روزنامه جمهوري اسلامي 09/09/1388 صفحه مقالات
*****
درباره شعار « مرگ بر ضد ولايت فقيه »


  • روز چهارشنبه هفته گذشته رهبر معظم انقلاب در ديدار بسيجيان گفتند : « نمي شود هر فردي را به مجرد يك خطا منافق ناميد و همچنين نمي توان هر فردي را به دليل اختلاف نظر و ديدگاه ضد ولايت فقيه خواند » . ايشان اين نكته را زماني گفتند كه حاضران در ديدار در حمايت از بياناتشان شعارهاي « مرگ بر منافق » و « مرگ بر ضد ولايت فقيه » سر داده بودند. اين واقعه مي تواند زمينه اي براي مبحثي درباره كاربرد صحيح اين قبيل شعارها باشد.
    1 ـ شعارهاي هر ملت نمادهايي هستند كه آرمانها و جهت گيري هاي اعتقادي و اجتماعي آنان را نشان مي دهند بخصوص وقتي شعاري فراگير مي شود و به شكل طبيعي از عمق جان مردم بر مي خيزد بهترين دليل بر خواسته مردم است . مثلا در اوج انقلاب اسلامي شعار « مرگ بر شاه » داراي اين ويژگي بود و لذا حضرت امام از آن به عنوان « شعار ملي » ياد مي كردند. البته در تحولات اجتماعي و فرهنگي شعارها هم دچار تحول و دگرگوني مي شوند. گاه محتواي شعار تغيير مي كند درحالي كه قالب آن تكرار مي شود ولي معنا و محتواي آن تحريف مي گردد و گاه شعاري از جايگاه مناسب خود مي لغزد و در نتيجه كاركردي كاملا واژگونه و پيام كاملا متفاوتي پيدا مي كند و گاه نسل جديد در فهم درست يك شعار تاريخي با ابهام مواجه مي شود و گاه شعار دهندگان جديد شعارهاي اصيل گذشته را با اغراض و اهداف ديگري واگو مي كنند. از اين رو در شرايطي كه « قالب لفظي » يك شعار در جامعه حفظ شده و يا از سوي برخي گروهها تكرار مي شود الزاما نبايد گمان برد كه « معناي حقيقي » آن هم باقي مانده است در چنين وضعي نمي توان به سرعت نتيجه گرفت كه شعارها اثبات مي كند كه جهت گيريها در راستاي اهداف پيشين استمرار دارد و هيچ گونه انحرافي اتفاق نيفتاده است . مثلا نبايد فراموش كنيم كه در روز عاشورا يزيديان با شعاري كه عمر بن سعد اعلام كرد حمله را آغاز كردند او گفت : يا خيل الله اركبي و بالجنه ابشري يعني اي لشگر خدا بپاخيزيد كه درهاي بهشت به سوي شما گشوده شده است ! درحالي كه اين شعار ابن سعد در برابر حسين بن علي همان شعاري بود كه رسول خدا در برابر مشركان اعلام مي كرد!! ولي آيا يزيديان با واگو كردن « شعار پيامبر » مي توانستند « حقانيت خود » را اثبات كنند
    اينگونه نمونه ها كه در تاريخ فراوان اتفاق افتاده هشداري است كه در تحليل مسائل و شناخت جريانات به جنبه هاي ظاهري شعارها نبايد اكتفا كرد چرا كه شعارها هميشه بازگو كننده نيت ها و عقيده ها نيستند.
    2 ـ شعار مرگ بر ضد ولايت فقيه هر چند از شعارهاي دوره مبارزه با رژيم طاغوت و يا تاسيس نظام اسلامي نبود ولي از زماني كه جريانات برانداز مانند منافقين سر به شورش برآوردند و در برابر حاكميت اسلامي خروج كرده و كمر به نابودي نظام بستند مردم با اين شعار در برابرشان موضع گيري كردند. البته در همان زمان هم برخي از بزرگان با چنين شعاري موافق نبودند و معتقد بودند كه « ضديت با ولايت فقيه » ممكن است به « مخالفت » با مبناي ولايت فقيه و يا برخي از نظرات ولي فقيه تفسير شود و با رواج اين شعار وسيله اي براي تسويه حساب هاي جناحي و يا بهانه اي براي برخورد ناروا با برخي از روحانيون و يا عده اي از مردم فراهم شود.
    آيت الله العظمي گلپايگاني در اسفند ماه 1360 در مسجد اعظم قم در اين باره سخنراني كرد و از اينكه اين شعار بر افراد معتقد به نظام انطباق يابد اظهار نگراني كرد. آيت الله هاشمي رفسنجاني در خاطرات آن روزها مي نويسد : « عصر احمد آقا آمد و نوار سخنان آقاي گلپايگاني را آورد و گوش داديم به شعار مرگ بر ضد ولايت فقيه اعتراض كردند » .
    البته آيت الله گلپايگاني از طرفداران جدي مبناي ولايت فقيه بود. ايشان علاوه بر اينكه در حوزه اين بحث را مطرح كرده و مباني آن را تبيين و تثبيت مي كند در هنگام تدوين قانون اساسي نيز پافشار زيادي براي قرار گرفتن اين اصل در قانون اساسي جمهوري اسلامي داشت . ولي ايشان با طرح چنين شعاري به دليل عواقب آن مخالفت علني و آشكار مي كرد.
    بررسي سخنرانيهاي حضرت امام نيز در آن ايام نشان مي دهد كه تاييدي براي اين شعار در كلمات ايشان ديده نمي شود درحالي كه امام نسبت به شعارهاي ديگر تاييد و تصديق خود را آشكار كرده اند مثلا از شعار « نه شرقي نه غربي » به عنوان « شعار ابدي » نام برده اند.
    3 ـ در كشوري كه اقليت هاي ديني مانند زرتشتيان و مسيحيان با امنيت كامل زندگي مي كنند و در ميان شهروندان آن عده زيادي از مسلمانان غيرشيعي حضور دارند آيا شعاري كه متكي به يك فتواي فقهي ـ و نه ضرورت فقه شيعه و يا ضرورت مذهب و يا ضرورت اسلام ـ است مي تواند « شعار ملي » تلقي شود و عموم مردم كشور را در برگيرد اين سئوال در زمان حضرت امام مطرح گرديد و مسئولان عالي رتبه نظام در پاسخهاي خود توضيح مي دادند كه اين شعار به معني موضع گيري در برابر مخالفان ولايت فقيه و به منظور محدود كردن آنان نيست همه مردم مي ديدند كه حضرت آيت الله سيد احمد خوانساري كه ولايت فقيه را در كشورداري قبول ندارد چگونه مورد تكريم حضرت امام قرار مي گيرد و يا حضرت امام چگونه از حضرت آيت الله حائري يزدي تجليل مي كند درحالي كه در مجلس خبرگان تدوين قانون اساسي « نفي ولايت مطلقه » را « ضروري » اعلام مي كند!
    در آن دوره ياران حضرت امام توضيح دادند كه اين شعار در برابر كساني است كه مي خواهند « نظام جمهوري اسلامي » را كه مبتني بر ولايت فقيه است « ساقط » كنند در دهه فجر سال 1363 كه كنفرانس انديشه اسلامي تشكيل گرديد و ميهماناني از كشورهاي مختلف در ايران حضور يافتند آقاي هاشمي رفسنجاني در گفتگو با آنان با اين سئوال مواجه شد : « شما دائما از وحدت سخن مي گوييد و البته وحدت امر مقدسي است ولي شما مي دانيد برخي از فرق اسلامي عقيده به ولايت فقيه ندارند پس چرا در شعارهايتان مرگ بر ضد ولايت فقيه مي دهيد »
    ايشان در پاسخ گفتند : « ما خيلي كوتاه نظر نيستيم كه فكر كنيم كه هركس مثلا شيعه نيست و ولايت فقيه را به اين معنائي كه قبول داريم او قبول ندارد ما بخواهيم با او مخالفت كنيم . نه اين جور نيست مسلمانها ممكن است خيلي هايشان به اين اصل معتقد نباشند اما آن شعار شعار عليه دشمنان نظام موجود است . اينجا يك نظامي به نام نظام ولايت فقيه حاكم است . اصل قانون اساسي ما اين را پذيرفته است و 99 درصد مردم ما به اين راي داده اند حتي برادران اهل سنت كه در اين كشور هستند به اين قانون اساسي راي دادند و وفادار هستند وقتي كه ما مي گوئيم ضد ولايت فقيه يعني ضد نظام و اين معنايش اين نيست كه كسي كه از لحاظ عقيدتي ولايت فقيه را قبول ندارد ما بخواهيم به او چيزي بگوئيم . نه اينطور نيست . كساني هم هستند كه بعضي از اصول قانون اساسي را قبول ندارند اينها از نظر ما كافر كه نمي شوند ما هم با آنها دعوا نمي كنيم ولي با نظام نبايد بجنگند خلاصه معني اين شعار اين است . اين يك شعار عقيدتي نيست . اين يك شعار سياسي عليه مخالفان سياسي نظام است »
    اين توضيحات كه در زمان حضور حضرت امام و توسط نزديك ترين ياران ارائه مي گرديد نشان مي دهد كه در آن دوره تبيين اين گونه مطالب كاملا عادي و طبيعي بود و حساسيت طرفداران ولايت فقيه را بر نمي انگيخت و گوينده را به انزوا و اتهام نمي كشاند. همين توضيحات نشان مي دهد كه « ضد ولايت فقيه » تفسير صحيحي غير از « ضد نظام » نداشته است در غير اين صورت اين شعار مورد تاييد آنان قرار نمي گرفت .
    4 ـ با تامل در مضمون و محتواي اين شعار « ضديت و معارضه با نظام » مبتني بر ولايت فقيه را محكوم مي كند و با توجه به فضاي سياسي حاكم بر اين شعار در گذشته مي توان تشخيص داد كه در فضاي كنوني بسياري از كساني كه از اين شعار عليه رقيبان خود استفاده مي كنند دچار چند خطا شده اند :
    الف ) خطاي تفسير كردن « ضديت » به « قبول نداشتن ولايت فقيه »
    ب ) خطاي تفسير كردن ضديت با « نظام ولايت فقيه » را به ضديت با « شخص ولي فقيه »
    ج ) خطاي تطبيق ضديت بر ترديد يا انكار يك نظر ولي فقيه .
    براساس يكي از اين خطاهاي سه گانه عده اي از شهروندان جمهوري اسلامي و وفاداران به نظام اسلامي با يك « اتهام بزرگ » مواجه شده اند و چگونه ممكن است كسي كه به تدين و تقوي شناخته مي شود براي حذف رقباي سياسي خود از شيوه هاي غيرشرعي و خلاف اخلاق مانند « تهمت » استفاده كند