
زينب سلحشور
دختر فرج الله سلحشور
كارگردان سريال يوسف است . او مشاور خانواده و هنرمندي است كه حدود 9 سال در
سينما
تلويزيون و راديو كار كرده و آغاز كارش با گروه كودك شبكه يك و برنامه نيمرخ بود. پس از آن در راديو به گويندگي پرداخت و از
آن پس در پروژه هاي سينمايي در سمت هاي مختلفي به ايفاي نقش پرداخت .
زينب سلحشور از منتقدين جدي سريال يوسف پيامبر است . همان سريالي كه پدرش ساخته . او معتقد است نبايد انتقاداتش را به
سريال يوسف پيامبر محدود كنيم . موضوع از ديد او وسيع تر از ديدگاه مطرح شده در يك سريال است . سلحشور كه در خانواده اي
مذهبي زندگي مي كند و دو برادرش هم طلبه علوم ديني هستند
مي گويد جرياني هدايت شده و سازمان يافته براي ترويج چند همسري
در سينما و تلويزيون به راه افتاده كه نتايج آن مي تواند در جهت اهداف دشمنان انقلاب مصرف شود. وي انتقاد خود را بيشتر متوجه
ناظران بخش فرهنگي كشور مي داند تا هنرمندان و فيلمسازان . اين گفت و گو را بخوانيد :
حضور زن در چند سال اخير در فيلم ها و سريال ها تقريبا به حاشيه رفته
به جز چند فيلم انگشت شمار
زن در فيلم ها به صورت
بخشي از دكور يا به عنوان عامل بالا بردن گيشه مطرح شده
شما نقش زن را چطور ارزيابي مي كنيد
سلحشور : در چند ساله اخير نبوده
زن هميشه در سينماي ما نقش حاشيه اي بوده . خانم ها در سينماي ما نقش گوجه روي سالاد را
دارند
يك نقش تزئيني ! حالا دو تا خانم هم در داستان باشد تا جذاب شود! نمي دانم شما چند مجموعه مي توانيد اسم ببريد كه در آن
خانمي عاقل
بالغ و باشعور داستان را پيش مي برد. ما از اين قبيل داستان ها در فيلم و سريال هاي خارجي بسيار مي بينيم
اما در ايران
متاسفانه چنين چيزي وجود ندارد.
فكر مي كنيد اين متاثر از بحث هاي مذهبي باشد
يعني در مذهب ما خيلي جاها قرار نيست كه زن آن قدرها آزاد باشد كه بتواند خيلي
كارها را انجام بدهد
سلحشور : خب متاسفانه ما دست آخر براي توجيه ديدگاه ها و سلائقمان همه چيز را گردن دين مي اندازيم
فكر نمي كنم اين تاثير دين
در سينماي ما باشد. بعضي از آدم هايي كه با اين نگرش فيلم مي سازند
شايد خيلي معتقد و مذهبي هم نيستند من علتش را تاثر از عرف
و نگرش هاي سنتي مي دانم . چون دين ما از نظر من چنين نگاهي ندارد. ما طبق سلائق خودمان و طبق حافظه تاريخي چند هزار ساله مان
كه مردمحوري را در خود دارد
عادت به اين گونه نگاه كردن به زن داريم ! حالا اين وسط يك چيزي هم از شرع مي شنويم مي بينيم چقدر با
سليقه ما جور است . آن را به همه مسائل تعميم مي دهيم . مثلا حكم شرعي وجود دارد كه يك خانم به تنهايي آواز نخواند آواز دست
جمعي باشد (كه البته روي اين هم اختلاف است )
اين يك حكم شرعي است اما خود ما اين نگاه را در همه چيز وارد مي كنيم
مي گوييم پس يك خانم در هيچ موردي نبايد تنهايي
نشان داده شود و هميشه بايد در سايه يك عده اي باشد. من اين را به حساب دين نمي گذارم . چون ما شخصيت هاي تاريخي ـ مذهبي
زيادي داشتيم كه نه در سايه كسي بلكه به تنهايي استقلال حضور داشتند
حضرت زهرا وقتي كه خطبه خواندند تنها بودند آن هم در
جمع آن همه مرد
كه اگر ما آن روز بوديم
قطعا چه حرف ها كه پشت سر زني كه آمده بين اين همه مرد صدايش را بلند كرده و خطبه
خوانده نمي زديم !! حضرت زينب بعد از واقعه عاشورا تنها بود. يعني مي خواهم بگويم اين نوع نگاه برآمده از سليقه ها و برداشت هاي
ماست
نه از دين .
عرض كردم شايد برخي از سينماگران ما اصلا نگرش مذهبي هم نداشته باشند
اما وقتي بحث زن مي شود نگاهشان نگاه جنسيتي
است
به جاي نگاه شخصيتي . اگر هم زني محور اصلي داستان ها باشد
يك زن معتاد
يا يك زن خياباني يا يك زن مظلوم بدبخت است !
آن هايي كه معتقد نيستند نگاه هاي جنسيتي دارند
آن ها هم كه معتقدند نگاه هاي متعصبانه و سليقه اي كه هر دو زن را تخريب مي كند.
من كارگرداني را مي شناسم كه وقتي سريال دكتر كوئين پخش مي شد
هر جا كه بود مكان را ترك مي كرد! يك بار خودم از اين آقا
شنيدم كه در بحثي مي گفت : اصلا در هر فيلمي كه زن نقش اصلي دارد و اوست كه همه را هدايت مي كند
بدانيد كه اين فيلم فيلم
فمينيستي است ! مي خواهم بگويم متاسفانه
اين نگرش برخي از آدم هاي سنتي ـ مذهبي ماست .
بحث چند زني تقريبا از سريال نرگس در تلويزيون مطرح شد
و بعد از آن ادامه پيدا كرد. مي دانم كه از دغدغه هاي شماست
فكر
مي كنيد چرا اين اتفاق افتاده
سلحشور : البته من اين را رد مي كنم كه از سريال نرگس شروع شد.
از كجا شروع شد
سلحشور : فكر مي كنم 20 سال است كه اين روند مطرح كردن مسئله چند همسري در سينما و تلويزيون آغاز شده
خب از چه سريالي
سلحشور : يك روند خيلي عجيبي بود اين داستان
خيلي هم استادانه طرح ريزي شده بود
يعني با طرح و سازماندهي شده اتفاق افتاده
سلحشور : اين كه مي گويم طرح ريزي شده بود
چون اعتقاد دارم واقعا طرح ريزي شده بود. من يادم مي آيد كه از يك دوره اي
عشق از
دامنه بين دختر و پسرها رفت بين زن و مردها
در فيلم هاي خارجي اين طور شد. يعني عوض دخترها و پسرها حالا زن و مردهاي مطلقه
يا همسر مرده آمدند وسط . يعني كم كم عشق به ميان جامعه آدم بزرگ ها رفت . بعد از مدتي جريان هايي مثل تعريف خيانت شروع شد.
آمدند خيانت را در فيلم تعريف كردند
وقتي اسم خيانت مي آيد خيلي وحشتناك است اما وقتي با مهارت تمام اسم خيانت عوض
مي شود و واژه هاي ديگري جايگزين آن مي شود قبح صحبت كردن راجع به آن مي ريزد!
يك مطلبي شما داشتيد كه يكي از كاركنان سريال يوسف فرستاده بودند
من مي خواهم از حرف اين خانم استفاده كنم كه در واقع
حرف دل من هم بوده
اين روندي كه ايشان در 17 ـ18 ساله گذشته تشريح كردند
كاملا تصديق مي كنم و اضافه مي كنم كه حالا پس از
روند عادي سازي و حتي مظلوم نشان دادن مردان خيانت كار امروز نوبت موجه شدن تصوير زن دوم است ! همسر دوم در فيلم ها به
عنوان يك عنصر موجه مطرح مي شود. الان داستان طوري شده كه هووها نقش هاي مثبت داستان هستند
در سريال هاي كره اي همسران
دوم و سوم امپراطور
آدم هاي خوبي هستند.
خب شايد اتفاقي بوده
وقتي كه سريال تاريخي است و بر اساس واقعيت و مثلا يك شخصي دو زن داشته
كه فيلم ساز ما نمي تواند
بايد و بگويد كه خير
يك زن داشته !
سلحشور : ببينيد در سريال مختار من اطلاع دارم كه همسر دوم مختار نشان داده مي شود
كه نمي دانم چه لزومي دارد كه بحث همسر
دوم مختار مطرح شود. به قول آقاي قرائتي مي گويد علمي كه سود نداشته باشد به چه دردي مي خورد مثلا بدانيد ابن سينا چند كيلو
بوده
به چه دردتان مي خورد! حالا شما بدانيد فلاني 50 زن داشته
چه چيزي را مي خواهيد بفهميد
چه چيزي را مي خواهيد اثبات
كنيد مگر اين كه يك هدفي از اين ماجرا داريد
مگر فيلم ساز بدون هدف كاري مي كند روندي كه الان در حال شكل گيري است
روند
موجه شدن همسر دوم در فيلم هاست . با تمام حرمتي كه براي آقاي افخمي قائل هستم
و ايشان براي من خيلي عزيز و قابل احترامند
ولي بايد بگويم روز حسرت يكي از نمونه هاي اين كار بود. يعني خواسته يا ناخواسته در اين فيلم همسر دومي به عنوان يك قديس
مطرح شد! نه حتي يك زن معمولي
دردكشيده و...
همسر دوم فيلم آقاي افخمي يك قديس به تمام معنا بود. قديسي كه همه در قيامتشان گير بدرفتاري با اين همسر دوم بودند! سئوالي
اتفاقا در همين فيلم مطرح شد كه جوابي به آن داده نشد كه دقيقا بي جواب ماندن اين سئوال هم براي من جاي تعجب بود! وقتي كه خانم
بايگان مي فهمند كه پسرشان همسر ديگري نيز دارد
آقاي فرامرز قريبيان به اين نكته اشاره مي كند كه من آن دختر را ديده ام
دختر خوبي
به نظر مي رسد و خانم بايگان با تعجب مي پرسد : « چطور زني كه راضي مي شود سر زندگي كس ديگري برود زن خوبي است » اما در اين
سريال به اين پرسش پاسخي داده نمي شود و خانم بايگان هم خيلي راحت سر اين موضوع قانع مي شود و همسر جديد پسرش را آن هم
با مهر فراوان ! مي پذيرد! و اين آن چيزي است كه قرار است جا انداخته شود! اين كه آقايان شجاعت داشته باشيد و كمي صبر
هر
خانواده اي وقتي اول اين موضوع را بفهمند
كمي دعوا و داد و بيداد مي كنند
اما بعد مجبور مي شوند رضايت بدهند!
يعني فكر مي كنيد كساني دوست دارند اين جا مثل عربستان شود
سلحشور : شما جور ديگري فكر مي كنيد
من نمي دانم
از شما سئوال مي كنم !
سلحشور : نمي گويم همه
اما لااقل آرزوي اين جريان اين است كه مسلما به آن جا ختم خواهد شد. ولي به قول آن خانم آن چه متاسفانه
مدنظر قرار نگرفته
اين است كه زنان ايراني مثل زنان عرب نيستند كه سازگار شوند و بگويند خب نصف مال من نصف مال تو!! اين
اتفاق در ايران نمي افتد
زن ايراني نمي ايستد اين جريان را تماشا كند اتفاقي كه مي افتد كه متاسفانه متاسفانه متاسفانه صداي پيشرفت
جريانش هم به گوش مي رسد انتقام و دو طرفه شدن خيانت است !
آيا شما فكر مي كنيد در آينده آن چه به قول خودتان « ترويج چند زني » است
ممكن است تبعاتش به جز ترويج چند زني
خيانت و
فساد هم باشد
سلحشور : در آينده نيست
الان اتفاق افتاده . شما واقعا خبر نداريد كه اين روند در ايران راه افتاده به خاطر يك سريال نيست
به خاطر
يك روند فرهنگ ساز است . ببينيد بچه تا زماني كه دروغ را نگفته دروغ گفتن برايش قبح دارد
وقتي گفت ديگر تا آخر عمرش دروغ
مي گويد به قول اين خانم
تا يك زماني اين موضوع قبيح بود
ولي الان شده مايه خنده
دور هم مي نشينند در موردش حرف مي زنند و
مي خندند من نمي دانم بايد چه كسي را مقصر دانست متاسفانه كار به خيانت دو طرفه كشيده
حالا اين كه كسي حواسش هست يا نه
نمي دانم .
عطف به قوانين مذهبي ما
بيشتر آن هايي كه مي خواهند بحث چند همسري را در فيلم هايشان در ايران مطرح كنند
با توجه به
مميزي هاي خاص سينما و تلويزيون
به قوانين مذهبي متوسل مي شوند.
سلحشور : دقيقا اين طور است و اين جاي تاسف دارد. من معتقدم اگر آدم هر كاري مي خواهد بكند شجاعتش را داشته باشد بگويد من
مي خواهم اين طور باشد
شجاعتش را نداريم مي خواهيم خودمان را به يك جاي قابل استنادي وصل كنيم
پشت ديوار مذهب قايم
مي شويم !
سريالي كه الان پر مخاطب است و بحث برانگيز سريال يوسف است كه اتفاقا پدر شما هم كارگردان آن است . در آغازين قسمت هاي
اين سريال حضرت يعقوب نشان داده مي شود كه از ميان چهار زنش
يكي را بيشتر دوست دارد و از ميان بچه هاي چهار زن بچه همان زن
را
كه تلويحا حسادت زن هاي ديگر و حسادت بچه ها هم به بچه زن مورد علاقه تعميم داده مي شود و در واقع اين حسادت هاي زنانه
افكار و افعالي شيطاني مطرح مي شوند
نظرتان به عنوان دختر آقاي سلحشور در مورد اين سريال چيست
سلحشور : خود قرآن در مورد چهار زني حضرت يعقوب و در مورد خواهر بودن همسرانش چيزي نگفته . وقتي كه نظارتي نيست
هر
كسي برداشت هاي شخصي اش را به تصوير مي كشد. من به عنوان يك مخاطب عادي نظر مي دهم
كاري ندارم كه نسبت من با كارگردان
اين كار چيست . من شرمنده ام از همه جوان هاي اين مملكت كه دين برايشان اين طور تعريف مي شود. متاسفم و نگرانم از آينده اين نسل
با دين و سيرت و قرآن . نمي دانم تكليف آن ها چه خواهد بود
اين برداشت هاي شخصي چه تاثيري دارد
سلحشور : واقعا چقدر براي ما اهميت دارد تاثيرش روي زندگي مردم چقدر است همه هنرمندان مي دانند كه هنر با مخاطب تعريف
مي شود. مي خواهيم بدانم ما چقدر فكر مي كنيم كه تاثير كارمان روي مردم چيست و چقدر مسئوليت پذير هستيم من انتظاري از آقايان
ندارم
شايد خيلي چيزها بخواهند كه خيلي چيزها پيش بيايد. اما مي خواهم از خانم ها بپرسم ما چقدر حق داريم چيزهايي كه دوست
داريم را عرف كنيم و ترويج دهيم چقدر برايمان مهم است كه چه آتش هايي را در زندگي ها روشن مي كنيم آيا ما مخاطبين خود را فقط
در لحظاتي كه برايمان سوت و كف مي زنند و از ما امضا مي خواهند مي بينيم
حب چه چيزي باعث مي شود كه اين سو تعبيرها به وجود بيايد و اين سريال ها ساخته شوند
سلحشور : فقدان متولي درست . مي خواهم فرزندوار از علماي امروز جامعه يك انتقاد كوچكي بكنم
گر چه انتقاد از علما خيلي شايسته
نيست متاسفانه . ولي من جرات مي دهم به خودم كه سئوالم رامطرح كنم . برايم جالب است كه در جريان انقلاب علما خيلي سهم داشتند
اصلا عامل اصلي شكل گيري و پيروزي انقلاب علما بودند. علما بين مردم بودند
ريسك پذيري داشتند. چه شد كه بعد از انقلاب علما
احساس كردند كه مردم ديگر به آن ها احتياجي ندارند چه شد كه حالا تنها جايي كه علما را مي توان يافت مدارس علميه است يك
وقتي شما مي گوييد علما به تربيت شاگرد پرداخته اند تا آن ها بيايند دين را به مردم بگويند
خيلي خب كجا هستند اين شاگردان
دو برادر من و خيلي از بچه هاي فاميل ما طلبه هستند. اما مانند بسياري طلاب ديگر حاضر نيستند محل زندگي خود راغير از قم شهر
ديگري قرار دهند يعني تنها شهري كه نياز به ارشاد دارد قم است طلبه ها اصلا حاضر نيستند از قم بيرون بيايند! چرا تبليغ مي روند
10
روز محرم
1 ماه رمضان
اما آيا واقعا اين جوري است نياز مردم به يك عالم ديني به اين چند روز چند روزها برطرف مي شود با يك
سال و دو سال تبليغ هم وضعيت مردم يك شهر عوض نمي شود. احساس مي كنم اهداف گم شده است . من راحت بگويم
من در يك
خانواده مذهبي زندگي مي كنم
دو برادر من طلبه هستند
عموي من مداح است و... من به عنوان يك جوان پاسخ سئوالات مذهبي ام را
نمي توانم بگيرم
3 ماه طول مي كشد تا از يكي كه مي تواند جواب سئوال هايت را بدهد وقت بگيري بعد هم يك ساعت بيشتر زمان براي
صحبت نداري ! واي به روز باقي افراد جامعه !
اسم برنامه هاي تلويزيوني را هم نمي آورم كه همه ما مي دانيم كه هر كس پشت دوربين قرار مي گيرد موظف است طبق ضوابط
سازمان سخن بگويد و آن هم در حالي كه هميشه ضيق وقت وجود دارد! سخنراني از علماي بزرگي چون آيت الله جوادي آملي پخش
مي كنند كه فقط طلاب سطح بالا معنيش را مي فهمند! ما چيزي به اسم پرسش و پاسخ مذهبي و طلبگي در تلويزيون نداريم
شايد براي
اين كه به دين خود اعتقاد نداريم و معتقد نيستيم اسلام براي هر سئوالي
جوابي دارد و از ترس اين كه نكند در يك برنامه سئوالي مطرح
شود كه علما از پس جواب دادنش برنيايند اصولا طرح سئوال و جواب را از برنامه ها حذف مي كنيم !
ما قدر علمايمان را نمي دانيم و متاسفانه آن طور كه بايد از محضرشان استفاده نمي كنيم در حالي كه همه مي دانيم اصولا يكي از
جنبه هاي جذب مردم به دين در زمان ائمه اطهار(عليهماالسلام ) مناظره هاي ايشان با اهل اديان ديگر بوده . مسئولين امر چقدر به بحث
تشريح و تبيين درست دين براي مردم اهميت داده اند
بحث علما در جاي خود وجود دارد. اما اين جا بحث سريال هاست
طبعا علما نه مي توانند و نه وقت و موضوعيت شان اين است كه
بنشينند و سريال ها را قبل از پخش نگاه كنند و نظر بدهند
ناظريني در صدا و سيما به عنوان ناظر پخش وجود دارند. فكر مي كنم نقش
آن ها در اين موضوع خاص بيش از نقش علما موضوعيت دارد.
سلحشور : ببينيد بحث علما كه مطرح شد
بحث نظارت بر صداوسيما نبود
شما گفتيد وظيفه چه كسي است كه دين را تشريح كند
من گفتم وظيفه اش با علماست
مي خواهم اين دو با هم خلط مبحث نشود و كسي از اين بحث سو برداشت نكند. مي خواستم بگويم
اگر دين درست و به طور جامع و آرماني ترويج شده بود
امروز تنها آيت الله سبحاني به اين سريال اعتراض نمي كردند
همه مردم به اين
سريال اعتراض مي كردند.
اما در مورد نظارت
چطور مي توان تصور كرد كه جريان ناخواسته اتفاق افتاده ! در اين سريال ها خيلي چيزها مي آيد ساخته مي شود
و پخش مي شود و بعد مي گويند ما خبر نداشتيم
مگر مي شود ما همه چيز را كنترل كنيم ! اگر همه چيز را نمي شود كنترل كرد
چطور
فيلمنامه هايي كه در آن
دو جمله كه از حد مميزي خارج باشد تصويب نمي شوند اگر فيلمنامه ها بدون خواندن و دقت تصويب
مي شوند
بايد نشست و گريه كرد. اگر هم با دقت و پس از بررسي تصويب مي شوند كه ديگر چه توجيهي وجود دارد بعضي وقت ها
مي گويند تقصير كارگردان بود
فيلمنامه اي كه ما تصويب كرديم اين نبود! چطور ممكن است چنين اتفاقي بيافتد پس ناظر كيفي براي
چه به پروژه ها فرستاده مي شود بر اين اساس من معتقدم كه با وجود نظارت ها اين اتفاق طراحي شده است .
شما مي گوييد پروژه سازماندهي شده وجود دارد
نمي دانم تعريفتان از سازماندهي چيست
تعريف من از سازماندهي اين است كه
يك تصميم از بالا گرفته شود و بعد در طبقات پايين تر چگونگي تحقق اين تصميم محقق شود. اين جا اول فيلم ساز طرح خود را ارايه
مي دهد بعد ناظرين تاييدش مي كنند. يعني ناظرين نقشي در ايده پردازي فيلم ساز كه ندارند!
سلحشور : ببينيد من به هيچ عنوان هنرمندان را در اين ماجرا مقصر نمي دانم . من به محمد حسن زاده
كارگردان مجموعه نيمرخ مي گفتم
كه چرا فلاني را به عنوان مجري انتخاب كردند
به من گفت
خانم سلحشور آن آدم مقصر نيست
او دوست دارد اين كار را انجام بدهد.
كسي كه به او اجازه داده كه مطرح شود مقصر است . گيرم همه آدم ها دوست داشته باشند بيايند رئيس جمهور بشوند شما اجازه
مي دهيد يك مرجعي بايد باشد كه كنترل كند.
حالا اين قضيه دو وجه دارد
يا اين اتفاق خواسته مي افتد يا ناخواسته . ناخواسته يك موضوعي مطرح مي شود و سال ها دستمايه
فيلم سازي فيلمسازان مي شود
مثلا در دوران دفاع مقدس همه به سمت ساخت فيلم هاي جنگي مي رفتند
خب يك نفر هم در اين
جريان قرار مي گيرد. او مقصر نيست . اما يك موقعي هم خواسته اين كار انجام مي شود. يعني يك فيلم سازي مي خواهد هشدار بدهد
به
مخاطب و مسئولين كه اتفاقي در حال رخ دادن است كه بنيان خانواده ها را از هم مي پاشد. يا همين كه يك آدمي خودش اين كاره است
دوست هم دارد
مي خواهد اين را فرهنگ كند.
من مي خواهم بگويم يك هنرمند كاري كه به نظرش درست است
انجام مي دهد
چه كسي كه مي خواهد هوس هايش را رايج كند
چه آن كسي كه مي خواهد هشدار بدهد و چه آن آدمي كه به خاطر مد روز اين داستان را مي نويسد
آن كسي كه اين ها را كنترل مي كند و
خط مي دهد
هنرمند نيست . اين جا مسئول و ناظر وجود دارد. اين هم كه مي گويم اين جريان هدايت شده است
نمي خواهم اين را
مربوط كنم به مسئول صدا و سيما و يا هر كس ديگري .. موضوع خيلي بزرگتر از اين هاست .
من در پرونده هاي مشاوره اي كه دارم
مي بينم طي اين دوـ سه سال اخير به شدت تعداد افرادي كه به جادو و طلسم روي مي آورند
زياد شده . يعني مردم گرفتارند و دست آخر نمي توانند مشكلشان را حل كنند. به سمت جادو و طلسم مي روند
من آماري در آوردم كه
خيلي برايم جالب بود. اخيرا هم فكر مي كنم اين بحث را از برنامه اي شنيدم كه راجع به مدعيان دروغين بود. مي گفتند كه يهوديان و
كساني كه نسبت به مسلمانان مغرض هستند به شدت به دنبال ترويج اين خرافات هستند. ترويج چند همسري هم مي تواند يكي از اين
برنامه ها باشد
با ترويج چند همسري بنيان خانواده از هم خواهد پاشيد
اين يعني براندازي نرم . ديگر نيازي به اسلحه نيست
خانواده را
بپاش همه اجتماع از هم مي پاشد
فرزندان خانواده اي كه نظارت و دوستي با فرزندان در آن از بين مي رود
چون پدر و مادر مشغول
دعواهاي عاطفي و حقوقي اند به دنبال خلاهاي خود سر از خيلي جاها ممكن است در بياورند!
(البته نمي گويم همه اينطور مي شوند) من از نزديك ديده ام خانواده هايي را كه دچار مشكل مي شوند. اصلا اين طور نيست كه يك
مردي زن دوم بگيرد و بعد از مدتي جنگ و جدل اوضاع مساعد شود. بنيان خانواده ها از هم مي پاشد
بچه ها قرباني جدل هاي پدر و
مادر مي شوند اگر كار پدر و مادر به جدايي نكشد! مادر تبديل به يك جسم بي روح
منزوي و افسرده مي شود و بچه ها عملا از انرژي
مثبت او بي بهره مي مانند
آدم هايي مي شوند بي نهايت بدبين و ترسو نسبت به تشكيل زندگي مشترك ! فيلم مي سازيم و مي خواهيم به
يك بچه اي بياموزيم كه اگر پدرت به مادرت خيانت كرده به تو ربطي ندارد بر ماجرا سرپوش بگذار و زندگيت را بكن ! واقعا تصور
مي كنيم كه همچين بار سنگيني براي يك بچه كشيدني است ما روياپردازي مي كنيم يا مي خواهيم واقعيت را ببينيم با همه وجود
معتقدم به اين كه اين يك جريان تعريف شده از سوي دشمنان اسلام است كه متاسفانه ما بدون فكر كردن به عواقب طولاني مدت آن با
آن همراه شديم
و اما حرف آخر : مي دانم كه از فردا به ليست خانم هاي فمينيست اضافه مي شوم چرا كه در جامعه ما اصولا صحبت درباره حقوق زنان
و يا ارائه تعريف مثبت از زن (مگر آنجا كه ما مصلحت ببينيم !) يا هشدار درباره ظلم به اين قشر يعني طرفدار فمينيسم بودن !! كه اگر اين
طور است پيامبر گرامي ما اولين پايه گذار فمنيسم به حساب مي آيد و من مفتخرم كه پيرو ايشانم ! و دوم اين كه من به عنوان يك جوان به
همه مسوولين و علماي مملكتم كه تلاش مي كنند براي بهتر انجام دادن مسئوليت شان در هر پستي كه هستند احترام ويژه قائلم و
اميدوارم كه انتقاد آگاهانه جوانان را به حساب رد زحمات ايشان و يا قدرنشناسي نگذارند و آن ها هم اگر صحبتي با مردم دارند در گفتنش
راحت تر باشند و بدانند كه مردم ظرفيت دركش را دارند و اگر كمكي از دستشان بر بيايد دريغ نمي كنند
در عالم هنر بويژه سينما
نگاه به زن
نگاه جنسيتي است و نه شخصيتي و لذا در فيلمي اگر زن محور اصلي داستان است
يك زن
معتاد
خياباني و بدبخت است
نقش زن در سينماي ما نقش حاشيه اي بوده و خانم ها در سينماي ما نقش گوجه روي سالاد را دارند
روندي كه در برخي فيلم هاي ايراني در حال شكل گيري است
روند موجه شدن همسر دوم است
متاسفانه در فيلم يوسف پيامبر برخي برداشت هاي شخصي نيز به تصوير كشيده شده كه مخل باورهاي ديني است

|