
محمدكاظم تقوي
معلم فقه
شيخ مفيد (اعلي الله مقامه ) درعالم رويا ديد حضرت فاطمه زهرا(س ) حسنين (ع ) را پيش او آورده و مي فرمايد : « يا شيخ
علمهماالفقه » اي شيخ به اين دو فقه بياموز.
شيخ پس از بيداري حيرت زده به فكر فرو رفت كه واقعيت روياي او چيست صبح همان شب
بانو فاطمه
والده سيد مرتضي و
سيد رضي دو پسر خود را كه خردسال بودند
پيش شيخ آورد و همان مطلبي راكه او در خواب شنيده بود به زبان آورد! « اي شيخ ايندو
پسران من مي باشند كه پيش تو آورده ام تا به آنان فقه تعليم دهي » 1
شيخ مفيد (ره ) كه همان محمدبن محمدبن نعمان است به « ابن المعلم » نيز خوانده مي شد
به حق « مفيد » بود
چه درعرصه تعليم و
پرورش عالمان بزرگ و خدمتگزار دين و مومنين و چه در وادي تاليف و نگارش كتاب هاي ارزنده و پرفايده و ماندگار. در عظمت او
همين بس كه به سيد مرتضي (ره ) علم الهدي و سيد رضي (ره ) تدوينگر نهج البلاغه
درس دين داد و آنها را فقيه در دين نمود و شيخ
الطايفه طوسي (ره ) شاگرد مشترك او و شاگردش سيدمرتضي مي باشد. او به حق همان فقيهي بود كه ائمه معصومين (عليهم السلام ) در
عظمت و فضيلت آنها سخنان بلندي فرمودند. دين شناسي
كه شهامت و اخلاص و فداكاري مثال زدني
علاوه بر پرورش عالماني بزرگ
وتاليف آثاري ارزنده
در بحث و مناظره و گفتگو
از تعاليم ديني و معارف مكتب اهل بيت (ع ) دفاع كرد و مكتب حق اهل بيت (ع ) و
منطق برتر آنان را به همگان نماياند. تلاش و جهاد علمي و عملي اين اسوه هاي درس آموز
استمرار تلاش و جهاد اصحاب و شاگردان
ائمه اطهار(ع ) بود كه در محضر و مكتب امامان معصوم (ع ) حضور پيدا مي كردند تا در قالب « اصول اربعمائه » حامل علوم اهل بيت و
راوي آثار رسالت باشند. يعني مدرسه شيخ مفيد(ره ) و شاگردان او دربغداد و ادامه آن در نجف اشرف خود ادامه مدرسه و مكتب مدينه
صادقين (ع ) بود كه علي رغم فضاي نامساعد و جو خفقان حكومت هاي ستمگر و منحرف
سختي ها را به جان خريدند تا چراغ حقيقت
روشن بماند . در همين راستا بود كه بدنبال فتنه كور مذهبي به سال 449 ف در بغداد وغارت شدن خانه و كتابخانه شيخ طوسي (ره ) او از
بغداد به نجف اشرف و جوار قبر شريف اميرالمومنين (ع ) پناه آورد و در پناه امنيت و بركت علوي حوزه علميه را بنا نهاد كه امروزه حوزه
هزار ساله خوانده مي شود.
« ابن المعلم »
« مفيد » شد اما با جهادي كه در راه مدرسه داري » و « طلبه پروري » انجام داد و هرگونه سختي و ناگواري و زحمت را به
جان خريد.
عنصر هويت بخش در رمز حياتي
تشكيل حوزه هاي علميه و اداره مدرسه هاي ديني و رونق بخشي به محيط تعليم و تعلم علوم و دانش هاي اسلامي
همان « رمز
حيات » شيعه است و زحمات عالمان رباني و طالبان با اخلاص دانش دين و شيفتگان علوم اهل بيت سازنده و شكل دهنده هويت
مذهبي پيروان اهل بيت مي باشد.
« اگر فقهاي عزيز نبودند
معلوم نبود امروز چه علومي به عنوان علوم قرآن و اسلام و اهل بيت (عليهم السلام ) به خورد توده ها داده
بودند. جمع آوري و نگهداري علوم قرآن وآثار و احاديث پيامبر بزرگوار و سنت و سيره معصومين (عليهم السلام ) و ثبت و تبويب و
تنقيح آنان در شرايطي كه امكانات بسيار كم بوده است و سلاطين و ستمگران در محو آثار رسالت همه امكانات خود را به كار مي گرفتند
كار آساني نبوده است ... اگر ما نام اين همه زحمت و مرارت را جهاد في سبيل الله نگذاريم
چه بايد بگذاريم » 2
عالمان راستين و فقهاي اهل بيت در طول تاريخ طولاني غيب صغري و كبراي صاحب العصر و الزمان مهدي موعود (ارواحنا فداه )
اين سنگر كليدي را با جد و جهد فراوان و وصف ناشدني حفظ كردند
زماني در بغداد و دگر روز در نجف و برهه اي درحله و يا كربلا و
مدتي در جبل عامل لبنان وزماني در ري و قم و اصفهان و... اما در هر حال شهرها و حتي روستاهاي فراواني پايگاه تعليم و تعلم علوم
اهل بيت بوده است و عنايت الهي ناشي از اخلاص عالمان و متعلمان در اين مدارس و مراكز بر تضييقات وسركوب هاي امثال رضاخان
هم فائق آمد و اين پايگاههاي اهل بيت را حفظ كرد تا هويت شيعه محفوظ بماند و حيات ديني و حقيقي شيعيان ائمه (ع ) استمرار يابد.
سپس « مدرسه داري » و « طلبه پروري » عنصر كليدي حفظ هويت شيعيان است كه لازم است همگان در هر شرايط و موقعيتي متوجه و
مراقب اصالت و استمرار آن باشيم .
با پسته هاي امروز
با تكيه بر مجاهدات علمي و عملي عالمان عامل و روحانيون خدمتگزار و در استمرار مجاهدت هاي آزادي خواهانه و استقلال
طلبانه ملت مسلمان ايران به رهبري روحانيت
انقلاب اسلامي ايران با رهبري امام خميني (ره ) به پيروزي رسيد و نظام جمهوري
اسلامي بنيانگذاري شد و در پي آن از يك سو فضا براي فعاليت هاي ديني بسيار مناسب گرديد و در واقع فرصتي تاريخي براي بسط و
تعميق تعاليم اسلامي و بالاتر عملي كردن دستورات اسلامي و عينيت بخشيدن به آنها فراهم شد واز سوي ديگر توقعات به حق مردم از
دين و متوليان علوم ديني فزوني گرفت . ارزيابي عملكرد حوزه ها و روحانيت در عرصه علم و عمل و فرهنگ و مديريت
خود مجالي
واسع مي طلبد كه در اين نوشته مختصر در پي آن نيستيم . بلكه مقصود تذكر و توجهي است به عالمان و معلمان و نيز معلمان و طلاب و
همچنين اثرگذاران خارج از حوزه برحوزه !
مشكل شغل دوم !
از گذشته عالمان و مدرسان حوزه ها عمده بلكه هم وقتشان صرف تعليم وتربيت طلاب مي شد و اساتيد ممحض در امر اداره طلاب
بودند و در كنار آنان طلاب نيز عمده تمام وقت خويش را صرف تعلم و يادگيري درس خود مي كردند و در كنار حضور جدي در درس ها
مباحثه را كار اصلي خود مي دانستند و آنها نيز ممحض در تحصيل بودند و با اين روحيه درس مي خواندند و البته با تربيت خويش و
تهذيب نفس و خودسازي و جدي گرفتن اخلاق
آماده مي شدند تا امانت تعاليم دين را به اهلش كه جان هاي مشتاق مومنين بود
برساند.
اما پس از پيروزي انقلاب اسلامي و ورود روحانيت در عرصه هاي خدمتگذاري اجتماعي در مقياسي وسيع تر
تعدادي از مدارس
توسط متصديان و مسئولاني مديريت شده و مي شود كه كار حوزه شغل چندم آنان است و نمي توانند و يا نمي خواهند ممحض دركار
حوزوي باشند! به همين مقياس ما طلبه ها نيز آن جديت سابقين در تحصيل و علم آموزي را از دست داده ايم كه اين يعني به تدريج از
عمق علوم حوزوي كاسته شدن و به همان سطوح ولايه هاي ظاهري اكتفا كردن ! آيا حضور طلاب بر سر درس ها به مانند گذشته است !
مشغول شدن به تكنولوژي جديدي كه درخدمت تحصيل و تحقيق هم قرار مي گيرند
اگر از حد معقول فراتر رود نه تنها مفيد نخواهد
بود كه مضر مي باشد. مگر استفاده از نوار درسي جاي حضور طلبه در كلاس را پر مي كند ! اگر پيشينيان توفيقات بسيار وبزرگ داشتند
بدين خاطر بود كه كار اصلي و دائمي خود را به علم و شئون مختلف آن اختصاص داده بودند.
علامه حسن زاده آملي در همين رابطه مي گويد :
« در مدرسه مروي تهران حجره داشتم و از آنجا به سه راه سيروس كه اكنون چهارراه سيروس است
براي درس به منزل حضرت استاد
شعرائي (رضوان الله تعالي عليه ) كه دانشگاه دانش پژوهان بوده تشرف مي يافتم . روزي از روزهاي زمستان كه برف سنگين و سهمگين
تماشايي آن كوي و برزن را همواره كرده بود كه گويي شاعر در وصف باريدن آن برف گفته :
در لحاف فلك افتاده شكاف
پنبه مي بارد از اين كهنه لحاف
براي حضور در مجلس درس . دو دل بودم
هم به لحاظ حال استاد و منزل آن جناب و هم به لحاظ كسوت و وضع طلبگي خودم كه
كوس « عاشقان كوي تو الفقر فخري » مي زدم بالاخره روي شوق فطري و ذوق جبلي به راه افتادم و برهه اي از زمان بر در سرايش مكث
كردم و با انفعال حلقه بر در زدم چون به حضورش مشرف شدم عذرخواهي كردم كه در چنين سرماي سوزان مزاحم شدم . فرمودند : از
مدرسه تا بدينجا آمده اي
آيا گدايان روزهاي پيش كه در كنار خيابانها و كوچه ها مي نشستند و گدايي مي كردند
امروز را تعطيل كردند
عرض كردم : بازار كسب و كار آنان در چنين روزهاي سرد
گرم است . فرمودند : گداها دست از كارشان نكشيدند
ما چرا تعطيل كنيم و
گدايي نكنيم ! » (3 )
جديت اساتيد و طلاب و ممحض بودن آنها براي تعليم و تعلم و شغل اول قرار دادن طلبگي از سوي آنان
مداومت بر درس و
مباحثه و مطالعه و پيگيري درس ها در كنار اخلاص و اهتمام به اخلاق
روحاني متعهد مي پروراند. اما اگر مدير و مسئول حوزه در هفته
چند روز در جلسات اداري و غير اداري باشد و طلبه به درس ها و كارهاي ديگر مشغول باشد
پيشاپيش نتيجه روشن است . از گذشته
سنت و سيره بر اين بود كه عالماني دريايه عالي علمي با عشق و علاقه اي كه به تربيت طلبه داشتند
مدرسه دائر مي كردند و يا در مدارس
دائر مستقر مي شدند و خودشان را وقف اين رسالت مي كردند و لذا نتيجه مي گرفتند. مثلا مرحوم آيت الله كوهستاني (ره ) پس از
مراجعت از نجف با آن رتبه علمي و مقام تقوائي در يك روستا حوزه علميه دائر كرد و خود را وقف كامل حوزه نمود و البته نتيجه گرفت
و يا در اين اواخر مرحوم آيت الله مجتهدي تهراني (ره ) در تهران با جديت و عشق و علاقه به اين كار بزرگ قيام كرد و البته موفق بود. تازه
در فضاي نظام اسلامي توقع و نياز جامعه و مومنين بيشتر و وسيع تر است كه تلاش مضاعفي مي طلبد.
در فضاي ستم زده رضاخاني مرحوم آيت الله حائري يزدي (قدس سره ) حوزه علميه قم را در جوار كريمه اهل بيت (ره ) احيا و باز
تاسيس كرد و علي رغم جو نامناسب و وجود فشارهاي گوناگون از هر طرف
هيچ در امر تحصيل طلاب سستي را روا نمي دانست .
« روزي برف شديدي باريد
حاج شيخ ديدند كه درس خلوت است
لذا براي تنبيه و تذكر
از طلاب پرسيدند آيا بازار تعطيل است گفتند
خير
ايشان فرمودند : چرا بازاري ها سركار مي روند و كسب و كار را تعطيل نكردند ولي طلاب تعطيل مي كنند و اينطور نامنظم
هستند ! » (4 )
ديد منصفانه اين است كه در كنار ديدن خدمات و بركات حاصله از فضاي جديد در جمهوري اسلامي
اين آفت بزرگ كه در دراز
مدت اثرات مخربي بر جاي خواهد گذاشت
را جدي بگيريم تا براي اصلاح آن اقدام عمومي و عاجل صورت گيرد. مديران مدارس و
حوزه هاي علميه شهرستان ها و بلاد كه در جايگاه عالمان مناطق مربوطه محسوب نمي شوند نمي توانند اثرگذاري عالمان و حوزه هاي
گذشته را داشته باشند. متصديان چند شغله حوزه ها و مدارس ديني نمي توانند طلابي بپرورانند كه جاي خالي گذشتگان را پر كنند.
بايد متصديان و مدرسان تمام وقت طلاب را تمام وقت تحت آموزش و تربيت خود قرار دهند تا اين شجره طيبه به ثمردهي دائمي
خود ادامه دهد.
استقلال حوزه ها
تنها وابستگي حوزه هاي علميه شيعه در طول تاريخ
وابستگي به قرآن و عترت بوده است واز افتخارات عالمان شيعه و حوزه هاي
پيروان مكتب اهل بيت مستقل بودن و وامدار اين و آن نبودن بوده است . استقلال عالمان شيعه و داشتن ارتباط با مردم و وامدار
حكومت ها نبودن چنان نيروئي به روحانيت و مرجعيت شيعه بخشيد كه در دويست سال اخير پيشتاز هر نهضت آزاديخواهانه و
استقلال طلبانه ملي و منطقه اي بوده اند و « در مواقع زيادي با انحراف دولت ها معارضه كردند و آنها را از پاي در آوردند . » (5 ) استقلال
حوزه هاي علميه شيعه ويژگي مثبت و ارزنده اي است كه از روز نخست وجود داشت و همين استقلال مسئولانه نه تنها بركات فراواني
داشت كه از انحرافات و ضايعات بسياري جلوگيري كرد. امروزه و در فضاي جديد كه روحانيت شيعه ـ حداقل در ايران » تجربه جديدي
را شاهد است
در كنار تعامل مثبت و هدايتگرانه و سازنده
بايد بر استقلال ذاتي و تاريخي حوزه ها پافشاري كند تا اين امانت را به
سلامت به آيندگان تحويل دهد. اگر استقلال حوزه ها خدشه دار شود و مديريت و تدبير آن از بيرون انجام گيرد
چند صباحي نمي گذرد كه
روحانيت شيعه به سرنوشت دستگاه روحاني اهل سنت در مثل الازهر دچار شود!
واقعا مدارس طلبگي كه جاي جوانان و نوجوانان علاقه مند به معارف و احكام الهي است و آنها با صد شوق به امانت به دست
اساتيد و مسئولان حوزه ها سپرده مي شوند
بايد به همان رويه مرضيه سلف صالح مديريت شوند و از دخالت سلايق و تكفرات
ناصواب بيرون حوزوي
با جديت ممانعت شود. واقعا تاسف بار نيست كه فلان مداح از تهران به قم بيايد و در فلان مدرسه جلسه ديني
و دعا و زيارت خواني داشته باشد ! مگر نبايست اين نوجوان و جوانان در اين مدارس درس دين بياموزند و بعد از نيل به مقام « تفقه » به
انذار مردمان بپردازند
اگر آن رابطه معكوس شود
نتيجه اين مي شود كه بعضي از مبلغين جديد به سبك و محتواي مداحان جديد به تبليغ و نوحه خواني
در ميان مردم و مجالس مذهبي مشغول شوند! آيا اين علائم زنگ خطر نيست تا بزرگان و مراجع بزرگوار و زعماي حوزه هاي علميه در
اقدامي امانت دارانه و آينده نگرانه از هرگونه دخالت برون حوزوي در امور حوزه ها و طلاب جلوگيري كنند تا در روندي طبيعي بر علم و
تقوي و فهم و درك سياسي ـ اجتماعي آنها افزوده شود و با فهم محققانه و مستقل به انجام وظيفه بزرگ تبليغ و ترويج دين بپردازند.
راستي اگر در سالهاي اخير از پراكندن برخي وجوه خرد جلوگيري مي شد
امروز فلان مقام اجرائي به خود جرئت ميداد مطلبي را در
قم بر زبان جاري كند كه مدير حوزه و شخصيت محترم روحاني آن جلسه به حوزيت و اتفاق به تكذيب آن بپردازند !
البته روز آمد شدن حوزه ها و پاسخگو بودن عالمان ديني به نيازهاي گسترده و جديد مخاطبان خويش امر حقي است كه بايد
مدبرانه و با به خدمت گرفتن امكانات جديد و عصري به آن اقدام كرد ولي نكته اي كه نبايد با اين گونه مسائل خلط شود
حفظ استقلال
حوزه ها و حوزويان است كه آنها مي توانند و بايد با حفظ هويت مستقل خود
از دخالت و دست كاري هر طيف و قدرت و نيروي
بيروني
به وظايف خود عمل كنند.
سلاح علم و دانائي و توان فكري مولفه مهم و مهم ترين مولفه اقتدار و عظمت است
نبايد مراكز علمي و بويژه حوزه هاي علميه را از
ويژگي ذاتي آن كه تلاش در عرصه هاي فكري و علمي است به وادي هاي ديگري كشاند كه يا علمي نيستند و يا كارهاي سطحي نگرانه و
مداحي منشانه است كه تعاليم ديني را از عمق و اثرگذاري باز مي دارد و راه و رسم « مدرسه داري » و « طلبه پروري » اي كه از شيخ مفيد و
سيد مرتضي و شيخ طوسي آغاز شد را به فراموشي مي سپرد. حوزه هاي علميه با رعايت اصل استقلال و نيز تمركز بر تحصيل ونيز تزكيه
و البته توجه به عنصر زمان شناسي و توجه به نيازهاي فكري و ديني انسان اين عصر و مقتضيات تحولات نو شونده
مفيدگونه علم
الهداي اين زمان را بپرورند و شيخ الطايفه گونه تفسير و حديث و فقه و اصول را گامي به جلو ببرد و به مانند مرحوم حاج شيخ و
آيت الله بروجردي و امام خميني مايه عزت و عظمت دين و مومنين باشند.
پاورقي ها :
1 ـ ريحانه الادب
ج 4
ص 185
2 ـ صحيفه امام
ج 21
ص 5 ـ274
3 ـ در آسمان معرفت
ص 425 ـ426
4 ـ آداب الطلاب
ج 1
ص 207
5 ـ بحثي درباره مرجعيت و روحانيت
ص 182
« ابن المعلم »
با جهادي كه در راه « مدرسه داري » و « طلبه پروري » انجام داد و هرگونه سختي و ناگواري و زحمت را به جان خريد
توانست « شيخ مفيد » شود
امام خميني (س ) : اگر فقهاي عزيز نبودند
معلوم نبود امروز چه علومي به عنوان علوم قرآن و اسلام و اهل بيت (عليهم السلام ) به
خورد توده ها داده بودند
« مدرسه داري » و « طلبه پروري » عنصر كليدي حفظ هويت شيعيان است كه لازم است همگان در هر شرايط و موقعيتي متوجه و
مراقب اصالت و استمرار آن باشيم
در فضاي ستم زده رضاخاني
مرحوم آيت الله حائري يزدي (قدس سره ) حوزه علميه قم را در جوار كريمه اهل بيت (س ) احيا و باز
تاسيس كرد و علي رغم جو نامناسب و وجود فشارهاي گوناگون از هر طرف
هيچ در امر تحصيل طلاب سستي را روا نمي دانست
اگر استقلال حوزه ها خدشه دار شود و مديريت و تدبير آن از بيرون انجام گيرد
چند صباحي نمي گذرد كه روحانيت شيعه به سرنوشت
دستگاه روحاني اهل سنت در مثل الازهر دچار شود!

|