پيشرفت سريع علوم الكترونيك و به واسطه آن فن آوري هاي نرم افزاري و سخت افزاري مرتبط با كامپيوتر
هر روز جلوه هاي تازه اي
را از قدرت كامپيوتر به معرض نمايش مي گذارد. امروزه كامپيوتر همه جنبه هاي زندگي ما را تحت تاثير قرار داده و همه چيز تحت تاثير
آن متحول شده است . زماني كه كامپيوترهاي شخصي پا به عرصه گذاشتند
كارشناسان و فن آوران آموزش و پرورش به وجد آمدند و در
جستجوي راه هايي براي استفاده از كامپيوتر در آموزش گام نهادند. آموزش برنامه اي
نرم افزارهاي آموزشي
لوح هاي فشرده و چند
رسانه اي هاي بسياري براي مقاصد آموزش توليد و عرضه شد كه هر يك به نوبه خود به گسترش فرهنگ استفاده از كامپيوتر در آموزش
كمك زيادي كرد. مدرسه مجازي
يكي از آخرين پديده ها در استفاده از كامپيوتر براي مصارف آموزشي است و با پيشرفت كامپيوترهاي
شخصي و گسترش استفاده از اينترنت ارتباط زيادي دارد.
مدرسه مجازي چيست
يك واحد آموزشي است كه از طريق استفاده از كامپيوتر
خطوط تلفن و ارتباطات اينترنتي سعي دارد آموزشي را به فراگيران ارائه
دهد كه تا حد زيادي مشابه آموزش حضوري و رودررو باشد. در اين نوع آموزش
معمولا معلم و شاگرد به طور مستقيم با يك ديگر
ارتباط ندارند و اين ارتباط از طريق وسايل به گونه اي انجام مي شود كه آن ها هم ديگر را احساس كنند و بر اين باور باشند كه در يك
مدرسه واقعي در حال آموزش هستند.
بنابراين
باتوجه به اين كه اين مدرسه وجود خارجي ندارد و مانند مدارس عادي
دانش آموزان در ساختمان آن تحصيل نمي كنند
مدرسه اي مجازي است . در اين مدرسه
دانش آموزان از طريق اينترنت ثبت نام كرده و ادامه تحصيل مي دهند. آنان بااستفاده از اين امكان
مي توانند با معلمان خود ارتباط برقرار و تكاليف خود را دريافت كنند. همچنين مي توانند اين تكاليف را همزمان انجام داده يا آن ها را در
ديسكت كامپيوتر خود ذخيره كرده و هر وقت فرصت كردند
انجام دهند. دانش آموزان مي توانند تكاليف انجام شده خود را به صفحه اي
كه براي اين منظور در مدرسه مجازي طراحي شده
ارسال كرده تا ساير دانش آموزان و معلمان و والدين هم بتوانند از ميزان پيشرفت آنها
مطلع گردند. از اين طريق معلمان راهنما مي توانند به دانش آموزان بگويند كه براي پيشرفت بيشتر
چه كارهايي بايد انجام دهند يا به
والدين او خبر دهند كه دانش آموز بايد چه مطالبي را بيشتر مطالعه كند. به نظر مي رسد هر كاري كه بتوان در يك مدرسه واقعي انجام داد
در يك مدرسه مجازي نيز قابل اجرا است . مدرسه مجازي مرزهاي جغرافيايي را از بين برده و مانند اينترنت نمي توان محدوديتي براي
آن قايل شد.
مدرسه مجازي به زمان محدود نمي شود و دانش آموز و معلم هر زمان كه بخواهند مي توانند در همان زمان يا از طريق پست
الكترونيك در هر ساعت شبانه روز با هم ارتباط داشته باشند. نرم افزارها در يك مدرسه مجازي مي توانند يك آموزش فعال را تضمين
كرده بدون اين كه معلم و دانش آموز
يك ديگر را ببينند. دانش آموزان تيزهوش و ديرآموز مي توانند به ميزان توانايي و استعداد خود از
آموزش هاي اين مدرسه بهره برده و آموزش هاي انفرادي به ميزان توانايي هاي خود دريافت كنند.
و اما دانش آموزان تيزهوش مي توانند كنجكاوي هاي خود را در اين نوع آموزش بهتر ارضا كنند.
در مدرسه مجازي
خود كنترلي دانش آموزان افزايش يافته و مسئوليت بيش تري براي آموزش و يادگيري خود دارند. همچنين ارتباط
بيش تر دانش آموز با كامپيوتر در اين نوع آموزش موجب افزايش آگاهي ها و توانايي هاي او در استفاده و كار با كامپيوتر مي شود و از اين
طريق سواد كامپيوتري آنان افزايش مي يابد. معلمان اين مدارس مي توانند تكاليف هر دانش آموز را به تفكيك اعلام و دريافت كند و نمره
بدهد. توصيه هاي لازم را به دانش آموز كرده و به والدين از ميزان پيشرفت فرزندشان گزارش دهد.
مدرسه مجازي امكان استفاده معقول تر از كامپيوتر و اينترنت را فراهم كرده و اين درحالي است كه كامپيوتر و اينترنت روز به روز به
خانه هاي ما رخنه كرده و استفاده از بازي هاي كامپيوتري و تفريحي افزايش مي يابد. مدرسه مجازي با ايجاد امكان آموزش از طريق
كامپيوتر و اينترنت استفاده مناسب تري از اين دو به دست مي دهد.
و سرانجام
مدرسه مجازي تغييرات مهمي در فلسفه آموزش و پرورش
اهداف آن
گسترش آموزش و پرورش
توانايي هاي معلمان
و آمادگي دانش آموزان براي ورود به دنياي آينده ايجاد خواهد كرد.
مرضيه قاسم پور جعفرلو

*****
نقش آموزش و پرورش و رسانه ها در فرهنگ سازي پوشش مناسب در جامعه
|

لزوم پوشش
يكي از نيازهاي فطري انسان مي باشد. با توجه به مطالعات تاريخي
انسانها هريك از زن و مرد از بدو پيدايش خلقت
كوشيده است تا پوشش مناسب خود را تهيه كند پوششي كه متناسب با آب و هوا
امكانات و فرهنگ حاكم بر آن منطقه بوده است . او
ابتدا با برگ درختان و سپس با پوست حيواناتي كه شكار مي كرد و بعدها با دست بافته هاي ابتدايي كه يك لباس ساده بود
خويشتن را
مي پوشانده است و سپس لباس هاي رنگارنگ با طرحها و تزئينات خاصي در جامعه ظهور كرد حتي به جايي رسيد كه در روانشناسي
نوين رنگ يكي از معيارهاي سنجش شخصيت به شمار مي آيد زيرا هريك از رنگها تاثير خاصي از نظر روحي و جسمي روي فرد باقي
مي گذارد و نشانگر وضعيت رواني و جسمي فرد است . البته اين موضوع با توجه به يافته هاي دانش فيزيولوژي و روانشناسي به اثبات
رسيده است كه آدمي هميشه زير نفوذ و تاثير رنگهاي پيرامون خود بوده است و اين تاثير در همه اركان زندگي و روح او رخنه كرده است .
امروز با پيشرفت سريع صنعت و دست يافتن به منابع و ابزار جديد
پوشش انسانها نيز از تغييرات تكاملي بهره مند گرديده و دستخوش
تغييراتي گشته است و با توجه به زمان
فصول
مناسبتها و مكانها لباسهايي با رنگ خاص پوشيده مي شود و حتي مي توان با پوشش
شخص به موقعيت و طبقه اجتماعي فرد نيز پي برد.
با گذشت زمان پوشش علاوه بر كاربري اوليه
كه صرفا به عنوان استتار بدن و سپري در مقابل گرما و سرما و نيش حشرات و... بوده
به صورت متغيري از سياستها
اقتصاد و خرده فرهنگها و... درآمده است . تاثير سياست در پوشش انسانها به صورت بارز نمايان است .
حمايتهاي سياسي تشكلها
احزاب
صنوف و حتي تحريم ها در پوشش به صورت مد و... نقش به سزايي دارند.
در اين زمينه نبايد از تاثير كارتل هاي اقتصادي كه به صورت حمايتي نقش ايفا مي كنند غافل شد. براي مثال تبليغات گسترده و
روزافزون عليه يا له يك نوع پوشش و لباس باعث جذب سرمايه ها به آن سمت و سو گرديده و بازار رقابتي ناسالم ايجاد مي گردد. حتي
مي توان گفت اين دوران
دوراني است كه وجه مشخصه آن تلاش در متقاعد ساختن همگاني با تبليغات پي در پي و با مبالغ هنگفت
است و آنقدر زيركانه عمل مي شود كه تاثير ژرف بر عقايد انسان در مسير تبليغات آنها مي گذارد.
بالاخره نقش خرده فرهنگ ها و سلطه جويي هاي فرهنگي نيز در اين زمينه بسيار موثر است . براي مثال مد شدن رنگها و طرحها و...
در پوشش انسانها. به جرات مي توان گفت در اين تهاجم حتي حيوانات و جانوران نيز بي نصيب نمانده اند وطراحان مد ولباس به سراغ
آنها نيز رفته و براي آنها نيز لباسهاي متنوع طراحي كرده اند.
باري با توجه به بررسي هاي تاريخي مي توان به اين نتيجه رسيد كه در درون هر نظامي از لباس پوشيدن
به مرور زمان تغييراتي
جزئي حاصل مي شود كه همان مد است . « كروبر » ضمن مطالعه اين تغييرات در نظام لباس پوشيدن در جامعه غربي معاصر متوجه شده
است كه بايد دو مطلب را از هم متمايز ساخت يكي تغييراتي كه در ريخت كلي لباس حاصل مي شود و هر پنجاه سال يك بار به چشم
مي خورد و بنابراين با دوره اي از نظم مربوط به قرن همراه است و ديگري تغييراتي است در جزئيات بسيار كوچك كه از ديدن آن به
شخص احساس بي ثباتي دست مي دهد. در واقع « مد » ميان اين دو نوع جابجا مي شود يكي آنكه نوع پايدار در دوره معين به نظر مي رسد
و ديگري مخالف نوع اول كه نوعي انحراف از قاعده به نظر مي رسد. هرگاه تغييرپذيري اندازه هاي لباس را در مدت معيني مطالعه كنيم
مي بينيم كه نوع پايدار
ثابت است در حالي كه نوع انحرافي در طول اين مدت متغيير مي باشد و مد شايد از آن دسته پديدارهاي جمعي
باشد كه سريعتر از هر پديده ديگري حتي در زمينه هاي صرف تجربي روزانه
روشنگر اين معني مي باشد كه در رفتارهاي اجتماعي
وجود دارد و در واقع به ما مي آموزد كه شيوه هاي عمل و بويژه شيوه هاي لباس پوشيدني است كه در نظر ديگران شايسته و تاييد شده
زيبا و عاقلانه است مد ديروز زشت و مضحك
مد فردا آن چنان كه آن را اعلام مي كند ناراحت كننده و نامعقول است تنها مد روز نيك
است .
بنابراين تغيير و تحول جز لاينفك زندگي اجتماعي است و به مرور زمان همه چيز در مسير زندگي تغيير پيدا مي كند اما چه نوع
تغييري پسنديده و متناسب با ارزشها و هنجارهاي حاكم بر آن جامعه مي باشد
جاي تامل و سئوال است
امروزه با يك ديد كلي به جامعه
شاهد مدهاي مختلف و متنوع هستيم كه بيشتر به بدحجابي شبيه است تا پوشش . لباسهايي كه
برازنده و متناسب با ارزشها
هنجارها و حتي فرهنگهاي ملي و مذهبي كشور ما در مورد پوشش نيست و اين مساله به عنوان يك درد و
آسيب جدي اجتماعي بوده و اگر در جامعه اي اين هنجارها
ارزشها و سنتها توسط افراد آن جامعه رعايت نشود
يك نوع كجروي در
پوشش و بدحجابي در جامعه بوجود مي آيد. در تعريف كجروي اجتماعي مي خوانيم « به مفهوم رفتاري است كه به طريقي با انتظارهاي
مشترك اعضاي يك جامعه سازگاري ندارد و بيشتر افراد آنرا ناپسند و نادرست مي دانند. در واقع هر جامعه اي از اعضاي خود انتظار دارد
از ارزشها و هنجارها تبعيت كنند اما همواره عده اي پيدا مي شوند كه پاره اي از اين روشها و هنجارها را رعايت نمي كنند كه بي توجهي به
اين انتظارات به معناي انحراف از آنها محسوب مي شود و اين انتظارات و هنجارها بسته به اهميتي كه جامعه بر آنها قائل است مي تواند
واكنش هاي متفاوت اجتماعي را در قبال نقض آنها برانگيزد. پس جهت اطلاع
آگاهي و شفاف نمودن ذهن جوانان از فرهنگ اصيل
ايراني و براي جلوگيري از اين آسيب ها اقدام اساسي و زيربنايي آموزش و پرورش
مطبوعات و صداوسيما لازم و ضروري است .
اگر در جامعه اي معيارهاي ناسازگار و متضادي حاكم باشد
بي گمان اعضاي آن گرفتار كشاكش نيروهاي مخالف دروني جامعه قرار
مي گيرند
تعارض ميان هنجارهاي فرهنگي جديدو قديم كه معمولا در دوره هاي مختلف بويژه در بحرانهاي اجتماعي پديد مي آيد و نيز
اختلالات هنجاري كه بين فرد و فرهنگ مسلط ايجاد مي گردد.
انسانها در فراز و نشيب هاي تاريخ هميشه از دردها و آسيب هاي اجتماعي رنج برده و همواره در جستجوي يافتن علل و انگيزه هاي
آنها بوده اند تا راهها و شيوه هايي را براي رهايي از آنها بيابند. يكي از اين دردها در جامعه امروز ما عدم وجود يك پوشش مناسب
مي باشد كه اين امر نيازمند فرهنگ سازي مي باشد. شهيد مطهري در مورد پوشش گفته اند « پوشش و حجاب زن در اسلام اين است كه
زن در معاشرت با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه گري و خودنمايي نپردازد. » طبق اين تعريف حجاب امري نيست كه صرفا به
موضوع پوشش مرتبط باشد بلكه امري رفتاري نيز هست . بدحجاب فقط كسي نيست كه حدود شرعي را رعايت نمي كند بلكه ممكن
است كسي اين حدود را كاملا رعايت كند ولي در عين حال وضع ظاهرش
نوع رفتارش با مردان
نوع سخن گفتن و نوع راه رفتنش و
حتي نوع نگاهش به افراد و اطرافش و در يك كلام نوع رفتار ارتباطي او در اجتماع به گونه اي باشد كه زبان دار باشد يعني با زبان بي زباني
توجه نامحرمان را به خو جلب نمايد.
پس براي جلوگيري از هنجارشكني و رعايت ارزشها نياز به « كنترل اجتماعي » داريم كه با اين كنترل ها جامعه اعضايش را به سازگاري
و جلوگيري از هنجارشكني دعوت مي كند تا معيارهاي موردنظر در جامعه رعايت شود. در اين زمينه نقش آموزش و پرورش
كه قالب
اصلي و خط مشي يك جامعه در اين نهاد بسيار مهم رقم مي خورد و با اذهان مردم سروكار دارد
با ارزش است (و بر همين اساس است
هرگاه دشمنان يك كشوري تصميم مي گيرند دولتي را از پاي درآورند غالبا از اين قسمت هجوم مي برند تا بتوانند آن كشور را از ريشه
ساقط كنند). براي رسيدن به اين امر و در اصل براي تضمين خواسته ها
تغييرات اساسي در محتواي كتب درسي و نحوه گزينش معلمان
از اهم مسائلي است كه جامعه به نتايج دلخواه برسد. همچنين نقش رسانه ملي و مطبوعات كه بيشترين مخاطب را دارند و مي توانند در
ايجاد همبستگي براي رعايت ارزشها و هنجارها بسيار مهم كه به نام اتحاد ملي مي باشد مفيد واقع شود.
« اميل دوركيم » در اين زمينه مي گويد : « اگر در جامعه اي همبستگي اجتماعي يعني نيروي كششي كه افراد يك جامعه را به هم پيوند
مي دهد قوي باشد
اعضاي آن احتمالا با ارزشها و هنجارهاي اجتماعي همنوا مي شوند ولي اگر در جامعه اي همبستگي اجتماعي
ضعيف باشد ممكن است مردم بسوي رفتار ناهمگون كشيده شوند افرادي كه با اجتماع خود همبستگي دارند تمايل به تبعيت از مقررات
آن دارند در عين حال كسانيكه از اجتماع بريده اند ممكن است تمايل به نقض آن مقررات داشته باشند. پس از عوامل موثر در رعايت
ارزشها و هنجارهاي اجتماعي
اتحاد همبستگي اجتماعي در جامعه است . »
معمولا تغيير در يك جز سازمان اجتماعي با تغيير در اجزاي ديگر آن همراه مي باشد. تغيير فرهنگي فرآيندي است كه طي آن اجراي
مختلف يك فرهنگ با گذشت زمان دگرگوني پيدا مي كند. هرگونه دگرگوني در اجزا و كليت فرهنگ در سازمانهاي اجتماعي تحولاتي را
پديد مي آورد و اگر شتاب اين دگرگوني ها افزوني يابد ممكن است آسيبهاي جدي را در پي داشته باشد.
براي اينكه ما بتوانيم اين همبستگي اجتماعي و احترام به ارزشها و هنجارها را در جامعه پياده كنيم بايد با اين مسائل ريشه اي
برخورد نموده و از راهها و عواملي كه امكان رسيدن به هدف را براي ما تسهيل مي كند استفاده نماييم تا جامعه آرام آرام شاهد تحول و
دگرگوني باشد و در جامعه پذير كردن افراد و پياده كردن ارزشهاي مورد نظر موثر واقع گردد.
اولين عاملي كه در اين زمينه بسيار موثر است و نقش كليدي دارد
خانواده است كه اساسي ترين نهاد جامعه پذير كردن كودكان بويژه
در سالهاي اوليه زندگي (براثر تماس نزديك و دائمي با والدين ) است . كودكان در فرآيند جامعه پذيري و احترام به ارزشها
آداب و رسوم
و فرهنگها را در خانواده
امر و نهي والدين
تقليد و همانند سازي كه از مهمترين شيوه هاي انتقال ارزشها
هنجارها و سنتهاي اجتماعي
است ياد مي گيرند. در خانواده است كه كودكان ياد مي گيرند چه چيزي درست است و چه چيزي غلط و چه چيزي خوب است و چه
چيزي بد و...
معمولا خانواده هاي از هم پاشيده و زندگي در محيط هاي آلوده و منحرف كننده عدم مراقبت دقيق والدين و بي توجهي آنان به امر
تعليم و تربيت فرزندانشان اساس كجرويها را در كودك پايه گذاري مي كند كه اين امر در نوجواني با قدرت و حد ظاهر مي گردد پس كنترل
والدين در رعايت و يا عدم رعايت ارزشها بسيار مهم و سازنده است بسيار از اوقات در جامعه ملاحظه مي كنيم كه نوع پوشش
رفتار و
حتي شخصيت والدين مخصوصا مادر در فرزندان كاملا و به وضوح نمايان است .
دومين عامل مدرسه مي باشد كه نخستين محيطي است كه كودك بعد از خانواده وارد آن مي گردد مدرسه بخاطر تدوين وظايف و
حقوق افراد و انتقال ارزشهاي اجتماعي با وسائل موثري كه در اختيار مي تواند نقش موثري داشته باشد. و اين عامل از مهمترين و
موثرترين عوامل مي باشد زيرا اگر فرهنگ و تعليم و تربيت در جامعه به نحو اصولي و با هدف انجام پذيرد در تمام عوامل موثر تاثير
گذار خواهد بود زيرا اين نهاد بعنوان پل ارتباطي حال به آينده و گذشته مي باشد كه اكثريت قريب به اتفاق افراد جامعه براي رسيدن به
اهداف و برنامه هاي خود بايد ضمن توقف چند ساله از اين پل ارتباطي گذر كنند و بهترين موقع براي تشكيل شخصيت و آينده شخص
و... در اين مكان پي ريزي مي شود و قالب شخصيتي فرد در اين ريخته وشكل مي گيرد.
« مك كله لند » از محققين بنام به اين نتيجه رسيده است كه با داشتن آموزش و پرورش قوي و سازنده و ايجاد كننده انگيزه است كه از
ابتداي كودكي باعث مي شود تا كودكان از همان دوران طفوليت به درستي پرورش يابند.
سومين عامل نقش رسانه ها و وسايل ارتباط ارتباط جمعي كه بعنوان ابزاري هاي موثر يك جامعه براي ابلاغ پيامها و بيان افكار و
انتقال مفاهيم به ديگران مي باشند. « مك لوهان » مي گويد : « وسائل ارتباط جمعي چنان قدرتمند هستند كه مي توانند نسلي تازه در تاريخ
انسان پديد آورند
نسلي كه با نسل پيش بسيار متفاوت است . »
پژوهش ها نشان مي دهد كه فيلمهاي سينمايي
تلويزيوني و ويدئويي از عوامل بسيار موثر در انتخاب نوع پوشش جوانان مي باشد
و اگر ورزشكاران و هنرپيشه ها (با توجه به نقش الگويي آنها براي اكثر نوجوانان و جوانان ) در مسير ارزشها در تلويزيون و فيلمها ظاهر
نشوند
تلاش بخشهاي ديگر جامعه تحت تاثير قرار گرفته و تبليغات ها موثر واقع نخواهند شد. و بر عكس مي توانند نقش بسيار مهمي
در اين زمينه ايفا كنند. پس براي پيشبرد اهداف بايد اين قشر را با اهداف مورد نظر همسو نمود.
ارسطو بيش از 300 سال قبل از ميلاد مسيح چنين نگاشت : « ما گفتار نيك مردان را
كاملتر و آسانتر از ديگران باور مي كنيم . » صرف
نظر از اين كه مطلب چه باشد شايد امر بخاطر اين باشد كه بسياري از مردم (مخصوصا نوجوانان و جوانان ) آنها را دوست دارند و مايلند
با آنها همانند سازي كنند و همچنين به نظر مي رسد كه در مقابل متقاعد شدن توسط كس كه دوست نداريم مقاومت مي كنيم حتي اگر آن
شخص متخصص باشد.
پيشنهادات :
التزام رسانه ي ملي و افرادي كه به هر عنوان الگوي جوانان هستند به استفاده از لباس مناسب
ايجاد ظرفيت هاي دانشگاهي جهت پذيرش دانشجو در رشته هاي طراحي و...
اختصاص درصدي از برنامه هاي تلويزيون جهت نمايش مد لباس بنابر مقتضيات فصلي در برنامه هايي نظير به خانه برمي گرديم
و...
تشكيل كلاسهاي آموزش خانواده در سطح مدارس در خصوص پوشش مناسب و تاكيد بر نقش موثر پوشش خانواده ها در فرزندان

| |