ث به انگيزه سالروز صدور حكم امام خميني (ره ) براي اقامه نماز جمعه
مجيد زندي
نماز عبادي ـ سياسي يكي از نشانه ها جامعه اسلامي است كه در تمام فرقه ها و شعوب مسلمانان
برپايي آن ضروري خوانده شده
است چرا كه بر اساس اصول اوليه اسلام حاكمان در كنار فعاليت هاي مدني
در ابعادي عبادي و سياسي نيز بايد دركنار مردم قرار گيرند.
در اين تعبير نماز جمعه همانند نماز عيد قربان و فطر از نشانه هاي حكومت اسلامي است .
از نشانه هاي فرد مسلمان اقامه نماز است كه به اصول فردي مربوط است كه در اصول جمعي مسلمانان
نماز جماعت شكل
وسيعتري به خود مي گيرد; اما هنگامي كه موضوع حكومت اسلامي مطرح مي شودنماز جمعه جايگاه خاصي خود را براي مسلمانان
آشكار مي سازد.
اهميت نماز عبادي ـ سياسي را مردم ما در روزها و ماههاي اخير بيشتر از هر زمان ديگر درك كرده اند
اگر چه اهميت اين نماز پس از
پيروزي انقلاب اسلامي و در اوج مشكلات مربوط به توطئه هاي داخلي منافقين و دفاع مقدس شناخته شده بود
ولي دراين ايام درك
دقيقتري از جايگاه آن در ميان مردم و به ويژه جوانان پديد آمده كه مي توان بامحوريت نماز جمعه
به تبليغ جمهوريت و اسلاميت
پرداخت كه مبناي حركت ملت ايران براي اقامه حكومت اسلامي بوده است .
البته نماز جمعه همانند نمازهاي اعياد
از جمله نمازهاي مستحب به شمار مي رود
ولي اهميت آن از اين نظر حتي در صدر اسلام و
پس از آن مكررا بيان شده كه حاكمان جامعه اسلامي خود را در ميان مردم قرار دهند و مردم نيز از نزديك و به صورت مستقيم نظر
حاكمان را بشنوندو با اخلاق و خلقيات آنها بيشتر آشنا شوند.
جالب اينكه تك تك واژه هاي واجب اداي نماز جمعه پس از حمد و سپاس پروردگار به اصول و ميثاق امام جمعه و مردم اشاره
مي كند تكليف امام و ماموم را مشخص مي سازد. همچنانكه از اصلي ترين اركان شكل دهي خطبه هاي نماز جمعه بعد از حمد الهي
رعايت تقوا به عنوان محافظي محكم همه افراد است كه آنها را در حصار توحيد
نبوت عدل و قسط دروغ نگفتن و خيانت نكردن
درحقوق همديگر قرار مي دهد.
در اين عرصه نماز جمعه به همان مكاني تبديل مي شود كه در آن بر رعايت حقوق همه مردم و حتي غير مسلمانان تاكيد مي شود و
حاكم و يا نماينده حكمران منطقه در پرتو حق كه جامعه اسلامي براي كاركردن و در خدمت مسلمانان بودن در اختيارش قرار داده است
خود را نيز به تقواي در عمل و گفتار موظف مي كند كه اجازه ندهد هيچ حقي از مردم ضايع گردد.
حال اگر چنين رويه اي در خطبه هاي نماز جمعه و در ميان مسئولان دفاتر ائمه جمعه معمول باشد
چه پيش خواهدآمد در چنين
شرايطي حق مردم به عنوان ولي نعمتان مسئولان و خودائمه جمعه
هيچگاه در حاشيه قرار نخواهد گرفت چرا كه اولا همين مردم آنها را
در مسند امامت جمعه قرار داده اند و اگر همين مردم هم در نمازي شركت نكنند حتي اگر خطيب جمعه عادل ترين و عالم ترين افراد زمانه
خود هم باشد
باز نماز جمعه اي شكل نخواهد گرفت .
پيامبران الهي هم چنين سرنوشتي داشتند كه دستور موكد الهي براي آنها اين بود كه به سوي مردم بروند و با آنها با قول لين و رئوفانه
سخن بگويند
پروردگار عالم به هيچ پيامدي توصيه نكرد. بر جسم مردم حكومت كند و در جايگاهي بنشين تا مردم به تو رجوع كنند!
دقيقا در چنين شرايط است كه مردم پيامبر يا امام و يا حتي حاكم را براي خود ميدانند و همه هستي خودرا فداي چنين فردي مي كنند.
اينكه خداوند متعال براي نماز جمعه ذكر خود را بالاترين اذكار و يادها مي داند و سوره اي براي آن مي فرستد براي همين است كه بقيه
اذكار نفساني را در چنيني جايگاهي كه به حكومت هم مربوط است نابود سازد. اين موضوع ازجمله دستورات موكد براي شكل گيري
نماز جمعه است كه امام و حاكم در اين حوزه واسطه خدا و مردم است به اين دليل كه اولا توفيقي از جانب خدا و مردم است كه او از
جايگاه خطبه هاي نماز جمعه درخدمت خدا و خلق خدا باشد و در ثاني كار هم فقط براي خدا باشد در غيراينصورت هيچ مزيت و
جايگاه با ارزش ديگري ندارد و امام جماعت ابدا نبايد براي خود چنين جايگاهي را متصور شود.
پس با اين فرض كه مردم تكميل كننده نهايي اجتماع و به ويژه درعرصه جماعت و جمعه هستند
نشان مي دهد كه مردم سالاري
ديني در جامعه دقيقا چه معنايي دارد يعني حاكم وامام جز براي رضاي خدا كار نكنند و كار هم بايد براي خدمت به خلق الله باشد.آنگاه
درچنين فضايي ديگر تامين منافع فردي و گروهي و حزبي و جناحي و طايفه اي و قبيله اي و خانوادگي و... وجاهتي نخواهد يافت و
جنگ قدرتي هم براي بيشتر ماندن در نخواهد گرفت .
در چنين نماز جمعه اي
امام جمعه براي تك تك واژه ها و جمله هايش خدا و مردم را گواه مي گيرد كه قبل از آن پا به روي نفس خويش و
همه تعلقاتي كه پيشتر به آن اشاره كرديم مي گذارد و اگر چنين روشي در همه مصادر امور جاري شود
جامعه توحيدي شكل مي گيرد و
تحقق قسط و عدل ممكن مي گردد. جامعه اي كه مي توان در آن علاوه بر تقويت مباني اعتقادي و روشنگري در زمينه مبدا و معاد
فعاليت گسترده اي در عرصه مدنيت اسلامي انجام داد و آن را نيز به درستي معرفي كرد تا اين دو همانند دو بال
جامعه اسلامي را به
سمت كمال پيش ببرند. اين جامعه
جامعه اي ايده آل براي زندگي خواهد بود كه در آن هم به دين و هم به دنياي مردم توجه مي شود و
توازن معناداري در حركت عمومي جامعه برقرار مي شود.
عجيب اينكه نماز جمعه به عنوان نماد اين حركت حكومت اسلامي متجلي مي شود كه نمازي عبادي
سياسي خوانده شده است
نمازي كه به خاطر اجتماع و جمعه و جمع اقامه مي شود و در آن علاوه بر مفاهيم عبادي
مسايل سياسي و اجتماعي روز هم مطرح
مي گردد تا خط سير حركت جامعه را به همين منوال معرفي نمايند و ادامه دهند.
اين تعادل در متن و محتواي خواسته هاي فقهي اسلام هم وجود دارد اگرچه همزمان با نامهاي مختلفي خوانده مي شود و ما اين
توازن و تعادل را اين روزها به مناسبت فرا رسيدن سالروز برگزاري اولين نماز جمعه در تهران به حكم امام خميني (ره ) از برخي از ائمه
محترم جمعه پرسيديم تا بدانيم نظر آنها در اين زمينه چيست
آيت اله محسن مجتهد شبستري نماينده ولي فقيه در آذربايجان شرقي و امام جمعه تبريز در پاسخ به اين سئوال ما كه چگونه
مي توان با مبنا قراردادن نماز جمعه ترازوي جامعه را نيز به سمت تعادل در عرصه هاي عبادي
سياسي و اجتماعي پيش برد با خط
خود براي ما نوشت : اگر چنانچه ائمه محترم جمعه در خطبه اول معارف اسلام كه مقتبس از قرآن و سيره اهل بيت عليهم السلام است
مخصوصا آنچه كه مورد نياز جامعه امروز است طرح كنند و در خطبه دوم نيز به مسائل سياسي ـ اجتماعي داخلي و جهاني بپردازند
موجب ايجاد تعادل در اين فريضه سياسي
اجتماعي و عبادي خواهند شد.
حجت الالسلام والمسلمين غلامعلي صفايي بوشهري نماينده ولي فقيه در استان و امام جمعه بوشهر نيز در پاسخ به اين سئوال ما
كه چگونه بايد كفه ترازوي نماز جمعه را به نفع مباني اعتقادي و دنياي مردم به تعادل رساند مي گويد : نماز جمعه يكي از مهمترين و
تاثير گذارترين عبادات اجتماعي الهي است كه در دو حوزه عبادي و سياسي تاثيرات بسيار شگرفي دارد كه تاريخ اسلام
منابع فقهي
مباني فقاهتي و تاريخ انقلاب شكوهمند ايران گواه بر آن است كه تعادل بين اين دو بخش يك ضرورت است و مراعات آن موجب رشد
دو سويه نمازگزاران و گروه هاي (هدف شنوندگان
بينندگان و گويندگان ) خواهد شد.
وي تعادل در اين عرصه را بر دو قسم مي داند و مي گويد : تعادل به دو مبناي شكلي و محتوايي نمود مي يابد كه در تعادل شكلي يا
ظاهري (قالبي ) بين اين دو بخش و يكساني ساختار آن در ارائه حجمي فضاي « بيان » و ايجاد « گسترده جغرافيايي » شنيداري آن بسيار مهم
است .
وي مي افزايد : تعادل شكلي هم بر دو قسم است : تعادل زماني به زمان اختصاصي به مباحث سياسي و عبادي و تناسب و توازن
يكسان آن باز مي گردد و ديگري
تعادل بياني است كه شيوه بيان (صوت و لحن ) همگون يا قريب البيان را در برمي گيرد.
آقاي صفايي بوشهري درباره تعادل محتوايي از جمله اينكه مفهومي هم مي گويد : تعادل بين اين دو بخش ضامن هم سنگي آن
خواهد بود كه به برخي از راهكارهاي آن مي توان اشاره كرد : تحليل سياسي با مباني ديني بيان شود
روح و جوهره اساسي دين در موضع
گيريهاي سياسي (اسلاميت
وحدت
ولايت ) مراعات گردد.
تحليل و تبيين مسائل سياسي در شرايط محيطي ولايت مدارانه باشد. به تناسب محتوايي موضوعي خطبه اول و دوم (موضوع عبادي
و سياسي ) توجه شود
به موضوع سياسي يك موضوع عبادي مناسب ضميمه شود و در نهايت اينكه نظرات فقهي و تاريخي مشابه در
موضوع سياسي مورد طرح بيان گردد.
حجت الاسلام والمسلمين مصطفي حسناتي امام جمعه نجف آباد اصفهان هم براي تنظيم ترازوي عبادي و سياسي خطبه هاي جمعه
رعايت نكاتي را مورد توجه قرار مي دهد و مي گويد : نخست بايد منظور از عبادت و سياست در خطبه هاي نماز جمعه مشخص باشد
شايد مهمترين عاملي كه باعث شده اين نماز عبادي شناخته شود وجوب حمد و ثناي الهي
درود و تحيت بر پيامبراكرم (ص ) و ائمه
اطهار و سفارش به تقوي در خطبه هاست و مهمترين شاخصه سياسي بودن اين نماز كيفيت اقامه آن يعني : حكومتي بودن (امام جمعه
بايد منصوب از طرف حاكم اسلامي باشد)
لزوم اجتماع (حداقل 5 نفر) لزوم رعايت فاصله و وجوب بيان مصالح مسلمين است .
وي در توضيح معني عبادي و سياسي هم مي گويد : عبادت
هر عملي كه با نيت قربه الي الله و به قصد پرستش خداوند سبحان انجام
شود
و عبادي بودن نماز جمعه نظر به بعد معنوي و سنجش الهي اين نماز دارد كه رسالت تنظيم و تقويت ارتباط صحيح و سازنده مردم
با مردم است . كه اعم از ارتباط با حكومت با دشمنان و با دوستان را در خود جاي مي دهد.
وي درباره تنظيم ترازوي عبادت و سياست و خطبه هاي نماز جمعه هم معتقد است : روح نماز جمعه توجه به « ذكرالله » است به
گونه اي كه « ياد خدا » حداقل تا يك هفته انسان را از غفلت در كليه ميدان هاي تلاش و انجام مسئوليت هاي فردي خانوادگي و اجتماعي باز
دارد. (فاذاقضيت الصلوه فانتشروا في الارض و ابتغوا من فضل الله و اذكروا الله كثيرا لعلكم تفلحون ) همچون اعمال و مناسك حج كه
روح آن رسيدن به ذكر خداوند در سايه معرفت و شعور و انقطاع الي الله است .
وي مي افزايد : خطبه هاي نماز جمعه پيامبراكرم (ص ) و اميرالمومنين (ع ) نيز در بر دارنده توجه به مبدا هستي و توحيد و تقوي و توجه
به نبوت و معاد بوده است . لذا اين كفه ترازو به هيچ وجه نبايد كم رنگ شود زيرا به عنوان اصلي است كه كفه ديگر بر آن استوار است
« همچون اصول دين كه زيربناي فروع دين اند » .
آقاي حسناتي مي گويد : اما كفه ديگر نيز تعيين كننده جهت حركت و تنظيم كننده كيفيت ارتباط با دوست و دشمن و به ويژه تنظيم
كننده چگونگي ارتباط صحيح و سالم با رهبري امت است . به يقين اهميت اين بعد نيز كمتر از بعد عبادي نيست . زيرا همانگونه كه
بخشي از فروع دين مثل تولي و تبري و امر به معروف و نهي از منكر و... ضامن تبلور صحيح توحيد در جامعه اند. توجه به بعد سياسي
نيز ضامن حفظ مسير جامعه
در صحنه بودن مردم و اعلام پشتيباني و حمايت به موقع از مسلمانان و مظلومان و برائت به موقع از
مشركان و منافقان و ظالمان است .
وي مي افزايد : لذا ضرورت توجه به كفه ترازوي خطبه ها نيز در رديف كفه ديگر آشكار مي گردد. اما بايد توجه داشت كه جهت ديد
صحيح سياسي به جامعه و مردم بايد همواره با بعد عبادي برگرفته از آموزه هاي ديني (قرآن و عترت و عقل ) و الگوگيري از روش علمي
اوليا الهي باشد تا به آسيب ديدن و افتادن در دام هاي جناحي مبتلا نشويم .
حجت الاسلام والمسلمين سيف اله يعقوبي امام جمعه شهرضا هم در پاسخ به سئوال ما به سه نكته اشاره مي كند و مي افزايد : نكته
اول اينكه اگر چه از ديدگاه ما سياست عين ديانت و ديانت عين سياست است
ليكن بدون ترديد
همه دين سياست نيست بلكه سياست
بخشي از برنامه هاي دين است . دين علاوه بر سياست برنامه هاي فردي و اجتماعي
اخلاقي و عبادي و... دارد از اينرو كفايت نمي كند
خطبا نماز جمعه به گفتن اوصيكم بتقوي الله در بخش عبادي بسنده كنند و ساير مطالب خود را به امور سياسي و مسائل روزمره
اختصاص دهند. چه بسا پرداختن دقيق و مفصل به مسائل سياسي
خطيب را به امور جزئي و جناحي و تنش زا بكشاند و در نتيجه او را
از تقواي الهي كه خود منادي آن بوده است دور نمايد. از اينرو لازم به نظر مي رسد كه خطيب در پي سفارش به تقوي
مصاديقي از تقوا
در حيطه هاي فردي
خانوادگي
اجتماعي
اداري
تجاري و غيره بيان نمايد و بخشي كوتاه را به امور سياسي كلي
كشوري و جهاني
اختصاص دهد تا رعايت تعادل شده باشد.
وي در خصوص نكته دوم مي گويد : خطيب شخصيتي دو جنبه اي است . از يكسو نماينده مقام ولايت است و از سوي ديگر زبان
گوياي مردم است
لذا نبايد همواره توجيه گر همه كارهاي دولتيان باشد بلكه بايد مشكلات مردم را به مسئولين گوشزد نمايد و در قالب
امر به تقوي از آنان بخواهد حلال مشكلات باشند كه اين خود انگيزه اي جهت حضور گسترده مردم در مراسم نماز جمعه خواهد بود.
آقاي يعقوبي مي گويد : همانگونه كه مقام ولايت امر نسبت به تمام ملت
حكم پدري دارد امام جمعه نيز نسبت به منطقه خود چنين
حكمي دارد و همانگونه كه رهبري انقلاب به اقتضاي مقام پدري از پرداختن به جزئيات امور و حمايت علني از افراد و گروهها و
جناحهاي خاص بطور علني پرهيز مي نمايد خطيب جمعه نيز بايد از چنين روشي پيروي نمايد و لطف پدرگونه خويش را نسبت به
تمام آحاد و گروهها اعمال نمايد تا بتواند نفوذ را بر همگان حفظ نموده و همه افراد را زير چتر نماز جمعه جمع آوري نمايد.
آيت الله محسن مجتهد شبستري نماينده ولي فقيه و امام جمعه تبريز : اگر چنانچه ائمه محترم جمعه در خطبه ها از معارف اسلامي كه
مقتبس از قرآن و سيره اهل بيت (ع ) است و مخصوصا آنچه كه مورد نياز جامعه است طرح كنند
موجب ايجاد تعادل در اين فريضه
سياسي
اجتماعي و عبادي خواهد شد
حجت الاسلام والمسلمين صفايي بوشهري نماينده ولي فقيه در استان و امام جمعه بوشهر : روح و جوهره دين از جمله اسلاميت
وحدت و ولايت بايد در موضع گيريهاي سياسي نماز جمعه رعايت شود و مراعات آن موجب رشد جامعه خواهد شد
حجت الاسلام والمسلمين مصطفي حسناتي امام جمعه نجف آباد : جهت دهي سياسي به جامعه و مردم در نماز جمعه بايد همراه با
بعد عبادي برگرفته از آموزه هاي ديني (قرآن
عترت و عقل ) و الگوگيري از روش علمي اوليا الهي باشد تا به دامهاي جناحي مبتلا
نشويم
حجت الاسلام والمسلمين سيف الله يعقوبي امام جمعه شهرضا : همانگونه كه مقام ولايت امر نسبت به تمام ملت
حكم پدري دارد
امام جمعه نيز نسبت به منطقه خود چنين حكمي دارد و همانگونه كه رهبري انقلاب از پرداختن به جزئيات امور و حمايت علني از افراد
و گروه ها و جناح هاي خاصي پرهيز مي نمايد
خطيب جمعه نيز بايد از چنين روشي پيروي كند تا بتواند نفوذ را بر همگان حفظ و همه
افراد را زير چتر نماز جمعه جمع كند

|