به دليل اختلافات داخلي اين گونه پاهايشان را به ميز مذاكره مي كوبند و به دنبال بهانه هاي واهي هستند . آنان در مورد دستيابي به
صلح با « اسراييل » جدي نيستند و من به آنان مي گويم ; به محض اين كه مذاكره با ما را آغاز كنند
راه حلي براي اين موضوع خواهيم
يافت . آن چه را كه خوانديد
نظر « آويگدور ليبرمن » وزير امور خارجه افراط گراي رژيم صهيونيستي بود كه در يكي از شهرك هاي
صهيونيستي كرانه باختري زندگي مي كند و مي خواهد مذاكره با فلسطيينان را دوباره از سر گيرد و براي او مهم نيست كه اين مذاكرات كي
نتيجه بدهد و در كدام نقطه پايان يابد. وي صرفا خواهان آغاز مذاكرات و نشستن پشت ميز مي باشد
همانگونه كه در پانزده سال گذشته
ادامه يافت ولي حاصلي به بار نياورد. ليبرمن افراط گرا به چيزي جز سرزمين كامل اسراييل نمي انديشد و صلح با عرب ها را چيزي جز
تسليم كامل و بي چون و چراي آنان و صرف نظر از تمامي سرزمينشان به خاطر فرار از خنجر بي رحم يهوديان نمي داند.
ليبرمن به خوبي مي داند كه وي از نظر سياسي چيزي را براي پنهان كاري در برابر جهانيان ندارد و بدون هيچ گونه پرده پوشي بايد در
برابر مذاكره كننده فلسطيني قرار گيرد و خود وي نيز مي داند كه او فاقد صلاحيت ها و شايستگي هاي سياسي و ديپلماتيك و شيوه هاي
دور زدن طرف مي باشد; ويژگي هايي كه وزراي خارجه قبلي اين رژيم با تكيه بر آنها در پشت ميز مذاكرات قرار مي گرفتند . ليبرمن اكنون
ديگر نمي تواند خود را فريب دهد و درباره صلح سخن بگويد تا از اين طريق بتواند تا حدودي جامعه بين الملل را قانع سازد . به همين
دليل به طور آشكار دست كم دو بار مورد اهانت قرار گرفت . اولين مورد آن اين بود كه ايهود باراك وزير جنگ رژيم صهيونيستي پرونده
مذاكرات با جرج ميچل فرستاده آمريكا به خاور ميانه را از وي گرفت و دومين مورد آن نيز از سوي ساركوزي رييس جمهور فرانسه بود.
ساكوزي خطاب به نخست وزير صهيونيست هانتانياهو اظهار داشت : ليبرمن را از صحنه سياسي اسراييل خارج كنيد زيرا هر وقت كه
وي سخن مي گويد من موهاي سرم را مي كشم و مي كنم .
توقف مذاكرات موجب شده است كه سياستمداران اسراييلي رهبران سياسي فلسطين را در مورد از سرگيري آن آشكارا تحت فشار
قرار دهند زيرا وضعيت كنوني سياست خارجي اسراييل را در شرايط شواري قرار داده است . سياست خارجي رژيم صهيونيستي در
سال هاي اخير تحت رهبري و اداره حزب كاديما با استفاده از استمرار مذاكرات توانسته بود
مجامع بين المللي را بفريبد و از فشار
جهانيان وافكار عمومي بر اين رژيم بكاهد و همين امر موجب شده بود كه ديدارهاي پي در پي و در سطح عالي رتبه اي علي رغم
اختلافات داخلي فلسطينيان وحتي در اوج نبرد اخير غزه صورت بگيرد و اين هدفي است كه تاكنون تحقق آن براي دولت به رهبري
حزب ليكود با وجود تشابه هاي سياسي اين دو حزب و نتايج منفي ادامه اين مذاكرات بر قضيه فلسطين محقق نشده است .
تاثيرات كنوني توقف مذاكرات و در تنگنا قرار گرفتن صهيونيست به خاطر عدم استمرار آن در شرايط كنوني پاسخي به كساني است
كه مي گويند ; فلسطينيان كاري نمي توانند انجام بدهند و از آنان كاري ساخته نيست و توان و قدرتي جز توسل به مذاكرات ندارند. تجربه
ثابت كرده است كه استفاده ابزاري از فلسطينيان و روند مذاكرات سازش پيوسته مطلوب هر گونه تحركات سياسي و تلاش ها براي انعقاد
پيماني ميان عرب ها و اسراييل و براي هر گونه اقدام بين المللي براي تشكيل كنفرانسي در اين زمينه بوده است و استمرار آن براي
عادي سازي روابط ميان عرب ها و اسراييل كه براي آن در سطح سياست هاي جهاني برنامه ريزي مي شود
ضروري به نظر مي رسد .
كافي است فلسطينيان در اين مرحله
مشاركت خود درهر گونه تحركات سياسي را به پايبندي و اجراي مرحله اول طرح « نقشه راه » از
سوي اسراييل مشروط كنند كه در ابتداي آن آمده است : فلسطينيان بايد هرچه سريع تر و بدون قيد و شرط از خشونت دست بردارند و
در پايان آن نيز اين عبارت عنوان شده است : در مقابل اسراييل بايد تمامي فعاليت هاي شهرك سازي را به خاطر هماهنگي با گزارش
كميته ميچل متوقف سازد.
با توجه به آن چه كه گفته شد
بهتر است بدانيم سازمان اطلاعات شاباك صهيونيست ها در گزارش خود افتخار كرده است كه در ماه
گذشته ميلادي حتي يك اسراييلي از سوي فلسطينيان مورد حمله قرار نگرفته است . اين در حالي است كه كشتار فلسطينيان و گسترش
شهرك سازي از سوي صهيونيست ها متوقف نشده است .

*****
تحليلگر صهيونيست :
نابودي حزب الله غيرممكن است
|

روزنامه صهيونيستي « يديعوت آحارونوت » در پانزدهمين روز از جنگ 33 روزه
در
گفتگويي با « اوري اونيري »
تحليلگر سياسي صهيونيست به بررسي ابعاد جنگ
پرداخت . « اوري اونيري » از چهره هاي شناخته شده مطبوعات رژيم صهيونيستي
مي باشد كه نظرات و آرا او بسيار مورد توجه محافل داخلي و خارجي اين رژيم قرار
مي گيرد. او از منتقدان سرسخت جناح راست گراي افراطي به شمار مي رود. « اونيري » در
اين گفتگو به صراحت
علت هاي عدم توانايي رژيم صهيونيستي براي از بين بردن
حزب الله را بيان مي كند.
آقاي « اونيري » ! پيروز اين جنگ كيست
حزب الله در پانزدهمين روز جنگ همچنان موثر و جنگنده ظاهر شده است كه اين
امر در نوع خود يك پيروزي بزرگ در تاريخ ملت هاي عربي به شمار مي رود. وقتي يك
مشت زن سبك وزن در برابر يك مشت زن سنگين وزن مي ايستد و مبارزه را تا 15 راند
ادامه مي دهد
اين مسئله صرف نظر از نتيجه نهايي در نوع خود
يك پيروزي براي او
محسوب مي شود.
آيا مي توان حزب الله را از مرزها دور كرد
اين سوال از عدم آشنايي و شناخت شما از ماهيت حزب الله نشات مي گيرد. عجيب
نيست كه اين سازمان به عنوان « حزب الله » شناخته مي شود نه « جيش الله » (ارتش خدا).
حزب الله يك كيان سياسي است كه عمق ريشه هايش را بايد در ميان ساكنان شيعه
جنوب لبنان جستجو كرد . حزب الله عملا نماينده شيعيان لبنان يعني 40 درصد از
ساكنان اين كشور است كه اگر به اين تعداد بقيه مسلمانان لبنان را نيز اضافه كنيم
نماينده
اكثريت است . از بين بردن و نابود كردن حزب الله تنها در صورتي ممكن است كه ما
تمامي ساكنان شيعه لبنان را نابود كنيم يعني اينكه دست به يك پاكسازي نژادي بزنيم كه
عقلا غيرممكن است . آري
ساكنان روستاها و شهرهاي جنوب به محل زندگي شان باز
مي گردند و حزب الله چه مي شود از نو جان مي گيرد.
اگر ارتش لبنان در خط مرزي مستقر شود
آيا خطر حزب الله از بين مي رود
اين
يكي از شعارهاي دولت ماست . دولت
استقرار نيروهاي ارتش در خط مرزي
لبنان با اسرائيل را پايه اصلي پيروزي هاي خود مي داند. اجراي چنين امري
باور كردني
است ; البته نه براي هر كس
بلكه براي كسي كه از پيچيدگي هاي داخل لبنان چيزي
نمي داند . كسي كه در زمان جنگ 1361 در داخل لبنان بود و مي ديد كه ارتش لبنان
چگونه فعاليت مي كند
به اين نكته پي مي برد كه اين ارتش يك نيروي نظامي حقيقي و
جدي نيست . علاوه بر اين شمار زيادي از افسران و سربازان آن را شيعيان تشكيل
مي دهند و اين نيرو به هيچ وجه
به روي حزب الله سلاح نخواهد كشيد. شكل استقرار
ارتش لبنان در منطقه جنوب منوط به موافقت حزب الله است
البته هر روز بقاي ارتش
اين كشور در اين منطقه
در گرو نظر حزب الله است .
آيا اين امكان وجود دارد كه با استقرار يك نيروي بين المللي در مرزها در كنار ارتش
لبنان
از تهديدات حزب الله كاست
همان طور كه پيش از اين گفتيم
اينها شعارهايي هستند كه چهره هاي ديپلماتيك سر
مي دهند; افرادي كه به دنبال راهكاري هستند كه بتوان بسيار راحت در مورد آن به توافق
رسيد. كمك نيروهاي بين المللي به ارتش لبنان
يك روياي زيباست
به ويژه اگر به واژه
نيروهاي بين المللي صفت « قوي » را نيز اضافه كنيم .
وظيفه اين نيروي قدرتمند بين المللي چيست
مدعي مي شوند كه اين نيرو
وظيفه دور كردن حزب الله از مرزها را دارد
البته ديگر
همچون نيروهاي « يونيفل » كه از همان روز اول كسي اعتنايي به آنها ندارد
از حرف
استفاده نمي كند; بلكه از ابزار زور استفاده خواهند كرد.
اگر اين نيروي بين المللي با موافقت تمامي طرف ها
به ويژه اسرائيل و حزب الله نقش
محوري را در خط مرزي ايفا كند
اين مسئله واقعا راهكاري براي رهايي اسرائيل از
گردابي است كه در درون آن گرفتار آمده است ; ولي همين ايفاي نقش محوري
اگر بر
خلاف خواست حزب الله باشد
جنگ هاي چريكي عليه نيروهاي بين المللي آغاز
خواهد شد. سوال اين است كه آيا اين نيروها مي توانند در جايي كه ارتش قدرتمند
اسرائيل دمش را بر پشت خود گذاشت و از آنجا گريخت
تاب بياورند
معضل و مشكل اصلي اسرائيل اين است كه اگر روزي حزب الله با وجود حضور
نيروهاي بين المللي اقدام به حمله كرد
چه اتفاقي مي افتد آيا ارتش اسرائيل نيز وارد
جنگ با حزب الله خواهد شد و دست به اين ريسك خواهد زد كه با نيروهاي بين المللي
به عنوان نمونه نيروهاي آلماني درگير شود
اسرائيل گفته است كه ما به هيچ وجه حاضر به مذاكره با سوريه نيستيم ; آيا اين امر
عملي است
وي حرف هاي زيادي مي زند. زبان مقامات اسرائيل يك لحظه از حركت نمي ايستد.
بايد بگويم كه سوريه بازيگر اصلي اين ميدان است . به هيچ وجه نمي توان بدون
مشاركت مستقيم و يا غير مستقيم سوريه تدبيري در مورد لبنان انديشيد. همان طور كه
مي دانيد شكل گيري حزب الله به جنگ 1361 باز مي گردد . در اين جنگ بود كه
حزب الله با تقويت جايگاه خود توانست به موثرترين گروه فعال در لبنان بدل شود.
توجه به اين نكته ضروري است كه اگر حمايت گسترده سوريه نبود
هيچ گاه حزب الله
چنين جايگاهي را به دست نمي آورد. سوريه در صدد است تا بلندي هاي جولان را كه
امروز در دست اسرائيل است
پس بگيرد. از همين رو
براي سوريه مهم است كه اجازه
ندهد اسرائيل در آرامش به سر برد و به خاطر آنكه حاضر نيست شخصا دست به چنين
ريسكي در مرزهاي خود بزند و با اسرائيل درگير شود
از حزب الله به عنوان ابزاري
براي سلب آرامش آنها استفاده مي كند. مرزهاي اسرائيل با لبنان هرگز رنگ آرامش را
نخواهند ديد
مگر آنكه ما با سوريه به توافق برسيم ; به اين معنا كه بلندي هاي جولان را
به سوريه باز پس دهيم .
چه نمره اي مي توان به شيوه مديريت نظامي جنگ « اسرائيل » داد
به هيچ وجه نمي توان در كتاب هاي تاريخ
از « دان حالوتس » به عنوان يك فرمانده
بزرگ نام برد. اين حالوتس است كه دولت را به دلايل مختلف به سمت جنگ كشاند;
يكي از اين علل
سرپوش نهادن بر دو شكست نظامي بزرگ
يكي در « كرم شالوم » و
ديگري در مرزهاي شمالي اسرائيل
بود. هيچ فرمانده اي مسئوليت اين دو شكست را به
عهده نگرفت و واضح بود كه بهترين كار
دراز كردن انگشت تقصير به سمت رئيس ستاد
مشترك ارتش است .
حالوتس اولين رئيس ستاد مشتركي است كه از دل نيروي هوايي بيرون آمده است .
او به اين نكته باور داشت كه مي توان با استفاده از بمباران هاي هوايي و با همكاري
توپخانه و نيروي دريايي به غائله پايان داد
ولي اين يك اشتباه بزرگ بود. با وجود آنكه
ارتش توانست خسارت هاي هولناكي را به لبنان وارد كند و ويراني هاي فراواني را بر
جاي گذارد
ويراني هايي كه انتقاد تمامي جهانيان را براي ما به دنبال داشت
ولي باز هم
نتوانست بر دشمن چيره شود. امروز هم ارتش مجبور شده است تا دست به كاري بزند
كه همگان از آن ترس داشتند يعني ارسال نيروهاي زميني به باتلاق لبنان .
ارتش اسرائيل به هيچ كدام از اهدافي كه مي خواست
دست نيافته است . ضمنا
نمره اي كه شايد بتوان به حالوتس به عنوان يك فرمانده داد
صفر است .
آيا غير نظامياني كه در حال حاضر زمام دولت « اسرائيل » را در اختيار دارند
توانسته اند خود را ثابت كنند
بسياري از افراد معتقد بودند كه دوره بعد از انتخابات
دوره غير نظامي ها و مدني ها
است
چرا كه نخست وزير و وزير جنگ دو غير نظامي بودند و در صندوق تجربياتشان
تجربه هاي نظامي ديده نمي شود ; ولي گذشت زمان
عكس آن را ثابت كرد. تاريخ نشان
داده است سياستمداراني كه ميراث دار كرسي قدرت بر جاي مانده از رهبران برجسته
هستند
دچار اشتباهاتي هولناك مي شوند. اين افراد تلاش مي كنند كه ثابت كنند رهبراني
نيرومند و قوي هستند و مي توانند تاريخ ساز باشند.
« هري ترومن » را ببينيد. او كه جانشين فرانكلين روزولت شده بود
مسئول زشت
ترين جنايت جنگي تاريخ بشريت
يعني پرتاب بمب اتمي بر سر ساكنان هيروشيما و
ناكازاكي بود.به آنتوني ايدن نگاه كنيد. او كه جانشين وينستون چرچيل شده بود
جنگ
احمقانه سوئيس را به راه انداخت .
دولت اولمرت نيز اين جنگ را بسيار زود به راه انداخت
بدون آنكه به صورت
جدي و دقيق به نتايج كاري كه مي كند
بينديشد. آري
اولمرت و پرتس براي آنكه به
چشم ترسو نگاهشان نكنند از مخالفت با درخواست هاي رئيس ستاد مشترك ارتش
هراس داشتند.
دولت اسرائيل وعده داده بود كه وضعيت منطقه بعد از پايان جنگ كاملا متفاوت از
گذشته خواهد بود
آيا اين احتمال وجود دارد
مطمئنا اين طور است
ولي وضعيت جديد بسيار بدتر از گذشته خواهد بود. يكي از
اهداف نصرالله همان ايجاد وحدت ميان شيعه و سني براي مبارزه مشترك با اسرائيل
است . ما بايد بدانيم كه شيعه ها و سني ها مشكلاتي با هم داشتند
ولي وقتي نصر الله به
فلسطيني هاي سني كمك مي كند
يعني اينكه در تلاش براي ايجاد يك دوره جديد
است .
ممكن است در منطقه يك جبهه جديد تشكيل شود كه در يك طرف حزب الله
فلسطيني ها
سوريه
عراق و ايران حضور داشته باشند. سوريه يك دولت سني است
اما در عراق شيعه ها حضور دارند و حاميان حزب الله هستند. اهل سنت عراق نيز كه
جنگ هايي شديد با آمريكايي ها دارند
حزب الله را تاييد كنند. ضمنا اين ائتلاف به
خاطر مبارزه با آمريكا و اسرائيل از حمايت فراوان ملت هاي عربي برخوردار است . در
آن سو
ائتلافي متشكل از عربستان سعودي
مصر و اردن قرار خواهد داشت كه اندك
اندك از ميزان محبوبيت اش كاسته مي شود. مردم اين كشورها نيز به مسئولانشان به
عنوان مزدوران آمريكا و اسرائيل نگاه مي كنند. ضمنا در اين ميان محمود عباس تلاش
مي كند كه به اين مجموعه منسوب نشود.
پس چه بايد كرد
بايد آتش جنگ ميان اسرائيل و فلسطين را كه منطقه را به درون خود فرو برده است
خاموش كرد و با آغاز مذاكرات جدي با دولت منتخب فلسطين
حماس را از دايره
دشمنان خود خارج كرد. همچنين تدابير و راهكارهاي جدي در مورد لبنان اتخاذ كرد;
راهكارهايي كه در آن حزب الله و سوريه نيز مورد توجه قرار گيرند. ضمنا در اين ميان
لازم است كه از بلندهاي جولان عقب نشيني كنيم .
شايان ذكر است كه ايهود باراك نيز با مسائل فوق الذكر موافقت كرد و تا چند قدمي
دستيابي به توافق نامه صلح پيش رفت ; توافق نامه اي شبيه آن چيزي كه مناحيم بيگن با
مصر امضا كرد; ولي متاسفانه در لحظه پاياني از افكار عمومي ترسيد و از تصميمات
خود صرف نظر كرد.
منبع : پايگاه اينترنتي ساجد (سايت جامع دفاع مقدس )
حزب الله يك كيان سياسي است كه عمق ريشه هايش را بايد در ميان ساكنان شيعه
جنوب لبنان جستجو كرد . حزب الله عملا نماينده شيعيان لبنان يعني 40 درصد از
ساكنان اين كشور است كه اگر به اين تعداد بقيه مسلمانان لبنان را نيز اضافه كنيم
نماينده
اكثريت است
يكي از اهداف نصرالله ايجاد وحدت ميان شيعه و سني براي مبارزه مشترك با
اسرائيل است . ما بايد بدانيم كه شيعه ها و سني ها مشكلاتي با هم داشتند
ولي وقتي
نصرالله به فلسطيني هاي سني كمك مي كند
يعني اينكه در تلاش براي ايجاد يك دوره
جديد است ممكن است در منطقه يك جبهه جديد تشكيل شود كه در يك طرف
حزب الله
فلسطيني ها
سوريه
عراق و ايران حضور داشته باشند

| |