
مجيد زندي
هر انساني به وطن و خانه اي كه در آن زندگي مي كند و سرپناه اوست
علاقمند است . ولي گاهي خانه اي به دليل همراه شدن براي
رسيدن به هدفي بزرگ به نماد و نشانه اي براي تلاش
همت
پايداري
مقاومت و كمك به ديگران تبديل مي شود كه ديگر همانند بقيه
خانه ها نمي توان ساده از كنار آن گذشت و آن را چهار ديواري خطاب كرد.
البته ظاهر آن را مي توان با بقيه خانه هاي شهر و روستا همانند دانست كه با چوب و آهن
خاك و سنگ و شيشه ساخته شده باشد
ولي وقتي وسيله اي براي رسيدن جمعيتي فراوان به هدف علمي
اعتقادي
سياسي و حتي انقلابي شود آنگاه ديگر نگاهها به در و ديوار
و خشت خشت آجرهايش عوض مي شود.
در حوالي ميدان روح الله قم كه در گذشته به آن محله يخچال قاضي مي گفتند
يكي از همين خانه ها قرار دارد كه يكي از كانون هاي
اوليه نهضت و انقلاب اسلامي مردم ايران و مكاني براي بسط انديشه هاي الهي
عرفاني و انقلابي محسوب مي گرديد
خانه اي متعلق به
آيت الله حاج آقا روح الله خميني كه بعدها به امام خميني معروف شده بود.
از تهران براي ديدن بيت امام رهسپار قم شديم پس از زيارت حضرت معصومه (س ) و پرس پرسان نشاني محله يخچال قاضي را
گرفتيم از حرم حضرت معصومه (س ) خيلي دور نيست ولي آن زماني كه امام (ره ) در سال 1323 شمسي آن را پس از 7 مرتبه
اجاره نشيني در خانه هاي مختلف قم خريداري كرده بود
حاشيه شهر محسوب مي شد. همچنان كه از نام آن هم برمي آيد روزگاري در
چاله هاي آن محله زمستان ها يخ جمع مي كردند و تابستان ها مي فروختند ولي اكنون و البته سالها پيش از اين هم اين خانه كاهگلي به
كانون توجه مشتاقان و شيفتگان خميني بزرگ تبديل شده است .
آري اين خانه كاهگلي را سيدي از اولاد پيامبر به قيمت 13 هزار تومان خريداري كرده كه پول آن را هم با فروش املاك پدري در
خمين به دست آورده بود. ولي از همان روز نخست آن را وقف احيا دين خدا و روضه سيدالشهدا كرده بود و علاوه بر تهجد و
شب زنده داري با برپايي كلاس هاي مخفيانه دروس عرفان و فلسفه و مكاني براي تجمع انقلابيون
ديگر از حالت عادي يك خانه درآمده
بود اگر چه هنوز هم خانواده اش در آن زندگي مي كردند.
از ميدان روح الله كه به سمت بيت امام مي رويم درب چوبي كوچكي در قاب چشمان ما قرار مي گيرد و همانند همه درهاي قديمي
« كلون در » زنگ آن خانه به حساب مي آمد ولي اكنون كليد زنگ را هم به ديوار خانه نصب كرده اند و با ورود به خانه
آقاي دشتي از
برادران سپاه حفاظت ما را مي پذيرد و مي گويد : اين در ورودي در معروف به منزل آقا مصطفي فرزند بزرگ و شهيد امام خميني است كه
سالهاي نخست ازدواج در منزل پدري زندگي مي كرد و دري كه طلبه ها و انقلابيون مي رفتند در ديگري در چند قدم جلوتر است كه اكنون
بسته است .
عمر خانه به 100 سال مي رسد ولي از سال 1323 تا 1343 كه امام به تركيه تبعيد شدند
اين خانه مورد توجه مظلومان و تظلم خواهان
بود كه براي درددل با حاج آقا روح الله خميني كلون آن را به صدا درمي آوردند . همچنانكه پس از فروردين سال 1340 كه آيت الله
بروجردي دارفاني را وداع گفتند اين مدرس حوزه علميه قم به دليل داشتن شرايط جامع فقهي
صلاحيت جانشيني مرجع فقيد شيعيان
را داشت ولي به دليل عزت نفس و مبارزه با خود حتي در مجالس ختم آيت الله بروجردي شركت نكرد و در همين خانه ماندگار شد.
البته عظمت وجودي حضرت حاج آقا روح الله خميني چيزي نبود كه آنهايي كه به دنبال مرجع باعلم
فضيلت و تقوا و شجاعت
مي گردند نتوانند او را پيدا كنند حتي اگر در گوشه خانه اي در محله يخچال قاضي قم به نگارش كتاب مي پرداخت . در عين حاليكه
محمدرضا شاه پهلوي براي فرار از واقعيت پيش رو
پيام تسليت ملوكانه اي را به دليل رحلت آيت الله بروجردي در قم و تهران فقط براي
دو نفر از آقاياني ارسال كرد كه مي دانست خطري برايش ندارند! اما در همين خانه بود كه نامه هاي مختلفي از قم
نجف
هند
پاكستان
و
حتي دانشجويان ايراني مقيم اروپا و آمريكا و علماي سراسر ايران براي حضرت روح الله ارسال و روشن بيني
مجاهدت و صلاحيت
علمي و تقوايي او را ملاك روشن براي مرجعيت و زعامت شيعه جهان ذكر كردند و چشم همه مردم و طلبه ها و روحانيون و حتي
مجتهدين براي مرجعيت عامه به سمت آيت الله خميني (ره ) چرخيد.
پس از عبور از حياط كوچك آقاسيد مصطفي به حياط اصلي بيت امام وارد مي شوم و اولين چيزي كه چشم نواز است
حوض آب
زيبايي است كه وسط حياط خودنمايي مي كند. حوضي كه از روزهاي نخست خريد خانه در آن بود و خود گواهي به زيباپسندي امام (ره )
هم داشت . حوضي كه در كنار آن گل ها و گلدان هاي زيباي ديگري زيبايي حياط را تكميل مي كنند.
همچنانكه از پله هاي راهرو منزل حاج آقا مصطفي به حياط بيت امام وارد مي شويد درمي يابيد كه در سمت راست
ديوار متصل به
كوچه قرار دارد. اما در ضلع هاي شمال
شرق و غرب اصل بنا احداث شده كه حياط در ضلع جنوبي اش واقع شده است . خود بنا هم دو
قسمتي است يعني همكف و زيرزمين كه مربوط به مطبخ و آب انبار بوده است . اما همين حياط و اطراف حوض شاهد رخداد معرفي
است كه نمي توان به سادگي از كنار آن عبور كرد. چرا كه بخشي جدانشدني از تاريخ كشور ما و مبارزات انقلابي حضرت امام (ره )
محسوب مي گردد.
در گوشه اي از حياط و سمت چپ حوض
محل اقامه نمازهاي جماعت امام و طلبه ها بوده و سمت شمال شرقي حياط كه پنجره اي
از اندروني بيت هم به آن باز مي شود محل سخنراني معروف رهبر فقيد انقلاب عليه انجمن هاي ايالتي و ولايتي در سال 1341 بود كه
همين حركت سند روشني بر رهبري سياسي و مذهبي حضرت امام خميني هست .
با چنين حركتي است كه متوجه مي شويم پويايي در اسلام صرفا در كتاب و درس و مدرسه خلاصه نمي شود و اگر نتوان در مقابل
ظلم و فساد قيام كرد انسان ها به حقيقت علم هيچگاه نخواهند رسيد. در حاليكه آن روز امام در حياط خانه خود مشغول درس خارج به
جمعي از طلبه هاي برگزيده خود بود كه نمي توانستند در صحن فيضيه فلسفه بخوانند! ولي تصويب لايحه اي در مجلس شوراي ملي آن
زمان به نام لايحه انجمن هاي ايالتي و ولايتي كه طي آن قرار بود شرط قسم خوردن به قرآن هنگام عضويت در اين انجمن ها حذف شود
و نمايندگان مي توانستند به هر كتابي كه اعتقاد دارند سوگند بخوردند! حضرت روح الله درس عرفان و فلسفه را رها كرد و در شرايطي كه
كسي جرات نمي كرد در مقابل مصوبات شاه اعلام موضع كند فرياد برآورد و چنين مصوبه اي را بر خلاف اسلام و شرع مقدس دانست .
در اين شرايط سخت كه شاه پس از كودتاي 1320 با حمايت آمريكا به قدرت كامل رسيده بود امام (ره ) اولين مرجعي بود كه بر ضد آن
لايحه سخن گفت و همين حركت سبب شد علماي ديگر قم و ساير شهرها و حتي در نجف به چنين مصوبه اي در مجلس ايران اعتراض
كنند و خواستار لغو مصوبه شوند.
حكومت شاه و امير اسدالله علم كه از اين حركت علما غافلگير شده بود مقصر اصلي حادثه را شخص آيت الله خميني مي دانستند
و با تهديد اعلام كردند همه مخالفان لايحه ايالتي و ولايتي را به بدترين شكلي سركوب خواهند كرد اما با مقاومت آيت الله خميني و
بقيه علما و حضور اعتراض آميز مردم در صحنه
سبب شد دولت لايحه مذكور را از مجلس پس بگيرد و برگ جديدي در تاريخ
مقاومت در مقابل حكومت شاه در ايران ورق بخورد.

اين حركت البته پايان حركت هاي سياسي و مذهبي آيت الله روح الله خميني نبود در مقابل حكومت شاه كه از اين حركت عصباني
شده بود
مصمم شد اصول شش گانه معروف به « انقلاب سفيد شاه و ملت » را به همه پرسي بگذارد تا از طريق اصلاحات اقتصادي مورد
نظر آمريكا در ايران پياده شود كه در راس آن لايحه اصلاحي « قانون اصلاحات ارضي » قرار داشت كه اكنون بيشتر متوجه اشكالات آن
شده ايم . كاري كه در قالب اصلاحات اراضي و تقسيم اراضي
با خردشدن اراضي كشاورزي تا 100 متر امروزي
ساختار كشاورزي ايران
را به كلي مختل و ايران را بصورت بازار مناسبي براي فروش گندم و ساير محصولات كشاوزري آمريكايي تبديل كرد. حركتي كه به
موازات آن رونق صنايع مونتاژ و وابسته و مهاجرت روستائيان به شهرها را به دنبال داشت .
امام خميني چون اين حركت را خواسته آمريكايي ها و زمينه نفوذ بيشتر آمريكا و اسرائيل در امور مالي و اقتصادي ايران
مي دانستند
پس از چند مرحله توصيه هاي غيرمستقيم به مسئولان كشور با يقين به عدم هرگونه تغييري در قصد شاه
در روز سه شنبه
دوم بهمن ماه سال 1341 اعلاميه رسمي خود را در مخالفت با رفراندوم شاه اعلام كرد و با پخش آن در تهران
قم و ساير شهرستانها
حركت رسمي اعتراضات علما و مردم به مصوبات شاه وارد مرحله جديدي شد كه عملا به مقابله جدي حكومت و علما و مردم
تبديل شد.
اين اعتراض ها كه در قم با برپايي سخنراني در حوزه علميه همراه شده بود
سبب حمله پيش دستانه شهرباني و ساواك قم به منزل
امام شد در حاليكه هنوز دو روز از نوروز سال 1342 نگذشته بود . ولي امام (ره ) به مناسبت سالگرد شهادت حضرت امام صادق (ع ) در
منزل خود مراسم روضه برقرار كرده بود. آن زمان ماموران حكومتي سعي كردند به خانه حمله كنند اما تهديد امام مبني بر اينكه اگر به
مجلس روضه امام صادق (ع ) حمله كنند مردم را بر ضد حكومت مي شوراند
ماموران حكومت را مجبور به سكوت گردانيد. تا اينكه
بعدازظهر همان روز كه مجلس سوگواري ديگري كه به همت آيت الله گلپايگاني در مدرسه فيضه برگزار شده بود
ماموران شهرباني و
ساواك كه مدت ها زمينه مناسبي براي نشان دادن حاكميت مطلق شاه بر امور كشور جستجو مي كردند آن را هدف مناسبي ديدند و وارد
مدرسه فيضه شدند و روحانيون و همه حاضران در مجلس را به گلوله بستند و تعداد زيادي از طلاب مدرسه را به شهادت رسانده يا
مجروح و مضروب ساختند.
امام كه آن روز در خانه مانده بود به محض شنيدن حادثه مدرسه فيضيه اعلام كرد طلبه ها را در مدرسه فيضيه مي كشند و من در خانه
نشسته ام ! به همين دليل ضمن پذيرش برخي از مجروحان حادثه در منزل خود و كمك به مداواي آنها با صدور اطلاعيه اي شديداللحن
خطاب به روحانيون و همه ملت ايران
سكوت در برابر جنايات رژيم شاه را حرام و اظهار حقايق را براي همه واجب اعلام كردند. به
دنبال آن اعتراضات به حكومت شاه به مرحله حساسي رسيد تا اينكه در عاشوراي سال 1342 و مخالفت رژيم شاه با روحانيون مبني بر
عدم اعتراض به شخص اول مملكت
سخن نگفتن بر ضد اسرائيل و نگفتن جمله اسلام در خطر است
جو پليسي و امنيتي را در كشور
به اوج رساند. ولي امام خميني در روز عاشوراي حسيني سخنراني خود در مدرسه فيضيه و در جمع زائران حرم حضرت معصومه (س )
را با شديدترين جملاتي به شاه تكميل كرد تا حدي كه در بخشي از سخنراني خود با حمله به شخص شاه
اسرائيل و آمريكا گفت : « اي
آقاي شاه ! اي جناب شاه ! بدبخت ! بيچاره ! به شما نصيحت مي كنم . اي جناب شاه ! من به تو نصيحت مي كنم . دست از اين اعمال و رويه
بردار! من ميل ندارم كه اگر روزي ارباب ها بخواهند تو بروي
مردم شكرگزاري كنند! من نمي خواهم تو مثل پدرت باشي ... بدبخت
بيچاره 45 سال از عمرت مي رود
كمي تامل كن ! و .... »
با اين سخنراني رژيم شاه تصميم گرفت امام را دستگير كند و در ساعت 3 بعداز نيمه شب پانزدهم خرداد 1342 ماموران حكومت
شاه مجددا خانه امام رفتند و ايشان را دستگير كرده و بلافاصله به تهران منتقل ساخته اند. اين دستگيري شرايط را وخيم تر كرده بود زيرا
ديگر نام آيت الله خميني نه تنها در همه شهرها و روستاهاي ايران بر سر زبان ها افتاده بود بلكه از او به عنوان شخصيت مذهبي كه به
شدت مخالف آمريكا و اسرائيل هم هست ياد مي شد و در تمام كشورهاي عربي و اسلامي هم طرفداران فراواني جذب انديشه هاي امام
خميني (ره ) شده بودند.
به همين دليل به محض شنيدن خبر دستگيري آيت الله خميني كل ايران به صحنه اعتراض تبديل و تظاهرات مختلفي در قم و
تهران برپا شده بود كه قتل عام كفن پوشان وراميني كه در دفاع از امام خميني به سمت تهران در حركت بودند مربوط به همين تاريخ
است . آن روزها آنچنان اعتراضات ادامه يافت كه شاه را به شدت با مشكل جدي مواجه ساخته بود چرا كه مجتهدان ساكت آن روز نيز در
اطلاعيه هاي خود خواستار آزادي مرجع تقليد مردم شده بودند.
اين حركت ها شاه را به عقب نشيني واداشت و در نهايت پس از 10 ماه امام (ره ) را در فروردين ماه 1343 از زندان آزاد كردند ولي اين
زندان هم هيچ خللي در اراده امام به وجود نياورد و پس از چندماه از آزادي
تصويب لايحه مصونيت قضايي آمريكائيان در مجلس ايران
كه به كاپيتولاسيون معروف بود
امام را از ذلتي كه به واسطه اين قانون به ملت ايران تحميل مي شد
به قيامي مجدد واداشت و حملات
گسترده اي را به شخص شاه و قبول چنين خيانتي از جانب او كرد كه تا آن زمان بي سابقه بود. آن زمان تقريبا همه مردم ايران نسبت به هر
حركت حكومت شاه و مجلس فرمايشي او نگاه منفي داشتند و اعتماد كاملا از دست رفته بود.
وقتي حكومت شاه از هيچ طريق و راهي نتوانست اين زعيم عاليقدر مردم ايران را به سازش بكشاند
تصميم جدي خود را مبني بر
تبعيد او گرفت و مجددا در سحرگاه سيزدهم آبان سال 1343 به منزل امام در محله يخچال قاضي حمل كردند و ايشان را دستگير و
يكسره به فرودگاه مهرآباد تهران منتقل و با هواپيما به تركيه فرستادند.
از اين تاريخ به بعد امام هيچگاه نتوانستند در خانه قديمي خود در قم مستقر شوند تا اينكه به دنبال حوادث زنجيره وار اعتراضات
امام در تبعيد و پذيرش نظرات او از سوي مردم
انقلاب اسلامي به پيروزي رسيد و امام مجددا به ايران بازگشتند اما كوچه هاي تنگ
اطراف خانه قديمي محله يخچال قاضي آنچنان نبود كه بتواند در مدت كمي كه امام خميني (ره ) به قم آمده بود
بتواند انبوه مشتاقان را
در خود جاي دهد.
همچنانكه گفته شد نمي توان با گزارشي مختصر از بيت امام در قم همه موضوعاتي را كه مربوط به آن است
به تصوير كشيد. ولي
پس از رحلت حضرت امام خميني (ره ) اين خانه از سوي آقا سيداحمد خميني به بيت رهبر معظم انقلاب در قم تبديل شد تا مردم
بتوانند وجوهات خود را كه روزگاري به امام و دفتر ايشان مي سپردند
به دفتر حضرت آيت الله خامنه اي تحويل دهند.
اكنون اين خانه به دليل جايگاه فرهنگي
سياسي و تاريخي از سال 1375 در فهرست آثار ملي ايران قرار گرفت و از سال 1377
مرمت آن آغاز شد و هم اكنون علاوه بر فعاليت دفتر دوم رهبري معظم انقلاب در قم
به محل بازديد انبوهي از ارادتمند و شيفتگان نام و
ياد امام خميني (ره ) هم تبديل شده است .
در يكي از محله هاي قديمي قم خانه اي قرار دارد كه از سال 1323 تا 1343 به كانون اوليه نهضت و انقلاب اسلامي ملت ايران تبديل
شده بود; خانه اي ساده و كاهگلي متعلق به حاج آقا روح الله خميني كه دو دهه مورد توجه مظلومان و تظلم خواهان و مورد غصب و كينه
ظالمان قرار داشت
عظمت وجودي حضرت حاج آقا روح الله خميني چيزي نبود تا آنهايي كه مرجعي براي علم
فضيلت
تقوا
شجاعت
سياست
كياست و عرفان مي خواستند نتوانند او را حتي در گوشه خانه اي قديمي پيدا كنند
به همين دليل بخشي از اين خانه هميشه كلاس درس
طلبه هاي شيفته بود
فريادهاي اعتراض و اطلاعيه هاي تند آيت الله خميني بر ضد انجمن هاي ايالتي و ولايتي
انقلاب سفيد شاه و مصونيت قضايي
آمريكائيها در ايران (كاپيتولاسيون ) از همين خانه به اقصي نقاط كشور مي رسيد
رژيم شاه در هر مرحله اي كه از دست آيت الله خميني عصباني مي شد به اين خانه حمله مي كرد و پس از دستگيري و زنداني مكرر در
نهايت در آخرين حمله او را دستگير و از ايران تبعيد كرد
خطاب امام به شاه در سخنراني خود در سال 1343 : اي آقاي شاه ! اي جناب شاه ! بدبخت ! بيچاره ! به شما نصيحت مي كنم ... بدبخت
بيچاره 45 سال از عمرت مي گذرد
كمي تامل كن !

|