روزنامه جمهوري اسلامي 06/08/1387 صفحه سياسي

  • خطرناك تر از « كمپ ديويد »
  • انقلاب رنگي بر بستر خصوصي سازي
  • *****
    خطرناك تر از « كمپ ديويد »


  • شهريورماه امسال مركز فرهنگي سوريه در تهران شاهد نشست سفيران دو كشور سودان و سوريه ونيز ميهماني افتخاري از منطقه « دارفور » در سودان و دكتر « موسي غرير » رئيس مركز فرهنگي سوريه در ايران با موضوع « مسائل دارفور و راه حل هاي موجود » بود. در اين نشست در باره طرحي سخن گفته شد كه اساس آن برجدا ساختن ايالت ثروتمند دارفور از سودان استوار شده است . اين نقشه كه توسط قدرت هاي غربي طراحي شده از سه دهه قبل مقدمات آن با ايجاد چند گروه شورشي در دارفور كه از طريق چاد تسليح و تغذيه مي شد فراهم گرديد.گروه شورشي مزبوربا براه انداختن جنگ هاي خونين داخلي وناامن ساختن منطقه و نيز آواره ساختن ساكنان دارفور و آتش زدن روستاها زمينه را براي دخالت هاي خارجي مهيا ساختند.از آن پس امريكا و شماري از كشورهاي اروپايي با متهم كردن دولت سودان به نقض حقوق بشرو مستمسك قرار دادن آن و همچنين كشاندن اين موضوع به شوراي امنيت سازمان ملل خارطوم را تحت فشار شديد بين المللي قرار داده و عليه دولت عمر البشير چند قطعنامه را به تصويب رسانده اند. بخش هايي از مباحث نشست را دنبال مي كنيم .
    رئيس مركز فرهنگي سوريه در ايران در ابتدا با اشاره به اينكه مساله دارفور نه تنها مساله تمام خاورميانه بلكه مساله جهان اسلام و كل دنيا است گفت : در اخبار روز دنيا خبري از روزنامه آمريكايي « آتلانتيك » آمده است كه نويسنده اي محافظه كار مساله تقسيم خاورميانه را در مقاله اي مطرح كرده است . نويسنده اشاره كرده است كه با تقسيم كشورهايي چون مصر به ايالت هاي مختلف و تجزيه عراق و حذف دولت هايي چون كويت فلسطين و لبنان به خاورميانه اي جديد دست مي يابيم . وي افزوداين طرح و برنامه چه بسا خطرناكتر از « كمپ ديويد » و موافقتنامه هاي ديگر است . قدم اول اين طرح دامن زدن به مسائل قومي نژادي و مذهبي است كه پيامد اصلي آن جنگ هاي منطقه اي است و غرب براي حل مساله و به بهانه ميانجي گري وارد عمل خواهد شد و پس از زير سلطه رفتن منطقه به هدف خود دست خواهد يافت .
    « موسي غرير » ادامه داد آمريكا كه خود را از اولين مدعيان حقوق بشر مي داند سردمدار اين برنامه هولناك است . اما اين سوال مطرح است كه آيا اهميت دارفور براي آمريكا انگليس و فرانسه از آن جهت است كه خواهان كمك به مردم دارفور هستند و يا بهانه اي براي حضور پررنگتر غرب در منطقه اين كارشناس مسائل جهان عرب تاكيد كرد مستمسك آمريكا براي دخالت در كشورهاي هدف وتحريك افكار عمومي جهان همواره با طرح مسائل انساني و حقوق بشر همراه بوده است همچنان كه حضور غرب در « دارفور » با دستاويز انساني و حقوق بشر آغاز شده و در عراق و افغانستان نيز از اين قاعده پيروي شده است سپس عبدالرحمن خليل ميهمان افتخاري و يكي از شهروندان دارفور گفت : « كارشناسان و سياستمداران به دنبال يافتن راه حلي براي معضل دارفور هستند. وي اضافه كرد : « براي درك صحيح صورت مساله ابتدا بايد موقعيت جغرافيايي و اقتصادي دارفور را شناسايي كرد. دارفور در غرب كشور سودان با مساحتي بالغ بر يك پنجم مساحت كشور سودان برابر با پانصد هزار كيلومتر مربع و جمعيتي حدود شش ميليون نفر واقع شده است . بيش از هفتاد قبيله صدها سال در كنار هم با همزيستي مسالمت آميز زندگي مي كرده اند.
    اين شهروند سوداني در ادامه گفت : زبان مشترك مردم بومي عربي و لهجه هايي از آفريقا و دين اكثريت مردم اسلام است . مردم اين منطقه به حفظ قرآن شهرت دارند. اقتصاد اين منطقه از ابتدا به كشاورزي و دامداري وابسته بوده است . هم مرز بودن سودان با كشورهاي چاد آفريقاي مركزي و ليبي وضعيت جغرافيايي و منطقه اي خاصي به دارفور داده است . عبدالرحمن خليل ادامه داد پس از ورود اسلام از شبه جزيره عربستان فرهنگ اسلامي چشم انداز خاصي را در اين منطقه ايجاد نموده است . پس از سقوط دولت عباسي و گسترش مهاجرت به دارفور از كشورهاي همجوار مشاركت عربي آفريقايي در حكومت را نيز به دنبال داشته است .
    اين سوداني تبار اهل دارفور خاطرنشان كرد : « اختلافات از مسلح كردن اهالي دارفور توسط دولت وقت چاد كه تحت قيوميت فرانسه بود آغاز گشت . وي اظهار داشت : از احزاب دارفور مي توان « جبهه آزادي بخش سودان » « جبهه عدل و برابري » و يك گروه شورشي با نامي به معناي جوانان بي بند و بار را نام برد.او در ادامه گفت : دارفور با وجود ذخاير عظيم نفت اورانيوم و معادن غني طلا يكي از ثروتمندترين مناطق قاره آفريقا به حساب مي آيد و همين موضوع باعث دامن زدن به اختلافات ساكنين دارفور توسط ايادي استعمار است .
    عبدالرحمن خليل خاطرنشان كرد : كشور سودان از جهان عرب انتظار مساعدت بيشتري را داشته و دارد . در حالي كه حدود 250 سازمان خارجي در آن منطقه مشغول فعاليت مي باشند تنها تعداد كمي سازمان عربي و اسلامي در آن منطقه حضور دارند. وي در پايان اظهار نمود سودان پل ارتباطي فرهنگ عربي آفريقايي است و غرب به ادامه اين ارتباط تمايلي ندارد.
    سپس دكتر سليمان عبدالتواب الزين سفير سودان سخن خود را با طرح اين پرسش آغاز نمود كه آيا امنيت فراگيري در جهان عرب مشاهده مي شود و آيا سران عرب برآنند كه امنيت موجود را حفظ كنند در حالي غرب درصدد است منافع خود را گسترش دهد و اوضاع كنوني در خاورميانه نشان دهنده تلاش غرب در اين راستا مي باشد وي افزود : اين نقشه كلي آمريكا و اسرائيل براي استيلا و سيطره روزافزون بر خاورميانه است . هنگامي كه از امنيت در جهان عرب و خاورميانه سخني به ميان مي آيد و هر جا كه تعارض و مخالفت و درگيري وجود دارد ردپاي اسرائيل و آمريكا كاملا آشكار است .
    سفير سودان تاكيد كرد : غرب بر آن است كه خود آفريننده هرج و مرج در هر منطقه باشد و خود نيز ارائه كننده راهكار براي نظم و سرو سامان دادن به اوضاع پيش آمده ! اين در حالي است كه آمريكا تصميمي جهت حل بحران هاي عراق افغانستان فلسطين و لبنان ندارد. با اين حال تصميم عمر البشير براي برقراري صلح در منطقه كاملا راسخ و مشهود است .
    در پايان اين نشست سفير سوريه در تهران دكتر حامد حسن اهميت امنيت ملي عربي را تشريح نمود و افزود : آيا چنين موضوعي در خاورميانه مشاهده مي گردد. امنيت ملي شامل ابعاد مختلفي از قبيل ملتها حكومت ها و ساختار اجتماعي و سياسي و اقتصادي است . وي خاطرنشان كرد : اين نشست گوشه هايي از معضل موجود را بيان نمود و شايد توانست كمي از پرسش ها و ابهامات را پاسخ دهد. وي افزود : « كارشناسان مسائل منطقه بيان مي كنند كه اعراب براي امنيت خاورميانه تلاش نمي كنند در حالي كه غرب در تلاش است تا اين امنيت متزلزل در منطقه را تهديد كند كه « دارفور » نمادي از اين مهم در قلب آفريقاست مختل كند.
    منبع : سايت اينترنتي آفتاب
    دارفور با وجود ذخاير عظيم نفت اورانيوم و معادن غني طلا يكي از ثروتمندترين مناطق قاره آفريقا به حساب مي آيد و همين موضوع باعث دامن زدن به اختلافات ساكنين دارفور توسط استعمارگران شده است
    سفير سودان در تهران : استراتژي مشترك امريكا وهمپيمانان اروپايي اش در افريقا و خاورميانه آن است كه خود آفريننده هرج و مرج در هر منطقه باشند و خود نيز ارائه كننده راهكار براي نظم بخشيدن و سرو سامان دادن به اوضاع پيش آمده !
    پس از اعلام حكومت اسلامي مستقل در سال 1362 در سودان غرب تمام تلاش خود را براي فروپاشي اين حكومت آغاز نمود و در اين راه از دامن زدن و تشديد موضوع تبعيض نژادي و مذهبي در منطقه دارفور و ايجاد هرج و مرج به بهانه مسائل انساني فروگذار ننموده است
    رئيس مركز فرهنگي سوريه در ايران : مستمسك آمريكا براي دخالت در كشورهاي هدف وتحريك افكار عمومي جهان همواره با طرح مسائل انساني و حقوق بشر همراه بوده است همچنان كه حضور غرب در « دارفور » با دستاويز انساني و حقوق بشر آغاز شده ودرعراق و افغانستان نيز از اين قاعده پيروي شده است
    سودان از جهان عرب انتظار مساعدت بيشتري را داشته و دارد . در حالي كه حدود 250 سازمان امريكايي و اروپايي تحت عناوين جعلي و به بهانه هاي گوناگون در منطقه دارفور مشغول فعاليت مي باشند تنها تعداد اندكي سازمان عربي و اسلامي در آن منطقه حضور دارند

  • *****
    انقلاب رنگي بر بستر خصوصي سازي


  • اشاره :
    خصوصي سازي رويكرد حركت بسوي نظام اقتصاد ليبراليستي است . اين حركت ميتواند به عنوان يك آلترناتيو قوي براي فشار و در نهايت تغيير خود خواسته در مقابل گروه حاكمه قلمداد گردد. طراحان برنامه با خريداري و دراختيار گرفتن مراكز توليدي و حياتي كشور براحتي به نارضايتي عمومي دامن زده و علت مشكلات را به گردن گروه حاكمه مي اندازند و مردم را به مقاومت مدني منفي عليه حكومت فرا مي خوانند. در اين نوشتار سعي مي شود نشان دهيم كه خصوصي سازي يكي از راههاي ايجاد انقلاب رنگي است .
    در مقايسه انقلابهاي كلاسيك با يكديگر ميتوان به هفت مشخصه وويژگي اشاره كرد :
    1 ـ نارضايتي عميق مردم از وضع موجود
    2 ـ گسترش ايدئولوژي جديد جايگزين
    3 ـ گسترش روحيه انقلابي
    4 ـ وجود و نقش رهبري و ساختارهاي متشكل
    5 ـ شركت توده ها
    6 ـ وجود عنصر خشونت
    7 ـ تغيير در ساختارهاي رسمي اجتماعي فرهنگي سياسي و اقتصادي است (1 )
    با مطالعه انقلابهاي كلاسيك درميبابيم كه عنصر خشونت از شاخصه هاي اصلي اين حركتهاي مردمي بوده است . ميزان خشونت در هر انقلابي بسته به ويژگي فرهنگي مردم نوع نيروهاي مسلح نوع رژيم و شرايط خاص و بين المللي متفاوت است .
    بنابراين ماهيت اين انقلابها استفاده از خشونت براي حركت در راه پيروزي و سپس تثبيت آن در جامعه مي باشد. انقلابهاي رنگي در مقايسه با انقلابهاي كلاسيك فاقد چنين خصيصه اي هستند. اين جنبشها از يك راهبرد حساب شده و برنامه ريزي شده اي به نام مقاومت منفي برخوردار بوده و انقلاب با منفعل كردن ساز وكارهاي حاكميتي رژيم مبارزه از درون آغاز و تا ساقط كردن گروه حاكمه ادامه پيدا ميكند. از اينرو ويژگي خاص انقلابهاي رنگي در مقايسه با انقلابهاي كلاسيك استفاده از استراتژي « مقاومت مدني منفي » در مبارزه خود به جاي خشونت توسط انقلابيون مي باشد(2 ) و در بقيه ويژگيها با هم مشترك هستند .
    از ديگر ويژگي اين انقلابها كه در انقلابهاي كلاسيك (بغير از انقلابهاي استقلال خواهانه ) يافت نميشود ميتوان به حمايتهاي گسترده بيگانگان ازگروه اپوزيسيون اشاره كرد. در مقاله « وارثين گاندي و چه گوارا » به نقل از هفته نامه اشپيگل از چهارده گروه از يازده كشور كه تعدادي از اروپاي شرقي و گروهي از جوانان كشورهاي ساحل خزر مناطق شرقي مديترانه و غيره هستند سخن مي گويد كه ماهي يك بار براي راه اندازي انقلاب رنگي در كشوري موردنظر جلسه مي گذارند(3 ) حاصل اين انقلابها فروپاشي هويت ساختار و نظام فكري آنها و بازارگرمي عده اي كه پروژه هاي دوره انتقال از نظام دولتي به نظام سرمايه داري را دردولتهاي تازه به استقلال رسيده برعهده گرفتند است . يكي از پروژه هاي حياتي كه در حقيقت بهشت گمشده اين مجريان بود اتخاذ اقتصاد سرمايه داري بود كه از طريق خصوصي سازي كليه نهادها مراكز توليدي و صنعتي ـ تحقيقاتي مي بايست اجرا ميشد.
    رويكرد كوچك سازي بدنه دولت و بهبود عملكرد فعاليتهاي اقتصادي از طريق افزايش نقش نيروهاي بازار و محول كردن فعاليتهاي اقتصادي به بخش خصوصي با انتقال مديريت و يا مالكيت دارايي ها به اين بخش مفهوم خصوصي سازي را تشكيل مي دهد.
    براي خصوصي سازي راههاي مختلفي را برشمرده اند : خصوصي سازي همراه با واگذاري مالكيت و خصوصي سازي بدون واگذاري مالكيت ; از طريق قرارداد مديريتي خدماتي و يا قرارداد اجاره ; توزيع كوپني سهام به صورت واگذاري شركتهاي دولتي كه در ايران سهام عدالت نام گذاري شده است . (4 ) آنچه كه مسلم است خصوصي سازي و كوچك كردن دولت يك مقوله محتوايي است نه شكلي و ظاهري و به همين دليل رهاسازي نيست . به عبارت ديگر بايد عوامل اقتصادي به صورت خودجوش در اقتصاد و در ساير قلمروهاي سياسي فرهنگي و اجتماعي حضور داشته و در عين حال مجال هرگونه اعمال قدرت انحصاري از آنها سلب شده باشد.
    در شرايط نامناسب اقتصادي خصوصا در وضعيت هاي بي ثبات و حاكميت نيروهاي ضدبازار و وجود ساختارهاي ضدرقابتي در اقتصاد هم حاكميت دولت بر اقتصاد ناكارآمد است هم حاكميت بخش خصوصي .
    بايد براي ايجاد مباني اجتماعي سياسي فرهنگي علمي و فني لازم دست به كار شد و در جهت اصلاح ساختار اقتصاد گام برداشت و سپس در قلمروهاي لازم به سمت خصوصي سازي حركت كرد.
    خصوصي سازي رويكرد گذار از اقتصاد دولتي به اقتصاد بازار است و اين مقوله را ميتوانيم حتي در كشورهاي غربي كه بنا به اقتضا در دوره هايي مجبور به اتخاذ اقتصاد متمركز بودند مشاهده نماييم . لكن خصوصي سازي بصورت يك پروژه بزرگ پس از شكست سنگين اقتصاد دولتي در جبهه شرق در دهه 90 در كشورهاي تازه استقلال يافته بلوك شرق انجام گرفت كه بنا به مدارك از كوپن سهام بعنوان سازوكار اصلي در اين امر در كنار ساير روشها همچون اعطاي سهام به كارگران فروش مستقيم استرداد به صاحبان قبلي حراج و مزايده بورس و ... بهره برده است . (5 )
    خصوصي سازي در كشورهاي اروپاي شرقي از لحاظ ماهيت موفقيت ليبراليسم در مقابل ساير مكاتب بود چنانچه اين مكتب پس از فروپاشي نظام دو قطبي و طرح تئوري جهاني شدن از سوي ايالات متحده به عنوان تنها الگوي مناسب براي جهان مطرح شد. انتخاب الگوي اخير از سوي كشورهاي بلوك شرق به نوعي لاجرم بود چرا كه گردانندگان انتقال ايالات متحده را نماد موفقيت و خوشبختي خود مي ديدند. اما اين انتخاب مطلوبيت و آرزوهاي آنها را فراهم نكرد. آدام ميچنيك رهبر همبستگي لهستان پس از كمونيسم در اين باره مي گويد : نهضت همبستگي از خوي برابري سرشار بود اما امروز ما قانون بازار را فراروي خود داريم ... آنچه ما در خوي برابري از دست داديم رها كردن جهان كارگري است . بينشي كه ما از جهان كارگري داشتيم آن اقتصادي بود كه توسط خود كارگران اداره ميشد اما در عمل چنين امري اثبات پذير نيست . آنچه مشاهده كرديم براي نمونه خصوصي سازي بود. او ادامه مي دهد : گروههاي كارگر و زحمتكش كه با زور اعتصابهاي خود راه را براي آزادي گشودند ناسزاوار قربانيان اين آزادي شدند زيرا آزادي راه بازار را گشود و بازار همانا رقابت است (6 ) . اين اعتراف يك معمار انتقال است كه چگونه قرباني اقتصاد ليبرال شده است و البته اين بازار بدنبال خود فرهنگ و اخلاق خود را هم به اين جوامع خواهد آورد و اين روي دوم اين سكه است . اين عمليات گسترده اقتصادي در ساير كشورهاي اروپاي شرقي نيز به ثمر نشست اما در جمهوريهاي شوروي سابق با شتاب كمتري مواجه بود.
    در قرقيزستان « انتقال مالكيت دولتي به بخش خصوصي به شكل گيري باندهاي جديد قدرت و امكانات و ظرفيتهاي اقتصادي هرچند محدود در مقايسه با جمهوريهاي همسايه منجر شده است ... خصوصي سازي در اين جمهوري نيز همانند جوامع تك بعدي نگر به موضوع خصوصي سازي به پديده خودماني سازي تحول يافته است . (7 )
    يوشچنكو رئيس جمهور فعلي اوكراين از سال 1372 كه به عنوان رئيس بانك مركزي اوكراين انجام وظيفه مينمود تلاش فراواني را از طرف صندوق بين المللي پول براي آزادسازي و ايجاد بازار آزاد جهت الحاق به سازمان تجارت جهاني انجام داد و در دوره نخست وزيري نيز از سال 1372 آنها را دنبال كرد . اصلاحات اقتصادي يوشچنكو فشار سنگيني را به مردم وارد آورد كه باعث شد مخالفان او را وادار به استعفا نمايند كه با اين استعفا اوكراين ازسوي صندوق بانك جهاني و بانك اروپايي براي توسعه و بازسازي در ليست سياه قرار گرفت .
    عملي كه روي يوگسلاوي قبلا تمرين شده بود(8 ) و اين عاملي شد كه به جو نارضايتي ها در داخل دامن زد و از طرفي دولت به علت اعتماد قبلي به يوشچنكو منفعل شد چنانچه يوشچنكو به عنوان منادي آزادي و موفقيت اوكراين از طرف رسانه هاي خارجي و نهغادهايي مثل صندوق پول و بانك جهاني در داخل اوكراين معرفي گرديد.
    در برنامه هاي خصوصي سازي براحتي افراد فرصت طلب ميتوانند با خريد كارخانجات و مراكز توليد كه نقش حياتي در نيازمنديهاي اوليه و اساسي روزمره مردم دارند و با قيمت گذاريهاي دل خواه به نارضايتي عمومي دامن بزنند و به اين طريق به كارگزاران حركتهاي بدون خشونت تبديل شوند.
    بهرحال با توجه به قدم گذاشتن كشورمان در اين راه كه با پذيرفته شدن ايران در سازمان تجارت جهاني به عنوان ناظر همراه بود بالطبع ما بايد در پيوستن به اين سازمان مراحل گذار به بازار آزاد را پشت سر بگذاريم . اما از آنجايي كه ما در اين مسير فاقد يك ساز وكار و نظريه اقتصادي بالفعل كه مدخلي به اقتصاد آزاد باشد مي باشيم بايد بيشترين ريسك را در جلوگيري از ورود افراد فرصت طلب براي به چالش كشيدن زحمات سي ساله مردم انجام دهيم تا ازخودماني كردن اين اصلاحات جلوگيري نماييم . بايد قبول كنيم كه موقعيت ژئوپلتيكي ژئواستراتژيك و ژئواكونوميك ايران عواملي هستند كه راهبرد كلان آمريكا را به چالش كشيده و هرچند مقوله انقلابهاي رنگي انرژي خود را بعنوان يك روش تغيير براي آن كشور از دست داده لكن آمريكا مبارزه خواهد كرد.
    سيف الله فراستي
    كارشناس ارشد علوم سياسي
    منابع :
    1 ـ مصطفي ملكوتيان « انقلاب از آغاز تا فرجام : مروري بر ويژگيهاي هفتگانه مشترك انقلابها » مجله دانشكده حقوق و علوم سياسي شماره 57 پاييز 1381 صص 247 ـ265
    2 ـ سيف اله فراستي « مفهوم و ماهيت انقلابهاي رنگي در خاورميانه بزرگ » پايان نامه كارشناسي ارشد در رشته علوم سياسي ـ انديشه سياسي اسفند 1385 دانشگاه مفيد قم . ص 142
    3 ـ الهه بقراط « وارثين گاندي و چگوارا » 2006 10 26 1969
    4 ـ مينا حسيني « آسيب شناسي برنامه سهام عدالت در روند خصوصي سازي » اطلاعات سياسي ـ اقتصادي سال بيست و دوم شماره اول و دوم مهر و آبان 1386 ص 243
    5 ـ سيدمحمدمهدي موسوي بيوكي و ديگران بررسي تطبيقي شيوه اجراي طرح سهام عدالت در كشورهاي منتخب اطلاعات سياسي ـ اقتصادي سال بيست ودوم شماره اول و دوم مهر و آبان 1386 صص 249 ـ269
    6 ـ پيام فضلي نژاد شواليه هاي ناتوي فرهنگي يك نما از كودتاي مخملي دفتر پژوهشهاي موسسه كيهان چاپ چهارم 1386 صص 165 و.169
    7 ـ الهه كولايي « ريشه رخدادهاي مارس 2005 در قرقيزستان » افسانه انقلابهاي رنگي گردآوري الهه كولايي تهران : موسسه فرهنگي مطالعات و تحقيقات بين المللي ابرار معاصر تهران 1384 ص 177
    8 ـ ميشل خودسودوفسكي « پشت پرده انقلاب نارنجي اوكراين »
    خصوصي سازي و كوچك كردن دولت يك مقوله محتوايي است نه ظاهري و به همين دليل عوامل اقتصادي به صورت خودجوش در اقتصاد و در ساير قلمروهاي سياسي فرهنگي و اجتماعي حضور داشته و در عين حال مجال هرگونه اعمال قدرت انحصاري از آنها سلب شده باشد
    كوچك سازي بدنه دولت و بهبود عملكرد فعاليت هاي اقتصادي از طريق افزايش نقش نيروهاي بازار و محول كردن فعاليت هاي اقتصادي به بخش خصوصي با انتقال مديريت يا مالكيت داريي ها به اين بخش مفهوم خصوصي سازي را تشكيل مي دهد
    در برنامه هاي خصوصي سازي براحتي افراد فرصت طلب با خريد كارخانجات و مراكز توليد كه نقش حياتي در نيازمندي هاي اوليه و اساسي مردم را دارند و با نرخ گذاري دلخواه مي توانند به نارضايتي عمومي دامن بزنند و زمينه را براي مبارزه منفي عليه حاكميت فراهم آورند
    انقلاب هاي رنگي از يك راهبرد حساب شده و برنامه ريزي شده اي به نام « مقاومت منفي » برخوردار بوده و انقلاب با منفعل كردن ساز وكارهاي حاكميت مبارزه از درون آغاز و تا ساقط كردن هيات حاكمه تداوم خواهد داشت