محقق : مصطفي نظري
قسمت دوم
اشغال عراق
گامي به سوي « اسراييل بزرگ »
پس از سرنگوني رژيم صدام در عراق
صهيونيستها كه از ديرباز نسبت به عراق داراي آرزوها و آمال فراواني بودند احساس كردند بهترين
موقعيت براي بهره برداري آنها از موقعيت
فراهم شده است . جنگ آمريكا عليه عراق
يك گام
صهيونيسم را به سمت تحقق سياست از
نيل تا فرات نزديكتر ساخته است . بنابراين عجيب نيست كه پس از اشغال عراق توسط آمريكا شاهد حضور صهيونيست ها در اين منطقه
به اشكال مختلف باشيم . اسرائيل در طول جنگ نيز كمك هاي نظامي ولجستيكي فراواني به ائتلاف كرده بود. اسرائيل در تجهيز ارتش
آمريكا با انواع و اقسام سلاح ها از موشك گرفته تا هواپيما و دستگاه هاي كنترل و نظارت تا دستگاه هاي مخابراتي در ميدان جنگ
مشاركت داشت . اگر آمريكا در جنگ دوم خليج فارس (1991 ) تاكيد داشت كه به لحاظ مسائل سياسي از سلاح هاي اسرائيلي استفاده
نكند
اين بار به شكلي آشكار و بي پروا از سلاح هاي ساخت اسرائيل استفاده كرد. حتي نيروهاي آمريكايي
اتيكت روي سلاح ها را كه
ثابت مي كرد ساخت اسرائيل است بر نداشتند و آنها را همان طور كه بود به طرف شهرهاي عراق پرتاب كردند. تلويزيون عراق در
چهارمين روز جنگ بود اعلام كرد بقاياي موشكي رژيم صهيونيستي را در بين موشك هاي پرتاب شده به سوي بغداد يافته است .
تلويزيون عراق با نشان دادن تصاوير مربوط به اين موشك گفت بر روي قطعاتي از آن نوشته است : « ساخت اسرائيل »
پس از اتمام
جنگ آمريكا برضد عراق نيز روزنامه اسرائيلي « يوديعوت آحرنوت » برملا كرد كه صنايع نظامي اسرائيل گروهي از هواپيماهاي پيشرفته
بدون خلبان را دراختيار آمريكا گذاشت . از اين نوع هواپيماها براي گمراه كردن و فريب دستگاه هاي رادار و موشك اندازهاي ضد هوايي
استفاده شد . آريه اجوزي از همين روزنامه نوشت : هواپيماهاي اف 18 آمريكا به طور گسترده از اين هواپيماهاي كوچك بدون خلبان
استفاده كردند . همچنين هواپيماهاي كوچك اسرائيلي ديگري از نوع « تالد » طي يك معامله تسليحاتي به قيمت 50 ميليون دلار در اختيار
نيروي هوايي آمريكا قرار داده است
اين هواپيماهاي اسرائيلي را نيز به قصد گمراه كردن و فريب دادن ضدهوايي ها از هواپيما پرتاب
مي كردند زيرا به طور مشابه سازي هواپيمايي را بر رادادهاي دشمن نشان مي داد.
تالد 182 كيلوگرم وزن دارد و طول آن به 24
2 متر مي رسد و برد آن تا 100 كيلومتر است يك مدل پيشرفته تر از تالد
« ايتالد » نام دارد كه
مجهز به يك موتور مخصوص بوده و برد آن سه برابر مي شود. نيروي هوايي آمريكا در عراق مجهز به هواپيماهاي شناسايي مدل « هانتر »
نيز بودند كه آنها هم ساخت اسرائيل است . نيروهاي آمريكايي وقتي به منطقه خليج فارس رسيدند مجهز به موشك هاي اسرائيلي مدل
« يو.ب .آي » بودند كه شركت اسلحه سازي رافايل آنها را توليد مي كند. امروزه اين موشك ها در آمريكا هم ساخته مي شود كه زيرنظر يك
شركت مشترك آمريكايي ـ اسرائيلي (بين رافايل و لوكهيد مارتن ) توليد مي گردد.
» گذاشته و بمب افكن هاي غول پيكر ب 52 از اين موشك ها استفاده مي كنند . AGM -14 تسليحات هوايي آمريكا بر اين موشك ها نام «
براي كسب اطلاعات مخابراتي
ارتش آمريكا از هواپيماهاي بدون خلبان اسرائيلي استفاده كرد كه از دو نوع مختلف بود. يكي از همان
نوع « هانتر » و ديگري كه از آن پيشرفته تر بود از نوع « برد اتورش »
هواپيماهاي هانتر ساخت اسرائيل است كه طول آن به 5
6 متر و طول
بالها به 9 متر مي رسد . اين هواپيماها داراي 2 موتور محركند كه امكان 12 ساعت ماندن در فضا را به آنها مي دهد و مجهز به دستگاه هاي
تصويربرداري بسيار پيشرفته است كه تصاوير گرفته شده را فورا به مركز فرماندهي عمليات ارسال مي دارد. چند هفته پيش از شروع
جنگ
نيروي هوايي آمريكا تعدادي از هواپيماهاي هانتر را به ماموريت هاي شناسايي بر فراز خاك عراق فرستاد. هنگامي كه خلبانان
آمريكايي به سوي اهداف پرواز مي كنند از دستگاه ارتباطي خاصي استفاده مي كنند كه شركت اسرائيلي « اسپكتر لينك » آنرا توليد مي كند.
اين دستگاه به خلبان امكان مي دهد تا در صورت سقوط هواپيمايش به نحوي عمل كند كه گروه هاي نجات بتوانند به سرعت او را پيدا
كنند. همچنين خلبانان آمريكايي مجهز به كلاهك هاي مخصوص ساخت اسرائيل بودند كه مجهز به دوربين هاي ويژه هدايت سلاح هاي
هواپيما بود. اين كلاه ها ساخت شركت اسرائيلي « البيت احرنوت » است . شركت تكنولوژي ليزر اسرائيل نيز دستگاه هايي را توليد و
دراختيار نيروهاي آمريكا گذاشت كه با كمك اشعه ليزر مي تواند اهداف را تعيين و توپ ها را با انداختن نور ليزر بر روي اهداف هدايت
كند. در خودروهاي زرهي و نفربرهاي آمريكايي هم ادوات ساخت اسرائيل وجود داشت . حتي نيروهاي انگليسي شركت كننده در جنگ
از اين ادوات استفاده مي كردند شركت هاي « رافايل » و « الكترونيك وول » از جمله سازندگان اين ادوات هستند.
اسرائيل نه تنها در تجهيزات آمريكا براي جنگ با عراق
بلكه در زمينه سازي و طراحي برنامه عمليات نظامي عليه عراق نيز نقش موثر
داشته است . به نوشته روزنامه السفير
اصولا پروژه جنگ عراق توسط سه نفر از يهوديان معروف آمريكايي به نام هاي « ريچارد پرل »
مشاور وزير دفاع
پل ولفوويتز و نيز داگلاس فيث پيش برده شد. اين افراد
اهداف جنگ را ترسيم كردند و نقش عمده اي در تحريك
كاخ سفيد براي حمله به عراق ايفا نمودند. علاوه بر اين سه نفر
اليوت ابرامز از شوراي امنيت ملي
آري فيشر از كاخ سفيد و حتي « دان
كدزر » سفير آمريكا در تل آويو نيز در اين زمينه نقش مهمي داشته اند. اينها چهره هايي هستند كه از شارون و جناح افراطي راست در
اسرائيل حمايت مي كنند
برخي از آنها به زبان عبري تكلم مي كنند و گروهي از آنان نيز مشاور بنيامين نتانياهو در زمان نخست وزيري
بوده اند. اين چهره ها با كمك و همراهي ديگر غير يهوديان
مثل ديك چني و رامسفلد
واشنگتن را به جنگ واداشتند.
خبرنگاران و مفسرين دوكانال تلويزيوني در اسرائيل بر اين عقيده اند كه پرل
فيث و ولفوويتز
سه يهودي بودند كه يكماه پس از
انفجارهاي 11 سپتامبر
در نيويورك
با « افرايم هانيوي » كه در آن موقع رئيس موساد بود و در حال حاضر مدير شوراي امنيت ملي
اسرائيل است گردهم آمدند. در اين نشست
رئيس جاسوسي نظامي اسرائيل به نام « عاموس مالكا » و جانشين او « آهارون زئيفي » در كنار
رئيس بخش پژوهش هاي موساد و سرويس اطلاعات نظامي اسرائيل حضور داشتند. هدف از اين نشست طراحي اهداف حمله نظامي
و استراتژيكي بود و هر دو گروه بر تشكيل كميته هماهنگي نظامي مشترك موافقت داشتند. براساس اين توافق
اسرائيل هر آنچه را كه در
زمان جنگ آمريكا به آن نياز دارد تهيه و تدارك خواهد ديد. كميته ديگري نيز براي هماهنگي سياسي به وجود آمد كه در راس هيات
آمريكايي آن « كاندوليزا رايس » مشاور امنيت ملي آمريكا و اعضاي تيم او در شوراي امنيت ملي بودند. در راس هيات اسرائيلي دوو
وايس گلاس مدير دفتر شارون و بعضي از كارمندان بلندپايه وزارت امورخارجه اسرائيل قرار داشتند در نهايت مقرر شد اين كميته در
زمينه ايجاد شرايط مناسب سياسي براي جنگ با يكديگر همكاري كنند. از نكات مهم در اين رابطه كميته نظامي متشكل از برخي
ژنرال هاي ارتش اسرائيل بود كه در كنار هيات ستاد ارتش آمريكا قرار گرفتند. ژنرال تامي فرانكس فرمانده منطقه مركزي در ارتش آمريكا
كه مسئوليت فرماندهي جنگ عليه عراق برعهده او بود نيز از جمله ژنرال هاي يهودي تبار آمريكا است . براساس گزارش هاي تلويزيون
اسرائيل
طبق اعتراف عاموس مالكا
رئيس سابق اطلاعات نظامي اسرائيل
كه در حال حاضر مفسر شبكه يك تلويزيون است
وظيفه
كميته نظامي را در عراق بر دو نقطه اصلي برشمرد :
1 ـ ارائه اطلاعات جاسوسي از اوضاع عراق براي تعيين سرنوشت بغداد در جنگ ;
2 ـ كمك به ارائه طرح هاي عملياتي براي همكاري در جنگ .
با حمله ايالات متحده و متحدانش به عراق در بهار 2003 موقعيت كردها به عنوان يك متحد شبه نظامي براي صهيونيسم در شمال
عراق اهميت بيشتري يافت و اين مسئله باعث مي شد تا صهيونيسم به انديشه ديرينه خود در عراق يعني « اسراييل بزرگ » نزديك تر شود.
بر اين اساس سيل كمك ها
رفت و آمدهاي مقامات صهيونيستي از پاييز و زمستان 2003 آغاز شد و همكاري هاي گسترده نظامي
اطلاعاتي و آموزشي بدون هيچ گونه محدوديت شدت بيشتري گرفت . به طوري كه كردها مهم ترين متحد نظامي آمريكا در عمليات
عليه عراق در خاورميانه محسوب شدند چرا كه براي كردها اين آغاز دوره جديدي بود كه مي توانست به تشكيل كردستان مستقل
احتمالي در آينده اي دور منجر شود.
» از رسانه هاي كردي در سپتامبر 2003 مي نويسد كه از گذشته زمينه هاي بالقوه براي روابط نزديك ترصهيونيست و كردها و Kowa brado «
همچنين همكاري ويژه با توجه به دشمن مشترك و احساس هم دردي مشترك
همواره وجود داشته است . با اشغال كامل عراق و حضور
كامل نيروهاي امريكايي در شمال
مركز و جنوب عراق
زمينه هاي لازم براي همكاري هاي دو جانبه فراهم گرديد. بلافاصله پس از
اشغال
سرويس جاسوسي صهيونيسم « موساد » آموزش 75 هزار كماندوي كرد موسوم به « پيشمرگان » را برعهده گرفت . اين امر با توجه
به موقعيت آمريكا پس از دوران اشغال و نگراني از تداوم بي ثباتي در عراق مورد توجه صهيونيسم قرار گرفت و شارون طي يك طرح
محرمانه و استراتژيك تصميم گرفت موقعيت صهيونيسم را در شمال عراق تقويت كند. اين تصميم « شارون » رئيس سابق دولت
صهيونيستي كه بار مالي زيادي داشت با نگراني تركيه نيز روبرو شده است .
» مشهور است به وسيله افسران سابق امنيتي رژيم صهيونيستي مطرح شد . اين طرح كه شالوده آن كمك B طرح صهيونيسم كه به « طرح
بيشتر به كردها بود زماني مطرح شد كه تنش ميان تركيه و اسرائيل بالا گرفت . يكي از افسران سابق امنيتي رژيم صهيونيستي گفته است كه
در سال 2003 اسرائيل تعليم كردهاي كردستان را آغاز كرده بود . اين آموزش ها شامل عملياتي مي شد كه آمريكايي ها در آن حوزه
در كردستان B ماموريتي نداشته اند . جمع آوري اطلاعات
برگزاري ملاقات هاي مستمر و هماهنگي با رهبران كرد از جمله موارد طرح
عراق بوده است . سرويس هاي امنيتي موساد نيز فعاليت هاي خود را در مناطق كوهستاني گسترش داده اند و سرويس هاي امنيتي كردها را
ياري مي دهند. همچنين گفته شده است كه ماموران موساد در برخي از عمليات كردها مشاركت داشته اند. از سوي ديگر منابع تركيه
گزارش داده اند كه صهيونيسم در كردستان عراق با تحريك كردها قصد ايجاد يك كشور مستقل را دارد.
در شمال عراق
ماموران « موساد » واحدهاي ضد ترور تشكيل داده و با ماموران كرد در اين زمينه همكاري دارند . در سال 2004 « سيمون
هرش »
روزنامه نگاري كه بسياري از رازهاي محرمانه را افشا كرده است
در مقاله اي تاكيد كرد صهيونيست ها به اين نتيجه رسيده اند كه
آمريكايي ها در پروژه دموكراسي و ايجاد ثبات در عراق ناموفق خواهند بود و بايد از نتايج چنين ناكامي نگران بود. بنابراين بايستي از
» شارون است كه در حال حاضر محور اصلي B تجزيه عراق حمايت كرد و كردهاي عراقي را به اين سمت حركت داد . اين همان « طرح
رويكرد صهيونيسم به كردستان عراق مي باشد. بنابراين بايد حضور قوي تري در شمال عراق داشت و كردها را از هم اكنون در اين جهت
آماده كرد. صهيونيسم معتقد است كه چريك هاي كرد هنوز در منطقه كردستان عراق آمادگي جنگي و نبرد با ارتش تركيه و عراق را كه براي
كردها مسئله ساز خواهند شد ندارند. بر پايه اين پيش بيني احتمال اينكه كردستان عراق يك « سارايوو » ديگر شود
وجود دارد.
پس از سال 2003 اسرائيلي ها پايگاه هايي نيز در يك منطقه صحرايي و فوق العاده محرمانه ايجاد كرده اند . اين پايگاه ها محل آموزش
نيروها و ارسال چندين تن سلاح و ادوات جنگي بوده است و ماموران موساد از راه تركيه تحت پوشش مهندس و كشاورز و با
پاسپورتي غير اسرائيلي وارد اين مناطق شده اند . در حال حاضر 1200 مامور امنيتي اسرائيل در شمال عراق به طور مخفيانه در حال
فعاليت هاي گوناگون جاسوسي
آموزشي و عملياتي هستند.
پس از سرنگوني رژيم صدام در عراق
صهيونيستها كه از ديرباز نسبت به عراق داراي آرزوها و آمال فراواني بودند احساس كردند
بهترين موقعيت براي بهره برداري آنها از موقعيت
فراهم شده است
جنگ آمريكا عليه عراق
يك گام
صهيونيسم را به سمت تحقق سياست از نيل تا فرات نزديكتر ساخته است
با حمله ايالات متحده و متحدانش به عراق در بهار 2003 موقعيت كردها به عنوان يك متحد شبه نظامي براي صهيونيسم در شمال
عراق اهميت بيشتري يافت و اين مسئله باعث مي شد تا صهيونيسم به انديشه ديرينه خود در عراق يعني « اسراييل بزرگ » نزديك تر
شود
منابع تركيه گزارش داده اند كه صهيونيسم در كردستان عراق با تحريك كردها قصد ايجاد يك كشور مستقل را دارد
در حال حاضر 1200 مامور امنيتي اسرائيل در شمال عراق به طور مخفيانه در حال فعاليت هاي گوناگون جاسوسي
آموزشي و
عملياتي هستند

|