آيت الله شيخ محمد خالصي زاده
قسمت دوم و آخر
اگر بخواهيم مداخلات سياست انگليس را در امور ديني و رول هايي كه نسبت به دينيات مسلمين بازي كرده اند
شرح بدهيم مطلب خيلي
طولاني مي شود. تصور مي كنيم دخالتي كه در جامع « الازهر » مصر نموده و تغييراتي كه در پروگرام مدرسه مزبوره داخل نمودند و تصرفاتي كه در
عتبات و موقوفه هاي اسلامي نموده و آن را به مصرف تبليغات و جاسوسان خود رسانيده اند و قضاوت ظالمانه كه در فلسطين نموده و بيت
المقدس را تسليم يهود نموده اند و سياستي را كه در موضوع اسلامبول اتخاذ كرده و عاطفه طمع يونانيها را براي تصرف مسجد اياصوفيا و
تبديل آن به كليسا تحريك كرده اند; و علاوه
معتقدات رئيس الوزرا مشهور آنها گلادستون نسبت به كعبه و قرآن
تمام اينها براي نشان دادن
موقعيت انگليس در مقابل اسلام و توضيح سياستي را كه دولت مشاراليها نسبت به مسلمين اتخاذ كرده است كافي باشد.
و مضحك اين است كه امروز وزير مختار محترم شان مي خواهد درجات علمي را معين كرده و علما شيعه را به ايرانيان معرفي كند. ولي
خوشبختانه ايرانيها روساي ديني خود را كاملا شناخته و موقعيت هر يك را در حوزه اجتماع تشخيص داده و محتاج راي وزير مختار محترم
انگلستان نيستند.
2 ـ نويسنده اين مراسله متذكر مي شود كه اشاعه خبر تبعيد و تعقيب كردن از آن موجب تكدير دوستي انگلستان و ملل اسلاميه
است .
مطلعين به اوضاع سياسي اين جمله را با يك لبخند مستهزانه تقابل كردند. سفير انگليس دعوي دوستي با ملل اسلامي و مخصوصا ايرانيان
مي نمايد. من خيلي سعي كردم آثار اين دوستي را كه در صفحه گيتي پيدا كنم . يك مراجعه به ممالك اسلاميه نمودم
ديدم قسمت اعظم آنها در
زير سلاسل عبوديت انگلستان ناله مي كنند. آيا اين است مفهوم دوستي قسمت اعظم رجال مسلمين در نتيجه سياست انگليس يا كشته شده و
يا آواره ممالك خارجه گشته اند. آيا اين است مفهوم دوستي انگلستان معابد مسلمين را تحقير مي كنند و اوقاف آنها را طرف محاربه با
مسلمانان مي نمايند. آيا در قاموس سياست انگلستان دوستي اين طور معني مي دهد
آيا از نقطه نظر دوستي با عالم اسلام است كه يونان را براي ضديت اسلام تحريك نموده و آنها را به ارتكاب آن همه فجايع وادار ساخته
آيا براي دوستي با علم اسلام است كه اياصوفيا را مي خواهند به كليسا تبديل نمايند
يا اينكه مسلمين را از عودت به اسلامبول منع مي كنند
آيا دوستي با عالم اسلام آنها را به انعقاد معاهده « سور » كه يك ضربت سختي بود بر قلب اسلاميت وادار نمود
آيا فريب دادن وثوق الدوله خائن 22 و عقد قرارداد منحوس 1919 با مشاراليه براي دوستي با اسلام بوده است
آيا تحريك سميتقو و ريختن خون هزارها افراد ايراني و ايجاد يك سلسله فجايع خونين در صفحه آذربايجان مفهوم دوستي دولت انگليس
است يا قضيه كشتار هولناك در خاك بختياري 23
آيا دست انداختن به سواحل مراكش و مصر و قبرس و بعضي از جزاير بحر « اژه » و سواحل مسلمان نشين آفريقا و سواحل جزيره العرب و
بنادر خليج فارس و عراق عرب و هندوستان بدبخت در اصطلاح سياست انگليس معني دوستي مي دهد
و آيا سب حضرت محمد(ص ) در كتابي كه مبلغين انگليسي نشر داده و برخلاف حقيقت نام آن را « هدايه » گذاشته اند دوستي با عالم اسلام
است
اگر اين است مفهوم دوستي در نظر انگلستان
مسلمانان به اين دوستي احتياجي ندارند.
3 ـ جناب وزير مختار مدعي شده بودند كه ما به تحريك مغرضين بر ضد حكومت عراق مشغول كار بوده ايم اما ما صريحا مي گوييم
حكومت انگليس بين النهرين مبغوض است و ما با تمام قوا كوشش مي كنيم تا خاك مقدس خود را از وجود آنها خالي نماييم .
اين يك حقي است كه حتي حيوانات از آن دفاع كرده و به اجنبي اجازه نمي دهند در لانه و اشيانه آنها وارد شوند. و قرآن مقدس هم اين
دستور را به ما داده است كه « لن يجعل الله الكافرين علي المسلمين سبيلا. قاتلوهم يعذبهم الله بايديكم و ينصركم عليهم و يشف صدور قوم
مومنين »
با وجود اين بواعث طبيعي و اين موجبات مذهبي و ديني
چگونه آقاي وزير مختار محترم انگلستان مي فرمايند ما با اغوا و تحريكات
بعضي از مغرضين پاي به اين مرحله گذاشته ايم ; در صورتي كه غير از اوامر خود او وجدان محركي نداشتيم .
4 ـ آقاي وزير مختار مي فرمايند كه مغرضين از بي تجربگي ما استفاده كرده اند ... گويا انگليسيها هر كسي را كه از وطن خود دفاع نمايد بي
تجربه مي نامند! اجازه بدهيد كه ما هم انگلستان را در سياست بين المللي بي تجربه بگوييم :
آيا تجربه به دولت انگليس امر كرد كه وارد جنگ فجيع بين المللي شده و تمام ملل را بر ضد خود به هيجان آورد و سياست غدر و فريب را
تعقيب نمايند آيا انگليسيها تصور مي كنند كه بتوانند تمام اين بلاد واسعه را به اسم مستعمره در زير طوق رقيت خود نگاهداري كنند و ناله هاي
مظلوميت بشر بالاخره آنها را و سياست حريصانه آنها را در هم نخواهد شكست
گمان مي كنم انگليسها از كسي راضي نشوند مگر اين كه دين و ناموس و شرافت و وطن و حيثيات و تمام حقوق طبيعي خود را به آنها واگذار
كند
والا بي تجربه خواهد بود. و خوشبختانه در عراق از اينگونه اشخاص پيدا نخواهند كرد.
5 ـ انگليسها مدعي هستند كه حق داشته به پدران ما لزوم مسافرت ما را از عراق براي حفظ انتظامات عراق ابلاغ نمايند; در صورتي كه
انتظامات عراق متوقف بر خروج آنهاست . تا انگليسها در عراق هستند
آرامش و سكونت در آن صفحه امكان پذير نيست زيرا ساكنين بين النهرين
نمي توانند خاك مقدس وطن خود را در زير پاي اجانب مشاهده كنند.
6 ـ جناب وزير مختار مدعي است كه در خصوص مسافرت ما با پدران ما مذاكره كرده و با رضايت آنهاحركت ما صورت گرفته است .
با وجودي كه خبر تبعيد ما در جرائد رسميه بين النهرين اشاعت يافته و هم اكنون هم نزد ما موجود است بيان اين حقيقت معكوس خيلي مرا
متعجب ساخت محمد حسين خان از جانب كاكس به ما ابلاغ كرد كه تا بيست و چهار ساعت بايد از بغداد خارج شويم والا با قوه قهريه ما را از
عراق بيرون خواهند كرد. همچناني كه بسياري از روساي نهضت را فقط براي اين كه معاهده را تصديق نكرده اند نفي و تبعيد كردند. اين بود
مقدمه مسافرت اجباري ما به ايران .
7 ـ جناب وزير مختار ادعا كرده اند كه مامورين انگليس از لحاظ حفظ احترام علما اعلام به اين عمل مبادرت كردند! احترام علما آن هم از
طرف انگليس ها
اين يك دعوي خيلي مضحكي است زيرا از وقتي كه انگليس ها قدم به خاك بين النهرين گذاشتند علما غير از تحقير و اهانت و ظلم و جور
چيزي از آنها نديدند.
شيخ باقر حيدر و سيد محمد سعيد حبوبي در نتيجه قضيه شعيبه و فجايع انگليس بدرود حيات گفته ; سيد علي داماد بعد از اين كه ديد قواي
انگليس براي تصرف اماكن مقدسه آمده و نجف را محاصره كرده اند دار دنيا را وداع كرد; آيت الله شيرازي بعد از اين كه ديد اطفال مسلمين با
سرنيزه انگليسها قطعه قطعه شده اند بستري شده و به واسطه ورم كبد از دنيا رحلت كرد; مرحوم شريعت اصفهاني در نتيجه دستگيري فرزند و
هجوم به خانه اش و فشارهايي كه از هر طرف انگليسها وارد آوردند يك روز بيشتر زندگي نكرد و پس از بيست و چهار ساعت وفات كرد; مرحوم
سيد مصطفي كاشاني و سيد عبد الرزاق « علو » پس از اختلال بين النهرين و تضييقات انگليسها دنيا را بدرود كردند.
احترام انگليسها نسبت به علما اسلام از دستگيري آقاي آيت الله زاده شيرازي آقا ميرزا محمدرضا به خوبي معلوم مي شود. انگليسها شبانه
قواي نظامي به كربلا فرستاده و اعلان كردند كه غرض آنها دستگير نمودن بعضي از اشرار مي باشد. آري اشرار را دستگير كردند ولي چه جور
اشرار يكي از اين اشرار آقا ميرزا محمدرضا آيت الله زاده بود
ديگر حاج ميرزا احمد
نجل مرحوم آيت الله خراساني بود. يكي ديگر آقا سيد
محمد علي طباطبايي و از آن جمله هم خود بنده بودم كه با آقاي حاج ميرزا احمد از چنگ مامورين انگليسي خود را نجات داده و گرفتار نشديم .
آن روز يك روز فجيعي بود. طياره هاي انگليسي در اطراف خانه آيت الله مشغول پرواز بوده و احيانا تا سطح بام نزديك مي شد. ضجه و
شيون اهالي به فلك مي رسيد. و انگليسها با حركات جلف و مخالف ادب و رسوم انسانيت كربلا را مبدل به يك ماتم كده پر ضجه و ناله نموده
بودندو من در همان حال به قيافه مكدر و محزون آيت الله شيرازي نگاه مي كردم كه با يك اندوهي به اين حركات و اعمال ظالمانه نگاه مي كردند
و خطوط پر حزن و ملالت در ناصيه علمايي كه در آنجا حضور داشتند خوانده مي شد.
بعد از آن يك مكتوبي به ماژور پولي (حكومت كربلا) مرقوم داشتند كه ماژور پولي آن را پاره كرده و به يك سوي انداخته بود و بلافاصله
آقاي آقا ميرزا محمدرضا را دستگير و در حبس حله انداخته و پس از آن زنجير به دست و پاي وي گذاشته و به بصره فرستادند و در محبس
تاريك و مرطوب آنجا مخصوصا آب مي پاشيدند كه نتوانند بنشينند و پس از آن ايشان را از آنجا سوار كشتي كرده و جايشان را در زير آفتاب
سوزان قرار داده بودند و در جزيره « هنگام » بيست روز محبس ايشان يا در زير آفتاب سوزنده خليج (فارس ) و يا انبار ذغال سنگ بوده كه اگر جد و
جهد حكومت ايران نبود شايد تا همين امروز هم گرفتار سرپنجه بي رحم آنها مي بودند.
شيخ محمد جواد جزايري و سيد محمد علي بحرالعلوم تا مدتها جراحتهاي دست و پاي خود را كه از اثر زنجير و قيد انگليسها پيدا شده بود
معالجه مي كردند و آثار آن تا هنوز هم در دست و پاي آنها موجود است .
اين است نمونه احتراماتي كه انگليسها از مقام روحاني اسلام دارند.
احترام انگليسها نسبت به علما مسلمين از تبعيد سيد محمد علي طباطبايي و سيد مهدي مولوي به هندوستان
از حبس آيت الله زاده
خراساني در كوفه
از حبس سيد عيسي كمال الدين از بعداز تصرف بين النهرين تاكنون
و از حبس ميرزا محمد حسن پسر مرحوم شريعت
اصفهاني و شيخ جواد صاحب جواهر و سيد محمدرضا خافي و سيد حسين قزويني و سيد محمد كشميري
و از نفي سيد عبدالرسول يزدي و
شيخ جواد زنجاني به هندوستان و از تعقيب حاج سيد ابوالقاسم كاشاني و حاج ميرزا احمد آيت الله زاده خراساني به خوبي معلوم مي شود.
ايرانيها همه اينها را مي دانند زيرا در مملكت خودشان انگليسها مرتكب اين فجايع شده اند. و همين ديروز بود كه ثقه الاسلام را از همدان به
هندوستان فرستادند.
به نظر من بزرگترين توهين نسبت به علما اين است كه بعضي اوراق مزدور را وادار مي كنند كه نشرياتي بر ضد مذهب دهند و احيانا آن را به
علما نسبت بدهند. علما متحير مي شوند كه به چه وسيله آن را تكذيب نمايند.
حتي اخيرا آيت الله شيرازي مجبور شده و به محمد حسين خان منشي كوكس گفت كه اگر چيزي نشر بدهند به جميع وسائل ممكنه آن را
تكذيب خواهند كرد.
8 ـ جناب وزير مختار مدعي است كه پدران ما از مامور انگليسي عراق تشكر كرده اند . در صورتي كه تمام علما و تمام اهالي بين النهرين از
انگليس و سياست او متنفر هستند.
آيا چگونه ممكن مي شود يك پدري از دشمن خود براي اين كه پسرش را تبعيد كرده است تشكر كند
9 ـ سفير مدعي است كه پدر
ما را به مسافرت امر كرد . در صورتي كه حقيقت واقعه اين است كه ما مخير بوديم به مسافرت يا گرفتاري
و ما
ترجيح مي داديم گرفتاري را براي اينكه باعث شد هيجان افكار عامه مي شد. پدران ما هم ما را مختار كردند ولي راضي نبودند كه براي خاطر ما
خون ريزي در عراق روي دهد.
10 ـ وزير مختار مدعي شده است كه پدران ما از آنها خواهش كردند كه وسيله مسافرت ما را فراهم كنند و آنها نيز اين خواهش را انجام دادند .
كساني كه ما را بشناسند و حالت روحيه علما آنجا را بدانند و مناعت مقام روحاني اسلامي را تشخيص داده باشند مي دادند كه اين هم يكي
از آن افتراها و دروغهايي است كه در سياست انگليس زياد ديده مي شود
زيرا علما اعلام مطابق آيه شريف « وليجدوا فيكم غلظه » حرام مي دانند
به طور نرمي و ملايمت با انگليسها صحبت كنند; ديگر چگونه ممكن است از آنها خواهش كنند
آقاي وزير مختار بدانند كه در مقابل كليه فجايعي كه انگليسها در عراق مرتكب شدند
مثلا در يك ساعت چهارده نفر جوان آزادي خواه را در
نجف به دار زدند
علما را تبعيد كردند و آنها را زنجير نمودند
صدها جوان با شهامت ديگر را در تمام نواحي عراق به دار آويختند و بيش از
بيست هزار نفر در اثنا نهضت كشتند
در نا صريه نزديك مسيب زنها را سربريدند
طياره هاي آنها بمب به مسجد كوفه ريخته و صدها نفوس
ناسك و متورع را كشته
خانه ها را خراب كرده و با ديناميت خانه هاي علما را در نجف و كربلا ويران كردند
نجف را محاصره كرده
متراليوز و
توپها را به آن شهر مقدس بسته
ساحت حضرت را شكسته و صدها مردمان بي گناه را از تشنگي كشتند
معذالك شنيده نشد كه يك نفر از علما
كوچكترين و حقيرترين خواهشي از آنها بنمايد.
مضحك اين است كه مي نويسد مامور انگليسي هم خواهش آقايان را اجابت نمود. آقايان چه خواهشي كردند و آنها چه چيز را اجابت كردند
ما كاري نداشتيم كه انگليسها انجام بدهند. با پاي خود به كار راه آهن آمده و بليت خريده و سوار شده از خاك بين النهرين خارج شديم . آيا
مساعدتي كه انگليسها در اين قضيه سهل و ساده از مانموده اند چه بوده است
11 ـ بعد از اين كه آقاي وزير مختار در ذكر موجبات تبعيد ما مطلب را خيلي زير و رو كرده و عذرهايي براي آن تراشيده است و حق را در اين
قضيه به مامور انگليس مي دهد مي نويسد كه اصلا تبعيدي در بين نبوده است . اگر تبعيدي در بين نبوده است پس در چه موضوعي ايشان حق را
به مامور انگليسي مي دهند
خلاصه ما از ابتداي ورود انگليس به خاك بين النهرين با بقا سلطه انگليس و حكومت آنها مخالف بوده و هستيم و هر پيش آمد ناگواري را
براي پيشرفت اين مقصد مقدس با قيافه بشاش و پيشاني گشاده استقبال مي كنيم و هميشه اين مسلك مقدس را تعقيب خواهيم كرد.
آيت الله شيخ محمد خالصي زاده : تسليم بيت المقدس به يهود
تصميم به تبديل مسجد اياصوفيا به كليسا
مداخله در اداره امور اوقاف و
مدارس اسلامي
مداخله در تعيين مرجع تقليد
عقد قرارداد 1919
تحريك اشرار عليه مسلمانان
دست انداختن به كشورهاي مسلمان
تبليغ و
سب عليه پيامبر اسلام
توهين به دين و علماي اسلامي و... فقط بخشي از جنايت هاي انگليس عليه ملل اسلامي است
آيت الله شيخ محمد خالصي زاده : ما از ابتداي ورود انگليس به خاك بين النهرين
با بقا و استمرار سلطه انگليس و حكومت آن ها مخالف
بوده و هستيم و هر پيشامد ناگواري را براي پيشرفت اين مقصد مقدس با قيافه بشاش و پيشاني گشاده استقبال مي كنيم . ما نرمي با انگليس را
حرام مي دانيم

|