روزنامه جمهوري اسلامي 04/07/1388 صفحه هنر و ادبيات
*****
هنر سفالگري پيش از اسلام




  • در شش هزار سال پيش ازميلاد اولين نشانه پيدايش كوره پخت درصنعت سفال ديده مي شود و در سه هزار و پانصد سال پيش از ميلاد چرخ سفالگري ساده اي كه با دست حركت مي كرد ساخته شد. پيدايش چرخ سفالگري تحول بزرگي را در ين صنعت بوجود آورد.
    از آغاز نيمه سده گذشته باستان شناسان تعداد زيادي ظروف سفالي و اشيا ديگر در منطقه اي از مشرق ايران تا عراق و از قفقاز با دره سند را از زير خاك بيرون آوردند. سفالهاي پيش از تاريخ كه در اين منطقه وسيع يافت شده در شيوه و سبك ساختن تقريبا با مختصر تغيير يكنواخت و در سطح فني بطرز اعجاب انگيزي پيشرفته است . نخستين نمونه هاي آن از شوش در ايلام كه اولين سكونت گاه ايرانيان در پاي فلات ايران بود بدست آمد . سفالهاي شوش نه تنها مربوط به خود شوش است بلكه سفالينه هايي كه از تپه موسيان در 160 كيلومتري شوش و از سومر و تل حلف در عراق و از شمال غربي هندوستان و بلوچستان يا از فلات ايران در تپه گيان و تپه حصار و تورنگ تپه و سيلك يا در قسمت شرق تا آنائو كه امروز در تركستان روسيه است جزو طبقه سفالهاي شوش ناميده مي شود. سفالهايي كه بنام شوش اول معروف است متعلق به زماني است كه از 3500 تا در حدود 2500 پيش از ميلاد مسيح مي باشد . در اينجا بايد متذكر شد كه مردماني با تمدن نوسنگي نيز در ايالت كانسوي چين پيدا شدند و ظروف سفالي آنها ويژگيهايي همانند ظروف سفالي شوش از لحاظ روش و فن توليد دارد.
    كهنترين ظرفي كه در ايران يافت شده است ظرف سياه دود آلوديست كه همانند قديمي ترين ظروف سفالي است كهن در جاهاي ديگر پيدا شده است . نخستين ظرفهاي سفالي كه با روش كربن 14 تاريخ آن بدست آمده و متعلق به هزاره چهارم پيش از ميلاد مسيح است در بين النهرين يافت شده است . كهنترين سفالي كه در ايران يافت شده متعلق به همان دوره است . اين ظرف دست ساز نسبتا ابتدايي به دنبال خود ظرفي سرخ با لكه هاي سياه ناشي از پخت ناقص داشت . پيشرفت فني در حرفه كوزه گري سبب بوجود آمدن سبك جديدي شد اين سبك با تغييرات و وقفه هايي كه داشت بيش از 2000 سال در بعضي از مناطق فلات ايران دوام كرد .
    معروفترين پيشرفتهاي فني در رشته سفالينه سازي از اين قرار است :
    1 ـ بدنه اي از خاك رس ظريف كه بدون ترديد آبديده شده است . اين ظرف در كوره پخته مي شد و رنگ آن ليموئي كرم زرد صورتي يا گاهي اوقات سرخ تيره بود. تيغه هاي كرم يا ليمويي رنگ كه پيدا شده است نشان مي دهد كه پخت آن در اتمسفر احيا كننده اي انجام شده است .
    2 ـ تمام ظروف داراي ضخامت يكنواخت است آنهايي كه بلنديشان بيش از 10 سانتيمتر بود 0 3 سانتيمتر ضخامت داشتند و بزرگترين آنها كه پيدا شده است 30 سانتي متر ارتفاع و 0 95 سانتي متر ضخامت داشت .
    3 ـ گردي كامل و بعضي علاماتي كه در موقع چرخ دادن آن بدست آمده نشان مي دهد كه لااقل در آنروز چرخ كوزه گري با سرعت كم كه پيش درآمد چرخهاي فعلي كوزه گري است به كار برده مي شده است .
    4 ـ تمام ظروف پيدا شده در دوغ آب خاك رس بسيار نرمي فرو برده شده بود كه سطح آنها را اينقدر صاف كرده است .
    5 ـ يك ماده رنگي كه از گرد اسيد آهن آبدار و اكسيد منگنز ساخته شده بود درآميخته فوق به كار برده مي شد . در پخت دوم اين رنگها سياه و قهوه اي سير مي شد.
    6 ـ پيش از پايان هزاره چهارم قبل از ميلاد چرخ كندر و كوزه گري بصورت چرخ تند امروزي درآمد . لااقل اين موضوع در مورد سفالهايي كه سيلك در مركز ايران تپه حصار در شمال شرقي ايران پيدا شده است صدق مي كند.
    7 ـ تقريبا در همان زمان نوعي از كوره در ايران بوجود آمد كه آتشخانه آن در زير محل سفالها بود و يك در آجري آنها را از هم جدا مي كرد كوره ها بايد از اين نوع باشند. تا نظارت و بررسي اتمسفر لازم براي توليد رنگهاي كرم و نخودي عملي باشد. اين نوع كوره ها هنوز در سراسر كشور از طرف كوزه گران و آجرپزان به كار برده مي شود و هنوز هم رنگ نخودي را براي آجر ترجيح مي دهند.
    8 ـ سفالهاي قالبي در تپه حصار و تل باكون در جنوب ايران پيدا شده است . در قسمتهاي مختلف كشور قالبهاي گلي پخته شده براي توليد زياد مجسمه هاي متعلق به سالهاي 2500 تا 1750 قبل از مسيح بدست آمده است .
    9 ـ سفالينه هاي خاكستري رنگ با لعاب سياه درخشان ابتدا در حدود 2000 پيش از مسيح در تپه حصار و در سيلك بوجود آمد . اين سفالها كه در كوره احيا كننده پخته شده اند اولين نوع سفالسازي لعابي است كه از آن اطلاع داريم . اينجا بجاست يادآور شويم كه لعابكاري سفال در قرون وسطي در كاشان متداول گرديد و كاشان تنها چند كيلومتر دورتر از سيلك است .
    تمام اين پيشرفتهاي فني در مدت كوتاهي سفالسازي را يكي از حرفه هاي سامان يافته كرد. و از آن تاريخ تا كنون به همين نحو باقي مانده است . اما مهارت و استادي كوزه گران باستان تنها از نظر فني نبوده است زيبايي اين فراورده ها فوق العاده است . به كار بردن رنگيزه هاي اكسيدي با قلم مو با حركات متوالي كاملا مشهود است . تزئينات نقش حيوانات و نباتات را تقريبا با طرح هندسي دقيق نشان مي دهد.
    سفالگري بعد از اسلام
    تازيان در زمان كوتاهي سراسر خاك ايران را گشودند اشغال ايران از طرف تازيان ابتدا اثري در كار سفالسازي نداشت اما وقتي كه در سال 750 ميلادي خانواده ايراني ابوالعباس بر تخت خلافت بغداد تكيه زد فعاليت فرهنگي ايرانيان بار دگر آغاز گرديد. اسلام بكار بردن ظرفهاي گران قيمت فلزي به ويژه زر و سيم را غدغن كرده است . از اينرو بار دگر طبقه حاكمه خريدار ظرفهاي سفالي شدند و آماده شدند كه سفالهايي كه بسيار خوب آراسته شده و از لحاظ هنري در سطح والايي قرار داشت بخرند. رفته رفته پيشينه سفالگري در بسياري از مراكز سفالسازي ايران بنياد گرفت و صاحبان اين كارگاهها استادان فن را بكار گرفتند. نوشته اي كه در سنگ محراب امامزاده يحيي ورامين در نزديكي تهران هست افتخار ساختن محراب را به سه كس يعني سفالساز طراح نقشه و خوش نويس مي دهد. از لحاظ تاريخي دروه اسلامي به سه بخش تقسيم مي گردد :
    1 ـ دوره اوليه اسلامي تا آغاز سده يازده ميلادي
    2 ـ دوره ميانه اسلامي شامل پادشاهي سلجوقيان و مغولها
    3 ـ دوره متاخر اسلامي از زمان صفويه تا به امروز
    دوره اوليه اسلام
    در دوره اوليه اسلام سفالساز افتاده و متواضع ايراني در همان زمينه پارتها و ساسانيان كار مي كرد. ظرفهاي وي بي لعاب بود و در قالب فشاري ها آن را آراسته كرده تزيين مي داد و يا ظرفهايي از لعاب آبي يا فيروزه اي مي ساخت . اينگونه قالبهاي فشاري از خاك رس بي لعاب ساخته مي شد و پيش از پختن آن را براي آرايش ظرف كنده كاري مي كردند.
    در دوره اوليه سفالگري ظرفهاي چيني كه از چين آورده شد سبب تشويق و تحريك ايرانيان در توسعه صنعت سفالسازي شد. ثعالبي و بيروني دو نفر از مورخين مشهور درباره انواع سفالهايي كه از چين آورده شد شرحي نگاشته و مرغوبيت آن را ستوده اند.
    محمد بن الحسين مي نويسد كه فرماندار خراسان در سال 438 ش بيست تكه ظروف چيني از كشور چين دريافت كرد و آن را به بارگاه خليفه بغداد فرستاد; و سفالسازان داخلي را تشويق به ساختن سفالهايي شبيه به آن كرد. در حقيقت در اثر تشويق فرمانداران و حكام محلي نوآوري ها و اختراعات زيادي در فن بدل چينيسازي و تقليد چينيهاي دوره تانگ در ايران بوجود آمد. سفالسازان ايراني در تقليد از چينيهاي سبك تانگ در ايران بوجود آمد. سفالسازان ايراني در تقليد از چينيهاي سبك تانگ آنقدر استاد بودند; كه در نظر اول همه مصنوع آنها را بجاي چيني اصل مي گرفتند.
    كوششي كه سفالسازان ايراني در تقليد چينيهاي كشور چين در دوره هاي اوليه اسلام كرده اند سبب كشف مجدد لعاب مينايي قلع گرديد. در سده هشتم پيش از ميلاد مسيح آشوريها اكسيد روي را در لعابهاي سربي خود براي بدست آوردن رنگ سفيد كدر به كار برده اند. چون آخرين كار براي اين فن در خاور نزديك را مي توان از آجرهاي لعابي كه در شوش و تخت جمشيد در سده پنجم ساخته شده است ثابت كرد; بنابراين وقتي مي گوئيم بعد از 1500 سال دوباره آن را بازيافتند بي دليل نيست . اين لعاب جديد كه سطح كاملا سفيد درست مي كرد كاربرد گل و رس سفيد را از بين برد و از ايران به سرعت به تمام كشورهاي اسلامي تا اسپانيا گسترش يافت . در آنجا پايه و اساس سفالسازي اسپانيايي ـ آفريقايي گرديد كه در جزيره اسپانيايي مايوركا ساخته مي شد; از آنجا به نام ماجوليكا به ايتاليا آمد و طولي نكشيد كه ايتاليا نيز آن را توليد كرد. از ايتاليا به آلمان و هلند و انگلستان رفت . در هلند و انگلستان به نام چيني آلات دلفت معروف گرديد.
    يكي ديگر از اختراعات ايرانيان در صنعت سفالسازي رنگهاي مينايي بود كه قبلا در سال 262 ش آغاز گرديده بود . اشيائي كه رنگ مينايي بر آنها زده شده است ـ سفالسازان چيني هيچگاه اين رنگ را به كار نبرده اند ـ در كارگاه ههاي كوزه گري فوسطاط نزديك قاهره و در عراق پيدا شده است . ولي بيشتر دانشمندان امروزه بر اين باورند كه رنگ مينايي يك اختراع ايراني است . رنگ مينايي در اسپانياي افريقا در كارگاه هاي كوزه گري معروف پاترنا و والنسيا به كار برده مي شد و در سال ر1500 ميلادي به ايتاليا رسيد .
    سه نوع رنگ مينايي وجود دارد :
    1 ـ رنگ مينايي طلايي ساده روي زمينه سفيد .
    2 ـ رنگ مينايي جگري در زمينه سفيد يا مخلوط با ساير رنگها .
    3 ـ رنگ مينايي چند رنگ با درخشندگي فلز مس يا نقره يا اگر روكش آن بسيار نازك باشد رنگ مينايي زرد قهوه اي يا زيتوني بر زمينه سفيد .
    رنگ مينايي در زمان سلاطين سلجوق و مغول در كاشان به اوج تكامل خود رسيد.
    دوره مياني اسلام
    در زمان سلجوقيان (416 ـ 526 ش ) جهش چشمگيري در تمام هنرها صنايع و علوم پديد آمد . با اينكه سلجوقيان در اصل ترك بودند ولي خود را با روش زندگي ايرانيان تطبيق دادند. در مورد سفالسازي اين دوره بايد گفت « عصر طلايي چيني سازيست » ; در اين دوره تمام روشهاي فني شناخته شده به كار برده مي شد : حكاكي برجسته كاري شبكه سازي قلمزني رنگ زير يا روي لعاب مطلا كاري و ميناكاري . چنين بنظر مي آيد كه در آن دوره نقاشان و طراحان استاد سفالساز را ياوري ميكردند و اين امري عادي بوده است .
    كوشش مستمر سفالسازان ايراني براي اينكه بتوانند با چينيها و لعابهاي ساخت كشور باستاني چين برابري كنند موجب بوجود آمدن دو اختراع در ايران گرديد اولين اختراع تركيب خمير نرم با آميخته زيادي از در كوهي و ديگر كشف مجدد لعاب قلياني كه براي آخرين بار در مصر باستان بكار مي رفت . دانه هاي در كوهي و خمير شيشه اي لعاب قليايي را به خاك رس اضافه ميكردند پس از پختن رويه نيمه شفاف و سخت و به هم چسبيده اي بدست مي آمد و اين همانند ماده و خميري بود كه در سده هجدهم در اروپا به عنوان خمير نرم چيني شناخته شده بود. براي بدست آوردن لعاب شفاف با اكسيد قلع كار مي كردند. تنه ظرف را اغلب كنده كاري كرده و با لعاب يكدست مي پوشاندند اين فن را لقابي مي گفتند.
    متداول شدن لعابهاي قليايي سبب شد كه فن رنگ آميزي جديد بوجود آمد. آميخته مس در لعاب سرب معمولا رنگ فيروزه تيره يا سبز زنده بوجود مي آوردند; ولي همين مس در لعاب قليايي رنگ نيلي سير درست مي كرد. لاجورد كاشي (كوبالت ) در لعاب قليايي رنگ آبي مشكي (لاجوردي ) مي ساخت . در نزديكي قم و كاشان معادن لاجورد كاشي (كوبالت ) هست و احتمال دارد كه استفاده از كوبالت از همانجا آغاز گرديده باشد. از جمله لعابهاي ديگري كه عموما در لعاب هاي قليايي به كار ميرفت عبارتنداز : فيروزه اي روشن سبز روشن يشمي سرخ ارغواني و زرد ملايم كه اغلب آرايه زر هم به آن افزوده مي شد. تركيب طلا در لعاب يا به صورت زر گداخته و يا به حالت سريشي بود.
    با استفاده از اين زرورق كوزه گر ايراني دو شيوه تازه لعابسازي پيدا كرد كه به نام مينايي و هفت رنگ شناخته مي شد. براي ساختن لعاب مينايي كوزه گر خمير شيشه قليايي و رنگيزه ها را در كوره مي گداخت و به صورت لعاب مورد نيازدر مي آورد. پس از خنك شدن آن را گرد مي كردند و هنگامي كه اين لعاب روي ظرف داده شده و به كوره برده مي شد رنگش تغيير نمي كرد و نقاش و تزيينكار قبل از وقت مي دانست كه لعاب پس از پخته شدن چه رنگي خواهد داشت و همين امر سبب شد كه دامنه تعداد رنگها را گسترش دهد.
    در سده سيزدهم اصلاحاتي در لعاب مينايي پديد آمد و به نام لعابهاي قلم مويي شناخته شد. در اين شيوه با قلم مو رنگ لعابي را كه مقدار اكسيد آن زياد بود روي تنه ظرفي كه قبلا در كوره رفته بود مي زدند و خطوط منقش آن را مي آراستند. اين رنگها در پخت دوم مشخصتر مي شد و سپس ظرف در لعاب يكدست فيروزه و يا عاجي فرو برده شده و براي بار سوم به كوره مي رفت . چون رنگيزه ها را با قلم مو و خيلي رقيق زده بودند شره نمي كرد و لكه دار نمي شد. مراكزي كه ظرفهاي لاجوردينه تهيه مي كردند ري و كاشان بودند علي ابن يوسف و ابوطاهر حسين از كوزه گران به نام ري بودند.
    سفالسازان كاشي در ساختن محرابها بسيار استاد بودند. قبلا محرابها را گچبري مي كردند. محراب كاشي بسيار زيباست و صدها كاشي مينايي و درخشان بزرگ كه خوب هم به هم سوار شده و اغلب هم كنده كاري شده محراب را تشكيل مي دهد. اين محرابها نيز نتيجه همكاري نزديك ميان سفالساز و نقاش آرايه گر است . اين كلمات در سنگ نبشه محراب امامزاده جعفر در قم ديده مي شود : « در دهم ربيع الثاني 6 (738 نوامبر 1337 ميلادي ) در كاشان در كنار سيد ركن الدين محمود بن سيد زين الدين غضايري به دست جناب مستطاب جمال نقاش ساخته شد » . دو نقاش ديگر كه در آراستن كاشيهاي ستاره اي و ضرب در نامبردارند به ترتيب عبارتند از : ابوروفظا كه در حدود سال 580 شمسي مي زيست و ديگري طاهر الدين كه در حدود سال 642 شمسي كار مي كرد . در روي يكي از كاشي هايي كه از نقاش نخستين باقي مانده است اين كلمات خوانده مي شود : « در شب هاي ميان سه شنبه و چهارشنبه در آخرين روز صفر سال 600 هجري ساخته شد .
    دوره متاخر اسلامي
    هنگامي كه شاه اسمعيل در سال 880 شمسي پس از 850 سال فرمانروايي بيگانگان بر تخت نشست و نخستين شاه دودمان صفويه گرديد بزرگي و عظمت ايران آغاز گرديد; و تا دويست سال ادامه داشت . در زمان شاه عباس بزرگ اين عظمت به اوج خود رسيد ( 966 ـ 999 شمسي ) آوازه شكوه و جلال دربار شاهنشاهي او به دربارهاي اروپا رسيد و سفيراني از بسياري از كشورهاي اروپا به پايتخت وي يعني اصفهان آمدند. شاه عباس خود صنعتكار و بازرگاني باهوش بود. استادان فن را از امپراطوري پهناور خود جمع كرد و در اصفهان يا پيرامون آن جاي داد و كارگاههاي صنعتي شاهي بيشماري بنياد نهاد. به پيشه وران جز و صنايع خصوصي نيز كمك مي كرد. هنگامي كه از بازرگانان و نمايندگان كمپاني هند شرقي هلند كه دژي در جزيره هرمز در خليج فارس داشتند شنيد كه آنها مشغول تجارت ظروف چيني كشور چين هستند; از بازرگانان چيني دعوت كرد كه چيني زيباي خود را از راه خشكي براي صادرات به اروپا به كشور وي بفرستند و بدين ترتيب كمپاني هلندي را از ميدان خارج كرد. خود شاه گرد آورنده تعداد زيادي ظروف زيباي چيني بود; مجموعه چينيهاي وي هنوز در آرامگاه خانواده شيخ صفي در اردبيل وجود دارد. اين امر نفوذ صنعت چين را دوباره برگرداند و سفالسازان ايراني بار دگر در كار چيني سازي كوشيدند و شيوه كار كاشان را كامل كردند و كائولين سفيد نرمي را كه در نائين و علي آباد پيدا شده بود بكار بردند و با لعاب خمير شيشه قليايي كه قبلا گفتيم درهم آميختند.
    چون سفالهاي ايراني بدل چيني بود شاه عباس 300 كوزه گر چيني را به ايران دعوت كرد تا سفالسازان ايراني در صنعت چيني سازي آموزش دهند. رهبر اين عده مردي بود كه در افسانه ايراني به نام « من او هر » شناخته شده است . جهانگردان اروپايي كه در آن زمان به ايران مسافرت كرده اند مرغوبيت و جنس اعلاي فراورده هاي داخلي را تحسين كرده اند.
    در سده هجدهم و نوزدهم كه شاهان و فرمانروايان ايران ضعيف بودند سقوط كلي در بيشتر صنايع و حرفه ها پديد آمد; ولي سفالسازان به ساخت ظرفهاي زيباي خود ادامه دادند; به طوري كه در دوره شروع نوسازي ايران زمان رضا شاه (1304 ـ 1320 شمسي ) توانستند بيشتر كاشيهاي كه از سردرها و گنبدهاي مسجدها و امامزاده هاي قديمي ريخته بود با كاشيهايي به مرغوبيت كاشيهاي قرون وسطي تعمير كنند.
    از آغاز نيمه سده گذشته باستان شناسان تعداد زيادي ظروف سفالي و اشيا ديگر در منطقه اي از مشرق ايران تا عراق و از قفقاز با دره سند را از زير خاك بيرون آوردند. سفالهاي پيش از تاريخ كه در اين منطقه وسيع يافت شده در شيوه و سبك ساختن تقريبا با مختصر تغيير يكنواخت و در سطح فني بطرز اعجاب انگيزي پيشرفته است
    كهنترين ظرفي كه در ايران يافت شده است ظرف سياه دود آلوديست كه همانند قديمي ترين ظروف سفالي است كهن در جاهاي ديگر پيدا شده است . نخستين ظرفهاي سفالي كه با روش كربن 14 تاريخ آن بدست آمده و متعلق به هزاره چهارم پيش از ميلاد مسيح است در بين النهرين يافت شده است
    از اختراعات ايرانيان در صنعت سفالسازي رنگهاي مينايي است كه قبلا در سال 262 ش آغاز گرديده بود . اشيائي كه رنگ مينايي بر آنها زده شده است ـ سفالسازان چيني هيچگاه اين رنگ را به كار نبرده اند ـ در كارگاه ههاي كوزه گري فوسطاط نزديك قاهره و در عراق پيدا شده است . ولي بيشتر دانشمندان امروزه بر اين باورند كه رنگ مينايي يك اختراع ايراني است
    كوشش مستمر سفالسازان ايراني براي اينكه بتوانند با چينيها و لعابهاي ساخت كشور باستاني چين برابري كنند موجب بوجود آمدن دو اختراع در ايران گرديد اولين اختراع تركيب خمير نرم با آميخته زيادي از در كوهي و ديگر كشف مجدد لعاب قلياني كه براي آخرين بار در مصر باستان بكار مي رفت