روزنامه جمهوري اسلامي 03/04/1388 صفحه عقيدتي

  • ديدگاه هاي اقتصادي
  • اي خوشا با فرق خونين در لقاي يار رفتن
  • *****
    ديدگاه هاي اقتصادي




  • شهيد مظلوم آيت الله بهشتي
    ما مناسبات اقتصادي خواهيم داشت ولي يك شرط دارد و آن اين است كه استقلال كامل ما بايد رعايت شود بدين معنا كه آنچه را ما نياز داريم از شما مي خريم نه آنچه را كه شما بخواهيد به بازارهاي ما تحميل كنيد و اين دو با هم فرق زيادي دارند.
    وابستگي هاي اقتصادي ما براساس وابستگي هاي فرهنگي بوجود مي آيد. ما با انقلاب فرهنگي خود اعلام كرديم كه اي آمريكا اي اروپاي شرقي اي دنياي غيراسلام ما ميخواهيم فرهنگمان اسلامي باشد تا انسان هاي ما براستي انسانهاي مستقلي باشند و روي پاي خود بايستند.
    مردان و زنان جوانان و نوجوانان انقلابي ما امروز با چشم خودشان مي بينند كه نزديك به پانزده ماه از پيروزي انقلاب مي گذرد ولي هنوز در جامعه اسلامي ما سيرها و خيلي سيرها با گرسنه ها و خيلي گرسنه ها با هم در جامعه ديده مي شوند. تا وقتي چنين است جامعه ما اسلامي نيست .
    من خودم از زندگي متوسطي برخوردار هستم و رفاه متوسطي دارم وظيفه دارم پيشگام شوم و پيشقدم شوم و ديگران را به پيشقدمي فرا خوانم و اي كاش ديگران پيشگام شوند و من دنبال آنها باشم كه سخنم و عملم از شائبه هرگونه ريا و خودنمايي و تظاهر و جاه طلبي خالي شود.
    ما بايد روي نفي سرمايه داري تكيه كنيم و هيچ رحم نكنيم كه سرمايه داري در اين جامعه بتواند بماند. همين مقدارش هم كه هست بايد ريشه كن كنيم و واقعا اگر فردي جمعي گروهي در اين ذره اي ترديد بكنند خطرهاي بزرگي را متوجه اين نعمتهاي بدست آمده در پرتو انقلاب كرده است .
    يكي از اصولي كه در سيستم اجتماعي و اقتصادي اسلامي ما براساس معيارهاي اسلام و تعاليم اسلامي روشن تاكيد داريم اين است كه در جامعه اسلامي بايد از يك طرف كوشش شود دولت همه مصالح عمومي مردم را مورد توجه قرار بدهد و تامين كند ولي از سوي ديگر كارها هر چه مي شود كمتر دولتي شود. مردمي بودن كارها و دولتي نشدن مديريت جامعه . اين يك اصل از اصول نظام اجتماعي و اقتصادي اسلام است .
    كار و تلاش ما انسانها در ساختن و پرداختن زندگيمان نقش دارد طبيعت نقش دارد محيط نقش دارد و تاريخ نقش دارد.
    نظام اداره كننده و هدايت كننده يكي از فرمولهايش تعيين نرخ عادلانه با ضريبهاي مناسب است و در اين ضريب هاي مناسب نظام صحيح حكومتي جامعه تمام آثار تقسيم سود ميان كار انباشته و كار جاري و كار ساده را درنظر مي گيرد.
    يكوقت است كه قدرتها مي آيند در جهت منافع ديگران و منافع يك گروه خاص تثبيت قيمت مي كنند اين حرام است . آنها چه حقي دارند كه چنين كاري بكنند يكوقت است كه قدرتي و حكومتي قيمتي را در جهت مصلحت مسلمين تثبيت مي كند. در اينجا والي و امام مسلمين هركاري را كه مصلحت اسلام و جامعه اسلامي ايجاب مي كند انجام مي دهد. پس جهت مشخص است : تثبيت قيمت در جهت مصلحت امت .
    اگر ميخواهيد به آن سرزمين مقدس عمران و آبادي استقلال و آزادي معنويت و فروغ الهي برسيم بايد با شكيبائي و قناعت و استقامت از اين طيف و اين بيابان اقتصادي سرگردان عبور كنيم .
    در عقل حسابگر حق و ناحق پيدا نمي شود. عقل حسابگر جلوه برجسته اش ماكياول است و ماكياوليسم مي گويد كه دين و مذهب و اخلاق و زن و فرزند و همه چيز را تا مي تواني فداي خودخواهيهاي خودت بكني تا به آرزوها و تمنيات خود برسي .
    در جمهوري اسلامي هيچ كس نبايد مجبور باشد كه كار خودش را به مزد ناچيزي بفروشد.
    يكي از راههاي اصولي مبارزه با گراني اينست كه كسانيكه از فن خريد و فروش آگاهند و در اين فن مهارت دارند اينها بعنوان خدمت بخدا و خلق و عبادت و بعنوان مبارزه با اين بيماري مهلك تورم و گراني در هر صنفي مردانه قدم به ميدان مبارزه بگذارند. تصميم بگيرند كالاها را از مركز توليد داخلي و خارجي بخرند و با همان قيمت خريد به اضافه حداقل درصد لازم براي ضايعات كه در كالاهاي مختلف فرق مي كند و حداقل لازم بعنوان تامين ضايعات حساب شده و دستمزد لازم براي خودش و كاركنان موسسه اش و هزينه هاي جاري ديگر با حداقل واسطه ميان توليد و مصرف با مسئوليت و سازماندهي خودشان در اصناف مختلف اين كار را انجام بدهند.
    چون توليدها و توزيع هاي بزرگ نقش بسيار حساسي روي قيمت ها و روي دوش مصرف كننده دارد وقتي اينها بدست حكومت نماينده ملت باشد مشكل نرخهاي ظالمانه تجاوزكارانه به مقدار زيادي خودبخود حل مي شود. مسائلي از قبيل تورم و بالارفتن مصنوعي نرخها و خطر بيكاري كارگران در بحرانها و همه اينها اتفاقا در اينجا حل مي شود.
    صريح روايات در باب زكات اصلا اين است كه خدا زكات را مقرر كرد براي آنكه سطح زندگي طبقات كه زندگيشان پائين تر است بيايد بالا به زندگي طبقات مرفه نزديك شود. از آنها بگيرند به اينها بدهند بايد در ميان اين دو سطح نامتعادل ثروت لوله كشي شود تا بر طبق قانون تعادل سطح در مايعات اگر اين سطحها لااقل يك سطح نمي شود خيلي بهم نزديك بشود.
    مالكيت بايد مستقيم يا غيرمستقيم به كار مربوط شود يعني ارزش مربوط به كار است و تنها كار است كه از نظر اسلام ارزش مي آورد.
    با نظام و سيستم اقتصادي اسلام يا زيربناي نظام اقتصادي در اسلام بايد با جهان بيني عمومي اسلام يعني فلسفه اسلام هماهنگ باشد.
    اسلام به نقش اقتصاد اهميت مي دهد اما اقتصادي كه زيربناي شخصيت انسان نشود. خيلي متنزل و نازل فرو افتاده و سقوط كرده است انسانيكه زيربناي شخصيتش روابط اقتصادي باشد. اقتصاد مهم است ولي زيربنا نيست . زيربناي شخصيت انسان ساخت معنوي و اخلاقي و روحي اوست كه بايد اين ساخت بيايد به روابط اقتصاديش شكل بدهد.
    امروز مي خواهم در جمع شما مردم زحمت كش آب باريك كه يا روستائي هستيد و يا كشاورز يا كارگر و يا پاسدار انقلاب هستيد و بهرحال از زحمت كشان اين جامعه هستيد مثل روستاهاي ديگر يك مطلبي را رك و پوست كنده و خودماني بيان كنم و به يادگار برايمان بماند و زمينه راه آينده باشد انشاالله و آن اين است كه ما در اجراي همه برنامه هاي اجتماعي و اقتصادي كه به وضع گذشته و وضع موجود جامعه ما از نظر روابط اقتصادي پايان بدهد. كمترين ترديدي نداشته ايم و نداريم و نخواهيم داشت . ما به ياري خدا زمينه استثمار شدن و استثمار كردن زمينه بهره كشي ها را از مجراي روابط ظالمانه اقتصادي از بين خواهيم برد.
    اگر قرار است انقلاب اجتماعي اقتصادي سياسي اخلاقي فرهنگي داشته باشيم در رابطه با اقتصاد بايد وابستگي هايمان را به خارج و بخصوص سران استبداد و ظلم جهاني پاره كنيم .
    هر فرد انسان حق دارد به اندازه سهم خودش از كل طبيعت استفاده و حيازت كنند.
    حيازت در حقيقت جدا كردن سهم يك فرد از كل طبيعت است .
    اقتصاد اسلامي ما اقتصادي است كه دو بعد « آزادي » « نفي استثمار » را با هم دنبال مي كند.
    امروز ديگر نبايد در سرزمين جمهوري اسلامي ايران هيچ انساني هيچ مردي هيچ زني هيچ كوچكي هيچ بزرگي براي گذراندن روزانه اش درمانده باشد.
    در نظام اقتصادي جمهوري اسلامي تلاش براي تامين نيازمنديهاي اقتصادي نبايد همه وقت ملت قهرمان ما را بگيرد بلكه مقداري از وقت آنان بايد براي خودسازي انساني الهي و رشد معنوي آزاد باشد.
    چون توليدها و توزيع هاي بزرگ نقش بسيار حساسي روي قيمت ها و روي دوش مصرف كننده دارد وقتي اين ها به دست « حكومت نماينده ملت » باشد مشكل نرخ هاي ظالمانه و تجاوزكارانه به مقدار زيادي حل مي شود

  • *****
    اي خوشا با فرق خونين در لقاي يار رفتن




  • نگرشي بر زندگي و مبارزات شهداي هفتم تير
    شهيد جواد سرحدي
    مديرعامل سازمان تعاون مصرف شهر و روستا
    درسال 1317 در سنقر كليائي متولدشد .
    پدري كاسب وخانواده اي مذهبي داشت . او كار و تحصيل را از پي هم دنبال كرد و پس از اخذ ديپلم مبارزاتش را عليه رژيم آغاز كرد. وقتي تحت تعقيب قرار گرفت به خارج از كشور رفت و در آنجا تهديد به مرگ شد ساواك تمام اموال و دارائي اش را در داخل ضبط كرد. به سختي و در حاليكه به شدت محدود شده بود ليسانس اقتصاد را از دانشگاه هوستون آمريكا گرفت و پس از پيروزي امين دولت جمهوري اسلامي در كنسولگري آنجا شد.
    در مراجعت به ايران طي حكمي از سوي نخست وزير شهيد رجائي به سمت مديرعامل سازمان تعاون شهر و روستا منصوب گرديد و سرانجام در هفتم تيرماه شصت سوار بر اسب شهادت از خاكدان خاك گريخت .


    شهيد حجه الاسلام سيدكاظم موسوي
    معاون وزارت آموزش و پرورش
    در سال 1314 در حسين آباد ميامي از توابع شاهرود به دنيا آمد .
    نخستين دروس حوزه را نزد جدش آموخت و در 13 سالگي براي ادامه تحصيل به مشهد رفت و در محضر آيت الله ميلاني حضور يافت .
    در 24 سالگي به تصحيح و تحشيه بهارالانوار و ارشاد شيخ مفيد و مقنيات الدور و ادب الغس و شواهد و مجمع البيان پرداخت .
    از سال 42 مجلات « عربي آسان » براي طلاب و دانشجويان منتشر كرد و در سال 50 فوق ليسانس زبان و ادبيات عربي را گرفت و همانزمان مدرسه راهنمائي و دبيرستان دخترانه روشنگر را تاسيس كرد.


    با پيروزي انقلاب نماينده امام در وزارت آموزش و پرورش و مشاور عالي اين وزارت خانه و عضو دادگاه تجديدنظر اداري شد و سرانجام به معاونت پژوهش وزارت آموزش و پرورش انتخاب گرديد.
    او سرانجام در شامگاه هفتم تيرماه شصت به همراه شهيد مظلوم بهشتي به شهادت رسيد و جاودانه شد.
    شهيد دكتر حسن عضدي
    معاون وزارت فرهنگ و آموزش عالي
    در سال 1325 در رشت متولد شد .
    عاليترين مدارج علمي را در دانشگاه هاي معتبر دنيا كسب كرد به گونه اي كه ليسانس روزنامه نگاري روابط عمومي و تبليغات فوق ليسانس دانشكده علوم سياسي ليسانس مديريت بازرگاني با تخصص مديريت بين المللي از دانشگاه داگلاس آمريكا و دكتراي اقتصاد سياسي همان دانشگاه را با سربلندي و افتخار به دست آورد و عضو افتخاري انجمن مديران شد.


    پس از پيروزي در دانشگاه گيلان به تدريس مشغول شد و به عنوان نماينده استان گيلان در مجلس خبرگان انتخاب گرديد در آنجا به عضويت هيئت رئيسه انتخاب شد. حزب جمهوري اسلامي شاخه گيلان را پايه گذاري كرد و سرپرستي مدرسه عالي ترجمه را به عهده گرفت و سپس سرپرست مجتمع دانشگاهي ادبيات و علوم انساني شد.
    او همچنين مسووليت هاي فرهنگي و آموزش فراواني را به طور همزمان عهده دار شد و شوراي وحدت حوزه دانشگاه را فعال كرد.
    معاونت وزارت فرهنگ و آموزش عالي يكي ديگر از مسووليت هاي او بود.
    اين استاد ارجمند عاقبت در هفتم تيرماه شصت با انتخاب راه پرنور شهادت به عالي ترين كمالات دست يافت .
    شهيد حجه الاسلام محمدحسن طيبي
    نماينده مردم اسفراين


    در سال 1310 در روستاي روئين اسفراين زاده شد .
    پدرش روحاني بود و زماني كه او تنها ده سال داشت فوت كرد. همانزمان به مشهد آمد پس از طي مراحل سطح به اسفراين برگشت . مبارزاتش از سال 56 گسترش يافت و ساواك بشدت برنامه هايش را تحت كنترل گرفت و يك بار هم بطور مسلحانه به او حمله كرد. با پيروزي انقلاب و آغاز به كار مجلس اول از طرف مردم به نمايندگي انتخاب شد.
    سرانجام در هفتم تيرماه شصت قافله شهداي سرچشمه را همراهي كرد.
    شهيد حجه الاسلام سيدفخرالدين رحيمي
    نماينده مردم ملاوي لرستان
    در سال 1323 در شهر خرم آباد به دنيا آمد .


    جدش از علماي بزرگ شهر و او در معيت برادرش براي كسب علوم حوزوي به قم مشرف شد . در سال 41 و در ماجراي فيضيه در حاليكه مشغول چسباندن اعلاميه بود دستگير وبه زندان رفت .
    پس از آزادي مبارزاتش را پي گرفت و براي بار دوم به جرم كندن تابلوي خيابان ششم بهمن به زندان رفت او يك بار ديگر نيز به جرم اهانت به اشرف پهلوي زنداني شد و مجموعا 18 ماه در حبس به سر برد .
    او هر بار پس از آزادي كار مبارزه را جدي تر آغاز مي كرد و عاقبت ممنوع المنبر و ابتدا به ايرانشهر و از آنجا نيز به اقليد فارس تبعيد شد.
    در بازگشت از تبعيد فعاليت هاي مذهبي ومبارزاتي اش را در مسجد علوي ادامه داد كه بعدها آنجا مقر كميته هاي انقلاب شد.
    در اولين دوره مجلس شوراي اسلامي به نمايندگي از مردم ملاوي به مجلس رفت .
    و در هفتم تيرماه شصت همدوش شهيد بهشتي به كنگره هاي آسمان هفتم دست رساند.
    شهيد جواد سرافراز
    در سال 1332 در تهران متولد شد .
    پدرش موسس دبستان اسلامي ولي عصر ودبيرستان جهان آرا و از روحانيون مبارزي بود كه سالها در زندان رژيم شكنجه و مورد اهانت واقع شده بود.
    شهيد سرافراز در دانشگاههاي انگليس و هند در رشته جامعه شناسي ادامه تحصيل داد و انجمن هاي اسلامي را در آنجا پايه گذاري كرد و به عنوان نماينده انجمن هاي اسلامي مقيم بنگلور هند به خدمت امام در پاريس رسيد.
    درسال 57 همدوش با ملت ايران در نبردهاي خياباني شركت كرد و در تسخير كلانتري ها نقش برجسته اي داشت .
    بعد از پيروزي عضو حزب جمهوري اسلامي شد و همچون بازوئي براي شهيد بهشتي بود . او سرپرستي منطقه 11 رياست دفتر و مسووليت آموزش و عضويت شوراي مركزي حزب جمهوري را بر عهده داشت . بعلاوه ايشان به عنوان مدير مسوول شركت رايانه و مسوول روابط عمومي شركت « ايزايران » وابسته به وزارت دفاع خدمت كرد.
    نام اين عزيز اينك در دفتر شهداي هفتم تيرماه شصت ثبت و جاودانه است .