امامت
غيبت
ظهور و قيام حضرت مهدي (عج ) از موضوعاتي است كه همواره در قرآن و سنت پيامبر و انديشمندان
اسلامي بيان شده و دانشمندان شيعه و سني در اين باره كتاب هاي زيادي نوشته اند و مفسران با توجه به آيات و احاديث
موضوع ظهور
امامت
غيبت و قيام حضرت مهدي (عج ) را بيان و تفسير كرده اند. از جمله ديدگاه هاي معتبر درباره انتظار
فرج عبارت اند از :
ديدگاه قرآن
1 ـ (و يقولون لو لا انزل عليه آيه من ربه ي فقل انما الغيب لله فانتظروا اني معكم من المنتظرين )1.
و مي گويند : چرا از سوي پروردگارش معجزه اي بر او نازل نمي شود. بگو : آگاهي از غيب خاص خداوند است
پس
انتظار بكشيد من نيز
همراه شما از منتظران خواهم بود. »
شيخ صدوق (ره ) مي گويد : امام صادق (ع ) غيبت را در اين آيه تاويل به امام زمان (عج ) كرده است 2.
2 ـ (اعلموا ان الله يحي الارض بعد موتها قد بينا لكم الايت لعلكم تعقلون )3.
« بدانيد كه خداوند زمين را پس از پژمردنش زنده مي دارد. به راستي كه آيات را براي شما به روشني بيان كرديم
باشد
كه تعقل كنيد. »
شيخ طوسي (ره ) در كتاب الغيبه از ابن عباس روايت مي كند كه در تفسير اين آيه گفت :
خداوند
زمين مرده را بعد از بيدادگري اهلش
به وسيله ظهور حضرت مهدي (عج ) اصلاح مي كند.
3 ـ (ولنبلونكم بشي من الخوف و الجوع و نقص من الامول و الانفس و الثمرت و بشرالصبرين ) 4
« و همواره شما را به نوعي از ترس و گرسنگي و زيان مالي و جاني و كمبود محصول مي آزماييم . و (اي پيامبر)
صابران را نويد بده . »
در ينابيع الموده چنين آمده : پيش از ظهور حضرت مهدي (عج ) علامات و نشانه هاي الهي وجود دارد براي مردمي كه
ايمان آورده اند.
4 ـ (ان يمسسكم قرح فقد مس القوم قرح مثله
و تلك الايام نداولها بين الناس وليعلم الله الذين آمنوا و يتخذ منكم شهدا
والله لايحب الظلمين )5.
« اگر آسيبي به شما رسيده باشد
به آن قوم نيز آسيبي همانند آن رسيده است و اين روزگار (براي عبرت ) در ميان مردم
مي گردانيم و تا خداوند مومنان را معلوم بدارد و از شما گواهاني بگيرد و خدا ستم كاران را دوست ندارد. »
در تفسير البرهان آمده : از روز پيدايش جهان دو نيروي رحماني و شيطاني حكومت مي كرده
ولي در عهد حضرت
مهدي (عج ) تنها يك حكومت الهي درجهان حكومت مي كند.
5 ـ (ولقد كتبنا في الزبور من بعد الذكر ان الارض يرثها عبادي الصلحون )6.
« و به راستي در زبور پس از تورات نوشته ايم كه زمين را بندگان شايسته من به ارث مي برند. »
در زبور كنوني كه ملحق به تورات موجود است
چنين آمده :
صالحان وارث زمين خواهند بود و در آن تا ابد سكونت خواهند كرد.
6 ـ (و من اظلم ممن منع مسجدالله ان يذكر فيها اسمه
و سعي في خرابها اولئك ما كان لهم ان يدخلوها الا خائفين لهم
في الدنيا خزي و لهم في الاخره عذاب عظيم )7.

« و كيست ستم كارتر از كسي كه نگذارد نام خداوند در مساجد ياد شود و در ويراني آن بكوشد
آنان را معنا ندارد جز
اين كه ترسان
لرزان پا به درون آن ها بگذارند
در دنيا خفت و خواري و در آخرت عذابي بزرگ در پيش
دارند. »
سيوطي در الدرالمنثور از ابي جرير اسدي نقل مي كند :
مراد از ذلتي كه نصيب ستم گران در دنيا مي شود روزي است كه مهدي (عج ) حكومت را به دست مي گيرد8.
روايات و احاديث
ابونعيم اصفهاني از عبدالرحمان بن عوف روايت مي كند كه پيامبراكرم (ص ) فرمود : در زماني كه روزگار نامساعد
است
خداي بزرگ مردي از دودمان ما برمي انگيزاند كه او عدالت را در زمين گسترش مي دهد و مال و ثروت را در اختيار
مردم مي گذارد.
در سنن ابن داود آمده كه حضرت علي (ع ) از پيامبر(ص ) نقل كرده : « اگر تنها از روزگار يك روز باقي بماند
خداي
متعال مردي از اهل بيت من مبعوث مي كند تا جهان را پر از عدل و داد كند
پس از آن كه جور و ظلم دنيا را فرا گرفته
باشد » 9.
در ينابيع الموده آمده است كه اميرالمومنين (ع ) فرموده :
« هنگام ظهور
حضرت مهدي پرچم پيامبر(ص ) را در دست دارد و دولت احمدي تشكيل مي دهد و با شمشير قيام
مي كند. او گفتاري راست دارد و زمين را با نيروي الهي زنده مي كند و براي بهره برداري آماده مي كند و سنن و احكام اسلام
را زنده مي كند. »
ابوخالد كابلي روايت مي كند كه روزي خدمت امام چهارم شرف ياب شدم و از ايشان درباره اولي الامر سئوال كردم
حضرت با كمال صراحت اولي الامر را معرفي فرموده و از اميرالمومنين (ع )شروع كرد و اسامي ائمه رايك به يك
برشمرد تا به مهدي رسيد و سپس در جواب كابلي كه گفت سرانجام چه خواهد شد
فرمود : غيبت او ادامه پيدا مي كند و
مردمي كه در عصر غيبت زندگي مي كنند
امامت امام دوازدهم را تاييد و قبول مي كنند و با كردار نيك خود
انتظار فرج او
را دارند
و آن هابر مردم ساير اعصار برتري خواهند داشت
زيرا آن ها در راه خداشناسي و معارف الهي آن قدر پيشرفت
نموده و مورد توجهات الهي قرار گرفته اند و خرد و بينش آن ها آن قدر اوج گرفته كه در زمان غيبت چون زمان حضور
درك مي كنند و به حق مي رسند . (منبع : گفتمان مهدويت
ج 5
مقاله علي باقي نصرآبادي
دفتر تبليغات
اسلامي )
پاورقي :
1 ـ سوره يونس (10 )
آيه 20
2 ـ شيخ صدوق
كمال الدين و تمام النعمه
ج 1
ص 18
3 ـ حديد (57 ) آيه 17
4 ـ بقره (2 ) آيه 55
5 ـ آل عمران (3 ) آيه 140
6 ـ انبيا (21 ) آيه 105
7 ـ بقره (2 ) آيه 114
8 ـ جلال الدين سيوطي
الدرالمنثور
ج 1
ص 108
9 ـ سنن ابي داود
ص 1712
ج 5
امام سجاد(ع ) :
مردمي كه در عصر غيبت زندگي مي كنند امامت امام دوازدهم را پذيرفته و با كردار نيك خود
انتظار فرج او را دارند
و آنان بر مردم ساير اعصار برتري خواهند داشت
زيرا آن ها در راه خداشناسي و معارف الهي آن قدر پيشرفت نموده و
مورد توجهات الهي قرار گرفته اند و خرد و بينش آن ها آن قدر اوج گرفته كه در زمان غيبت چون زمان حضور
درك
مي كنند و به حق مي رسند

*****
ذخيره الهي و منجي نهايي
|

اين است مهدي ـ عليه السلام ـ و اين است حتميت او
تولد و بقاي او
تاثير او
ظهور او
و شورش و انقلاب او
اصلاح و تصفيه او
و تاسيس حكومت او... كه خواهد شد.
بعثت
فرود آمدن نور است در طبيعت . غدير
تداوم حكومت نور است در زمين
عاشورا
ذبح عظيم است براي
نجات دادن حكومت نور
و مهدي
انفجار نور است در استغراق ظلمت . هر چه جهان ظلماني تر گردد
و تاريك تر شود
طلب روشنايي لازمتر و محسوستر خواهد شد. هنگامي كه آفاق را ظلمت فراگيرد
نورشناسان نور طلب به پا مي خيزند
و به بيداري جامعه و آماده سازي ياران مهدي دست مي يازند
تا همه در جستجوي خاور انوار برآيند
و تا به طلب
« طلعت رشيده » و « غره حميده » بشتابند
و تا دست نياز به درگاه خداي بي نياز بردارند
و آن ذخيره الاهي
و منجي نهايي
را بطلبند.
اين آرزويي است كه از قديم روزگاران
در آن باره
سخنها گفته اند
و پيامبران و حكيمان آن را وعده داده اند. و
پيامبراكرم
آنهمه در آن باره
با صراحت
نويد داده است ... آري
انعكاس اين آرزو
در آفاق و اعصار پيچيده است
و
بانگ دراي اين كاروان
در معبر بشريت
طنين افكنده است ...
و روزي
امواج اين واقعه بزرگ
درجام خورشيد خواهد ريخت . و نسيمها از كران تا كران دشتها و آباديها بر فضاي
چنان دولتي خواهد وزيد. و درختان در چنان روزگاري جوانه خواهد زد. و گلها در عصمت آن ايام خواهد شكفت . و
جويبارها و نهرها و رودها
در آن ايام بركت خيز
جاري خواهد گشت ...
...بانگ « اشهد ان لااله الاالله ـ و ـ اشهد ان محمدا رسول الله »
در سحر گاهان و نيمروزها و غروبها
از فراز مئذنه ها
و
از درون آباديها
در همه جاي جهان
به گوش مردم آن روزگار خواهد رسيد. گلبانگ « حي علي الصلاه »
و « حي علي خير
العمل »
در همه سوي
در پنج هنگام
طنين انداز خواهد گشت .
با شعار « ان الله يا مر بالعدل و الاحسان »
عدل و احسان
همه جا را خواهد گرفت
و « جامعه اعلون » پديد خواهد
آمد. و مشعل جاويد
همچون خورشيد
بر فراز پهنه هاي زيست انساني
فروغ خواهد پاشيد.
حماسه جاويد مرزبانان تجسم خواهد يافت . و خون متبلور خورشيد
در راه « تفسير آفتاب »
به آباديها و زندگيها
رنگ خواهد زد.
آنروز ديوار مساجد كوتاه خواهد گشت . عدل و مساوات همه گير خواهد شد. نابسامانيها از ميان خواهد رفت .
ستمها و جهلها از جهان رخت خواهد بست . دلها منور
عقلها كامل
دانشها واقعي
و جانها سرشار خواهد شد. زندگيها
پاك
و امتيازهاي پست مادي نابود خواهد گرديد.
آن روز
عصمت جاودان زنده خواهد شد
و عينيت ايمان قوام خواهد يافت .
آن روز
قطرات نور
از جام لحظه ها
در قالب وجود انسان خواهد ريخت . و انسان فطري
باتزكيه و تعليم
پرورش و
آموزش
به سوي جاودانگيها راه خواهد يافت .
آن روز
فضاي زمان زايل
به نمونه اي از دهر ثابت بدل خواهد گشت ...
آن روز
همه جا و همه چيز نور خواهد بود
و نور
و روشنايي خواهد بود و روشنايي
ذات همه چيز نوراني خواهد
شد
و روح نور
در همه جا و همه چيز حلول خواهد كرد...
و آن روز
همه جا و همه چيز
نور خواهد بود و نور
و روشنايي خواهد بود و روشنايي ...
بار خدايا! توفيق همه را
براي ايجاد يك زندگي سعادتمند اخلاقي
و يك محيط نوراني انساني درخواست مي كنيم .
و هم از درگاه تو مي خواهيم كه خروج قائم آل محمد (ص ) را نزديك گرداني
و او را از نهان جهان در آوري
و دوران
غيبت او را به پايان بري
تا بر كهن ترين معبد توحيد تكيه زند
و بانك دلرباي خويش را
به گوش توده هاي ستمديده و
سرگردان بشري برساند
و به رسم ستم و ستمگري پايان دهد
و بناي عدل و داد
و دانايي و شايستگي را
پي نهد...
(خورشيد مغرب
ص 356 ـ354 )

*****
حديث عشق
|

به جز ولاي تو
بر لوح نگاري نيست
به جز وصال تو در ديده انتظاري نيست
فروغ مهر تو بگرفته آسمان دلم
حديث عشق بنازم كه اختياري نيست
دلم به باغ و گل و سرو لاله خو نكند
كه باورم شده غير از تو گلعذاري نيست
گذشت قافله ها يك به يك از اين منزل
به شاهراه ولا جز تو تكسواري نيست
فداي قلب صبور تو اي يگانه دهر
كه تا ابد به جهان چون تو داغداري نيست
« غريب تر زمادر تو فاطمه نبود » (1 )
شبانه دفن شد و بهر او مزاري نيست
بيا عيان بنما قبر بي نشانش را
كه صبر رفته زكف
سينه را قراري نيست
به سر ارادت « صدر » و قدوم شوكت تو
به پيش اهل نظر غير شرمساري نيست
سيد عباس صدرالدين
پاورقي :
1 ـ اين مصرع به همين وزن در مجله موعود چاپ شده است .

| |