روزنامه جمهوري اسلامي 16/03/1388 صفحه سياسي

  • طرح نتانياهو براي مقابله با حماس
  • احياي نقش روسيه در خاورميانه
  • *****
    طرح نتانياهو براي مقابله با حماس




  • شواهد و قرائن بسياري وجود دارد كه به وضوح نشان مي دهد دولت جديد رژيم اشغالگر قدس تصميم دارد تا جبهه درگيري با جنبش حماس و نوار غزه را تقويت ببخشد كه البته اين شواهد و قرائن را علاوه بر گرايش هاي افراطي گرايانه احزاب حاضر در دولت مي توان در ماهيت اشخاص حاضر در كابينه نيز يافت اشخاصي كه در سياست اين رژيم به عنوان تندروترين ها شناخته مي شوند.
    ازجمله شواهد و قرائن مذكور همچنين مي توان از اقدام نتانياهو در تعويض ژنرال اوفر ديكل مسئول پيگيري پرونده « گلعاد شليت » سرباز ربوده شده صهيونيستي و نيز تاكيدي ياد كرد كه مشاوران نتانياهو بر اتخاذ شيوه اي متفاوت از سوي دولت صهيونيستي براي برخورد با مسئله مبادله اسرا داشته اند. معنايي كه از اين تاكيد برداشت مي شود آن است كه كابينه نتانياهو تلاش مي كند تا توافقات اصولي كه در زمان حاكميت اولمرت و به صورت غيرمستقيم ميان تل آويو و حماس به دست آمده است زير پا بگذارد. به ديگر سخن امكان دارد دولت كنوني اسرائيل با مواضع دولت پيشين در خصوص مبادله اسرا موافقتي نداشته باشد.
    به هر حال بعيد نيست كه منظور چهره هاي نزديك به نتانياهو از اتخاذ يك شيوه جديد از سوي دولت كنوني رژيم صهيونيستي براي برخورد با پرونده گلعاد شليت استفاده از زور و قدرت نظامي ـ در صورت يافتن اطلاعات لازم ـ براي آزادي اين سرباز صهيونيستي باشد; البته اكثريت قاطبه ناظران سياسي در تل آويو احتمال چنين چيزي را بعيد مي دانند.
    از تل آويو خبر مي رسد كه « موشه يالون » وزير امور استراتژيك در دولت كنوني رژيم صهيونيستي طرحي را جهت تعيين نوع برخورد با جنبش حماس تدوين كرده است كه در نشست كابينه امنيتي اسرائيل آن را ارائه خواهد كرد. پيش از آنكه جزئيات اين طرح مشخص شود مي توان گفت كه محور آن افزايش حمله به جنبش حماس است ; زيرا يالون از زمان تصدي رياست ستاد مشترك ارتش صهيونيستي به خاطر مواضع افراطي گرايانه اش در قبال اين جنبش مبارز فلسطيني از شهرت خاصي بهره مند بوده است .
    نكته اي كه در اينجا نبايد به سادگي از كنار آن گذشت بندهاي توافق نامه اي است كه ميان حزب « اسرائيل خانه ما » به رهبري افيگدور ليبرمن و حزب ليكود به رياست بنيامين نتانياهو براي پيوستن به ائتلاف كابينه به امضا رسيده است كه در يكي از مهم ترين اين بندها به صورت شفاف آمده است كه براندازي دولت حماس يك هدف استراتژيك براي دولت آتي تلقي مي شود. صرف نظر از جديت صهيونيست ها در تحقق اين هدف مي توان گفت كه اين بندها از مسير حركت دولت جديد عبري در برخورد با حماس حكايت دارند.
    از بندهاي توافق نامه ميان دو حزب ليكود و « اسرائيل خانه ما » بگذريم به اظهارات وزراي دولت جديد صهيونيستي مي رسيم كه بارها تهديد كرده اند اگر روند پرتاب موشك ادامه يابد رهبران حماس را ترور خواهند كرد و حلقه محاصره نوار غزه را تنگ تر خواهند نمود.
    از ديگر شواهد و قرائن مربوط به طرح دولت جديد براي برخورد با حماس بايد به آموزش هايي اشاره كرد كه ارتش عبري در حال حاضر و با عبرت گرفتن از تجربه هاي خود در جنگ هاي گذشته فرامي گيرد.
    در اين نكته هيچ ترديدي نيست كه نتانياهو به فضل موضع تشكيلات خودگردان و برخي كشورهاي عربي در قبال جنبش حماس حاشيه مانور خود براي مقابله با اين جنبش را گسترده مي بيند. اگر نيك بنگريم مي بينيم كه در حال حاضر و با وجود موضع افراطي نتانياهو در عرصه سياسي ; تشكيلات خودگردان باز هم به همكاري هاي خود با رژيم صهيونيستي ادامه مي دهد و به روند تعقيب مبارزان تداوم مي بخشد و دست از موضع سرسختانه خود در قبال گفتگوهاي ملي برنمي دارد.
    صرف نظر از تمامي آنچه گذشت بايد گفت عوامل ديگري نيز وجود دارد كه باعث تغيير معادله مي شوند يعني نتانياهو را بر آن مي دارند تا در برخورد نظامي با جنبش حماس با احتياط بيشتري برخورد كند. ازجمله اين عوامل مي توان به موارد ذيل اشاره كرد :
    1 ـ تمايل طيف گسترده اي از جامعه صهيونيستي براي پايان بخشيدن به پرونده گلعاد شليت و نيز پافشاري برخي احزاب فعال در ائتلاف كابينه ازجمله شاس و كار براي آزادي اين سرباز اسير صهيونيستي ; البته نبايد فراموش كرد كه نتانياهو به خوبي اين نكته را درك مي كند كه راه حل نظامي براي حل مسئله گلعاد شليت وجود ندارد.
    2 ـ حاشيه مانور و فعاليت رژيم صهيونيستي در عرصه نظامي ـ آن هم در سايه وضعيت كنوني جامعه بين الملل ـ بسيار محدود است و اين رژيم خوب مي داند زماني را كه اولمرت براي جنگ خود عليه نوار غزه انتخاب كرد مناسب بود; زيرا در محدوده زماني ميان پايان دوره رياست بوش و آغاز رياست اوباما بر آمريكا به آن كار مبادرت ورزيد. از سوي ديگر كابينه نتانياهو به خاطر ماهيت احزاب حاضر در آن و نيز مواضع سياسي اش با مشكل مشروعيت بين المللي روبه رو است .
    3 ـ نتانياهو جدول خاصي براي اولويت هاي خود دارد و در حال حاضر برنامه هسته اي ايران در راس ليست مسائلي است كه نخست وزير اين رژيم توجه خود را معطوف آن ساخته است . البته اين نكته را نبايد از ياد برد كه توجه به اين امر هرگز صهيونيست ها را از طرح هايشان عليه نوار غزه بازنمي دارد. به هر حال اهتمام ورزي اشغالگران قدس به مسئله ايران ممكن است باعث كاهش تمايلش براي انجام اقدامي نظامي عليه نوار غزه شود.
    4 ـ دولت نتانياهو به خوبي درك ميكند حمله به نوار غزه ـ آن هم به شكلي كه دولت اولمرت بدان مبادرت ورزيد ـ هرگز فايده بخش نخواهد بود مگر آنكه نوار غزه دوباره به اشغال درآيد. با وجود آنكه برخي از وزراي كابينه نتانياهو از پيشنهاد يورش گسترده به نوار غزه حمايت مي كنند; ولي اكثريت اعضا با آن مخالف هستند و ملاحظاتي را در آن خصوص دارند و معتقدند حمله نسخه اي است كه تل آويو را به سمت باتلاق مي كشاند.
    با عنايت به آنچه گذشت بعيد نيست كه صهيونيست ها در صورت يافتن بهانه اي مناسب راهكار ترور رهبران و فعالان حماس را در پيش گيرند و يا تلاش هايي را در زمينه حذف فيزيكي رهبران حماس در خارج صورت دهد.
    منبع : پايگاه اينترنتي مركز اطلاع رساني فلسطين

  • *****
    احياي نقش روسيه در خاورميانه




  • ديدار رسمي « سرگئي لاوروف » وزير خارجه روسيه با خالد مشعل رئيس دفتر سياسي حماس تازه ترين تلاش مسكو براي نقش آفريني در فرآيند تحولات خاورميانه ارزيابي شده است . لاوروف در اين ديدار كه در دمشق صورت گرفت صراحتا اعلام داشت : « مسكو خود را متعهد مي داند كه رژيم صهيونيستي را براي توقف شهرك سازي در سرزمينهاي فلسطيني و پايان دادن به محاصره غزه تحت فشار قرار دهد » . لاوروف همچنين خاطرنشان ساخت تصميم مسكو براي برقراري روابط با حماس و « تماس با مقاومت » كاملا درست و ضروري بوده است . وزير خارجه روسيه در اين ديدار از نتايج مذاكرات طرفهاي فلسطيني با يكديگر آگاه شد و نهايتا اظهار اميدواري كرد كه فلسطيني ها به توافق مشتركي برسند و هيئت واحدي به كنفرانس صلح خاورميانه در مسكو اعزام كنند.
    سفر لاوروف به دمشق و ديدار وي با رهبر حماس يك چرخش سياسي در مواضع مسكو ارزيابي مي شود و نشانگر حساسيتهاي جديد رهبران كرملين در مسير احياي نقش سنتي روسيه در تحولات خاورميانه است . بدين ترتيب مسكو در صدد بازسازي سياست خاورميانه اي خود برآمده و محورهاي مخالفت با شهرك سازي مخالفت با محاصره غزه بمنزله در پيش گرفتن راهكاري بمنظور تعامل با مقاومت و مشخصا با حماس و همچنين تائيد « راهكار دو كشور » را دربرمي گيرد.
    اين هر 3 محور اگرچه برخي خواسته هاي حماس و مقاومت اسلامي را دربرنمي گيرد و براي مثال در خصوص بازگشت 4 5 ميليون آواره فلسطيني ساكت است ولي مشخصا در نقطه مقابل ديدگاههاي دولت افراطي « بنيامين نتانياهو » قرار دارد. دولت جديد اسرائيل بر تمامي تعهدات قبلي رژيم صهيونيستي خط بطلان كشيده و حتي مصوبات اسلو مادريد و آناپوليس را هم زيرپا گذاشته است . بطور همزمان اسرائيل به شهرك سازي در هر نقطه اراضي اشغالي بويژه در بيت المقدس و كرانه غربي شدت بخشيده ولي اخيرا بعنوان امتيازي به محمودعباس شتاب شهرك سازي در كرانه غربي را كاسته و زمزمه هائي براي تباني ميان تشكيلات خودگردان و اسرائيل در ميان است كه عمدتا خواسته هاي اسرائيل را برآورده مي كند.
    وزارت جنگ اسرائيل پس از ديدار نتانياهو و اوباما از طرح جديد كابينه براي توقف و حتي تخريب شهرك سازي در 20 نقطه خبر داد ولي همزمان « موشه يعلون » وزير امور راهبردي اسرائيل تصريح نمود كه احداث شهركهاي صهيونيست نشين در كرانه باختري را هرگز متوقف نمي كند. يعلون مدعي شد كه شهرك سازي ربطي به روند صلح ندارد و نمي تواند علل شكست مذاكرات صلح باشد و در هيچ مرحله اي مانع اين روند نبوده و مي بينيد كه عليرغم ادامه با شهرك سازي ها اعراب و فلسطيني ها براي مذاكره با ما سر ودست مي شكنند! البته روند سياستهاي كرملين و بويژه ديدار رئيس ديپلماسي روسيه با رهبران حماس در كابينه صهيونيستي با خشم و اعتراض مواجه شده و وزارت خارجه اسرائيل با واكنش خود مراتب اعتراض و نگراني تل آويو را نسبت به تحركات جديد لاوروف به نمايش گذاشت و اعلام كرد مسكو به روند تحولات صلح خاورميانه لطمه مي زند!
    اشاره رژيم صهيونيستي به تلاشهاي فشرده دربارهاي عرب است كه سعي دارند حماس را بطور كامل از صحنه سياسي فلسطين حذف كنند و فقط با طيف خائن فتح و جناح محمودعباس در تشكيلات باصطلاح خودگردان كار كنند و اصل وجود مقاومت در فلسطين را در همه جا و براي هميشه محو و بي اثر سازند.
    البته اين آرزوي مشترك آمريكا صهيونيستها و دربارهاي عرب است ولي هرچه بيشتر در اين زمينه تلاش مي كنند كمتر توفيقي بدست مي آورند و حتي در بسياري از موارد اقدامات آنها به نفع مقاومت اسلامي تمام شده و بيشترين تاثير سياسي ـ تبليغاتي را جهت ابقا و استحكام جبهه مقاومت بهمراه دارد. جدي ترين نمونه از اين نوع را بايستي در همكاري همه جانبه ميان آمريكا اسرائيل و ارتجاع عرب در جريان جنگ 22 روزه جستجو كرد كه نهايتا پيروزي حماس و شكست مطلق رژيم صهيونيستي و ارتجاع عرب را به نمايش گذاشت .
    فراموش نكنيم كه حسني مبارك و آل سعود با تمامي توان خود سعي داشتند حماس را حذف و محمودعباس را مطرح سازند ولي در ميدان عمل حتي جناح فتح نيز واكنش هاي خشم آلودي را نشان داد و عليه تكرويها و اقدامات غيرقانوني محمودعباس اعتراض كرد. هشتاد تن از رهبران برجسته فتح طي بيانيه اي به اقدامات غيرقانوني محمودعباس در ادامه فعاليتش بعنوان « رئيس تشكيلات » اعتراض كردند و گفتند اين مقام از 5 ماه پيش از وي سلب شده و غيرقانوني است . بعلاوه انتصاب مجدد « سلام فياض » به نخست وزيري بايستي به تائيد مجلس فلسطين برسد و غيرقانوني ارزيابي مي شود.
    ديدار لاوروف با خالدمشعل و مواضع وي در حقيقت نوعي جانبداري از مقاومت و اعلام موضع ضمني نسبت به تحركات ارتجاع عرب و رژيم صهيونيستي در قبال فلسطين نيز محسوب مي شود. چرا كه دقيقا در همان شرايطي كه يكطرف براي « حذف حماس » تلاش مي كند مسكو براي تقويت جبهه حماس بر مواضع خود اصرار مي ورزد. كاملا بعيد بنظر مي رسد كه مسكو با مشاهده اعتراضات تل آويو در مواضع اخير خود تجديدنظر كند. چرا كه در آستانه تشكيل كنفرانس بين المللي مسكو روسيه به يك پيروزي سياسي بعنوان دستاورد اجلاس مسكو احتياج دارد و اين پيروزي با تداوم سياستهاي ناهنجار تل آويو ميسر نخواهد شد. اين نكته از آن جهت اهميت دارد كه مواضع حماس در قبال روند مذاكرات صلح نيز اعلام شده است . مشعل اخيرا اعلام داشت حماس جزئي از روند مذاكرات صلح خواهد بود . اسرائيل بايد به مرزهاي قبل از 1346 بازگردد شهرك سازي متوقف شود شرق بيت المقدس جزو سرزمين فلسطين باشد و حق بازگشت 4 5 ميليون آواره فلسطيني به رسميت شناخته شود و حماس هرگز موجوديت رژيم صهيونيستي را به رسميت نخواهد شناخت .
    البته آنچه مشعل فهرست كرده خواسته هاي كاملا تعديل شده و دست پائيني هستند كه در مقايسه با طرح اوليه براي تشكيل دولت فلسطين و فقط دولت فلسطين در تمامي سرزمينهاي اشغالي مطرح شده است . اما چرا صهيونيستها چنين طرحي را نمي پذيرند پاسخ اين سئوال روشن است و صهيونيستها با سياست « نفي همه چيز » در واقع زمينه ساز توافقات محدود بعدي هستند كه سرانجام وقتي برخي از خواسته ها را پذيرفتند ادعا شود كه پيروزي بزرگي نصيب فلسطيني ها شده و براي پايان دادن به معضلات كنوني از آخرين فرصتهاي طلائي استفاده شود و ديگر اينكه در اين زمينه بيش از اين اصرار نشود چرا كه همين دستاوردهاي محدود هم به باد خواهد رفت !
    سفر لاوروف به دمشق و ديدار وي با رهبر حماس يك چرخش سياسي در مواضع مسكو ارزيابي مي شود و نشانگر حساسيتهاي جديد رهبران كرملين در مسير احياي نقش سنتي روسيه در تحولات خاورميانه است
    اين آرزوي مشترك آمريكا صهيونيستها و دربارهاي عرب است كه فقط با طيف خائن فتح و محمود عباس كار كنند ولي هرچه بيشتر در اين زمينه تلاش مي كنند كمتر توفيقي بدست مي آورند و حتي در بسياري از موارد اقدامات آنها به نفع مقاومت اسلامي تمام شده و بيشترين تاثير سياسي ـ تبليغاتي را جهت ابقا و استحكام جبهه مقاومت بهمراه دارد
    ديدار لاوروف با خالدمشعل و مواضع وي در حقيقت نوعي جانبداري از مقاومت و اعلام موضع ضمني نسبت به تحركات ارتجاع عرب و رژيم صهيونيستي در قبال فلسطين نيز محسوب مي شود. چرا كه دقيقا در همان شرايطي كه يكطرف براي « حذف حماس » تلاش مي كند مسكو براي تقويت جبهه حماس بر مواضع خود اصرار مي ورزد