روزنامه جمهوري اسلامي 05/08/1388 صفحه عقيدتي

  • مناجات
  • شناخت چگونگي و درجات آن
  • *****
    مناجات




  • ما را از تشتت برهان
    و به وحدت برسان
    خدايا گوهر شريف « عقل » را
    براي تشخيص « حق » از « باطل »
    و تفكيك « راه » از « بيراهه »
    و جدا كردن « خير » از « شر »
    و نماياندن « سعادت » و « شقاوت »
    و رهيابي به سوي هر خير و نيكي
    و پرهيز از هر شر و بدي
    به ما عطا كردي .
    و از ما پيمان گرفتي
    تا از اين موهبت
    براي نيل به معرفت
    و دست يابي به صلاح
    و راهيابي به فلاح
    نه دست يازي به فساد
    و اصرار بر عناد
    بهره وافر بريم .
    ما چنين عهد كرديم
    كه راه را بر راهبري عقل نبنديم
    و عرصه نظارت آن را محدود نكنيم
    و ديو رهزن را به بند كشيم
    تا عقل « امير » باشد
    و نفس « اسير » .
    ما خود پذيرفتيم
    و با تو پيمان بستيم
    كه ستم نكنيم بر بندگان
    و نيرنگ نيفكنيم با آنان
    و نريزيم بذر تفرقه در ميانشان
    و پراكنده نكنيم صفوف اتحادشان
    خدايا به ما چنين فرمان دادي :
    « واعتصموا بحبل الله جميعا ولاتفرقوا »
    « و همگان به رشته دين خدا چنگ زنيد »
    « و به بيراهه هاي تفرقه و جنگ نرويد. »
    و اين گونه به يادآوري نعمت ها فراخواندي :
    « واذكروا نعمت الله عليكم اذكنتم اعدا » .
    « به ياد آريد نعمت مودت و وحدت را »
    « و حال آنكه پيش از اين با هم دشمن بوديد » .
    « فالف بين قلوبكم »
    « و خدا در دلهاتان الفت انداخت »
    « فاصبحتم بنعمته اخوانا »
    « و به لطف الهي برادر ديني يكديگر شديد. »
    خدايا گروهي از اين ميان
    به آشكار و عيان
    نه به تفاهم كه به تخاصم
    و نه به اتحاد كه به افتراق
    راه مخالف پوئيدند
    و تشتت ورزيدند
    هم اينان نعمت وحدت را فراموش كردند
    و پيشينه عزت را از ياد بردند
    و بر طبل اختلاف كوبيدند!
    خدايا اين خطاب را نيز از تو شنيديم :
    « ولاتكونوا كالذين تفرقوا و اختلفوا »
    « و شما هرگز مانند آن كسان نباشيد »
    « كه راه افتراق و اختلاف پوئيدند »
    « من بعد ما جا هم البينات »
    « پس از آن كه براي راهيابي آنان »
    « آيات و دلايل مبين نازل گرديد. »
    « و اولئك لهم عذاب عظيم »
    « والبته بر چنين تفرقه جويان وحدت گريز »
    « عذابي سخت و عظيم خواهد بود »
    شگفتا كه پس از اين آيات روشن
    و بينات و دلايل متقن
    باز هم از وحدت فاصله گرفتيم


    و به اختلاف افتاديم
    از تو به شدت گريختيم
    و خاك مذلت به سر ريختيم !

    خدايا آنان چه پاسخي در پيشگاه تو دارند
    و چه خواهند گفت در آن روز سخت
    كه پرسيده شوند :
    چرا با داس فتنه و ستم
    به مزرعه وحدت درآمديد
    و بر همه چيز حمله ور شديد
    و بيرحمانه درو كرديد
    حاصل تلاش مناديان وحدت را !
    هم آنان كه خود سوختند
    و چراغ وحدت افروختند
    مذمت بسيار شنيدند
    و سختي فراوان كشيدند
    تا مردم جامعه به ساحل آرامش نشينند.
    و هم آنان كه داغ جور بر قلب
    و خنجر خيانت دوستان بر پشت
    و استخوان فتنه متحجران در گلو
    و خار ستم جاهلان در چشم
    دروغ و تهمت و فريب كاري را تحمل كردند
    تا مردم به صدق و سلامت و اتحاد رسند

    خدايا ما را به حال خود رها نكن .
    و بر ما خشم و غضب مكن .
    ما به خود ستم كرديم
    و به پيمان خويش وفا نكرديم
    تو روي از ما برمتاب
    و آفتاب مهر خويش بر ما بتاب .
    ما را به عملكردهاي تباهمان مگير
    و مجازات مكن .
    خدايا ما را از خود مران
    و به سوي خويش بخوان
    و از تشتت برهان
    و به وحدت برسان .
    ما چنين عهد كرديم
    كه راه را بر راهبري عقل نبنديم
    وعرصه نظارت آن را محدود نكنيم
    و ديو رهزن رابه بند كشيم
    تا عقل « امير » باشد
    و نفس « اسير » .
    ما خود پذيرفتيم
    و با تو پيمان بستيم
    كه ستم نكنيم بر بندگان
    و نيرنگ نيفكنيم با آنان
    و نريزيم بذر تفرقه در ميانشان
    و پراكنده نكنيم صفوف اتحادشان .
    مناديان وحدت خود سوختند
    و چراغ وحدت افروختند
    مذمت بسيار شنيدند
    وسختي فراوان كشيدند
    تا مردم جامعه به ساحل آرامش نشينند.
    و هم آنان كه داغ جور بر قلب
    و خنجر خيانت دوستان بر پشت
    و استخوان فتنه متحجران در گلو
    و خار ستم جاهلان در چشم
    دروغ و تهمت و فريبكاري راتحمل كردند
    تا مردم به صدق و سلامت و اتحاد رسند
    خدايا ما را به حال خود رها مكن
    و بر ما خشم و غضب مكن .
    ما به خود ستم كرديم
    و به پيمان خويش وفا نكرديم .
    تو روي از ما بر متاب
    و آفتاب مهر خويش بر مابتاب

  • *****
    شناخت چگونگي و درجات آن




  • شناخت در برنامه تربيت اسلامي هنگامي داراي ارزش محسوب مي شود كه نور و بينش باشد. و آن معرفت قاطع و متبلور شده اي است كه خاصيت نوربخشي دارد و راهها را روشن مي كند و جايگاه نگريستن به جهان و كائنات را نشان مي دهد و هدف شريف زندگي را به آدمي مي شناساند. و از همين معرف و شناخت است كه در قرآن به « نور » تعبير شده است : « الله ولي الذين آمنوا يخرجهم من الظلمات الي النور » . « خدا ولي كساني است كه ايمان آورده اند و آنان را از تاريكيها به نور بيرون مي آورد » .
    و اينچنين شناخت كيفيت اصيلي است كه ـ اگر به دست آمد ـ همچون چشم ملازم انسان است و راه را به او مي نماياند و در جاهاي سقوط كردن و انحراف يافتن دست او را مي گيرد. نيز اين شناخت شناختي قاطع و جهانبينانه و دستگاهي (ايدئولوژيك ) است . و از نظر تبيين امور و خط دهي به انسان چنان است كه پيوسته او را به كار و حركت وامي دارد و خود ملازم با كوشايي و مكتبي بودن است و همه جوانب و ابعاد زندگي را فرامي گيرد و همه فعلها و تركهاي آدمي را در راه هدف بزرگ حيات و منظور اعلاي زندگي قرار مي دهد. و انسان از اين راه براي اجتماع خويش به صورت عضوي درمي آيد آگاه صالح بانشاط فاضل مكتبي و تعهدشناس .
    بنابراين در روش پرورش اسلامي مقياس صحيح براي ارزشيابي چيزها و بازشناختن ارزشها و اعتبارها چيزي جز شناخت و معرفت نخواهد بود. چه بسيار چيزها و نمودها و اعتبارها كه مردمان آنها را گرانبها مي پندارند و گرانبها نيست . و چه بسا چيزها و نمودها و اعتبارها كه مردمان آنها را ارزان مي پندارند و ارزان نيست . مقياس درست براي بازشناختن گران و ارزان از يكديگر در هر چيز دانش راستين و شناخت حقيقي است كه با آنها گران و ارزان تقلبي و درست از يكديگر تميز داده مي شود . (الحيات ج 1 )