بسم الله الرحمن الرحيم
درحاليكه بحران زيست محيطي ناشي از گردوغبار و « ريزگردها » فروكش كرده است
خبرهائي از راه مي رسد كه احتمال هجوم
گردوغبار در مقياسي وسيع تر با حجم عظيم تري از « ريزگردها » را مطرح مي كند.
حتي اگر اين پيشگوئي ها نيز محقق نشود و احتمال مواجهه با يك بحران زيست محيطي قريب الوقوع نيز مطرح نباشد
فرصتهاي
مناسبي وجود دارد كه روند تحولات مرتبط با اين پديده را مرور كنيم . نقاط قوت و ضعف در تصميم گيري ها و اقدامات مهار كننده را
ارزيابي نمائيم و بمنظور بهتر ساختن شرايط مقابله با چنين پديده اي
به جمع بندي هاي واقع گرايانه اي دست يابيم .
اگرچه اين پديده باعث اختلال جدي در زندگي نيمي از شهروندان در بخش عظيمي از كشور شد ولي به نظر مي رسد براي اين امور
متولي خاصي كه خود را « مسئول و پاسخگو » بداند
وجود ندارد و در قبال بحرانهاي مشابه نيز بي دفاع هستيم . البته سازمان حفاظت
محيط زيست در آخرين روزهاي بحران
تحركاتي از خود نشان داد كه همين رفتارهاي ديرهنگام و اقدامات سطحي
نشان داد بي دفاع
بودن كشور در قبال اين پديده
يك اتهام نيست بلكه واقعيت دردناكي است كه نمي توان از كنار آن به سادگي گذشت .
واقعيت اينست كه سازمان حفاظت محيط زيست دراين زمينه كاملا « منفعل » و در صحنه اطلاع رساني
« مطلقا غايب » بود. رئيس اين
سازمان با انجام سفر شتابزده به بغداد
تفاهم نامه اي را با نخست وزير عراق امضا كرد. اين اقدام دقيقا در شرايطي صورت گرفت كه ابعاد
گردوغبار به تهران رسيده و مركز كشور شاهد چندين روز آشفتگي ناشي از « تعطيلي غيرمنتظره » بود.
كساني كه به مسائل زيست محيطي آشنا هستند و روند تدريجي و زمانبر اين قبيل پديده هائي را درك مي كنند
بهتر مي توانند
شهادت دهند كه سازمان حفاظت محيط زيست
حداقل چند روز قبل از رسيدن اين پديده به بخش هاي مياني كشور فرصت داشت با در
اختيار داشتن اطلاعات ماهواره اي درخصوص پديده هاي جوي و مشخصا حركت اين موج عظيم گردوغبار از بيابانهاي عراق به سمت
ايران
به مراكز تصميم گيرنده و آحاد مردم درخصوص احتمال وقوع چنين شرايطي هشدار دهد و دستكم نظام اجرائي را از « غافلگيري »
خارج كند و مردم يكبار ديگر با يك « تعطيلي اجباري 5 روزه » بدون هشدار قبلي مواجه نگردند .
صرفنظر از اين اشكال ساختاري و مديريتي كه نيازمند « بازنگري بنيادي » در تاروپود سازمان حفاظت محيط زيست كشور است
تفاهم نامه اي كه در عراق به امضا رسيده
مسئوليت حل و فصل اين بحران و بحرانهاي مشابه را مستقيما متوجه كشورمان ساخته است !
بنابه گزارش خبرگزاري محيط زيست ايران
معاون رئيس جمهور و رئيس سازمان حفاظت محيط زيست در ديدار با نوري المالكي
نخست وزير عراق
تفاهم نامه اي را امضا كرده كه ايران را مسئول تدوين و اجراي « طرح بيابان زدائي در عراق » معرفي كرده و ايران متعهد
گرديده كه آموزش
تهيه طرح
انتقال تكنولوژي و اجراي عمليات در قلمرو بيابان زدائي در عراق را به انجام برساند و فقط عراق بخشي از
هزينه ها را بپذيرد و با طرح همكاري نمايد! اين طرح قرار است ظرف 5 سال اجرا شود و درصورت نياز تمديد گردد . اين اقدام داراي
اشكالاتي است .
1 ـ اگرچه بيابانهاي عراق منشا شكل گيري توده هاي عظيم گردوغبار در اين بحران بوده است ولي اين تنها كانون بياباني در پشت
مرزهاي ايران نيست بلكه در جنوب آسيا و شمال آفريقا
كانونهائي به مراتب وسيع تر وجود دارند كه پرداختن انحصاري به بيابانهاي
عراق نمي تواند چاره ساز كلي و قطعي براي پايان دادن به اين شرايط تلقي شود.
2 ـ اگرچه كمك به همسايگان براي حل و فصل مشكلات آنها پسنديده است بايد بدانيم كه در اصل
اين « مشكل عراق » است كه آثار
و تبعات آن بر همسايگانش نيز تحميل شده است . منطقي نيست كه ما در يك اقدام شتابزده و در يك تصميم عجولانه صرفا براي آنكه
براي پاسخ به افكار عمومي
با دست پر از عراق باز گرديم
تفاهم نامه اي را امضا كنيم كه « مشكل عراق » را تبديل به « مشكل ايران » كنيم و
ايران را مسئول رفع اين مشكل معرفي نمائيم . طبعا از اين پس عراق در پاسخ هر فرياد اعتراضي پاسخ مي دهد كه ايران متعهد شده كه رفع
اشكال كند و انگشت اتهام بسوي ما نشانه گيري خواهد شد.
3 ـ برابر اطلاعات منتشره
حل اين مشكل حداقل به 5 سال زمان احتياج دارد . اين بدان معني است كه راه حل فوري و روشني كه
بحران را مهار و متوقف سازد
توصيه نشده است . در بحران كنوني هم اقدامي غير از اعلام تعطيل عمومي و توزيع ماسك در مقياس
محدود
از جانب دولت صورت نگرفت و اين براي نظام اجرائي
نقص بزرگي است كه خود را به « اطلاع رساني بموقع » و اتخاذ
تصميمات راهگشا موظف نمي بيند.
اين سئوال مهمي است كه چرا دولت و سازمان حفاظت محيط زيست نسبت به آلودگي هوا و بحران ناشي از گردوغبار در استان هاي
مرزي و جنوبي كشور بي تفاوت بودند بايد پرسيد كه اگر موج بحران به تهران نمي رسيد
آيا باز هم شاهد تحركي از جانب دولت
نمي بوديم اينها نكاتي بودند مربوط به گذشته ولي منابع علمي ـ تخصصي با استناد به اطلاعات هواشناسي ماهواره اي احتمال وقوع
بحران گسترده اي را مطرح ساخته اند كه ابعاد آن از نظر حجم و اندازه ذرات معلق در هوا به مراتب خطرناكتر خواهد بود. طبعا تفاهم نامه
تنظيمي گره گشا نخواهد بود و فقط از اين پس ايران بايستي به مردم و دولت عراق هم به خاطر چنين پديده اي پاسخگو باشد و توضيح
دهد كه چرا براي اين پديده فكري نكرده است
4 ـ سئوال مهم ديگر اينست كه آيا ايران مي تواند چنين تعهدي را در ميدان عمل پاسخگو باشد و براي نيمي از بيابان هاي جهان در
آفريقا و جنوب آسيا
« عمليات مالچ پاشي » را انجام دهد كارنامه داخلي ما در اين زمينه چندان درخشان نيست و براي چندمين دهه
كمتر از 5 درصد بيابانهاي خود را ايمن سازي كرده ايم . در اينصورت سئوال جدي و مطرح اينست كه آيا خارج از توان و ظرفيت اجرائي
كشور
تعهد تازه اي را نسبت به همسايگان خود نپذيرفته ايم

|