ث حسن خياطي
پس از گذشت 2 روز از امضاي قرارداد خط لوله نفتي موسوم به « ناباكو » در تركيه
دولت جمهوري اسلامي ايران در نخستين
موضع گيري رسمي خود پس از امضاي اين قرارداد
ضمن اعلام آمادگي براي عضويت در اين طرح تصريح كرد : ايران آماده صادرات 10
ميليارد مترمكعب گاز به ناباكو است ! اين موضع در بيانيه اي كه از طريق سفارت جمهوري اسلامي ايران در تركيه منتشر شد
مورد تاكيد
قرار گرفت .
اين درحاليست كه روز دوشنبه گذشته در آنكارا و به ميزباني تركيه
قرارداد انتقال گاز موسوم به ناباكو
ميان كشورهاي در مسير اين
خط لوله به امضا رسيد و گام نخست براي اجرايي شدن اين طرح برداشته شد. رجب طيب اردوغان نخست وزير تركيه
سرگئي استانيشو
نخست وزير بلغارستان
اميل بوك نخست وزير روماني
گوردون باجنايي نخست وزير مجارستان و ورنر فايمان صدراعظم اتريش از
امضاكنندگان اين قرارداد بودند.
اين خط لوله سه هزار و سيصد كيلومتري كه انتظار مي رود در سال 1393 به بهره برداري برسد
با حمايت آمريكا و به منظور كاستن
از ميزان وابستگي كشورهاي اروپايي به گاز كشور روسيه ساخته مي شود. هزينه احداث اين خط لوله كه از كشور آذربايجان (سواحل
درياي خزر) تا خاك اتريش در مركز اروپا امتداد خواهد داشت
حدود 11 ميليارد دلار پيش بيني شده است . در حال حاضر از جمهوري
آذربايجان به عنوان اصلي ترين تامين كننده گاز براي انتقال از طريق اين خط لوله نام برده مي شود
اما در مراحل بعدي قرار است گاز
توليدي ساير كشورهاي آسياي ميانه و حتي عراق نيز از طريق اين خط لوله به اروپا منتقل شود.
در مورد عدم دعوت از جمهوري اسلامي ايران براي مشاركت دراين طرح عظيم گازي
در حاليكه ايران دومين كشور داراي منابع
غني گاز در جهان به شمار مي رود و به تنهايي داراي 28 تريليون مترمكعب ذخاير گازي است و از طرفي مجموع ذخاير گازي كشورهايي
كه قرار است گاز آنها از طريق اين خط لوله به اروپا منتقل شود
تنها 8 تريليون مترمكعب است
تحليلها و اظهارنظرهاي متفاوتي بيان
شده است .
عده اي معتقدند
مخالفت صريح دولت آمريكا با عضويت جمهوري اسلامي ايران در اين طرح
دليل اصلي دعوت نشدن تهران براي
مشاركت در اين طرح مي باشد. اين عده اظهارات « ريچارد مورنينگ استار » نماينده ويژه آمريكا در امور انرژي آن كشور را مورد استناد
قرار مي دهند كه گفته بود : « ايران تا زماني كه روابط خود با كشورهاي غربي و آمريكا را بهبود نبخشيده است
نبايد در اين طرح حضور
داشته باشد. » وي اضافه كرده بود ممكن است در آينده چنانچه روابط ميان ايران و آمريكا عادي شود
ايران نيز در اين طرح شركت داده
شود.

چندي قبل پيش از امضاي قرارداد اين طرح
طي كنفرانسي كه در شهر صوفيه مركز بلغارستان نيز برگزار شد و اتفاقا در آن كنفرانس نيز
نماينده اي از ايران شركت نداشت
عدم دعوت نشدن ايران به اين طرح به عنوان يكي از قطبهاي منابع گاز جهان
راي بسياري از
خبرنگاران حاضر در اين نشست سئوال برانگيز شده بود به گونه اي كه سه پرسش نخست در اين كنفرانس خبري
از دلايل دعوت نشدن
ايران بود. در خبري كه سايت تابناك در اين زمينه منتشر كرد آمده بود : « سفارت كشورمان در صوفيه كه بيش از يك سال است بدون سفير
اداره مي شود
گويا اصلا از برگزاري چنين كنفرانسي آگاه نبوده و حتي تا اين لحظه هيچ گونه تذكر و يا نامه اعتراض آميزي براي اين كار
دولت بلغارستان داده نشده است . » البته هنوز هم مشخص نشده است كه اين كار دولت بلغارستان نيز براساس مخالفت آمريكا با شركت
ايران در طرح ناباكو صورت گرفته بود يا خود دولت صوفيه راسا اين تصميم را گرفته است
عده اي ديگر معتقدند
دولت جمهوري اسلامي ايران خود علاقه اي به شركت در اين طرح عظيم گازي نداشته و دليل آن را نيز فقدان
توجيه اقتصادي براي اين طرح مي دانند. اين عده دلايل اعتقاد خود را مستند به اظهارات آقاي غنيمي فرد معاون سرمايه گذاري شركت
ملي نفت ايران مي كنند كه گفته بود : « ساخت خط لوله ناباكو زماني منطق اقتصادي به همراه خواهد داشت كه از منابع قابل توجهي براي
تامين گاز در درازمدت برخوردار باشد. » وي تاكيد كرده بود اروپايي ها نمي توانند از گاز ايران صرف نظر كنند.
عده اي ديگر
عدم علاقه ايران براي شركت در اين طرح را جانبداري دولت تهران از روسيه تلقي كرده اند و معتقدند جمهوري اسلامي
ايران براي آنكه حمايت دولت روسيه در مسايل هسته اي را از دست ندهد
علاقه اي به اين طرح از خود نشان نداده است . از آنجا كه هدف
اصلي اجراي طرح خط لوله گازي ناباكو براي كمك به كشورهاي اروپايي جهت خلاصي از وابستگي آنها به گاز روسيه است
ايده
فوق الاشاره طرفداران جدي دارد!
جمعي ديگر
اعتقاد دارند عدم هماهنگي ميان مسئولين دولت و موضع گيريهاي سياسيون در اين خصوص
موجب از دست رفتن
فرصت بزرگي براي جمهوري اسلامي ايران شده است . اين جمع معتقدند : در حاليكه ايران به عنوان يكي از كشورهاي تامين كننده گاز
مورد نياز اروپا محسوب مي شود
چرا با غيبت در اجراي طرح ناباكو از توانايي خود براي امتيازگيري و سودآوري ارزي بهره نگرفته
است . اين درحاليست كه كشورهاي ديگر منطقه كه منابع محدودتري از گاز در مقايسه با جمهوري اسلامي ايران دارند و پيشتر در مراحل
مطالعاتي و در حال حاضر در مراسم امضاي اين قرارداد نيز مانند ايران حضور نداشتند
باز هم تلاش دارند به واسطه حضور در منطقه
مورد بحث در طرح ناباكو و وجود احتمال بهره گيري از منابع گازي آنها در اين خط انتقال گاز
بستري براي سودآوري
نقش آفريني در
تبادلات انرژي منطقه و جهان و به تبع اينها ارتقاي سطح مناسبات خود با كشورهاي موثر جهان را فراهم كنند. اين عده از همين جهت
ايران را در برقراري ارتباط با كشورهاي موثر جهان دچار معضل مي بينند
معضلي كه حقوق حقه ايران را در موضوعات مختلف به
چالش كشيده و امكان امتيازگيري و نقش آفريني در منطقه و جهان را باتوجه به ظرفيتهاي فراوان محدود كرده است .
جمهوري اسلامي ايران در حالي آمادگي خود را براي عضويت در طرح ناباكو اعلام نمود كه 2 روز از امضاي قرارداد اجرايي اين طرح
گذشته بود!
برخي از صاحب نظران دليل دعوت نشدن جمهوري اسلامي ايران به طرح ناباكو را مخالفت صريح دولت آمريكا با اين عضويت
مي دانند
جمعي ديگر از تحليلگران
عدم هماهنگي ميان مسئولين دولت و موضع گيري سياسيون را باعث دورماندن جمهوري اسلامي ايران از
خط لوله گازي ناباكو مي دانند

*****
زيانهاي چهارگانه ايران از ناباكو
|
امضاي قرارداد ناباكو
حامل دو پيام مهم براي ايران است . قطع نظر از كيفيت پيام سياسي قرارداد مذكور و اينكه مسئولان كشور اين پيام
را چگونه و تحت چه تفسيري دريافت و چه موضعي در برابر آن اتخاذ مي كنند
در بحث اقتصادي
اين قرار داد پيامي دارد كه به نظر
مي رسد اين پيام مستلزم دقتي بيش از پيام سياسي است .
كشور ما دومين دارنده بيشترين ذخاير گازي جهان است و تبعا به لحاظ توجيه اقتصادي طرح گازي ناباكو
نبود ايران يكي از بزرگترين
اشكالات اين قرارداد محسوب مي شود اما با وجود اشراف كشورهاي امضا كننده بر زيان هاي نبود ايران در ناباكو حاضر شدند امضاي
خود را پاي قرار دادي بگذارند كه در واقع حضور دومين دارنده ذخاير گازي جهان در قراردادي بلند مدت را ناديده مي گيرد. اين ناديده
گرفتن به معناي آن است كه با امضاي قرارداد ناباكو بدون ايران
در واقع همه زيان ديدند. هم طرفين امضا كننده و هم ايران
اما در اين
ميان به نظر مي رسد زيان هاي ايران بسيار بيشتر از امضا كنندگان قرارداد است . اين زيانها را مي توان در چهار حوزه تقسيم بندي كرد. كشور
ما با نبودن در اين طرح مهم به طور مستقيم زيان ديد. همچنين در سه حوزه منتقل شدن فرصت از ايران به كشورهايي چون تركمنستان
كاهش اعتبار در سازمان كشورهاي صادر كننده گاز (اپك گازي ) و از همه مهمتر كمرنگ تر شدن نقش ايران در معادلات منطقه اي متضرر
شد. مجموع زيان هايي كه ايران از چهار كانال بالا متحمل شد شايد طي سال هاي بعد از انقلاب كم سابقه باشد اما نكته اساسي در اين
ميان جستجوي پاسخ براي اين سوال است كه علت ديپلماسي ضعيف اقتصادي ايران ناشي از چيست كه درنهايت باعث بروز چنين
اتفاقاتي مي شود. در معادلات اقتصاد بين المللي همواره وجود منافع مشترك
كشور ها را به صبر و بردباري نسبت به چالش هاي موجود
غير اقتصادي درون كشورها يا حتي بين المللي وامي دارد.اما زماني كه كشورهايي حاضر مي شوند عنصر مهم منافع مشترك را در
خصوص يك كشور ناديده بگيرند و با گذر از آن وي را در طرحي فرانخوانند بديهي است كه براي كشور دعوت نصده زنگ خطر با
صداي بلندتري به صدا درآمده است . زنگ خطري كه در واقع ابعاد زيانها شدت آن را به نمايش خواهند گذاشت .در خصوص قرار داد
ناباكو نيز چنين روايتي صادق است و زيانهاي چهارگانه ذكر شده در بالا در واقع كيفيت خطر نسبت به ايران را در منافع بلند مدت و
استراتژيك اقتصادي به نمايش مي گذارند.در زير اين چهار كانال مرور مي شود.
الف ) ارزش مستقيم قرار داد ناباكو حدود 10 ميليارددلار است و ايران از نبود در اين قرار داد زيان قابل توجهي را خواهد ديد اما اين
حجم زيان درمقايسه با زيانهايي كه از سه كانال ديگر بر ايران وارد مي شود رقم چنداني نخواهد بود.
ب ) انتقال فرصت از ايران به كشورهاي ديگر مانند تركمنستان به معناي آن است كه ايران عملا منافع خود را در خصوص حضور كوتاه
ميان و بلند مدت در بازار صدور گاز به اروپا كه از بازارهاي مهم مصرف گاز جهان است از دست خواهد داد.اين انتقال فرصت تنها به
معناي از دست رفتن منافع بلند مدت كشور نيست بلكه ضعيف شدن يك رقيب بالقوه توانا از معادلات منطقه اي است .
ج ) سازمان اوپك گازي يكي ديگر از نقاطي است كه جايگاه ايران در آن تضعيف خواهد شد.ايران به دليل اينكه صادرات گاز چنداني
ندارد با قرار داد ناباكو مي توانست در اوپك گازي نقش موثرتري بازي كند اما هم اكنون امضاي قرار داد ناباكو بدون ايران عملا باعث شد
كشور ما جايگاه خود به عنوان يك عضو موثر را از دست بدهد و حتي در جايگاهي ضعيف تر قرار گيرد.
د) در مهمترين زيان
كاهش اعتبار وكم رنگتر شدن هرچه بيشتر نقش ايران در معادلات اقتصادي منطقه است .همواره كشورها كيفيت
تاثير گذاري اقتصادي خود در معادلات منطقه اي را از طريق افزايش تعداد و حجم قرارداد با كشورهاي همسايه و غير همسايه بالا ميبرند
و عكس اين مسئله زماني اتفاق مي افتد كه كشوري از يك پروژه مهم فرامنطقه اي كنار گذاشته شود. چنين مسئله اي در واقع كاهش اعتبار
و توان بازيگري يك كشور را در معادلات اقتصادي رقم مي زند.در ناباكو براي ايران چنين سرنوشتي رقم خورد.
اما آيا اينگونه فرصت ها و جبران زيان ها دوباره تكرار خواهند شد پاسخ به اين سوال هم آري است و هم نه .بديهي است كه جريان
اقتصادي در جهان امروز چنان خروشان است كه فرصت ها يكي از پس ديگري پيش روي كشورها قرار مي گيرد اما اين بروز و ظهور
فرصت ها به معناي آن نيست كه همواره باقي بمانند تا شرايط كشوري كاملا آماده شود بلكه دنياي رقابت مدام فرصت ها را دست به
دست مي كند. بنا براين شكار فرصت ها تنها در شرايطي مقدور است كه كشوري عزم جدي در فراهم كردن شرايط افزايش توان رقابت با
ديگر كشورهاي همجوار را در خود تقويت كند.اينكه ايران اين عزم جدي را كي قصد دارد در خود بيافريند سوالي است كه تعداد شكار يا
فرار فرصت ها در آينده پاسخ منطقي آن خواهد بود.
منبع : روزنامه ابتكار ـ آزاده محسني

|