بسم الله الرحمن الرحيم
در آستانه فعاليت هاي انتخاباتي براي انتخاب رئيس جمهور جديد افغانستان
وزير دفاع آمريكا
فرمانده نظاميان اشغالگر آمريكائي
در افغانستان را بر كنار كرد تا اقدامي براي جلوگيري از شورش بيشتر مردم اين كشور عليه اشغالگري باشد . ولي كشتار بيش از 100 نفر در
حملات سنگين هوائي ارتش آمريكا به روستاهاي افغانستان
چيزي نيست كه با اين قبيل اقدامات فريبكارانه جبران شود. هرچند
سرفرماندهي ارتش آمريكا با انتشار اعلاميه اي ادعا كرد هدف اين حمله سركوب نمودن طالبان بوده ولي واقعيت ها نشان داد باز هم اين
روستائيان بي دفاع هستند كه قرباني جنايات آمريكا شده اند.
اوج گيري اعتراضات و انتقادات محافل محلي و داخلي باعث اعتراض دولتمردان افغاني و پاكستاني به « اوباما » شده و آنها براي ابزار
همدردي با قربانيان مجبور شدند خواستار توقف حملات هوائي به روستاها شوند. اين نكته از آن جهت اهميت دارد كه اوضاع سياسي ـ
اجتماعي افغانستان در آستانه انتخابات رياست جمهوري
بسيار حساس و ضربه پذير است .
حامد كرزاي براي « موج سواري »
طي نطق بي سابقه اي بطور رسمي آمريكا را به « قتل عام غيرنظاميان » متهم ساخت و تصريح نمود
اين قتل عام دقيقا متوجه شهروندان بي گناه و بي دفاعي است كه در خانه هاي خود مشغول استراحت يا در خواب بوده اند كه اساسا ربطي
به طالبان و القاعده نداشته اند. در جريان حملات هوائي اخير آمريكا حداقل يكصد و چهل و پنج نفر در ايالت « فراه » قرباني شده اند و
عده اي بيشتر نيز معلول و مجروح برروي دست روستائيان مانده اند و امكانات محلي جوابگوي مداواي آنها نيست .
در اقدامي موازي
هواپيماهاي بدون سرنشين آمريكا به روستاهاي پاكستان حمله كرده و با بمباران خانه هاي روستائي تلفات
سنگيني را وارد ساخته اند . بعلاوه حملات موشكي آمريكا به روستاهائي در ايالت وزيرستان جنوبي حداقل 20 كشته و زخمي بهمراه
داشته است . اين حملات آمريكا باعث خشم مردم پاكستان شده و آصف علي زرداري در جريان ديدارش با اوباما
از وي خواستار توقف
حملات ارتش آمريكا به غيرنظاميان گرديده است .
كاخ سفيد پيشنهاد توقف بمبارانها و حملات موشكي در افغانستان و پاكستان را نپذيرفته ولي مقامات پنتاگون ادعا كرده اند توقف
حملات آمريكا موجب تضعيف دولتهاي محلي و تقويت طالبان و القاعده خواهد شد! اين همان چيزي است كه بدون در نظر گرفتن
حملات آمريكا هم درحال وقوع است . در ميدان عمل
طالبان چه ظاهرا سركوب شود و چه عملياتي عليه آن صورت نگيرد
به سرعت
درحال پيشروي است و با تقويت موقعيت نظامي خود
افكار عمومي را به شدت دچار اضطراب كرده است .
بايد پرسيد كه اين وضعيت انفجارآميز چگونه آغاز شد و نقطه پايان شرايط كنوني كجاست و آيا زماني براي پايان وضعيت
انفجاري امروز مي توان تصور كرد در واقع همه چيز به ماجراي ابقاي تيم نظامي بوش در پنتاگون توسط اوباما باز مي گردد. اوباما ضمن
ابقاي « رابرت گيتس » وزير دفاع آمريكا باعث شد سياست جنگي بوش در دوران وي نيز همچنان در عراق و افغانستان استمرار يابد.
بعلاوه اوباما در جريان برگزاري اجلاس سران ناتو در بروكسل خواهان موافقت اعضاي ناتو با اعزام نظاميان بيشتر به افغانستان شد كه با
مخالفت ساير كشورها مواجه گرديد. اكنون پنتاگون و ارتش آمريكا با تحريك طالبان به آتش افروزي سرگرم تشديد بحران در افغانستان و
گسترش ابعاد آن در خاك پاكستان هستند البته مقامات واشنگتن مرتبا چنين وانمود مي كنند كه نگرانند و غافلگير شده اند ولي در ميدان
عمل
از تشديد بحران در افغانستان و پاكستان استقبال مي كنند و آنرا در جهت منافع دراز مدت آمريكا در منطقه ارزيابي
كرده اند.
طالبان يك گروهك تروريستي دست پرورده آمريكاست و حتي امروز هم در حد و اندازه اي نيست كه ارتش آمريكا
سيا و ابزارهاي
محلي نتوانند آنرا سركوب و مهار كنند . اكنون بيش از 7 سال است كه ارتش آمريكا به بهانه تلاش براي نابودي طالبان و القاعده
در
افغانستان حضور دارد ولي بجاي اعلام زمان پايان بحران و تعيين جدول زماني براي نابودي كامل طالبان و القاعده
پيشنهاد مشاركت
طالبان در قدرت را به دولت مركزي كابل « ديكته » كرده است ! اگرچه مقامات واشنگتن بارها بطور رسمي و علني مقامات پاكستان را
بخاطر نرمش و انعطاف و عقب نشيني در برابر طالبان شماتت كرده اند و حتي توافقات مشترك براي فعاليت طالبان در « دره سوات » را
مورد سئوال قرار داده اند اما اين موضع فريبكارانه
بازگو كننده نيات واقعي واشنگتن در قبال حوادث پاكستان محسوب نمي شود و چهره
منافقانه و سياستهاي دوگانه آمريكا در قبال پديده طالبان را به تصوير مي كشد. به عبارت بهتر
آمريكا در مقطع كنوني براي پيشبرد
اهدافش به شرارتهاي طالبان
چه در افغانستان و چه در پاكستان
به شدت نياز دارد و حتي به آن دامن مي زند و با بزرگ نمائي پيرامون
قدرت محدود طالبان
از آنها يك « غول شكست ناپذير » ساخته است كه حتي ارتش آمريكا و سيا عليرغم حضور در ساختار تروريستي
طالبان
قادر به مهار و سركوب آن نيست و عليرغم 7 سال تلاش
اكنون به « نقطه صفر » بازگشته است و نه تنها افغانستان را بلعيده كه
حتي پاكستان را هم هدف قرار داده است . بدين ترتيب كاملا قابل درك است كه بهره هاي اصلي از طالبان و القاعده را آمريكا مي برد و
بطور چندجانبه از طالبان و مقوله تروريسم
سود عايدش مي گردد.
اين شگرد واشنگتن از يكطرف اعضاي اروپائي ناتو را مرعوب و متعجب مي كند و با هدف جلب نظر موافق آنها براي اعزام نظاميان
بيشتر به افغانستان سازماندهي شده كه « خطر طالبان » را جدي تر از گذشته به رخ بكشد. از سوي ديگر با توجه به زلزله سياسي ـ امنيتي
در پاكستان
اسلام آباد را در « موضع انفعالي » قرار مي دهد. واشنگتن سعي دارد از اين فرصت براي كشف اسرار اتمي پاكستان سواستفاده
كند و رموز اتمي اين كشور را در اختيار گيرد و حتي درصورت امكان در جهت نابودي كامل ظرفيت اتمي پاكستان حركت
كند.
البته اين پديده به سادگي رخ نمي دهد و تضعيف پاكستان در برابر هند و « خلع سلاح هسته اي » اسلام آباد مي تواند پيامدهاي
خطرناكي در منطقه بهمراه داشته باشد و موازنه قوا را به زيان مردم منطقه برهم بزند. اما چه كسي نميداند كه اين « بازي بدفرجام » را
دولتهاي گذشته در پاكستان آغاز كردند و طالبان را همچون ماري در آستين خود پروراندند و امروزه توسط همين مار گزيده مي شوند
ناگفته پيداست كه واشنگتن هم از اين شرارتها سودي نخواهد برد و با ايجاد كانونهاي جديد بحران در منطقه و گسترش ابعاد خطرات
گروههاي تروريستي به زيان خود نيز عمل مي كند . صرفنظر از اينكه ماهيت حوادث شهريور 1380 چه بوده است
اگر داستانهاي مطرح
شده توسط آمريكا را در اين زمينه باور كنيم
طالبان و القاعده
در آن ماجرا و پيامدهاي بدفرجام آن هنوز هم به زيان منافع ملي آمريكا
فعالند. اما آيا افكار عمومي آمريكا اين نكته را درك مي كند و آيا اجازه دارد در اينمورد سخن بگويد !

|