روزنامه جمهوري اسلامي 26/05/1388 صفحه هنر و ادبيات

  • بازتاب جهاني آثار يك هنرمند ايراني
  • « امشب شب مهتابه » در بوته نقد
    كپي برداري ناموفق از فيلمي ناموفق
  • *****
    بازتاب جهاني آثار يك هنرمند ايراني


  • هنرمندان آمريكايي و اروپايي براي الهام گرفتن و نمايش آثارشان براساس آثار محيطي « احمد نادعليان » از او اجازه گرفتند.
    به گزارش خبرگزاري ايسنا اعضاي گروه هنري « ماهي كوچك » در كشور انگلستان به نادعليان اعلام كردند كه نام گروهشان بر گرفته شده از يكي از آثار نادعليان است .
    هنرمند آمريكائي ; « اريك انگستورم » نيز ضمن اجازه و اجراي چاپ مهرهاي نادعليان هنرمند محيطي قصد دارد در اين زمينه كارهاي تجاري انجام بدهد.
    « مارگارت اومن » نيز ديگر هنرمند بين المللي است كه مجموعه اي از مهرها را براساس ايده نادعليان ساخته وبر روي ماسه ها چاپ كرده است .
    بنا بر اين گزارش « داويز ارانا » قصد دارد دوچرخه صلح نادعليان را در آمريكا بازسازي كند.
    اين در حالي است كه در كشور ما هنوز بحث مالكيت معنوي محترم شمرده نمي شود و اثر هنرمندان ايراني بدون اطلاعشان با نام ديگران منتشر مي شود اما مقوله مالكيت معنوي آثار در برخي از كشورهاي جهان نهادينه شده است .
    در چند ماه گذشته ياداشتها و گفتگوهاي پي درپي نادعليان در جرايد حاكي از آن بود كه چگونه و چرا مالكيت معنوي آثاري كه با مديريت او انجام شده بود مورد بي احترامي افراد كم تجربه در داخل كشور قرار گرفته است .
    نادعليان پيش از اين در يادداشت هاي خود عنوان كرده بود : هنر فقط يك حركت فردي نيست بلكه بيشتر مي تواند يك گفتگوي مردم گذشته با ما و گفتگوي ما با مردم در زمان حال و همچنين مردم آينده باشد. ما چيزي را از جمعي مي گيريم و آن را به ديگران انتقال مي دهيم . در زندگي هنريم پيشينه قومي و فرهنگي آموزشهايي كه ديدم و داده ام سفرهايي كه داشته ام مردمي كه ملاقات كردم و گفتگوهايم و نوشته هايم نه تنها در شكل گيري هنرم بلكه در چگونگي شخصيتم نقش داشته است .
    او بعد از اين اتفاقات از سوي هنرمندان بين المللي نيز معتقد است : هر ملاقات و گفتگو با ديگران و ديگران با ما در شخصيت هنري ما نقش دارد. محيط ما به ما شكل مي دهد و ما سعي مي كنيم محيطي كه در آن زندگي مي كنيم را شكل بدهيم .

  • *****
    « امشب شب مهتابه » در بوته نقد
    كپي برداري ناموفق از فيلمي ناموفق


  • م . حق گو
    سياست فرهنگي جمهوري اسلامي متخذ و مبتني بر مباني جهان بيني و انسان شناسي اسلامي است . سياست فرهنگي انقلاب اسلامي بدين معناست كه فرهنگ اسلامي در كليه شئون فردي و اجتماعي كشور اصل پايه و مبنا قرار گيرد. بنابراين نبايد فراموش كرد كه انقلاب اسلامي حقيقتا انقلاب فرهنگي است و اگر نگوييم همه اختيارات و امكانات قدر مسلم اين است كه مي توانيم بگوييم بيشترين مهمترين و عمده ترين تلاش ها و توانمندي ها بايد براي تكامل توسعه و تحرك فرهنگي در همه شئون فردي و اجتماعي به بهترين نحو صرف شود.
    با توجه به اين موضوع كه در عصر حاضر به دليل وجود شبكه هاي گسترده ارتباطي شبهات و پرسش هاي گوناگون اعتقادي به سرعت در سراسر جهان گسترش مي يابد شكي نيست نظامي كه داعيه دار فرهنگي بودن است و خواستار ايجاد يك انقلاب فرهنگي فراگير مي باشد محتاج توليد ابزار انتقال پيام است . در اين ميان هنر « صنعت سينما » به عنوان يكي از استراتژيك ترين و كارآمدترين ابزار انتقال پيام در دنياي مدرن مي تواند نقش بسزايي را ايفا كند. سينما يك وسيله القاگر و ارتباطي است كه با بهره گيري از جادوي تصاوير متحرك به همراه كلام و موسيقي به يك پديده تاثيرگذار در زندگي بشر تبديل شده است . ميزان اين تاثيرگذاري نيز رابطه مستقيمي باانديشه نهفته در لايه هاي زيرين اثر دارد; هر چه اين تفكر ژرفتر باشد ميزان تاثيرپذيري و متقابلا تاثيرگذاري سينما افزايش مي يابد. در واقع كار سينما درگير كردن احساسات و ادراك در انسان است . در چنين قلمرويي احساس جذابيت را ادراك معناپذيري را و جمع آنها سينما را مي سازد.
    تحقق آرزوي دستيابي به سينماي ملي بي شك نيازمند تلاش گسترده و خستگي ناپذير متفكرين و حمايت مسئولان و متوليان امر فرهنگ است اما اينكه مسئولان فرهنگي نظام و بخصوص مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به عنوان يكي از مهمترين متوليان فرهنگ كشور تا چه حد در تحقق اين خواسته ها و آرمان هاي متعالي و مقدس نظام جمهوري اسلامي ايران موفق بوده اند نقاط قوت و ضعف آنها چه بوده موانع و مشكلات احتمالي و راه هاي حمايت از آنان چيست نيازمند نقد بررسي و تحليل دقيقي از عملكرد آنان مي باشد.
    ناكارآمد جلوه دادن نظام هاي ديني در اداره حكومت ها از جمله مهمترين روش هايي است كه دشمن به منظور استيلاي خود بر كشورهاي هدف همواره در دستور كار خود قرار داده است . اين موضوع بويژه در قرن اخير در پي تقابل ميان سياستمداران غربي با ملل مسلمان جهان نمود بيشتري يافته است . نمايش اين ناكارآمدي در اداره حكومت و پاسخگويي به نيازهاي انسان مدرن از راه هاي مختلفي دنبال مي شود كه در نهايت به تضعيف باورها و اعتقادات مذهبي مردم و بي اعتمادسازي نسبت به حكومت منتج مي شود. ارائه تصويري نامطلوب از وضعيت كنوني جامعه و القاي باور كشور و مردمي بدون آينده به مخاطبان از جمله مواردي است كه در راستاي پروژه ناكارآمد جلوه دادن نظام هاي ديني در اداره امور جامعه مورد تاكيد قرار مي گيرد. در اين قبيل آثار معمولا كارگردان تلاش مي كند تا با نمايش فلاكت و بدبختي اقشار مختلف مردم مخاطب خود را به سوي چنين باوري سوق دهد كه هيچ نقطه اميدي براي بهبود يافتن شرايط موجود جامعه نمي توان متصور بود.
    امشب شب مهتابه
    كارگردان : محمدهادي كريمي
    « پيام » خواننده و موسيقيدان مشهور كشور مبتلا به سرطان شده و بنا به تشخيص پزشكان چيزي به پايان زندگي اش باقي نمانده است . « سحر » همسر پيام از يك زن آلماني شنيده كه در شهر شوشتر پيرمرد صاحب كرامتي زندگي مي كند كه مي تواند بيماري هاي لاعلاج را درمان كند. اين موضوع باعث شده تا سحر به عنوان آخرين راه نجات همسرش از مرگ براي رفتن به شوشتر اصرار داشته باشد. پيام برخلاف تصور سحر كوچكترين اعتقادي به اين موضوع نداشته و معتقد است كه چنانچه پيرمرد مذكور داراي چنين قدرتي است از همان راه دور نيز مي تواند او را درمان كند و نيازي به رفتن به شوشتر نيست .
    پيام سالهاست كه با پدرش قهر است . او در خاطراتش روزهاي تلخي را به ياد مي آورد كه پدرش چگونه با علاقه او به موسيقي مخالفت مي كرد. پدر پيام در شهر شيراز به حرفه ريخته گري و آلومينيوم سازي مشغول بوده و موسيقي را امري بيهوده و غيراخلاقي مي دانست و همواره آرزو داشت تا پيام حرفه او را دنبال كند. پيام همچنين روزي را به خاطرآورد كه براي نخستين بار به « پريچهر » دختر يهودي همسايه علاقه مند شده بود اما پدر به جاي درك احساساتش پيام را مورد شماتت توبيخ و توهين قرار داده بود. پيام كه مي داند يكي از علت هاي اصرار سحر براي رفتن به شوشتر توقف در شيراز و آشتي دادن پيام با پدرش است با اين تصميم مخالفت مي كند اما سرانجام در برابر خواهش هاي سحر تسليم مي شود.
    سحر باردار است و قرار است بزودي وضع حمل كند. پيام مي داند كه هرگز قادر نخواهد بود فرزندش را ملاقات كند لذا هر روز در برابر دوربين فيلمبرداريش تمامي خواسته ها خاطرات و آرزوهايش را عنوان كرده و به قولي با فرزند نديده اش درد و دل مي كند تا شايد فرزندش بعدها با تماشاي آن فيلمها پدرش را بهتر بشناسد. رفتن به شيراز و خانه پدري و ملاقات با خانواده اي كه سالها از آنان بي اطلاع بوده سرانجام موجبات آشتي پيام و پدرش را كه از رفتار گذشته اش ابراز پشيماني و ندامت مي كند فراهم مي آورد. پيام پيش از به دنيا آمدن فرزندش دنيا را وداع مي گويد. سحر فيلمي از پيام را براي كودكش به نمايش مي گذارد.
    « امشب شب مهتابه » ساخته محمدهادي كريمي كه هم اكنون بر پرده سينماهاي كشور به نمايش در مي آيد از جمله آثاري است كه در آن بر ياس از شرايط موجود و عدم آينده اي درخشان و اميدواركننده از وضعيت جامعه تاكيد شده است . اين فيلم از دو منظر قابل بررسي است ; نخست از منظر بحث اختلاف ميان نسل اول و نسل سوم انقلاب كه تا كنون در فيلم هاي بسياري به آن پرداخته شده و دوم بحث عدم درك هنر از سوي نسل اول انقلاب و بروز رفتارهايي كه منجر به نابودي و فناي هنرمندان جامعه شده است .
    شكي نيست فيلم « سنتوري » ساخته داريوش مهرجويي كه سال گذشته مشكلات زيادي را براي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي بوجود آورد دستمايه اصلي و به قولي موتور محركه كريمي در ساخت فيلم « امشب شب مهتابه » بوده است . البته در اين ميان از هوشياري كريمي در كند كردن لبه هاي تيز انتقادات مطرح شده در فيلم سنتوري نبايد غافل بود. به عبارتي چنانچه يكي از عوامل مخالفت ارشاد با اكران عمومي فيلم سنتوري انتساب پدر علي به حكومت بود كريمي با برداشتن اين مسئوليت از شانه پدر پيام تلاش كرده تا افزون بر انتقال همان مفاهيم به مخاطبانش از خطر احتمالي جلوگيري از اكران فيلمش بكاهد.
    پدر پيام اگر چه مسئوليتي در نظام ندارد اما فردي مذهبي است كه به دليل اعتقادات مذهبي اش با ورود پيام به عرصه موسيقي مخالف است . اين اختلاف سليقه ميان پدر كه ويژگي هاي سني و مذهبي او يادآور نسل اول انقلاب است با پيام كه نماد نسل سوم انقلاب است موجبات يك قهر چندين و چند ساله را فراهم آورده است . حال اين نسل سومي در آستانه مرگ قرار گرفته مرگي كه خود نمادي از مرگ هم نسلان او و به قولي جامعه هنرمنداني است كه به هيچ وجه از سوي نسل اول انقلاب درك نشده اند. اين موضوع را در اعتراضات گسترده پيام از وضعيت كاري او در جامعه نيز مي توان استنباط كرد. پيام در ديالوگي خطاب به فرزند به دنيا نيامده اش مي گويد : « ببين من نه ديگه تند مي گويم نه اعتراض مي كنم و نه هيچ چيز ديگر مثل يك سيب زميني شده ام ... حقيقت اينه كه تو اينجا هيچكس حرف آخرش رو اول نمي زنه هيچكس رك و راست نيست . اينجا همه از آدم رك بدشون مي ياد » .
    اگر در فيلم سنتوري علي كه به دامان اعتياد پناه برده بود در واپسين لحظات توسط دستگيري هاي پدرش به زندگي بازمي گردد در فيلم كريمي پيام علي رغم تلاش پدر براي از ميان برداشتن اختلافات عميق ايدئولوژيكش با او به زندگي بازنگشته و با كوله باري از شكوه واندوه جان مي بازد. پيام اگر چه به اصرار همسرش و تغيير رفتارهاي خانواده اش تلاش مي كند تا پدرش را ببخشد اما قلبا موفق به چنين عملي نمي شود. اين موضوع آنگاه عريان مي شود كه پيام در زمزمه با خود مي گويد : « يه مرد شوشتري به زن آلماني كه براي درمان پيش او رفته بود گفت كه تنها را درمانش آن است كه دستش را روي قلبش گذاشته و به عشق فكر كند عشقي كه دوستش نداشتي » ! و پيام به پدرش مي انديشد. كريمي در پايان فيلم خود قضاوت ميان پدر و پيام را بر دوش نسلي مي گذارد كه در آينده به وجود خواهد آمد. او به حدي به قضاوت نسل آينده به نفع خودش مطمئن است كه راه پيش داوري بر روي فرزند پيام را مي بندد.
    پيام در سراسر فيلم تلاش مي كند تا براي فرزند به دنيا نيامده اش رو به روي يك دوربين فيلمبرداري درد و دل كند از غم ايام بگويد و نامردمي هايي را كه پدر و جامعه در حق او روا داشته افشا كند اما در سكانس هاي پاياني فيلم به يكباره تصميم مي گيرد تا تمامي فيلم ها را از بين برده و به اصطلاح خود اجازه دهد تا فرزندش بدون پيش داوري هاي پدر واقعيت ها را درك كرده و قضاوت كند.
    اين فيلم از دو منظر قابل بررسي است ; نخست از منظر بحث اختلاف ميان نسل اول و نسل سوم انقلاب كه تا كنون در فيلم هاي بسياري به آن پرداخته شده و دوم بحث عدم درك هنر از سوي نسل اول انقلاب و بروز رفتارهايي كه منجر به نابودي و فناي هنرمندان جامعه شده است