روزنامه جمهوري اسلامي 09/09/1388 صفحه سياسي

  • زمينه سازي براي « تغيير مهره ها » در مجلس اردن
  • جنايت براي به حاشيه راندن مسلمانان فيليپين !
  • *****
    زمينه سازي براي « تغيير مهره ها » در مجلس اردن




  • هفته گذشته « مجلس فرمايشي » اردن به دستور عبدالله دوم پادشاه اين كشور منحل شد و دولت ماموريت يافت مجلس ديگري را در اولين فرصت ممكن تشكيل دهد. اما با در نظر گرفتن شواهد و قرائن موجود كاملا بعيد بنظر مي رسد كه مجلس جديد هم از نوع فرمايشي نباشد.
    در واقع هر آنچه باعث صدور دستور انحلال مجلس اردن شده تصميم و اراده شاه اردن نبوده بلكه اين ضعف ناتواني بي وزني و عدم كارآئي مجلس اين كشور بوده است كه با افشاي ابعاد آن نزد افكار عمومي شرايطي را بوجود آورده كه عبدالله وادار به موج سواري شده و با انحلال مجلس اردن خود را در قامت يك « اصلاح گر » معرفي نمايد. اين در حاليست كه گفته مي شود حتي هيئت دولت اردن هم طي روزهاي آينده با تغيير مهره ها مواجه شده و چهره تازه اي به خود مي گيرد. آنچه در اين ميان اهميت دارد اينست كه دولت اردن با همين مجلس نيم بند هم مشكل داشت و از طريق بمباران تبليغاتي توسط رسانه هاي دولتي سعي داشت مجلس فرمايشي را بيش از پيش با خود همراه سازد.مطبوعات دولتي اردن طي چند ماه اخير مرتبا و مستمرا مجلس اين كشور را به ناهماهنگي با دولت كارشكني و بويژه فساد متهم مي نمودند. اين تنازع دولت و مجلس به نقطه اي غيرقابل بازگشت رسيده بود و نهايتا مجلس فرمايشي قرباني شد.
    اين دومين بار طي دوره پادشاهي 10 ساله عبدالله است كه وي به انحلال مجلس اقدام مي كند و در حقيقت همان تركيبي را كه براي حضور در مجلس برگزيده شده است نيز توسط دربار اردن و دولت اين كشور تحمل نمي شود.
    البته پايان دادن به عمر مجلس اردن كه هنوز 2 سال ديگر براي ادامه فعاليتش مهلت داشت بخاطر دلايل ديگري به يك خواست عمومي تبديل شده بود و نه تنها مردم كه حتي احزاب نيز خواستار آن بوده اند. بدين ترتيب از يكطرف مجلس اردن از جانب عموم بخاطر عدم كارآئي ضعف ساختاري و « وكيل الدوله » بودن نمايندگانش مورد اعتراض بود و از طرف ديگر دولت نيز با اعمال فشار خواستار دنباله روي بيشتر مجلس از دولت بود و همين فشار طرفيني باعث به بن بست رسيدن پارلمان شد.
    جنبش اخوان المسلمين عمده ترين گروه سياسي متشكل در اردن بارها دولت را متهم به تقلب در انتخابات و دستكاري در آرا نموده و صراحتا در خصوص اعمال نظر محافل دولتي در تعيين تركيب مجلس معترض بود. شدت و دامنه افشارگري ها در اين مقوله به قدري گسترش و عموميت داشت كه حتي برخي از نمايندگان مجلس اردن هم در اين زمينه با افكار عمومي همداستان شده بودند.
    از جمله دكتر « ممدوح العبادي » نماينده پر نفوذ مجلس اردن اعتراف مي كرد كه اين مجلس فاقد هرگونه پايگاه مردمي بود « سر بار جامعه » محسوب مي شد و كارآئي مورد انتظار را در طول دوره 2 ساله فعاليت خود هرگز احراز نكرد .
    البته نيروهاي مخالف دولت با جملات صريح تر و تهاجمي تر به ساير ابعاد ناتواني مجلس و ريشه يابي علل و عوامل موثر در بروز اين پديده پرداخته و صراحتا خاطرنشان ساخته اند كه نمايندگان مجلس اردن برگزيدگان مردم اين كشور محسوب نمي شوند بلكه خويشاوندان و حاميان آنها در دولت بوده اند كه باعث ورود نام آنها به فهرست نمايندگان شده اند و در واقع كل مجلس به مردم اردن تحميل گرديده است .
    خوبست براي لحظه اي به اين مسائل بينديشيم و ريشه هاي آنرا در نظر بگيريم تا بهتر دريابيم كه علل اصلي ناكامي ضعف و ناتواني مجلس اردن در مواردي خلاصه مي شود كه دقيقا به خاستگاه و نحوه شكل گيري پارلمان در اين كشور خلاصه مي شود كه دقيقا به خاستگاه و نحوه شكل گيري پارلمان در اين كشور مرتبط است . اين بدان معني است كه بدون تغيير ماهوي در اين 2 عنصر كليدي كاملا بعيد بنظر مي رسد كه مجلس آينده با ماهيتي كاملا متفاوت با گذشته شكل بگيرد و بتواند منشا تغيير و تحول بنيادي در جامعه باشد.
    با اينهمه دلايل و ملاحظاتي وجود دارد كه نشان مي دهد حتي با حل و فصل اين مسائل نيز مجلس اردن شانس چنداني براي تاثيرگذاري در مشكلات اصلي اردن و جامعه اين كشور نخواهد داشت . اين يك جمع بندي منفي گرايانه نيست بلكه دقيقا به اين خاطر عنوان مي شود كه رژيم اردن يك رژيم وابسته است و فاقد مولفه هاي مورد انتظار براي تصميم سازيهاي كليدي درون كشور است . وابستگي شديد رژيم اردن به اسرائيل و روابط پنهان و آشكار طرفين و رايزني در خصوص جدي ترين مسائل منطقه براساس خواسته ها و مطامع رژيم صهيونيستي اردن را به « سنگر كليدي صهيونيست ها » در قلب دنياي عرب و دنياي اسلام تبديل كرده است .
    نقش تفرقه افكنانه اي كه « امان » در طول سالهاي اخير در اين زمينه ايفا نموده بخوبي نشان مي دهد كه حتي ورود عناصر كارآمد كاردان متعهد و لايق به درون مجلس اردن هم نمي تواند تاثير چنداني در سرنوشت تصميمات و اقدامات اين رژيم مفلوك بهمراه داشته باشد. ورود چنين عناصري به درون مجلس اردن در نهايت مي تواند به رژيم وابسته و دست نشانده اردن اعتبار و آبرو ببخشد و حتي بر نقش واسطه گري اين رژيم سرپوش بگذارد كه البته ممكن است باعث فريب افكار عمومي اردن و منطقه نيز بشود.
    تاكنون ساختار قدرت در اردن اعم از رژيم فاسد حكومتي دولت مجري سياستهاي استعماري و صهيونيستي و « مجلس فرمايشي » آن با يكديگر بهر حال سازگاري نسبي داشتند و اين احتمال وجود دارد كه حتي در صورت تغيير تركيب ظاهري مجلس اردن اين مجموعه همچنان در مسير همان اهداف و برنامه ها به فعاليت بپردازد. طبعا انحلال و شكل گيري مجالس در اردن چيزي بيش از « تغيير مهره ها » نخواهد بود و در اصل ماجرا تغييري حاصل نخواهد شد.
    اين دومين بار طي دوره پادشاهي 10 ساله عبدالله است كه وي به انحلال مجلس اقدام مي كند و در حقيقت همان تركيبي را كه براي حضور در مجلس برگزيده شده توسط دربار اردن و دولت اين كشور تحمل نمي شود
    حتي با حل و فصل مسائل سياسي اردن نيز مجلس اردن شانس چنداني براي تاثيرگذاري در مشكلات اصلي اين كشور و جامعه اردن نخواهد داشت

  • *****
    جنايت براي به حاشيه راندن مسلمانان فيليپين !


  • تلاشهاي فشرده براي به حاشيه راندن مسلمانان درفيليپين با توسل به قتل عام آنها ابعاد نگران كننده اي به خود گرفته است .
    با كشف اجساد 11 تن از قربانيان قتل عام سياسي اين كشور . تعداد اجساد يافته شده به حدود 60 مورد رسيد و اين در حاليست كه گفته مي شود رقم واقعي قربانيان بايستي بسيار فراتر از اين عدد باشد و مقامات دولتي بويژه پليس و سرويسهاي امنيتي تعمدا براي مهار اوضاع از اعلام ارقام واقعي پرهيز مي كنند.
    گزارشات رسيده حاكيست كه قربانيان اين كشتار دستجمعي را سياستمداران مسلمان و خبرنگاراني تشكيل مي دهند كه هفته گذشته توسط افراد مسلح از محل كميسيون انتخابات در ايالت ماگيندائو » ربوده شده و در جاي ديگر به طرز فجيعي به قتل رسيده اند. اگر چه مقامات رسمي بطرز فريبكارانه اي با نزديكان قربانيان جنايات سازماندهي شده اعلام همدردي كرده اند و حتي رئيس جمهور يك روز عزاي عمومي اعلام نموده و اين فجايع را اقدامي كاملا غيربشري خوانده است كه اعتبار ملت و دولت فيليپين را در سطح ملي و جهاني خدشه دار نموده ولي گزارشات دريافتي نشان مي دهد كه عوامل جنايت از اطرافيان رئيس جمهور هستند و از حاشيه امن در اين زمينه برخوردارند.
    پليس فيليپين به مدارك و شواهدي دست يافته كه نشان مي دهد « داتواونساي » يكي از اعضاي ائتلاف حاكم و متحدين اصلي « گلوريا ارويو » رئيس جمهور فيليپين عامل اصلي و هدايت كننده واقعي اين ترورهاي سياسي بوده است .
    رئيس جمهور و اطرافيانش ابتدا سعي كردند با انتشار اخبار و گزارشات جهت دار و غيرواقعي افكار عمومي را به سمت و سوي ديگر منحرف كنند و حتي از ابهت و اهميت اين فاجعه بكاهند ولي بعدا مشخص گرديده كه دست آنها و اطرافيانشان هم در اين قتل عامها به خون مسلمانان آغشته شده است . « بان كي مون » دبير كل سازمان ملل ضمن محكوم ساختن قتل عام سياستمداران و روزنامه نگاران در « ماگيندائو » خواستار اقدامات جدي و سريع دولت در جهت شناسائي بازداشت و محاكمه عوامل اين جنايت شده است .
    اگرچه مقامات رسمي فيليپين سعي دارند فجايع اخير را كمرنگ جلوه داده و اهميت آنرا در حد آثار و تبعات رقابتهاي انتخاباتي تقليل دهند ولي بررسيهاي بيشتر نشان مي دهد كه اين فجايع در سياستهاي پنهان و آشكار بر ضد مسلمانان ريشه دارد و هدف اصلي آن « به حاشيه راندن مسلمانان » در جامعه فيليپين و مشخصا منفعل ساختن مسلمانان است .
    در نخستين دور خشونتهاي مرتبط با انتخابات فيليپين 40 سياستمدار مسلمان و خبرنگار در ايالت جنوبي « ماگيندائو » ربوده شده به قتل رسيدند و اجساد آنها در يك گور دستجمعي دفن گرديد. اين عده زماني ربوده شدند كه قصد داشتند « اسماعيل مانگوداداتو » را بعنوان نامزد مسلمان مورد نظر خود معرفي نمايند . گفته مي شود 3 وكيل چند فعال حقوق بشر و 12 خبرنگار در ميان قربانيان هستند .
    اهميت اين اقدام جنائي سازمان يافته در اينست كه يك گروه مسلح يكصد نفره براي انجام عمليات آدم ربائي وارد عمل شده اند كه برخي شبه نظاميان محلي و مقامات پليس نيز جزو نفرات اين گروه مسلح مهاجم بوده اند و از طرف شاهدان عيني به خوبي شناسائي شده اند.
    در حال حاضر انگشت اتهام به سوي « آندال آمپاتوان » فرماندار كنوني ايالت « ماگيندائو » نشانه گيري شده است . چرا كه به اظهار « اسمعيل مانگو دادتو » نامزد مسلمان انتخابات آينده خانواده « آمپاتوان » وي را به دفعات مورد تهديد قرار داده اند كه اگر براي شركت در انتخابات داوطلب شود از وي انتقام سختي خواهند گرفت بطوريكه ديگر فرصتي براي پشيمان شدن در اختيارش نباشد. معني صريح اين تهديدات قتل است كه آنهم توسط متحدين رئيس جمهور عنوان شده و دستكم تا بحال در مورد اطرافيان « مانگوداداتو » عملي گرديده تا كي نوبت خودش فرا برسد ريشه يابي اين تهديدات و مخاصمات نشان مي دهد كه طيف رئيس جمهور و اطرافيانش در صدد هستند بلكه ماموريت دارند كه مسلمانان فيليپين را به حاشيه برانند و حتي به هر قيمت ممكن از صحنه سياسي حذف نمايند.
    اين نكته از آن جهت اهميت دارد كه خانواده « مانگوداداتو » به سرزمينهاي مسلمان نشين « مورو » تعلق دارند. اين سرزمين ها شامل 3 منطقه وسيع تحت عناوين جزاير « مينداتائو » و « باسيلان » جزيره « پالاوان » و مجمع الجزاير « سولو » هستند كه سوابق مبارزاتي بسيار گسترده اي دارند و طي يك دوره طولاني در جهت مقابله با استعمار خارجي و استبداد داخلي مبارزه كرده اند و به پيروزيهاي مقطعي فراواني هم دست يافته اند. البته جبهه « مورو » در اين دوره خواستار استقلال منطقه « مورو » بود لكن بعدا طي تفاهماتي دولت مركزي به نوعي خودمختاري رضايت داد و پذيرفت كه با دولت مركزي همكاري نمايد ولي در ميدان عمل دولت مركزي همواره تلاش نموده است كه از هر فرصتي به هر بهانه اي براي تضعيف مسلمانان وارد عمل شود. شناسائي عناصر اصلي و موثر در منطقه و سپس حذف فيزيكي و به حاشيه راندن آنها از جدي ترين برنامه هاي اعلام نشده اي است كه عموما مورد عمل قرار گرفته است .
    دولت مركزي و پادوهاي محلي آن تلاش دارند فضاي مسموم و پرتشنجي را در آستانه هر انتخاباتي به وجودآورند و با دامن زدن به درگيريهاي به ظاهر حزبي ـ جنايي به كشتار عوامل و عناصر موثر مسلمان بپردازند و مسئوليت آن را به گردن گروههاي رقيب بيندازند و چنين وانمود كنند كه اين عده قرباني جنايت مرتبط با رقابتهاي سياسي ـ اجتماعي شده اند حال آنكه در شرايط كنوني نقش دولت مركزي وعناصر محلي مرتبط با رئيس جمهور به قدري محرز و آشكار بوده است كه حتي پليس هم انگشت اتهام را به سوي فرماندار ايالتي و هم پيمانان رئيس جمهور نشانه گيري كرده است .
    در واقع دولت مركزي و پادوهاي محلي آن در مناطق مسلمان نشين سعي كرده اند با نفوذ در منطقه و ريخت و پاش بمنظور اجير كردن و همراه نمودن قبايل و خانواده هاي داراي نفوذ نسبي آنها را وارد نوعي كشمكش سياسي ـ اجتماعي بي پايان و پردامنه كنند تا در پناه اين درگيريهاي به ظاهر سياسي فرصتي براي تسويه حساب جدي با مسلمانان و منزوي ساختن آنها پديد آورند. بدين ترتيب منازعه ميان قبايل و گروههاي قوي به يك اهرم فشار نيرومند براي ايجاد فضاي رعب و وحشت در منطقه تبديل شده و مرتبا قربانياني را از هر طرف بويژه از طيف مسلمانان به كام مرگ كشيده است . اگر چه در مقطع زماني فعلي اين فرماندار ايالتي است كه دستش را به خون مسلمانان منطقه آغشته كرده و طي يك روز يك حمام خون به راه انداخته است ولي در واقع اين رئيس جمهور و اطرافيانش هستند كه نقش اصلي را در فرايند قرباني كردن مسلمانان برعهده دارند و آنها نيز به نوبه خود سرگرم اجراي بخشي از يك طرح جهاني براي سركوب وحذف بيرحمانه مسلمانان از صحنه سياسي و به حاشيه راندن آنها به هر قيمت ممكن هستند.
    امروز در فيليپين همه مي دانند كه حذف و سركوب مسلمانان در واقع طرحي برون مرزي است كه رئيس جمهور و اطرافيانش سرگرم ساماندهي هدايت و اجراي آن هستند و اهداف مقطعي آن را « انزواي سياسي مسلمانان » تشكيل مي دهد. اين ماموريت خونباري است كه به رئيس جمهور و اطرافيانش واگذار شده ولي در ميدان عمل براي سرپوش گذاشتن بر اين ماموريت جهنمي آنها را يكطرف دستور قتل عام مسلمانان « مورو » و فعالان سياسي ـ اجتماعي را صادر مي كنند و از سوي ديگر با قربانيان اين جنايات سازمان يافته ابراز همدردي كرده و عزاي عمومي اعلام مي نمايند حال آنكه دست عاملان و آمران اين جنايت مستمر براي افكار عمومي فيليپين « رو » شده است .
    پليس فيليپين به مدارك و شواهدي دست يافته كه نشان مي دهد « داتواونساي » يكي از اعضاي ائتلاف حاكم و از متحدين اصلي « گلوريا ارويو » رئيس جمهور فيليپين عامل اصلي و هدايت كننده واقعي ترورهاي سياسي اخير بوده است
    فجايع اخير در سياستهاي پنهان و آشكار عليه مسلمانان در فيليپين ريشه دارد و هدف اصلي آن به حاشيه راندن مسلمانان در جامعه اين كشور و مشخصا منفعل ساختن آنان است
    حذف و سركوب مسلمانان فيليپين طرحي برون مرزي است كه رئيس جمهور و اطرافيانش سرگرم ساماندهي هدايت و اجراي آن هستند و اهداف مقطعي آن را « انزواي سياسي مسلمانان » تشكيل مي دهد