جلال آل احمد از نويسندگان معاصر ايراني است كه چند سالي است در روز تولدش جايزه ادبي به نام او بر پا مي شود.اين مراسم امسال
نيز در تالار وحدت تهران با ياد او برپا شد.
جلال در 2 آذر در 1302 در خانواده روحاني پس از هفت دختر متولد شد و نهمين فرزند پدر و دومين پسر خانواده بود .
دبستان را كه به پايان رساند
پدرش ديگر اجازه درس خواندن را به او نداد و او ناچارا به سمت بازار كار رفت
تا اينكه پنهاني در كلاسهاي
دارالفنون ثبت نام كرد.روزها به كار مشغول بود و شبها درس مي خواند. در سالهاي آخر دبيرستان با حزب توده آشنا شد و با دوستان و
همفكرانش به برگزاري جلساتي در اين زمينه پرداخت . با درآمدي كه از كار بدست آورده بود
دبيرستان را به پايان رساند و وارد دانشكده
ادبيات (دانشسراي عالي ) شددانشگاه را كه به پايان رساند
به شغل معلمي مشغول شد.
آل احمد در سال 1323 به حزب توده ايران پيوست و عملا از تفكرات مذهبي باز ماند . دوران پر حرارت بلوغ كه شك و ترديد
لازمه آن
دوره از زندگي بود
اوج گيري حركت هاي چپ گرايانه حزب توده ايران و توجه جوانان پرشور آن زمان به شعارهاي تند وانقلابي آن
حزب و درگيري جنگ جهاني دوم عواملي بودند كه باعث تغيير مسير فكري او شدند. در اين مدت در مجله هاي زيادي قلم مي زد. همه
اين عوامل دست به دست هم داد تا جوانكي با انگشتري عقيق با دست و سر تراشيده
تبديل شد به جواني با يك كراوات و يكدست
لباس نيمدار آمريكايي !
در سال 1324 با چاپ داستان « زيارت » در مجله سخن به دنياي نويسندگي قدم گذاشت و در همان سال
اين داستان در كنار چند داستان
كوتاه ديگر در مجموعه « ديد و بازديد » به چاپ رسيد . آل احمد در نوروز سال 1324 براي افتتاح حزب توده و اتحاديه كارگران وابسته به
حزب به آبادان سفر كرد به علت فعاليت مداومش در حزب توده
مسووليتهاي چندي را پذيرفت . خود در اين باره مي گويد : « در حزب
توده در عرض چهار سال از صورت يك عضو ساده به عضويت كميته حزبي تهران رسيدم و نمايندگي كنگره .... و از اوايل 25 مامور
شدم زير نظر طبري » ماهنامه مردم « را راه بيندازم كه تا هنگام انشعاب 18 شماره اش را درآوردم حتي شش ماهي مدير چاپخانه حزب
بودم »
در سال 1326 به استخدام آموزش و پرورش درآمد . در همان سال
به رهبري خليل ملكي و 10 تن ديگر از حزب توده جدا شد . آنها از
رهبري حزب و مشي آن انتقاد مي كردند و نمي توانستند بپذيرند كه يك حزب ايراني
آلت دست كشور بيگانه باشد. در اين سال با
همراهي گروهي از همفكرانش طرح استعفاي دسته جمعي خود را نوشتند.
آل احمد با نثر عصيانگرش اينگونه مي گويد : « روزگاري بود و حزب توده اي بود و حرف و سخني داشت و انقلابي مي نمود و ضد
استعمار حرف مي زد و مدافع كارگران و دهقانان بود و چه دعواهاي ديگر و چه شوري كه انگيخته بود و ما جوان بوديم و عضو آن حزب
بوديم و نمي دانستيم سر نخ دست كيست و جواني مان را مي فرسوديم و تجربه مي آموختيم . براي خود من « اما » روزي شروع شد كه
مامور انتظامات يكي از تظاهرات حزبي بوديم (سال 23 ) از در حزب خيابان فردوسي تا چهارراه مخبرالدوله با بازوبند انتظامات چه
فخرها كه به خلق نفروختم
اما اول شاه آباد چشمم افتاد به كاميون هاي روسي پر از سرباز كه ناظر و حامي تظاهرات ما كنار خيابان صف
كشيده بودند كه يك مرتبه جا خوردم و چنان خجالت كشيدم كه تپيدم توي كوچه سيد هاشم و ..... »
در سال 41 كتاب معروف « غرب زدگي » را به رشته تحرير درآورد كه نقطه عطفي در نوشته هاي وي به شمار مي آيد . چند مقاله از اين
كتاب در (كيهان ماه ) چاپ شد كه موجب توقيف اين نشريه شد.
در سال 1326 كتاب « از رنجي كه مي بريم » چاپ شد كه مجموعه 10 قصه كوتاه بود و در سال بعد « سه تار » به چاپ رسيد . پس از اين
سالها آل احمد به ترجمه روي آورد. در اين دوره
به ترجمه آثار « ژيد » و « كامو »
« سارتر » و « داستايوسكي » پرداخت و در همين دوره با
سيمين دانشور ازدواج كرد. « زن زيادي » نيز به اين سال تعلق دارد.
در طي سالهاي 1333 و 1334 « اورازان »
« تات نشينهاي بلوك زهرا »
« هفت مقاله » و ترجمه « مائده هاي زميني » را منتشر كرد و در سال
1337 « مدير مدرسه »
« سرگذشت كندوها » را به چاپ سپرد . دو سال بعد « جزيره خارك ـ در يتيم خليج » را چاپ كرد . سپس از سال 40 تا
43 « نون و القلم »
« سه مقاله ديگر »
« كارنامه سه ساله »
« غرب زدگي » « سفر روس »
« سنگي بر گوري » را نوشت و در سال 45 « خسي در
ميقات » را چاپ كرد و هم « كرگدن » نمايشنامه اي از اوژان يونسكورا.
« در خدمت و خيانت روشنفكران » و « نفرين زمين » و ترجمه « عبور از خط » از آخرين آثار اوست . آل احمد در صحنه مطبوعات نيز
حضور فعالانه مستمري داشت و در اين مجلات و روزنامه ها فعاليت مي كرد.
نكته اي كه در زندگي آل احمد جالب توجه است
زندگي مستمر ادبي او است . اگر حيات ادبي اين نويسنده با ديگر نويسندگان
همعصرش مقايسه شود اين موضوع به خوبي مشخص مي شود.
به گزارش ايلنا
جلال در سالهاي فرجامين زندگي
با روحي خسته و دلزده از تفكرات مادي به تعمق در خويشتن خويش پرداخت تا آنجا
كه در نهايت
پلي روحاني و معنوي بين او و خدايش ارتباط برقرار كرد. او در كتاب « خسي در ميقات » كه سفرنامه حج اوست به اين
تحول روحي اشاره مي كند و مي گويد : ديدم كه كسي نيستم كه به ميعاد آمده باشد كه خسي به ميقات آمده است .
اين نويسنده پر توان كه همواره به حقيقت مي انديشيد و از مصلحت انديشي مي گريخت
در اواخر عمر پر بارش
به كلبه اي در ميان
جنگلهاي اسالم كوچ كرد.
جلال نويسنده اي است كه در اكثر زمينه هاي ادبيات به نوشتن پرداخت .
در زمينه داستان : (ديد و بازديد
از رنجي كه مي بريم
سه تار
زن زيادي
نون و قلم و......
در زمينه مقالات : (هفت مقاله
غرب زدگي
ارزيابي شتابزده و .....
در زمينه سفر و سفرنامه : (اورازان
تات نشين هاي بلوك زهرا خسي در ميقات
سفر نامه شوروي و ......
در عرصه نمايشنامه : (تفاهم از آلبر كامو
دستهاي آلوده و.......
در عرصه ترجمه : (قمارباز از داستايوسكي
بيگانه از آلبر كامو و .....
او رسولي توفنده و كوشنده و مبارز بود. نويسنده اي كه هرگز از طعن و لعن ها سنگر مبارزه را خالي نكرد و به خاطر عشق به اصالت
انسان و فرهنگ قلم زد.
جلال را يكي از كاشفان نيما دانسته اند
چرا كه وي در معرفي و شناخت نيما سهم به سزايي را ايفا كرد.
احمد شاملو در وصف اين بزرگمرد مي گويد :
قناعت وار
تكيده بود.
باريك و بلند
چون پيامي دشوار
در لغتي .
با چشماني از سوال و عسل
و رخساري برتافته
از حقيقت و باد.
مردي با گردش آب .
مردي مختصر
كه خلاصه خود بود.
به طور كلي نثر آل احمد نثري است محاوره اي
كوتاه
تاثير گذار و در نهايت كوتاهي و ايجاز.
آل احمد در شكستن برخي از سنت هاي ادبي و قواعد دستور زبان فارسي شجاعتي كم نظير داشت و اين ويژگي در نامه هاي او به اوج
مي رسد. اغلب نوشته هايش به گونه اي است كه خواننده مي تواند بپندارد نويسنده هم اكنون در برابرش نشسته و سخنان خود را بيان
مي كند و خواننده
اگر با نثر او آشنا نباشد و نتواند به كمك آهنگ عبارات
آغاز و انجام آنها را دريابد
سر در گم خواهد شد.
از اين رو ناآشنايان با سبك آل احمد گاهي ناگريز مي شوند عباراتي را بيش از چندبار بخوانند.
آثار جلال آل احمد را به طور كلي مي توان در پنج مقوله يا موضوع طبقه بندي كرد :
قصه و داستان ـ مشاهدات و سفرنامه ـ مقالات ـ ترجمه ـ خاطرات و نامه ها
جلال آل احمد
نويسنده توانا و هنرمند دلير به ناگاه در غروب روز هفدهم شهريور ماه سال 1348 در چهل و شش سالگي زندگي را
بدرود گفت .

*****
آغاز اكسپوي هنرهاي تجسمي در برج آزادي
|
اولين اكسپوي هنرهاي تجسمي بنياد رودكي در « برج آزادي » برپا شده است .
مديرعامل بنياد رودكي در مراسم افتتاحيه اين نمايشگاه فروش آثار هنري
اظهار داشت : هنر به معناي خلق و آفرينش است و هنرمند با
خلق آثار هنري تفكرات خود را به منصه ظهور مي رساند و لذت و شادماني خويش را با ديگران تقسيم مي كند.
وي يادآور شد : بنياد رودكي براساس مصوبه مجلس شوراي اسلامي براي تصديگري و حمايت از همه ي هنرها در سال 1382 شكل
گرفت است تا موسسات تحت پوشش وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي را در خود ادغام كند و به فعاليت هاي فرهنگي و هنري سامان
ببخشد.
اميرنيا توضيح داد : بنياد رودكي با همكاري مركز هنرهاي تجسمي
امسال با مجوز رسمي آن مركز اقدام به خريد و فروش آثار گذشته كرده
است تا به جاي زنداني كردن آثار هنري نسبت به كاهش دغدغه ي هنرمندان قدمي بردارد و به پويايي هنر كمك كند.
او با بيان اينكه بصورت سالانه يا دوسالانه اين اكسپو برگزار مي شود
ادامه داد : در اين نمايشگاه فروش آثار هنري
350 اثر عرضه شده
است كه با فروش اين آثار زمينه اي براي ترويج و احياي هنر به وجود آيد.
به گزارش ايسنا
در اين اكسپو
آثاري از هنرمنداني چون منوچهر نيازي
حسن جهاني
محمدحسين صلعبي فرد
پرويز اسفندياري
داريوش زاهدي
اكرم افضلي
فرشاد شيرازي
رسول اكبرلو
صداقت جباري
شهرام بابايي
جواد عظيمي
پرويز اسفندياري
خسرو
روشن و ... به چشم مي خورد.
گفتني است كمترين قيمت آثار هنري در اين نمايشگاه 300 هزار تومان و بيشترين هشت ميليون و 700 هزار تومان مي باشد .

*****
انتشار سه كتاب از مشفق كاشاني
|
سه كتاب از مشفق كاشاني به همت انتشارات انجمن قلم ايران منتشر شد.
در جريان انتشار 40 هزار صفحه ازكتاب هاي 40 پيشكسوت ادبيات معاصر ايران توسط انجمن قلم ايران كه با حمايت معاونت فرهنگي
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در حال اجراست
اخيرا سه كتاب از مجموعه اشعار عباس كي منش (مشهور به مشفق كاشاني )به وسيله
انتشارات انجمن قلم ايران چاپ و منتشر شد.
نام اين سه كتاب « بهشت گمشده » (گزيده اي از مثنوي ها
غزل ها و رباعي ها)
« نفس نسترن » (غزل ها
رباعيات
ترانه ها)و « ديباچه تقدير »
(شعرهاي آييني و مناسبتي )است .
كتاب هاي مذكور به ترتيب در 252
376 و380 صفحه
با جلد لوكس (سخت )
با قيمت 3800
5700 و 5700 تومان و هر كتاب در
2200 شمارگان منتشر شده است .

*****
معرفي برگزيدگان « جايزه جلال » بدون سهمي براي داستان
|
برگزيدگان دومين دوره جايزه ادبي « جلال آل احمد » در حالي معرفي شدند كه اين بار هم داستان در اين ميان سهمي نداشت .
در بخش نقد ادبي اين جايزه 110 سكه اي
دو كتاب « زبان عرفان » نوشته عليرضا فولادي و « تماشاخانه اساطير; اسطوره و
كهن نمونه در ادبيات نمايشي ايران » نوشته نغمه ثميني برگزيده شدند
كه به هريك 55 سكه تعلق گرفت .
در بخش مستندنگاري هم « دا »
خاطرات سيده زهرا حسيني به اهتمام سيده اعظم حسيني
برگزيده و برنده 110 سكه طلا شد .
همچنين بخش جنبي جايزه از كتاب « اطلس شيعه » به اهتمام رسول جعفريان تقدير كرده است .
در اين مراسم
علي لاريجاني رييس مجلس شوراي اسلامي
در بخشي از سخنانش كه به جلال آل احمد مربوط بود
با اشاره به
ميزان 110 سكه جايزه جلال
اظهار كرد : جايزه جلال
جايزه پرمايه اي است و انصافا نام خوبي هم براي آن انتخاب شده ; چرا كه
مرحوم جلال آل احمد به راستي تاثيرگذارترين شخصيت در تاريخ ادبيات معاصر ايران است و همه فراز و فرود زندگي اش پندآموز
است و نشان از روحيه آزادگي او دارد. در زندگي جلال
با خروجش از مذهب در ابتداي جواني مواجه ايم . اگرچه پدر او از
صاحب نظران فقه و يك روحاني بود; ولي اين كه چه شد كه جلال لباس مذهب را كنار گذاشت
خود پندآموز است .
او در ادامه گفت : جلال در معارف اسلامي غور عميقي نداشت و برخي از نگاه هاي او به مسائل ديني نيز با نگاه سياسي همراه بود
كه اين ديد تا آخر عمر و پس از ورود به حزب توده وجود داشت . نگاه او كلامي
فلسفي و روايي نبود. جلال چنين نگاهي به مذهب
نداشت . اين موضوع نشان مي دهد كه حتي در خانواده هاي روحاني
اگر مراقبت نباشد
ممكن است جنس ديگري غير از دينداري
بيرون بيايد. سخت گيري هاي مذهبي به اضافه ي چاشني هاي سياسي و شرايط اجتماعي نيز بايد در اين مقوله مورد بررسي قرار گيرد.
رييس مجلس شوراي اسلامي با پندآموز خواندن خروج جلال آل احمد از دين در ابتداي جواني
گفت : در اين موضوع دو نكته
نهفته است ; اول آن كه محيط خانواده
محيطي تربيتي است . پايه درك عميق تر نسبت به شرايط در منزل گذاشته مي شود و نكته دوم
آن كه خروج از دين مستلزم دلايل قوي تري است . جلال بايد زحمت مي كشيد و عميق تر به معارف دست مي يافت . به همين دليل
پس
از عمري حضور در حزب توده و جبهه ملي و درك شرايط مختلف
باز به محيط دين برگشت .
لاريجاني در ادامه با خواندن بخش هايي از خاطرات جلال آل احمد گفت : اين خاطرات نشان مي دهد آن چه در شعارهاي حزب
توده چشمان جلال را خيره كرده بود
او در درون حزب نيافت و چنين موضوعي با روحيه آزادگي اش تطابق نداشت .
وي با خواندن بخش هايي از كتاب « غرب زدگي » جلال آل احمد
تصريح كرد : توجه به سنت ها و ارزش هاي ملي
ركن مهمي در
استقلال جامعه است . يكي از دلايلي كه جلال چه در فرنگ و چه در ايران سير آفاق كرد و در نهايت به خويشتن برگشت و سنت هاي
اسلامي را اصل قرار داد
احساس حقيقت طلبي و درك زجرهاي مردم بود. اين سير فكري
جلال را به نوشتن كتاب « غرب زدگي »
واداشت .
لاريجاني خاطرنشان كرد : نقد غرب زدگي جلال فضاي جديدي را در كشور به وجود آورد. مطرح كردن غرب زدگي از سوي جلال
نوعي شجاعت و آزادگي مي طلبيد كه جو را بشكند. جلال بر اين عقيده بود كه غرب زدگي انسان را همچون بيماري سل از درون پوك
مي كند. انسان غرب زده نان به نرخ روز است و هيچ كس از خود مايه نمي گذارد و شخصيت ندارد. جلال هدف استعمار را صرفا غارت
امكانات مادي نمي دانست ; بلكه غارت فرهنگي و اعتقادي را از ويژگي هاي كشورهاي استعمارشده مي دانست . جلال در كتاب
« غرب زدگي »
روشنفكران جامعه را نهيب زد.
لاريجاني همچنين گفت : روشنفكران به جاي رجوع به سنت و حفظ آن
با آن مبارزه كردند; استنباط جلال از روشنفكران دوران
خودش اين بود. كم نبودند كساني كه به كتاب هاي جلال انتقاد مي كردند.
رييس مجلس شوراي اسلامي با اشاره به نامه جلال به ايرج افشار گفت : برخي از ناقدان معتقدند دفاع او از مذهب ابزاري بود
حتي يكي از آن ها مي گفت جلال در اين حوزه تقيه مي كرد و دينداري او تظاهري بود. البته بنده چنين چيزي را بعيد مي دانم ; چرا كه
اگر اين گونه بود
در اثرهاي به جامانده از جلال بايد چنين چيزي مشاهده مي شد.
لاريجاني نگاه جلال را نگاهي عرفاني دانست و افزود : فضاشكني و تحت جو قرار نگرفتن جلال
وجوه تمايزش از روشنفكران
هم دوره اش بود; به همين دليل هم چهره ماندگار شد. اين نكته براي امروز ما بسيار پندآموز است . جلال گونه زيستن به بيان واقعيات
بدون ترس است . انقلاب اسلامي بر اساس روشنفكران چپ نبايد چنين زماني رخ مي داد. تفكر ليبراليسم سرمايه داري نيز هيچ گاه
فكر نمي كرد در چنين شرايطي
انقلاب اسلامي پيروز شود; ولي علت محدثه انقلاب اسلامي
مكتب امام خميني (ره ) و همراهي مردم
بود.
همچنين سيدمحمد حسيني وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در سخناني در اين مراسم گفت : بزرگداشت جلال و ديگر مشاهير و
بزرگان
تكريم علم و دانش و ادب و فضيلت و كمال است . فرصت مناسبي است تا نسل جوان با بزرگان و شخصيت هاي ارزشمندي
كه خدمت ارزنده اي كرده اند
آشنا شوند; شخصيت هايي كه براي اعتلاي كشور كار كردند تا دردهاي مردم را متوجه شوند و راهي
براي رهايي از دردها بيابند.
او ادامه داد : شخصيت جلال برجسته است و نياز است نسل جوان با او بيش تر آشنا شوند و فقط به ساخت بزرگراه و خيابان به
نام او بسنده نكنيم ; بلكه با سبك و سياق نويسندگي جلال آشنا شوند تا بتوانيم همواره شخصيت هاي بزرگي در داستان
ادب و نقد
داشته باشيم .
حسيني با اشاره به كتاب « نون والقلم » نوشته جلال آل احمد گفت : همان طور كه قرآن به قلم سوگند خورده است
ماهيت قلم و
نويسندگي را نشان مي دهد و در روايات است كه صداي قلم دانشمندان به همراه صداي پاي مجاهدان از همه رساتر است . سوگند
قرآن به قلم است و نقشي كه در انتقال تجارب دارد. پيامبر(ص ) نيز در اين زمينه سفارش هايي داشته اند و بر علم و تاريخ و ادب تاكيد
كرده اند; پيامبري كه در ابتدا امي بود.
محسن پرويز ـ معاون فرهنگي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ـ نيز در سخناني با اشاره به شمس آل احمد ـ برادر جلال ـ كه
در مراسم حضور داشت
گفت : فكر مي كنم يكي از اتفاقاتي كه گاهي در حق بعضي نويسندگان مي توان آن را ظلم محسوب كرد
در
سايه ديگران قرار گرفتن است . استاد شمس آل احمد خودشان نويسنده و صاحب تاليفات بسياري هستند و قطعا اهل فرهنگ و ادب
با آثارشان آشنا هستند. در كنار اين كه برادر جلال است
خودش صاحب قلم است و با وجود بيماري
دعوت ما را پذيرفتند و
تشريف آوردند.
پرويز افزود : اين اتفاق درباره خانم سيمين دانشور هم مي افتد كه دست كم به خاطر كتاب « سووشون » كه جزو اولين رمان هاي
خوب ايراني است و از قلم يك بانوي ايراني نويسنده تراوش كرده
اسم شان جزو نويسندگان ارزشمند ثبت شده است و ما صرفا
گاهي به اسم همسر جلال از او ياد مي كنيم .
محسن پرويز سپس گفت : جايزه جلال طبق مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي هيات امنايي دارد و به عنوان يك جايزه
ملي تقريبا بزرگ ترين جايزه ملي ـ ادبي ما محسوب مي شود. داوري طي جلسات متعدد انجام مي شود و اين رويه اي است كه در
آيين نامه مصوب شوراي عالي انقلاب فرهنگي است . شكل داوري در اولين دوره تعيين شده و در حال حاضر از ضوابط خوبي
برخوردار است .
او خاطرنشان كرد : همه آثار منتشرشده سال قبل در حوزه هاي جايزه مورد ارزيابي قرار مي گيرند. آثاري كه بر اساس بانك
اطلاعات خانه كتاب به صورت رسمي و قانوني ثبت شده اند
همه بدون استثنا به داوري راه دارند و داوري در سه مرحله انجام
مي شود.

| | | |