روزنامه جمهوري اسلامي 18/06/1388 صفحه سياسي
*****
سياست فرانسه در قبال ايران در دوره ساركوزي


  • دكتر پيروز ايزدي
    مقدمه
    نيكلا ساركوزي از هنگام رسيدن به مقام رياست جمهوري در ماه مه سال 2007 در سياست خارجي فرانسه تغييرات چشمگيري به وجود آورد. مهم ترين ويژگي اين تغييرات همسويي بيشتر با سياست هاي دولت نومحافظه كار جورج بوش بود كه بازتاب آن در مورد ايران سخت ترشدن مواضع فرانسه در قبال پرونده هسته اي ايران و نيز ساير سياست هاي ايران بود. نوشتار حاضر در پي پاسخ به اين پرسش است كه چه دلايل و انگيزه هايي رئيس جمهور فرانسه را به موضع گيري هاي تند عليه ايران واداشته است و دامنه تضادها و اختلافات دو كشور چه حوزه هايي را در برمي گيرد. به نظر مي رسد تغيير رويكرد سياست خارجي فرانسه در كنار تهاجمي شدن سياست هاي دولت ايران نسبت به غرب سبب در پيش گرفتن مواضع تند در قبال ايران شده باشد.
    زمينه هاي رويارويي ميان ايران و فرانسه
    در گذشته روابط ايران و فرانسه به رغم فرازونشيب هاي فراوان به ويژه در حوزه همكاري هاي تجاري و اقتصادي نسبتا مطلوب بود و در حوزه سياسي نيز همواره راه براي چانه زني در خصوص اختلافات دو كشور باز بود. مواضع نسبتا مستقل فرانسه از آمريكا اين كشور را در موقعيتي ويژه براي همكاري با ايران قرار مي داد. اما رويدادهايي كه به ويژه در چهار سال گذشته در صحنه سياست بين المللي و منطقه اي و نيز همچنين در سياست داخلي دو كشور روي داد به رويارويي و تقابل بين دو كشور انجاميد. در واقع به دنبال پايان جنگ سرد فضاي ژئوپوليتيكي جهان به گونه اي شكل گرفت كه سياست هاي گليستي ديگر نمي توانست پاسخگوي نيازهاي فرانسه در جهت حفظ نفوذ و وجهه بين المللي اين كشور باشد. از اين رو سياست خارجي فرانسه در دوره شيراك با نوعي انفعال روبه رو شده بود. از سوي ديگر از آنجا كه سياست خارجي ادامه سياست داخلي است مشكلات اقتصادي و اجتماعي فرانسه كه تا حدود زيادي به عقب ماندن آن كشور از قافله جهاني شدن و اصرار آن بر حفظ اصل هدايت گري در اقتصاد و نيز دولت رفاه مربوط مي شد تغيير رويكرد در سياست خارجي را ضروري كرده بود زيرا در شرايط جديد كه فرانسه در پي روي آوردن به سياست هاي نئوليبرالي بود به دست آوردن بازارهاي بيشتر براي رهايي از ورطه بيكاري و ركود سياست خارجي پرتحرك تري را مي طلبيد كه قادر باشد ميدان مانور بيشتري در اختيار فرانسه قرار دهد . از اين رو ساركوزي پس از رسيدن به مقام رياست جمهوري در مه 2007 به باز تعريف سياست هاي گليستي پرداخت و به سمت همسويي بيشتر با سياست هاي آمريكا حركت كرد. در واقع روي كارآمدن او نشانگر نوعي گسست از گذشته بود. ساركوزي برخلاف روساي جمهور سابق فرانسه به طبقه نخبگاني كه از مدارس عالي فارغ التحصيل شده بودند تعلق نداشت و به ستايش از فرهنگ آمريكايي به ويژه درخصوص ارزش قائل شدن براي كار مشهور بود. همچنين وي به نزديكي بيشتر با اسرائيل تمايل نشان داد. از نظر شيوه رهبري نيز ساركوزي شخصيتي اقتدارگرا از خود بروز داده است به گونه اي كه امروزه در حوزه سياست خارجي كاخ اليزه وزارت امور خارجه و بدنه كارشناسي آن را كه همچنان تحت تاثير سياست هاي سنتي گليستي قرار دارند كاملا تحت الشعاع قرار داده است به ويژه آنكه در كنار او شخصيتي مانند « ژان داويد لويت » نماينده سابق فرانسه در سازمان ملل متحد كه به داشتن گرايش هاي طرفدار آمريكا معروف است به عنوان مشاور امنيت ملي قرار دارد.
    در پيش گرفتن چنين سياست هايي سبب شد تا رويارويي و برخورد در حوزه هاي مختلف ميان ايران و فرانسه شكل بگيرد. ازجمله در خصوص پرونده هسته اي ايران ساركوزي مواضع تندتري نسبت به دولت قبلي فرانسه در پيش گرفت و بارها بر خطرناك بودن ايران اتمي تاكيد نمودند. هرچند كه دولت شيراك نيز با طرح مسئله هسته اي ايران قبلا درصدد برآمده بود تا از آن به عنوان محملي براي ترميم روابط آسيب ديده فرانسه با آمريكا در نتيجه مخالفتش با حمله آمريكا به عراق استفاده كند. همچنين قدرت گرفتن حزب الله لبنان به دنبال ناكامي اسرائيل در جريان نبرد تابستان 2006 منافع سنتي فرانسه را در لبنان به خطر انداخت . اين در شرايطي بود كه فرانسه به دنبال از دست دادن پايگاه نفوذ خود در عراق مايل نبود كه حوزه نفوذ سنتي خود در لبنان را نيز در معرض خطر ببيند.
    علاوه بر اين دولت جديد فرانسه به رهبري نيكلا ساركوزي دست به تحركاتي در منطقه خليج فارس و گسترش همكاري هاي نظامي اقتصادي و فرهنگي با كشورهاي شوراي همكاري خليج فارس زد كه نقطه اوج آن توافق فرانسه با امارات متحده عربي درخصوص ايجاد يك پايگاه نظامي در اين كشور بود. فرانسه به عنوان كشوري كه همچنان و با وجود ابزارها و امكانات محدود خود قصد نقش آفريني در معادلات بين المللي را دارد خود را ناگزير از آن مي ديد كه در منطقه حساس خليج فارس و در نزديكي آب هاي ايران حضوري نظامي هرچند نمادين داشته باشد. اين سياست ها و تحركات براي فرانسه مي توانست ميدان مانور بيشتري در جهت تامين منافع آن كشور فراهم آورد. به ويژه آنكه با توجه به دورشدن ايران از اعراب فرانسه مي توانست با بزرگ نمايي خطر ايران به منافع سياسي و اقتصادي چشمگيري در اين منطقه دست پيدا كند.
    همچنين اتخاذ اين رويكرد جديد اين فرصت را براي فرانسه فراهم مي ساخت كه بااستفاده از اهرم آمريكا به نفوذ خود در داخل اتحاديه اروپا بيفزايد.
    رويكرد جديد دولت اوباما و واكنش فرانسه
    با روي كارآمدن باراك اوباما در ژانويه 2009 و طرح برنامه خروج نيروهاي نظامي آمريكا از عراق و قرارگرفتن افغانستان در صدر اولويت هاي سياست خارجي او به منظور مقابله با القاعده و طالبان و ريشه كن كردن تروريسم وي گفت وگوي مستقيم و بدون پيش شرط با ايران را به عنوان كليد حل مشكلات مزبور اعلام كرد.
    ايران باتوجه به موقعيت ژئوپوليتيكي خاص خود تنها كشوري است كه مي تواند در دستيابي به اين اهداف به دولت اوباما ياري برساند. نفوذ ايران در ميان شيعيان و نيز اكراد عراق و همچنين امكانات لجستيكي كه ايران مي تواند براي انتقال تجهيزات و ملزومات نظامي و غيرنظامي به افغانستان در اختيار نيروهاي ناتو قرار دهد به ويژه اينك كه پايگاه هوايي آمريكا در قرقيزستان تعطيل شده و راه هاي مواصلاتي از طريق پاكستان به دليل قدرت گيري طالبان در آن كشور امن نيست مي تواند براي آمريكا بسيار ارزشمند باشد.
    اينها همه مي تواند دلايلي محكم براي ضرورت گفتگو با ايران در اختيار آمريكا بگذارند. در برابر اين رويكرد جديد دولت اوباما مبني بر آغاز گفتگوها با ايران ساركوزي همچنان مواضع تند خود را در قبال ايران حفظ كرد. ابتدا هنگامي كه اوباما براي نخستين بار در جريان مبارزات انتخاباتي اش ايده شروع گفتگوها بدون پيش شرط را مطرح كرد ساركوزي اين موضع را ناپخته و نسنجيده قلمداد كرد و به دنبال تصدي مقام رياست جمهوري آمريكا توسط اوباما ساركوزي اعلام كرد : « من قويا اميدوارم رئيس جمهور جديد آمريكا آقاي اوباما در هرگونه تماس و گفت وگوي مستقيم با ايران موضع سخت و محكمي در برابر برنامه هسته اي ايران اتخاذ كند » . وي در ادامه به اوباما توصيه كرد كه براي شروع گفتگوها با ايران تا انتخابات رئيس جمهوري اين كشور صبر كند.
    قابليت گسترش روابط در آينده
    با اين حال در صورت هرگونه رفع تنش ميان ايران و آمريكا و متعاقب آن رفع تحريم ها فرصت هاي جديدي براي فرانسه و نيز ساير كشورهاي اروپايي جهت سرمايه گذاري در صنايع نفت و گاز ايران و نيز گسترش مبادلات تجاري با ايران فراهم خواهد آمد. ايران علاوه بر اينكه بازاري بزرگ براي كالاهاي صنعتي كشورهاي اروپايي است با داشتن ظرفيتي معادل 320 ميليارد بشكه نفت و گاز بزرگ ترين ذخاير هيدروكربوري جهان را در اختيار دارد و مي تواند منبع بالقوه اي براي تامين انرژي مورد نياز كشورهاي اروپايي و به ويژه اروپاي شرقي در شرايطي باشد كه بزرگ ترين تامين كننده انرژي آنها يعني روسيه از سلاح انرژي به عنوان يك ابزار سياسي استفاده مي كند. از اين رو دورنماي سرمايه گذاري در صنايع نفت ايران و همكاري با ايران جهت احداث خطوط لوله انتقال نفت و گاز كه با رفع و يا كاهش تنش ميان ايران و آمريكا مي تواند جنبه عملي تري نيز به خود بگيرد براي اروپاييان بسيار جذاب است . در فرانسه نيز شركت هاي نفتي مانند توتال و نيز ساير صاحبان صنايع به ويژه صنايع خودروسازي كه قبلا سرمايه گذاري هاي قابل توجهي در ايران صورت داده اند با اطمينان بيشتري به فعاليت هاي خود در ايران ادامه خواهند داد به ويژه در شرايطي كه آنها نگران از دست دادن بازارهاي خود در نتيجه بحران مالي و اقتصادي جهاني هستند كه ضربات شديدي به بانك ها و صنايع به ويژه صنايع خودروسازي وارد كرده و دولت فرانسه را ناگزير به اعطاي كمك مالي به شركت هاي معظم خودروسازي آن كشور يعني پژو و رنو كرده است . لازم به ذكر است كه بنابر آخرين ارقام ايران چهارمين توليدكننده بزرگ اتومبيل هاي پژو در جهان پس از فرانسه مالزي و اسپانيا بوده است . ايران 245 808 دستگاه اتومبيل پژو در سال 2007 توليد كرد كه 8 درصد كل توليدات اين شركت را تشكيل مي دهد .
    اين درحالي است كه در عكس العمل نسبت به سياست هاي تند فرانسه عليه ايران چندي پيش وزير صنايع ايران اظهار داشت : « ما همواره در قرارداد با شركت هاي خارجي منافع سياسي و اقتصادي كشورمان را در نظر مي گيريم و اگر لازم باشد فرانسوي ها را از بازار ايران بيرون مي كنيم » .
    با اين حال نبايد از اين نكته غافل شد كه فرانسه همچنان خواهان ادامه و حتي گسترش همكاري هاي اقتصادي خود با ايران است اما در عين حال مايل است اركان انتقادات سياسي خود از ايران را محفوظ بدارد.
    حوزه هاي برخورد ميان دو كشور
    همان گونه كه قبلا ذكر شد يكي ديگر از سياست هاي فرانسه نزديكي اين كشور با كشورهاي شوراي همكاري خليج فارس و عقد قراردادهاي تسليحاتي هسته اي و اقتصادي پرسود با آنها و تاسيس پايگاه نظامي در امارات متحده عربي بوده است كه مي توان آن را نوعي دادن اطمينان خاطر به اين كشورها در برابر هرگونه تهديدي از جانب ايران تلقي كرد. درخصوص مسئله هسته اي فرانسه همچنان اين مسئله را مهمترين بحران بين المللي مي داند.
    ساركوزي طي سخناني كه در 8 دسامبر 2008 به مناسبت شصتمين سالگرد صدور اعلاميه جهاني حقوق بشر ضمن زير سئوال بردن رهبران ايران درخصوص داشتن صلاحيت لازم براي نمايندگي مردم ايران در واكنش به طرح مسئله هولوكاست از جانب آنها ابراز داشت كه « ما بايد آنچه را كه احتمالا جدي ترين بحران بين المللي به شمار مي رود حل كنيم يعني بحران ناشي از حركت ايران به سوي بمب هسته اي » . در واكنش به اين سخنان وزير خارجه ايران از شركت در كنفرانس بازسازي افغانستان در پاريس امتناع كرد.
    جالب اينكه فرانسه خود ازجمله كشورهايي بود كه در سال هاي پيش از وقوع انقلاب اسلامي در برنامه هسته اي ايران مشاركت ) AREVA ( كنسرسيوم اروپايي غني سازي اورانيوم و از شعبات شركت فرانسوي آروا ) Eurodif (داشت و 10 درصد از سهام اوروديف تعلق به ايران داشت و قرار بود كه ايران حق خريداري 10 درصد از توليدات آن را داشته باشد كه امروزه با وجود محفوظ بودن سهم ايران در اين كنسرسيوم فرانسه از تعهد خود مبني بر فروش سوخت هسته اي به ايران سرباز مي زند.
    از سوي ديگر در منطقه خاورميانه سياست هاي دو كشور به ويژه در لبنان با يكديگر اصطكاك منافع پيدا كرده است . حمايت ايران از حزب الله موازنه قوا در اين كشور را برهم زده و موقعيت جبهه 14 مارس را كه مورد حمايت فرانسه قرار داشت تضعيف كرده است . امروزه دامنه تقابل بين دو كشور ابعاد بسيار وسيعي يافته به گونه اي كه به مسائلي مانند نفوذ ايران در جزيره كومور از مستعمرات سابق فرانسه و ابراز نگراني عميق وزارت خارجه جمهوري اسلامي ايران نسبت به خشونت ژاندارمري فرانسه در سركوب تظاهرات گوادولوپ كه به قتل يكي از فعالان حقوق بشر منجر شد نيز تسري پيدا كرده است .
    نتيجه گيري
    فرانسه كه زماني با مواضع نسبتا مستقل خود در مقايسه با ساير كشورهاي اروپايي در قبال آمريكا به عنوان عنصري توازن بخش در معادلات بين المللي و به ويژه در روابط با كشورهاي جهان سوم كه خود را در معرض تهديدات امپرياليستي از جانب آمريكا مي ديدند نقش آفريني مي كرد به دنبال روي كارآمدن ساركوزي در مه 2007 در كنار آمريكا و همسو با سياست هاي اين كشور قرار گرفت . اين تغيير جهت گيري در سياست ها به ويژه در قبال ايران و مسئله هسته اي آن نمود بيشتري داشت . همكاري فرانسه با آمريكا در قبال مسئله هسته اي ايران كه در ابتدا در دوره رياست جمهوري شيراك به عنوان محملي براي التيام روابط آسيب ديده ميان آمريكا و فرانسه به دنبال تهاجم آمريكا به عراق در سال 2003 مطرح بود با شرايطي كه در منطقه خاورميانه شكل گرفت و با اشتياق دولت جديد فرانسه براي نقش آفريني بيشتر در مسائل بين المللي و منطقه اي با حركت در سايه آمريكا صورت جدي تري به خود گرفت . در شرايط جديد فرانسه ايران را به عنوان چالشي مي ديد كه منافع آن كشور را در پهنه وسيعي از لبنان گرفته تا افغانستان مورد تهديد قرار مي دهد. جهت گيري جديد سياست خارجي فرانسه و نيز اتخاذ سياست هاي راديكال از جانب دولت ايران نسبت به غرب و طرح مسائلي مانند هولوكاست سبب شده تا دامنه تضاد و اختلافات بين دو كشور در حوزه هاي مختلف گسترش پيدا كند. حال با روي كارآمدن باراك اوباما و رويكرد جديد او مبني بر تعامل مستقيم با ايران بايد منتظر بود وديد كه فرانسه تا چه اندازه در سياست هاي قبلي خود تجديد نظر خواهد كرد. برخي از صاحب نظران معتقدند كه فرانسه چندان از عادي سازي روابط آمريكا با ايران باتوجه به اينكه آمريكا يك رقيب جدي اقتصادي براي آن كشور در ايران خواهد بود و برخي از فرصت هايي كه هم اينك در منطقه خليج فارس نصيب فرانسه شده است از رهگذر تقابل ايران و آمريكا به دست آمده خشنود نخواهد شد. آنها در اين ميان به قرارداد شركت توتال براي توسعه ميادين نفتي جزيره سيري به دنبال خروج شركت آمريكايي كونكو از مذاكرات براي انعقاد قرارداد در اين حوزه براساس قانون موسوم به داماتو در سال 1996 و نيز تسلط تقريبا انحصاري فرانسه بر صنايع خودروسازي در ايران در غياب شركت هاي آمريكايي و نيز پايگاه نظامي فرانسه در امارات اشاره مي كنند و بر اين باورند كه بهترين حالت براي فرانسه خارج شدن روابط ايران و آمريكا از مرحله بحراني و در عين حال حفظ فاصله اين دو كشور از يكديگر است . با اين همه صرف نظر از اين پيشداوري ها آنچه مسلم است عبارت از اين مي باشد كه فرانسه و نيز ساير كشورهاي بزرگ اتحاديه اروپا مايل اند در حل مسائل بين المللي ايران در كنار آمريكا حضور فعال داشته باشند.
    ساركوزي پس از رسيدن به مقام رياست جمهوري در ارديبهشت 1386 به باز تعريف سياست هاي گليستي پرداخت و به سمت همسويي بيشتر با سياست هاي آمريكا حركت كرد
    با دورشدن ايران از اعراب فرانسه توانسته است با بزرگنمايي خطر ايران به منافع سياسي و اقتصادي چشمگيري در اين منطقه دست يابد
    فرانسه همواره خواهان ادامه و حتي گسترش همكاري هاي اقتصادي خود با ايران بوده اما در عين حال مايل است اركان انتقادات سياستي خود از ايران را محفوظ بدارد
    جهت گيري جديد سياست خارجي فرانسه و نيز اتخاذ سياست هاي راديكال از جانب دولت ايران نسبت به غرب و طرح مسائلي مانند هولوكاست سبب شده تا دامنه تضاد و اختلافات بين دو كشور در حوزه هاي مختلف گسترش پيدا كند