بسم الله الرحمن الرحيم
طبع نظام هاي حكومتي جمهوري
چه از نوع اسلامي و چه غير آن
اينست كه مسئولان اجرائي و تقنيني در جريان انتخابات با آرا
مردم انتخاب مي شوند. به همين دليل
همواره نتيجه انتخابات
مورد قبول و تمكين همگان است و اقليت به آنچه اكثريت نظر داده تن
مي دهد. طبيعي است كه اكثريت نيز بايد در چارچوب قوانين عمل كند و به حقوق اقليت نيز احترام بگذارد.
اين واقعيت را نمي توان انكار كرد كه همواره در جريان هر انتخاباتي عده اي از كساني كه در معرض انتخاب شدن قرار مي گيرند و
هواداران آنها به اقداماتي كشانده مي شوند كه خلاف انتظار است و در مواقع عادي چنان نمي كنند. انتقاد از رقيب
اطلاع رساني هاي
فوق العاده
مچ گيري هائي كه گاهي غيرعادي و دور از انتظار است و از اين قبيل امور كه براي جلب آرا خود و منصرف ساختن مردم از
راي دادن به رقبا موثرند.
تا اينجا تقريبا طبيعي هر انتخاباتي در چارچوب نظام هاي حكومتي جمهوري است . ولي عبور از مرزهاي قانوني و اخلاقي و
ارتكاب اقداماتي كه تحت عناويني از قبيل تخريب قابل تعريف هستند
در چارچوب هاي نظام حكومتي جمهوري و مقررات معمول
در انتخابات قانوني نمي گنجد. هنگامي كه اقدامات نامزدهاي انتخاباتي و حاميان آنها از چارچوب ها خارج مي شود و به بداخلاقي و
تخريب مي انجامد
فضاي جامعه از يكطرف به جاي آنكه پر از شور انتخاباتي شود دچار التهاب و تشنج مي شود و از طرف ديگر به
آلودگي هائي از قبيل فريب مبتلا مي گردد. در چنان وضعيتي چه بسا نتيجه انتخابات تابع فضاي آلوده شود و ارزش و اعتباري كه بايد به
دليل برآمدن از آرا اكثريت داشته باشد را از دست بدهد. در آن صورت
اين اكثريت واقعي نيست كه پيروز انتخابات است بلكه يك موج
زودگذر است كه جامعه را تحت تاثير خود قرار داده و بهيچوجه نمايانگر نگاه واقعي مردم نيست .
براي آنكه چنين عارضه اي گريبانگير جامعه نشود
بايد فضاي انتخاباتي همواره اخلاقي باشد. هرگز نبايد اجازه داده شود تخريب
جاي انتقاد را بگيرد. اين واقعيت را هم نمي توان انكار كرد كه انتقاد لازمه هر انتخاباتي است
زيرا رقبا اصولا با اين فلسفه به رقابت
مي پردازند و ميخواهند جاي همديگر را بگيرند كه به عملكردها انتقاد دارند. لكن انتقاد بايد منصفانه باشد و هيچكس به خود اجازه
ندهد از چارچوب انصاف خارج شود.
رعايت اين امور در نظام جمهوري اسلامي از ساير نظام هاي حكومتي الزامي تر است . زيرا علاوه بر الزامات انتخابات و اقتضائات
اخلاق انساني
تعاليم ديني نيز رعايت انصاف را لازم مي دانند و فلسفه وجودي نظام جمهوري اسلامي فراهم ساختن زمينه هاي عمل به
اصول اخلاقي و تحقق ارزش هاي مرتبط با كرامت انساني است . كساني كه فكر مي كنند نظام جمهوري اسلامي را به هر قيمتي حتي
پايمال نمودن اخلاق و انصاف و كرامت انساني بايد حفظ كرد نبايد در اين نكته ترديد نمايند كه در آنصورت فقط ظاهر و پوسته اين
نظام را حفظ خواهند كرد و باطن و محتواي آنرا فداي خواسته هاي خود مي كنند و اين
خسران بزرگي است .
متاسفانه اين روزها در عرصه تبليغات انتخاباتي با صحنه هاي عجيبي مواجه هستيم كه بهيچوجه متناسب با شئون نظام جمهوري
اسلامي نيست . چهار نفر را شوراي نگهبان
كه مرجع قانوني تشخيص صلاحيت است
براي احراز مسئوليت رياست جمهوري واجد
صلاحيت دانسته و اسامي آنها را به اطلاع عموم رسانده است . رهبر معظم انقلاب نيز فرموده اند اين افراد صالحند و مردم از ميان آنها
اصلح را پيدا كنند و با آرا خود او را به عنوان مسئول اجرائي كشور انتخاب نمايند.
رفتاري كه اين روزها در بعضي مطبوعات كشور ما و توسط بعضي فعالان سياسي با اين اشخاص مي شود نه تنها در خور افراد صالح
نيست
بلكه گاهي حتي تناسبي با افراد مجرم و مفسدهم ندارد! ما چگونه مي توانيم با اين قبيل رفتارها ادعا كنيم طرفدار يك نظام
حكومتي اسلامي هستيم
آيا اسلام اجازه مي دهد به كساني كه بخش عمده اي از عمر خود را به مبارزه عليه رژيم فاسد شاهنشاهي و دفاع مقدس و خدمت به
نظام اسلامي گذرانده اند اهانت كنيم و آنها را يزيد و ابن زياد و عمر سعد و عمروعاص بدانيم ! آيا اسلام اين اجازه را به ما داده است كه
رنگ سبز را رنگ لجن بدانيم ! آيا اسلام به ما دستور داده است استفاده از شال سبز را كه علامت انتساب به آل رسول الله است نشانه
ضديت با اسلام و قرآن و نظام اسلامي و همانند قرآن سر نيزه كردن بدانيم حتي به همين اقدامات نيز اگر كسي انتقاد دارد حق دارد انتقاد
كند
اما اهانت چرا انكار فضيلت شال سبز و انتساب رنگ سبز به آل رسول الله چرا حتي انكار سيادت فردي كه از خانواده هاي اصيل
سادات است چرا دروغ پردازي و لجن پراكني عليه كساني كه امام به آنها ابراز علاقه كرده است چرا اگر امام خميني در يك تذكر به كسي
ايرادي گرفته باشد و در همان تذكر علاقمندي خود به او را نيز با صراحت اعلام كرده باشد
چگونه مي توان اين را ناديده گرفت و آنرا
دليل عدم شايستگي او دانست اين رفتارها و قضاوت ها با كدام معيار اسلامي سازگاري دارد آيا به اين نكته انديشيده ايد كه اگر اين قبيل
قضاوت ها ملاك تعيين شايستگي و اصل و نسب افراد باشد
چه بزرگاني زير سئوال مي روند و چه خسراني متوجه اساس نظام
مي شود
به نظر مي رسد اين قبيل برخوردها با نامزدهاي رياست جمهوري بدين معناست كه كسي حق ندارد در برابر كسي كه اكنون رئيس
جمهور است خود را نامزد رياست جمهوري كند! اين
يعني انكار قانون اساسي و انكار جمهوريت نظام و يعني خلاصه كردن اسلام و
نظام در يك فرد! و يعني حقوق قانوني ديگران را ناديده انگاشتن . اگر چنين اعتقادي داريد اصولا چرا انتخابات برگزار
مي كنيد
انتخابات
يعني باز گذاشتن عرصه رقابت براي بيان منصفانه انتقادات و رقابت آزاد در چارچوب هاي قانوني و ميدان دادن به مردم
براي انتخاب براساس معيارها كه لازمه آن ابقا فرد حاكم و يا كنار گذاشتن او و روي كار آوردن فرد ديگر است . اگر قرار باشد كسي كه
رئيس جمهور است ديگران حق رقابت با او را نداشته باشند
پس انتخابات چه معنائي دارد
به اين واقعيت تلخ هم بايد اعتراف كنيم كه در بيان همه نامزدهاي رياست جمهوري اين دوره
انتقاد جاي خود را به تخريب داده
است . اما همراه با اعتراض به آنها بايد به اين نكته نيز توجه داشته باشيم كه اين
شيوه ايست كه حاكمان امروز با توسل به آن و انكار همه
دستاوردهاي جمهوري اسلامي در دوران قبل از خود به قدرت رسيده اند و در چهار سال گذشته نيز همين شيوه را ادامه داده اند و آنرا به
صورت يك فرهنگ در جامعه ما نهادينه كرده اند. امروز اگر ساير نامزدها به همين شيوه متوسل مي شوند ـ كه شيوه ناپسندي است ـ در
واقع از عملكرد حاكمان 4 سال اخير و رسانه هاي حامي آنها نسخه برداري مي كنند و رطب خورده منع رطب كي تواند كند
قبول داريم و تاكيد مي كنيم كه اين فرهنگ غلط بايد منسوخ شود
لكن اين يك جاده يكطرفه نيست . هر دو طرف بايد بپذيرند كه
تخريب يك روش ضد فرهنگ است و عليرغم بازدهي هاي به ظاهر مثبت كوتاه مدت براي اشخاص و گروه ها
عوارض دراز مدت منفي
و سنگيني براي جامعه دارد كه دامن گير اساس نظام نيز مي شود. هيچكس نبايد به قيمت رسيدن به منافع كوتاه مدت شخصي و گروهي
به چنين عوارض دراز مدت سنگيني رضايت دهد.

|