روزنامه جمهوري اسلامي 04/03/1388 صفحه حوزه
*****
ارتقا فكري اجتماعي و سياسي مردم سياست راهبردي امام خميني




  • « رشد فكري و اجتماعي مردم » از سياست هاي راهبردي امام خميني در دوران نهضت و پس از استقرار جمهوري اسلامي بود. ايشان ايجاد تحول و دگرگوني در جامعه و تغيير نظام شاهنشاهي و تشكيل نظام سياسي مبتني بر احكام و موازين اسلامي را به بيداري مردم و رشد فكري و اجتماعي آنان مي دانست و معتقد بود كه تا مردم بيدار نشوند و نخواهند و اراده نكنند و حاضر به فداكاري و جانبازي نشوند اوضاع مملكت تغيير نخواهد كرد و البته به مردم اميدوار بودند. باور داشتند كه اگر علماي امت به وظايف خود عمل كنند و در جهت بيدار كردن مردم و آشنا ساختن آنان به تكاليفشان دست به كار شوند مردم آماده هر نوع همكاري و فداكاري هستند. در مباحثه اي كه ميان ايشان و آيت الله العظمي حكيم در سال 1344 در نجف اشرف پيش آمد اين اميدواري كاملا مشهود است . در حالي كه آيت الله حكيم از مردم عراق مايوس بود امام به ملت ايران اميدوار بود.
    مشي مبارزاتي امام كه به بيدار كردن طلاب و دانشجويان و توده هاي مردم معطوف بود و از دو ابزار بيان و قلم استفاده مي كرد و با هر گونه مشي مسلحانه مخالف بود نشانگر سياست راهبردي ايشان يعني رشد و ارتقاي فكري و اجتماعي مردم است . ايشان به رغم فشارها و تقاضاهاي مكرر شاگردان و دوستانشان در موقعيت هاي گوناگون مبني بر حمايت از گروه هاي مبارزي كه مشي مسلحانه را انتخاب كرده اند يا اجازه ترور سردمداران خائن كشور هيچ گاه از روش اصولي خود در مبارزه دست برنداشته و حاضر به تاييد روش هاي مسلحانه نشد. حتي در هفته هاي آخر مبارزه كه رژيم منحوس پهلوي از انجام هيچ خيانتي دريغ نمي ورزيد استفاده از سلاح را اجازه نداد و هم چنان به بيداري مردم و حضور آنان در صحنه پافشاري كرد و به فضل الهي پيروز شد.
    اصولا بالا بردن سطح آگاهي هاي مردم از اصولي ترين تعاليم ديني و از روشن ترين برنامه هاي پيشوايان معصوم است . رسول خدا(ص ) هيچ گاه از جهل و ناداني مردم در جهت تحكيم پايه هاي اسلام و حكومت اسلامي استفاده نكرد و همواره با جهالت ها و خرافه ها و انحرافات فكري و اجتماعي مبارزه مي كرد.
    اميرمومنان علي (ع ) به هنگامي كه بر مسند خلافت پيامبر نشست به بالا بردن آگاهي هاي اجتماعي و سياسي مردم همت گماشت . در حالي كه صاحبان قدرت و منصب معمولا در چنين موقعيت هايي سعي مي كنند مردم را از نظر آگاهي و درك امور اجتماعي و سياسي در سطح نازلي نگاه دارند كه بتوانند در مواقع لزوم از حمايت و پشتيباني و قدرت آنان استفاده كنند علي (ع ) به تبيين حقوق و وظايف متقابل دولت و مردم پرداخت . برخلاف حكومت هاي رايج دنيا كه تنها از وظايف مردم سخن مي گويند از حقوق مردم در برابر حكومت سخن مي گفت . سخنان امام (ع ) در اين زمينه مربوط به دوران انزواي حضرت نيست تا گفته شود به قصد تحريك مردم بر عليه خلفاي غاصب بوده است بلكه مربوط به دوران اقتدار و امارت امام است نشان مي دهد كه امام عميقا به ارتقاي سطح آگاهي مردم از مسائل اجتماعي و سياسي و حقوق خود در برابر حكومت باور داشت . آگاهي مردم معمولا براي دولت ها مشكل زاست مطالبات مردم را در برابر حكومت بالا مي برد انتظاراتشان را افزايش مي دهد ... به رغم همه اين ها امام (ع ) به دنبال بالا بردن سطح آگاهي مردم بود چرا كه جهل و ناداني مردم بزرگترين ابزار سو استفاده صاحبان قدرت است و تاريخ حكومت هاي استبدادي و ديكتاتوري در شرق و غرب عالم بهترين گواه بر اين مدعاست .
    پيروزي نهضت مرهون بيداري و آگاهي مردم
    امام خميني با الهام از سيره رسول خدا و ائمه هدي (ع ) از بن دندان به رشد و ارتقا فكري و اجتماعي و سياسي مردم باور داشت و از همين روش توانست نهضت اسلامي را به پيروزي برساند و نظام شاهنشاهي را ساقط كند. پيشنهاد نظام سياسي « جمهوري اسلامي » به جاي « حكومت اسلامي » نيز برخاسته از همين باور بود. امام قالب « جمهوريت » را براي نظام سياسي پيشنهادي خود برگزيد چرا كه معتقد بود حكومت در صورتي مي تواند موفق شود و اهداف متعالي اسلامي را در جامعه پياده نمايد كه متكي به اراده و خواست مردم باشد. اگر مردم نخواهند و به هر دليلي حكومت را ياري و حمايت نكنند اميرمومنان علي (ع ) نيز نمي تواند اهداف و آرمان هاي اسلامي را در جامعه پياده كند. اهداف و آرمان هاي اسلامي به وسيله مردم و اراده و خواست آن ها قابل تحقق است .
    از روش برخورد امام با مردم استفاده مي شود كه ايشان مردم را باور داشت و اين باور از آغاز مبارزات در ايشان ديده مي شود. آن زمان كه با آيت الله حكيم محاجه مي كرد و مي گفت :
    « چطور مردم دروغ مي گويند اين مردم كه جان دادند زجر ديدند حبس كشيدند تبعيد شدند اموالشان به غارت رفت چطور مردم بقال و عطار سر محل كه سينه جلو گلوله دادند دروغ مي گويند ! »
    « مردم در پانزده خرداد جوانمردي و صداقت خود را نشان دادند. ما كه قيام كرديم از احدي جز مزيد احترام و سلام و دستبوسي نديديم و هر كه كوتاهي كرد حرف سرد شنيد و مورد بي ارادتي مردم واقع شد. »
    تاسيس و اداره جمهوري اسلامي بر پايه آراي ملت
    پس از پيروزي انقلاب و تاسيس جمهوري اسلامي نيز بر حضور مردم در همه عرصه ها اصرار ورزيد. هنگامي كه برخي در محيطهاي دانشجويي دخالت در انتخابات را از امور سياسي شمردند كه مخصوص مجتهدان است به شدت عكس العمل نشان داده و اظهار كردند :
    « تا حالا مي گفتند كه مجتهدين در سياست نبايد دخالت بكنند اين منافي با حق مجتهدين است . آن جا شكست خوردند حالا عكسش را مي گويند. اين هم روي همين زمينه است . اين كه مي گويند انتخابات از امور سياسي است و امور سياسي هم حق مجتهدين است هر دويش غلط است . انتخابات سرنوشت يك ملت را دارد تعيين مي كند. »
    حضرت امام با هر سياست رفتار و گفتاري كه مردم را بار ديگر به انزوا بكشاند و يا نقش آنان را كمرنگ كند مقابله مي كرد و با صاحبان آن ها برخورد مي نمود. سخن فوق به رغم آن كه از زبان يكي از اساتيد حوزه و همراهان انقلاب مطرح شده بود با عكس العمل تند امام روبرو شد براي آن كه مبادا بار ديگر ملت را از دخالت در سرنوشت خود كنار بزند. هر مصيبتي بر اين كشور و بر اين مردم و بر دين و ايمان و اعتقادات فرزندان آنان وارد شده در اثر بي تفاوتي و انزواي مردم بوده است . امام از اين كه مردم با زحمات طاقت فرساي ايشان و روحانيت متعهد به ميدان مبارزه وارد شده و حاضر به جانفشاني و فداكاري گرديده احساس مسئوليت زيادي مي كرد و به هيچ قيمتي حاضر نبود تن به رفتارها و پيشنهادهايي بدهد كه بار ديگر مردم را به انزوا مي كشاند . در سال 1357 كه توده هاي ميليوني مردم وارد عرصه مبارزه شده بودند و رژيم به هر وسيله اي متوسل شده بود تا خود را نجات دهد يكي از پيشنهادها كه از سوي جريانات ملي گرا و مذهبي هاي ساده لوح مطرح مي شد اين بود كه « شاه سلطنت كند نه حكومت . شاه در چهار چوب قانون اساسي يك مقام تشريفاتي شود و اختيارات در دست دولت باشد. »
    استدلال امام با سران نهضت آزادي كه طراح اين پيشنهاد بودند اين بود كه آيا شما تضمين مي كنيد كه پس از چند صباحي بار ديگر شاه طغيان نكند ! و در آن صورت چه تضميني هست كه مردم بار ديگر حاضر شوند به ميدان مبارزه باز گردند ! تاريخ ملت ها نشان داده كه معمولا مردم به سهولت به كسي اعتماد نمي كنند و به راحتي وارد ميدان مبارزه و فداكاري نمي شوند. تا به كسي يا كساني كاملا اعتماد نكنند و آنان را باور ننمايند تن به فداكاري و جانفشاني نمي دهند. حال كه مردم به امام خميني اعتماد كرده و وارد ميدان شده بودند نبايد اين فرصت از دست مي رفت .
    تمام هم و غم امام پس از تشكيل جمهوري اسلامي نيز همين بود كه مردم را در صحنه نگاه دارد. او با حمايت مردم توانست مظلومانه و غريبانه هشت سال در برابر همه قدرت هاي استكباري از اين مملكت دفاع كند و دشمن را به خاك مذلت بنشاند.
    عدم جواز تحميل راي خود بر مردم
    امام به راستي مردم را باور كرده بود و حتي در مواقعي كه مردم در انتخاب خود دچار خطا شدند راي خود را بر مردم تحميل نكرد. صبر كرد تا مردم خود به اشتباهشان پي ببرند. آن گاه كه مردم پي به اشتباه خود بردند به تصحيح و جبران راي اشتباه مردم پرداخت .
    حق اين است كه مردم در انتخاب بني صدر به عنوان رئيس جمهور به خطا رفتند. بني صدر كسي نبود كه امام او را نشناسد. امام او را از قديم الايام مي شناخت با افكار و انديشه ها و هوس هاي او آشنا بود اما بناي امام بر اين نبود كه به گونه اي رفتار كند كه مردم احساس كنند امام در صدد تحميل راي خود بر مردم است . روش امام در ماجراي بني صدر باعث شد كه مردم در قالب انتخاب هاي خود دقت بيشتري كنند چشم و گوش خود را باز كنند فريب تبليغات دروغين نامزدهاي انتخاباتي را نخورند.
    امام به خوبي بني صدر را مي شناخت در نامه عزل آقاي منتظري از قائم مقامي رهبري نوشتند : « والله قسم من راي به رياست جمهوري بني صدر ندادم » راي ندادن امام به بني صدر برخاسته از شناخت ديرين امام از او بود.
    اما يك ماجراي تاريخي
    يكي از اعلام قم از مرحوم حجت الاسلام و المسلمين فردوسي پور نقل كردند كه ايشان مي گفت : « در نجف كه بني صدر به آن جا رفت و آمد داشت يك سالي كه آمده بود گفت : در نجف عالم روشنفكري سراغ ندارم جز آقاي سيد محمد باقر صدر. به او گفتم : عالم ديگري هم هست به نام آيت الله سيستاني اگر موافق باشي روزي با هم نزد او مي رويم (آقاي فردوسي پور از شاگردان آيت الله سيستاني بود) بني صدر موافقت كرد و با هم نزد ايشان رفتيم . صحبت از « اقتصاد توحيدي » بني صدر شد. آقاي سيستاني ايرادهايي به نوشته او گرفت و او در مقام دفاع برآمد. اين بحث و جدل حدود دو ساعت طول كشيد و آخر الامر بني صدر بعضي اشتباهات را در اين كتاب پذيرفت . موقع خداحافظي به آقاي سيستاني گفت : من كتاب ديگري دارم كه مايلم قبل از چاپ شما آن را مطالعه كنيد. كتاب را كه براي ايشان فرستاد آقاي سيستاني از مطالعه فرازي از اين كتاب خيلي ناراحت شد. مضمون آن فراز اين بود كه در صورت پيروزي نهضت ملت ايران آقاي خميني و بقيه علما به سراغ كار خودشان مي روند و ما مملكت را اداره مي كنيم .
    آقاي سيستاني اين نوشته را همراه خود برداشته و به حضور امام خميني مي رود. چون آيت الله سيستاني به رغم آن كه شاگرد آيت الله العظمي خوئي بود اما با امام روابط خوبي داشت . به ايشان گفت : كساني كه اطراف شما را گرفته اند چنين افرادي هستند. مي خواهند شما را پلي قرار دهند براي رسيدن به قدرت . چطور شما به اين ها اعتماد مي كنيد ! امام به آقاي سيستاني پاسخي داده بودند كه خيلي جالب بود فرمودند (قريب به اين مضمون ) : من او را مي شناسم . از افكارش هم اطلاع دارم . الان وقتي است كه ما بايد از همه نيروها بر عليه رژيم پهلوي استفاده كنيم . اميدوار هستم او نيز تا زمان پيروزي اصلاح شود » .
    امام خميني كه از روحيات او اطلاع كافي داشت پس از پيروزي انقلاب در موقعيت هاي گوناگون او را نصيحت كرد و از خودباختگي در برابر مقامات و مناصب دنيوي بر حذر داشت . اما متاسفانه سودي نبخشيد.
    پس از جنايات منافقين در سي ام خرداد 1358 و مخفي شدن بني صدر خطاب به او فرمود :
    « من الان هم نصيحت مي كنم آقاي بني صدر را به اين كه مبادا در دام اين گرگ هايي كه در خارج كشور نشسته اند و كمين كردند بيفتيد و اين آبرويي كه از دست دادي بدتر بشود. من علاقه دارم كه تو بيشتر از اين خودت را تباه نكني ... اگر شما نصيحتي را كه آن روز من با حال بيماري در بيمارستان به شما كردم گوش كرده بوديد امروز اين طور نبود و من نمي خواستم باشد. آن روز من در يكي از حرف ها كه اساس همه گرفتاري هاي بشر است تنبه دادم كه حب الدنيا راس كل خطيئه ... اگر اين كلمه را گوش كرده بوديد و هواهاي نفساني را زير پا گذاشته بوديد اين طور نمي شد كه همه گروه ها همه دوستان شما از شما منفصل بشوند الا گروه هايي كه مي خواهند شما را آلت دست قرار بدهند و به مقاصد خودشان برسند . » 1
    امام به رغم شناخت دقيق از شخصيت بني صدر و روحيات او راي خود را به عدم شايستگي بني صدر علني نكرد و راي مردم به او را تنفيذ كرد و حاضر نشد راي خود را كه به بني صدر نبود به مردم تحميل كند. چرا كه به نظر امام :
    « بايد مردم را براي انتخابات آزاد گذاريم و نبايد كاري بكنيم كه فردي بر مردم تحميل شود . » 2
    امام به رغم آن كه مي دانست كه مردم گاهي در انتخاب خود خطا مي كنند اما معتقد بود كه بايد آنان را آزاد گذاشت تا در عرصه هاي اجتماعي و سياسي رشد كافي پيدا كنند. ايشان شش سال بعد از ماجراي بني صدر در آستانه انتخابات مجلس اظهار داشتند :
    « بحمدالله مردم ما داراي رشد ديني و سياسي مطلوب مي باشند و خود افراد متدين و درد مستضعفان چشيده و آگاه به مسائل ديني سياسي و همگام با محرومين را انتخاب خواهند كرد . » 3
    البته انسان در گذر حوادث و كوران ها آبديده مي شود. طبيعي است كه گاهي در انتخاب خود به خطا مي رود و البته ارتكاب خطا در عرصه هاي مهم اجتماعي و سياسي آثار و پيامدهاي سهمگيني براي جامعه دارد. مردم و كشور از انتخاب بني صدر به رياست جمهوري لطمات زيادي متحمل شدند اما بر رشد و آگاهي مردم افزوده شد به طوري كه در چند دوره بعد انتخاب هاي او آگاهانه و داراي آثار مباركي براي كشور بود.
    آن چه اهميت دارد آن است كه دولتمردان و احزاب سياسي خود را قيم مردم نپندارند. واقعا هدفشان بالا بردن سطح آگاهي مردم و رشد فكري و اجتماعي و سياسي آن ها باشد آگاهي مردم هر چه بيشتر و بيشتر باشد در مجموع به سود كشور است هر چند ممكن است در كوتاه مدت به ضرر اين يا آن جريان سياسي باشد.
    امام خميني به شدت دولتمردان و حتي روحانيت را از « تحميل راي خود » به ملت برحذر مي داشت به چند نمونه از سخنان ايشان كه در آستانه انتخابات ها مطرح شده توجه كنيد :
    « در جمهوري اسلامي جز در مواردي نادر كه اسلام و حيثيت نظام در خطر باشد آن هم با تشخيص موضوع از طرف كارشناسان دانا هيچ كس نمي تواند راي خود را بر ديگري تحميل كند و خدا آن روز را هم نياورد . » 4
    « همان طور كه بارها گفته ام مردم در انتخابات آزادند و احتياج به قيم ندارند و هيچ فرد و يا گروه و دسته اي حق تحميل فرد و يا افرادي را به مردم ندارند. جامعه اسلامي ايران كه با درايت و رشد سياسي خود جمهوري اسلامي و ارزش هاي والاي آن و حاكميت قوانين خدا را پذيرفته اند و به اين بيعت و پيمان بزرگ وفادار مانده اند . » 5
    جريانات سياسي به دنبال تحميل
    بديهي است با چنين بيانات صريحي هر گونه مصلحت انديشي از سوي اين مسئول و آن مسئول اين جريان سياسي و آن جريان سياسي براي تحميل نظر خود به ملت محكوم است . بخصوص اگر مصلحت انديشي ها رنگ و لعاب ديني هم به خود بگيرد و از سوي كساني كه از آنان انتظار ايستادگي بر اصول و معيارهاي اسلامي مي رود صورت گيرد.
    متاسفانه در بعضي از مقاطع جريانات سياسي از موضع قيمومت با مردم رفتار نموده و درصدد تحميل آراي خود به ملت برآمدند و البته هر بار نيز با عكس العمل منفي مردم روبرو شدند. اما به خاطر آن كه راي مردم در چنين مقاطعي بيش از آن كه « جنبه اثباتي » داشته باشد و راي مثبت و آگاهانه به يك نامزد يا جريان سياسي باشد راي منفي به جريان مقابل بوده و در واقع « جنبه سلبي » داشته عوارض منفي اي هم به همراه داشته است . همه مي دانند آن چه در دوم خرداد 1376 رخ داد بيش از آن كه راي به نامزد جناح موسوم به چپ باشد راي منفي به خط مشي جناح موسوم به راست بود. مردم احساس كرده بودند كه يك جريان سياسي درصدد تحميل راي و اراده خود به آن هاست از اين رو عكس العمل نشان داده و به نامزد جناح مقابل راي دادند در حالي كه موافق و مخالف مي دانند كه نامزد جناح موسوم به چپ ظرفيت اين مقدار راي را نداشت .
    دولتمردان و علاقمندان به جمهوري اسلامي وظيفه دارند سياست راهبردي امام خميني را در جهت « رشد و ارتقاي فكري اجتماعي و سياسي مردم » دنبال كنند و از به كار بردن شيوه هايي كه مردم از اين حق محروم مي كند بپرهيزند. با انواع و اقسام شيوه هاي تبليغي مردم را از واقعيات جامعه دور كردن با استفاده از امكانات عمومي نامزدهاي انتخاباتي را كه از سوي مراكز قانوني صلاحيتشان تاييد شده لجن مال كردن و با دروغ و تهمت و افترا از ميدان خارج نمودن زيبنده جامعه اسلامي و جمهوري اسلامي نيست . درصدد تحميل نامزد مورد نظر خود بودن و مردم را نادان و كوته فكر قلمداد كردن شايسته احزاب و جريانات علامند به جمهوري اسلامي و دولتمردان وابسته به آن ها نيست .
    پاورقي ها :
    1 ـ صحيفه امام جلد14 ص .493
    2 ـ همان ج 20 ص .294
    3 ـ همان ص .295
    4 ـ همان ج 21 ص .144
    5 ـ همان ج 21 ص .10
    امام قالب « جمهوريت » را براي نظام سياسي پيشنهادي خود برگزيد چرا كه معتقد بود حكومت در صورتي مي تواند موفق شود و اهداف متعالي اسلامي را در جامعه پياده نمايد كه متكي به اراده و خواست مردم باشد
    امام به رغم شناخت دقيق از شخصيت بني صدر و روحيات او راي خود را به عدم شايستگي بني صدر علني نكرد و راي مردم به او را تنفيذ كرد و حاضر نشد راي خود را كه به بني صدر نبود به مردم تحميل كند
    بايد مردم را براي انتخابات آزاد بگذاريم و نبايد كاري بكنيم كه فردي بر مردم تحميل شود
    همه مي دانند آن چه در دوم خرداد 1376 رخ داد بيش از آن كه راي به نامزد جناح موسوم به چپ باشد راي منفي به خط مشي جناح موسوم به راست بود