روزنامه جمهوري اسلامي 12/05/1388 صفحه سياسي
*****
اخلاق ; مفهوم گم شده در رسالت رسانه اي


  • ثحسن خياطي
    مرحوم آيت الله علامه سيد محمدحسين طباطبائي در جلد اول تفسير گرانسنگ الميزان در تعريفي كه از اخلاق دارند فرموده اند : « علم اخلاق عبارت است از فني كه پيرامون ملكات انساني بحث مي كند ملكاتي كه مربوط به قواي نباتي و حيواني و انساني اوست به اين غرض بحث مي كند كه فضائل آن ها را از رذائلش جدا سازد و معلوم كند كدام يك از ملكات نفساني انسان خوب و فضيلت و مايه كمال اوست و كداميت بد و رذيله و مايه نقص اوست . تا آدمي بعد از شناسايي آنها خود را با فضائل بيارايد و از رذائل دور كند و در نتيجه اعمال نيكي كه مقتضاي فضائل دروني است انجام دهد تا در اجتماع انساني ستايش عموم و ثناي جميل جامعه را به خود جلب نموده سعادت علمي و عملي خود را به كمال برساند.
    آنچه از اين تعريف استنباط مي شود اينست كه اولا اخلاق يك علم است و علم را بايد فرا گرفت . ثانيا اخلاق يك فن است و فن را بايد با ممارست كسب گردد. ثالثا اخلاق مربوط به انسانهاست و هر فردي براي رسيدن به كمال مطلوب انساني وظيفه دارد علوم مختلف و فنون خاص آن ها استفاده نمايد. رابعا انسان فردي است با زندگي اجتماعي . يعني علاوه بر يك سري وظايف فردي يك سري وظايف اجتماعي نيز بر گردن اوست . از جمله اين وظايف اجتماعي برانگيختن ستايش عموم و ثناي جميل جامعه نسبت به خود مي باشد كه اين امر با استفاده از شناسايي فضائل و رذائل ملكات نفساني و بدور ريختن رذيلت ها كه مايه نقص اوست و به كارگيري فضيلت ها كه مايه كمال اوست به دست مي آيد.
    بدون شك يكي از فضيلتهاي ملكات نفساني صداقت در رفتار گفتار و كردار انسان است كه علاوه بر وظيفه فردي يك وظيفه اجتماعي نيز محسوب مي شود. حال اگر كسي در قبال جامعه وظيفه عمومي و مشخصي را نيز برعهده گرفته باشد اين وظيفه اهميتي صدچندان پيدا مي كند. زيرا يكي از شروط اصلي احاله وظائف عمومي و اجتماعي به افراد اعتقاد به صداقت آنان در انجام آن وظيفه است . پس صداقت از فضائلي است كه نقش پر اهميتي در سازندگي فردي انسان دارد و يكي از پايه ها و اصولي را تشكيل مي دهد كه اساس جوامع بشري بر آن استوار است .
    گاهي اين وظيفه اخلاقي از فرد به يك تشكيلات و يا سازمان انتقال مي يابد و از آن جا كه اركان اصلي تشكيل دهنده تشكيلات و سازمانها را نيز عوامل انساني تشكيل مي دهند بنابراين خصلت صداقت فردي نيز مي بايد همانند عوامل انساني كه در قالب يك سازمان جمع مي شوند به آن سازمان انتقال يابد. حال اگر اين سازمان و تشكيلات وظيفه مهمي مانند اطلاع رساني را برعهده داشته باشد وجود عنصر صداقت در آن تشكيلات و سازمان اهميتي به مراتب بيشتر از وجود آن در فرد پيدا مي كند.
    امروزه عمده سازمانهايي كه وظيفه اطلاع رساني را برعهده دارند در قالب نشريات نوشتاري (مطبوعات ) ديداري و شنيداري (صداوسيما) و نشريات الكترونيكي (وب سايتها و وبلاگها) نمود پيدا كرده اند. اين سازمانها كه به عنوان رسانه هاي عمومي شناخته مي شوند در همه كشورها تحت الزامات و قوانيني قرار دارند كه توسط دولتها تدوين و در معرض اجرا قرار مي گيرند. در نظام جمهوري اسلامي ايران مطبوعات تابع قانون خاص خود تحت عنوان قانون مطبوعات قرار دارند . بر اساس تبصره 3 ماده 1 از فصل اول همين قانون نشريات الكترونيكي نيز مشمول مواد قانون مطبوعات هستند.
    در اين قانون رسالت مطبوعات در نظام جمهوري اسلامي ايران روشن ساختن افكار عمومي و بالابردن سطح معلومات و دانش مردم در زمينه هاي گوناگون خبري انتقادي اجتماعي سياسي اقتصادي كشاورزي فرهنگي ديني علمي فني نظامي هنري ورزشي و نظاير اينها ذكر شده است . همچنين پيشبرد اهدافي كه در قانون اساسي جمهوري اسلامي بيان شده تلاش براي نفي مرزبندي هاي كاذب و تفرقه انگيز و مبارزه با مظاهر فرهنگ استعماري و ترويج و تبليغ فرهنگ اصيل اسلامي و گسترش فضائل اخلاقي و... از ديگر رسالت هايي است كه بر عهده مطبوعات گذاشته شده است .
    همانگونه كه ملاحظه مي شود گسترش فضائل اخلاقي در جامعه از جمله رسالت هايي است كه حتي قانون هم اشاره مستقيمي به آن دارد و مسلما اين مهم ممكن نخواهد بود مگر آنكه رسانه هايي كه وظيفه اطلاع رساني را بر عهده دارند يكي از مهمترين و اصلي ترين شرط اين وظيفه را صداقت دانسته و به آن پايبند باشند.
    داشتن صداقت در وظيفه خبررساني به قدري مهم است كه قانون گذار حتي در آئين نامه اجرايي قانون مطبوعات در تبصره 1 ماده 9 از فصل اول آئين نامه ياد شده مي گويد : « درج شايعات به نحوي كه اصل مطلب كذب باشد و به قصد تشويش اذهان عمومي صورت گرفته باشد ممنوع است . »
    همه آنچه كه در بالا به عنوان مقدمه آمد براي اين بود كه بگوئيم متاسفانه فضاي رسانه اي ما امروز از اين اصل اخلاقي بسيار دور شده است . بر كسي پوشيده نيست كه امروز جريان خبررساني سالم در جامعه دچار اختلال است و اين اختلال طي ماههاي گذشته بخصوص در جريان برگزاري انتخابات به اوج خود رسيد. كم نبودند مطبوعات خبرگزاريها و سايتهاي خبري وابسته به يك جناح خاص سياسي كه در كمتر از يكماه حجم وسيعي از خبرهايي را منتشر و يا بر خروجي خود قراردادند كه پي در پي از جانب مخاطبان افراد ذينفع و يا جريانهاي سياسي ديگر تكذيب مي شدند! اينجا در صدد تاييد اين جناح و يا آن جناح سياسي نيستيم و اصلا قصد پرداختن به بحث انتخابات را نيز نداريم اما آنچه اهميت دارد چهره اي است كه از رسانه هاي جمعي در جريان انتخابات باقي ماند و متاسفانه بسياري از اين رسانه ها كه اتفاقا به طرفداري از دولت نيز مشهورند و يا برخي حتي رسانه هاي دولتي به شمار مي روند كارنامه غير قابل قبولي از خود به نمايش گذاشتند.
    در خبرهاي كذبي كه توسط اين رسانه ها منتشر شد تقريبا به هيچ كس و گروهي رحم نشد. از مراجع عظام تقليد گرفته تا مسئولين مهم مملكتي و گروهها و تشكلهاي سياسي و افراد مختلف در خبرهايي كه توليد شد يا متهم شدند و يا به نقل از آنان مطالبي بيان شد كه بعد تكذيب گرديد. فارغ از اينكه هدف از توليد اينگونه خبرهاي كذب چه بود بايد قبول كنيم كه قرار گرفتن رسانه هاي ما در اين فضاي آلوده و اتهام زني هاي بي مورد شايسته مطبوعات و رسانه هايي كه در نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران فعاليت مي كنند نبوده و نيست و نخواهد بود.
    نظامي كه يكي از اهداف عالي آن جاري و ساري ساختن اخلاق حسنه اسلامي در جامعه است نبايد از فضاي اينچنيني برخوردار باشد.
    مگر ما مسلمان و تابع همان قرآني نيستيم كه خداوند در آن خطاب به كسانيكه ايمان آورده اند مي فرمايد « ياايهاالذين آمنوا ان جا كم فاسق بنبا فتبينوا ان تصيبوا قوما بجالهه فتصبحوا علي مافعلتم نادمين » (1 )
    گمان مي رفت پس از ماجراي تهمتها و افتراهايي كه چند سال قبل به برخي از مسئولين خدمتگزار نظام زده شد و جو جامعه با التهابي عجيب آلوده شد و پس از مدتي برخي از همكاران مطبوعاتي كه متوجه اشتباه خود در نشر اين اتهامات شده بودند با رويكردي كم نظير متواضعانه از كسانيكه مورد اتهام قرار گرفته بودند عذرخواهي كرده و حلاليت طلبيدند اين رويكرد منشا يك تحول در تعامل اصحاب رسانه با مخاطبان خود باشد. اما نه تنها از آن رويداد اخلاقي درسي گرفته نشد بلكه اين مهم خيلي زود به فراموشي سپرده شد و انتظاري كه از برخي رسانه ها وجود داشت كه همان پيروي از اخلاق كريمه اسلامي و جدا شدن از غرورها و رذائل اخلاقي است به هيچ وجه برآورده نشد و گاها خلاف آن نيز تشديد گرديد.
    اينكه گفته مي شود عملكرد رسانه اي نظام جمهوري اسلامي در بخش كمي موفق ولي در بخش كيفي ناموفق بوده است به نظر حرف درستي است . زيرا وابستگي سياسي بعضي از رسانه ها به احزاب و جناح ها و عدم استقلال آنها موجب دور شدن آنها از رسالت رسانه اي گرديده و رسالت اصلي آنان را كه دنبال كردن هدفي انساني و شرافتمندانه است محقق نمي كند. در همين فضاست كه وقتي در شرايط خاص كشور پاي ارزش ها و آرمانها به ميان مي آيد اميال شخصي و جناحي برارزش ها و آرمانها غلبه و باعث رنگ باختن واقعيتها مي شود. بطوريكه رسانه ها گاهي فرد يا گروهي را به « عرش » مي برند و گاهي به « فرش » مي كوبند و اين اهانت بزرگي به ساحت مقدس رسانه هاست .
    پاورقي :
    1 ـ سوره حجرات آيه 6
    از جمله وظايف اجتماعي انسان برانگيختن ستايش عموم و وثناي جميل جامعه نسبت به خود مي باشد كه اين امر با استفاده از شناسايي فضائل و رذائل ملكات نفساني و بدور ريختن رذيلت ها كه مايه نقص اوست و به كارگيري فضيلت ها كه مايه كمال اوست به دست مي آيد
    صداقت از فضائلي است كه نقش پراهميتي در سازندگي فردي انسان دارد و يكي از پايه ها و اصولي را تشكيل مي دهد كه اساس جوامع بشري بر آن استوار است
    داشتن صداقت در وظيفه خبر رساني به قدري مهم است كه قانون گذار حتي در آيين نامه اجرايي قانون مطبوعات در تبصره 1 ماده 9 از فصل اول آيين نامه ياد شده مي گويد : « درج شايعات به نحوي كه اصل مطلب كذب باشد و به قصد تشويش اذهان عمومي صورت گرفته باشد ممنوع است . »
    طي ماههاي گذشته كم نبودند مطبوعات خبرگزاريها و سايتهاي خبري وابسته به يك جناح خاص سياسي كه در كمتر از يك ماه حجم وسيعي از خبرهايي را منتشر و يا بر خروجي خود قرار دادند كه پي در پي از جانب مخاطبان افراد ذينفع و يا جريانهاي سياسي ديگر تكذيب مي شدند!