
مجيد زندي
آخرين باري كه خود را در آئينه ديده بود
ميانسال با موهايي سفيد و آشفته
تني تكيده و چهره اي رنگ پريده شده بود درحاليكه 28
سال پيش وقتي شغل خبرنگاري را با عشق و علاقه به اطلاع رساني آغاز كرده بود. چهره اي شاداب
موهايي سياه و دلي سرزنده داشت .
او مي خواست با انقلابيون همراه شود و از خان گزيده ها بگويد و كمونيسم و ليبراليسم را با يك چوب بزند تا نشاني بهار را براي مردم
ايران بنويسد
بهاري كه مي خواست او هم همراه مردمش باشد
گل بگويد و گل بشنود.
سالها براي خبررساني به جبهه هاي جنگ رفته بود و در اين طرف از مشكلات معيشتي مردم شهر و روستا نوشت و آنقدر با
مشكلات مردم همراه شد و همراه رفت كه خود نيز جزيي از مشكلات شد و نگاهش ديگر به سمت شيريني ها نرفت چون آنقدر تلخي ها
فراوان بود و غصه ها زياد كه روي به هر صورتي كه برمي گرداند مشكلاتشان را مي گفتند و او هم به اين باور رسيده كه تا جايي كه چنين
مشكلات گسترده اي دامنگير جامعه است
از خويش نوشتن و خوشي نوشتن چه سود
اصلا مگر كسي روزنامه ها را براي خوشي ها
مي خواهند
ختي بخند
خبرنگار! خنده ات هم زيباست ! اما هنگامي كه او لب به سخن باز كرد
غمهاي فراواني در دلش همانند شعله اي فوران
كرده و ديدگانش هم درياي غم شد از مشكلات صنفي به همراه مشكلات سياسي و اجتماعي گفت انگار تاكنون كسي نبود كه حرفهاي
او را هم بشود! او به سراغ هر كسي كه مي رفت به محض اينكه مي گفت « خبرنگارم »
مشكلات خود را بر مي شمرد و هيچگاه كسي از او
نخواست كه اي خبرنگار
بگو تا اينبار من شنونده مشكلات تو باشم حتي اگر نتوانم و قدرتي نداشته باشم تا آن را حل
كنم .
خبرنگاران
كارگراني هستند كه حتي سازمان ها و وزارتخانه نيز علاقه اي ندارند تامشكلات آنها را حل كنند
مشكلاتي كه طي سالها و
سالها همواره در ايام انتخابات بر زبان مسئولان جاري مي شود تا روزنه اميدي هم در دل روزنامه نگاران و خبرنگاران براي حمايت هاي
سياسي باز شود
اما پس از انتخابات تا چهار سال بعد خبرنگاران و روزنامه ها و مجلات و نشريات با مشكلات خود تنها مي مانند.
سياستمداران دوست دارند از آنها تعريف كنيم و كارهايي كه انجام مي دهند را شايسته تقدير بدانيم . سياستمداراني كه مي خواهند
هرگاه حرفي بزنند
خبر و عكس آنها زينت بخش روزنامه ها و مجلات
هفته نامه ها
ماهنامه ها و فصلنامه ها باشد! نماينده اي مي گفت
چه عجب روزنامه شما هم به فكر مصاحبه با من افتاده است درحاليكه تاكنون با همه روزنامه ها و مجلات مصاحبه داشتم ! يكي ديگر از
سياستمداران كه در بخش اقتصادي كشور هم فعال است
انتظار دارد روزنامه ستوني مستقل را به او اختصاص دهد تا هرچه مي خواهد
بگويد و براي حل مشكلات اقتصادي كشور راهكار بدهد همان كه خود را پدر اقتصاد ايران هم مي داند و...!
وزيري مي گفت من اين حرفي را كه شما در روزنامه نوشتيد نگفتم منظور حرفم چيز ديگري بود درحاليكه صدايش كاملا ضبط شده
و يك « واو » كم و زياد نشده است
اما آن وزير مي خواهد خبرنگار منظورش را بفهمد نه حرفش را!
در كنار آن كارخانه دار مي نالد كه قانون كار اجازه سودآوري را به كار ما نمي دهد و وارد كننده چاي و پرتقال و موزو سيب وشيريني
خبرنگاران روزنامه ها را موي دماغ و مزاحم خود مي دانند و صنعتگر از عدم حمايت تعرفه اي دولت مي نالد و...
كشاورزان هم از خبرنگاران مي خواهند براي تامين نهاده هاي كشاورزي و ارزاني هزينه هاي توليد بنويسند و كارگران از مشكلات
معيشتي
اخراج دسته جمعي
نپرداختن دستمزد و حق بيمه از سوي كارفرما
قراردادهاي موقت كار در عين سختي و زيان آور بودن
فعاليت خود داد سخن دارند و... معلمان و دانشگاهيان دانش آموزان نيز هم !
حتي مرد بقال هم از زيادي دست و كسادي بازار فروش مي نالد و شهرداري را با عوارضش و دولت را با مالياتش دشمن كسب و
تجارت معرفي مي كند و مي نالد و مي گويد و...
ديروز نمايشگاه مطبوعات
شانزدهمين دوره خود را هم به پايان رساند
مطبوعات و خبرگزاريهاي از ايران و حتي 34 كشور ميهمان
كه در مصلاي امام خميني جمع شده بودند
جايي در زير يك سقف كه 67 خبرگزاري و روزنامه و حتي 34 پايگاه خبري براي خود
غرفه اي زده بودند و در سر جمع در بيش از 1000 غرفه كارهاي خودشان را در معرض قضاوت مردم و مسئولان قرار داده بودند .
روزنامه ها و مجلاتي كه با حضور خبرنگاران و مديران
صحنه هايي رودررو با مردم و مسئولان خلق كرده بودند كه هركس هرچه دلش
مي خواست بگويد و در دفتر يادبود روزنامه ها بنويسد
دست نوشته هايي به رنگ سبز و قرمز
سياه و آبي و... بيافريند كه هر يك
موضعي را حق و جريان مخالف خود را باطل معرفي مي كرد و دريغ از يك سئوال كه راستي اين خبرنگاران و روزنامه ها خودشان
چگونه زنده اند و زندگي شان چگونه مي گذرد
79 نشريه اجتماعي
137 نشريه تخصصي
17 نشريه ورزشي
30 نشريه ادبي و هنري
20 نشريه دانشجويي و دهها نمايندگي
مجلات و هفته نامه هاي استاني و... دنيايي از خبر در حوزه سياست
اقتصاد
دين و فلسفه
ورزش
اجتماعي بپا كرده بودند كه از زيادي
روزنامه و مجله
افراد بازديد كننده آن را زير پاي خود هم رساندند و براي نهار خوردن در فضاي چمن مصلا هم سفره و هم فرش
زيرپايشان شده بود و در نهايت در كنار حواشي سياسي خود صحنه هاي زيبايي هم براي دوستي هاو همدلي ها داشتند.
به هرحال نمايشگاه جايي بود كه دبيري از نرسيدن يارانه هاي دولتي و تبعيض توزيع آن سخن مي گفت و خبرنگاري از فشارهاي
نوشتن يا ننوشتن
به هر حال آنچه بود زندگي در نمايشگاه مطبوعات هم جريان داشت و تنها يكي ـ در روز همراهي با همه آنها ممكن
نبود مي بايست تمام شش روز و هفت روز و حتي هفته ها و ماهها و سالها در ميان آنها بوده باشيد يا دقيقتر از مشكلاتشان با خبر
مي شديد. همين تصوير
موضوع گزارش امروز ما شد كه آن را با برخي از اهالي مطبوعات در ميان گذاشتم .
آقاي منصور مظفري صاحب امتياز مدير مسئول روزنامه سراسري آفتاب يزد است او مشكلات روزنامه ها و مجلات را در دو بخش
سياسي و صنفي مي بيند و مي گويد : طبق قانون اساسي جمهوري اسلامي يك سري وظايفي برعهده مطبوعات و رسانه ها گذاشته شده
كه ركن چهارم دموكراسي خوانده مي شود و برمبناي همين اصل هم مردم توقعاتي از مطبوعات دارند كه وظيفه اطلاع رساني و
روشنگري خود را به نحو احسن انجام دهند به همين دليل مطبوعات به عنوان پيوند دهنده و پل ارتباطي مردم و مسئولان عمل مي كنند.
وي ادامه مي دهد : در همين ساختار
مطبوعات هم قانون اساسي و هم قانون مطبوعات را قبول دارند و اينكه افرادي مدعي شوند ما
آزادي داريم كه هرگونه هرج و مرجي در جامعه ايجاد كنيم پسنديده نيست زيرا در تمام نظامهاي سياسي جهان خطوط قرمزي را كه قانون
تعيين كند مورد قبول رسانه ها و روزنامه نگاران هست و ما هم بايد به قانون پايبند باشيم .
آقاي مظفري ادامه مي دهد : متاسفانه در كشور ما سياستمداران مطبوعات منتقد را معاند معرفي مي كنند درحاليكه روزنامه هاي
منتقد مطلقا مخالف نظام جمهوري اسلامي نيستند و مخالف دولت هم نيستم . ما اگر حرف مي زنيم به اين دليل است كه اگر از
مطبوعات
نقد و انتقاد گرفته شود چيزي از آنها باقي نمي ماند ولي نبايد گذاشت آن مطبوعاتي كه نقد سازنده دارند را دشمن فرض كنند.
وي مي افزايد : يك نظام سياسي از هيچ راه و روشي بهتر از مطبوعات نمي تواند ضعف هاي خود را شناسايي كند چون مردم به
آساني نظرات خود را به مطبوعات منتقل مي كنند و اگر نظامهاي سياسي متوجه باشند اين جمع آوري نظرات مردم به نفع آنهاست كه
نبايد گذاشت از اين رهگذر
مطبوعاتي كه نقد سازنده دارند آسيب ببينند.
وي مي گويد : اگر بنابر نظرخواهي سازماني باشد
يك سازمان يا نهادي بايد هزينه فراواني براي نظرخواهي صرف كند ولي
مطبوعات به آساني و باكمترين هزينه اي كاستي هاي سازماني را به اطلاع مسئولان مي رسانند. زيرا مردم كاستي ها را بهتر از مسئولان
مي بينند و آن را به مطبوعات مي گويند.
مدير مسئول روزنامه آفتاب يزد ادامه مي دهد : در چنين شرايطي نبايد با اعمال سليقه اي خاص
مطبوعات مستقل و منتقد را
زمينگير كرد اگر اين مطبوعات زمينگير شوند دودآن به چشم همه خواهد رفت و اگر ما منتقد دولت شديم اين نبايد دليلي براي كاهش
يارانه هاي حمايتي دولت شود و اگر آن را در بخش هاي غيرآشكار نتوان ردگيري كرد
اين مساله در توزيع آگهي ها به آساني قابل ردگيري
است و روزنامه اي همچون آفتاب يزد روزها حتي يك آگهي دولتي ندارد كه نشان مي دهد از حداقل هاي حمايتي نيز نسبت به مطبوعات
غيروابسته دريغ مي شود.
وي ادامه مي دهد : قرار بود آگهي شركت هاي بزرگ دولتي و خودروسازها به تساوي ميان روزنامه ها تقسيم شود ولي شما شاهد
هستيد كه اين آگهي ها كماكان به دست روزنامه هاي حامي يك جريان فكري سرازير مي شود و يا توزيع روزنامه هاي منتقد در هواپيمايي
و قطارها حدود چهار سال است كه قطع شده و آنها روزنامه هاي مستقل ومنتقد را خريداري نمي كنند و به جاي آن روزنامه هاي خاص
خريداري مي شود كه حتي اين كار مورد اعتراض مردم قرار گرفته كه چرا توزيع روزنامه ها در هواپيماها و قطارها يك سويه شده است
آقاي مظفري البته به اين موضوع هم اشاره مي كند كه وزارت ارشاد دولت نهم نسبت به توزيع عادلانه يارانه ها به روزنامه هاي مستقل
منظم تر از دولت هاي ديگر عمل كرده است . او مي گويد : اميدوارم اين حركت در دولت دهم نيز ادامه داشته باشد.
وي مي افزايد : البته ما در بخش توزيع يارانه ها بحث هاي گسترده اي داشتيم كه تبعيض وجود دارد ولي اگر عدالت رعايت شود
مشكلات بسيار كاهش مي يابد.
مدير مسئول روزنامه آفتاب يزد مي گويد : اگر مسئولان نتوانند صداي اعتراض معمولي مطبوعات خودي را تحمل كنند
يا
صداهايي كه در داخل كشور و از سوي دلسوزان مطرح مي شود آنهارا بي تاب كند
و خداي نكرده آنهابا حركتي كينه ورزانه و بغض آلود با
مسايلي برخورد كنند
اطلاع رساني جامعه به دست رسانه هاي بيگانه خواهد افتاد كه ماهيت آنها براي همه مشخص است . درحاليكه ما
بايد بتوانيم از ظرفيت هايي كه داخل كشور داريم به خوبي استفاده ببريم .

آقاي مظفري درخصوص وضعيت معيشت خبرنگاران هم مي گويد : خبرنگاران افراد مظلوم جامعه و رسانه ها هستند درحاليكه با
عشق و ايمان به كار خود مشغولند و آنها با ملاك مادي در اين وادي قلم نمي زنند
اما اگر خود مطبوعات با مشكلاتي كه مطرح كردم
بضاعت مالي نداشته باشند. نمي توانند به خبرنگاران خودشان هم حقوق بدهند و آن خبرنگاري كه حتي حاضر است با حداقل هاي ما
هم بسازد
مشكلات اداري و اجتماعي را به خانواده و فرزندان خود منتقل مي كند و زندگي او را هم نابود مي سازد. اين وضعيت كاملا
آشكار است كه اگر مشكلات مالي بر زندگي خبرنگار تاثير منفي بگذارد
او قادر نخواهد بود به رسالت واقعي ملي و اعتقادي خود پايبند
باشد.
آقاي امين بلند همت
خود خبرنگار است و سالها براي مردم و به ويژه جامعه كارگري نوشته است و اكنون هم در نشريه بازار كار قلم
مي زند نگاه او به مشكلات صنفي كارگران
بخشي ديگر از زواياي سخت و مشقت آور بودن كار روزنامه نگاران را آشكار مي سازد
او
مي گويد : يكي از اصلي ترين و پايه اي ترين مشكل روزنامه نگاران و خبرنگاران تعريف نشدن عنوان شغلي آنها در جامعه و دستگاههاي
نظارتي و حمايتي و راههاي ورود افراد به اين حرفه و شغل است . متاسفانه مشكلات كمبود شغل در كشور سبب شده بسياري از افراد به
ناچار وارد اين حرفه شوند كه هيچ پيش زمينه فكري و اجرايي در اين خصوص نداشتند.
وي ادامه مي دهد : اين افراد سبب مي شوند آنهايي كه در كار خود تخصص دارند نتوانند به حقوق قانوني خود برسند همچنانكه
بپذيريم افرادي كه تحصيلات پزشكي ندارند فعاليت عادي خود را در كار طبابت آغاز كنند و حتي دولت يا وزارت بهداشت به آنها مجوز
فعاليت بدهد. زيرا براي چنين افرادي تفاوتي ندارد در جايگاه خبرنگار بنشينند و يابراي نشريه اي سفارش آگهي تدارك ببينند يا منشي
باشند و... اين حركت سبب شده اصل شغل و حرفه خبرنگاري نزد مسئولان اجرايي و سياسي تنزل پيدا كند.
آقاي بلندهمت ادامه مي دهد : مشكل بعدي خبرنگاران براي موفقيت در اطلاع رساني خوب
عدم همكاري دستگاههاي دولتي براي
در اختيار گذاشتن اطلاعات و اخبار هست
يعني مسئولين سازمانها هر خبري كه مناسب حال خود ببينند آن را ملاك خبر مي دانند
درحاليكه اخبار بسيار مهم ديگري كه بايد اعلام شود و به نفع ملت و كشور هم هست پنهان مي ماند.
وي ادامه مي دهد : در كشور متاسفانه فراوان از جريان آزاد اطلاعات مي شنويم
اما دريافت اطلاعات در دستگاههاي اجرايي از هر
كاري سخت تر است تا حدي كه مسئولان سياسي و اجرايي اين حق را براي خود قائل هستند كه سئوال هاي جدي خبرنگاران براي
دريافت اطلاعات را اهانت آميز بدانند و به خبرنگار پرخاش كنند و حتي ضمن تماس با روزنامه يا نشريه و خبرگزاري بر ضد خبرنگار
كنجكاو
اقامه دعوا كنند و حتي دبير بخشي كه از خبرنگار حمايت كرده بود و حتي مسئولان خبرگزاري و نشريه به نوعي توبيخ شوند!
اين خبرنگار مشكلات معيشتي را در راس مشكلات خبرنگاران معرفي مي كند و مي افزايد : خبرنگاري كه مشكل تامين نان و مسكن
دارد نمي تواند با مسايل ديگر به صورت اساسي و ريشه اي درگير شود هر چند هم متوجه موضوعات مهم خبري شده باشد.
وي ادامه مي دهد : بسياري از روزنامه ها و نشريات حداقل حقوق مورد نظر قانون كار را به خبرنگار خود مي دهند درحاليكه با حقوق
250 تا 300 هزار تومان در ماه
هيچگاه قادر نخواهند بود آبرومندانه زندگي و كار كنند .
وي مشكل عدم بيمه تامين اجتماعي و سابقه كار را از ديگر موانع سنگين پيش پاي خبرنگاران نام مي برد و مي افزايد : خبرنگاران
فراواني در گفت وگوهاي روزانه از سرنوشت خود اظهار نگراني مي كنند كه حتي بيمه تامين اجتماعي نيستند و اين وضعيت حتي در
سايه فعاليت سازمان ها و خبرگزاريهاي انجام مي شود كه ادعاي فراوان حمايتي و رسانه اي دارند
افرادي كه اگر به دلايلي شغل خود را از
دست بدهند نمي توانند از بيمه بيكاري استفاده كنند.
وي قرارداد موقت كار يا قرارداد كارفرمايي را عمده مشكلات نسل جوان خبرنگار معرفي مي كند و مي افزايد : كارفرمايان اين افراد
حتي عنوان « خبرنگاري » را براي آنها در قراردادها قيد نمي كنند بلكه عنوان « كارشناس خبري » را براي آنها برمي گزيند اما كارهايي كه از
اين دسته از كارگران مي خواهند « خبرنگاري » سخت و بسيار پراسترس وزيان آور است .
آقاي بلند همت عدم اجراي قانون مشاغل سخت و زيان آور را براي خبرنگاران از مشغله هاي ذهني و اجرايي آنها معرفي مي كند و
مي گويد : مجلس شوراي اسلامي پس از سالها تحقيقات
قانوني را به تصويب مي رساند كه در آن شغل خبرنگاري را سخت و زيان آور
دانسته است اما كارفرما باهمكاري سازمان تامين اجتماعي در يك همكاري مشترك
كد مخصوص خبرنگاري را براي افراد صادر
نمي كنند.
امايك مساله ديگر... مشكلات روزنامه هاو خبرنگاران در شهرستان هابه مراتب بيشتر از مركز كشور يا مراكز استان هاست .
استان هايي كه فعاليت اقتصادي و صنعتي خاص در آن انجام نمي شود و اقتصاد سنتي و كشاورزي محور فعاليت هاي مردم آن مناطق را
تشكيل مي دهد. امين پارسا قائم مقام مدير مسئول و سردبير هفته نامه نگين زاگرس در استان لرستان يكي از آن فعالان مطبوعاتي در
استان محروم و كمتر توسعه يافته است كه مشكلات روزنامه ها و خبرنگاران آن مناطق را بسيار گسترده معرفي مي كند و مي گويد : در
استاني همانند لرستان يك چاپخانه وجود ندارد كه روزنامه ها و مجلات و هفته نامه هاي محلي مطبوعه خود را در آن چاپ كنند پس
چاره اي ندارند كه براي چاپ مطبوعات با چاپخانه هايي در تهران يا برخي استانهاي همجوار قرارداد ببندند كه هزينه حمل هم بايد
بپردازند تا روزنامه و مجله به دست خودشان برسد!
وي ادامه مي دهد : دولت با ميدانداري وزارت ارشاد در اولين قدم بايد صنعت چاپ نشريات را از حالت مركز محوري خارج سازد و
آن را به استانهاي محروم هم برساند و براي اين كار لازم است دولت سرمايه گذاري يا زمينه سرمايه گذاري بخش خصوصي را فراهم كند
زيرا همين حركت به ظاهر ساده
كمكي موثر در توسعه يافتگي استانهاي محروم خواهد بود.
پارسا مي گويد : ما در استان لرستان 21 نشريه فعال داريم كه در قالب هفته نامه
دو هفته نامه
ماهنامه و فصلنامه منتشر مي شود كه
همه اين نشريات آماده اند با همكاري بخش خصوصي سرمايه گذار و وزارت ارشاد كارهاي خود را در خود استان انجام دهند زيرا بسياري
از مطبوعات در مراحل باربري آسيب مي بينند و به ضايعات تبديل مي شود.
وي مشكل ديگر مطبوعات استان هاي محرومي همانند لرستان را صنعتي نبودن استان مي داند و مي گويد : كشاورز روستايي كمتر
براي تبليغ كار خود نيازمند مطبوعات است و اين صنايع هستند كه براي تبليغ توليدات خود با مطبوعات رابطه تجاري برقرار مي سازند
كه در نهايت سبب تحول در اطلاع رساني و آگاهي بخشي در محيط هاي شهري مي شود. لرستان در دوران جنگ جزو استان هاي جنگ زده
بود كه سرمايه گذاري دولتي و خصوصي در آن انجام نشد ولي پس از پايان جنگ تحميلي هم
استانهاي ديگر بودجه بازسازي را دريافت
كردند و استان لرستان در مرحله دوم انقلاب هم از حمايت هاي دولتي محروم شد و مراحل بعد هم ته مانده صنايع و فعاليت ها نيز از
رونق افتادند و عملا صنعت مادري در لرستان ايجاد نشده است .
وي حمايت هاي ارشاد و در قالب كمك ها و يارانه هاي نقدي را تنها در هر شش ماه يك ميليون تومان برمي شمرد و مي افزايد : اين
رقم فقط براي يك شماره از نشريه ما هزينه مي شود درحاليكه آگهي هاي دولتي مربوط به استان لرستان در روزنامه هاي سراسري به
چاپ مي رسد كه ربطي به مردم ساير استان ها ندارد به همين دليل مطبوعات محلي درآمدي از آگهي ها ندارند.
پارسا نداشتن خانه مطبوعات
مشكلات مربوط به مسكن
بيمه و معيشت خبرنگاران را از ديگر مشكلات ريشه دار در استاني
همانند لرستان معرفي مي كند و مي افزايد : خبرنگاراني كه جوان هستند و دوست دارند كار حرفه اي انجام دهند و قلم قوي و قدرتمندي
هم دارند ولي هنگامي كه با حق التحرير ماهيانه 30 هزار تومان مواجه مي شوند از خبر ادامه كار خبرنگاري خواهد زد كه نمونه هايي از
اين افراد فراوان داريم و آنهايي كه مي مانند واقعا عاشقانه و در شرايط بسيار سخت معيشتي در اين راه گام برمي دارند و چنين افرادي كه به
صورت حرفه اي گام در راه خبرنگاري مي گذارند ديگر فرصتي براي جستجوي شغل دوم و سوم نخواهند داشت .
هر نتيجه اي كه گزارش امروز ما داشته باشد قدمي به سوي روشنايي است
قدمي هر چند كوچك كه گوشه اي از مشكلات كساني
بود كه عمري به دنبال حل مشكلات مردم بودند و هستند.
خبرنگار! لختي بخند
خنده ات در سختي ها هم زيباست . مي دانم همواره مشكلات مردم را شنيده اي و قبل از آنكه آن را به چاپ
روزنامه و به تاريخ ملت بسپاري
در دل خود ماندگار ساخته اي و...
نمايشگاه شانزدهم مطبوعات هم تمام شد; اما انتظارات سياستمداران
وزرا
وكلا
نمايندگان مجلس
صنعتگران
كشاورزان
تجار
پيشه وران
دانشگاهيان
دانش آموزان
معلمان و... از خبرنگاران كه مي خواهند همواره همراه آنان باشند
همچنان پابرجا است
آقاي منصور مظفري مدير مسئول و صاحب امتياز روزنامه سراسري آفتاب يزد : سياستمداران روزنامه نگاران منتقد را معاند معرفي
نكنند آنها طبق قانون اساسي و قانون مطبوعات در خدمت ملت و نظام هستند
ولي تبعيض را نمي پذيرند و به آن اعتراض مي كنند
آقاي رامين بلند همت خبرنگار : در دوراني كه ادعاي آزادي اطلاعات مطرح مي شود
دريافت اطلاعات و خبر خارج از اراده و ميل و
خواسته مسئولان سازمانها
وزارتخانه ها و ادارات در كشور غيرممكن است
خبرنگاري كه مشكل تامين نان
مسكن و ... دارد نمي تواند با مسائل اساسي به صورت ريشه اي درگير شود
آقاي امين پارسا
قائم مقام مدير مسئول نشريه نگين زاگرس : عليرغم 21 نشريه فعال در لرستان
اين استان هيچ چاپخانه اي براي چاپ
روزنامه و مجله ندارد. استانهاي محروم حتي براي چاپ مجلات خود هم نيازمند چاپخانه هاي تهران هستند!

|