روزنامه جمهوري اسلامي 18/06/1388 صفحه عقيدتي

  • درمحضر قرآن
  • خودسازي و تهذيب نفس با روش اخلاقي امام خميني
  • *****
    درمحضر قرآن


  • نكاتي قرآني از آثار تفسيري علامه جوادي آملي
    قسمت هفدهم
    تفاوت قرآن با كتب علمي (2 )
    5 ـ پيوند دادن مسائل جهان شناسي با خداشناسي . يكي از مهم ترين تفاوت هاي قرآن كريم با كتب علمي اين است كه كتب علمي تنها به بررسي و تبيين سير افقي اشيا و پديده هاي جهان مي پردازد مثلا يك معدن شناس مي گويد آنچه اكنون در دل زمين يا كوه به صورت معدن خاصي وجود دارد از ميليونها سال قبل چه تطوراتي را پشت سر گذاشته و پس از اين نيز با گذشت ميليونها سال چه تحولاتي را در پيش رو دارد اما قرآن كريم كه كتاب هدايت و نور است نه كتاب علمي محض سخن از سير عمودي پديده هاي جهان و ارتباط آن از يك سو با مبدا و از سوي ديگر با معاد دارد. يعني از مبدا فاعلي و مبدا نمايي سير و تحول موجودات سخن مي گويد; يعني مي گويد مبدا فاعلي اين كار كيست و چه مبدا غايي و هدف نهايي در نظر بوده است .
    6 ـ گزينش صحنه هاي درس آموز تاريخي در تبين قصه ها . قرآن كريم كتاب تاريخ نيست تا وقايع نگارانه در هر قصه آنچه رخ داده است بنگارد بلكه تنها به بيان بخش هايي مي پردازد كه با هدف آن (هدايت ) هماهنگ باشد. سپس آن را به عنوان سنت الهي (فلسفه تاريخ ) بازگو مي كند.
    7 ـ يكي از اساسي ترين تفاوت هاي قرآن كريم با كتب علمي بشري آن است كه محور اصلي تعليم در كتب بشري علومي است كه دستيابي به آنها ميسور است ; اما مدار تعليم در قرآن كريم علوم و معارفي است كه انسانها بدون استمرار از نور وحي توان دستيابي به آن را ندارند. (بقره 151 و 239 )
    گرچه انبياي الهي در علوم قابل دستيابي و مستقلات عقلي نيز استعداد بشر را شكوفا كرده اند. « يئيروالهم دفائن العقول » (نهج البلاغه خطبه 1 بند 37 ) لكن محور تعليم آنان پرده برداشتن از غيب و نوآوري علمي و معرفتي براي بشر است . قرآن كريم با تعبير دقيق « ما لم تكونوا تعلمون » به همين نكته اشعار دارد; زيرا اين جمله به معناي « آنچه نمي دانستيد » نيست بلكه به معناي « شما آن نبوديد كه از راههاي عادي آنها را بدانيد » است ; چنانكه خداوند به پيامبر اكرم (صلي الله عليه وآله وسلم ) با همه استعداد ويژه اي كه داشت مي فرمايد خداوند به تو معارفي آموخت كه از راههاي متعارف توان فراگيري آن را نداشتي و از اين رو ويژگي قرآن كريم اختصاصي به دوران انحطاط علم ندارد بلكه همواره و تا ابد قرآن معلم علومي است كه بشر را به آن راهي نيست . (نسا 113 )
    8 ـ بيان مصداق و پرهيز از كلي گوئي . در كتب علمي متعارف نيست كه در مقام تبيين يك حقيقت مصاديق آن ذكر شود مثلا در تعريف نيكي نيكان معرفي شوند. قرآن كريم يك كتاب علمي محض نيست و از روش هاي متعارف كتب علمي بشري پيروي نمي كند.
    9 ـ تكرار مطالب . تكرار در قرآن كريم از آن روست كه قرآن كتاب نور و هدايت است و در مقام هدايت لازم است مطلب واحد در هر مناسبت با زباني خاص ادا شود تا ويژگي موعظه داشته باشد برخلاف كتب علمي كه هر مطلب تنها در يك جا بيان مي شود و تكرار آن سودمند نيست . سر لزوم تكرار در كتاب هدايت آن است كه شيطان و نفس اماره كه عامل ضلالت و عذابند پيوسته به اضلال آدمي مشغولند و كار آنها گرچه گاهي كم مي شود لكن ترك نمي شود از اين رو تكرار ارشاد و هدايت نيز ضروري است .
    10 ـ يكي از ظرافتهاي ادبي و هنري در بيان قرآني تغيير ناگهاني سياق است همان طور كه در نوشتن تابلوها برخي از كلمات مانند واژه « شهيد » با رنگ سرخ نوشته مي شود تا توجه بيننده را جلب كند (در قرآن كريم هم ) با تغيير اسلوب و تعويض سياق به ويژگي محتوايي لفظ توجه داده مي شود.
    منبع : تفسير تسنيم ج 1 ص 47 ـ52 )

  • *****
    خودسازي و تهذيب نفس با روش اخلاقي امام خميني




  • بخش دوم و پاياني
    حضرت امام خميني پس از سفارش به گسستن از دنيا و تعلقات آن با ذكر و ياد دايمي حق تعالي كه تمامي دردهاي روحي و رو اني انسان به وسيله آن درمان مي شود و پيمودن راه صالحان مي فرمايند : « آنچه گفتم بدان معني نيست كه خود را از خدمت به جامعه كناركشي و گوشه گير و كل بر خلق الله باشي كه اين از صفات جاهلان متنسك است يا درويشان دكان دار. سيره انبياي عظام ـ صلي الله علي نبينا و عليهم اجمعين ـ و ائمه اطهار ـ عليه السلام ـ كه سرآمد عارفان بالله و رستگاران از هر قيد و بند و وابستگان به ساحت الهي در قيام به همه قوا عليه حكومت هاي طاغوتي و فرعون هاي زمان بوده و در اجراي عدالت در جهان رنج ها برده و كوشش ها كرده اند به ما درس مي دهد...
    پسرم ! نه گوشه گيري صوفيانه دليل پيوستن به حق است و نه ورود در جامعه و تشكيل حكومت شاهد گسستن از حق ميزان در اعمال انگيزه هاي آنها است ... هر قدر انگيزه ها به نور فطرت نزديكتر باشند و از حجب حتي حجب نور وارسته تر به مبدا نور وابسته ترند تا آن جا كه سخن از وا بستگي نيز كفر است . » (4 )
    با داشتن چنين راهي جهاد اكبر كه همان مقاتله با ريشه فتنه و شيطان بزرگ و جنود او كه در اعماق قلوب انسانها رخنه كرده اند محقق مي شود. در اين پيروزي است كه هم چيز و همه كس اصلاح مي شود و در جهت رسيدن به كمال حقيقي و رساندن ديگران به آن برمي آيد. ايشان در جاي ديگر مي نويسند : « آنان كه به اين مقام يا شبيه به آن رسيده اند اعتزال از خلق و انزوا اختيار نمي كنند بلكه مامور به آشنا نمودن و آشتي دادن گمراهان با اين جلوه ها هستند اگر چه كم توفيق يافته اند . » (5 )
    چنين روشي به دنيا اين گونه مي نگرند : « آنچه مورد نكوهش و سرمايه و اساس شقاوت ها و بدبختي ها و هلاكت ها و راس تمام خطاها و خطيئه ها است حب دنيا است كه از حب نفس نشات مي گيرد. عالم ملك مورد نكوهش نيست . بلكه مظهر حق و مقام ربوبيت او است ومهبط ملائكه الله و مسجد و تربيتگاه انبيا و اوليا ـ عليه السلام ـ است و عبادت گاه صلحا و محل جلوه حق بر قلوب شيفتگان محبوب حقيقي و حب به آن اگر نا شي از حب به خدا باشد و به عنوان جلوه او ـ جل و علا ـ باشد مطلوب و موجب كمال است » (6 ) و چنين روشي سالك به همه بندگان خدا عشق مي ورزد و عشق به خدا عشق به جلوه هاي او است . ايشان بر اين عقيده اند : « اگر توفيق يابيم كه بارقه اي از اين عشق به جلوه هاي حق (را) كه در اولياي او است در خود ايجاد كنيم و خير همه را بخواهيم به يك مرتبه از كمال مطلوب رسيده ايم » (7 ) لذا مي فرمايند : « مراقبت و محاسبه نفس در تشخيص راه خودخواهي و خداخواهي از جمله منازل سالكان است » (8 ) و از همين جهت امام خميني در برابر طاغوت ها و خودخواهان قيام نموده و در مورد ملت ايران چنين مي فرمايند : « و ملت انقلابي ايران ـ كه جان فداي يك يك آنها ـ دست رد به سينه همه قدرت هاي شيطاني زده است » (9 ) ايشان در ادامه و پس از بيان نقشه هاي شوم آمريكاي جهان خوار و وابستگان او مي نويسند : « در اين محيط بايد به حسب فرهنگ الهي ـ اسلامي در مقابل اين توطئه هاي دامنه دار استقامت كرد و از اين فرصت الهي كه بدست آمده است نويسندگان متعهد و گويندگان و هنرمندان استفاده كرد و به مدد روحانيون آشنا به فقه اسلام و قرآن كريم احكام الهي را ـ كه براي همه قرون است ـ با اجتهاد صحيح از قرآن كريم سنت نبي اكرم صلي الله عليه و آله و سلم و اخبار سرشار از معارف الهي و فقه سنتي استخراج كرد و به عالم عرضه داشت و از خرده گيري كج روشان و آ خوندهاي درباري و وعاظ السلاطين نهراسيد ... » (10 )
    اين روش الهام گرفته از روش بزرگان و اساتيدي است كه مكتب پرورشي ويژه داشته و تشنگان را از زلال معارفشان سيراب كردند از جمله اساتيد بزرگوار امام امت رحمه الله يعني مرحوم آيه الله حاج ميرزا جواد آقا ملكي تبريزي كه از شاگردان بي واسطه استاد بزرگ اخلاق و معرفت مرحوم آخوند مولي حسينقلي همداني مي باشد و مرحوم آيه الله حاج شيخ محمد علي شاه آبادي كه امام استفاده هاي شاياني در مسائل اخلاقي و عرفاني از ايشان نموده و كلمات ايشان را به عنوان سند ياد كرده و عظمت ويژه اي براي ايشان قائل بوده اند.
    اين روش كه همان روش معرفه النفس مي باشد از طريق فقيهان و بزرگان از اهل معرفت به ويژه آيه الحق و استاد بزرگ مرحوم حاج سيد علي قاضي به يادگار مانده و ايشان با تربيت بزرگان و فقيهاني همچون علامه طباطبايي رحمه الله كه با تبيين قرآني و علمي اين روش و تربيت شاگردان بزرگي در اين زمينه راه را براي طالبين حقيقي كوي دوست هموار نمودند. (منبع نامه هاي عرفاني امام خميني )
    پاورقي :
    4 ـ صحيفه امام ج 18 ص 511 و 512
    5 ـ همان ج 16 ص 210
    6 ـ همان ص 213 و 214
    7 ـ همان ص 217
    8 ـ همان 221
    9 ـ همان ج 20 ص 440
    10 ـ همان 441