
خديجه علي حسيني
قسمت دوم
عزم و اراده براي رسيدن به قله كمال
با راحت طلبي سازگار نيست . چه بسا خواب هاي شبانگاهي كه تصميمات روز
را بر هم زده است . سرعت و شتاب با روح پرتلاطم جوان همزاد است
ولي گاه اين ويژگي با تصميم گيري ناسازگار
مي نمايد و به تخريب و حادثه مي انجامد
جوان و تصميم گيري
اراده و تصميم قوي از مشخصه هاي جوان نمونه است
چنان كه سستي و سهل انگاري از آفات زندگي زيبا شمرده
مي شود . حضرت علي عليه السلام
« سستي را از عوامل ناتواني » مي خواند(1 ) و راه درمانش رانشان مي دهد :
« بيماري سستي دلت را با اراده قوي درمان كن » . (2 )
عزم و اراده ـ براي رسيدن به قله كمال ـ با راحت طلبي سازگار نيست
چه بسا خواب هاي شبانگاهي كه تصميمات روز را
بر هم زده است . (3 )
سرعت و شتاب با روح پرتلاطم جوان همزاد است
ولي گاه اين ويژگي با تصميم گيري ناسازگار مي نمايد و به تخريب و
حادثه مي انجامد. به منظور پختگي و افزايش ضريب درستي تصميم هاي نسل جوان
درنگ و دقت در بايدهاي زير
ضروري است :
الف ) مددجويي
شرط نخست موفقيت در تصميم
توكل و ياري جستن از خداي هستي بخش است .
« فاذا عزمت فتوكل علي الله ان الله يحب المتوكلين » (4 ) هنگامي كه تصميم گرفتي
به خدا توكل كن زيرا خداوند توكل
كنندگان را دوست دارد.
امير مومنان عليه السلام نيز فرزند خويش را بر اين نكته رهنمون مي شد : « در كارهايت از او مددجوي و رازهاي
خويش را كه از مردم پنهان مي داري
به او بگوي
سپس كليدهاي گنجينه هاي خود را به دست تو سپرد. اگر پاسخ گويي
اش به طول انجاميد
نوميد مشو
زيرا بخشش به اندازه خواهش است و بسا پاسخ را دير دهد تا خواهش را به درازا
كشاني و بيشترت بخشد. يا چيزي خواهي و به تو ندهد
ولي دير يا زود بهتر از آنت دهد يا آن را به خاطر چيزي ديگر كه
براي تو بهتر باشد
از تو باز دارد
زيرا بسا چيزي خواهي كه گرت دهد
به نابودي دينت انجامد . (5 )
امام در فرازي ديگر فرزند جوان خويش را چنين سفارش مي كند :
« بايد اساسي ترين درخواست تو از خدا آن چيزي باشد كه زيبايي اش برايت ماندگار و سختي اش برايت ناپايدار
باشد . » (6 )
ب ) دورانديشي
اساس هر تصميمي
دورانديشي است . همراهي اين دو
خوشبختي به ارمغان مي آورد
بدان حد كه « دورانديش در
گرفتارها سرگشته نخواهد شد . » (7 )
« دورانديشي فن است . ثمره آن سالم ماندن از آسيبها است
كسي كه دورانديشي او را
پيش نبرد
ناتواني و درماندگي عقب نگاهش مي دارد . » (8 )
امام « عليه السلام » در تبيين معناي دورانديشي به نكات زير اشاره مي كند :
« الحزم كياسه » : دورانديشي زيركي است . (9 )
« الحزم حفظ التجربه » : دورانديشي نگهداري تجربه است . (10 )
« الحزم النظرفي العواقب » : دورانديشي عاقبت نگري است . (11 )
« الحزم مشاوره ذوي العقول » : دورانديشي رايزني با خردمندان است . (12 )
« الحازم لايستبد برايه » : و دورانديش خود راي نيست . (13 )
و درباره فرجام كساني كه بي دورانديشي تصميم مي گيرند
مي فرمايد :
« من تورط في الامور غير ناظر في العواقب فقد تعرض المدرجات النوائب »
هر كس دست به كاري زند بي آن كه در
عواقب آن بينديشد
خود را در مهلكه گرفتاري ها اندازد . (14 )
آن حضرت پايداري در تصميم را مرهون دورانديشي مي داند (15 ) و بر اين نكته تاكيد مي ورزد كه : « رو تحزم فاذا
استوضحت فاجزم »
فكر كن تا دورانديش شوي
و چون همه جوانب كار برايت روشن شد
تصميم قطعي بگير . (16 )
ج ) بلند همتي
همت عالي
پيش نياز هر تصميم است و هر كه بر نردبان همت فراز آيد
به مقصود دست مي يابد. از سوي ديگر
بزرگ ترين ضعف انسان كوچك شمردن و به عبارت ساده تر
دست كم گرفتن خويش است . امام عليه السلام چنان باور
داشت كه
انسان را چيزي مانند همتش بلند نمي گرداند . (17 ) حضرت بهترين همت ها را بلندترين آن ها مي داند(18 ) و
مي فرمايد :
« احسن الشيم شرف الهمم »
نيكوترين خصلت ها ارجمندي همت ها است . (19 )
در منظر حضرت علي عليه السلام آثار همت عالي عبارت است از : بردباري و وقار
كردار زيبا
عزت نفس
دست يابي به
خواسته ها و رسيدن به مقصد عالي . (20 )
گفت مغناطيس عشاق الست
همت عالي است كشف و هر چه هست
هر كه را شد همت عالي پديد
هر چه جست آن چيز حالي شد پديد
هر كه را يك ذره همت داد
دست
كرد او خورشيد را زان ذره پست
نطفه ملك جهان ها همت است
پر و بال مرجان ها همت است (21 )
نوجوانان چه كساني هستند
نوجواني مرحله انتقالي بين كودكي و بزرگسالي است
نوجوانان از بعضي جهات شبيه كودكان هستند
با اين حال
تغييرات بسياري كه در اين مرحله روي مي دهد
آنها را متقاعد مي سازد كه تفاوتهاي زيادي با كودكان دارند
به همين
دليل
ما بعضي رفتارهاي بزرگسالان را در نوجوانان مي بينيم
اما در غالب اوقات آنها مانند بزرگسالان رفتار نمي كنند.به
تدريج كه نوجوانان بالغ مي شوند
همانندي كمتري با كودك و شباهت بيشتري با بزرگسال از آنها مشاهده مي شود.
روان شناسي نوجواني عبارت است از مطالعه رشد و تحول جسماني
شناختي
شخصيتي و اجتماعي در آدمي
از
آغاز بلوغ تا هنگام پذيرش مسئوليتهاي بزرگسالان در جامعه . اين تغييرات اغلب بين سنين 13 تا 22 سالگي روي
مي دهند.
بلوغ : بلوغ به موقعيت و يا مرحله اي اطلاع مي شود كه فرد از نظر جنسي قادر به عمل توليد مثل مي گردد و علائم آن
رشد اعضاي تناسلي
تحول خصوصيات ثانويه جنسي است . به عبارتي بلوغ بخشي از دوره نوجواني و قسمتي از دوره
كودكي است . به همين دليل رفتار نوجوان نوعي عدم تعادل دارد
او از يك سو هنوز پيوند خود را از فلمرو كودكي قطع
نكرده و از ديگر سو به عنوان يك جوان در جامعه
پذيرفته نمي شود
لذا نوعي نوسان شخصيتي در برخوردهاي وي
مشاهده مي شود.
ويژگيهاي بلوغ
بلوغ
يك دوره بي نظير و مشخص است و به وسيله تغييرات رشدي مطمئني توصيف مي شود كه در هيچ دوره
ديگري از زندگي اتفاق نمي افتد
مهمترين آنها به عبارت زير است :
1 ـ بلوغ
يك دوره شمول است . و آن همان دوران بين كودكي و نوجواني است كه به كودكان بالغ موسومند .
2 ـ بلوغ يك دوره كوتاه است . اين دوره بين دو تا چهار سال طول مي كشد
كودكاني كه اين مدت را كمتر از دو سال پشت
سر مي گذارند رشد سريع دارند و آنهايي كه به مدت حدود سه الي چهار سال نياز دارند تا بتوانند دوره انتقال خود را به
بزرگسالي تكميل نمايند به عنوان كند رشد شناخته مي شوند.
3 ـ بلوغ
به مراحلي تقسيم مي شود . علي رغم مدت كوتاه به سه مرحله تقسيم مي شود :
الف ) پيش بلوغ
ب ) بلوغ
ج ) پس بلوغ
4 ـ بلوغ
دوره تغيير و رشد سريع است .
اولين مرحله رشد سريع
مرحله جنيني است و دومين مرحله رشد سريع دوره بلوغ مي باشد. تغيير و رشد سريعي
كه در طول دوران بلوغ اتفاق مي افتد
معمولا با جهش رشد نوجواني ارتباط مي يابد و به عبارت دقيقتر
جهش رشد
بلوغ گفته مي شود
مدت كل رشد به سه سال مي رسد كه كمي طولاني تر از جهش رشد نوزاد مي باشد.
تغييرات سريعي كه در طول دوران بلوغ واقع مي شود
به يك نوع اغتشاش و به هم ريختگي
احساس عدم كفايت
ناامني و تزلزل و در خيلي از موارد به رفتارهاي نامطلوب منجر مي گردد
5 ـ بلوغ
يك مرحله منفي گرايي است .
در اين مرحله فرد حالت ضديت در مقابل زندگي به خود مي گيرد
و يا به نظر مي رسد كه فرد موقعيتها و يا چيزهاي
خوبي را كه قبلا به دست آورده بود
از دست داده است .
6 ـ بلوغ
در سنين متغيري واقع مي شود .
مدت زماني كه مرحله انتقال فرد به بلوغ و تكميل آن نيازمند است تغييرات و اختلافاتي و جود دارد. اختلافاتي كه
در زمينه سن شروع و بلوغ و نيز مدت زماني كه اين دوره انتقالي نياز دارد تا رشد كامل شود
به همان اندازه كه مسايل و
مشكلات مشخصي براي دختران و پسران هر دو به وجود مي آورد
مشكلات و مسايل اجتماعي نيز براي آنان
مي آفريند.
معيار بلوغ
آزمايشهاي شيميايي ادرار در جوانان مي تواند اثبات كننده دقيقي براي تعيين ميزان رشد جنسي آنان باشد
از بخشهاي مختلف بدن بخصوص از دستها و زانوها در مرحله جهش رشد (پيش بلوغ ) مي تواند X راديوگرافي با اشعه
آشكار كند كه آيا بلوغ آغاز شده است يا خير و اينكه رشد با چه درصدي ادامه دارد
علل بلوغ
يك نوع ارتباط نزديك بين غده هيپوفيز كه در مغز مستقر است و غدد جنسي و يا غده ترشح كننده هورمونهاي
جنسي وجود دارد
غدد جنسي مرد
بيضه ها و غدد جنسي زن تخمدانهاي او هستند.
انواع بلوغ
بلوغ كلي ترين كلمه اي است كه به كار مي رود
بر حسب عادت
مجموعه تغييرات بدني و روحي كه ما بين دوران
كودكي و جواني (كمال ) به وجود مي آيد
بااين واژه تفسير مي شوند. بلوغ يك پديده چند بعدي است
ابعاد مختلف آن
عبارتند از :
الف ) بلوغ جسمي (فيزيكي )
ب ) بلوغ جنسي
ج ) بلوغ رواني
د) بلوغ اقتصادي و اجتماعي
ه ) بلوغ شرعي
ويژگيهاي نوجواني
به عنوان يك واقعيت دوره نوجواني را بايد يك مرحله بسيار مهم از زندگي تلقي كرد.دوره اي كه با ويژگيهايش از
ساير دوران زندگي متمايز مي شود. اين خصوصيات عبارتند از :
1 ـ نوجواني يك دوره مهم به مشار مي رود . نوجواني به لحاظ تاثيرات فيزيكي و بدني و هم از لحاظ تاثيرات رواني قابل
توجه مي باشد.
2 ـ نوجواني
يك دوره انتقال برزخي است . در طي هم مرحله انتقالي
وضع و جايگاه فرد مبهم است و نوعي گم گشتگي
درباره نقشهايي وجود دارد كه فرد انتظار دارد آنها را ايفا كند نوجوان در اين زمان نه كودك است و نه بزرگسال .
3 ـ نوجواني
يك دوره تغيير است . ميزان تغيير در نگرشها و رفتار در طي دوره نوجواني با ميزان تغيير در وضعيت بدني
برابر است
4 ـ نوجواني
يك سن مسئله آفرين است . به دليل ناتواني
نوجوانان در غلبه بر مسايلشان به تنهايي
به همان اندازه كه
آنها اعتقاد دارند از توانايي برخوردارند
بسياري از آنها حل مسايل و مشكلات را مافوق انتظارات خود مي يابند.
5 ـ نوجواني
زماني جستجوي هويت است . موقعيت مبهم نوجوان يك مسئله غامض را به وجود مي آورد
مسئله بحران
هويت يا مشكل هويت خود او را سر در گم مي كند
او تلاش مي كند كه از موقعيتهايي نمادين بهره گيرد.
6 ـ نوجواني
يك سن هراس مي باشد . قالبهاي فرهنگي مناسب در مورد رفتار با نوجوان سبب مي شود تا او به تدريج
فردي قابل اعتماد شده و بر طبق آن رفتار خويش را شكل دهد.
7 ـ نوجواني
زمان آرمان گرايي است . نوجوانان تمايل دارند كه به زندگي از وراي عينك سايه و روشن نگاه كنند
آنها به
خود و سايرين آنچنان مي نگرند كه دوست دارند.
8 ـ نوجواني
آستانه بزرگسالي است . نوجوان سعي مي كند مانند بزرگسال لباس پوشيده و رفتار نمايد
آنها روي
رفتارهايشان متمركز مي شوند تا بتوانند با بزرگسالان معاشرت نمايند.
نظريه هاي رشد نوجواني
نظريه زيستي : اساس نظريه زيستي مرتبط ساختن مفاهيم بيولوژيك با واژه هاي روان شناختي است
اين نظريه
خاطر نشان مي سازد كه :
1 ـ تجارت تاريخي گونه هاي انساني در ساخت ژنتيكي هر فردي پي ريزي شده است .
2 ـ رشد هر فردي منعكس كننده مراحلي است كه نوع انسان در طي تكامل خود از مراحل زيستي پايين تر داشته است .
نظريه روان كاوي : براساس اين نظريه رفتار انسان از طريق نيروهاي ناخودآگاه و غير منطقي
و نه خودآگاه و منطقي
شكل مي گيرد همچنين معتقد است كه دو انگيزه مهم در انسان
انگيزه جنسي و پرخاشگري است . در اين نظريه عوامل
محيطي و... نيروهاي بيولوژيك و غريزي در رشد شخصيت حائز اهميت است .
در اين نظريه سه سطح نهاد
خود و فراخود در شخصيت انسان داراي كنش خاصي مي باشند.
نهاد ـ آن قسمت از دستگاه رواني است كه از بدو تولد انسان موجود است و منشا انرژي آن فيزژولوژيكي است .
هدف نهاد راضي كردن نيازهاي جسماني فرد است .
خود ـ از شش ماهگي
شروع به رشد مي كند
كنش سازنده « خود » آن است كه ادراك داخلي را با نتايج ادراك حسي
مواجه كند تا حداكثر ارضا ممكن بدست آيد.
فراخود ـ سومين سطح در شخصيت است كه نماينده دروني ارزشهاي فرهنگي و اجتماعي و اخلاقي است . فراخود
از يك طرف با تظاهرات « نهاد » مخالف است و از طرف ديگر ميل دارد معيارهاي اخلاقي را جانشين معيارهاي منطقي
« خود » بنمايد.
نظريه رواني ـ اجتماعي : اين نظريه تمركز كمتري بر نقش جنسي و تاكيد بيشتري بر اهميت محيط اجتماعي در رشد
دارد.
اين نظريه معتقد است كه ماهيت فرهنگ و محيط شخص نيز تعيين كننده شيوه خاصي است كه طبق آن بحرانهاي
مختلف رشد رفع مي شوند.
پي نوشت :
(1 ) ـ حسن بن شعبه حراني : تحف العقول
ص .84
(2 ) ـ « فتدا و من دا الفتره في قلبك بعزيمه » . (شرح نهج البلاغه
ج 11
ص 238
(3 ) ـ لاتجتمع عزيمه و وليمه
ما انقض النوم العزائم اليوم . (شرح نهج البلاغه
خطبه 241 ) .
(4 ) ـ آل عمران (3 ) : 159
(5 ) ـ حسن بن شعبه حراني : تحف العقول
ص .74
(6 ) ـ فلتكن مسالتك فيما يبقي لك جماله و ينفي عنك و باله . (تحت العقول
ص 75 ) .
(7 ) ـ عبدالواحد آمدي : غررالحكم
ح .10910 (امام علي ـ عليه السلام ـ « لايد هش عندالبلا الحازم . » ) .
(8 ) ـ « الحزم صناعه
ثمره الحزم السلامه
من لم يقدمه الحزم اخره العجز » . (محمد باقر مجلسي : بحارالانوار
ج 71
ص
.339
(9 ) ـ محمد باقر مجلسي : بحارالانوار
ج 71
ص 339
(10 ـ عبدالواحد آمدي : غررالحكم
ح .10142
(11 )ـ همان
ح 10881
(12 )ـ همان . امام همچنين مي فرمايد : « السعيد من وعظ بغيره فاتعظ
خوشبخت كسي است كه از ديگري پند گيرد و به
كار بندد . » (شيخ صدوق : خصال
ص 621 )
(13 )ـ محمد باقر مجلسي : بحارالانوار
75
ص .13
(14 )ـ « من تورط في الامور غير ناظر في العواقب فقد تعرض لمدرجات النوائب » . (ابوالفتح كراجكي : كنزالفوائد
ج 1
ص 80 ) .
(15 )ـ « اعلم ان من الحزم العزم . » (محمد باقر مجلسي : بحارالانوار
ج 72
ص 10 ) .
(16 )ـ محمد باقر مجلسي : بحارالانوار
ج 71
ص .341
(17 )ـ « ما رفع امرا كهمته » . (عبدالواحد آمدي : غرر الحكم
ح 6968 ) .
(18 )ـ « خير الهمم اعلاها » . (غررالحكم
ح 10275 )
(19 )ـ عبدالواحد آمدي : غرر الحكم
ح 10274
(20 )ـ همان
ح 10285 ـ 10268
(21 )ـ عطار نيشابوري .

|