سينماگران ايران در نامه اي
همدلي و همدردي خود با مردم مظلوم فلسطين اشغالي به ويژه مصيبت ديدگان غزه اعلام كردند.
در اين نامه كه نسخه اي از آن با عنوان « غزه زنده است » منتشر شد
آمده است : غزه زنده است چون مردمانش در انبوه ميليوني بمب ها و
گلوله ها
مقاوم و سربلند ايستاده و داغ شكست را بر پيشاني دشمنان جهاني انسانيت خواهند گذاشت .
غزه زنده مي ماند.گرچه آشيانه پرندگانش به آتش كشيده شده و كودكانش به خواب ابدي فرو رفته اند.غزه تا ابد زنده است .چون داغ
مادران غزه
داغ همه مادران عالم است .
دراين نامه تصريح شده است : ما هنرمندان سينماي ايران بسان قطره پيوسته به درياي خروشان انسان هاي آزاده جهان
دست خود را در
دستان مجروح مردم غزه مي گذاريم و در اين قطعه تاريخي
شانه به شانه آنان مي ايستيم تا روزي در هياهوي پيروزي شان
شاهد اشك
شوق روي گونه هاي زخمي شان باشيم .
ما هنرمندان سينماي ايران از همه مجامع جهاني و انسان هاي آزاده مي خواهيم در اين روزها كه روز ميلاد شيرين حضرت مسيح (ع )
است به دفاع از مردم غزه
پيام صلح و دوستي پيامبران الهي را به همه جهانيان برسانند.

*****
كاريكاتورهاي انقلابي در جشنواره تجسمي فجر بازآفريني مي شود
|
دبير بخش كاريكاتور نخستين جشنواره بين المللي هنرهاي تجسمي فجر از بازآفريني كاريكاتورهاي انقلابي در اين جشنواره خبر داد.
سيدمسعود شجاعي طباطبايي در اين باره به خبرگزاري مهر گفت : با توجه به سي امين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي بخش جنبي
را براي نمايشگاه كاريكاتور جشنواره تجسمي فجر در نظر گرفتيم . در دوران انقلاب كاريكاتورهايي ارزشمند توسط هنرمندان انقلابي
خلق شد كه قصد داريم تعدادي از اين آثار را با حضور خود كاريكاتوريست ها بازآفريني كنيم .
وي ادامه داد : در اين رابطه تاكنون به هنرمنداني آثار را سفارش داده ايم . با شناسايي چند هنرمند ديگر آثار را بازآفريني خواهيم كرد و
آنها را در بخش جنبي نمايشگاه كاريكاتور نخستين جشنواره تجسمي فجر به نمايش خواهيم گذاشت .
نخستين جشنواره بين المللي هنرهاي تجسمي فجر با موضوع « اميد به آينده » به مناسبت سي امين سالگرد پيروزي انقلاب از 12
بهمن تا 12 اسفند در موزه هنرهاي معاصر
فرهنگسراي نياوران و مجموعه فرهنگي هنري آزادي برگزار مي شود .

*****
انتقاد يك مستندساز از ضعف عملكرد فيلمسازان و وزارت ارشاد در قبال جنايت غزه
|
« رضا برجي » با اعلام اين كه به محض كسب اجازه ورود به غزه خواهد رفت
گفت : آقايان فيلمساز مي توانند يك پنجم حقوق شان را
براي غزه بدهند
امضا كردن يك نامه كه كاري ندارد. به راستي چرا ايران در غزه
خبرنگار و فيلمساز ندارد.
« رضا برجي » مستندساز در گفت وگو با خبرگزاري فارس اظهار داشت : قبل از اين اتفاق
هر هفته تلويزيون تصاوير آرشيوي از فلسطين
نشان مي داد و مي گفت غزه در محاصره اقتصادي است
اما حدود 100 فيلم در اين مورد ساخته شده است كه مي شد از آنها استفاده كرد
چون مشخص بود كه اسرائيل به غزه حمله خواهد كرد.
وي افزود : متاسفانه ما صبر مي كنيم كه يك اتفاق بيفتد و يك موج به وجود بيايد و ما خودمان را در آن موج بيندازيم . شبكه الجزيره
الان همان كاري را مي كند كه شبكه خبر. ولي الجزيره طوري عمل مي كند كه همه اخبار را پوشش مي دهد. يكي از دلايل ضعف خبري
اين است كه ما در غزه خبرنگار نداريم و نمي توانيم به آنجا برويم اما جاي سوال دارد كه در لبنان هم كه خبرنگار داشتيم خيلي شق القمر
نكرديم .
برجي با اشاره به ضعف عملكرد هنرمندان در رويارويي با فاجعه غزه گفت : نكته اي كه وجود دارد اين است كه هنرمندان ما ضعيف
عمل مي كنند و ضعيف عمل كرده اند. اگر ما ادعاي رهبري انقلابي جهان اسلام را نداشتيم
بحث ديگري بود اما اكنون بايد به همان
ميزان عمل كنيم و عملكرد ما بايد مثل يك رهبر باشد.
وي افزود : عربستان خودش را رهبر جهان عرب مي بيند و براي آن هزينه مي كند و همچون يك رهبر عمل مي كند. ما كه داعيه رهبري
انقلابي جهان اسلام را داريم بايد براي اين امر هزينه كنيم ولي نكرده ايم .
سازنده مستند « سواحل اشك و زيتون » گفت : هنرمندان ما
نويسندگان ما و عكاسان در رويارويي با واقعه فلسطين ضعيف عمل
كرده اند . ما چند عكاس داريم و چند نفر آنها به لبنان و عراق رفته اند مرز عراق باز بود و همه مي توانستند فقط با 100 دلار تمام عراق
را بروند اما چرا نرفتند فيلمسازان بزرگ ما چرا هيچكدام شان به عراق نرفتند
رضا برجي در ادامه افزود : من فكر مي كنم دليل اين امر اين باشد كه ما فقط در شعارها حرف هاي خوبي مي زنيم و فيلمسازان ما اين طور
فكر نمي كنند
الان آقايان هنرمند ليستي را امضا كرده اند و اسرائيل را محكوم كرده اند
اين به خودي خود حركت و عملكرد خوبي است
اما آيا آنها حاضر هستند كه يك ليتر خونشان را اهدا كنند
اين مستندساز كه آثار متعددي در زمينه جنگ هاي مختلف ساخته است
گفت : آقايان فيلم ساز مي توانند يك پنجم حقوق شان را براي
غزه بدهند. امضا كردن يك نامه كه كاري ندارد. يك سري هنرمند در همين مملكت كاملا نسبت به اين قضيه بي تفاوت هستند. خوب
است اين اتفاقات را در جنگ 33 روزه هم ديدم و همان طور هم عمل كرديم . بيلبرد زديم و برنامه هاي آرشيوي نشان داديم
در صورتي
كه مي توانستيم لااقل چند فيلمساز حرفه اي به لبنان بفرستيم تا فيلم مستند بسازند چرا نيامدند
آنها از ترس شان نيامدند. چرا فلان
شعار نيامد در لبنان حس بگيرد ترس از جان بود.
وي گفت : در اين موقعيت ما هم مثل باقي كشورها عمل كرديم . اين قصه الان نيست و رايزني ها مي توانست قبل از اين انجام شود.
وزارت ارشاد بايد فكر اين موقع را مي كرد كه اگر اين حمله اتفاق بيفتد چه كنيم . تلويزيون هم بايد اين كار را مي كرد كه شيوه مان را عوض
كنيم .
تا به حال شش جنگ را شاهد بوديم و شيوه مان را تغيير نداديم و تحليل گران ما بيشتر شده اند و دو تحليل گر خارجي هم اضافه كرده ايم .
همه قصه اين است كه اتفاقات منطقه سرعت زيادي را مي طلبد و رسانه هاي ديگر اين سرعت را دارند.
وي درباره عدم امكان حضور فيلم سازان و خبرنگاران در غزه گفت : مثلا با توجه به اين كه ما قراردادهاي اقتصادي با دولت مصر داريم
دولت مي تواند آنها را مجبور كند كه اگر عقب نشيني نكنند
فلان قراردادشان را لغو مي كند كه با فشاري كه به آنها مي آيد
خبرنگاران
بتوانند به غزه بروند.
وي افزود : ما مي توانستيم از قبل در تلويزيون
مطبوعات و رسانه ها طوري عمل كنيم كه بتوانيم پخته عمل كنيم . خبرنگاران ما در
العالم نسبت به الجزيره عملكرد خوبي نداشته اند
در حالي كه حرفي كه العالم مي زند حرف حق و واقعيت است و همه مخاطبان
مي خواهند حرف حق را بشنوند.
وي افزود : مطبوعات هم به همين شكل عمل كردند. الان در كشورهاي خليج فارس يكسري روزنامه ايراني منتشر مي شود كه در
تيترهايشان دست وپا شكسته از غزه نوشته اند. يك فارسي زبان وقتي كه اين روزنامه را مي خواند
نمي پرسد واقعا در ايران چه خبر
است
در حالي كه وقتي فلان هنرپيشه غربي فوت مي كند يكي از تيترهاي اصلي را به آن اختصاص مي دهند
وي گفت : ما از سال ها قبل نيز در بحث خبر مشكل داشتيم و اصلا كسي گوشش بدهكار نيست هيچ كس هم نيامده است از من بپرسد كه
اين انتقادات شما براي چيست
كه درست است يا غلط .
برجي افزود : ما مي توانستيم قبل از اين اتفاقات با پيش بيني كه مي رفت براي اين امر برنامه ريزي كينم و به فكر باشيم به دولت هاي
منطقه فشار بياوريم تا مصر را ترغيب كنند تا اجازه ورود به غزه را بدهد. تمام اين اتفاقات به اين خاطر است كه ما آمادگي از قبل نداريم
كه از قبل رايزني كنيم كه متاسفانه هنگامي كه اين اتفاقات مي افتد به فكر چاره هستيم .

*****
درسي به ظالمان
|
مخبر با غيرتي اندر عراق
زد به شيطان لنگه كفش با اشتياق
آنكه را هرگز نمي برد اين گمان
در چنين جايي كه بود اندر امان
گرد او بودش هزاران كاسه ليس
تا به دست كس نگردد سر به نيس
زد هزاران حرف مفت و يا دروغ
ماست آن بيچاره شد يكباره دوغ
آن زماني را كه گفت از كار و بار
كرده ام خدمت به مردم بيشمار
مرد شير آمد به خشم و با خروش
مزد خدمت را نمود اهدا به بوش
ياد حج افتاد و رجم اندر منا
رجم خود را كرد و شد شادان خدا
شد دل يك عالمي شادان ز او
چون به خاك ماليده شد روي عدو
نفرت و بي زاريش شد بر ملا
كار ملت كرد و دنيا بر جفا
داده شد درسي به ديگر ظالمان
تا نريزند خون مردم اين چنان
آبروي اندكش رفتا به باد
جاودان ماند به خاطرها و ياد
از چنين جلاد و خون خوار جهان
مي كنند اين سان پذيرائي به خوان
لايق اين بود و صد بدتر ز اين
چون نه دارد رحم و انصاف و نه دين
شكر يزدان كرده سيد با دعا
تا كه زيد ماند امان از هر بلا
سيدحمزه ميربافقي

*****
كاري ستودني
|
اي كفشهاي بت شكنت فخر روزگار
وي عزم تو حماسه همواره پايدار
فرياد انقلابي تو بر سر ستم
همچون خروش امت اسلام استوار
اي قهرمان تو راوي آلام مردمي
خوش كرده اي روايت طفلان داغدار
فرياد توست بر سر اهريمن زمان
كارت ستودنيست كه بنموده اي چونين
رمي جمر مقابل شيطان خليل وار
پرتاب كفشهاي تو و انعكاس آن
باشد هميشه در دل تاريخ ماندگار
بيگي يقين كه منتظرالزيدي غيور
باشد براي منتظر كل در انتظار
نصرت اله بيگي درباغي

*****
سروده هايي براي غزه
|
گريه ببار
پرنده شكل گرفت و پريد سمت بهار
پريد سمت فلش هاي رو به زيتون زار
پريد در كلماتي كه آفريده شدند
پرنده اي كه خودش را پرنده ديد اين بار
ولي كدام بهار و پرنده و پرواز
كدام وسعت آبي
كدام گشت و گذار
ولي پرنده در اين جا پرنده نيست
كه او
به هيات شبح كودكي ست توي غبار
و كودكي كه در اين شعر آفريده شده تويي
غريبه اي از لفظ زندگي بيزار
تويي كه گم شده اي در خرابه هاي خودت
تويي كه گم شده اي خشت خشت در آوار
كجاي نقشه به دنبال خويش مي گردي
كجاي غربت دنيا كجاي خاك ديار
چه بوده نقش تو در بازي سياست
يا كجاست سهم تو جز مرگ و چند سنگ مزار
چقدر كودكي ات را سياه بنويسد
چقدر بغض كند متن روزنامه نگار
شنيدن تو غم انگيز و ديدنت تلخ است
چقدر رد تو تكراري است در اخبار
هنوز كودكي و تشنه مثل زيتون ها
خودت براي خودت ابر باش و گريه ببار
عباس رضايي
غرق در خون
گلگون شده سرزمين زيتون
مادر
آغشته به خون
دست صهيون مادر
آوار و گلوله بال پروازش شد
اين كودك توست
غرق در خون
مادر
ابراهيم يوسفي
كوچ پرستوها
نه وطن ماند و نه مردم نه جهان پيدا بود
نه نگاهي كه پر از غربت زيتون ها بود
آهن و خون شبي از مرگ فراهم كردند
كوچه ها شعله ور اين شب بي فردا بود
آسمان خشك و زمين خشك و دقايق همه خشك
خشك تر چشم تو در هروله ي دريا بود
خاك و خاكستر و باروت تفاهم كردند
باز هم نوبت آتش زدن قانا بود
غزه كل مي زد با حنجره اي بيروتي
كوچه ها ملتهب از كوچ پرستوها بود
سينه ها از نفس گرم سواران سرشار
دست ها از خون دريا دريا دريا بود
كودكاني همه از نسل شتيلا ديدند
كه دل آزرده ترين پيغمبر موسي بود
محمدحسين صفارزاده
* * *
خاك مقدس
در اين خاك مقدس دفن كردي باغ زيتون را
تو با چشم خودت ديدي لبالب غزه در خون را
تو با چشم خودت ديدي كه روح عشق را كشتند
الهي هيچ ليلايي نبيند داغ مجنون را
چه فرقي بود بين روز روشن با شب تاريك
كه زير شعله ي خورشيد حس كردي شبيخون را
ميان تلي از باروت و آتش طاقت آوردي
طبيبي نيست تا درمان كند اين زخم گلگون را
چنان وابسته ات هستم كه در پاي تو مي ريزم
شكوه كوه الوند و سروش شط كارون را
من از ويرانه هاي دولت فرعون فهميدم
كه دست غيب ياري مي كند موسي و هارون را
دوباره در پناه آسمان ها خانه مي سازيم
دوباره روي ايوان مي نشاني ماه گردون را
سارا جلوداريان
هزار لاله
يك گوشه ميان اشك ها
مادرها
يك گوشه
وداع دختران با سرها
اي غزه تكان مخور كه در آغوشت
خواب اند تمامي علي اصغرها
هر چند به جاي آب
آتش بدهيد
هرگز نتوانيد به بادش بدهيد
در خاك
هزار لاله دارد غزه
چشمش نزنيد! وان يكادش بدهيد
عارفه دهقاني

| | | | | |