روزنامه جمهوري اسلامي 09/03/1388 صفحه مقالات

  • روزنامه جمهوري اسلامي و مبارزه با آمريكا
  • لينگن : روزنامه جمهوري اسلامي دشمن ديرينه آمريكاست
  • 30 سال روزنامه نگاري مستقل
  • كارنامه 30 ساله و ميثاق ما
  • شهداي عرصه قلم در روزنامه جمهوري اسلامي
  • سهم ما در دفاع مقدس ملت ايران
  • *****
    روزنامه جمهوري اسلامي و مبارزه با آمريكا




  • ارزيابي عملكرد وزنامه جمهوري اسلامي توسط شهيد مظلوم آيت الله بهشتي


    تبريز ـ خبرنگار روزنامه جمهوري اسلامي : آيت الله دكتر بهشتي طي اقامت دو روزه خود در تبريز در دفتر حزب جمهوري اسلامي اين شهر حاضر شد و در مورد حزب و روزنامه جمهوري اسلامي سخناني ايراد كرد. وي در قسمتي از سخنان خود گفت : خوشحالم كه در جمع شما برادران عزيز شركت مي كنم چيزي كه بر هيچ كس مخفي نيست ضرورت قاطع تشكيل نيروهاي اصيل اسلامي است . (همان چيزي كه مدتها با آن مخالفت مي شد) تشكيلاتها و سازمانهاي ديگري كه يا ضد اسلام هستند و يا نسبت به اسلام بي تفاوت هستند. اينها روز بروز خودشان را متشكل تر مي كنند ولي در جامعه تحريك مي كنند كه آقا حزب چيه تشكل چيه حزب حزب الله و همه مردم يك حزب هستند مثل اينكه اگر ما آمديم يك تشكيلات اصيل اسلامي بوجود آورديم منافاتي خواهد داشت با اينكه همه مردم در زير لواي يك رهبري حركت كنند نه هر تشكلي بازوي توانائي خواهد بود براي اينكه رهبري بتواند رهبريت خودش را بهتر در جامعه به اجرا دربياورد. يك وقت هم رئيس جمهور يك نوع تشكيلات انحصار طلبي را نفي مي كرد و اين حرف صحيح بود اما اين حزب جز اصول تعليماتش اينست كه به همه تشكلهاي ديگري كه در خط اسلامند ارج نهد. و عملا مي بينيم كه مجاهدين انقلاب اسلامي يك تشكيلات اسلامي هستند و هميشه مورد تائيد مردم بوده اند در اكثر موارد با حزب جمهوري اسلامي و بسياري از اين سازمانهاي اسلامي يك جوري عمل مي كردند يك جور نظر مي دادند و براي عمليات ستاد بوجود مي آوردند. پس معلوم مي شود كه حزب يك تشكيلات انحصارطلب نيست تشكيلاتي است كه مي خواهد با بينش عالي ايماني محكم عمل صالح در مسابقه راه خيرات شركت كند. درست همان دعوت قرآني . و چيزي كه براي ما نگران كننده بود اين است كه ما مدتها بود مي خواستيم اين حزب تاسيس شود (قبل از انقلاب ). ولي توفيق پيدا نكرديم و بعد از پيروزي انقلاب كه توفيق پيدا شد درست مقارن گرديد با مشغله ها و مسئوليت هاي سنگين كه به دوش موسسين حزب آمد. ما درصدد بوديم كه در اين تاسيس با امام مشورت كنيم در آن موقع دسترسي به امام مشكل بود و چيزي نبود كه نامه بنويسيم يا يك نفر مي رفت و با امام صحبت مي كرد آن موقع كه امام در نجف بودند ما يكي از برادرانمان را فرستاديم كه حدود يك ماه پشت مرز ماند چون برايش ويزاي عراق نمي دادند با چه زحمتي بالاخره توانست خودش را به امام برساند. درست مقارن با زماني كه امام تحت فشار دولت عراق بودند بالاخره ما در آن موقع تلاش كرديم و موفق نشديم تا اينكه در پاريس با ايشان مذاكره شد. ايشان نظرشان مساعد بود. آمديم افتاديم توي شتاب انقلاب و فرصت نكرديم و سرانجام بعد از يك هفته پس از پيروزي انقلاب توانستيم موجوديت خودمان را اعلام بكنيم . ما واقعا نيتي جز ايجاد يك بازوي توانا براي ادامه انقلاب نداشتيم چون ما كه از نظر شخصي چيزي نمي خواستيم ما قبل از اينكه عضو حزب باشيم عضو شوراي انقلاب بوديم . آيت الله بهشتي سپس در مورد نقش روزنامه جمهوري اسلامي چنين گفت : مي بينيم كه روزنامه جمهوري اسلامي با اينكه نقايصي دارد (من نمي خواهم روي آن سرپوش بگذارم ) اما در جمع حالا بعنوان يك روزنامه پرمحتوي و داراي خط مشخص است . خطي كه جلو برده اين خط را يعني از آن موقع كه روزنامه جمهوري اسلامي خط ضدآمريكايي را دنبال كرده آن موقع اگر يادتان باشد هيچ نشريه از اين نشريات معمولي اسلامي اين خطر را نداشت (اگر يادتان باشد حداقل مربوط به 13 يا 12 5 ماه قبل است و درست يادم نيست ) يعني از همان اوايل كه اين روزنامه درآمده بود مشخص كرد كه لبه تيز مبارزه بايد با امپرياليسم آمريكا باشد و بايد بصورت دشمن اصلي به آن برخورد بشود. در آن موقع هيچ نشريه اي اين خط را نداشت و حتي مسئولان مي گفتند اين مقالات اين تفسيرها مزاحم سياست خارجي كشور است و گله مي كردند مي بينيم الان خط اصيل مبارزه همان خط ضدامپرياليسم آمريكاست و معلوم شد بايد اين خط را فراموش نكنيم .
    منبع : روزنامه جمهوري اسلامي
    1359 4 24

  • *****
    لينگن : روزنامه جمهوري اسلامي دشمن ديرينه آمريكاست




  • در پي انتشار مقاله اي در روزنامه جمهوري اسلامي درسال 1358 اعضاي هيئت تحريريه مورد شديدترين حملات و دشمنام و ناسزاها قرار گرفتند. تا جايي كه در چندين مورد به حمله مسلحانه و بمب گذاري و ترور تهديد شدند. البته اين اولين باري نيست كه هيئت تحريريه مورد محبت اين آقايان قرار گرفته است و مسلما آخرين بار هم نخواهد بود.
    براي هيئت تحريريه شهادت در راه حقيقت و صداقت و اسلام افتخارآفرين است و هيچ پروايي از شهادت در راه خدا وجود ندارد. تاكنون چهارنفر از پاك ترين خبرنگاران ما دركردستان توسط همين گروه هاي سينه چاك خلق ترور گشته اند چرا كه حقايق كردستان را به نفع خلق محروم و مسلمان كردستان افشا كرده اند.
    حال اين سئوال پيش مي آيد كه : پاسخ يك تفسير سياسي گلوله است ناسزاست تهديد است آيا معني دفاع از آزادي اين است كه هرصداي مخالفي و هر پيام حق طلبانه اي را در گلو خفه كنند
    روزنامه جمهوري اسلامي در حالي كه مورد شديدترين تهمت ها و افتراهاي روزنامه مجاهد (نشريه مجاهدين خلق ايران ) و روزنامه كار (نشريه سازمان چريكهاي فدايي خلق ) قرار گرفته است اين حقيقت را در پيش روي خود دارد كه سر دسته جاسوسان آمريكايي (لينگن ) هم آن را دشمن ديرينه آمريكا مي خواند اگر مجاهدين خلق و چريكهاي فدايي هم مانند آن وزير رنجيده اسناد را جعلي و مدارك به دست آمده درباره روزنامه جمهوري اسلامي را ساختگي ميدانند يك بار ديگر اظهارات لينگن كاردار جاسوسخانه آمريكا را براي شما افشاگري ميكنيم .
    اظهارات لينگن
    درسندي از سفارت آمريكا به وزارت امور خارجه واشنگتن نوشته شده و گزارشگرش لينگن است اين مطلب به چشم مي خورد : « علاوه بر اين مطبوعات بخصوص آنهايي كه وابسته به خميني هستند و انتظام به ديگر مقامات دولتي كنترلي روي آنها ندارند به طور دائم اتهاماتي از اين قبيل به آمريكا وارد ميكنند » .
    يا در سند ديگري كه باز لينگن به صورت محرمانه از سفارت براي وزارت امور خارجه فرستاده شده است روزنامه جمهوري اسلامي را دشمن قديمي و ديرينه سفارت ذكر ميكند و يا در سند محرمانه ديگر كه از سفارت آمريكا در تهران به وزير امور خارجه واشنگتن نوشته شده است مطالبي از اين قبيل به چشم مي خورد :
    « روزنامه جمهوري اسلامي ارگان اصلي حزب جمهوري اسلامي كه به طرز نزديكي نظريات خميني را بيان ميكند جهت سرمقاله هاي تند آن مشهور است . هم چنين اين روزنامه ميتواند به عنوان يك ارگان نيمه رسمي بعضي از ياران خميني و حاميان وي در جامعه روحانيت به حساب آيد. »
    در دنباله همين گزارشات كه ملاقاتي است بين كاردار و معاون نخست وزير اين مطالب آمده است :
    كاردار در ملاقاتي با معاون نخست وزير اين چنين مطلبي را ميگويد :
    « كاردار ملاقاتي بامعاون نخست وزير داشت تا در مورد مقاله روزنامه جمهوري اسلامي كه در آنم ايالات متحده را متهم به دخالت در امور داخلي ايران كرده بود بحث كند. در جواب سئوال كاردار كه آيا آنچه درروزنامه جمهوري اسلامي انعكاس يافته از نقطه نظرهاي فعلي دولت ايران يا قم در مقابل آمريكاست معاون نخست وزير تاكيد كرد كه قطعا نه اين و نه آن . او گفت كه آن روزنامه نقطه نظرهاي دولت فعلي يا رهبري انقلاب امام خميني يا كل مردم ايران را بيان نميكرده است .
    مقاله فوق انعكاس يافته بوده از عقيده و نظريه برخي از رهبران مذهبي و عده اي از مردم . معاون نخست وزيرگفت كه روزنامه جمهوري اسلامي يكي از بدترين منتقدين دولت فعلي ايران است . آن همچنين دولت فعلي را متهم كرده است كه طرفدار غرب است . او گفته كه موقعي كه او سرمقاله را خواند خودش هم از حمله اي كه به ايالات متحده و كاردار شده بود پريشان شده است .
    آيا جاي سوال نيست كه چرا مجاهدين خلق كه خود را ضدآمريكايي ميدانند تا تاريخ 58 8 17 يعني چهار روز بعد و در اعلاميه چهارم خويش از برادران دانشجوي پيرو خط امام كه جاسوسخانه آمريكا را به تصرف خود درآورده اند حمايت نميكنند
    آيا اين موضع گيري با موضعگيري جديد آنها كه به صورت مخفي و آشكار موجي از بي اعتمادي نسبت به برادران دانشجوي مستقر در لانه جاسوسخانه را دنبال ميكند مربوط نيست
    مردم ميپرسند چرا مجاهدين خلق تا آن وقتي كه دانشجويان عزيز اسناد جناح هاي سازشكار و ... را مطرح ميكردند از آنها به اصطلاح حمايت ميكردند اما از آن هنگام كه دانشجويان گوشه اي از خط انقلاب ضد آمريكايي را مشخص ساختند سعي در بي اعتمادساختن مردم نسبت به اين دانشجويان را نموده اند راستي چرا
    از تاريخي كه برادران دانشجوي پيرو خط امام حقايقي چند پيرامون مواضع انقلابي مترقي روزنامه ارگان حزب جمهوري اسلامي منتشر نموده اند حملاتي از جناح هاي مختلف عليه اين تشكيلات آغازيدن گرفته اند.جناح چپ به سركردگي مجاهدين خلق تا آن تاريخ به صورت مخفي و از آن تاريخ به بعد به صورت آشكار شخصيت ارگانها و خود حزب را مورد حمله قرار داده با برچسب هاي عاري از حقيقت و برخاسته از عداوت و تهمت و افترا سعي در تخريب اين جريان اصيل اسلامي دارند و در تاريخ 58 11 27 را به انجام رسانده كه توسط به اصطلاح هوادارشان به ساختمان روزنامه جمهوري حمله كردند اين حركات از افراد قدرت طلب و منزوي شده از جامعه امري عادي اما غير انساني و اسلامي و انقلابي است و از همين جا بيش از پيش باعث روشن شدن ماهيت خويش ميشوند . آيا ملت حق ندارد سئوال كند چگونه است مجاهدين خلق همان جرياني رامورد حمله و تهاجم قرار ميدهند كه آمريكائيها و دست نشانده هاي آنها و جريانات سازشكار آن را ميگويند آيا مجاهدين خلق براي ملت پاسخي دارند كه اعمال آمريكائيها و جريانات سازشكارانه را تقليد كرده و به ضربه زدن به ارگانهاي ضدآمريكايي ميپردازند

  • *****
    30 سال روزنامه نگاري مستقل


  • روزنامه نگاري در ايران از دوران قاجاريه تا پايان دوران پهلوي فراز و نشيب هاي زيادي را طي كرد كه قسمت عمده آن با وابستگي به دربارها هدر رفت و در مقاطع كوتاهي كه نسيم آزادي و استقلال وزيد ارباب جرايد نتوانستند از فضاي پديد آمده ناشي از ضعف حكومت ها بهره برداري لازم را بعمل آورند و استقلال روزنامه نگاري را در ايران نهادينه كنند. سياه ترين دوران دهه آخر سلطنت سلسله پهلوي بود كه مطبوعات علاوه بر وابستگي به دربار به قدرت هاي استعماري هم وابسته شده بودند و از همين رهگذر به ابزارهائي براي ترويج ابتذال فرهنگي نيز تبديل شده بودند. مبارزه با اسلام و سنت هاي ملي نيز از اهداف مطبوعات دوران پهلوي بود طرحي كه سفارتخانه هاي آمريكائي و اروپائي تدوين كنندگان و حاميان مالي و پشتوانه هاي سياسي آن بودند. در اين روند مخرب جريان روشنفكري وابسته در ايران متولد شد كه از پستان فرهنگ غرب تغذيه مي كرد و تلاش براي وابسته كردن فكر و فرهنگ مردم از وظايف ذاتي عناصر اين جريان بود . افكار ماركسيستي در ايران سال هاي دهه 30 به بعد نيز عليرغم صبغه سياسي شرقي كه داشت از نظر فكري و فرهنگي با آبشخور غرب مرتبط بود و به همين دليل اين هر دو جريان به يك نقطه مي رسيدند كه همان نفي استقلال و هويت ديني و ملي مردم ايران بود.
    همزمان با آغاز نهضت امام خميني در اولين سالهاي دهه 40 جمعي از فضلاي علاقمند به ايشان در حوزه علميه قم اقدام به انتشار نشرياتي در قالب فصل نامه و گاه نامه كردند كه هرچند با محدوديت هاي زيادي مواجه بود لكن اين اقدام به منزله چراغي بود در وادي تاريك كار مطبوعاتي دوران خفقان . همين حركت سرآغازي براي كارهاي مطبوعاتي و انتشاراتي گسترده تري در حوزه و دانشگاه در دوران طولاني نهضت امام خميني در دهه هاي 40 و 5 تا پيروزي انقلاب اسلامي در 22 بهمن 1357 شد .
    سقوط رژيم منحط شاهنشاهي و قطع نفوذ آمريكا و ساير قدرتهاي استعماري موجب پيدايش فضاي مناسبي براي ابراز وجود جريان هاي مختلف سياسي و فكري شد. در چنان فضائي طبيعي بود كه نوعي هرج ومرج مطبوعاتي نيز به راه بيافتد و سفارتخانه ها و عناصر خارجي نيز براي سوارشدن بر موج آزاديخواهي رايج با هزينه هاي هنگفت اقدام به جريان سازي هاي مطبوعاتي با هدف هدايت انقلاب به سوي اهداف مورد نظر خود نمايند. فضاي مطبوعاتي كشور در ماه ها و سال هاي اول بعد از پيروزي انقلاب اسلامي فضاي مسابقه و رقابت نابرابر ميان عناصر گروه هاي غرب گرا شرق گرا التقاطي و انقلابي بود. در اين ميان جرياني كه از نظر برخورداري از ابزارهاي رسانه اي محروم تر بود جريان انقلابي بود بطوري كه حتي رسانه ملي نيز به ميدان تاخت وتاز نفوذي هاي گروه هاي فرصت طلب تبديل شده بود و انقلابيون كه به ظاهر مديريت آنرا در اختيار داشتند بر كنترل همه جانبه رسانه ملي قادر نبودند.
    اين شرايط انقلابيون را به فكر سرمايه گذاري براي ايجاد يك جريان مطبوعاتي سالم و مستقل با تفكر اسلامي و انقلابي انداخت . در اين چارچوب اولين گام توسط بنيانگذاران « حزب جمهوري اسلامي » حضرات آيات سيدمحمد حسيني بهشتي سيدعلي خامنه اي سيدعبدالكريم موسوي اردبيلي اكبر هاشمي رفسنجاني و دكتر محمدجواد باهنر برداشته شد. اين پنج شخصيت انقلابي كه همگي از ياران نزديك امام خميني و از پيشگامان مبارزات ضداستبدادي و ضداستعماري بودند همزمان با تاسيس حزب جمهوري اسلامي در تاريخ 29 بهمن 1357 يعني يك هفته پس از پيروزي انقلاب اسلامي درصدد انتشار يك روزنامه به عنوان ارگان اين حزب برآمدند و روزنامه « جمهوري اسلامي » در 9 خرداد 1358 كار خود را به عنوان اولين روزنامه برآمده از انقلاب اسلامي آغاز كرد .
    از 9 خرداد 1358 تا هفتم تير 1360 مديريت روزنامه جمهوري اسلامي برعهده آقاي مهندس ميرحسين موسوي بود . بعد از آنكه ايشان در تيرماه 1358 به عنوان وزير خارجه به كابينه شهيد رجائي پيوست با نظر شهيد مظلوم آيت الله بهشتي و با تصميم و تصويب شوراي مركزي حزب جمهوري اسلامي مديريت روزنامه برعهده اينجانب گذاشته شد كه توفيق انجام اين وظيفه را تا امروز دارم . روزنامه جمهوري اسلامي تا 1366 3 11 به عنوان ارگان حزب جمهوري اسلامي منتشر گرديد و از تاريخ 1366 3 12 پس از آنكه فعاليت هاي حزب متوقف شد با حذف اين عنوان انتشار آن مستقلا ادامه يافت .
    اكنون كه روزنامه جمهوري اسلامي به مرز 30 سالگي مي رسد دست اندركاران اين روزنامه مي توانند با افتخار اعلام كنند كه توانسته اند اين اولين تجربه روزنامه نگاري مستقل و اسلامي را با افتخار و سربلندي و كارنامه اي قابل قبول در تاريخ روزنامه نگاري ايران به ثبت برسانند. اين روزنامه حتي در دوراني كه ارگان حزب جمهوري اسلامي بود نيز به دليل ماهيت آزادانديشانه و استقلالي اين حزب و موسسان آن همواره مستقل عمل مي كرد و اين استقلال را به فضل الهي تا امروز حفظ كرده است . نه فقط ما بلكه همه اصحاب رسانه و همه صاحبان قلم در نظام جمهوري اسلامي در درجه اول و قبل از هر چيز و هر شخص ديگر استقلال خود را مرهون آزادانديشي امام خميني هستيم . او به همه ما و همه ملت ايران درس استقلال آزادانديشي اعتماد به نفس و توكل به خدا داد و آنچه در اين عرصه ها داريم را از او آموخته ايم .
    روزنامه جمهوري اسلامي در فضاي سرزنده انقلاب بالنده و پرنشاط به پيش رفت و در ميدان هاي سياسي فرهنگي هنري و دفاع مقدس همواره حرف اول را زد. اين روزنامه كه دوست و دشمن آنرا زبان انقلاب ناميدند. علاوه بر خدمات مطبوعاتي نيروهاي فعال و موثري را به جامعه انقلابي ايران تقديم كرد كه هر كدام منشا خدمات زيادي به مردم و نظام جمهوري اسلامي شدند. علاوه بر اين آموزش هاي روزنامه جمهوري اسلامي توانست جريان هاي مثبت و فعالي را در جهت انقلاب و نظام جمهوري اسلامي در داخل و خارج بوجود بياورد و بسياري از جريان هاي منفي را خنثي نمايد. مهمتر آنكه توفيق اين روزنامه به عنوان اولين تجربه روزنامه نگاري مستقل و ديني در جامعه ايراني الگوي خوبي براي حرفه روزنامه نگاري شد و تاثير عمده اي در توسعه اين نوع روزنامه نگاري برجاي گذاشت .
    پاي بندي به ارزش هاي ديني وفاداري به مردم پاسداري از اصول و مباني انقلاب و نظام جمهوري اسلامي رمز موفقيت روزنامه جمهوري اسلامي در 30 سال گذشته بود . اين روزنامه هرگز تسليم ملاحظات سياسي نشد و اصول و آرمانهاي مورد نظر خود را به هيچ گروه و حزب و جريان و هيچكس نفروخت و با هيچ چيز عوض نكرد. اين صلابت و استقامت و تغييرندادن خط در عين حال كه زبانزد دوست و دشمن است عامل تمجيد افراد منصف و بغض و كينه ورزي افراد بي انصاف نيز بوده و هست . هيچ چيز در طول 30 سال گذشته نتوانست دست اندركاران روزنامه جمهوري اسلامي را از اعتقاد راسخ به ولايت فقيه به عنوان عمود خيمه انقلاب و حمايت اصولي از نظام جمهوري اسلامي به عنوان بهترين الگوي حكومتي در جهان امروز بازدارد. در اين نگاه دولت ها همچون آبي كه در بستر رودخانه در حال آمدوشد هستند و گاهي زلال و گاهي گل آلودند همواره قابل نقد و نيازمند پالايش مي باشند ولي بستر رودخانه كه به مثابه اصل نظام است عنصر ثابتي است كه بايد پاسداري شود تا پايدار بماند. رابطه مطبوعات با نظام جمهوري اسلامي و دولت ها اگر چنين رابطه اي باشد مي توان گفت در مسير واقعي خود قرار دارند و از وابستگي مصون مي مانند و استقلال خود را حفظ مي كنند.
    علاوه بر انتشار كتاب « 30 سال جمهوري اسلامي » به مناسبت 30 سال انتشار روزنامه جمهوري اسلامي در ويژه نامه اي كه به همين مناسبت اكنون در دست شماست بخش هائي از مطالب آن كتاب و همينطور مطالب ديگري كه عهده دار نماياندن عملكرد اجمالي روزنامه در 30 سال گذشته هستند را ملاحظه مي فرمائيد . از خداي متعال مي خواهيم ما را در راهي كه امام خميني رضوان الله عليه پيش پاي ما قرار داده كه راه اسلام ناب محمدي است استوار نگهدارد.

  • *****
    كارنامه 30 ساله و ميثاق ما




  • نهم خردادماه سي امين سالگرد تاسيس روزنامه جمهوري اسلامي است روزنامه اي كه نخستين شكوفه مطبوعاتي انقلاب اسلامي محسوب مي شود و به شهادت دوست و دشمن در خط دفاع از اصول و آرمانهاي انقلاب و نظام قرار داشته و همچنان بر مواضع اصولي خود استوار و پابرجامانده است .
    در جريان تسخير انقلابي لانه جاسوسي آمريكا و با افشاي اسناد تنظيمي توسط جاسوسان آمريكائي گزارشي درباره ديدگاه آمريكا درباره روزنامه جمهوري اسلامي به چشم مي خورد كه « بروس لينگن » كاردار وقت آمريكا تصريح مي كند : « روزنامه جمهوري اسلامي دشمني ريشه دار و عميقي با آمريكا دارد. »
    كاملا آشكار است كه حتي بدون اعتراف لينگن هم كارنامه درخشان روزنامه جمهوري در طول سه دهه گذشته از مواضع استواري حكايت دارد كه مشخصا از الگوي رفتاري امام خميني (ره ) در قبال آمريكا الهام گرفته و در طول دو دهه اخير در همان مسيري قرار دارد كه رهبر معظم انقلاب اسلامي آنرا تبيين كرده اند.
    افشاي ماهيت نظام سلطه و بازگو نمودن ابعاد خيانتها و جنايات آمريكا در طول دهه هاي قبل و بعد از پيروزي انقلاب اسلامي و هشدار در خصوص نفوذيها و عناصر مرعوبي كه بدون توجه به سوابق امر خواستار ناديده گرفتن جنايات آمريكا و بازگشت به مناسبات نادرست گذشته بوده اند جزو يكي از اصلي ترين محورهاي هميشگي فعاليت روزنامه جمهوري اسلامي بوده و هست .
    مسئله اينست كه برخي گروهها چهره ها و حتي جناحها به تناسب شرايط سياسي خاص براي جلب افكار عمومي و به منظور « موج سواري » موضعي در قبال سلطه جويان مي گيرند اما با تغيير محاسبات و شرايط مواضع گذشته را كنار گذاشته و سياستي دقيقا مخالف با آن را در پيش مي گيرند. اين تغيير مواضع فرصت طلبانه دقيقا به زيان كشور و منافع ملي تمام شده ولي برخي گروهها و جناحها تصور مي كنند كه به اين ترتيب مي توانند منافع شخصي و گروهي خود را تضمين كنند. حال آنكه اين تغييرات سينوسي در مواضع به منزله ناپايداري و عدم ثبات براي گروهها ارزيابي مي شود و اعتبار نسبي آنها را نيز به تدريج نزد افكار عمومي از ميان برده و مي برد.
    افتخار روزنامه جمهوري اسلامي در اينست كه با حفظ اصول و پايداري در مواضع نفي نظام سلطه و افشاي عملكرد نژادپرستانه و ظالمانه قدرتهاي استكباري عليه ملتهاي مظلوم و حمايت از نيروهاي مقاومت در هر گوشه از جهان بويژه در دنياي اسلام را جزو اصلي ترين رسالتهاي مطبوعاتي خود مي داند و به شهادت كارنامه 30 ساله اش در همين مسير حركت كرده است . اين ثبات راي و ثبات عقيده به ما اعتماد به نفسي را بخشيده است كه با اتكا به آن راه پرفراز و نشيب چندين ساله را پشت سربگذاريم و با افتخار كامل اين نكته را يادآور شويم كه در چارچوب حفظ اصول و ارزشها مصالح كشور و منافع ملت و با اتكا بر سه اصل عزت حكمت و مصلحت براي ادامه اين راه يكبار ديگر بر ميثاق خود پافشاري كنيم و از هيچ كوششي در اين زمينه فروگذار ننمائيم . اين كمترين مسئوليت و رسالت ما در اين صحنه روياروئي نفس گير ميان جبهه حق و باطل است .
    افشاي چهره نژادپرستان و رژيم هاي استكباري كه در حق ملتها بويژه مسلمانان ظلم بزرگي روا داشته اند به موازات دفاع از حقوق مظلومان يكي از اصول اعتقادي ما محسوب مي شود و وظيفه تعطيل ناپذيري است كه اگر در قلمرو دنياي اسلام تمامي نيروها به آن عمل كنند قطعا اثرات مورد انتظار خود را يكي پس از ديگري نشان مي دهد و مانع از استمرار ظلم و نژادپرستي دشمنان انسانيت در حق ملتهاي مظلوم خواهد شد. ولي مسئله اينست كه نيروهاي باطل بر مواضع باطل خود همچنان استوار مانده اند ولي در جبهه حق شاهد ثبات مواضع و استواري نيروهاي مواضع حق خود نيستيم .
    علاوه بر اين در طول دهه هاي گذشته شاهد « استحاله نيروها » در جبهه حق هستيم كه خطر آنها كمتر از نيروهاي نفوذي نيست . كم نبوده اند نيروهائي كه با انگيزه و هدف روشني وارد صحنه شده اند و در جبهه حق بر تلاش و فعاليت پرداخته اند ولي بر اثر مرور زمان تحت تاثير القائات دشمن قرار گرفته اند و يا سختي مبارزه و مرارتهاي ناشي از فعاليت در جبهه حق آنها را به ملاحظه كاري محافظه كاري و حتي تغيير خط مشي مبارزاتي كشانده و بعضا حتي به « مهره دشمن » تبديل شده اند.
    تقريبا به طور همزمان شاهد رشد و شكوفائي و بالندگي نيروهائي بوده ايم كه شايد به تناسب سن محدود آن ها سوابق مبارزاتي هم نداشته اند ولي به لحاظ برخورداري از يك فطرت پاك در خط جهاد و مبارزه و شهادت قرار گرفته و باعث تناوري و پرباري نهال مقاومت در سرزمين هاي اسلامي شده اند.
    آنچه اكنون قريب دو دهه است در صحنه مبارزات نفس گير ملت فلسطين و ساير ملتهاي مسلمان در مصاف با دشمن صهيونيستي هستيم نمونه اي آشكار از اين مقوله است . زماني گفته مي شد كه سازمان آزادي بخش فلسطين و رهبرانش سمبل مقاومت در برابر اشغالگران صهيونيست هستند و تنها نماينده ملت فلسطين محسوب مي شوند. ولي اكنون شاهديم كه همان تشكل در فرايند مبارزاتي خود آنچنان « استحاله » شده و رنگ باخته است كه نه تنها ديگر از مبارزه عليه اشغالگران شرور صهيونيست خبري نيست كه حتي اين جماعت به « بازوهاي اطلاعاتي دشمن » براي شناسائي شكار و سركوب نيروهاي مقاومت اسلامي فلسطين تبديل شده اند و در خدمت دشمن اشغالگر درآمده اند و به دشمن براي نابودي مقاومت « گرا » ي دهند.
    اگرچه اين پديده بسيار تلخ و تاسف بار است ولي مسئله اينست كه عليرغم وجود و فعاليت اين جماعت شاهد جوشش و زايش نيروهاي سالم ايثارگر و مقاومي هستيم كه نسل جديد مقاومت در صحنه رويارويي با صهيونيستها را تشكيل مي دهند و افتخار اسلام و امت اسلامي هستند.
    اين پديده نه تنها در فلسطين كه حتي در لبنان هم روي داده و زمينه هاي تغيير محاسبات و مناسبت در قلمرو دنياي اسلام و دنياي غرب را فراهم ساخته است . افتخار روزنامه جمهوري اسلامي است كه در صحنه بين الملل اسلامي همواره به رصدكردن جريانات خادم و خائن پرداخته و تحليل آنچه را در اين قلمرو عظيم رخ داده و مي دهد جزو اصلي ترين وظايف و مسئوليتهاي خود مي شمارد.
    البته اين پديده تنها محور فعاليتها و حساسيتهاي ما در جهان معاصر محسوب نمي شود. براي ما آنچه در جريان تحولات منطقه اي فرامنطقه اي و جهاني رخ مي دهد يك موضوع حياتي و قابل توجه محسوب مي شود. تحليل حوادث افغانستان پاكستان تركيه عراق و جمهوريهاي جوان در آسياي ميانه و قفقاز و هر آنچه در محيط هاي پيراموني ما اتفاق افتاده جزو اصلي ترين سرفصل هاي كار مطبوعاتي ما تلقي مي شود. آنچه در جريان فروپاشي اتحاد شوروي رخ داد و پيامدهاي آن اعم از تاثيرات فوري و تاخيري همه و همه به تغييرات ژئوپوليتكي منجر شده كه به تدريج وزن و تاثير انقلاب اسلامي در منطقه و دنياي اسلام و حتي در جهان را محسوس تر از گذشته به رخ مي كشد.
    طبعا هر حركت حق طلبانه اي دوستان و دشمناني دارد و انقلاب اسلامي و نهضت جهاني اسلام نيز از اين قاعده مستثني نبوده و نيستند. از يك رسانه در طراز انقلاب اسلامي كه براي خود رسالتي قائل است انتظار مي رود كه به اين مسائل و رويدادها توجه جدي و عميقي داشته باشد و با تحليل شرايط گذشته و حال به جمع بندي مسائلي بپردازد كه هر لحظه ممكن است بر سرنوشت نهضت و نيروهاي مخلص و وفادار در جبهه جهاني مقاومت اسلامي اثر بگذارد و جان و مال و حيثيت و سرنوشت آنها را تحت تاثير قرار دهد.
    دقيقا به همين دليل است كه آنچه در دنياي معاصر شاهد آنيم حتي اگر ظاهرا ارتباط مستقيمي با ما نداشته باشد و بر روند تحولات داخلي و پيراموني ما تاثير محسوس و ملموسي نگذارد اما دستكم مي تواند آگاهي ما نسبت به رويدادهاي مشابه را ارتقا دهد و به عنوان تجربه اي مثبت ابعاد هشياري ما را گسترش دهد و تعميق بخشد. ما زماني را پشت سرگذاشته ايم كه دنيا به دو قطب شرق و غرب تقسيم و در اين چارچوب تعريف مي شد و شعار استراتژيك ما در آن مقطع زماني « نه شرقي نه غربي » بود. پس از فروپاشي اتحاد شوروي دنيا در چارچوب « نظام تك قطبي » تعريف شد. اكنون حتي متحدين آمريكا از يكجانبه گرائي واشنگتن به ستوه آمده اند و رئيس جمهور جديد آمريكا با طرح شعار « تغيير » توانست نظر افكار عمومي و موافقت راي دهندگان را جلب كند و تصريح مي كند كه يكجانبه گرائي به منافع آمريكا لطمه زده است .
    بدين ترتيب چشم انداز آينده چيست آيا دنياي آينده متكي بر « نظام چند قطبي » خواهد بود آيا دنياي اسلام با يك ونيم ميلياردنفر جمعيت در جغرافياي سياسي فردا جايگاه مورد انتظار خود را كسب خواهد كرد آيا براي برون رفت دنياي اسلام از وضعيت موجود رسانه ها به عنوان تريبونهاي در اختيار و افكار عمومي دنياي اسلام مي توانند نقشي در طرح مسئله و انعكاس ديدگاههاي انديشمندان و صاحبنظران اسلامي در اين مقوله ايفا كنند و آيا ايران اسلامي به عنوان « يك نگاه نو » مي تواند زمينه اي براي اجماع ديدگاههاي دنياي اسلام در اين دنياي پرتلاطم فراهم سازد ما براي تمامي اين سئوالات و ساير محورهاي مطرح در اين زمينه بايستي پاسخهاي روشن اطمينان بخش و اميدواركننده اي داشته باشيم .
    روزنامه جمهوري اسلامي با چنين اعتقاد و انگيزه اي دارد صحنه مطبوعات شده در اين مسير گام برداشته و به فرداي روشن تري مي انديشد كه اسلام بتواند نه تنها مسائل و مشكلات ملتها در كشورهاي اسلامي را حل و فصل كند كه حتي براي سايرين هم راهكاري متين منطقي و به روز ارائه كند و نظرها را به سوي خود و راهكارهاي عملي خود جلب نمايد. به اميد آنروز.
    افتخار روزنامه جمهوري اسلامي در اينست كه با حفظ اصول و پايداري در مواضع نفي نظام سلطه و حمايت از نيروهاي مقاومت در هر گوشه از جهان بويژه دنياي اسلام را جزو اصلي ترين رسالتهاي مطبوعاتي خود مي داند
    افشاي ماهيت نظام سلطه و بازگو كردن ابعاد خيانتها و جنايات آمريكا و هشدار در خصوص نفوذيها و عناصر مرعوبي كه بدون توجه به سوابق امر خواستار ناديده گرفتن جنايات آمريكا و بازگشت به مناسبات نادرست گذشته بوده اند جزو اصول هميشگي فعاليت روزنامه جمهوري اسلامي بوده و هست

  • *****
    شهداي عرصه قلم در روزنامه جمهوري اسلامي




  • تاسيس « روزنامه جمهوري اسلامي » به عنوان نخستين شكوفه مطبوعاتي پس از پيروزي انقلاب اسلامي و انتشار اولين شماره آن در روز نهم خرداد ماه 1358 به واقع پاسخ به نيازهاي عيني جامعه انقلابي در دفاع از آرمانهاي والاي اسلام و شهداي بخون خفته انقلاب اسلامي بود.
    اين روزنامه با خط و مشي حمايت از محرومان پيروي از ولايت فقيه و تقويت نظام اسلامي و در بحبوحه جوسازيها و توطئه هاي خائنانه آمريكا و عوامل وابسته به آنها ضمن افشاي خطوط انحرافي و التقاطي شجاعانه به رسالت عمق بخشيدن به آگاهي هاي سياسي و فكري مردم همت گماشت و مورد توجه عامه قرار گرفت .
    حمايتهاي مكرر امام خميني (ره ) رهبر فقيد انقلاب اسلامي شهيد مظلوم آيت الله بهشتي و آيت الله سيد علي خامنه اي در مقاطع مختلف نشان داد كه روزنامه جمهوري اسلامي در ملاحظه خط مستقيم اسلام اصرار دارد.
    اين روزنامه نه فقط در « حادثه هفتم تير » بلكه از ابتداي تاسيس خود تاكنون بيش از 50 شهيد تقديم اسلام و انقلاب نموده است . عزيزاني كه در كسوت عضويت در هيات تحريريه خبرنگار نمايندگي و توزيع روزنامه انجام وظيفه كرده اند و در خط مقدم جبهه هاي جنگ تحميلي با عراق و يا در ترورهاي كور منافقان به شهادت رسيده و برخي به خيل جانبازان انقلاب اسلامي پيوستند اينك با مرور و زمزمه اسامي و ياد و خاطره شهداي گلگون كفن روزنامه جمهوري اسلامي اين صحيفه را متبرك و با آن عزيزان براي استمرار راه پرافتخارشان كه راه خدمت به اسلام و بندگان خالص خداست هم پيمان مي شويم .
    شهيد سردار سرلشگر پاسدار غلامحسين افشردي (حسن باقري ) ـ خبرنگار و رزمنده سپاه اسلام كه در تاريخ 61 11 9 در خط مقدم چنانه (منطقه فكه ) به خيل شهداي اسلام پيوست .
    شهيد حاج اسماعيل افراسيابي ـ ورزشي نويس كه در سال 61 و در عمليات فتح المبين و در منطقه « دشت عباس » به شهادت رسيد .
    شهيد حميد تواضعي ـ عضو تحريريه و مترجم كه در شهر سردشت توسط عناصر ضدانقلاب دستگير و در بامداد 58 6 3 تيرباران شد.
    شهيد مجتبي حسيني ـ خبرنگار كه در روز 19 مهر سال 58 به دست ضدانقلاب ترور شد .
    شهيد فتح اله ژيان پناه ـ خبرنگار و از اعضاي هيات تحريريه كه در جبهه غرب كشور به شهادت رسيد.
    شهيد احمد غديريان ـ خبرنگار و گزارشگر روزنامه در اهواز كه در سال 1360 در جبهه (دهلاويه ) به كسوت شهيدان نائل آمد .
    شهيد يوسف دقت ـ خبرنگار بندرعباس كه در سال 1360 به دست منافقين ترور شد .
    شهيد محمدرضا ثابت مقدم ـ خبرنگار و سرپرست روزنامه در استان گيلان كه در 21 رمضان سال 1359 و در شهرستان رشت توسط منافقين به خون سرخ خود درغلطيد.
    شهيد حسن مصطفوي كرماني ـ خبرنگار و سرپرست روزنامه در كرمان كه در سال 1363 در منطقه « مجنون » و در نبرد با بعثيون عراقي به شهادت رسيد.
    شهيد عليرضا حيدري ـ خبرنگار و سرپرست روزنامه در خرم آباد كه در 11 آذرماه 1361 در جبهه « ابوغريب » به جمع شهدا پيوست .
    شهيد مجيد حجتي ـ خبرنگار تربت حيدريه كه در 9 آذر 1360 در منطقه جنگي « بستان » به شهادت رسيد .
    شهيد حاج احمد عسگري ـ خبرنگار اردستان كه در 20 بهمن 1364 در منطقه عملياتي والفجر 8 به لقاالله پيوست .
    شهيد ابوالفضل بابايي ـ خبرنگار منطقه يافت آباد تهران كه در 21 اسفند 1364 در جبهه سليمانيه لباس سرخ شهادت پوشيد .
    شهيد رجب علي علمي نيك ـ خبرنگار نقده كه در 1359 4 4 در سه راه اشنويه به دست مزدوران آمريكا به فيض شهادت نائل آمد .
    شهيد عبدالرضا گلبادي نژاد ـ خبرنگار گلوگاه كه در منطقه فاو به شهادت رسيد.
    شهيد محمود گلي ـ از كاشان و در سال 1363 در جزيره مجنون به جمع شهدا پيوست .
    شهيد محمدحسن كريمي ـ خبرنگار شهرستان فسا كه در عمليات بدر در 63 12 25 به خيل شهداي اسلام پيوست .



    شهيد سيد مجتبي حسيني ـ خبرنگار خمين كه توسط منافقين در 19 مهر 1358 به شهادت رسيد .
    شهيد علي اكبر كارگر ابرقوئي ـ در سال 1364 در منطقه عملياتي والفجر 8 به جمع شهداي سپاه اسلام پيوست .
    شهيد محمدباقر رحماني ـ خبرنگار بيجار كه در 19 مرداد 1358 توسط عوامل ضد انقلاب در منطقه تكاب به شهادت رسيد .
    شهيد جلال نوبهار ـ خبرنگار شهرستان كازرون كه در عمليات كربلاي 8 شربت شهادت نوشيد .
    شهيد عبدالحميد مرحمتي ـ از كازرون كه در نبرد با متجاوزان بعثي عراق به شهادت رسيد.
    شهيد مهندس عبدالكريم نصيري ـ نماينده روزنامه در كازرون كه در جنگ تحميلي به خيل شهدا پيوست .
    شهيد محسن نقدي ـ از شيراز كه در جبهه جنگ در اثر انفجار مين به خون خود غلطيد.
    شهيد محمدرضا خوشنام ـ از زنجان كه در سال 1361 و در عمليات محرم در جبهه « عين خوش » به معبود خود لبيك گفت .
    شهيد محمود طاهري ـ از كرج كه در 1362 12 5 در منطقه عملياتي خيبر به فيض عظماي شهادت نائل گشت .
    شهيد ابراهيم ميمندي ـ موزع روزنامه در شيراز كه در 1361 2 22 در عمليات بيت المقدس به شهادت رسيد .
    شهيد ابراهيم صمدي ـ از دليجان كه در سال 60 و در جنگ تحميلي به كاروان شهدا پيوست .
    شهيد عبدالحميد عالي حسيني ـ خبرنگار بوشهر كه در عمليات خيبر و در جزيره مجنون به جمع شهدا پيوست .
    شهيد محمدعلي جلالي ـ از دليجان كه در 64 11 21 در جزيره مجنون شهيد شد .
    شهيد عباسقلي نوايي ـ از داراب كه در 61 3 2 در خونين شهر به خيل شهداي انقلاب اسلامي پيوست .
    شهيد محمدتقي عبدي ـ از قائم شهر كه در تاريخ 61 4 11 در جنگ تحميلي به شهادت رسيد .
    شهيد ماشاالله ابراهيم بهزادي ـ از برازجان كه در مورخ 63 5 10 در كردستان به دست عوامل ضدانقلاب به فيض شهادت نائل آمد.
    شهيد حبيب قاسمي ـ از دليجان كه در منطقه فاو و در تاريخ 64 11 22 به قافله شهدا پيوست .
    شهيد الياس محمديان ـ از رودسر و مسئول اشتراك و توزيع روزنامه
    شهيد رضا طاهرخاني ـ خبرنگار تاكستان كه در سال 66 و در عمليات نصر (آزادسازي شهر ماووت عراق ) به شهادت رسيد .
    شهيد احمد محمدي ـ خبرنگار رفسنجان كه در سال 66 در جبهه هاي جنگ تحميلي به شهادت رسيد .
    شهيد محمد حسين شريف (ابوعلي ) ـ نمايندگي روزنامه جمهوري اسلامي در لبنان كه در تاريخ 1359 4 12 در بيروت به دست مزدوران آمريكا به فيض شهادت نائل آمد.
    همچنين ياد و خاطره شهداي ديگر « روزنامه جمهوري اسلامي » از جمله حميد آجرپز سعيد حشمتي حسين كريم پور جلال لطفي محمدي ناصر دادرس اكبر طحائي غلامرضا برهان طهماسب شيخ حسيني غلامحسين اسداللهي مصيب درستكار مرتضي چمن محمد رفعت آزاد هادي شفيعي حاج عبدالعلي ولائي عباس محمدي محمدرضا اماني عبدالمهدي سجاديان و همه شهداي انقلاب اسلامي و دفاع مقدس را گرامي داشته و به روان پاك آنان درود مي فرستيم واز خداوند منان علو درجاتشان را مسئلت داريم و بر ادامه راه آنان پاي مي فشاريم .

  • *****
    سهم ما در دفاع مقدس ملت ايران




  • به بيان بي تكلف بچگي شايد براي من اگر راستش را بخواهيد كمي باور نكردني به نظر مي رسيد. اين كه پس از دو دهه و بيشتر فاصله از قائله جنگ در مطبعه وجريده اي جايي كسي صفحه و ستون ثابتي به اين امر هرچند در محل خود سترگ اختصاص بدهد با هر طرح و توجيه و بهانه اي . در روزگاري كه مثل تهيه مواد قاچاق اگر اعتنا و اعتيادي به اين جنس الاجناس « شراب خانگي ترس محتسب خورده » داشته باشي با يك جنگ و گريز و تعقيب و مراقبت ويژه و باصطلاح كار اطلاعات ـ عملياتي مواجه هستي . در حالي كه مي تواني سراغ آب شنگولي و سوسيس و كالباس ... از نوع ترك و... رااز سوپر محل با سرويس رايگان با يك تلفن و كد در تمام شبانه روز دريافت كني .
    در كوچكي اين شهر بزرگ همين بس كه در حد يك انگشتانه از اقيانوس رسانه هاي سنتي و دي جي تال آن جرات و جسارت نه توليد كه توزيع آثار و احوال مربوط به رجال آن واقعه عظيم (و نه اشباح رجال ) را ندارند. چه كسي است كه نداند امروز چون ديروز نه چندان دور كه نمازخانه هاي ادارات حتي دولتي جايي جز سرداب و زيرزمين و زير پله و انبارهاي متروك نبود و اكنون نيز مراكز نشر و پخش اين برهه از زمان و « راز ماناي » انقلاب اسلامي و دفاع به حق مقدس و متعالي آن چيزي جز همين بيغوله ها نيست . در نقاطي محدود و دورافتاده بنايي متروك و بي نام و نشان چون سنگرهاي خطوط مقدم روز روشن تاريك و با چراغ بافروشندگاني از جنس بسيج با راهروهايي مثل كانال باريك وعميق محل نگهداري هر چيز اسقاطي واز رده خارج و نيز جايي براي عرضه اين نوع كتب و جزوات كه با غيرتي ديني و غروري ملي تهيه شده باعرض و طول يك سنگر اجتماعي استتار شده . و بخاطر مي آورم نمايشگاه كتابي را كه براي تهيه عكسهاي متفاوت و متناسب زندگي در جنگ و جفت وجور كردن چاپ نهايي « فرهنگنامه جبهه انقلاب اسلامي ايران درجنگ تحميلي » غرفه به غرفه در پي سي دي هاي مجاز! هروله مي كردم و مثل كسي كه بزغاله اي را از سر راه پيدا كرده و از سر احتياج در اعلان و آگاهي دادن به اهالي در گفتن : « آي صاحب بزغاله » روي كلمه آخر فرود مي آمد و در حدي كه خود بشنود و در نتيجه بزغاله برايش در حين به تكليف عمل كردن باقي بماند در پرس و جوي عكسهاي متناسب كتابها براي اين كه توجه و تاكيد جمعيت پيرامون را از روي خود برداشته باشم به فروشنده نزديك مي شدم و با اشاره و كنايه در بكار بردن كلمه جنگ از تابلو شدن به نحوي طفره مي رفتم .
    و روزي كه اين قضيه را در مصاحبت نخست وزير جنگ ذكر شرايط متفاوت امروز براي پرداختن به امور مقاومت بر مي شمردم به ياد دارم كه چقدر باور نكردني وحسرت بار مي نمود.
    و در چنين اوضاع و احوالي است كه اگر با يك گل بهار نشود عطر و طراوت و سرخوشي يك شاخ باغ راتداعي مي كند و تفاوت ماهوي آن را با خشكي پائيز و بوي مرگ به چالش مي كشد. البته اگر ما به « زكام » بقول مولانا مبتلا نباشيم . و چه كسي مي تواند اين تساهل و تسامح را برخود ببخشايد و از غصه اين قصه دق نكند و بر خود بپسندد اين خفت و خواري را كه آنچه بسياري عامل بدان بودند ما حتي شهامت بيان و بازتاب دادن آن را نداشته باشيم . معلوم مي شود اقرار به زبان و قلم هم در جاي خود چندان كمتر از عمل به اركان يك اعتقاد راسخ نيست .
    بنابراين بيش از آن كه به كيفيت و چند وچون عمل برسيم نفس حركت و تلاش و عاطل و باطل نبودن خود فضيلت است يعني بو و خاصيت داشتن حتي در حيات حيواني و نه معقول . حضور به معني جاذبه و دافعه داشتن موافق و مخالف بودن و حذف و اضافه كردن كه :
    به همراه باديه رفتن به از نشستن باطل



    كه گر مراد نيابم به قدر وسع بكوشم
    بهرحال حاضر بودن ولو بدون رعايت ادب بر غايب بودن ترجيح دارد.
    فارغ از ماجرا نبودن دغدغه داشتن و بي مسئله گي والا بحث نقد و نظر مسدود نيست . خاصه اگر نگاهي ايده آل وآرماني به امور داشته باشيم در چنين وانفسايي خاصه اگر عمل از سر عادت نباشد و با آگاهي وآزادي و اختيار و انتخاب نسبت داشته باشد از مقوله فئه قليله است .
    هر چند به ذائقه طبقه نوظهور و تازه به دوران رسيده در قدرت و ثروت خوش نيايد و داغ نااهلان را نسبت به انقلاب و دفاع از آن تازه كند و نوعي بازگشت به گذشته تلقي شود و حركتي كه اعتقاد به ارزش گذاري قضايا دارد سوا مي كند تميز مي دهد در هم نمي خرد و نمي فروشد. مرز مي شناسد. آنقدر كريم ورحيم وستار و غفار نيست كه آن حكيم همه دان و قادر متعال نباشد.
    و اين همتي بلند مي طلبد و در عين حال انصاف و اصالت و انسانيت كه ما اوليا نعمت خود را ياد كنيم و اين شكر نعمت نعمت شجاعت اخلاص عمل ايمان انقلابي و خيرات جان و مال و موقعيت تا نقطه ارتحال و پيوستن به مبدا و منتهي الامال موجب ازدياد و بركت اين فضايل در زندگي ما و ذريه ما خواهد شد.
    هر چند با همه تلخي و گزندگي اذعان داريم كه اين كالا امروز روز عموما رونقي ندارد و خرج و دخل اش جفت نمي شود. سرمايه اي زودبازده نيست . چشم آخر بين (نه آخر بين ) مي خواهد كه مثل فلان كشور بعد از جنگ دوم جهاني استقلال يافته در قلب بزرگترين و فوق مدرن ترين شهرها و شاپينگ هاي خود شانه به شانه ساير تسهيلات از جمله نمازخانه مراكز عرضه كالاهاي فرهنگي ايجاد كني كه كتابفروشي هاي آن با توجه به پايين تر بودن نرخ سرانه مطالعه حتي نسبت به كشورهايي مثل ما فقط در يك موضوع ـ علمي تخيلي ـ ده هزار كتاب را به نمايش بگذارد; در حالي كه شما در سطح توده مردم بندرت كسي را اين جا و آن جا در حال مطالعه و تامل مي يابي . همچنان كه در فرودگاه و ساير تاسيسات زيربنايي اقتصادي شان چنين رويكردي آينده محوري محسوس است ... بگذريم كه اينك نه حسرتي است نه فرصت .


    همان حكايت « من گنگ خوابيده و عالم تمام كر است » و « آنچه البته به جايي نرسد فرياد است » . بخش خصوصي اگر و اما كند قابل درك است واي به روزي كه دولتها و حكومت ها كه خود دستشان در جيب احرار و ايثارپيشكان است از درك چنين بديهيات ضروري عاجز باشند.
    اما جمهوري اسلامي و جنگ دوستان قديم اند و رابطه بين آنها دو رابطه ي حقيقي و حقوقي ! است . در آن سالهاي نه چندان دور مدعيان به حق انقلاب اسلامي صدرنشيناني كه شهادت قدرشان را دانست و به عنوان مايه ها و پايه هاي اوليه نظام از دم گرمشان ارتزاق كرد اغلب سر و سري با همين نام و نشان داشتند. و در سطح مباني و آستانه اين مدخل صدق كساني حلقه بر در زدند كه لبيك پنهان را شنيده بودند و ديري نپاييد كه با همه بي كس و كاري خود شمع انجمن شدند.
    كساني كه خود جهاني بودند بنشسته در گوشه اي . و چنين بود كه پهناي باند و طول موج و فركانس زبان و قلم شان ابعاد و ارتفاع مي گرفت و با آن حقيقت الهي انعكاس مي يافت و مجراي تنفس ما مي شد.
    با قوه قهريه شر دشمن عالمي را به خودش بازمي گرداند و با قاعده لطف اسراي دشمن را مي نواخت . كانون رحمت و غضب الهي : « اشدا علي الكفار رحما بينهم » .
    ميراث مكتوب و ماندگار دهه اول مقاومت پس از پيروزي انقلاب به مثابه سرمشق سياهه مشق هايي است كه در دوره بازسازي و دوره هاي پس از آن در حوزه هاي مختلف فرهنگ و هنر مجال تماشا يافتند. دريغ و درد كه عرف جامعه و غلط مشهور و مسري رواج يافته اجازه نقد و نقل آثار و اشخاص موثر در هر حيطه را نمي دهد و سوگيري هاي مشوب به انواع شوائب و « تصورات ماسبقي » مانع از آن مي شود كه حق « سابقون » و « يسارعون في الخيرات » آن چنان حقي كه خود براي خود نمي شناسند ادا شود.
    ظرفيت ها در بالاترين سطوح و مدارج چنان شكننده و خشك و خودمدار است كه وجود غير را برنمي تابد هر چند اثبات شي نفي ماعدا نكند. پس نمي توان جز به اشاره و كنايه موي از روي سخن كنار زد و آن ماه پاره هاي دو هفته را نزد چشم هاي نزديك بين و بازاري پسند به رخ كشيد.


    با اين همه « فردا » با همه فريبندگي به سرعت « امروز » مي شود و « امروز » كه اغلب به غفلت و مستي هستي دچار است به « ديروز » تبديل مي شود كه چون خاكستري از اجاق كارواني به جاي مانده گذشته اي است كه خود مي خواهد چراغي فراراه آينده ما باشد. و چه دور و تسلسلي اگر از اين گذشته « سوخته » و « آتش زنه اي » در لابلاي تار و پود و گرد و غبار فرو نشسته روزگار باقي نمانده باشد كه ما چراغ فرداي خود با آن بيفروزيم .
    و جماعت از جان گذشته كه مرشد و مولاي ما فرمود آنها (شهدا) را قلمها مي سازند ناشرين و در راس ايشان مطبوعات مقاومت نقش گسترش دهنده و تعميم دهنده اين مايه ها و مشعل هاي مشتعل كننده و فروغ بخش حيات را دارند. البته چنان كه ما بخواهيم از ظلمات و هزار توي آن به سوي نور گام برداريم . و اين زبان سرهاي بريده از قفاي شهدا است در لسان مولانا كه :
    سوختم من سوخته خواهد كسي
    تا ز من آتش زند اندر خسي
    سوخته چون قابل آتش بود
    سوخته بستان كه آتش كش بود


    و اين وصف حال ماست كه :
    اي دريغا اي دريغا اي دريغا
    كان چنان ماهي نهان شد زير ميغ
    پس اين بسنده نيست كه گفته شود با عوض شدن نسل ها ارزشها دگرگون مي شوند كه در جاي خود و با عنايت به تغييرات (حتي نه تحولات ) اقتصادي و توسعه تكنولوژيك در عرصه هاي مختلف كار زندگي و فراغت بسياري بديهي است اما اين لزوما به معني ناديده انگاشتن سرمايه هاي در گردش مادي و معنوي اي كه يگانه آبشخور متناسب هر قوم و ملت و مذهبي است نيست . هيچ متنهايي بدون مبدا و هيچ شاخ و برگي بدون ريشه در آب و خاك هويتي كه اساس عزت و آزادي است ندارد.
    و از همين روست كه نوع انسان از حيث كمال خواهي ازلي در آنچه ندارد دست به جعل مي زند و بازار مكاره و هرج و مرج طلبي باز خورد چنين وضعيت پا در هوايي است .
    جايي كه ديگران بدون استثنا در طول تاريخ تمدن خود دست به سوي اقتباس دراز مي كنند ترجمه آثار ديگر تمدنها را تا حد تبديل به يك نهضت پيش مي برند و يك شخصيت واحد متعلق به يك ملت وقتي به نام ملل گوناگون خواننده مي شود همه و همه حكايت از اين حقيقت دارد كه : « هيچ كس از پيش خود چيزي نشد يا نمي شود » . و البته اين حقيقت چيزي از قدر و قيمت نوآوري و تازگي در لفظ و معنا فرو نمي كاهد. اما مشروط بر آن كه واقعا خلق و كشف و هستي جديد صورت بندد. تحول و تفاوت و تنوع به معني سرشار از جاذبه جان با كنار زدن حشو و زوايه و تتابع اضافات اتفاق بيفتد جز هياهو و شور و شين به ضرب و زور ترفندهاي سمعي و بصري از عناصر جاودانگي و راز و رمز تامل برانگيز حيات و پديده هاي شگفت آور آن از انسان و مباد و نبات نشاني بدهد و به حيرت و سرگرداني ما بيفزايد.
    بي شك اكنون هر كس به اندازه حشر و نشري كه با اين آثار و احوال مندرج در آن دارد و يا از مصاحبت پديد آورندگان آن كه خود پديد آمده مقتضيات چنان اوضاع و احوالي هستند برخوردار است مي داند و مي تواند قدر و قيمت آن را بشناسد و يا لااقل نشكند. و به اندازه بهره مندي مومنانه اش پاس اين نور علي نور را مي دارد. در حالي كه سايرين (فرد باشد يا دولت ) به خاطر فاصله و عدم تقرب شان مي توانند پيوسته معذور و مبرا باشند از اين كه برديده مجنون نشسته اند كه جز خوبي ليلي (ولو كورو كبود) نبينند. پس حرجي به ايشان نيست حتي اگر در مسجد الحرام تارك الصلوه باشند. و از سوي ديگر حاشرين و ناشرين منتي بر كسي ندارند اگر عمر و آبرو و نان و جان خود را به پاي آن يگانگان بي نظير و بديل بريزند كه خود مديون آن هواي پاك و آسمان آفتابي و خاك زرخيزاند. و اگر احيانا سركيسه اي شل كنند و عتاب و خطابي بشنوند جز ماليات ناچيزي در قبال آن همه امنيت خاطر صلح و صفاي باطن و خشنودي دو جانبه و خلوت انس و... نپرداخته اند. و چه تناقضي است عاشقي را مزد خواستن و منت نهادن . جايي كه يك كرشمه به فتواي حافظ تلافي صد جفا بكند.
    بگذريم به هرحال ما امروز از معركه نبرد دور شده ايم و در ميادين غير مسلحانه همچنان به نبردـ منتها در چارچوب ضوابط بين الملل ـ در عرصه هاي گوناگون در جهت حفظ و توسعه منافع و تحكيم مباني نظام خود تلاش مي كنيم . اما اگر به ابعاد جهاني هجوم و مضاعف بودن مقاومت هشت ساله اذعان ـ حتي نه ايمان ـ داشته باشيم بديهي است در حالي كه امروز اروپا نامه هاي سربازان جنگ اول را منتشر مي كند از آن نه تنها عبور بلكه به سرعت برق نمي گريختيم . و چنان كه از باب تمسخر مي گويند به كسي كه اسب سواري نمي دانست و از پشت اسب مكرر به زمين مي افتاد نمي گفتيم : اين اسب تمام شد يك اسب ديگر!
    و روزنامه جمهوري اسلامي كه اينك سه دهه از حضور خود را در پيوند با نام نظام به نظاره نشسته است شايد بخاطر سهم مهمي كه براي خود در اين مقام مي شناسد چنان كه در گرماگرم جنگ مقاومتي متفاوت از خود در عرصه مطبوعات جنگ نشان داد امروز همچنان اين امر براي او موضوعيت دارد و اگر چه به خاطر خاستگاه مردمي و عمومي اش داخل مباحث نظري و نقد نشده اما در چارچوب وظيفه اي كه براي خود مي شناسد با حفظ صفحات ويژه هفتگي در طول تمام سالهاي پس از جنگ به معتقدات و منويات خود وفادار مانده است . و اين فرصت را براي جامعه رزمنده و صاحبان اثر و فكر فراهم آورده است آنچه هنوز حرف اصلي است و مي تواند معيار و محك « صحيح » از « سقيم » واقع شود و رنگ و روي روشني و رهايي از هر زنگار را دارد مجال رخ نمودن بيابد و يكسره به ديار خاموشي و فراموشي تعلق پيدا نكند. چنان كه اين بنده از همه جا رانده و در مانده و ابن سبيل را اين صفحه سفره اطعام مسكين شد تا بلكه صدقه سر انفاس قدسي آن ملت مجاهد و مخلص « شجره طيبه » تذكره و جواز عبور آشنايي گردد كه شيطان مانع او نشود. ان شاالله
    سيدمهدي فهيمي
    هواي پاك آسمان آفتابي و خاك زر خيز جبهه در صفحات جبهه و جنگ روزنامه قابل درك است