روزنامه جمهوري اسلامي 15/08/1387 صفحه كتاب و كتابخواني

  • مهدويت در منظر امام خميني
  • ميراث حديث شيعه
  • *****
    مهدويت در منظر امام خميني




  • قسمت اول
    كتاب « مهدويت در منظر امام خميني » را ابوالفضل هدايتي نوشته و موسسه چاپ و نشر عروج آن را در 259 صفحه منتشر كرده است . در فهرست مطالب كتاب مذكور عناوين زير ديده مي شود : سيماي مهدي موعود شخصيت امام مهدي جايگاه و منزلت امام مهدي امام مهدي خاتم ولايت محمدي برنامه ها و اقدامات امام مهدي دوران غيبت حضرت مهدي نيابت مهدي موعود انتظار و طاغوت ستيزي تعجيل در فرج و مفهوم آن منتظران در نگاه انتقادي امام خميني قيام و ظهور مهدي موعود پيوند امام مهدي با عاشورا و انقلاب اسلامي و...
    در ذيل مبحث اخير را براي بهره مندي خوانندگان درج مي كنيم .

    همخواني قيام امام حسين عليه السلام و حضرت مهدي عليه السلام
    امام خميني رحمه الله مي فرمايند : اين دو بزرگوار كه هر دو... براي اقامه عدل هستند. سيد الشهدا ـ سلام الله عليه ـ كه همه عمرش را و همه زندگي اش را براي رفع منكر و جلوگيري از حكومت ظلم ... صرف اين كرد كه ... معروف در كار باشد منكرات از بين بروند. حضرت صاحب ـ سلام الله عليه ـ و ارواحنا فداه ـ هم كه تشريف مي آورند براي همين معناست ... آن هايي كه خيال مي كنند كه حضرت سيد الشهدا براي حكومت نيامده خير; اين ها براي حكومت آمدند براي اين كه بايد حكومت دست مثل سيدالشهدا باشد مثل كساني كه شيعه سيد الشهدا هستند باشد; اصل قيام انبيا از اول تا آخر اين بوده است .
    نهضت هاي توحيدي و ظلم ستيزانه حضرت مهدي عليه السلام و امام حسين عليه السلام به روايت تاريخ و شهادت پيامبر اسلام ـ كه در احاديث به صورتي شفاف و الهام بخش به چشم مي خورد ـ با يكديگر همخواني دارد و در امتداد نهضت الهي خاتم پيامبران است . از اين رو مي توان قيام مهدي در آخر زمان را در اهداف و ابعاد معنوي و اجتماعي همانند قيام عاشورا دانست . آنچه اين دو حركت توحيدي را از هم متفاوت مي سازد زمان و ماموريتي است كه خداوند براي آنان تعيين نموده است . در يك قيام پيروزي با حركت افشاگرانه و فداكارانه حسين بن علي و ياران او جلوه مي كند و در قيام ديگر آرمان هاي تمام انبيا و اوصيا متجلي مي گردد.
    امام خميني هدف نهايي قيام هاي امام حسين عليه السلام و امام مهدي عليه السلام را همان هدف بنيادي پيامبران ابراهيمي مي شمارد كه عبارت است از اقامه عدل . چنين رسالتي اقتضا مي كند كه اين اوصياي رسول صلي الله عليه و آله در جهت حاكميت معروف بكوشند و همواره منكر ستيزي داشته باشند. از اين رو نمي توان ديدگاهي را پذيرفت كه امامان شيعه را بي اعتنا به حكومت و سياست جامعه و جهان بشري مي داند و امامت آنان را در بعد معنوي محض محدود مي سازد.
    صراحت در كلام حضرت امام رويارويي دو ديدگاه ولايي را مي نماياند كه يكي امام معصوم را طاغوت ستيز مي خواند و ديگري امام معصوم را بي اعتنا به حاكميت جامعه رهبر كبير انقلاب كربلا را حلقه واسطه اي ميان بعثت و مهدويت مي بيند. همان گونه كه بعثت حضرت رسول صلي الله عليه و آله يك سر در پيكار با كفر و شرك و نفاق سپري گشت امامت اوصياي پيامبر را نيز بايد در همان بستر مورد پژوهش قرار داد. زيرا وصايت يك پيامبر نمي تواند طريقي ناسازگار با نبوت داشته باشد. پيامبري و جهاد در تاريخ اسلام چنان پيوند تنگاتنگ يافته اند كه كمترين ترديد در معروف گرايي و منكر ستيزي پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله برجاي نمي گذارد.
    مدعيان ولايت ائمه اطهار عليه السلام دانسته و ندانسته برهه صدر اسلام را از ديگر برهه هاي فتنه خيز تاريخ اسلام تفكيك مي كنند و امامت اهل بيت پيامبر را به دور از مسائل سياسي جامعه مسلمانان مطرح مي سازند تا توجيه گر سكوت خود در برابر ستمگران باشند.
    امام خميني باتوجه به دو ديدگاه تحليلي در مورد حركت امام حسين عليه السلام از مدينه و مكه به سوي عراق يعني حركت براي شهادت يا حركت براي حكومت آشكارا از هدف حكومت در قيام امام عليه السلام جانبداري مي كند. بدين ترتيب ايشان وصايت و امامت معصومان را داراي ابعاد روحاني و سياسي مي شمارد و تقدس قدرت و حاكميت در نظر و عمل آنان را يادآور مي شود.
    عبارت « براي اين كه بايد حكومت در دست كسي مثل سيد الشهدا باشد » اين مفهوم را به همراه دارد كه در هيچ عصري از تاريخ اسلام و مسلمانان نبايد به حاكميت طاغوت يا منكر تن داد بلكه بايد با تبليغ و دعوت معروف گرايانه و منكر ستيزانه در انتقال قدرت از طاغوت به پيشوايي مثل امام عليه السلام كوشيد. فلسفه و پشتوانه اين گرايش ولايي سياسي در حقيقت همان سلوك جهادآميز انبيا در پيامبري و رهبري امت ها است .
    بنابراين همراهي نهضت هاي مهدي موعود و امام حسين عليه السلام نشان مي دهد كه مسلمانان در آخر زمان تكليف ديني ـ سياسي دارند و انتظارشان در مورد آينده جهان نمي تواند بيگانه از روند ظلم ستيزانه انبيا و اوليا باشد.
    حضرت مهدي (عج ) و انقلاب اسلامي
    بسترسازي انقلاب اسلامي براي عدل حضرت مهدي عليه السلام
    آن ها استقلال مي خواهند ازادي مي خواهند و جمهوري اسلامي مي خواهند جمهوري اي كه بايد اساسش بر احكام اسلام باشد و جمهوري اي باشد كه رسول خدا ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ و امام زمان ـ روحي له الفدا ـ بپذيرد. اگر يك خدشه در احكام اسلام واقع بشود نه پيغمبر مي پذيرد و نه امامان ما . 1
    بنيانگذار جمهوري اسلامي از آغاز قيام طاغوت ستيزانه خويش ـ كه به دهه هاي پيشين تاريخ سياسي ايران بازمي گردد و يادآور مظاهر استبداد و استعمار بريتانيا و امريكا است ـ نظام سياسي مطلوب خود را در پرتو دين مي جست .
    در اين گفتار كه حاكي از اسلام گرايي نظام و حاكميت آن است مسائل زير خاطر نشان شده است :
    .1 ملت مسلمان ايران با طرح خواسته اي به نام جمهوري اسلامي در كنار مطالبات ديگر خويش ـ آزادي و استقلال كشور ـ بر اسلاميت نظام سياسي مطلوب خود اصرار مي ورزند.
    .2 اسلاميت جمهوري اسلامي از نگاه امام خميني چيزي جز بنيادگرايي در بستر احكام و حدود الهي اسلام و قرآن نيست . يعني محتواي اين نظام بر پايه دين استوار شده است و كمترين گذشت و انعطاف در تعطيل يا تغيير و تحريف قوانين ديني قابل تحمل نيست .
    .3 معيار اسلامي بودن يك نظام سياسي از نظر رهبر كبير انقلاب قبول و تاييد آن از جانب پيامبر اسلام و امام زمان عليه السلام است . بدين سان كوشش رهبري و مسئولان ديگر نظام و همچنين ملت مسلمان ايران در جهت اسلام گرايي جمهوري اسلامي نمودار اعتقاد و انتظار مهدي موعود است .
    از اين همه مي توان دريافت كه امام خميني نظام سياسي موجود كشور را متكي به ايمان و اسلام مي داند و نظارت و رضايت ولي عصر(عج ) از وضع قوانين و اجراي آن در جمهوري اسلامي را يك اصل انكارناپذير مي شمارد.
    ضرورت تشكيل حكومت اسلامي در عصر غيبت
    پر كردن دنيا را از عدالت آن را ما نمي توانيم (پر) بكنيم . اگر مي توانستيم مي كرديم اما چون نمي توانيم بكنيم ايشان بايد بيايند. الان عالم پر از ظلم است ... ما بتوانيم جلوي ظلم را بگيريم بايد بگيريم تكليفمان است . ضرورت اسلام و قرآن (است )... ما بايد فراهم كنيم كار را فراهم كردن اسباب اين است كه ... مهيا بشود عالم براي آمدن حضرت ـ سلام الله عليه ـ در هر صورت ... هر حكومتي در غير زمان حضرت صاحب باطل است يعني هرج و مرج بشود عالم به هم بخورد تا حضرت بيايد درستش كند! ما درستش مي كنيم تا حضرت بيايد.
    حضرت امام در دوران غيبت و ظهور ولي عصر(عج ) دو رسالت اجتماعي را ضروري و ممكن مي داند هر چند كه هر كدام گستره و ابعاد ويژه خود را خواهند داشت :
    .1 گسترش عدالت در دنيا يا آكنده سازي جهان از خير و عدل .
    .2 پيشگيري از ستم پيشگي حاكمان خود كامه .
    وظيفه نخست ماموريت الهي معصوم آخر عليه السلام است كه خداوند او را براي نجات بخشي بشر ذخيره كرده است اما وظيفه ديگر در عصر غيبت حضرت بر دوش عالم دين شناس و منتظران جمال و جلال او است .
    چون نمي توانيم بكنيم ايشان بايد بيايند. الان عالم پر از ظلم است ... ما بتوانيم جلوي ظلم را بگيريم بايد بگيريم ; تكليفمان است . 6
    رهبر كبير انقلاب در مورد تشكيل حكومت يا تاسيس نظام مبتني بر دين و احكام آن از مهدويت و انتظار مومنانه بهره مي گيرد; زيرا نمي توان هرج و مرج سياسي در مقياس داخلي يا جهاني را پذيرفت و نظاره گر آشفتگي هاي اعتقادي و اخلاقي و آشوب هاي اجتماعي بود. از همين رو امام خميني به تكليف ايماني عالمان و مسلمانان در فراهم سازي زمينه ظهور حضرت اشاره مي كند كه در عصر حاضر در نظام جمهوري اسلامي به چشم مي خورد.
    ما بايد فراهم كنيم كار رالله مهيا بشود عالم براي آمدن حضرت ـ سلام الله عليه ـ در هر صورت .
    ايشان عقيده برخي كسان به بطلان حكومت ديني پيش از ظهور را در مغايرت با اسلام و قرآن و عقل دانسته است و وظيفه منتظران را نوعي وظيفه اصلاح گرايانه برمي شمرد.
    ضرورت اسلام و قرآن (است )... ما بايد فراهم كنيم كار را. هر حكومتي در غير زمان حضرت صاحب باطل است ; يعني ... عالم به هم بخورد تا حضرت بيايد درستش كند! ما درستش مي كنيم تا حضرت بيايد5.
    قيام و فداكاري در عصر غيبت
    زندگي حضرت صاحب ـ سلام الله عليه ـ زندگي همه انبياي عالم ... اين معنا بوده است كه در مقابل جور حكومت عدل را مي خواستند درست كنند... مع الاسف به قدري به گوش ما خواندند... به گوش ملت هاي ضعيف خواندند كه حكومت به شما چه كار دارد شما برو نمازت را بخوان شما مسجدت را برو همين ! البته ما اگر فقط مسجد برويم و دعا بكنيم ...همه با ما خوب مي شوند! اما وظيفه اين است كه ما برويم مسجد بنشينيم دعا بخوانيم يا وظيفه اين است كه ما بايد قيام بكنيم وظيفه اين است كه ما همه بايد همه چيز خودمان را در راه اسلام فدا بكنيم چنانچه اولياي ما اين كار را كردند.
    همان طور كه بنيانگذار جمهوري اسلامي در اين سخن خويش مطرح كرده است تكليف مسلمانان در عصر غيبت قيام و فداكاري درراه اسلام است . هدف اين قيام نمي تواند غير از دگرگوني در نظام سياسي جامعه و كسب قدرت و حاكميت در صراط تحقق آرمان هاي اسلامي باشد. از اين رو ايشان تلقين و تعليم انزواگرايانه يا گرايش محض به دعا و عبادت و مسجد را مغاير با وظيفه مسلماني عالمان ديني و مسلمانان مي شناسد. حضرت امام با طرح اين سوال كه : « وظيفه اين است كه ما برويم مسجد بنشينيم دعا بخوانيم يا وظيفه اين است كه ..ما همه بايد همه چيز خودمان را در راه اسلام فدا بكنيم » حوزه ها و ملت هاي اسلامي را به انديشه در تشخيص مسئوليت هايي برمي انگيزاند كه آيات قرآن و نيز روش و كنش اولياي دين براي يك عالم يا مسلمان بيان كرده اند :
    چنانچه اولياي ما اين كار را كردند.
    آنان هر گاه زمان را براي نصرت حق و حاكميت دين او مناسب مي ديدند از اجابت دعوت الهي و انجام ماموريت احياگرانه دريغ نمي ورزيدند. قيام هاي سيد الشهدا عليه السلام و حضرت علي عليه السلام در جهت احقاق حقوق مظلومان و اجراي عدالت و قسط در امتداد نهضت هاي پيامبر اكرم و پيامبران ديگر ترديدي در ضرورت مبارزه با ستمگران و غاصبان ولايت عدل و كرامت انساني برجاي نمي گذارد. چنان كه از احاديث برمي آيد حيات امام عصر عليه السلام نيز با قيام و نبرد به هم آميخته است . بنابراين كوشش براي تاسيس و استقرار نظام جمهوري اسلامي در ايران را بايد نمودي از يك جريان الهي حاكم بر تاريخ شريعت هاي ابراهيمي دانست .
    پايداري ملت ايران تا ظهور مهدي موعود (عج )
    هان اي شهيدان در جوار حق تعالي آسوده خاطر باشيد كه ملت شما پيروزي شما را از دست نخواهد داد. و اي بازماندگان شهداي به خون خفته و اي معلولان عزيزي كه حيات جاويد را با نثار سلامت خود بيمه كرده ايد مطمئن باشيد كه ملت شما مصمم است پيروزي را تا حكومت الله و تا ظهور بقيه الله ـ روحي فداه ـ نگهبان باشد. جاويد باشيد و پيروز باشد جمهوري اسلامي .
    سخن راندن از تداوم پيروزي بدست آمده از رهگذر فداكاري و خون پاك مجاهدان اسلام و همچنين تضمين بقاي حركت و عزم فداكارانه ملت ايران تا فجر تاريخ بشري چه مفهومي دارد بي گمان رهبر فقيد انقلاب اسلامي هدف و نهايت مواضع خود در قيام براي ايجاد جمهوري اسلامي را به دست مي دهد كه چيزي جز هموار سازي طريق ظهور مهدي موعود نبوده است .
    امام خميني هدف نهايي قيام امام حسين (ع ) و امام مهدي (ع ) را همان هدف بنيادي پيامبران ابراهيمي كه اقامه عدل مي باشد بر مي شمارد و لازمه رسيدن به چنين هدف را دست يابي به حكومت مي داند
    همراهي نهضت هاي مهدي موعود(ع ) و امام حسين (ع ) نشان مي دهد كه مسلمانان در آخر زمان تكليف ديني و سياسي دارند و انتظارشان در مورد آينده جهان نمي تواند بيگانه از روند ظلم ستيزانه انبيا و اوليا باشد

  • *****
    ميراث حديث شيعه


  • « ميراث حديث شيعه » عنوان دو فصل نامه اي تخصصي در حوزه ميراث مكتوب حديثي شيعه است . اين نشريه عهده دار تحقيق تصحيح و انتشار رساله هاي كم حجم در موضوع متون حديث و دعا شرح و ترجمه حديث و دعا علوم حديث اجازات و شرح حال محدثان و گاهي نيز معرفي نسخه هاي خطي مربوط به دانش حديث است .
    آثاري كه در اين سلسله دفاتر منتشر مي شود يا تاكنون به چاپ نرسيده و يا به شكل تحقيق شده و مطلوب ارائه نشده است .
    آخرين دفتر از اين مجموعه حاوي رساله ها و عناوين زير است :
    « المجالس المختاره من عيون الاخبار في مناقب الاخيار » از محمدبن محمد شريف بغدادي (م 480 ق ) اين رساله مشتمل بر سه مجلس از كتاب بغدادي (.1 مناقب پيامبر صلي الله عليه و آله .2 فضايل صلوات به آن حضرت .3 فضايل اهل بيت آن حضرت ) است . شايان ذكر است كه بخش ديگري از اين كتاب مشتمل بر فضائل علي عليه السلام قبلا در دفتر هفتم ميراث منتشر شده است .
    « الشهاب في الحكم والاداب » از شيخ يحيي بن عشيره بحراني (قرن 10 ق ) مولف در اين كتاب بيشتر از 1100 روايت نبوي را به ترتيب الفبائي با حذف سند تنظيم نموده و در مقدمه به صحت آنها شهادت داده است .
    « الاربعون الودعانيه » از ابونصر محمد بن علي مرصلي مشهور به ابن ودعان (م 494 ق ) چهل خطبه نبوي است كه در اينجا همراه با شرح مختصري كهن كه بيشتر جنبه لغوي دارد عرضه شده است .
    اين اربعين با توجه به اينكه مولف از قضات و حكام بوده و مورد توجه بسياري از دانشمندان بعد از خود قرار گرفته داراي اهميت زيادي است . كهن ترين نسخه رساله كه در تصحيح حاضر مورد استفاده قرار گرفته داراي تاريخ تحرير 699 هـ است .
    « احاديث نبوي در متون كهن فارسي » اين مجموعه احاديث نبوي و گاهي از ائمه اطهار عليهم السلام است كه در آثار قديمي پارسي زبان به كار رفته است . اين كتاب به شكل الفبايي مرتب شده و در آن متن 1911 حديث آمده و نام مصدر و ماخذ روايت نيز ذيل هر كدام آمده است . بسياري از اين كلمات ممكن است در متون روايي موجود نباشد و صرفا ميان عرفا متصوفه و اديبان مطرح بوده است .
    « رساله في مالم يثبت فيه حديث صحيح من الابواب » از مجدالدين محمد بن يعقوب فيروزآبادي (م 817 ق ) فيروزآبادي در اين رساله 77 باب را نام مي برد كه در آنها به اعتقاد وي حديث صحيح السندي وجود ندارد . گاهي از ميان احاديث ابن ابواب چند روايت را استثنا كرده است .
    « زندگي نامه خود نوشت محمدتقي هروي اصفهاني » (م 1299 ق ) وي از دانشمندان قرن سيزدهم است كه در بسياري از علوم اسلامي دستي داشته و آثار حديثي نيز دارد. او در اين رساله شرح حال و آثار خود را آورده است .
    « شرح چهار حديث از اربعين هروي » از مولف پيشين هروي در اربعين حديث خود به شرح روايات با استفاده از ديگر احاديث و بيانات دانشمندان از منظر فلسفي پرداخته است . چهار روايت از اين اربعين كه با پيامبر اكرم مرتبط است در اين دفتر منتشر شده است .
    اين دفتر از « ميراث حديث شيعه » نيز به كوشش مهدي مهريزي و علي صدرايي خويي سامان يافته است و تحقيق و تصحيح اين دفتر را آقايان : محمد هادي خالقي محسن حسين زاده سيد محمد جواد حسيني جلالي محمدرضا زادهوش مهدي مهريزي و محمدجواد محمودي انجام داده اند.