روزنامه جمهوري اسلامي 03/06/1388 صفحه قرآن
*****
ترجمه هاي فارسي قرآن كريم


  • 2 ـ ترجمه حكيم مهدي الهي قمشه اي
    درباره مترجم
    نياكان حكيم قمشه اي از سادات بحرين بوده اند و وي با آنكه به تحقيق و سيادت خود يقين پيدا كرده ولي از آنجا كه احتمالا پس از سالها در برداشتن لباس روحانيت و بر سر داشتن عمامه سفيد به اين حقيقت پي برده شايد براي آنكه حمل بر تظاهر نشود عمامه خود را به سياه كه علامت سيادت است تغيير نداده است . نام و نسب او از اين قرار است : ميرزا مهدي بن حاج ملا ابوالحسن بن حاج عبدالمجيد بن حاج محمدرضا بن حاج عبدالملك بن حاج شيخ جعفر السيد البحريني (مروري بر زندگاني حضرت آيت الله محيي الدين الهي قمشه اي » پيام انقلاب شماره 168 ) . نام او مهدي و لقبش محيي الدين است . چنان كه خود در منظومه مفصلي هم به اصل و نسب خود و هم به نام و لقبش تصريح دارد : الهي طبع و مهدي نام و در عشق لقب گرديد محيي الدين مقرر . تاريخ ولادت او در قمشه شهرضا 1319 ق است . (بعضي منابع تاريخ تولد او را 1318 ق دانسته اند دائره المعارف تشيع 326 2 ) . در پنج سالگي به مكتب رفت و تا هفت سالگي مقدمات ادبيات فارسي و عربي آموخت . سپس نزد پدر دانشمند خود و استادان ديگر در همان شهر ادامه تحصيل داد. نشانه اي از استعداد زباني ـ ادبي درخشان او اين است كه در پانزده سالگي در زبان و ادب عرب و دستور زبان و علوم بلاغي به پايه اي رسيد كه شرح نظام نيشابوري و مطول تفتازاني را تدريس مي كرد. استادان او در قمشه عبارت بوده اند از : .1 ملا محمدمهدي فرزانه قمشه اي (1302 ـ1372 ق ) (در رشته فقه اصول و حكمت ); .2 حسين امين جعفري (1295 ـ1369 ق ) . سپس براي ادامه تحصيل در سطحي بالاتر به حوزه علميه اصفهان كوچيد . استادان او در حوزه علميه پيشرفته اصفهان عبارت بوده اند از : .3 شيخ محمدحكيم خراساني ; .4 آيت الله شهيد مدرس . پس از يك سال اقامت در اصفهان راهي مشهد مقدس رضوي شد و در آنجا به مدرسه معروف نواب راه يافت . استادان او در اين حوزه : .5 آقا بزرگ حكيم (معروف به ميرزا عسكري شهيد); .6 آيت الله العظمي حاج آقا حسين قمي ; .7 شيخ اسدالله يزدي (در منطق حكمت هيئت و برخي از علوم رياضي ; همچنين نزد او شرح فصوص قيصري را فراگرفت ); .8 حاج ملا محمدعلي معروف به فاضل (م 1342 ق ) (در حكمت و عرفان ); .9 حاج شيخ حسن مشهور به فاصل برسي (در فقه و اصول ); .10 آيت الله حاج ميرزا حسن فقيه سبزواري خراساني (م 1386 ق ); .11 قرآن شناس بزرگ و از زعماي مكتب قرآني تفكيك مرحوم ميرزا مهدي اصفهاني (1303 ـ1365 ق ) (دانشنامه قرآن و قرآن پژوهي ) .
    حكيم الهي قمشه اي سپس به تهران آمد و در مدرسه سپهسالار (اينك : شهيد مطهري ) حجره گرفت و از حسن اتفاق و توفيق بار ديگر به محضر استاد پيشينش مرحوم آيت الله مدرس راه يافت . در اين جا در عين فراگيري سطوح عالي تر اصول و فقه به تدريس منطق و فلسفه براي طلاب جوان تر اشتغال داشت .
    با احتساب آيت الله مدرس به عنوان دوازدهمين استاد نامدار او سيزدهمين استادش مرحوم ميرزا طاهر تنكابني (1242 ـ1320 ق ) بود . نزد او (احتمالا) تحرير اصول اقليدس (از خواجه نصيرالدين طوسي ) و قانون بوعلي (در طب ) را بياموخت .
    بعدها پس از گسترش آموزش عالي در ايران و تاسيس دانشگاه تهران مدرسه سپهسالار به دانشكده معقول و منقول تبديل شد و شادروان الهي در اين دانشكده جديد به تدريس منطق و حكمت و ادبيات و در دانشگاه تهران به تدريس زبان و ادبيات عربي و حكمت و فلسفه پرداخت . دانشكده معقول و منقول پيشگفته به دانشكده الهيات و معارف اسلامي تغيير هيئت داد و او از همين دانشكده و دانشگاه با نگارش اثري علمي به نام توحيد هوشمندان به اخذ درجه مدرك دكتري نايل گرديد و تا اواخر عمرش به مدت 35 سال استاد دانشگاه تهران دانشكده الهيات بود .
    بعضي از برجسته ترين شاگردان او : .1 آيت الله حسن زاده آملي از حكما و عرفاي جليل القدر معاصر كه به تصريح خود جز در رشته معقول در مجلس تفسير استاد حضور مي يافته است ; .2 آيت الله عبدالله جوادي آملي كه همچون استاد (خود مرحوم قمشه اي ) و نيز همدرس خود (آيت الله حسن زاده ) در قرآن شناسي و حكمت و عرفان ـ به ويژه حكمت صدرايي و عرفان محيي الدين ـ مقام علمي شامخي دارد; .3 آيت الله حاج سيد محمدحسن لنگرودي .
    مرحوم الهي قمشه اي همانند بسياري از اجله استادان و بعضي از اعزه شاگردانش عارف و عاشق معشوقي حقيقي ازلي و در عين حال منكر و منتقد صوفي و شان و قلندران ناپارسا بود و خود زندگي ساده در كمال پارسايي و طهارت قلبي و اخلاقي داشت و فروتني و خداترسي و خوشخويي و خوشرويي را با هم در آميخته بود. او پس از عمري پر بار و بركت در خدمت به نشر معارف قرآني و فرهنگ اسلامي و شيعي اعم از معقول و منقول در شب سه شنبه دوازدهم ربيع الثاني 1393 ق (برابر با 25 ارديبهشت 1352 ش ) در تهران درگذشت و در شهر مقدس قم در وادي السلام در جوار بارگاه قدسي حضرت معصومه (س ) به خاك سپرده شد.
    آثار
    الف : در زمينه قرآن پژوهي : .1 ترجمه قرآن (كه ان شاالله درباره آن بيشتر سخن خواهيم گفت ); .2 تصحيح و تحشيه تفسير ابوالفتح رازي كه بار اول به اهتمام ايشان در 10 مجلد در فاصله سالهاي 1320 ـ1322 ش انتشار يافت ; .3 قصيده قرآنيه (در ستايش حضرت كتاب الله الناطق سيدنا و مولانا اميرالمومنين مطلوب كل طالب اسدالله الغالب علي بن ابي طالب (ع ) در يكصد و چهارده سوره قرآن مجيد كه مطلع آن چنين است : جبرئيل آمد به وحي عشق و برخواند آفرينم گفت بر گو مدح شاه دين اميرالمومنينم . براي تفصيل دانشنامه قرآن ذيل « قصيده قرآنيه » ).
    ب : در زمينه هاي ديگر : .4 ترجمه صحيفه سجاديه ; .5 ترجمه كليات مفاتيح الجنان ; .6 حكمت الهي ; .7 رساله در فلسفه كلي ; .8 شرح رساله حكيم فارابي ; .9 رساله اي در سير و سلوك ; .10 حاشيه بر مبدا و معاد; .11 رساله اي در مراتب ادراك ; .12 رساله اي در مراتب عشق ; .13 توحيد هوشمندان ; .14 حكمت عملي يا اخلاق مرتضوي ; .15 ديوان شعر. ذوق شعري شادروان الهي عالي و طبع او وقاد است و ملك الشعرا بهار در تفريظي سخن او را به حق ستوده و شيوا و شيرين شمرده است .
    درباره ترجمه
    به عنوان مقدمه بايد گفت كه زبان فارسي از اين سعادت برخوردار بوده كه نخستين ترجمه (ولو غيركامل ) قرآن توسط صحابي جليل القدر و ايراني نژاد رسول الله (ص ) يعني سلمان فارسي به آن انجام گرفته است . اگر بنا را بر وجود صورت مكتوب ترجمه هاي كهن فارسي هم بگذاريم در قرون دوم و سوم ده ها ترجمه به صورت زير نويس و تحت اللفظ (كه واحد كلام را كلمه مي انگاشتند نه عبارت و جمله ) انجام گرفته كه نمونه هاي عديده اي از آنها در كتابخانه هزار ساله آستان قدس رضوي در مشهد و آستانه حضرت معصومه (س ) در قم و در ساير موزه ها و كتابخانه هاي ايران و جهان وجود دارد. ترجمه قرآن معروف به قدس كه در كتابخانه آستان قدس محفوظ بوده و در دهه اول بعد از انقلاب اسلامي به همت استاد دكتر علي رواقي تصحيح شده و به طبع رسيده متعلق به حدود قرن سوم است . نيز فرهنگنامه قرآني فرهنگي است كه برمبناي معادلهاي مفردات برابر نهاده 142 ترجمه خطي قرآن به همت دكتر محمدجعفر ياحقي و همكارانش از سوي بنياد پژوهشهاي اسلامي در دهه اخير انتشار يافته است . فهرستي از معرفي و شناسايي 326 ترجمه تحت اللفظ كهن فارسي قرآن نيز كه همه در همان گنجينه هزار ساله آستان قدس محفوظ اند به عنوان جلد اول (احتمالا از 3 يا 4 جلد فهرست قرآن ها مترجم ) به همت استاد محمد آصف فكرت در مشهد انتشار يافته است . باري ترجمه هاي تفسيرهاي كهن نيز از جمله تفسير تاج التراجم سورآبادي ميبدي ابوالفتوح و غيره همه تحت اللفظي اند و اين جريان هزار ساله تا عهد ناصري كه بصيرالملك از رجال فرهنگي دربار ناصرالدين شاه ترجمه اي نسبتا روان از قرآن كريم به دست داد ادامه داشت . با ترجمه هاي فارسي شادروان مهدي (محيي الدين ) الهي قمشه اي و روانشاد عبدالحسين آيتي (آواره ) كه اولي اول بار در سال 1323 ش به هيئت خوشنويسي شده به خط هنرمندانه شادروان استاد حسين ميرخاني و دومي در 3 مجلد (از 1324 تا 1326 ش . در يزد) انتشار يافت عصر ترجمه تحت اللفظي هزار ساله به سر آمد.
    دو ترجمه اخير آغازگر عصر ترجمه روان و نسبتا آزاد قرآن كريم به فارسي بوده اند. درباره ترجمه عبدالحسين آيتي در جاي خود سخن گفته خواهد شد. هر دو ترجمه گزيري از آوردن عبارات تفسيري افزون بر ترجمه براي خوشخوان سازي آن نديده اند. از اين ميان ترجمه مرحوم قمشه اي به علت آنكه آزادتر است ـ يعني عناصر تفسيري بيشتري دارد ـ روان تر و خوشخوان تر است .
    چاپها و ويرايشها
    نخستين چاپ ترجمه شادروان قمشه اي در سال 1323 ش انجام گرفته و از سوي كتابفروشي اسلاميه به صورت گراوري منتشر شده و براي اول بار در تاريخ ترجمه شايد به اقتباس از بعضي ترجمه هاي اروپايي قرآن كريم به صورت صفحه به صفحه است نه زير نويس يا بين السطور; يعني يك صفحه (دست راست ) متن قرآن مجيد است و يك صفحه (دست چپ ) ترجمه با ذكر شماره مسلسل آيات در جاي خود. چنان كه اشاره شد اين متن و ترجمه را شادروان استاد حسين ميرخاني خوشنويسي كرده است ; يعني نص مقدس قرآن را به خط نستعليق دو دانگ (كتابت جلي ) و ترجمه را از آن ريزتر و به همان قلم نستعليق نگاشته است . در تاريخ خط و خوشنويسي قرآن كريم تا انقلاب اسلامي ايران كتابت قرآن كريم به نستعليق در كمال ندرت يعني فقط دو سه نمونه سابقه دارد. عكسي از يك صفحه از يك نمونه از آن در كتاب فهرست قرآنهاي خطي كتابخانه سلطنتي تاليف سركار خانم بدري آتاباي آمده است كه متعلق به عصر قاجار است .
    استاد ميرخاني بار ديگر همين ترجمه را با اصلاحاتي كه مترجم در ترجمه خود وارد كرده بوده در سال 1339 ش بازنويسي و خوشنويسي كرده كه در سال 1342 ش از سوي همان ناشر انتشار يافته است . سپس چه بسا با اجازه مترجم ساير ناشران نيز كمر همت به تجديد طبع اين ترجمه به صورت خوشنوشته يا حروفي (حروفچيني شده ) بسته اند. از آن جا كه خانواده مترجم به ويژه فرزند ارشد ايشان جناب آقاي دكتر حسين الهي قمشه اي مانع تراشي نكرده اند ده ها ناشر صدها چاپ از اين ترجمه را در 55 سالي كه از نشر اول آن مي گذرد انتشار داده اند . از اين ميان دو طبع هست كه دكتر حسين الهي قمشه اي صحه خود را بر آنها نهاده است . يكي طبع انتشارات اميركبير در سالهاي 1361 1367 و سالهاي ديگر و ديگر طبع سازمان اوقاف (در سال 1369 و بعد) . اما چنان كه اهل فن تصريح كرده اند چه اين طبعهاي « صحه دار » و چه طبعهاي ويراسته آقايان محمدباقر بهبودي و حسن مسعودي چندان كه بايد و شايد منقح و پيراسته از اغلاط علمي فراوان ـ كه در اصل بوده يا گاه از سوي مصححان افزوده شده ـ نيست .
    حسن شهرت علمي و مقام شامخ روحاني و علمي و عرفاني و دانشگاهي شادروان الهي قمشه اي و سهل گيري در مسئله حق مولف (كپي رايت ) و نيز نثر و انشاي ساده و روان و شيوا و شيرين و همه فهم اين ترجمه باعث شده است كه بيش از هر ترجمه ديگري در ايران به طبع و تجديد طبعهاي مكرر برسد.
    مهم ترين ويرايش علمي و اساسي اين ترجمه در سالهاي اخير به همت آقاي حسين استادولي انجام گرفته كه خود از قرآن پژوهان و مترجمان دقيق النظر و كاردان قرآن و صاحب سابقه و سليقه و دقت نظر در تصحيح متون متعدد و نيز ويرايش ترجمه شيواي شادروان دكتر سيد جلال الدين مجتبوي از قرآن كريم است . ترجمه ويراسته ايشان در سال 1377 از سوي دارالكتب الاسلاميه كتابفروشي اسلاميه (به مديريت حجه الاسلام مرتضي آخوندي ) انتشار يافته است . تصحيح و ويرايش ديگري نيز به وسيله حجه الاسلام محمدرضا انصاري محلاتي روي اين ترجمه انجام شده كه توسط انتشارات هجرت به چاپ رسيده است .
    نقد و نظر
    اولين نقدي كه بر اين ترجمه نوشته شد به قلم شادروان ابوالقاسم پاينده (1290 ـ1363 ش ) مترجم معروف و صاحب ترجمه قرآن كريم به فارسي است كه در مقدمه بر ترجمه خود از قرآن كريم (به تاريخ 1336 ش ) پوشيده وار و بدون تصريح به نام پنج ايراد به عنوان نمونه بر ترجمه شادروان قشمه اي گرفته است كه در همه موارد حق با پاينده است . سپس سالها كسي نقدي بر اين ترجمه ننوشت تا پس از انقلاب اسلامي دومين نقد بر اين ترجمه را آقاي دكتر سيد عبدالوهاب طالقاني در نشريه كيهان انديشه (ويژه نامه قرآن شماره 28 بهمن و اسفند 1368 ش ) نوشت . در اين نقد كه عنوان « نقد ترجمه هاي معروف قرآن به زبان فارسي » نام دارد علاوه بر ترجمه قمشه اي بر ترجمه آقاي عبدالمحمد آيتي هم نقد نوشته شده است . ايرادات دهگانه اي كه ناقد بر ترجمه مرحوم الهي قمشه اي گرفته است همه وارد و حق با ناقد و اشتباه از سوي مترجم است . سومين نقد به قلم نگارنده با عنوان « درباره ترجمه شادروان الهي قمشه اي از قرآن كريم » در نشريه وقف جاويدان شماره سوم 1373 به چاپ رسيد كه 25 نكته يا ايراد دربرداشت . آقاي دكتر احمد بهشتي در شماره پنجم همان نشريه به دو نكته از اين 25 نكته پاسخ گفت (وقف ميراث جاويدان شماره 5 1373 ) . اين نقد (نقد نگارنده ) را نشريه بصائر (سال اول شماره هاي 2 و 3 ) تجديد چاپ كرد . نقد چهارم به قلم آقاي دكتر احمد احمدي با عنوان « ضرورت ترجمه اي آكادميك از قرآن كريم » در نشريه بينات شماره اول بهار 1373 نوشته شد . ايشان در اين نقد چنين آورده اند : « اما ـ از بي دقتي و بي توجهي ناشران سوداگر كه بگذريم ـ ترجمه اين نيكمرد دانشمند خطاهايي دارد كه ترجمه را نيازمند اصلاحي چشمگير مي سازد و جا دارد فرزند دانشمند ايشان استاد دكتر حسين الهي قمشه اي به اين مهم بپردازند و آن را از آغاز تا پايان به دقت بنگرند و اصلاح كنند » . اما چنان كه معروض افتاد ترجمه هايي هم كه روي جلد يا صفحه عنوان يا در پايان آن چنين مطلبي ذكر شده كه اين ترجمه به صحه دكتر حسين الهي قمشه اي رسيده است ـ از جمله متني كه اساس نقد مفصل نگارنده قرار گرفته است ـ همچنان همه ايرداهاي اساسي اصلي را در بر دارد.
    نقد پنجم مفصل ترين نقد در حدود هشتاد صفحه در قطع وزيري نوشته اين جانب چاپ شده در كتاب قرآن پژوهي چاپهاي اول و دوم نشر مشرق 1373 سوم نشر ناهيد 1376 صفحات (457 ـ 531 ) شامل 110 نكته انتقادي بر بيست جز اول ترجمه ايشان است . نقد و نظر ششم به قلم آقاي حسين استادولي است كه با عنوان « گزارشي از ويرايش جديد و كامل ترجمه شادروان مهدي الهي قمشه اي » در نشريه بينات ـ سال دوم شماره 8 زمستان 1374 به طبع رسيده است . ايشان سه ويژگي مثبت براي ترجمه مرحوم قمشه اي برشمرده است : 1 ـ اخلاص و صفاي باطن مترجم كه بي شك در عبارات اين ترجمه تاثير نهاده و نورانيت خاصي به آن بخشيده و خواننده را در مواردي تحت تاثير قرار مي دهد 2 ـ قلم روان و انشاي سليس مترجم كه فهم عبارات را آسان كرده است 3 ـ همان گونه كه از نامش پيداست داراي خلاصه التفاسير است و توضيحات كوتاه ميان پرانتز مفيدي دارد كه فهم آيه را روشن مي سازد. همچنين ايشان (آقاي حسين استادولي كه عهده دار ويرايشي اساسي ـ و تاكنون مهم ترين وجدي ترين ويرايش ـ بر اين اثر بوده اند) هفت ويژگي منفي براي اين ترجمه برشمرده اند : 1 ـ بي دقتي كار كردن (همراه با مثال ) 2 ـ ضعف ادبي (اين مورد هم مانند همه موارد مثالهايي دارد)3 ـ آميختگي شرح و متن 4 ـ نقل به معني 5 ـ افتادگيها 6 ـ نقص ويرايش : « اين ترجمه از ويرايش صحيحي برخوردار نيست و موارد آن از حد شمار بيرون است و جاي پرانتزها اصلا حساب و كتاب ندارد » 7 ـ اجمال و تفصيل ها.
    نقد هفتم نوشته آقاي محمدهادي شفيق آملي است كه تحت عنوان « استخدام در ترجمه قرآن » اشاره هاي انتقادي و ارزيابانه به ترجمه مرحوم قمشه اي و آقايان عبدالمحمد آيتي و محمدمهدي فولادوند دارد (بينات سال سوم شماره 11 پاييز 1375 ) . نقد هشتم را به صورت ضمني و استطرادي آقاي دكتر محمدهادي موذن جامي براساس نوشته اي از دكتر محمدامين الخضري تحت عنوان « مقدمه اي بر اصول ترجمه تفهمي قرآن كريم » با ترجمه و تحقيق و نقد و بررسي خود در نشريه ماهنامه آيات از شماره نهم تا دوازدهم (آبان 76 تا بهمن و اسفند 76 ) به چاپ رسانده است كه عنوان فرعي آن « اسرار حروف جر به همراه بررسي تطبيقي ترجمه هاي فارسي » نام دارد و داراي عباراتي منقول از ترجمه مرحوم قمشه اي براي بررسي و تطبيق با ترجمه هاي ديگر است
    چنان كه اشاره شد آقاي حسين استاد ولي به پيشنهاد مدير كتابفروشي اسلاميه كمر همت به ويرايش اين ترجمه بسته است كه حدودا از سال 1374 تا 1377 به طول انجاميده و در اين سال از سوي همان ناشر منتشر شده است . جاي دريغ است كه بر اثر رعايت شماره صفحات در فرم بندي براي ويراستار دانشور و قرآن پژوه اين ترجمه كه خود داراي ترجمه اي مستقل از قرآن كريم است جايي باقي نمانده است مگر يك صفحه كه گزارش تفصيلي ويرايش خود را بياورد. به طوري كه هيچ خواننده اي مگر مراجعه كننده و تطبيق دهنده اين ويرايش (ترجمه ويراسته ) با ترجمه و چاپهاي پيشين پي نمي برد كه تكليف پرانتزهاي لازم و غيرلازم يا از آن مهم تر تكليف هزاران واژه و تعبير تركيب و عبارت كه به صورت مزجي ترجمه آزاد در اين ترجمه بسيار آزاد راه يافته بود چه شده است . راقم اين سطور پس از مطالعه صفحات متعددي از اين ترجمه ويراسته و مقابله آن با متن مقدس قرآن و صورتهاي ناويراسته يعني پيشين اين ترجمه به اين نتيجه رسيد كه ويراستار محترم در حدود 60 درصد از اغلاط علمي اين ترجمه را برطرف ساخته ولي نه اضافات مزجي را زدوده اند و نه اضافات داخل پرانتز را. البته اضافات نوع سومي هم هست كه به صورت پانويس آورده اند كه غالبا عرفاني ـ حكمي است . دو مورد چشمگير از اشكالاتي كه در اين ترجمه ويراسته باقي مانده يكي آوردن ضمير به جاي اسم ظاهر و آوردن اسم ظاهر به جاي ضمير است . ديگر عطف مترادفين و قلم گردانيهاي غير لازم .
    چنين مي نمايد كه ويراستار دانشور اين ترجمه زدودن اين افزايشهاي غيرلازم را يا براي حفظ سبك اصلي ترجمه صلاح ندانسته يا از شدت فراواني عملا ممكن نيافته اند.
    سخن آخر
    شادروان الهي قمشه اي در تاسيس شيوه ترجمه امروزين و راحت و روان قرآن كريم (به نثر معيار و معاصر و روز) سهمي فراموش نشدني دارد و فضل تقدم و تقدم فضل او را هيچ مترجم و خواننده و منتقد منصفي نبايد از ياد ببرد. راهگشايي براي اين شيوه شيوا و مفهوم توفيق و موفقيت اصلي آن بزرگمرد است . اگر آن بزرگوار افزوده هاي تفسيري خود را همواره در درون پرانتز يا قلاب مي آورد ارزش كارش دو چندان و بلكه بيشتر مي شد. اين كار هم از بسياري اشتباهات جلوگيري مي كرد و هم كار ويرايش اين ترجمه را آسان مي ساخت . حال آنكه در وضعيت فعلي حتي با تلاش علمي توانفرساي ويراستار كاردان و پرتواني چون آقاي استادولي اين زدودن افزوده ها يا جداسازي و به درون پرانتز و قلاب بردن آنها امكان پذير نبوده است و به اين زودي ها و آساني ها نيز ممكن و مقدور نخواهد بود.
    شادروان الهي قمشه اي از اصول علمي و نظري ترجمه چندان كه بايد و شايد (در مقايسه با كساني چون شادروان ابوالقاسم پاينده يا آقاي عبدالمحمد آيتي يا ديگران كه مترجمان حرفه اي و پركار بوده اند) با خبر نبوده است چنان كه ما فقط به سه مورد آن اشاره كرديم و آنها را به اختصار تكرار مي كنيم : 1 ـ مزج شرح و تفسير يا ترجمه 2 ـ عطف مترادفين و قلم گردانيهاي غير لازم 3 ـ تغيير ساختار و قالب واحدهاي دستور زباني چنانكه در نقد ترجمه « الله عزيز حكيم » ملاحظه كرديم . در مجموع اين ترجمه (مراد طبع ويراسته آن است ) ترجمه اي خوشخوان تفسير آميز و آزاد است (در = ترجمه آزاد مي گويند) . اين Free translation = نقل به معنا يا paraphrase حدي كه در عرف زبان انگليسي ترجمه ارزش تاريخي و تاثير روان شناختي اش بيش از ارزش علمي و بالفعل و آكادميك آن بوده است به اين شرح كه اين ترجمه در 55 سال پيش و در طول نيم قرني كه صدها بار چاپ و تجديد چاپ شده و در ميليون ها نسخه منتشر گرديده بيش و پيش از هر ترجمه اي به خوانندگان عادي و دوستداران قرآن و فهم معاني و معارف آن نشان داده است كه سبك و سياق قرآن مجيد آن گونه كه ترجمه هاي تحت اللفظي هزار ساله نشان داه اند جسته ـ جسته نيست و اين يعني رميدگي خاطر و هراس ذهني ميليون ها مومن مسلمان فارسي زبان را از بين بردن به عبارت ديگر رهيافت كلي شادروان قمشه اي به صرافت طبع و ذوق سليم و فطرت مستقيمش به ترجمه قرآن درست و علمي بوده است اما در جزئيات و فرعيات و مفردات و تركيبات و مسائل صناعي و فني ترجمه كمبودهايي داشته است . كار او را با رسالت تاريخي ـ فرهنگي نيما يوشيج (علي اسفندياري ) پدر و باني شعر نو فارسي مي توان مقايسه كرد كه ابتكار و به قول قدما بدعت حسنه يعني نوآوري سنجيده اي به ميان آورد و به جاي روزنه دروازه اي به روي شعر تكرار مكرراتي و كليشه پرداز يكصد سال اخير فارسي باز كرد و ديدها و ديدگاه ها و نگاه ها را اصلاح كرد ولو آنكه بپذيريم خودش نمونه هاي درخشان يا مهمي از شعر نو عرضه نكرد. پيش از مرحوم قمشه اي بصيرالملك و همزمان با او عبدالحسين آيتي (آواره ) و اندكي پس از او مترجم توانايي چون ابوالقاسم پاينده هم به همين راه رفتند. سرانجام ترجمه قرآن كريم پس از هزار سال و بيشتر كه مترجمان رهيافت علمي ـ فني درستي به ترجمه نداشتند و حتي يك ترجمه خوشخوان و قائم به نفس از ميان بيش از يك هزار ترجمه عرضه نكرده بودند راه درست خود را پيدا كرد. سخن خود را با اين بيت ظهير فاريابي به پايان مي بريم :
    جزاي حسن عمل بين كه روزگار هنوزخراب مي نكند بارگاه كسري را
    نمونه ترجمه
    الف : ترجمه آيه الكرسي : « خداي يكتاست كه جز او خدائي نيست زنده پاينده است هرگز او را كسالت خواب فرا نگيرد تا چه رسد كه بخواب رود اوست مالك آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است كه را اين جرات است كه در پيشگاه او بشفاعت برخيزد مگر بفرمان و اجازه او علم ازلي او محيط است بآنچه از ازل پيش نظر خلق بوجود آمده است و آن چه سپس تا ابد موجود خواهد شد و خلق به هيچ مرتبه علم او حاطه نتوانند كرد مگر بآنچه او خواهد قلمرو علمش از آسمانها و زمين فراتر و نگهباني زمين و آسمان بر او آسان و بي زحمت است چه او داناي بزرگوار و تواناي با عظمت است . كار دين باجبار نيست راه هدايت و ضلالت بر همه كس روشن گرديد پس هر كه از راه كفر و سركشي برگردد و براه ايمان و پرستش خدا گرايد برشته محكم و استواري چنگ زده كه هرگز نخواهد گسست و خداوند بهرچه خلق گويند و كنند شنوا و داناست . خدا يار اهل ايمان است آنانرا از تاريكيهاي جهان بيرون آرد و بعالم نور برد و آنانكه راه كفر گزيدند يار ايشان شيطان و ديو رهزن است آنها را از عالم نور بتاريكيهاي گمراهي درافكند اين گروهند اهل دوزخ و در آن مخلد خواهند بود » . (سوره بقره آيات 255 تا 257 )
    ب : ترجمه آيه نور : « خدا نور (وجود بخش ) آسمانها و زمين است داستان نورش به مشكوتي ماند كه در آن روشن چراغي باشد و آن چراغ در ميان شيشه اي كه تلالو آن گوئي ستاره ايست درخشان و روشن از درخت مبارك زيتون كه با آنكه شرقي و غربي نيست شرق و غرب جهان بدان فروزانست و بي آنكه آتشي زيت آن را برافروزد خود به خود جهاني را روشني بخشد كه پرتو آن نور حقيقت بر روي نور معرفت قرار گرفته و خدا هر كه را خواهد به نور خود (و اشراقات وحي خويش ) هدايت كند و اين مثلها خدا براي مردم (هوشمند) ميزند (كه به راه معرفتش هدايت يابند) و خدا به همه امور (غيب و شهود عالم ) داناست » . (سوره نور آيه 35 ) .