روزنامه جمهوري اسلامي 05/03/1388 صفحه گزارش
*****
نگاه ويژه به محرومان رمز موفقيت نهضت امام خميني (ره )




  • مجيد زندي
    دفاع از فقرا و محرومان در نگاه امام خميني (ره ) در نهضت اسلامي با واژه هاي جديدي همراه شد كه خود سبب فرهنگ خاصي در عرصه اقتصادي اجتماعي و حتي سياسي ايران پس از انقلاب شده است . واژه هايي همانند مستضعفين پابرهنه ها كوخ نشين ها طبقات محروم و... از كلمات خاص به كار گرفته شده توسط امام خميني بوده كه علاوه بر همراهي طبقات محروم و فقير جامعه با انقلاب به مبارزه اي اساسي با مرفهين بي درد و تلاش براي كاهش فاصله طبقاتي هم تبديل شده است .
    همچنانكه در موضوع مربوط به « وحدت » اشاره شد امام خميني استفاده از اين واژه ها را نه به منظور جذب نيرو يا ابزاري براي پيشبرد اهداف انقلابي خود بلكه برمبناي اعتقادات عميق به اصول اساسي اسلام ناب محمدي (ص ) از واژه هاي فوق مكرر استفاده مي كرد و چون براساس باورهاي عميق معنوي بوده به شدت دردل توده هاي مردم هم نشسته و آنها را به خود جذب كرده بود تا حدي كه در نهايت امام خميني پيروزي انقلاب اسلامي را مرهون تلاش فقرا و با برهنه ها عنوان كرد و همه پيروزيها را تقديم آنها نموده است امام عزيز كه در اوج اقتدار نيز افتخار خود را خدمت به طبقات محروم و مستضعف جامعه اعلام كرد به همين دليل هنگامي كه با جمعي از عشاير استان لرستان سخن مي گفت به روشني هدف خود را براي حركت در مسير محرومان و مستضعفان چنين مطرح ساخت : تمام اديان آسماني از بين توده ها برخاسته است و با كمك مستضعفين بر مستكبرين حمله برده است . مستضعفين در طول همه تاريخ به كمك انبيا برخاسته اند و مستكبرين را به جاي خود نشانده اند. در اسلام پيغمبر اكرم از بين مستضعفين برخاست و با كمك مستضعفين مستكبرين زمان خودش را آگاه كرد يا شكست داد. مستضعفين بر تمام اديان حق دارند مستضعفين به اسلام حق دادند زيرا در طول تاريخ 1400 ساله اين جمعيت بودند كه كمك كردند دين اسلام را ترويج كردند از دين اسلام ... مستضعفين بودند كه دنبال انبيا بودند دنبال علما بودند دنبال اوليا بودند نهضت ماهم با مستضعفين پيش رفت مستكبرين يا فرار كردند يا در منازل خود نشستند. »
    خوشبختانه ما در روزنامه جمهوري اسلامي براي تمام سال هر روز در مهمترين بخش صفحه اول سخناني كوتاه از امام را براي مرور هميشگي سخنان راهگشاي آن بزرگوار به چاپ مي رسانيم ; اما در اين روزها كه روزهاي نزديك به سالگرد ارتحال آن يگانه دوران است مرور گسترده تر و مفهومي سخنان و رهنمودهاي آن امام عزيز را به مثابه داوري دردها و راهگشاي مشكلات مي دانيم و تلاش مي كنيم در سطحي وسيعتر آن مطالب را پوشش دهيم .
    در اين شماره توجه ويژه آن بزرگوار به محرومان و مستضعفان مورد توجه قرار مي گيرد تا بدانيم چرا آن رهبر بزرگ در هماهنگ كردن ملت و به ويژه توده ها تا اين حد موفق بوده است
    امام خميني روز اول مبارزه خود بر ضد نظام طاغوت را با همراهي فقرا و پابرهنه ها و توده ها آغاز كرد و از نخستين اعلام نظرها براي ايجاد حكومت اسلامي و تا آخرين رهنمودها و به ويژه وصيت نامه سياسي ـ الهي خود به رعايت حال فقرا و مستضعفان جامعه تاكيد كرد و لحظه اي از سرنوشت آنها غافل نبود و مي گفت : « ملت عزيز ما كه مبارزان حقيقي و راستين ارزش هاي اسلامي هستند به خوبي دريافته اند كه مبارزه با رفاه طلبي سازگار نيست و آنها كه تصور مي كنند مبارزه در راه استقلال و آزادي مستضعفين و محرومان جهان با سرمايه داري و رفاه طلبي منافات ندارد با الفباي مبارزه بيگانه اند و آنهايي هم كه تصور مي كنند سرمايه داران و مرفهان بي درد با نصيحت و پند و اندرز متنبه مي شوند و به مبارزان راه آزادي پيوسته و يا به آنان كمك مي كنند آب در هاون مي كوبند. بحث مبارزه با رفاه بحث قيام و راحت طلبي بحث دنياخواهي و آخرت جويي دو مقوله اي است كه هرگز با هم جمع نمي شوند و تنها آنهايي كه تا آخر با ما هستند كه درد فقر و محروميت و استضعاف را چشيده باشند فقرا و متدينين بي بضاعت گردانندگان و برپا دارندگان واقعي انقلاب ها هستند. ما بايد تمام تلاشمان را بنماييم تا به هر صورتي كه ممكن است خط اصولي دفاع از مستضعفين را حفظ كنيم . مسوولين نظام ايران انقلابي بايد بدانندكه عده اي از خدا بي خبر براي از بين بردن انقلاب هركس را كه بخواهد براي فقرا و مستمندان كار كند و راه اسلام و انقلاب را بپيمايد فورا او را كمونيست و التقاطي مي خوانند از اين اتهامات نبايد ترسيد بايد خدا را در نظر داشت و تمام هم و تلاش خود را جهت رضايت خدا و كمك به فقرا به كار گرفت و از هيچ تهمتي نترسيد. »
    امام خميني نه تنها خود را مكلف مي دانست كه محرومان را آقاي خود معرفي كند پي در پي به مسئولان اجرايي كشور هم سفارش مي كرد كه نبايد لحظه اي از محرومان جامعه غافل شوند. متاسفانه برخي از افراد به اين موضوع فكر مي كنند كه آنهايي كه مرفه هستند چون نيازي به حمايت دولت ندارند پس جايگاه برتري در جامعه دارند درحاليكه چنين افرادي ثروت هاي خود را از همين جامعه به حق يا به ناحق مي گيرند و اين موضوع نمي تواند شاني براي چنين افرادي ايجاد كند اين حركت فرار رو به جلوي عده اي از مديران دولتي است كه در هر دوره اي مي خواهند ظاهر را ببينند و اگر كسي نتواند حق خود را بستاند مقصر معرفي مي كنند و او را حتي لايق حمايت نمي دانند درحاليكه امام (ره ) به شدت با اين نوع تفكر در حكومتداري مخالفت و حتي به روحانيون سفارش مي كرد : « آن چيزي كه روحانيون هرگز نبايد از آن عدول كنند و نبايد با تبليغات ديگران از ميدان به در روند حمايت از محرومين و پا برهنه هاست چرا كه هر كسي از آن عدول كند از عدالت اجتماعي اسلام عدول كرده است . ما بايد تحت هر شرايطي خود را عهده دار اين مسئوليت بزرگ بدانيم و در تحقق آن اگر كوتاهي بنماييم خيانت به اسلام و مسلمين است . »
    امام (ره ) دقيقا مي دانستند كه اين سخن آن عده اي كه چنين تبليغاتي را به راه مي اندازند دروغي بيش نيست زيرا زماني مي توان مدعي بود كه همه افراد خودشان بتوانند به درآمد و ثروت برسند كه عدالت اجتماعي كامل در توزيع خدمات و امكانات هم برقرار باشد درحاليكه هيچكس نمي تواند مدعي باشد امكانات كشور در همه نقاط كشور و ميان همه شهروندان و روستائيان و عشاير و... به يك اندازه تقسيم مي شود كه انتظار داشته باشيم دستيابي به ثروت نيز براي همه به يك اندازه امكانپذير است .
    البته امامي كه خود روزگاري طعم تلخ تهيدستي را چشيده و سالها بافقرا زندگي كرده خود به اين ادعاي موجود در جامعه چنين پاسخ گفته است : « همه آرمان و آرزوي ملت و دولت و مسوولين كشورماست كه روزي فقر و تهيدستي در جامعه ما رخت بربندد و مردم عزيز و صبور و غيرتمند كشور از رفاه و زندگي مادي و معنوي برخوردار باشند. خدا نياورد آن روزي را كه سياست ما و سياست مسوولين كشور ما پشت كردن به دفاع از محرومين و رو آوردن به حمايت از سرمايه دارها گردد و اغنيا و ثروتمندان از اعتبار و عنايت بيشتري برخوردار بشوند. معاذالله كه اين با سيره و روش انبيا و اميرالمومنين و ائمه معصومين ـ عليهم السلام ـ سازگار نيست . دامن حرمت و پاك روحانيت از آن منزه است تا ابد هم بايد منزه باشد و اين از افتخارات و بركات كشور و انقلاب و روحانيت ماست كه به حمايت از پابرهنگان برخاسته است و شعار دفاع از مستضعفان را زنده كرده است .
    دقيقا با همين فرهنگ اصيل انقلابي ـ اسلامي بود كه فقرا در جمهوري اسلامي به صدر جامعه رسيدند و هشدار مداوم امام بر حفظ اين روحيه در مسئولان دولتي و حتي روحانيون بسيار مايه عبرت است چرا كه مي دانستند به محض نفوذ خوي اشرافيگري در مديران و زمامداران حكومت اسلامي آن حكومت ديگر حكومت اسلامي نيست و زمينه سقوط خود را فراهم خواهد آورد همچنانكه هدف خود را نيز براي به دست گرفتن حكومت چنين بيان مي كند : « فرمايش امام (علي (ع )) اين است كه خدايا تو مي داني ما براي به دست آوردن منصب و حكومت قيام نكرده ايم بلكه مقصود ما نجات مظلومين از دست ستمكاران است . آنچه مرا وادار كرد كه فرماندهي و حكومت بر مردم را قبول كنم اين بود كه خداي تبارك و تعالي از علما تعهد گرفته و آنان را موظف كرده كه بر پرخوري و بهره مندي ظالمانه ستمگران و گرسنگي جانكاه ستمديدگان سكوت ننمايند. يا مي فرمايد خدايا تو خوب مي داني كه آنچه از ما سرزده و انجام شده رقابت براي به دست گرفتن قدرت سياسي يا جستجوي چيزي از تمتعات و درآمدهاي زائد نبوده است . »
    با چنين روحيه اي امام (ره ) در مسند رهبري جامعه اسلامي قرار گرفت و با همين روحيه بود كه خود را خدمتگزار مردم و نه رهبر آنها مي دانست و هميشه خود به شيوه فقراي جامعه زندگي مي كرد روحانيت هم لباس خود را به مراقبت از زندگي طلبگي فرا مي خواند چرا كه مي دانست حتي اگر اقتصاد كشور پيشرفت كند اما از شمار فقراي جامعه كاسته نشود نه تنها جامعه اي اسلامي ايجاد نشده بلكه آن را بازي ناجوانمردانه اي با مقدسات اسلامي مي دانست و مي گفت : « صاحبان مال و منال در حكومت اسلامي هيچ امتياز و برتري اي از اين جهت بر فقرا ندارند و ابدا اولويتي به آنان تعلق نخواهد گرفت . مسلم راه شكوفايي و پرورش استعدادهاي خفته و سركوب شده پابرهنگان را فراهم مي كند. و تذكر اين مطلب كه ثروتمندان هرگز به خاطر تمكن مالي خود نبايد در حكومت و حكمرانان و اداره كنندگان كشور اسلامي نفوذ كنند و مال و ثروت خود را بهانه فخرفروشي و مباهات قرار بدهند و به فقرا و مستمندان و زحمتكشان افكار و خواسته هاي خود را تحميل كنند اين خود بزرگترين عامل تعاون و دخالت دادن مردم در امور و گرايش آنان به اخلاق كريمه و ارزش هاي متعالي و فرار از تملق گوييها مي گردد و حتي بعضي ثروتمندان را از اينكه تصور كنند كه مال و امكاناتشان دليل اعتبار آنان در پيشگاه خداست متنبه مي كند. »
    خوشبختانه جمهوري اسلامي ايران به مدد انفاس قدسي امام خميني (ره ) با چنين رويه اي آغاز به كار كرد و به اقشار پائين جامعه مسئوليت هاي بزرگ داد اما نگراني امام از عدم تداوم آن بوده است كه عده اي فكر نكنند چون در اين حكومت از طبقه فقرا جدا شدند و مسئوليت گرفتند و غني شدند گذشته خود را فراموش نمايند و راه اشراف را در پيش گيرند. امام خميني (ره ) در اين زمينه توصيه مي كند : « همه مديران و كارگزاران و رهبران و روحانيون نظام موظفند كه با فقرا و مستمندان و پابرهنه ها بيشتر حشر و نشر و جلسه و مراوده و معارفه و رفاقت داشته باشند تا متمكنين و مرفهين و در كنار مستمندان پابرهنه ها بودن و خود را در عرض انان دانستن و قراردادن افتخار بزرگي است . »
    سخنان و مطالب به طور دقيق راه و چاه را به مسئولان نظام اسلامي نشان مي دهد و حتي براي تشخيص مسئولان خدوم به مردم راهكار دقيق و ماندگاري را مطرح مي سازد كه گذر زمان نيز هيچگاه نمي تواند آن را كم رنگ سازد و اين موضوع را به روحانيت هم گوشزد مي كند و مي گويد : « مسئله ساده زيستي و زهدگرايي علماو روحانيت متعهد اسلام است كه من متواضعانه و به عنوان يك پدر پير از همه فرزندان و عزيزان روحاني خود مي خواهم كه در زماني كه خداوند بر علما و روحانيون منت نهاده است و اداره كشور بزرگ و تبليغ رسالت انبيا را به آنان محول فرموده است از زي روحاني خود خارج نشوند و از گرايش به تجملات و زرق و برق دنيا كه دون شان روحانيت و اعتبار نظام جمهوري اسلامي ايران است پرهيز كنند و برحذر باشند كه هيچ آفت و خطري براي روحانيت و براي دنيا و آخرت آنان بالاتر از توجه به رفاه و حركت در مسير دنيا نيست . »
    پس نظام جمهوري اسلامي هم همانند هر نظام سياسي ديگري مي تواند اختصاصا از همين مسير ضربه بخورد كه فاصله طبقاتي و فاصله ميان غني و فقير آن زياد شده باشد همچنانكه در نگاه امام خميني (ره ) نيز اين هشدار هم براي مسئولان و كارگزاران جمهوري اسلامي بيان شده و هم براي روحانيت متعهد به اسلام كه هر دو ريشه در فاصله گرفتن از فقرا و محرومان و نزديك شدن به خوي اشرافيگري است چرا كه اين آفت هم ظاهر جمهوري اسلامي را نابود خواهد كرد و هم باطن آن را كه به معنويت و روحانيت مربوط مي شود. و امام خميني (ره ) چنين نگراني خود را مطرح مي سازد كه : « خدا نياورد آن روزي را كه سياست ما و سياست مسئولين كشور ما پشت كردن به دفاع از محرومين و روآوردن به حمايت از سرمايه دارها گردد و اغنيا و ثروتمندان از اعتبار و عنايت بيشتري برخودار بشوند... راستي وقتي كه پابرهنه ها و گودنشينان و طبقات كم درآمد جامعه ما امتحان و تقيد خود را به احكام اسلامي تا سر حد قرباني نمودن چندين عزيز و جوان و بذل همه هستي خود داده اند و در همه صحنه ها بوده اند ـ و انشاالله خواهند بود ـ و سر وجان را در راه خدا مي دهند چرا ما از خدمت به اين بندگان خالص حق و اين رادمردان شجاع تاريخ بشريت افتخار نكنيم ما مجددا مي گوييم كه يك موي سر اين كوخ نشينان و شهيد دادگان به همه كاخ ها و كاخ نشينان جهان شرف و برتري دارد. »
    امام (ره ) كه خود در مسند حكومت نشسته بود و مشكلات مختلف تحريم سياسي و اقتصادي را در جمهوري اسلامي ديده بود به خوبي هم مي دانست سرمايه گذاري براي توليدات صنعتي و كشاورزي در ايران لازم است اما اصل حكومت اسلامي كه براي اقامه آن خون هاي پاك فراواني ريخته شده بود موضوعي اقتصادي نبود بسيار با ارزشتر از سرمايه هايي است كه همانند موجي مي آيد و همانند موجي مي رود همچنانكه نمونه هاي آن را نه تنها در كشور ما كه در بسياري از كشورهاي جهان ديده ايم كه ثروت و ثروتمندان نه تنها تعهدي در قبال حكومت ها ندارند بلكه به موقع لزوم سرمايه هاي خود را از همان كشوري كه كسب كرده بودند خارج و به يكباره زيرپاي آن حكومت را خالي مي سازند. و بنيانگذار جمهوري اسلامي به چه زيبايي چنين موضوعاتي را مي ديد و پيشتر به مسئولان سياسي و اقتصادي كشور نهيب مي زد و مي گفت : « اگر نبودند اين محرومان جامعه كه دلبستگي به اين دنيا به آن طوري كه بالاتريها به خيال خودشان دارند اگر نبود همت اين محرومان و همت اين روستائيان و همت اين جنوب شهري ها نه رژيم سابق ظلمش از بين رفته بود و نه ما در مقابل مشكلات مي توانستيم مقاومت كنيم . همه اينها از بركات اينهايي هستند كه شما به امداد آنها برخاسته ايد و آنها لايق اين هستند كه ما با تواضع به خدمت آنها برويم و براي آنها خدمت كنيم . همه ما خدمتگزار آنها بايد باشيم . آنها به ما منت دارند.

    مرور اين سخنان كه حقيقتا از دل برآمده و يقينا بر دل مي نشيند اصول اصلي نظام جمهوري اسلامي را ترسيم مي كند اصولي كه براي اقامه آن خون هاي پاك اهدا شده و خوشبختانه به نتيجه رسيده است و اگر همين مسير با تمام همت و سعي و تلاش ادامه نيابد از هيچ اقتصاددان و سياستمداري ساخته نيست كه بدون پشتوانه رضايتمندانه محرومان و مستضعفان و به اصطلاح امام (ره ) پابرهنه ها بتوان كاري را از پيش برد و فراموش نكنيم سخت ترين دوران براي يك حكومت سياسي آن زماني است كه محرومان و مستضعفانش از حاكمان خود نااميد شوند و چشم و دل از آنها بردارند.
    انقلاب اسلامي ايران براساس احيا اصول اسلامي و ايجاد عدالت اجتماعي ايجاد شده تا طي آن فاصله فقير و غني حذف شود و تنها ملاك برتري در جامعه تقوا باشد اين همان هويتي است كه امام خميني (ره ) در دل ملت ايران قرار داده و همچنان ملاك دولتمرد حقيقي در جمهوري اسلامي دوري از زندگي اشرافيگري و خدمت صادقانه براي محرومان و پابرهنه ها است
    همچنانكه امام خميني (ره ) از اولين روز نهضت خود را با حمايت فقرا و پابرهنه ها آغاز كرد تا آخرين روز حيات خود هيچگاه از محرومان غافل نبود; چرا كه به اين حقيقت اعتقاد داشت كه مبارزان حقيقي و مدافعان راستين ارزش هاي اسلامي هيچگاه با رفاه طلبان و رفاه زدگان و مرفهان بي درد يكي نخواهند شد
    توصيه امام به كارگزاران نظام اسلامي : مسئولان نظام بايد بدانند كه عده اي از خدا بي خبر براي از بين بردن انقلاب هركس را كه بخواهد براي فقرا و مستمندان كار كند و راه اسلام و انقلاب را بپيمايد فورا او را كمونيست و التقاطي مي خوانند از اين اتهامات نبايد ترسيد بايد خدا را درنظر داشت و تمام هم و تلاش خود را در جهت رضايت خدا و كمك به فقرا به كار گرفت و از هيچ تهمتي نترسيد
    امام خميني (ره ) اقتصاد را وسيله و نه هدف جمهوري اسلامي مي دانست و آن پيشرفت اقتصادي كه منجر به كاهش فاصله طبقاتي و كاهش فقر شود را قبول داشت و به روحانيون رعايت زي روحانيت و به مديران و كارگزاران و رهبران تكليف مي كرد كه همواره با فقرا و مستمندان و پابرهنه ها حشر و نشر داشته باشند تا لحظه اي از آنها غافل نشوند