روزنامه جمهوري اسلامي 09/04/1388 صفحه عقيدتي

  • امام خميني روحبخش و اميدآفرين در حوادث سخت
  • در سوگ و داغ ياران
  • يادي از مربي منصف ما شهيد مظلوم آيت الله بهشتي
  • اي خوشا با فرق خونين در لقاي يار رفتن
  • *****
    امام خميني روحبخش و اميدآفرين در حوادث سخت




  • خاطره اي از آيت الله هاشمي رفسنجاني
    ساعت 8 5 صبح (8 تير ماه 1360 ) در اتاق كوچك بيروني امام به محضرشان مشرف شديم . حال و هوا و منظره اين جلسه را هم الساعه نمي توانم توصيف كنم . پير مردي هشتاد و چند ساله را در نظر بياوريد كه از عارضه قلبي رنج مي برد و تحت محافظت شديد اطبا است و گفته اند كوچكترين ناراحتي و شوك روحي ممكن است قلبش را از كار باز دارد. قلبي كه اگر از كار بيفتد به دنبالش هزاران قلب ديگر از كار خواهد افتاد. اين يك سوي سكه است و سوي ديگر آن اين است كه همه اميد ما هم همينجا است . اگر مشكلات را اينجا حل نكنيم جاي ديگر نداريم .
    نگاههاي مهربانه و توجهات عطوفانه از چشمان نافذ و پرفروغشان كه در ـ سيماي نوراني و چهره زرد و تكيده اشان به ما مي افكندند روحبخش و اميدآفرين بود تا چه رسد به كلمات محكم و پرمعنا و لحن گيرايشان كه از ميان لبهاي خشك شده ولي زيبايشان مي گرفتيم . ما تسليت گفتيم و ايشان ما را دلداري دادند و با ذكر حادثه و لطيفه اي از تاريخ قديم حوزه نجف اشرف در يك بليه عمومي و اشاره به سرنوشت انبيا و اوليا و الطاف و هدايتهاي الهي به ما آرامش و اعتماد به نفس بيشتري دادند.
    شورايعالي قضايي را با تعيين رياست ديوان عالي كشور ـ و تعيين دادستان كل كشور به سمت رياست ديوانعالي كشور ـ ترميم كردند و به اين ترتيب شوراي رياست جمهوري هم ترميم شد و مشكل عمده اي حل شد. زيرا براي انجام انتخابات رياست جمهوري فقط چهل و دو سه روز وقت داشتيم . پنجاه روز بعد از عزل بني صدر فرصت بود كه چند روز آن سپري نشده بود. به امر امام قرار شد كابينه به سرعت ترميم شود و انتخابات ميان دوره اي مجلس براي پر شدن جاهاي خالي هرچه زودتر انجام گيرد و ما هم بلافاصله دست به كار شديم . براي فعال شدن شوراي عالي دفاع هم تصميم گرفته شد سرهنگ نامجو به جاي دكتر چمران نماينده امام در شوراي عالي دفاع كه هفته قبل در جبهه به شهادت رسيده بود ـ تعيين شود و چند ساعت بعد هم شورايعالي مركزي حزب جمهوري اسلامي با انتخاب دكتر باهنر دبيركل حزب را معين كرد و بدين ترتيب با گزينش سريع و به موقع همه ارگانهاي كشور به طور قانوني و رسمي تشكيل شد. و اين هم يكي از ويژگيهاي امام است كه ايشان ضربتي و بدون فوت وقت شكستها را ترميم كرده اند. »
    ... روحيه انقلابي ما اين نبود كه محافظ و ماشين ضد گلوله داشته باشيم . خيلي ها تعجب مي كردند. سالهاي اول انقلاب كه ترورها شروع نشده بود مثلا ما در مسير آمدن به سر كار بچه هايمان را به مدرسه مي برديم قبض خودمان را در بانك مي پرداختيم و در فروشگاهها خريد مي كرديم . بعلاوه مسائل حفاظتي ابزار پيچيده اي مي خواهد كه ما در آن زمان ابزار آن را نداشتيم . وقتي كه ترورهاي گروه فرقان شروع شد مساله ما در مجلس اين بود كه نماينده ها حاضر نمي شدند ماشين ضد گلوله داشته باشند; آخرالامر امام دستور دادند كه نماينده ها از ماشين ضد گلوله استفاده كنند . (امام خميني به روايت آيت الله هاشمي رفسنجاني ص 145 و 146 )

  • *****
    در سوگ و داغ ياران




  • اي دوستان بيائيد در سوگ و داغ ياران
    از ديده خون فشانيد چون ابر نوبهاران
    شد تيره محفل ما ماواي غم دل ما
    زيرا به خون تپيدند آن اختران ايمان
    رفتند آن عزيزان صدها دريغ و افسوس
    آنان كه جمله بودند چشم و چراغ ايران
    جان را نثار معشوق پروانه سان نمودند
    تا شمع محفل عشق گردد بسي فروزان
    با خيل عاشقان رفت سوي جنان بهشتي
    آن كس كه بود عاشق بر او بهشت و حوران
    و اي از ديار ما رفت آن عارف مجاهد
    آه از سپهر ما رفت آن كوكب درخشان
    آن آيت الهي يار صديق رهبر
    آن كس كه بود عمري اندر طريق سبحان
    آن كس كه مهربان بود همچون علي به مسكين
    آن كس كه خصم دون بود از صورتش هراسان
    علامه گرامي دانا خطيب نامي
    كز فيض مكتب او شد بهره مند انسان
    در عزم و همت و راي بودي چون كوه نستوه
    همچون گلي بهاري بودي هماره خندان
    در باغ دين و فرهنگ بس نغمه ها سرودي
    دردا كه زين چمن رست آن بلبل غزل خوان
    زين ماجراي جان كاه گردون به زاري و آه
    جانها همه در آذر دلها همه پريشان
    بشنو ز آن شهيدان فزت برب كعبه
    چون از ازل ببستند با لايزال پيمان
    فقدان آن عزيزان گرچه بسي گران است
    بادا فداي اسلام صدها سرو تن و جان
    از پاي كي نشينيم تا انتقام گيريم
    زان خصم پست دژخيم ما ملت مسلمان
    اي باغبان به بستان بذر دگر بيفشان
    زيرا كه گشته پرپر گلها ز جور عدوان
    تا انقراض عالم زنده است نام پاكان
    بادا روانشان شاد در ظل لطف سبحان
    قدسيه زين مصيبت در ماتم است و محنت
    بارد سرشك حسرت هر لحظه او ز مژگان
    قدسيه مدني كاشاني

  • *****
    يادي از مربي منصف ما شهيد مظلوم آيت الله بهشتي




  • محمد حسن اصغرنيا
    1 ـ او آدمي نبود كه از ميدان به در برود و در برابر اهانت ها و توهين ها حتي اندكي برآشفته شود ايشان كسي بود كه اين تحمل را داشت كه اهانت ها را با بزرگواري گوش مي داد و در آخر با استدلال به اهانت ها پاسخ مي داد.
    2 ـ وقتي مي خواست كاري كند با متانت و دقت و ملاحظه زمان و مكان با دور انديشي و نظم و انضباط آنرا انجام مي داد و گفتگو و تعامل را از بهترين روشها مي دانست .
    3 ـ ايشان همواره اجازه نقد به ديگران را مي داد و به هيچ وجه سر سپردگي را تشويق و تقويت نمي كرد . او در مورد تابعيت محض و مطلق دغدغه داشت و همواره واقع گرا و منتقد بود.
    4 ـ او مي گفت اجازه بدهيد به جاي اينكه بخواهيم با حرف چيزي را اثبات كنيم در عمل نشان بدهيم كه اينگونه نيستيم و واقعا به دعواهاي لفظي اهميتي ندهيم .
    5 ـ مربي منصف ما مطلق نگري را مانع پيشبرد امور مي دانست و براي همكاري با كسي حداقل نقاط مشترك را كافي مي دانست .
    6 ـ او كسي را درست قبول نمي كرد و پيوسته باب انتقاد عالمانه را در تمامي زمينه ها و براي همه افراد باز مي گذاشت و قبل از همه انتقاد بر خود را مي پذيرفت .
    7 ـ آموزگار خود ساخته ما با پرخاش جواب كسي را نمي داد و همواره با لباني خندان و اعصابي مسلط متكي بر مبناي انساني و اخلاقي پاسخگو اشكالات بود.
    8 ـ او اجازه نمي داد افراد پشت سر يكديگر حرف بزنند به محض ديدن چنين كساني افراد را رو در رو دعوت مي كردند تا از تداوم منكر جلوگيري كنند و اگر سو برداشتي هست حل و فصل شود.
    9 ـ ايشان معتقد بود كار خوب را براي اينكه ذاتا " خوب است انجام بدهيد . حقوق مردم را رعايت كنيد بويژه در امر قضاوت و حق الناس .
    10 ـ اجبار در دين باعث دوري جوانان است از مكتب اسلام بايد با مطالعه و بررسي و تفكر در مسائل گوناگون انتخاب را به عهده خود جوانان گذاشت و آزادي عقيده امري طبيعي است و هيچگاه نمي توان باور و ايمان را با زور و اجبار و حتي با تطميع به ديگران منتقل و يا از او سلب كرد.

  • *****
    اي خوشا با فرق خونين در لقاي يار رفتن




  • نگرشي بر زندگي و مبارزات شهداي هفتم تير
    شهيد عباس جهانبخشي
    معاونت آموزشي سازمان بهزيستي
    در سال 1323 در تهران متولد شد .
    پس از شهريور خونين انجمن اسلامي مددكاران را بوجود آورد و رسيدگي به امور خانواده هاي شهدا محرومين و معلولين را دنبال كرد. در افشاگري رژيم پهلوي توان و عزم راسخي داشت .


    پس از پيروزي انقلاب به رياست دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران منصوب شد و به دعوت سازمان بهزيستي كشور معاونت آموزش آنجا را به عهده گرفت .
    او سرپرستي ستاد تداوم امداد جبهه ها را نيز به عهده داشت . و سرانجام در صف شهداي هفتم تيرماه شصت به لبخند ربوبي لبيك گفت و كربلائي شد.
    شهيد دكتر جواد اسدالله زاده
    معاون بازرگاني خارجي وزارت بازرگاني
    در سال 1329 در مشهد به دنيا آمد .


    فوق ليسانس و دكتراي مديريت را در آمريكا دنبال كرد. با اعلان عزيمت امام به ايران و رساله دكتراي خود را نيمه تمام رها كرد و به فرانسه رفت . تا در معيت رهبر و مقتدايش باشد.
    در دوران اقامتش در آمريكا در پنج شهر يانكي ها انجمن اسلامي دانشجويان را پايه گذاري كرد. پس از بازگشت امام به ايران او اقامت كوتاهي در سوريه داشت و به همراهي چند دانشجو و يك روحاني سفارت ايران در سوريه را پاكسازي كرد.
    پس از ورود به ايران به تدريس اقتصاد اسلامي در دبيرستانهاي مشهد پرداخت و اندكي بعد به مديريت عالي صندوق ضمانت صادرات برگزيده شد و به تهران آمد و همزمان در مدرسه عالي بازرگاني تدريس را شروع كرد.
    در پي فعاليت هاي ارزنده اش به معاونت بازرگاني خارجي در دولت شهيد رجايي منصوب شد و عاقبت در عاشوراي هفتم تير جاودانه گشت .
    شهيد عباس حيدري
    نماينده مردم بوشهر
    در سال 1323 در يكي از روستاهاي شيراز به دنيا آمد .
    با پايان بردن دوره دبيرستان به عنوان تكنيسين مخابرات در وزارت پست و تلگراف استخدام شد. مبارزاتش را عليه رژيم پهلوي از همان روستا شروع كرد و با تعقيب و آزار ساواك به بوشهر منتقل شد.
    در دوران پيروزي نقش مهمي در مخابره پيام هاي امام خميني داشت و پس از پيروزي از سوي مردم بوشهر به نمايندگي مجلس شوراي اسلامي برگزيده شد.