي دوره رشد محصول مورد توجه است .
    سابقه خشكسالي در ايران
    خشكسالي با توجه به شدت و گستره آن در اكثر اوقات در ايران حضور داشته و ليكن در سال هايي كه قسمت وسيعي از استانهاي كشور را دربرگرفته توجه بيشتر را به خود جلب كرده است كه اين توجه را بايد مغتنم شمرد و اطلاع رساني خوبي به جامعه در اين مورد انجام داد . در سال 79 بنا به اظهار مسئولين تعداد هجده استان كشور دچار خشكسالي بوده در سال 80 حدود ده استان و با افزايش بارندگي خشكسالي عقب نشيني كرد . در سال 82 سيل باعث خسارات زياد شد در سال 83 نواحي جنوب شرقي (سيستان وبلوچستان هرمزگان ) دچار خشكسالي بودند هر چند اين دو استان در سالهاي قبل نيز به طور پيوسته دچار خشكسالي بودند . در سال 84 وضعيت بارندگي بهتر شد و 26 درصد افزايش يافت . در سال 85 هفت استان دچار خشكسالي شدند و شديدترين خشكسالي در استان هرمزگان بود و در سال زراعي 86 يعني مهر 86 تا پايان ارديبهشت 87 نيز وضعيت بارش بسيار كم بوده و اكثر استان ها با شدت هاي مختلف درگير خشكسالي هستند ليكن استان سيستان وبلوچستان در اين زمينه از بارش خوبي برخوردار شده و در واقع از وضعيت خشكسالي خارج گرديده است به عقيده استاد كردواني خشكسالي در زابل و استان خوزستان منشا هيدرولوژي داشته و در واقع مسائلي كه موجب كاهش آب درياچه و رودخانه ها مي گردد باعث اين امر مي باشند.
    همانطور كه ملاحظه شد خشكسالي به طور متناوب و با تغييرات مكاني وجود داشته و يك واقعيت محيطي ايران مي باشد كه قبول حضور آن و اتخاذ سياست هاي مناسب تنها چاره براي كاهش صدمات ناشي از آن در بخشهاي متفاوت كشور است .
    شدت و گسترش خشكسالي
    در مطالعات علمي مربوط به خشكسالي براي طبقه بندي مناطق و تهيه نقشه هاي موردلزوم دسته بنديهاي خاصي براي شدت و گستردگي آن وجود دارد كه مهمترين آن بدين صورت است .
    شدت خشكسالي درصد كاهش بارش ساليانه به ميانگين بلندمدت
    » ناچيز20
    ضعيف 20 ـ30
    متوسط 30 ـ45
    شديد45 ـ60
    « بسيار شديد60
    اين تقسيم بندي بيان مي كند كه زمانيكه بارش بيش از هشتاد درصد ميانگين بارش بلندمدت در سالي باشد خشكسالي وجود ندارد و ليكن در صورت كاهش با توجه به ميزان درصد آن از ضعيف تا بسيار شديد دسته بندي مي گردد و در مورد گستردگي با توجه به طبقه بندي صورت گرفته كمتر از 10 درصد به سطح كشور اگر دچار بارش كمتر باشد وضعيت عادي است و در غيراينصورت با توجه به وسعت خشكسالي درجات بعدي را شامل مي گردد.
    نوع خشكسالي درصد گستره خشكسالي
    » محلي 10
    وسيع 11 ـ20
    بسيار وسيع 21 ـ30
    فوق العاده 31 ـ50
    « مصيبت بار50
    اين پژوهش ها بر مبناي آمار رسمي منتشره از سوي سازمان هواشناسي و وزارت نيرو بايد صورت گيرد زيرا گاه اختلافهاي آماري چشمگيري در ساير منابع به چشم مي خورد.
    نتيجه گيري
    با توجه به مطالب ذكر شده پيشگيري از خشكسالي امكان پذير نبوده و فقط امكان كاهش خسارات و صدمات ناشي از آن مقدور مي باشد و با توجه به خشك بودن كشور و خشكسالي هاي متعدد سالي كه بارندگي بيش از متوسط ساليانه است و در اصطلاح ترسالي است بايد براي ما غيرعادي جلوه كند.
    سياستگذاران بخش هاي مختلف بايد بپذيرند كه ايران كشور خشكي است و سرمايه گذاري ها بايد متناسب با نياز كشوري كم آب باشد با توجه به تنوع اقليمي كشور عدم تمركز يكسال جمعيت ظرفيت هاي متفاوت در حوزه هاي آبخيز و شهرستان ها و استانهاي كشور بايد برنامه ها افق هاي بلندمدت ميان مدت و كوتاه مدت را براي شرايط متغير اقليمي لحاظ كرده و در واقع آمادگي هرگونه تغيير وضعيت در شرايط متفاوت را پيش بيني كرده باشند. اعمال مديريت فراگير آب انجام مطالعه پايه و اساسي (آب و خاك با توجه به انسان ) توجه به الگوهاي كشت و قطب كشاورزي كشور (بالقوه و بالفعل ) اصلاح روشهاي آبياري توجه به سياستهاي ترويجي آموزش تخصيص اعتبار به موقع و بيمه هاي لازم اطلاع رساني صحيح و سريع ... قسمتي از مواردي هستند كه بايد مورد توجه باشد.
    لازم به ذكر است تمام پژوهش ها در صورت وجود اطلاعات پايه صحيح و درازمدت از نتايج پايدار برخوردار خواهند بود نيل به اين امر نيز در ايجاد بانك ها و پايگاه هاي متعدد موضوعي مي باشد في المثل در زمينه خشكسالي كارشناسان بر وجود چرخه 100 33 11 سال اعتقاد دارند بنابراين تنها از طريق مقايسه تاريخي اطلاعات است كه امكان درك واقعي علل و روند (وقوع شدت تغيير) به همراه نتايج آن و در واقع شناخت چرخه سيستمي عوامل امكان پذير مي گردد.




    ايجاد پايگاه اطلاعات آباديهاي ايران براي اطلاع از وضعيت آبادي ها در دوره هاي مختلف در مركز تحقيقات و بررسي مسائل روستايي و ساير پايگاه هاي اطلاعاتي موجود نمونه هاي خوبي در اين زمينه ها مي باشند.
    پاورقي :
    1 ـ ظرفيت سرانه آب از تقسيم حجم بارش كشور به تعداد جمعيت كشور بدست مي آيد كه درسال 1340 حدود 6500 مترمكعب و در حال حاضر 2600 مترمكعب براي هر فرد تخمين زده شده است .
    منابع :
    1 ـ آرنون اي ترجمه كوچكي عوض عليزاده امين : اصول زراعت در مناطق خشك استان قدس رضوي .1365
    2 ـ سازمان هواشناسي آمار هواشناسي
    3 ـ سيف الله امين : مجموعه مقالات اولين كارگاه آموزشي و تخصصي مسائل خشكسالي استان فارس مولفين .1380
    4 ـ كردواني پرويز : خشكسالي و راه هاي مقابله با آن در ايران دانشگاه تهران 1386
    5 ـ كردواني پرويز : مناطق خشك (جلد اول ) دانشگاه تهران 1385
    6 ـ وزارت جهادكشاورزي مركز تحقيقات و بررسي مسائل روستايي گروه فرهنگ ده هاي ايران پايگاه اطلاعات چند رسانه اي آباديهاي ايران .
    سيد اصغر موسوي نيكجه ـ محمد راشد متولي الموتي ـ ساسان جوافشان ويشكايي
    وقوع مكرر ناپايداري هاي طبيعي از قبيل خشكسالي ها سرمازدگي محصولات كشاورزي و سيلاب هاي ويرانگر از عوارض اقليم خشك و نيمه خشك است كه ايران با ميانگين بارش 250 ميلي متر در سال در ميان اين اقليم قرار دارد
    در سال زراعي 86 يعني مهر 86 تا پايان ارديبهشت 87 وضعيت بارش بسيار كم بوده و لذا اكثر استان هاي كشور با شدت هاي مختلف درگير خشكسالي هستند
    سياستگذاران بخش هاي مختلف بايد بپذيرند كه ايران كشور خشكي است و سرمايه گذاريها بايد متناسب با نياز كشوري كم آب باشد
    اعمال مديريت فراگير آب انجام مطالعات پايه و اساسي (آب و خاك با توجه به انسان ) توجه به الگوهاي كشت و قطب كشاورزي كشور اصلاح روش هاي آبياري توجه به سياست هاي ترويجي و آموزشي تخصيص اعتبار به موقع و بيمه هاي لازم اطلاع رساني صحيح و سريع قسمتي از مواردي است كه بايد از سوي مسئولان مورد توجه قرار گيرد

  • *****
    پاسخ معاون قوه قضائيه به اظهارات سخنگوي دولت
    تبيين حقيقت


  • اشاره :
    سخنگوي قوه قضائيه در واكنش به ديدگاه هاي سخنگوي دولت تاكيد كرد : لايحه حمايت از خانواده نيازمند تصويب مجلس و تائيد شوراي نگهبان است و آنچه به صلاح خانواده هاي مسلمان است تصويب خواهد شد و نيازي به متشنج ساختن فضاي عمومي جامعه نيست .
    عليرضا جمشيدي سخنگو و معاون حقوقي و توسعه قضايي قوه قضاييه در مطلبي تحت عنوان « تبيين حقيقت » به نوشتار و اظهارات غلامحسين الهام سخنگوي دولت درخصوص لايحه حمايت از خانواده پاسخ داد.
    متن كامل مقاله دكتر جمشيدي بدين شرح است :
    درپي انتشار يادداشتي از سوي جناب آقاي دكتر الهام سخنگوي محترم دولت و بيان اظهاراتي از سوي ايشان در نشست هاي متعدد خبري به خصوص گفتگوي ويژه خبري شبكه 2 سيماي جمهوري اسلامي لازم است جهت تنوير افكار عمومي و تبيين حقيقت نكاتي بيان شود.
    الف ) آنچه نقطه تلاقي و اشتراك ديدگاه همه صاحب نظران و دستگاه قضايي است اين است كه برابر بند 2 اصل 158 قانون اساسي دولت حق هيچگونه تغييري در لوايح قضايي را ندارد و اين معنا در نظريه تفسيري شوراي نگهبان كه خود در حكم قانون اساسي است نيز به صراحت بيان گرديده است .
    قوه قضاييه نيز بارها اين موضوع را متذكر و خواستار عدم تغيير در لوايح قضايي به وسيله دولت محترم شده در لايحه حمايت خانواده به وسيله دولت شد و رئيس قوه قضاييه در نامه مورخ پانزده مهر سال گذشته ضمن ارسال فهرست تغييرات ايجاد شده در لايحه حمايت از خانواده به وسيله دولت نظريه تفسيري مزبور را گوشزد كرد; با اين حال و برغم وجود نص غير قابل خدشه همواره سعي بر اين بوده و مي باشد تا در راستاي تعامل قوا حتي المقدور به صورت رسانه اي به اين امور پرداخته نشود كه پاسخگويي را اجتناب ناپذير كند.
    ب ) لايحه حمايت از خانواده حاصل تشريك مساعي جمعي از زبده ترين كارشناسان اعم از قضات و اساتيد فن و مطالعه چند هزار پرونده مربوط به دعاوي خانوادگي و استفاده از نظرات ساير بخش هاي مربوط مي باشد كه بررسي نهايي آن به طور كامل و جز به جز در حضور فقيه فرزانه آيت الله هاشمي شاهرودي و با شركت برخي نمايندگان مجلس شوراي اسلامي صورت گرفته است .
    اين لايحه داراي نقاط مثبت برجسته اي است كه تحت الشعاع تغييرات فراقانوني قرار گرفته است كه برخي از آنها عبارت است از :
    1 ـ تنقيح قوانين كنوني مربوط به خانواده ; اين لايحه به تشتت موجود در قوانين پراكنده خانواده پايان مي دهد و قوانين شكلي مربوط به خانواده را در يك متن منسجم گردهم آورده و به روز رساني مي كند.
    2 ـ تاسيس دادگاه اختصاصي خانواده مستقل از دادگاه هاي عمومي .
    3 ـ رسيدگي به تمامي دعاوي خانوادگي به وسيله قضات متعدد .
    4 ـ الزامي كردن حضور بانوان دارنده پايه قضايي در محاكم خانواده و مداخله ايشان در فرآيند دادرسي و صدور راي .
    5 ـ تاسيس مراكز مشاوره خانواده در معيت دادگاه هاي خانواده براي صلح و سازش ريشه يابي مشكلات خانوادگي و تمسك به راهكارهاي علمي و تخصصي غير قضايي و استفاده از راهكار قضايي به عنوان آخرين راهكار.
    6 ـ ساماندهي امر داوري در طلاق با پيش بيني استفاده از كارشناسان مراكز مشاوره خانواده .
    7 ـ تسهيل در اتخاذ تصميم فوري دادگاه راجع به آموري از قبيل حضانت نگهداري و ملاقات طفل و نفقه .
    8 ـ پيش بيني امكان انجام ابلاغ در دادگاه خانواده از طريق سريع مانند نمابر و پيام هاي تلفني و پست الكترونيكي .
    9 ـ پيش بيني امكان طرح برخي از دعاوي از سوي زوجه در محل اقامت خود .
    10 ـ پيش بيني امكان طرح دعواي مادر براي مطالبه نفقه فرزند .
    11 ـ پيش بيني امكان ثبت طلاق توافقي با گواهي مراكز مشاوره خانواده و بدون مراجعه به دادگاه .
    12 ـ پيش بيني لزوم ثبت نكاح هاي موقت كه منتهي به بارداري همسر شده است با هدف حمايت از جنين (كه در لايحه قوه قضاييه بوده و متاسفانه در لايحه دولت حذف شده است ).
    ج ) همواره براي بررسي يك لايحه بايد اهداف موردنظر تدوين كنندگان آن مورد توجه قرار گيرد كه در مورد لايحه حمايت از خانواده اين اهداف در مقدمه لايحه ارسالي به دولت آمده است (گرچه اين مقدمه به مانند ساير اجزاي لايحه دستخوش تغيير قرار گرفته و تنها چند سطر آن در لايحه ارسالي دولت به مجلس باقي مانده است .!)
    در مقدمه مزبور تاكيد شده كه در اين لايحه به مقررات شكلي و حمايتي پرداخته شده و صريحا متذكر شده است : « مقررات ماهوي حقوقي در همان قانون مدني لازم الاجرا باقي مي ماند و انشاالله در طرح كلان اصلاح قانون مدني با مطالعات انجام گرفته مورد بازنگري قرار خواهد گرفت » .
    از اين رو با توجه به اهداف خاص لايحه حمايت از خانواده نبايد انتظار داشت كه تمامي مسائل حقوقي مربوط به خانواده در اين لايحه جمع آوري شده باشد; زيرا هم اكنون حدود 400 ماده از قانون مدني مستقيما به مسائل راجع به خانواده مربوط است (نزديك به يك سوم كل قانوني مدني ) و بديهي است بازنگري در اين موارد مستلزم مطالعه عميق و همه جانبه است .
    نپرداختن به جنبه هاي ماهوي ازدواج مجدد نيز با همين نگاه بوده ; زيرا اينكه آيا ازدواج مجدد مرد جايز است يا خير يعني آيا مرد حق داشتن بيش از يك همسر را دارد و اگر اين حق را دارد آيا اين حق منوط به اجازه و رضايت همسر اول است يا خير كه همه اينها مربوط به فقه و حقوق ماهوي و نه شكلي است .
    د) در بندهاي 2 4 و 5 يادداشت سخنگوي دولت تاكيد شده است كه به وسيله لايحه حمايت از خانواده ماده 16 قانون حمايت از خانواده نسخ مي گردد; در حاليكه در بند 3 يادداشت مطلبي بيان گرديده كه در تناقض آشكار با ادعاي مذكور است زيرا وزير محترم دادگستري در اين بند بيان داشته اند كه فقهاي شوراي نگهبان در سال 1363 راجع به ضمانت اجراي اين ماده نظري ابزار كرده اند كه نتيجه آن ابطال ماده 16 لايحه مزبور است .
    اگر چنين باشد ماده باطل شده را چگونه مي توان به وسيله لايحه اي نسخ كرد ! و اگر ماده مزبور پابرجاست و قرار است به وسيله لايحه جديد نسخ شود چرا به عنوان مثال در مجموعه قوانين و مقررات خانواده كه توسط معاونت حقوقي و امور مجلس رياست جمهوري در پاييز سال 1384 منتشر شده اين ماده در عداد مواد قابل اعمال و استناد كنوني ذكر نشده است ! (شايد به استناد لايحه اي كه در آينده ممكن است تصويب شود!!)..
    ه ) در بخش هاي مختلف يادداشت وزير دادگستري تاكيد شده است كه در لايحه قوه قضاييه ماده 23 نبوده و در نتيجه ثبت ازدواج مجدد بدون كنترل انجام خواهد شد; در حاليكه اگر ايشان با وجود داشتن مشغله هاي متعدد به عنوان رئيس كميسيون لوايح دولت و مقامي كه اين لايحه را براي ارسال به مجلس امضا كرده است نگاهي گذرا به آن مي انداختند مشاهده مي كردند كه چنين نيست ; زيرا در ماده 45 لايحه قوه قضائيه (كه در دولت شماره آن به 47 تغيير پيدا كرده است ) براي سردفتري كه بدون اجازه دادگاه اقدام به ثبت ازدواج مجدد كند مجازات كيفري در نظر گرفته شده و در ماده 42 لايحه قوه قضاييه (ماده 44 لايحه دولت ) براي هر مردي كه بدون ثبت در دفاتر اسناد رسمي اقدام به ازدواج دائم (اعم از ازدواج اول يا مجدد) كند نيز مجازات كيفري وضع شده است .
    از اين رو ادعاي مذكور ادعايي نادرست است بلكه قوه قضاييه تا آنچه كه مربوط به مقررات حمايتي بوده است موضوع را مورد توجه داشته و از ميان ضمانت اجراهاي موجود شديدترين نوع آن را كه ضمانت اجراي كيفري است برگزيده اما نخواسته است كه جنبه هاي حقوق ماهوي اين موضوع پراهميت را بدون مطالعه عميق و همه جانبه فقهي و حقوقي وارد لايحه اي شكلي و حمايتي نمايد و همانطور كه اشاره شد بيش از 3 سال است مطالعات مربوط به اصلاح قانون مدني آغاز شده و در شرف تكميل است .
    و) اصولا رويكرد تغييرات ايجاد شده به وسيله دولت در لايحه ارسالي قوه قضاييه رويكردي قابل انتقاد است و تغييرات ديگري كه در اين لايحه ايجاد شده است زير سايه سنگين انتقادهاي مربوط به ماده 23 پنهان مانده ; در حاليكه اهميت برخي از اين تغييرات اگر بيشتر از اضافه كردن ماده 23 نباشد كمتر هم نيست .
    در اينجا به چند مورد مهم اشاره مي شود و پيش از آن لازم است متذكر شوم كه اشكالات ايجاد شده در اين لوايح نه از سر عمد بلكه به دليل نقص فرايند نه چندان كارشناسي بررسي هاست :
    1 ـ نحوه طرح اختلافات خانوادگي در مراكز مشاوره خانواده : بر اساس ماده 18 لايحه ارسالي قوه قضاييه كليه اختلافات خانوادگي پيش از طرح در دادگاه در مراكز مشاوره مطرح مي شود ولي براساس لايحه دولت تمامي اختلافات خانوادگي بايد ابتدا در دادگاه مطرح شود و اگر دادگاه تشخيص داد به اين مراكز ارجاع مي شود.
    در واقع لايحه ارسالي قوه قضاييه بر اين ديدگاه استوار بوده است كه مسائل و مشكلات خانوادگي صرفا مسائلي حقوقي نيستند بلكه مسائلي تربيتي ـ رواني و اجتماعي هستند; بنابر اين نقش متخصصان مربوط مانند روانشناسان و مددكاران اجتماعي در حل مشكلات خانوادگي به دليل ماهيت اين نوع مشكلات اگر بيشتر از متخصصان حقوقي و قضايي نباشد كمتر هم نيست كه اين امر اقتضاي آن را دارد كه به محض بروز مشكل و اختلاف خانوادگي ابتدا متخصصان مربوطه وارد عمل شوند و اگر موفق به حل مشكل نشدند آنگاه و در صورت لزوم دادگاه راهكار قضايي را به عنوان آخرين راهكار به اجرا درآورد; اين رويكرد در لايحه ارسالي دولت برعكس شده است ; يعني اصل بر اين قرار داده شده كه ابتدا بايد سراغ راهكار قضايي رفت و سپس سراغ راهكارهاي ديگر!
    2 ـ واگذاري دعاوي خانواده به شوراهاي حل اختلاف : در مورد واگذاري امور خانواده به شوراهاي حل اختلاف مقرره اي در لايحه قوه قضاييه نبوده و تبصره 2 ماده 21 در دولت اضافه شده كه بر اساس آن « كليه اختلافات و منازعات خانوادگي قابل طرح در شوراهاي حل اختلاف مي باشد و در صورت مراجعه طرفين شوراهاي ياد شده با حضور كارشناس مربوط تشكيل و احكام صادره به استثناي حكم طلاق لازم الاجرا است ; در صورتي كه نظر بر اجراي حكم طلاق باشد پرونده به دادگاه ارجاع مي شود » .
    اين تبصره صرف نظر از آنكه با لايحه مربوط به شوراهاي حل اختلاف كه اكنون به قانون تبديل شده مغايرت دارد داراي اشكالات متعددي است و در صورت تصويب مي تواند مشكلاتي را فراروي خانواده ها قرار دهد. بر اساس رويكرد لايحه قوه قضاييه با توجه به تخصصي بودن امر مشاوره خانواده و تاسيس مراكز مشاوره در كنار دادگاه هاي خانواده اصولا نيازي به دخالت شوراهاي حل اختلاف نيست و در واقع همان كاري كه از شوراهاي حل اختلاف مورد انتظار است مراكز مشاوره خانواده البته به شكلي تخصصي انجام مي دهند.
    با اين وجود مراجعه طرفين به شوراهاي حل اختلاف براي سعي در صلح سازش منعي ندارد ولي در لايحه دولت دخالت شوراهاي حل اختلاف نه در حد صلح و سازش بلكه صدور راي است ; به طوريكه حتي از مفاد عام و مجمل اين تبصره اينگونه برداشت مي شود كه اختيارات شوراهاي حل اختلاف آنقدر گسترده است كه صدور حكم طلاق را نيز دربر مي گيرد! و تنها « در صورتي كه نظر بر اجراي حكم طلاق باشد پرونده به دادگاه ارجاع مي شود » .
    3 ـ ثبت ازدواج هاي موقت : به موجب تبصره ماده 22 لايحه ارسالي قوه قضاييه نكاح موقتي كه منتهي به بارداري زن شود بايد ثبت گردد; اين امر در جهت حمايت از حقوق جنين فعلي و طفلي است كه در آينده متولد مي شود ولي در لايحه دولت اين تبصره بدين نحو تغيير يافته است : « ثبت نكاح موقت تابع آيين نامه اي است كه به تصويب وزير دادگستري مي رسد » .
    فايده اين تبصره كه فاقد هرگونه حكم خاص راجع به ثبت ازدواج موقت است معلوم نيست . مگر مي شود قانون راجع به اصل موضوع اظهار نظري نكند و آن را به آئين نامه احاله نمايد ! اين در واقع نوعي تفويض اختيار قانونگذاري است كه براساس قانون اساسي مجاز نمي باشد; آنهم واگذاري امر به آئين نامه مصوب وزير دادگستري و نه رئيس قوه قضاييه يا هيات دولت كه تاكنون بي سابقه است .!
    4 ـ اخذ ماليات از مهريه ها : ماده 25 لايحه دولت نيز ماده ايست كه در لايحه قوه قضاييه نبوده است ; بر اساس اين ماده « وزارت امور اقتصادي و دارايي موظف است از مهريه هاي بالاتر از حد متعارف و غير منطقي با توجه به وضعيت زوجين و مسائل اقتصادي كشور متناسب با افزايش ميزان مهريه به صورت تصاعدي در هنگام ثبت ازدواج ماليات وصول نمايد و ميزان مهريه متعارف و ميزان ماليات با توجه به وضع عمومي اقتصادي كشور به موجب آئين نامه خواهد بود كه به وسيله وزارت امور اقتصادي و دارايي پيشنهاد و به تصويب هيات وزيران مي رسد » . در اين زمينه لازم است توضيح داده شود كه اخذ ماليات از مهريه هنگام ثبت نكاح فاقد هرگونه توجيه منطقي است و با ايرادات فقهي ـ حقوقي فراواني روبروست ; زيرا مهريه ديني است عندالمطالبه كه بر اساس قانون مدني در زمان عقد تنها نصف آن مستقر است ; حال چگونه مي توان از ديني اينچنين كه در عرف بانوان نجيب ايراني به ندرت هم مطالبه مي شود پيشاپيش ماليات اخذ كرد !
    ديگر آنكه در اين لايحه پرداخت كننده ماليات مشخص نشده است ; حال سئوال اين است كه چه كسي قرار است اين ماليات را پرداخت كند مرد يا زن يا هر دو
    با توجه به اينكه زمان دريافت ماليات « هنگام ثبت ازدواج » تعيين شده ضمانت اجرايي عدم پرداخت معلوم نيست ; آيا اگر حاضر به پرداخت نباشند يا وجهي نداشته باشند كه بپردازند ازدواج ثبت نمي شود ! در اين صورت نتيجه جز افزايش ازدواج هاي بدون ثبت و يا تعيين مهريه هاي صوري ثبت شده و مهريه هاي واقعي ثبت نشده نخواهد بود كه اين خود نوعي عقبگرد به گذشته و به ضرر بانوان جامعه است .
    نكته قابل توجه ديگر آنكه اخذ ماليات از مهريه كه مانعي براي ثبت ازدواج است مي تواند باعث كاهش ازدواج شود كه برخلاف سياست هاي نظام اسلامي و دولت محترم براي تشويق به ازدواج جوانان است .
    تعيين « مهريه متعارف » به وسيله وزارت اقتصاد براي تمام كشور و تمام اقشار با نرخ واحد امري نامعقول است و از سوي ديگر چگونه « مهريه متعارف » را يك نهاد دولتي تعيين مي كند ! آنچه را كه اين ارگان تعيين مي كند ديگر « متعارف » نيست بلكه يك « نرخ » دولتي است .
    نكته آخر اينكه در صدر ماده براي اخذ ماليات « وضعيت زوجين و مسائل اقتصادي كشور » به عنوان ملاك آورده شده ولي در ذيل آن تنها « وضعيت عمومي اقتصاد كشور » ملاك دانسته شده است .
    5 ـ حذف اجرت المثل و نحله : ماده 31 لايحه قوه قضاييه كه راجع به اجرت المثل و نحله است در لايحه دولت حذف شده است ; ماده مزبور از اين قرار است : « هرگاه زن پس از طلاق حق الزحمه كارهايي را كه شرعا برعهده وي نبوده است مطالبه كند دادگاه سعي در تامين خواسته وي از طريق تصالح مي كند; در صورت عدم تصالح چنانچه در اين خصوص ضمن عقد يا عقد خارج لازم شرطي شده باشد مطابق آن عمل مي شود و در غير اين صورت چنانچه زن كارهايي را كه شرعا برعهده وي نبوده به دستور شوهر و بدون قصد تبريع انجام داده و عرفا براي آن اجرت المثل باشد دادگاه اجرت المثل كارهاي مذكور را با جلب نظر كارشناس محاسبه و حكم به پرداخت آن مي كند و در غير مورد مذكور با توجه به سنوات زندگي مشترك و نوع كارهاي انجام شده و توانايي مالي شوهر دادگاه مبلغي را از باب بخشش (نحله ) براي زن تعيين مي كند » .
    با توجه به اينكه مشابه اين ماده اكنون در تبصره 6 قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق آمده است و قانون مزبور از جمله قوانيني است كه به موجب همين لايحه نسخ خواهد شد و از طرفي مفاد ماده مزبور گسترده تر از مفاد تبصره الحاقي به ماده 336 قانون مدني است بنابر اين حذف ماده 31 لايحه ارسالي قوه قضاييه باعث به وجود آمدن خلا و از دست رفتن يكي ديگر از حقوق بانوان خواهد شد .
    در پايان صرف نظر از نكات قابل طرح ديگر بايد اذعان داشت كه اين لايحه به مانند هر طرح و لايحه ديگري ممكن است داراي نقائصي باشد ولي از آنجا كه بايد از تصويب نمايندگان مجلس شوراي اسلامي و تاييد اعضاي شوراي نگهبان بگذرد مطمئنا آنچه به خير و صلاح خانواده هاي كشور اسلامي است به تصويب خواهد رسيد و نيازي به تهييج احساسات و متشنج ساختن فضاي عمومي جامعه نيست .
    اميد است با توجه به تاكيدات رهبر معظم انقلاب مبني بر لزوم پاسداشت قانون روند بررسي لوايح قضايي در دولت را به نحوي انجام شود تا هم قانون اساسي به عنوان قانون فرادست مخدوش نشود و هم اصل مسلم و پذيرفته شده تفكيك و استقلال قوا محفوظ بماند و هم وقت گرانبهاي خدمتگزاري به جاي هدر رفتن در مسيرهاي پيموده شده مصروف بهبود هر چه بيشتر امور مردم شريف شود كه مطمئنا رضايت باريتعالي را نيز درپي خواهد داشت .
    عليرضا جمشيدي
    سخنگو و معاون حقوقي و توسعه قضايي قوه قضائيه
    نكات مثبت لايحه حمايت از خانواده تحت الشعاع تغييرات فرا قانوني قرار گرفته است