
نامه جامعه
شماره 59 « نامه جامعه » با عناوين زير منتشر شده است :
اتحاد ملي و انسجام اسلامي
حيا طيبه
سيرت مهدي . درخت دانش
پيام آور عدالت و ايمان
ارتباط انسان با خود
توسعه و ترويج
حجاب
نقش اراده در كمال
جنگ سرد و فرهنگ برهنگي و...
در ذيل بخشي از مقابله بلند « جنگ سرد و فرهنگ برهنگي » را براي بهره مندي خوانندگان درج مي كنيم .
ابزارهاي تبليغاتي :
قرن حاضر
قرن غلبه و سيطره ابزار تبليغ و وسايل ارتباط جمعي است
به طوري كه شكست و پيروزي ايدئولوژي ها
عقايد و
آرمان هاي ملي و مذهبي ملل جهان تا حد زيادي به ميزان توفيق در تحصيل ابزار پيشرفته تبليغات بستگي دارد.
امروزه با استفاده از ابزار تبليغاتي گوناگون راه هاي تصرف و غلبه بر ملل جهان كوتاه گرديده و موفقيت سلطه گران
بسيار راحت و
بدون دردسر صورت مي پذيرد و يك شبه ره چند ساله پيموده مي شود.
بعضي از اين ابزار كه در فصل هاي آتي به بررسي نقش آن ها خواهيم پرداخت
عبارتند از : مطبوعات و كتب
امواج صوتي و
تصويري
خبرگزاري ها
هنر و موسيقي و... كه از مهم ترين آن ها با توجه به بيانات مقام معظم رهبري (مدظله ) « هنر
راديو و تلويزيون »
است .
سرمايه گذاري هاي تبليغاتي
آژانس ارتباطات بين المللي در آمريكا به عنوان يك ركن اصلي سياست خارجي آمريكاست و تنها بخشي از تبليغات استعماري
غرب را عهده دار مي باشد.
بودجه سالانه اين مركز بالغ بر 430 ميليون دلار و تعداد كاركنان آن نزديك به نه هزار نفر است . در سال 1970 ميلادي مخارج تبليغاتي
بخش دولتي و خصوصي در آمريكا به منظور استمرار سلطه استعماري خود از مرز 12 ميليارد دلار تجاوز كرد
كه نمونه هاي فراوان
ديگري از اين سرمايه گذاري ها در دهه هاي اخير نيز وجود دارد
از جمله پول هاي هنگفتي كه صرف فيلم ها و سينماها مي شود. در
روزگاري كه هر سال 35 ميليون نفر از گرسنگي جان مي دهند
طبق نوشته مجله هاليوود
از سال 1923 تا 1963
تنها هاليوود
312
ميليارد دلار براي تهيه فيلم هايش خرج كرده است . دستمزد ستارگان سينما از سال 1956 تا كنون 250 برابر شده است .... بعضي تنها براي
30 دقيقه رقص 2000 دلار (قريب 1
600
000 هزار تومان ) دستمزد مي گيرند .
جنگ انتشاراتي :
يكي از ابزارهاي كارآمد براي استحاله فرهنگي و هجوم به ارزش هاي اسلامي و انقلابي
بهره گيري از « رسانه هاي نوشتاري » مي باشد.
روزنامه ها و مجلات كه بخش وسيعي از رسانه هاي گروهي و ابزار تبليغاتي در جهان را به خود اختصاص داده اند
همچون سلسله
اعصاب جامعه هستند كه قادرند به نوعي
افكار
عقايد
بينش و منش افراد و جوامع را تحت كنترل و هدايت خود درآورند. اختصاص
بودجه و امكانات عظيمي كه از سوي امپرياليسم جهاني
صرف چاپ و انتشار مطبوعات و دستگاه هاي وابسته به آن مي شود
ما را
بيش از پيش به اهميت و جايگاه مطبوعات در ساختار فكري و اخلاقي جامعه آشنا مي كند.
به گزارش مطبوعات آمريكا سازمان جاسوسي اين كشور (سيا) متجاوز از 800 روزنامه و ديگر انتشارات و سرويس هاي مطبوعاتي
و آژانس هاي خبري را در حيطه نفوذ خود دارد.
يكي از ابزارهاي كارساز در ترويج انديشه هاي اومانيسم در عصر رنسانس
رسانه هاي نوشتاري بود. دشمنان اسلام نيز قصد دارند بار
ديگر از اين ـ ابزار كتاب و نشريات ـ براي ايجاد رنسانس در داخل انقلاب استفاده كنند.
مخالفان و معاندان نظام با برخورداري از توانايي مالي و بهره برداري از تسامح و تساهل خواص
موفق به اخذ مجوز نشرياتي
شده اند
كه هر كدام از آن ها به نوعي پايه هاي ارزشي و اصولي نظام را هدف مي گيرند.
برخي از مجلات و روزنامه ها نيز
پس از پيروزي انقلاب اسلامي به بهانه افشاگري عليه خاندان پهلوي
در پايان اقدام به چاپ و
توزيع عكس ها و تصاوير نيمه عريان و مستهجن و به اصطلاح افشاي روابط نامشروع آنان در رژيم سابق نمودند. همچنين با چاپ
آگهي هاي تجاري و تشويق و ترغيب مصرف كنندگان به خريد و مصرف بيشتر
فعاليت چشم گيري در اشاعه و ترويج فساد و بي حجابي
بر عهده داشتند.
نشرياتي مانند : آدينه
فاراد
مفيد
گردون
كيان
چيستا
توس
ارزش
فرهنگ و توسعه
زنان
پيام امروز... كه سعي دارند علاوه بر
نشر افكار اومانيستي و تجدد طلبي روشنفكران لائيك و شبه مذهبي
به نوعي با اين پوشش
بخشي از اپوزيسيون را به داخل منتقل
نمايند.
اينان در ابتدا اقدام به انتشار افكار و عقايد مخالفين و معاندين متواري از كشور مي كنند و به تدريج پس از فضاسازي
امكان حضور
فيزيكي آنان را فراهم مي نمايند. يكي از عناصر بنياد كيان اظهار مي دارد :
« براي مقابله با نظام (جمهوري اسلامي )
بهترين روش
نوشتن و نشر كتب فرهنگي
علمي و تاريخي است . اين حركت به طور حتم
بايد به صورت منسجم
آرام و تدريجي صورت بگيرد » .
احسان يار شاطر كه هم اكنون سردبير دايره المعارف ايرانيكا در آمريكا مي باشد در مورد اهميت انتشارات براي ضربه زدن به
ارزش هاي انقلاب اسلامي مي گويد : « از رويدادهاي اميدانگيز اخير
انتشار ماهنامه هاي ادبي
فرهنگي و هنري تازه است
مانند « كلك » .
بنابراين بعضي از نشريات نه تنها به عنوان ابزار
در راستاي مقابله با ارزش هاي ديني و انقلابي تلاش مي كنند
بلكه با خبرسازي و
ايفاي نقش در قالب منابع خبري به جنگ تبليغاتي بوق هاي استكباري عليه انقلاب اسلامي كمك شاياني مي كنند.
نيك براون
كاردار سفارت انگلستان در تهران
طي ديداري از نشريه « جامعه »
اين روزنامه را به دليل كسب موفقيت در به دست
آوردن شمار قابل توجهي از مخاطبان تحصيل كرده و تاثيرگذار با روزنامه گاردين مقايسه مي نمايد.
قلم به دستان مخالف و بيگانه نسبت به انقلاب
با طرح شعار « عدم وجود آزادي » همواره سعي دارند از طريق ابزار نوشتاري
فضاي
بيشتري براي تهاجم به ارزش هاي اسلامي و انقلابي به وجود آورند. تسامح و تغافل در برخورد با اين تاكتيك دشمنان نظام به حدي
است كه مجله « آدينه » در اعترافي مي نويسد : « به راستي هرگز محدوديتي از سوي سازمان هاي مسئول براي انتشار يا چند و چون مطالب
براي ما ايجا4 د نشده و حتي پس از انتشار نيز هيچ گاه درباره هيچ مطلبي از ما توضيحي نخواسته اند » .
در تاييد اين مطلب كه امروز جنگ انتشارات
يكي از تاكتيك هاي فرهنگي و سياسي دشمن مي باشد
يكي از عناصر ضد انقلاب
مي گويد : « براي براندازي نظام جمهوري اسلامي بايد محافل و فعاليت هاي فرهنگي را تقويت و سازماندهي كرد. هر كس مي تواند امتياز
نشريه بگيرد و از اين تريبون به مبارزه برخيزد » .
در پايان اين مبحث شايسته است فرمايش حضرت امام (ره ) خطاب به كاركنان موسسه اطلاعات را مورد دقت قرار دهيم
ايشان
فرمودند : « صدمه اي كه اسلام از مطبوعات و رسانه هاي طاغوتي خورد از كمتر دستگاهي خورد... به جاي اين كه جوانان ما را به طرف
دانشگاه بكشد
به طرف فساد كشاند » .
مي بينيم كه خيلي پيش از اين ها رهبر كبير انقلاب (ره ) به اهميت و نقش نفوذي رسانه ها پي برده و دست اندركاران و مسئولان و ساير
اقشار جامعه را نيز در فرصت هاي مختلف آگاه مي فرمودند.
جنگ امواج
رهبري از دور
تا قرن بيستم رهبري و ارشاد انسان به صورت رويارو و براساس ارتباط بوده است . در صورتي كه در عصر حاضر بسياري از امور كلي
رهبري اعم از سياسي
اجتماعي
فرهنگي و تكنيكي براساس « ارتباط از دور » صورت مي پذيرد.
رسانه هاي جمعي كه به نوعي يك پديده شهري هستند
جز وسايل ارتباطي تاثيرناپذير محسوب مي شوند كه عبارتند از :
مطبوعات
راديو
تلويزيون
فيلم هاي سينمايي
انواع كاست ها و ويدئوها.
رابطه رسانه هاي جمعي اكثر اوقات يك طرفه و از طرف كارگردانان آن به سوي مصرف كنندگان است . دشمنان نظام اسلامي
با
بهره گيري از رسانه هاي صوتي و تصويري (راديو
تلويزيون
ويدئو
ماهواره و...) در حال اجراي جنگ امواج به منظور استحاله فرهنگي
انقلاب مي باشند. استكبار در اين نوع جنگ ابتدا سعي كرد اقشار مرفه و متمول جامعه را با خود همراه كند. اين طبقه از جامعه با توجه به
ويژگي هاي خاص خود
تحت تاثير اين كانون تهاجم فرهنگي قرار گرفته و سپس منشا اثر بر روي ساير اقشار گرديده است . بي بي سي
صداي پير استعمار مي گويد : » چنين به نظر مي آيد كه تلويزيون ماهواره اي در ايران در ضربه زدن به مظاهر اسلامي سياسي از همه ) BBC (
گروه هاي مخالف حكومت
قدرت بيشتري دارد. ماهواره پديده اي است كه در برابر ارزش هاي اسلامي قد علم كرده است
ارزش هايي كه
دولت ايران خود را معرف آن ها مي داند » .
همچنين نشريه نيوزويك در مقاله اي با قلم كريستوفر ديكي مي نويسد : « انقلاب جديدي در ايران در حال شكل گيري است . امروز
جوانان ايراني به يمن راديوها و ديش هاي ماهواره اي از جهان خارج با خبرند و همه اين عوامل نيرويي را براي يك انقلاب فرهنگي و
سياسي تشكيل داده است » .
راديو آمريكا نيز در اين خصوص مي گويد : « اگر سياست مهار مضاعف دولت كلينتون نتواند ايران انقلابي را به زانو درآورد
شايد
و شبكه تلويزيوني ماهواره اي آمريكا به اين كار موفق شود » . MTV برنامه هاي رقص و آواز
طراحان استحاله انقلاب با اين ابزار كارآمد
ضمن هدف قرار دادن نسل جوان سعي دارند از اين طريق آن ها را به سوي معيارها و
ملاك هاي مورد نظر خود سوق دهند
كه متاسفانه امروزه آثار جنگ امواج و رهبري از دور استعمارگران به اشكال مختلف از جمله : مد
لباس
كفش
آرايش موي سر
سبك هاي موسيقي
گروه هاي تهاجم فرهنگي (مانند رپ
هوي متال
پانك
رس
ماكيك و...) در نسل
دوم و سوم انقلاب مشاهده مي گردد. هر از چند گاهي نيز با موضوعات گوناگون ميزان تاثيرگذاري آن ها را ارزيابي مي كنند (مانند فيلم
تايتانيك ).
بنابراين به جرات مي توان گفت كه جنگ امواج بيشترين نقش را در ترويج ابتذال و فساد داشته است و غربي ها سعي دارند با
بهره گيري از تجهيزات پيشرفته يك بار ديگر وقايع اندلس را تكرار كنند و بدين ترتيب نسل انقلاب را تخليه ارزشي نمايند.
سينما :
گرچه امروزه بسياري از گونه هاي ارتباط جمعي از اهميت سينما كاسته اند
اما فيلم و سينما به عنوان يك وسيله ارتباطي فوق العاده
مطرح است .
سينما اكنون به عنوان « هنر هفتم » دنيايي از پيچيدگي ها و جاذبه ها را با خود به همراه دارد.
در سال 1885 ميلادي زماني كه برادران لومير اولين نمايشگاه عكس متحرك را در پاريس برقرار كردند
دوربين به عنوان واقعيتي
ثابت در فرهنگ جديد جامعه بشري پذيرفته شده بود. آن ها دستگاه خود را « سينماتوگراف » ناميدند كه برگرفته از دو واژه يوناني
« كينماتو » به معناي حركت و « گرافين » به معناي نوشتن است .
فيلم از همان آغاز ابزار تحقيق علمي
يك نوع وسيله تفريحي
نوعي سرمايه گذاري
مدركي مستند
يك كانال ارتباطي
يك
شكل دهنده عقيدتي
تعيين كننده سليقه ها و يك موضوع هنري بوده است . در حقيقت فيلم مي تواند تمام اين ويژگي ها را با هم داشته
باشد. براي فيلم سه كاركرد « هنري
ارتباطي و صنعتي » بر شمرده اند.
فيلم ها در واقع منعكس كننده قوانين فرهنگي جوامعي هستند كه در آن توليد مي شوند
همچنين محصول سيستم هاي مختلف
اقتصادي با اهداف خاص هستند. فيلم زباني براي بيان است .
شايد قابل توجه ترين و قوي ترين بعد فيلم
بعد ارتباطي آن باشد. فيلم در طول حيات خود به منظور انتقال پيام براي تاثير بر اعمال
و افكار بينندگان مورد استفاده قرار گرفته است . لنين ; رهبر انقلاب روسيه
زماني گفته بود : « براي ما فيلم مهم ترين هنر است » .
ساير كشورها و ملل نيز به قدرت آن پي برده و از فيلم به ويژه در ايام جنگ براي پيشبرد اهداف فرهنگي و سياسي خود سود
جسته اند.
در آمريكا نيز چنين استفاده هايي در نهايت خود معمول بوده است . به عنوان مثال
هنگامي كه آمريكا در سال 1898 ميلادي براي
نفوذ در آمريكاي لاتين به اسپانيا اعلام جنگ داد
سينماگران آمريكايي با ساختن فيلم « نبرد خليج سانتياگو » مورد تشويق تئودور
روزولت معاون وقت رئيس جمهور آمريكا قرار گرفتند. سينما اكنون يكي از فراگيرترين هنرهاست و ميليون ها بيننده در سراسر دنيا در
سالن هاي سينما
مسحور پرده سفيد جادويي
آنچه مي بينند را به مثابه ارزش دريافت مي كنند.
سينماي امروز در غرب
سينما در طول حياتش از حيطه اعمال قدرت سياست هاي تبليغاتي بركنار نبوده و ابزار كاربردي جهت انتقال و القا پيام هاي
فرهنگي بوده است .
امروز سينماي جهان تحت قدرت فيلم هاي آمريكايي است . كمپاني هاي فيلم سازي آمريكايي در مجتمع بزرگ هاليوود با ساختن
صدها فيلم مختلف در سال
در كنار سود هنگفت اقتصادي كه نصيب آمريكا مي كنند
ارزش هاي فرهنگ و زندگي آمريكايي را در ميان
نسل ناآگاه و خودم گم كرده جهان سوم اشاعه مي دهند. مضامين فيلم هاي آمريكايي با روح امپرياليستي حاكم بر آن و با آميزه اي از سكس
و خشونت
در پي القا برتري نژاد غرب به عنوان « نژاد برتر » و تحقير فرهنگ هاي بومي ملل جهان سوم است .
براساس يك پژوهش آماري در سال 1356 هـ . ش پنجاه و پنج درصد از تماشاگران ايران به خاطر فيلم هاي عشقي و پليسي به سينما
مي رفتند. سياست واردات فيلم نيز در همين راستا بود. سينماي ايران بازار بسيار پر سودي براي فيلم هاي مبتذل و بي ارزش آمريكايي
ايتاليايي و هندي بود . البته اكثر فيلم هاي وارداتي را فيلم هاي آمريكايي تشكيل مي داد . در كتابي به نام « ايران » كه در سال 1957 ميلادي
به وسيله شانزده تن از پژوهشگران علوم اجتماعي و روابط انساني غير ايراني
انتشار يافت چنين آمده :
« در فيلم ها ـ فيلم هاي آمريكايي و خارجي ايراني متمايل به غرب
تمدن جديدي را كه در تعليم و تربيت جديدش به وي وعده
داده اند و در زندگي از آن محروم است
مي يابد. براي وي سينما
گريز از اجتماعي مملو از ناكامي و پناهندگي به جهاني رويايي را كه
ارزش هاي غربي وي در آن تحقق مي پذيرد
ميسر مي سازد. جوانان مايلند اين نوع زندگي را كه از سينما ياد گرفته اند
تقليد كنند » .
سينماي ايران بعد از انقلاب
سينماي انقلاب در بدو ظهور خود به واسطه آن كه تمامي دست اندركاران قديم خود را كه به طور عمده نيروهاي منحرف و غرب زده
بودند از دست داده بود
به دست نيروهاي جوان و فاقد كارآيي هاي فني لازم افتاد. سينما در طول ساليان بعد با افزايش توليد خود و
ظهور نيروهاي متعهد جوان و هنرمندان تازه به عرصه آمده موفق به توليد فيلم هاي مطلوبي شد.
فيلم هاي بعد از جنگ با توجه به فضاي بازتر سياسي به سمت سوژه هايي گام برداشت كه تا آن زمان به واسطه حساسيت جامعه
انقلابي و در حال جنگ به آن ها نزديك نشده بود . مقوله عشق (مجازي ) يكي از اين موارد است كه در جشنواره فيلم 1369 هـ . ش به اوج
خود رسيد و حساسيت هاي موافق و مخالف بسياري را برانگيخت . فيلم هايي در اين دوره توليد شد كه هيچ مناسبتي با نيازهاي انقلابي
و فرهنگي جامعه پس از جنگ نداشت .
از فيلم هايي چون « سفير »
« روز واقعه »
« توبه نصوح » رو به فيلم هايي چون « نوبت عاشقي »
« شب هاي زاينده رود »
« تحفه ها »
« عروس »
« آدم برفي » و ده ها فيلم از اين قبيل
آورد. هدف از ذكر اين نام ها بيان چرخش و تحول سينما در طول اين ساليان بوده است .
گرچه فيلم هاي با ارزش ديگري به ويژه در سينماي جنگ ساخته شد. اما در واقع سينماي پس از انقلاب در مجموع نتوانسته است در
چهارچوب فرهنگي انقلاب قرار گيرد.
براي بسياري از سينماگران كه هنوز طيف وسيعي از آن ها مربوط به نسل قبل از انقلاب هستند نيازهاي فرهنگي جامعه ما ملموس
نبوده و اهميت نداشته است . به جرات مي توان گفت شعارهاي انقلاب و اهداف آن و ارزش هاي والاي اسلامي در هيچ هنري به اندازه
سينما كم رنگ نبوده است . سينماي ايران به درستي نتوانسته شعور سينمايي تماشاگر خود را بالا ببرد. سينماي ما نسبت به مسائل
استراتژيك جهان اسلام بسيار ضعيف عمل كرد
مساله فلسطين
تاريخ اسلام
زندگي پيامبران و ائمه اطهار(ع ) و شخصيت هاي ديگر از
مواردي است كه طرح آن ها در قالب هاي جذاب هنري مي تواند قوت فرهنگ اسلامي جامع و اعتقاد مذهبي آن را بالا ببرد.
عدم الگوسازي مناسب و سازنده توسط سينما براي نسل جوان از ديگر ضعف هاي سينماي ايران بوده است . از زندگي معصومين (ع )
كه بگذريم سرگذشت مردان انقلابي و ستاره هاي علم و فضيلت كه تعداد آن ها در تاريخ اين مرز و بوم كم نيست
حضوري كم رنگ در
سينماي ايران داشته است . در آن سوي مرزها نيز سينماي غرب و حتي شرق با ساختن فيلم هاي مختلف
سعي در مبارزه با انقلاب
اسلامي و مخدوش كردن چهره جمهوري اسلامي داشته است .
براساس يك برآورد در طول دهه گذشته
بيش از صد و چهل فيلم خارجي غربي به طور مشخص عليه انقلاب اسلامي ايران
مستقيم
و يا غير مستقيم ساخته شده اند. فيلم « بدون دخترم هرگز » ماجراي زن آمريكايي و جريان بازگشت او به آمريكا از نمونه هاي اين فيلم هاي
پر جاذبه و تحريف شده و مبالغه آميز بوده است . اين فيلم در دستگاه عظيم هنري غرب به منظور مبارزه با ارزش هاي اسلامي و ترويج
فرهنگ ضد اخلاقي غرب و تروريست جلوه دادن رژيم جمهوري اسلامي ايران ساخته شد. سينماي بومي ايران به تقليد از فيلم هاي
غربي روز به روز بيشتر به نمايش برهنگي و خشونت روي مي آورند.
سينماي ايران و ارزش هاي حاكم بر آن در زمان رژيم پهلوي همگام با نظام فرهنگي حاكم بر جامعه و در جهت منافع آن گام بر
مي داشت . القاي احساسات و معيارهاي دروغين به مردم بسياري از آن ها را به راستي از تلاش براي دگرگوني اجتماعي و بازسازي
اخلاقي خود و توجه به حيات اجتماعي ـ سياسي خود بازداشته بود. صاحب نظران فرهنگي به اين اطمينان دارند كه بعد از جنگ جهاني
دوم سينما مهم ترين نقش را در نفوذ استعمار فرهنگي و فرهنگ مصرفي در كشورهاي آسيا
آفريقا و آمريكاي لاتين داشته است .
يكي از نويسندگان منتقد آن زمان در خصوص عوارض مخرب و فساد انگيز سينما (در رژيم سابق ) مي نويسد :
« فيلم هاي اروپايي و آمريكايي كه در سينماهاي ما به نمايش در مي آيند با معرفي صحنه هايي از زندگي باعث ايجاد و تشديد
احساس حقارت و گريز و نفرت از فرهنگ ايراني و تقليدهاي كوركورانه از ظواهر فرهنگ غرب مي شوند و فرهنگ منحط را در درون
جامعه رواج مي دهند. فيلم هاي بي پرواي سكسي كه در سينماهاي ايران به نمايش در مي آيند بزرگ ترين عامل رواج فساد اجتماعي و
گمراهي جوانان به شمار مي روند. جماعت سينما رو ما بوروس لي و جيمز باند را بيشتر از امير كبير
باقرخان و ستارخان مي شناسند » .
هاليوود در ايران
در كنار تاثير رسانه ها و مطبوعات و پايگاه هاي سخن پراكني غربي
از تاثيرات پديده هنر
فيلم و نمايشنامه نيز نبايد گذشت . نشريه
پر تيراژ اكسپرس با درج مقاله اي تحت عنوان « هاليوود ديوار ايران را شكست » مي نويسد : « اگر هاليوود موفق شود ديوار قطور جمهوري
اسلامي را در برابر فيلم هاي آمريكايي فرو ريزد
با توجه به قدرت برتري كه در دنيا دارد عجيب نيست . هيچ كس تصور نمي كرد ايران كه
با قدرت با تبليغات آمريكايي و غربي مخالف بود
روزي محصولات سينمايي هاليوود را از تلويزيون خود پخش كند. و حتي
روزنامه ها و مجلات ايراني اخبار و عكس هايي از محصولات هاليوود منتشر كند » .
استفاده از اين تاكتيك جنگ انتشاراتي توسط دشمنان انقلاب اسلامي و تغافل و تساهل خواص باعث شد پيشروي آنان به جايي
برسد كه حتي به شريعت مقدس اسلام
حضرت امام (ره ) و مراجع معظم نيز
از اين كانال اهانت شود; كه به دليل حفظ حرمت اشخاص
از ذكر آن ها خودداري مي گردد.
سازمان جاسوسي آمريكا بيش از 800 روزنامه و سرويس مطبوعاتي دارد كه اين ها فقط بخشي از ابزار جنگ فرهنگي است
MTV راديو آمريكا مي گويد : اگر سياست مهار مضاعف كلينتون نتوانست ايران انقلابي را به زانو در آورد
شايد برنامه هاي رقص و آواز
و شبكه تلويزيوني ماهواره اي آمريكا به اين كار موفق شود
در طول چند سال گذشته بيش از صد و چهل فيلم خارجي غربي عليه انقلاب اسلامي ساخته شده است

|