سازمانهاي يهودي ـ صهيونيستي و فعاليتهاي آنها در ايران
بخش سوم و پاياني
پس از اعلام تاسيس اسرائيل
سازمان ها و موسسات اسرائيلي و صهيونيستي در ايران نيز فعاليت خود را به طور رسمي و بعضا علني
يكي پس از ديگري آغاز كردند. پس از « اتحاديه جهاني اسرائيلي »
« آژانس يهود » با نام عبري « سخنوت » در ايران را مي توان فعال ترين و
تاثير گذارترين سازمان صهيونيستي در اين كشور برشمرد.
آژانس جهاني يهود چند سال پس از برگزاري اولين كنگره جهاني صهيونيسم در 1897 م 1276
ش
تاسيس شد . ماموريت اصلي و
تشكيلاتي اين آژانس جذب و جمع آوري و انتقال يهود از اطراف و اكناف جهان به فلسطين اشغالي و اسكان آنها در آن سرزمين است كه
اكنون نيز به طور مستمر و پي گير در اين مسير مشغول فعاليت در جهان است . آژانس يهود را بازوي اصلي و عملياتي سازمان جهاني
صهيونيسم گفته اند.
برخي مدارك حاكي از آن است كه آژانس يهود يك سال قبل از تاسيس اسرائيل در ايران فعاليت داشته است . بنابراين
موجوديت آژانس
يهود شعبه ايران به عنوان يك سازمان صهيونيستي غير ايراني به سال 1947 م 1326
شمسي بر مي گردد .
آژانس يهود با آگاهي و موافقت دستگاه حاكم شاهنشاهي
بي هيچ محدوديت و مانعي در تمامي مناطق يهودي نشين ايران به فعاليت
مشغول بود. اين آژانس نه فقط خود به طور مستقل در زمينه جلب و جمع آوري يهود ايران و برخي كشورهاي همجوار از طريق اين
سرزمين و سپس انتقال و اسكان آنها در فلسطين اشغالي اقدام و عمل مي كرد
بلكه از طريق نفوذي كه اين تشكيلات در بسياري از كانون
و انجمن هاي يهودي و يا صهيونيستي داخل كشور داشت
از تمامي آنها به عنوان وسيله و ابزار در مسير مقاصد خود بهره برداري مي كرد.
به گونه اي كه بيشتر كانون ها و موسسات مزبور
تعقيب و اجراي برنامه ها و اهداف آژانس يهود را جزو دستور كار و فعاليت خود تلقي
مي كردند و از اين زاويه ارتباط تشكيلاتي مستمري با آژانس يهود داشتند.
اسناد و مدارك به جا مانده از آن دوران نشان مي دهد كه حتي
سال ها قبل از حضور علني و رسمي اين سازمان صهيونيستي
كانون ها و
عناصري
ماموريت آژانس يهود را در ايران به عهده داشته و مقاصد آن را در اين كشور تعقيب مي كرده اند . سندي كه تاريخ آن به 13 سال
قبل از تشكيل رژيم صهيونيستي بر مي گردد
نشان مي دهد كه سازمان ها و عناصري براي جذب و انتقال يهودي هاي ايران به فلسطين
تلاش و اقدام مي كردند. اين سند
نامه گلايه آميز حاج محمد امين الحسيني مفتي و رئيس مجلس اعلي اسلامي فلسطين به كنسولگري
شاهنشاهي ايران در فلسطين در سال 1314 ش
است كه در بخشي از آن چنين مي خوانيم : سپس توجه شما را به طور خاصي به
كوشش هاي جدي جمعيت هاي سياسي صهيوني كه براي تشويق مهاجرت يهودي هاي ايران و اسكان آنها در فلسطين (اقدام ) مي نمايند
جلب مي نمايم . چه به واسطه تبليغات و تشويقات مزبور عده غير كمي (كم نيستند) از يهودي هاي ايران خود با خانواده هاي خود از
طريق مجاز و غير مجاز از راه عراق و غيره شروع به آمدن به فلسطين گذارده اند كه البته ضرر بزرگي به فلسطين اسلامي كه صهيوني ها
طمع دارند آن را يك مملكت يهودي قرار دهند وارد مي آورد. ما توجه شما را به اين مساله مهم جلب نموده و خواهشمنديم كه دولت
عليه خود را بدان معطوف بفرماييد و اميدواريم كه در آينده مانند گذشته مورد عطف توجه و كمك و مساعدت اين دولت عظيم الشان
اسلامي قرار گيريم كه اثرات كمك و مساعدت مزبور در منع مهاجرت يهود ايراني به فلسطين عيان گردد. مانند بسياري از دول اسلامي
كه در اين ممانعت براي صيانت اولين قبله گاه (قبل از مكه ) و سومين حرمين شريفين (بعد از مكه و مدينه ) از طغيان مهاجرت يهود
شركت نمودند. (...)
رئيس مجلس اعلي اسلامي در فلسطين
امضا (حاج محمد امين الحسيني ). برنامه ها و اقدامات آژانس يهود در ايران نيز همواره با
موافقت
مساعي و همكاري مقامات دولتي و دستگاه حاكم شاهنشاهي همراه بود.
يوسف بن نيسان رئيس وقت آژانس يهود ايران در بخشي از يك پيام خود به مناسبت عيد پسح
در اين باره چنين ياد مي كند : از فرصت
استفاده نموده
به نام سخنوت مراتب قدرداني و سپاسگزاري خود را نسبت به اولياي محترم دولت كه پيوسته مساعدت و همراهي آنها
در وظيفه بشر دوستانه اين موسسه شامل حال ما است تقديم نموده اضافه كنم كه تاريخ يهود هيچ گاه اين مساعدت هاي پرقيمت را
فراموش نخواهد كرد . نمونه ديگر ستايش نامه آژانس يهود خطاب به وزارت امور خارجه ايران در 24 تير ماه 1330 چنين است : وزارت
محترم امور خارجه كشور شاهنشاهي بخش مهاجرت آژانس يهود در ايران خود را موظف مي داند مجددا از آن مقام محترم به خاطر
كمك هاي جوانمردانه و روح بشردوستي قابل ستايشي كه درباره امور مربوط به پناهندگان (يهودي ) عراقي درباره آنها روا داشته اند
صميمانه تشكر نمايد. اوليا محترم آن وزارتخانه حقيقتا نهايت مساعدت و همراهي را با گذشت و سخاوتمندي كه خاصه ايرانيان است
درباره اين اشخاص مبذول داشته و در راهنمايي و كمك به پناهندگان عراقي كه به عنوان ترانزيت از ايران عبور مي كنند و همچنين درباره
يهوديان ايراني كه به ملاحظات مذهبي به اماكن مقدس (فلسطين ) مسافرت مي نمايند
حقا كه شيوه ديرينه ايرانيان باستاني و كورش
كبير (را) ادامه داده اند. . .
ي . (يهودا) داتنر (امضا) رئيس مهاجرت آژانس يهود در ايران ـ تهران
نامه هاي ستايش آميز و فريبكارانه ماموران و كانون هاي صهيونيستي چنان مقامات بلندپايه دولت شاهنشاهي را سحر مي كرد و به
وجود مي آورد كه براي خوش خدمتي از هيچ مساعدتي دريغ نمي كردند. تصويب نامه هيات وزيران دولت شاهنشاهي مورخ
12
5
1334 درباره معافيت يهوديان ايراني عازم به فلسطين از پرداخت عوارض گذرنامه تنها يك نمونه از اين خوش خدمتي هاي
سلطنت پهلوي به آستان صهيونيسم جهاني است : هيات وزيران در جلسه مورخ 13 (11
5
34 ) به پيشنهاد شماره
6080 س
1
5
1334 ـ34642 وزارت كشور درباره معافيت عوارض گذرنامه يهوديان ايراني بي بضاعت (!) كه به وسيله آژانس يهود قصد
مهاجرت به فلسطين را دارند
موارد زير را تصويب نمودند : ماده 1 ـ استرداد سپرده آژانس يهود كه به طور وديعه به عنوان عوارض
گذرنامه كليميان بي بضاعت در بانك ملي و صندوق اداره گذرنامه شهرباني قبلا پرداخته
بلامانع است .
ماده 2 ـ كليميان بي بضاعت ايراني كه قصد مهاجرت به فلسطين را دارند از تاريخ تصويب اين طرح از پرداخت عوارض مقرر در تصويب
نامه شماره 7452 مورخ 13 (8
4
33 ) معاف مي باشند . ( ... ) آژانس يهود طي 31 سال فعاليت رسمي و علني در ايران توانست ضمن
نفوذ و تاثيرگذاري بر شماري از كانون هاي فعال داخلي و جلب همكاري آنها
ده ها هزار يهودي ايراني و غير ايراني را به فلسطين اشغالي
منتقل كند. با اين وصف آژانس جهاني يهود
به دليل برخي ناكامي ها
در مقاطع مختلف از طريق تغيير و تعويض روساي آژانس يهود
ايران سعي در افزايش و گسترش فعاليت ها و اقدامات اين تشكيلات داشت . صهيونيست هايي كه در ايران سمت رياست آژانس يهود را
به عهده داشتند عبارت بودند از : يوسف بن نيسان
حييم صادوق
داخور
ناس
لبانون
مناخيم الدار
مردخاي زر
اسحاق تبيان و...
آژانس جهاني يهود ضمن كنترل و هدايت عمليات آژانس يهود ايران
و نظارت كامل بر عملكرد آن
مع الوصف هر از چند گاهي با اعزام
ماموران و فرستادگان ويژه و روسا و مقامات درجه اول آن تشكيلات
سعي در بررسي و ارزيابي فعاليت اين كانون صهيونيستي در
جامعه ايران داشت . اين موضوع ميزان اهميت حضور و نفوذ صهيونيست ها و اهداف و مطامع محافل صهيوني را در ايران نشان
مي دهد.
اگر چه فعاليت آژانس يهود ايران حول محور جذب و انتقال يهود به فلسطين اشغالي بود
اما واقعيت ها نشان مي دهد كه اين تشكيلات
در زمينه هاي مختلف سياسي
اطلاعاتي
اقتصادي و فرهنگي نيز اقدامات دامنه دار و گسترده اي در مناطق مختلف ايران
به ويژه مناطق
يهودي نشين داشت و ايجاد شركت هاي اقتصادي و تجاري چند منظوره با اهداف مختلف
نشانگر اهداف متعدد اين سازمان
صهيونيستي در ايران بود.
به هر روي
آژانس يهود ايران تا سال 1357
يعني تا سقوط سلطنت پهلوي
ده ها هزار يهودي ايراني
افغاني
هندي
عراقي و ... را
ترانزيت و به فلسطين اشغالي انتقال داد. اين آژانس از ايران به عنوان ايستگاه انتقال يهوديان كشورهاي همجوار استفاده مي كرد.
روزنامه اسرائيلي جروزالم پست در دسامبر 1970 م 1349
ش
آمار يهودياني را كه تا سال 1966
1345 به فلسطين منتقل شده بودند
53000 نفر اعلام كرد . به ادعاي اين نشريه تا سال 1968 م 1347
ش
قريب به 55 هزار يهودي ايراني از سوي آژانس يهود به فلسطين
اشغالي انتقال يافته بودند.
منابع رسمي دولت شاهنشاهي در اوايل سال 1349 ش 1970
م
رقم يهوديان ايراني انتقال يافته به فلسطين را
حدود 80 هزار نفر
اعلام كردند . رسانه ها و منابع صهيونيستي در سال هاي اخير مدعي شده اند كه : تا سال 1948 (تاسيس اسرائيل )
(1327 ش )
طبق آمار
غيررسمي
در حدود 20 هزار (طبق منابعي ديگر 30 هزار) يهودي ايراني در اسرائيل
اغلب اورشليم و تل آويو
مشغول كار و زندگي
بودند ـ ولي طبق آمار رسمي
جمعيت يهوديان ايراني در اسرائيل
در اين موقع
كمتر از 5 هزار نفر قيد گرديده
و اين نشان مي دهد كه
بيشتر يهوديان ايراني به صورت غير قانوني از طريق سرحدات سوريه و لبنان وارد آن سرزمين شده و در آن سكني گزيده بودند. تا اين
زمان (1997 م 1376
ش ) جمعيت يهودياني كه ممكن است خود را از لحاظ خانوادگي به نحوي با ايران و ايراني وابسته بدانند باز هم به
صورت تخميني
كمتر از 150 هزار نفر است . طبق اسناد رسمي دولت اسرائيل
تا استقرار جمهوري اسلامي در ايران
تعداد يهوديان
ايراني ساكن اسرائيل به 500
114 نفر بالغ مي شد كه از اين شمار
جايگاه تولد 52 هزار نفر آنان در شناسنامه « ايران » قيد شده است . از
شروع انقلاب اسلامي تا پايان سال 1996 (1375 ش )
تعداد 664
18 نفر يهودي از ايران به اسرائيل آمده اند . جز آليانس و آژانس يهود
سازمان ها و انجمن هاي كاملا غير ايراني ديگري نيز در ايران تاسيس شده بود كه « انجمن فرهنگي اوتصرهتورا » از جمله آن ها بود. اين
انجمن در سال 1324 شمسي تاسيس و فعاليت خود را آغاز و اهداف خود را فرهنگي و آموزشي اعلام كرد . در يكي از منابع يهودي در
اين باره چنين اشاره شده است : در سال 1324 شمسي شادروان راب اسحق مئيرلوي از طرف ربانوت اعظم اسرائيل به ايران آمد تا براي
يهودياني كه از چنگ نازي هاي آلمان گريخته بودند و در شهرهاي روسيه بسر مي بردند
بسته هاي خوراك
لباس
دارو و ساير وسايل
زندگي بفرستد. او متوجه مي شود كه سطح معلومات يهوديان ايران در زمينه زبان عبري و علوم ديني
بسيار پايين است . راب لوي با
كمك زنده ياد كهن صدق و با اعانه اي كه از شخصيت فرهنگ دوست معروف يهودي آمريكايي به نام اسحق شالوم در نيويورك گرفت
اوتصر هتورا را تاسيس كرد كه قسمت بودجه آن را موسسه آمريكن جوينت تامين مي كرد. راب لوي كه با اسحق شالوم تماس دائم
داشت
شعبه اوتصرهتورا را در ايران افتتاح كرد و با بودجه اي كه مرتب (از آمريكا) دريافت مي كرد ـ با همراهي زنده ياد سليمان كهن
صدق ـچندين باب مدرسه رسمي و كلاس هاي درس عبري در تهران و شهرستان هاي آبادان
اراك
ازنا
بابل
بوشهر
بوكان
تكاب
خمين
خوانسار
رشت
رضائيه (اروميه )
رفسنجان
زرقان
سقز
شاهين دژ
شيراز
كرمان
گلپايگان
مشهد
مياندوآب
نوبندگان و...
تاسيس كرد. در مدارسي كه آليانس ايزرائيليت در تهران و شهرستان هاي اصفهان
بروجرد
تويسركان
سنندج
كاشان
كرمانشاه
دماوند و
يزد داشت
تدريس زبان عبري و علوم ديني به عهده معلمين اوتصرهتورا بود. مهاجرت دسته جمعي يهوديان اكثر شهرهاي كوچك
ايران به اسرائيل يا تهران باعث شد كه تعدادي از مدارس اوتصرهتورا و آليانس در بيش از بيست نقطه ايران تعطيل گردد. البته چنين
ادعايي چندان معتبر و قابل استناد نيست زيرا با توجه به فراواني و گسترش مدارس يهودي در مناطق يهودي نشين ايران و به خصوص
تلاش همه جانبه آموزشگاه هاي آليانس
ايجاد يك انجمن صرفا فرهنگي و آموزشي چندان قابل توجيه نمي تواند باشد.
در يك منبع ديگر يهودي در اين باره چنين آمده است : اين انجمن در ابتدا به نام (بريت تورا) بود و بعدا به نام (اوتصرهتورا) خوانده شد.
رياست اوتصرهتوراي آمريكا
آقاي اسحاق شالوم توجه مخصوص براي جامعه يهود ايران منظور داشت و هر ساله مبلغ يكصد هزار
تومان بودجه كمكي از آمريكا توسط موسسه (ژوينت )
(جوينت ) مي رسد. اگر چه انجمن فرهنگي اوتصرهتورا در جامعه يهود ايران
تاسيس شده بود و فعاليت داشت
ليكن معمولا روسا و اداره كنندگان اصلي آنها غير ايراني بودند; مثل راب لوي آمريكايي كه در سال
1328 رياست اين انجمن را برعهده داشت . اما بعدها رياست ظاهري اين تشكيلات به بعضي يهودي هاي ايراني تفويض شد . با اين
وصف اين انجمن همواره تحت برنامه و كنترل و سرپرستي عناصر و كانون هاي يهودي خارج از ايران حركت مي كرد و حتي هزينه آن نيز
از خارج تامين مي شد.
از ديگر سازمان هاي فعال يهودي در ايران كه از سوي كانون هاي يهودي خارج از كشور
تاسيس و شروع به كار كرد
ارت نام داشت .
در شهريور ماه 1329 ش (1950 م ) نماينده ارت جهاني به ايران وارد و بلافاصله كميته مركزي ارت ايران از شخصيت هاي يهودي ايراني
انتخاب و هنرستان صنعتي مركزي ارت تحت نظر مستقيم اين كميته در تهران افتتاح گرديد و پس از مدت كوتاهي شعبه آن در اصفهان و
شيراز تاسيس و هر شعبه تحت نظر كميته هاي محلي مشغول كار گرديد . ( ... ) از سال 1333 ش
دوره هاي كوتاه هنرستان ارت به سه
سال تبديل گرديد و تغييرات جديد در آنها داده شد . ( ... ) در هشتصد و هفتاد و يكمين جلسه شوراي عالي فرهنگ مورخ 27
1
1334
ش
امتياز رسمي هنرستان صنعتي مركزي ارت در تهران به تصويب رسيد. در منابع يهودي درباره ماهيت و اهداف و عملكرد اين
موسسه آمده است : ارت پس از موسسه اليانس ايزرائيليت فرانسه
در عمر كوتاه خود در ايران
بالاترين خدمات را به جامعه ما ارزاني
داشت . ارت جهاني كه يكي از عظيم ترين سازمان هاي آموزشي فني غير دولتي در سراسر جهان است
115 سال قبل
يعني در سال
به وجود آمد . Nikolai Bakst 1880 ميلادي
در شهر سن پيترزبورگ به منظور به كار گماردن يهوديان روسيه توسطه
پس از جنگ جهاني دوم ارت در كشورهاي ديگر اروپايي فعاليت كرد و جهاني شد و اكنون در بيش از 27 كشور فعاليت مي كند . در سال
1950 ارت به طور جدي در ايران مشغول فعاليت شد . آموزشگاه هاي ارت ايران با بالاترين معيار آموزشي آن زمان
جوانان يهودي را به
گونه اي با صنعت آشنا كرد كه صاحبان صنايع فارغ التحصيلان ارت را سردست مي بردند. وجود مدارس ارت و تربيت جوانان با استعداد
سبب بالا رفتن ارزش هاي اجتماعي يهوديان ايران شد. ارت از طرف سازمان برنامه به صورت بسيار جدي حمايت مي شد و تقريبا كليه
تجهيزات اصلي آن را تامين مي كرد. ارت نيز از سوي محافل يهودي خارج از ايران
اداره مي شد و همواره تحت كنترل و نظارت و
بازرسي آنها قرار داشت .
بازديد بارون ادموند دوروچيلد
يهودي سرشناس و ثروتمند فرانسوي از موسسات ارت ايران در تاريخ پنجشنبه
27 بهمن 1333 در
معيت آلبرشتين رئيس ارت ايران
گوياي اين واقعيت است . در هفتاد و پنجمين سال تاسيس ارت جهاني
كنگره اي مركب از رهبران و
روساي ارت 19 كشور مختلف جهان
از جمله ايران
در ژنو تشكيل شد . اين كنگره با پيام تبريك آيزنهاور رئيس جمهور آمريكا و بن
صبي رئيس جمهور وقت اسرائيل آغاز به كار كرد. يكي ديگر از سازمان هاي يهودي فعال در ايران موسسه آمريكن جوينت بود كه تحت
پوشش امور فرهنگي
اجتماعي و بهداشتي فعاليت مي كرد.
در منابع يهودي درباره اهداف و برنامه هاي آمريكن جوينت نوشته اند : اسرائيلي هاي آمريكايي از آنجائيكه متوجه شدند كه يهوديان اكثر
ممالك دنيا فاقد امكانات براي رفع نيازهاي فرهنگي ـ بهداشتي و امور اجتماعي خود هستند
با تاسيس مركز به نام آمريكن جوينت
اقدام نمودند و به موسسات و مراكز اسرائيلي (يهودي ) دنيا از جمله ايران نيز كمك مالي مي نمودند. به اين منظور به تاسيس دفتري به
نام « اداره آمريكن جوينت » اقدام نمودند . بر اساس برخي نوشته ها
جوينت در سال 1914 م 1293
ش
در آمريكا تاسيس شد . اين
United سازمان يك تشكيلات به ظاهر خيريه يهودي است كه از راه كمك مالي كه از سازمان خيريه آمريكايي يوناتيد جويش اپيل
دريافت مي دارد فعاليت مي كند . افرادي كه از سال 1952 تا 1979 رياست موسسه آمريكن جوينت ايران را بر Jewish Appeal of America
عهده داشتند به ترتيب عبارت بودند از : استانلي آبرومويج
ابراهام لاسكو
مائوريك ليپن
تئودور فدر
مائوريك رومبرو
سيدني انگل
مارسل روزمبرگ و ميچل شيندلر . اين افراد تماما از يهوديان غير ايراني بودند كه هر كدام به مدت 2 تا چهار سال به ايران اعزام و
سرپرستي آمريكن جوينت را به عهده داشتند.
اين قبيل سازمان ها و موسسات
به علاوه كانون ها و انجمن هاي ديگري كه از ذكر و شرح آنها خودداري شده است تماما با مجوز و
موافقت رسمي حكومت پهلوي و مقامات درجه اول كشور ايران فعاليت داشتند و عمدتا از حمايت و مساعدت مالي و سياسي
دستگاه حاكم شاهنشاهي نيز برخوردار بودند. در عين حال سازمان ها و تشكل هاي يهودي داخل كشور و نيز آنها كه به طور علني و
رسمي از سوي محافل يهودي و يا صهيونيستي خارج از ايران در اين كشور تاسيس شده بودند
همگي با هم ارتباط و همكاري داشتند و
در زمينه هاي گوناگون با هماهنگي اقدام و عمل مي كردند.
پس از اعلام تاسيس اسرائيل
سازمان ها و موسسات اسرائيلي و صهيونيستي در ايران نيز فعاليت خود را به طور رسمي و بعضا
علني
يكي پس از ديگري آغاز كردند. پس از « اتحاديه جهاني اسرائيلي »
« آژانس يهود » با نام عبري « سخنوت » در ايران را مي توان
فعال ترين و تاثير گذارترين سازمان صهيونيستي در اين كشور برشمرد
برخي مدارك حاكي از آن است كه آژانس يهود يك سال قبل از تاسيس اسرائيل در ايران فعاليت داشته است . بنابراين
موجوديت
آژانس يهود شعبه ايران به عنوان يك سازمان صهيونيستي غير ايراني به سال 1326 بر مي گردد
آژانس يهود ايران تا سال 1357
يعني تا سقوط سلطنت پهلوي
ده ها هزار يهودي ايراني
افغاني
هندي
عراقي و ... را ترانزيت و به
فلسطين اشغالي انتقال داد. اين آژانس از ايران به عنوان ايستگاه انتقال يهوديان كشورهاي همجوار استفاده مي كرد
اين قبيل سازمان ها و موسسات
به علاوه كانون ها و انجمن هاي تماما با مجوز و موافقت رسمي حكومت پهلوي و مقامات درجه
اول كشور ايران فعاليت داشتند و عمدتا از حمايت و مساعدت مالي و سياسي دستگاه حاكم شاهنشاهي نيز برخوردار بودند

|