28 مرداد 1332 در تاريخ روابط ايران و آمريكا يك نقطه عطف منفي محسوب مي شود .
درست از همان زمان است كه استعمار آمريكا بر استعمار انگليس در ايران افزوده مي شود و ايران تا 22 بهمن 1357 تحت سلطه
واشنگتن قرار مي گيرد.
آمريكايي ها ديدگاه و رويكرد نسبتا متفاوتي را در برخورد با ساختار سياسي ايران در دوره هاي مختلف داشته اند. اوايل قرن گذشته
در شرايطي كه رقابت هاي گسترده بين انگليس و روسيه بر سر ايران وجود داشت و ايران را براساس قراردادهاي 1286 و 1294 بين خود
تقسيم كرده بودند
آمريكايي ها به مخالفت با ادامه بازي انگليس و روسيه در ايران برخاستند. شرايط داخلي ايران در اوايل قرن حاضر
مبتني بر گسست هاي اجتماعي بود. فضاي آخرين سالهاي حكومت قاجار از لحاظ قدرت ملي نامناسب نبود. همزمان با افول قدرت
ملي در ايران
مداخله گرايي خارجي ها افزايش بيشتري يافت . در چنين فضايي آمريكايي ها كه موقعيت خود را در سطح بين المللي ارتقا
يافته مي ديدند دخالت هاي گسترده تري را در ايران آغاز كردند. هنگامي كه ساختار نظام بين الملل به سمت دو قطبي شدن پيش رفت و
رقابت شوروي محور اصلي سياست هاي خارجي آمريكا قرار گرفت
كاخ سفيد به ايران نگاه كنترلي را در پيش گرفت يعني خواستار اين
بود كه با ايجاد حكومتي مقتدر و وابسته در ايران مانع به قدرت رسيدن كمونيست ها در كشورهاي مختلف شود.

در وضعيت امروز ابزار برخورد آمريكا با ايران از ابزارهاي مختلف تبليغاتي و محدود كردن اقتصادي تا ايجاد جنگ رواني و امثال آن
را شامل مي شود . كودتاي 28 مرداد در شرايطي در ايران شكل گرفت كه فضاي اجتماعي ايران دچار جلوه هايي از آشوب سياسي بود و
گروه هاي اجتماعي مختلف رو در روي همديگر بودند. حزب توده سازمان يافته ترين گروه سياسي ايران بود كه شبكه نظامي و اطلاعاتي
داشتند و از قدرت و نفوذ بالايي در بدنه رژيم برخوردار بودند. متاسفانه مقامات سياسي ايران به تحولات سياست بين الملل كمتر توجه
داشتند . از سال 1328 به بعد در آمريكا جنبش مك كارتيسم شكل گرفت . اين جنبش داراي گرايش راست و ضد كمونيسم بود . بحث
اصلي آن اين بود كه بايد ساختار سياسي كشورها كاملا ماهيت اقتدارگرا و ضد كمونيستي داشته باشد . در فضاي سالهاي 1330 و 1331
تضادهاي اجتماعي ايران به نقطه اوج خود رسيد. گروههاي مختلف با يكديگر تعارض داشتند به همين دليل زمينه براي انحلال مجلس
فراهم شد از همه مهمتر اينكه مصدق نمي توانست برش سياسي لازم براي ايجاد يك ساختار يك پارچه را ايجاد كند. اينها ناشي از
ويژگيهاي شخصيتي او بود . نگاه مصدق مبتني بر قالبها و الگوهاي ليبرال دموكراتيك بود . اين قالبها و الگوها براي ايران 1329 و 1331
جواب نمي داد به ويژه اينكه مقاومت اجتماعي در ايران شكل گرفته
جنبش اجتماعي ملي شدن صنعت نفت در ايران ايجاد شده و
گروهي از نخبگان در اين جنبش مشاركت داشته اند و در زماني كه صنعت نفت ملي شد هر كدام براي خود سهمي مي خواستند. مصدق
نمي توانست كنترل سياسي لازم را برروي گروههاي مختلف انجام دهد حتي كنترل جبهه ملي توسط وي به سختي انجام مي شد. همواره
اعضاي جبهه ملي پيش مصدق مي رفتند و بدگويي دوستان و مقامات اجرايي ديگر را مي كردند. در اين فضا يك جبهه آشفته مي بينيم .
از سوي ديگر در سال 1331 آيزنهاور در انتخابات به پيروزي رسيد . الگوي رفتاري او با الگوي رفتاري ترومن كاملا متفاوت بود .
ترومن دكترين سد نفوذ از طريق افزايش همكاريهاي اقتصادي نظامي با كشورهايي مانند ايران را دنبال ميكرد درحاليكه آيزنهاور سد
نفوذ را از طريق يك نوع دكترين دفاعي پيگيري مي كرد. به اين معنا كه در ايران بايد يك دستگاه مقتدر با نفوذ كمونيسم مقابله
كند.
آمريكا در دهه 30 كودتاهاي زيادي را در بسياري از نقاط جهان شكل داد . كودتاي 1332 در ايران
كودتاي 1333 در گواتمالا
فضاسازي براي كودتاي ناموفق در مصر در سال 1334
كودتاي 1337 عراق توسط عبدالكريم قاسم و تعدادي كودتا در آمريكاي لاتين
از آن جمله اند. اما به تدريج با از بين رفتن كاربرد كودتا در سياست خارجي آمريكا
اين كشور به سمت دخالت هاي نظامي مستقيم و
غيرمستقيم پيش رفت . به عنوان مثال در سال 1332 در سومالي و در سال 1333 در هائيتي شاهد دخالت نظامي آمريكا هستيم . در واقع
در گذشته يك گروه محدود با هزينه دهه هاي 1360 و 1370 زمينه براي بكارگيري نيروي نظامي براي انجام تغييرات سياسي فراهم شد .
الگويي كه آمريكا بعدا در سال 1380 در افغانستان و 1382 در عراق بكار گرفت .
ايران
با كودتاي آمريكائي 28 مرداد 1332 زير سلطه آمريكا قرار گرفت و به مدت 25 سال يكي از دشوارترين مقاطع تاريخ خود را
گذراند. دولتمردان آمريكائي در آن ربع قرن بر همه شئون ايران تسلط داشتند و مهره هاي خود را در سطوح مختلف حكومت به كار
ميگماردند. اين سلطه خائنانه با نهضت امام خميني درهم شكست و پيروزي انقلاب اسلامي توانست به دوران استعمار در ايران خاتمه
دهد و استقلال و آزادي را به اين كشور و اين ملت باز گرداند.

*****
مروري بر روزهاي كودتا
|
در اوايل سال 1331
انتخابات مجلس هفدهم برگزار شد . دخالتهاي وسيع ارتش و دربار شاه در اين انتخابات
موجب
گرديد دكتر محمدمصدق به شكلي قهرگونه انتخابات را نيمه تمام رها نمايد. نمايندگان معرفي شده بواسطه اين انتخابات
اغلب از مخالفان مصدق بودند و انتخاب سيدحسن امامي به رياست اين مجلس
نشان داد كه دربار و ارتش شاه بوضوح
بدنبال حذف مصدق هستند.
اما جريان امور
با حمايت گسترده آيت الله كاشاني و گروه فدائيان اسلام
كه رهبري آنرا نواب صفوي برعهده داشت
به
نفع مصدق چرخيد و وي موفق گرديد در اوايل تيرماه 1331 براي بار دوم از مجلس راي اعتماد بگيرد . ولي چندان طولي
نكشيد كه وي بر سر نحوه اداره وزارت جنگ با شاه اختلاف نظر پيدا كرد و بدون اينكه با رهبران اصلي نهضت مشورتي
نمايد
از مقام خود استعفا داد. نمايندگان مجلس نيز كه منتظر چنين خطايي از جانب مصدق بودند
« قوام » سياستمدار كهنه
كار را با اين تصور كه او مي تواند در مقابل نهضت بايستد
در 26 تيرماه 1331 به نخست وزيري منصوب كردند .
اين اقدام نمايندگان مجلس
با اعتراض شديد آيت الله كاشاني و واكنش نمايندگان طرفدار ايشان روبرو گرديد
بطوريكه
در روز سي ام تير ماه 1331 در اكثر شهرهاي ايران
مردم به دعوت آيت الله كاشاني و طرفداران ايشان به خيابانها ريختند و
اين اعتراضات به تظاهرات وسيعي تبديل شد كه با دخالت ارتش شاه
به خاك و خون كشيده شد و صدها نفر كشته شدند.
شاه كه در پي اين اعتراضات خود را در خطر مي ديد
ناچارا مصدق را بار ديگر به نخست وزيري منصوب كرد.
مصدق
مغرور از اين پيروزي ظاهري
كابينه جديد خود را با حضور افرادي مساله دار همچون دكتر فاطمي و سرلشكر
وثوق كه از مسببين كشتار 30 تير محسوب مي شد
معرفي نمود كه وجود چنين افرادي در كابينه اعتراض بسياري را
برانگيخت . خودداري از مجازات عاملان كشتار 30 تير
موجب رنجش بسياري از طرفداران مصدق كه در واقع موثرترين
افراد براي بازگشت مجدد وي به قدرت بودند
گرديد اما او در مقابل اين اعتراضات
تلاش نمود آيت الله كاشاني و رهبران
فدائيان اسلام را بدون توجه به اينكه قدرت مجدد خود را مديون حمايت آنهاست
از صحنه خارج نمايد. در چنين شرايطي
مصدق نواب صفوي را به زندان انداخت و اين سيد بزرگوار 20 ماه از 28 ماه نخست وزيري مصدق را در زندان به سر برد .
از سوي ديگر
آزاد گذاشتن حزب توده كه از 30 تير ماه به بعد خود را در شمارحاميان مصدق در آورده بود
مخالفت
نيروهاي مذهبي را دو چندان نمود و اين در حالي بود كه مصدق بسياري از همراهان نسبتا مستقل خود را از خويش دور
نموده و قادر به مشورت گيري صحيح نبود.
دراين ميان
غفلت از توطئه هاي پي درپي دولتهاي انگليس و آمريكا و همچنين عوامل داخلي آنها
زمينه فعاليت گسترده
كودتاگران را فراهم نمود. شبكه اي جاسوسي كه تحت نظارت « شاپور ريپورتر » چهره مرموز انگليس قرار داشت وعمليات
« بدامن » طراحي شده توسط دولت آمريكا را رهبري مي كرد و حضور كرميت روزولت فرستاده ويژه آمريكا در ايران براي
رهبري عمليات موسوم به « ئي .پي
آژاكس »
از ديدگان مصدق بدور ماند. با اين وجود آيت الله كاشاني و نواب صفوي بادرك
واقعيات
نامه هاي جداگانه اي براي مصدق فرستاده و او را نسبت به وقوع كودتا آگاه كردند
ولي اين نامه ها با پاسخ سرد
مصدق روبرو گرديد.
شاه كه با اطمينان از حمايتهاي مادي و معنوي قدرتهاي بزرگ
زمينه را براي بركناري مصدق آماده مي ديد
در تاريخ 23
مرداد ماه 1332 حكم بركناري وي را صادر و فضل الله زاهدي را به عنوان نخست وزير معرفي كرد . مصدق فرستاده شاه را
كه براي ابلاغ بركناري رفته بود
دستگير و زنداني نمود. اين اقدام تزلزل شاه و نهايتا فراروي از كشور را در پي داشت . اما
عوامل كودتا به رهبري آمريكا با جمع آوري همه امكانات خود و حتي بهره گيري از اشرار و اوباش به سركردگي شعبان
جعفري (بي مخ ) و همچنين عده اي از زنان بدكاره به خيابانها ريخته و با ايجاد فضاي رعب و وحشت بر اوضاع مسلط
گرديدند و مصدق را وادار به تسليم خود به فرمانداري نظامي نمودند. به اين ترتيب بودكه عواملي مانند : اختلاف و تفرقه
تلاش براي حذف روحانيت و جدايي دين از سياست
غفلت از بكارگيري نيروهاي معتقد به اسلام واقعي
بكارگيري
نيروهاي ناسالم
اعتماد به عوامل دولتهاي دشمن آمريكا و انگليس
گرايش به احزاب وابسته به اجانب
تكروي در اتخاذ
تصميمات بزرگ سياسي و از همه مهمتر غفلت از اتحاد توامان آمريكا و انگليس در طراحي كودتا
موجب بازگشت مجدد
شاه به قدرت گرديدو به مدت 25 سال دوراني تلخ و سراسر گرفتاري را براي ملت ايران رقم زد .
نواب صفوي و تعدادي از سران فدائيان اسلام نيز توسط رژيم شاه به شهادت رسيدند و اين جنبش سركوب شد. پيروزي
انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني در 22 بهمن 1357 نه تنها به عمر ننگين رژيم پهلوي پايان داد بلكه ستم شاهي را در
ايران ريشه كن كرد و به نفوذ استعمار در ايران نيز پايان داد.

|