روزنامه جمهوري اسلامي 17/07/1387 صفحه سياسي
*****
نيروهاي عربي ابزاري براي مهار مقاومت فلسطين




  • صلاح الدين حافظ
    در روزهاي اخير طرح هاي متعدد و گهگاه متناقضي در خصوص حال و آينده مسئله فلسطين ارائه مي شود كه نشان مي دهد تمامي گرگ هاي جهان براي دريدن بدن هزارپاره فلسطين دندان تيز كرده اند و شايد خطرناك ترين اين طرح ها طرحي قديمي باشد كه اخيرا در دو شكل متفاوت ارائه شده است و در نهايت نيز نتيجه اي مشابه دارد. اين طرح در اولين شكل خود در اعزام نيروهاي عربي به رهبري مصر به نوار غزه تجلي يافته است ; البته كساني كه اين طرح را پيشنهاد كرده اند مسئله حمايت از فلسطينيان در مقابل حملات صهيونيست ها و نيز كمك به متوقف ساختن چالش ميان دو جنبش فتح و حماس را مستمسك خود قرار داده اند.
    طرح مذكور در شكل دوم خود خطرناك تر است و اساس آن نيز اين فرض مي باشد كه مناطق فلسطيني از نظر سياسي و جغرافيايي به دو بخش تقسيم شده اند كه يك بخش آن غزه با حاكميت حماس و بخش ديگر آن كرانه باختري با حاكميت جنبش فتح مي باشد و در نهايت اين وضعيت اقتضا مي كند كه نوار غزه تحت نظارت مصر و كرانه باختري تحت حاكميت اردن اداره شود يعني اينكه اوضاع به پيش از جنگ 1346 باز گردد و صهيونيست ها علاوه بر فلسطين بخش هايي از سيناي مصر جولان سوريه و شبعاي لبنان را نيز در اختيار داشته باشد.
    اين طرح قديمي كه در دو شكل مذكور نمود پيدا مي كند با هدف بر هم زدن معادلات و توليد بحران هايي است كه مسئله فلسطين را براي دهمين بار به نقطه صفر مي كشاند و اين همان مسئله اي است كه ما در مورد خطراتش هشدار مي دهيم و آن را دامي از سوي دشمن مي دانيم و از عموم مردم و نيز گروه هاي ملي و ميهني مي خواهيم تا هر چه سريعتر براي مقابله با آن برخيزند; البته پيش از آنكه برخي دولت هاي عربي در مسير اجراي اين طرح قديمي گام بردارند.
    كاملا به اين نكته آگاهم كه درخواست براي رويارويي با طرح الحاق غزه به مصر و كرانه باختري به اردن در تقابل با آراي ديگر افراد است ; ولي با اين وجود مي دانم طرح شوم الحاق اگر چه در حال حاضر قويا مطرح نمي شود ولي فردا روزي مي رسد كه اين طرح علني شود و به يك فراخوان عمومي مبدل گردد كه تعداد زيادي از افراد براي تحقق آن بكوشند و موشك هاي كوتاه برد و دور برد خود را كه عادتا براي ترور مخالفان شان از آن استفاده مي كنند به كار گيرند.
    براي روشن تر شدن مسئله اعزام نيروهاي عربي به فرماندهي مصر به نوار غزه بايد گفت كه اگر دولت مصر با طرح اعزام نيرو موافقت كند اين طرح نهايتا به دامي تاريخي براي اين كشور مبدل خواهد شد; زيرا انجام پروژه مذكور با مخالفت طيف گسترده اي از ملت مصر رو به رو خواهد گرديد ملتي كه كاملا به خطرات اين پروژه آگاه مي باشد.
    به اعتقاد مخالفان فراوان طرح اعزام نيروهاي عربي به خارج از مرزها به ويژه نوار غزه بايد براي دفاع از ملت فلسطين در مقابل تجاوزات هميشگي اشغالگران قدس و نيز براي كاستن از ميزان دردها و رنج هاي ملتي باشد كه با غول محاصره دست و پنجه نرم مي كند نه براي كنترل اوضاع امنيتي كه معناي واقعي آن حمايت از صهيونيست ها در مقابل اقدامات مقاومت ملي فلسطين مهار حماس و پايان دادن به حاكميت دولت مشروع فلسطين در نوار غزه است .
    معتقدم كه تبديل مصر به بازوي حمايتي رژيم اشغالگر قدس و اهرم مقابله با مخالفان اين رژيم از جمله حماس جهاد اسلامي و ديگر گروه هاي مبارز فلسطيني هرگز در راستاي تامين منافع عالي ملي مصر نيست ; در واقع به نفع مصر و يا هر كشور ديگر عربي كه معناي تاريخي مسئله فلسطين را درك مي كند نيست كه از يك گروه فلسطيني خاص در مقابل ديگر گروه ها حمايت كند; زيرا انجام چنين اقدامي در واقع تكرار اشتباهاتي است كه نظام هاي عربي در گذشته مرتكب شده اند و اخيرا نيز مشخص شده است چه جنايت هايي را كه با نام دفاع از مسئله فلسطين انجام نداده اند اي كاش ! نظام هاي عربي دست از تحريك فتح براي افزايش مستمر سيل حملات خود عليه جنبش حماس بر مي داشتند تا شكافي در فلسطين ايجاد نشود كه نتيجه نهايي آن به نفع دشمن صهيونيستي باشد. طرح اعزام نيروهاي مصري يا نيروهاي مشترك عربي به نوار غزه تنها در شرايطي مشخص و در چارچوب شروطي آشكار امكان پذير است كه مهم ترين آنها درخواست و نيز توافق كامل تمامي گروه هاي فلسطيني با طرح اعزام نيرو به نوار غزه مي باشد. از ديگر سو اعضاي اتحاديه عرب نيز بايد با طرح مذكور موافقت كنند تا از اين رهگذر طرف هاي عربي و فلسطيني نيز خود را در مورد احترام به چنين طرحي ملزم بدانند. ضمنا شرط ديگري كه براي مسئله اعزام نيروها مطرح است حمايت بين المللي از اين طرح است كه مستلزم نقش آفريني هر چه موثرتر سازمان ملل مي باشد.
    با نگاهي به شروط فوق الذكر براي اعزام نيروهاي عربي به نوار غزه مي بينيم كه تحقق تمامي اين شروط سخت و يا به عبارتي غير ممكن است . ضمنا پرسشي كه در اينجا مطرح مي شود آن است كه آيا اجراي طرح اعزام نيرو به نوار غزه بدون موافقت مستقيم و صريح صهيونيست ها ممكن است صهيونيست هايي كه مهم ترين برگه هاي بازي را در اختيار دارند و از مهم ترين عناصر قدرت برخوردار مي باشند و به عنوان قدرت اشغالگر عامل محاصره ملت فلسطين خالق واقعيت هاي جديد در منطقه ايفاي نقش مي كند در مورد موافقت رژيم صهيونيستي با طرح اعزام نيروها ترديد دارم ; مگر آنكه اين رژيم قوي ترين ضمانت ها را از طرف هاي فلسطيني مصري عربي و بين المللي بگيرد كه تمامي اقدامات نيروهاي اعزامي در راستاي تامين منافع و دفاع از امنيت صهيونيست ها باشد و زيرساخت هاي مقاومت ملي فلسطين را ويران كند.
    اگر نگاهي موشكافانه به طرح الحاق كرانه باختري به اردن داشته باشيم مي بينم كه اين طرح ـ و لو اينكه از زبان عرب ها بيان شود ـ در واقع ترجمه عملي يك پروژه صهيونيستي قديمي است كه مبناي آن ايجاد يك ميهن جايگزين براي فلسطيني ها مي باشد. در واقع بر اساس پروژه صهيونيستي مذكور ملت فلسطين هيچ جايي در ميهن خود ندارد و بايد مسئله حق بازگشت و نيز ايجاد كشور مستقل را نيز از ياد ببرد و تنها صحبتش در مورد اردن باشد و اين كشور را به عنوان ميهن خود بداند; زيرا بيشتر ساكنانش را فلسطيني ها تشكيل مي دهند.
    در اينجا منطقه كوچك نوار غزه مي ماند كه مساحت آن از 350 كيلومتر تجاوز نمي كند; ولي بيش از يك و نيم ميليون فلسطيني را در خود جاي داده است كه در زير فشار محاصره به سر مي برند و هر لحظه آمادگي انفجار در مقابل دشمنان را دارند. سرنوشتي كه در طرح سه جانبه آمريكايي ـ صهيونيستي ـ اروپايي براي نوار غزه در نظر گرفته شده الحاق اين بخش كوچك ولي پر جمعيت به صحراي وسيع ولي كم جمعيت سينا است كه البته مسئوليت اداره آن نيز به مصر سپرده مي شود يعني همان وضعي در نوار غزه حكمفرما مي شود كه پيش از اين يعني ميان سال هاي 1327 تا 1346 شاهد آن بوديم .
    به اعتقاد بنده الحاق نوار غزه به مصر يك دام خونين و تاريخي به شمار مي رود و واگذاري مسئوليت اداره منطقه فلسطيني مذكور به قاهره و يا تشويق آن به حاكميت بر اين منطقه نه يك هديه سخاوتمندانه به مصر بلكه ايجاد رنج و محنت براي اين كشور است و در واقع تعبيه يك بمب هولناك در قلب اين كشور مي باشد. اگر به تاريخ باز گرديم مي بينيم كه مصر و ديگر كشورها هرگز نمي پذيرند ملتي كه براي آزادي خود مي جنگند را از نعمت آزادي و برخورداري از يك ميهن مستقل محروم سازند.
    اگر شرايط حاكم بر سال هاي 1327 تا 1346 اقتضا مي كرد كه مصر مسئوليت اداره نوار غزه را بر عهده گيرد ; ولي شرايط كنوني و آتي تماما متفاوت از گذشته مي باشد و از مهم ترين اين تفاوت ها آن است كه ديگر جامعه جهاني تشكيل كشور مستقل فلسطيني را به رسميت مي شناسد و اگر در اين ميان مصر مسئوليت اداره نوار غزه را بر عهده گيرد در واقع اشغالگران صهيونيستي را از مسئوليت تاريخي شان در قبال كشتار ويرانگري بازداشت محاصره گرسنه نگاه داشتن ملت فلسطين در طول شصت سال گذشته معاف كرده است .
    سوال اينجاست كه چرا ما بايد با اقدامات خود گواهي عدم سو پيشينه را به صهيونيست هاي غاصب بدهيم حتي اگر اين اقدامات به بهانه محبت آميز بودن رفتار مصر در برخورد با فلسطيني باشد
    چگونه مي توان تصور كرد (صرفا تصور كرد) ملتي كه با صهيونيست ها مي جنگد روزي مجبور شود علاوه بر مقابله با اشغالگران با نيروهاي مسلح مصري كه به نوار غزه پا گذاشته اند نيز وارد جنگ شود بي ترديد خونين بودن نتيجه مسئله الحاق از يك طرف كاملا مشخص و از طرف ديگر غير قابل قبول مي باشد. كاملا دغدغه هاي امنيتي مصر را درك مي كنم و مي دانم كه قاهره از افزايش قدرت حماس و جريان هاي ديني در نوار غزه و نيز تشكيل يك دولت مرتبط با جنبش اخوان المسلمين مصر در اين منطقه فلسطيني مي هراسد.
    كاملا نسبت به اين نكته آگاه هستم كه طرف صهيونيستي آمريكايي اروپايي و عربي به بهانه تامين امنيت مصر در مقابل خطر گسترش گرايش هاي ديني در داخل و خارج اين كشور قاهره را به اعزام نيرو به نوار غزه تشويق مي كنند ; ولي به اعتقاد بنده اين اقدام اهداف و نتايجي خطرناك با خود به دنبال دارد و خطر حقيقي كه مصر را از نظر راهبردي تهديد مي كند خطر اسرائيل است كه هميشه بايد براي مقابله با آن آماده بود.
    خلاصه اينكه حمايت از طرح هاي مختلف و همكاري براي اجراي آنها ـ بدون تعمق در اهداف آن ـ اقدامي سخت اشتباه است . ما بايد مراقب باشيم كه مبادا در بازي بر هم زدن معادلات شركت داشته و مسئله فلسطين را به نقطه صفر باز گردانيم ; چرا كه بازگشت به نقطه صفر بدون هيچ گونه آگاهي باعث بازتوليد بحران ها مي شود.
    منبع : مركز اطلاع رساني فلسطين
    طرح اعزام نيروهاي عربي به نوار غزه بايد با هدف دفاع از ملت فلسطين در مقابل تجاوزات مستمر رژيم صهيونيستي و نيز براي كاستن از درد و رنج ملتي باشد كه با غول محاصره دست و پنجه نرم مي كند نه براي حمايت از صهيونيست ها در مقابل اقدامات مقاومت فلسطنين و مهار حماس و گروه هاي مبارز فلسطيني
    دغدغه هاي امنيتي مصر را درك مي كنم و مي دانم كه قاهره از افزايش قدرت حماس و جريان هاي ديني در نوار غزه و نيز تشكيل يك دولت مرتبط با جنبش اخوان المسلمين مصر در اين منطقه فلسطيني مي هراسد
    طرف هاي صهيونيستي ـ آمريكايي ـ اروپايي و عربي به بهانه تامين امنيت مصر در مقابل خطر گسترش گرايش هاي ديني در داخل و خارج اين كشور قاهره را به اعزام نيرو به نوار غزه تحت فشار قرار مي دهند
    چگونه مي توان پذيرفت ملتي كه چند دهه است با صهيونيست ها مي جنگد روزي مجبور شود علاوه بر مقابله با اشغالگران با نيروهاي مسلح مصري كه به نوار غزه پا گذاشته اند نيز وارد جنگ شود