بسم الله الرحمن الرحيم
اقدامات اخير پاريس در منطقه خليج فارس
يكبار ديگر دنباله روي فرانسه از سياستهاي مداخله جويانه واشنگتن را در ذهن ها تداعي
كرده است . نيكلاي ساركوزي رئيس جمهور فرانسه با حضور در ابوظبي
پايگاه نظامي فرانسه در ابوظبي را افتتاح كرد. پايگاه مزبور
« اردوگاه صلح » ! ناميده شده و توافق اوليه براي احداث آن در جريان سفر قبلي ساركوزي در يكسال و نيم گذشته به امضا رسيده بود. اين
پايگاه 12 هكتار مساحت دارد و داراي تشكيلات دريائي
هوائي و زميني خواهد بود و نهايتا 500 نفر را در خود جا مي دهد و با يك
اسكله 300 متري به آبهاي خليج فارس متصل خواهد بود . سوابق همكاريهاي فرانسه و امارات به سال 1374 باز مي گردد كه طي آن يك
توافقنامه همكاري نظامي بين طرفين به امضا رسيد. از آن زمان
واحدهائي از ارتش فرانسه در يك پايگاه هوائي در شمال ابوظبي مستقر
شده اند و گاهي تمرينات مشتركي با ارتش امارات داشته اند.
فرانسه بارها تلاش كرده از توان اقتصادي امارات براي يافتن يك بازار تسليحاتي بمنظور فروش تجهيزات جنگي خود بهره گيري كند.
فروش جنگنده هاي ميراژ و تانكهاي فرانسوي جزو دستاوردهاي قبلي فرانسه محسوب مي شود و درحال حاضر نيز پاريس اصرار دارد
بتواند جنگنده هاي « رافائل » را به امارات بفروشد تا جايگزين 60 فروند ميراژ شوند .
واقعيت اينست كه برخي كشورهاي استعماري از جمله فرانسه
انگليس و آمريكا با در نظر گرفتن ظرفيتهاي اقتصادي كشورهاي
عرب سعي دارند با دامن زدن به برخي نگرانيها
چنين وانمود كنند كه براي كمك به امنيت و ثبات اين كشورها حاضرند دست به هر
كاري بزنند و از جمله با ايجاد پايگاه نظامي در ايجاد امنيت و تقويت ثبات اين كشورها نقش آفريني كنند اما بعنوان يك اقدام عملي طبعا
لازم است اين كشورها به تقويت بنيه نظامي خود بپردازند و با خريدهاي تسليحاتي
زرادخانه نظامي خود را آنچنان تقويت نمايند كه
ثبات آنها را تضمين كند!
زيركي فرانسه در دهه هاي اخير
دامن زدن به همين احساس گنگ نزد دولتمردان امارات بوده است كه براي امارات ميلياردها دلار
هزينه در بر داشته و در عوض مشتي آهن پاره و تجهيزات غيركارآمد فرانسوي را در اختيار آنها قرار داده است . بايد پرسيد امارات اين
تجهيزات و جنگ افزارها را براي مقابله با كدامين دشمن تدارك ديده و مي بيند و اساسا حتي درصورت آنكه دشمني در كار باشد
آيا
فرانسه آنروز به كمك امارات خواهد آمد و به حساب آنها با دشمن فرضي خواهد جنگيد با در نظر گرفتن اينكه امارات اصلي ترين
اختلافات ارضي را با همسايگان عرب خود دارد
قاعدتا به مصلحت امارات نيست كه با طناب پوسيده و نامطمئن فرانسوي ها به جنگ
با همسايگان عرب بپردازد و خود را وارد ماجراجوئي هاي بدفرجام كند.
صرفنظر از اين نكته با عنايت به طرحهاي منطقه اي و فرامنطقه اي فرانسه
احداث پايگاههاي نظامي فرانسه در خليج فارس به
جاه طلبي هاي پاريس براي كسب اعتبار در درون « ناتو » باز مي گردد كه فرانسه را به نخستين كشور داراي پايگاه نظامي در خليج فارس پس
از آمريكا تبديل كند و زمينه هاي دنباله روي پاريس از سياست هاي مداخله جويانه آمريكا در منطقه را براي ساركوزي فراهم نمايد. اين
امر بويژه با در نظر گرفتن مانورهاي سياسي ـ تبليغاتي ساركوزي براي همكاري بيشتر با واشنگتن
معني و مفهوم واقعي خود را پيدا
مي كند و نشانگر جاه طلبي هاي جنون آميز ساركوزي در طول سالهاي اخير است كه حتي فرياد اعتراض رقباي سياسي وي را نيز
برانگيخته است .
واقعيت اينست كه ديپلماسي فرانسه طي چندين دهه نوعي واگرائي نسبت به آمريكا را به عنوان خمير مايه اصلي خود به همراه
داشت ولي فرانسه در دوران ساركوزي سياست چاپلوسانه و حقيرانه اي را در قبال واشنگتن بويژه در دوران بوش كوچك به نمايش
گذاشت . بدين ترتيب سئوال اصلي اينست كه آيا فرانسه نيز مانند انگليس اميدوار است به « زائده سياست خارجي آمريكا » مبدل شود
پاسخ اين سئوال دستكم از ديدگاه ساركوزي مثبت است ولي از ديدگاه واشنگتن هم كاملا بعيد است آمريكا با رسوائيهاي كنوني به دنبال
يافتن يك « شريك جرم » در منطقه نباشد. بويژه آنكه انگليس در ماجراي عراق به شدت بدنام و رسوا شد و احتمالا اوباما از اشتهاي
سيري ناپذير ساركوزي براي دنباله روي از آمريكا
آگاه است و براي كشاندن فرانسه به بازيهاي منطقه اي
دست به كار خواهد شد.
اما آيا فرانسه از دخالتهاي گذشته اش سودي برده و اساسا ظرفيت و توان چنين اقداماتي را احراز كرده است قاعدتا مقامات
فرانسوي از رسوائي هاي ناشي از اعزام ناو هواپيمابر فرانسوي « كلمانسو » به آبهاي خليج فارس در طول دوره « جنگ نفتكش ها » آگاهند و
كاملا واقفند كه نظاميان بزدل فرانسوي در جريان ديدار وزير دفاع فرانسه از اين هواپيمابر
با التماس و گريه از وي مي خواستند كه آنها را
از اين جهنم خارج كند و نگذارد آنها بخاطر ديگران در اين آبهاي گرم طعمه كوسه ها شوند!
اين جملات كه آن روزها در مطبوعات فرانسوي نيز منعكس گرديد به خوبي نشان مي دهد كه نظاميان عياش فرانسوي اهل جنگ و
مبارزه نيستند و اگر بودند
كشور خود را در برابر نظاميان مهاجم هيتلري حفظ مي كردند و از آب و خاك خودشان دفاع مي كردند و
نمي گذاشتند فرانسه سالها در اشغال آلمان هيتلري باشد. فرانسه در دوران ساركوزي
به ماجراجوئي به هر قيمت ممكن
بسيار علاقمند
شده است و اگر جنگ عليه عراق در دوران ساركوزي آغاز شده بود
يقينا فرانسه يكي از همدستان بوش در اين جنايات بدفرجام مي بود.
امروز هم فرانسه با حضور در امارات به دنبال ماجراجوئي برآمده تا بلكه با اين رفتار خود « كسب اعتبار » كند و قاعدتا ساركوزي از افرادي
است كه معتقدند « بدنامي بهتر از گمنامي است » . اين پديده نشان مي دهد كه جاه طلبي هاي ساركوزي عمدتا از جنس « خودنمائي » و
« خود بزرگ بيني » است .

|