روزنامه جمهوري اسلامي 09/09/1388 صفحه كتاب و كتابخواني
*****
« ايران » جان جهان اسلام و جهان اسلام روح ايران




  • بهره اي از كلام شهيد مدرس به مناسبت سالگرد شهادت آن بزرگ مرد تاريخ ايران
    علي معصومي (وزوايي )
    در سرآغاز اين سخن مي خواستم اين جمله را بنويسم كه « احمق ترين انسان ها كساني هستند كه براي درمان دردهاي خود و براي حل مشكلات و گرفتاري هاي خود بخواهند از دشمنان خود نسخه بگيرند و از آن ها طلب ياري كنند » ولي با اندك تامل دريافتم كه حالت و كار چنين كساني اساسا چيزي فراتر از احمقي است و مي توان چنين افراد را در شمار انسان هاي عقب افتاده اي دانست كه اصولا در تشخيص خير و شر سود و زيان خويش مشكل دارند و همانند افراد صغير و كودكان كم سن و سال و همانند معلولان ذهني هستند كه در اثر عدم تشخيص به راحتي فريب مي خورند زيرا نه تنها در تشخيص سود و زيان خود عاجزند بلكه در شناخت دوست و دشمن نيز ناتوان مي باشند.
    اكنون بدون تعارف بايد گفت كه حدود دويست سال است كل جهان اسلام در سياست هاي كلان و راهبردهاي بنيادين خود خواسته يا ناخواسته طبق نسخه دشمنانمان و طبق دستورالعمل هاي كلان آن ها رفتار مي كند و علت اصلي ناكامي ها و حل نشدن مشكلات مسلمانان نيز همين است . بنابراين ما بايد به سطحي از رشد برسيم كه اولا نسخه دشمنان را كه براي ما مي پيچند به درستي بشناسيم و ثانيا به آن عمل نكنيم . اگر بخواهيم فاجعه عمل به نسخه دشمن را ملموس تر و روشن تر دريابيم يك مثال از همين روزگار خودمان و از دو دهه پيش مي آوريم . يادمان هست زماني كه صدام حسين مي خواست به ما حمله كند به طور مستقيم و غيرمستقيم مي گفت : اگر ايران مي خواهد جنگي آغاز نشود بايد اروند رود و كل استان خوزستان را با تمام شهرهاي آن به ما بدهد بايد در مرزهاي غربي فلان شهر و فلان منطقه را به ما بدهد بايد قبول كند سيستان و بلوچستان و... از ايران جدا بشوند بايد جزاير ابوموسي تنب بزرگ تنب كوچك و... از ايران جدا و به فلان اميرنشين داده شود و ده ها بايدها و نبايدهاي ريز و درشت ديگر.
    اين نسخه اي بود كه دشمن براي گريز از جنگ و زندگي مسالمت آميز در كنار هم اجراي آن را براي ما پيشنهاد مي كرد. اكنون تصور كنيد كه اگر ما به سبب گريز از جنگ و... به اين نسخه دشمن عمل مي كرديم چه فاجعه عظيمي رخ مي داد و سرنوشت ما به كدامين سمت مي رفت .
    اگر ژرف نگر باشيم درمي يابيم كه همه نسخه هايي كه دشمن براي ما و براي كل جهان اسلام تاكنون پيچيده است در همين حد فاجعه آميز بوده است . منتها نسخه هايي كه تاكنون دشمن غربي براي ما در دويست سال اخير پيشنهاد كرده است و ما نيز اجرا كرده ايم پيچيدگي ها و ظاهرآرايي هايي داشته است تا عمق فاجعه در مراحل اجرا پنهان بماند. اگر بخواهيم همه نسخه هايي را كه دشمنان جهان اسلام در طول دويست سال اخير براي جهان اسلام پيچيده و ما با همدستي آن ها اجرا كرده ايم فهرست كنيم و حوزه و سطح هر يك از آن ها را شرح دهيم كلام طولاني خواهد شد. بنابراين به عنوان مثال يادآور مي شويم كه در طول دويست سال اخير سه نسخه كلان غرب بيش از ساير طرح ها و نسخه ها توانست جهان اسلام را به فلاكت بيندازد. مساله « استعمار » نخستين نسخه بود كه دشمنان جهان اسلام مطرح كردند. ظاهر نسخه مذكور اين بود كه قرار است آباداني و پيشرفت به كشورهاي شرقي و اسلامي هديه شود ولي آنچه در عرصه عمل مشاهده شد و آنچه نتيجه اين طرح بود چيزي غير از فلاكت بسيار عظيم تر غارت هولناك مستعمرات نفوذ در ميان جوامع اسلامي و ايجاد پايگاه هاي جاسوسي و نظامي و كانون هاي توطئه و تخريب در ميان ملل و اقوام مسلمان نبود.
    دومين نسخه دشمنان ما طرح مساله ملي گرايي و ناسيوناليسم بود كه تكميل كننده نسخه نخست (استعمار) محسوب مي شود زيرا در نسخه نخست ضعيف كردن لرزان كردن و ايجاد فلاكت و آشفتگي و از بين بردن توان عمومي هدف بود و در طرح دوم (ناسيوناليسم ) قطعه قطعه كردن سرزمين هاي اسلامي تجزيه كردن واحدهاي بزرگ و توانمند سياسي در سرزمين هاي اسلامي و قرار دادن عوامل پنهان و مرموز دشمن در راس هر يك از اين واحدهاي سياسي كه دشمن آن ها را ساخته و پرداخته بود هدف محسوب مي شد. در دوره استعمار دشمنان جهان اسلام توانستند با نفوذ به ميان جوامع اسلامي و صيد كردن گروه ها و چهره هايي كه مستعد همكاري و كارگزاري بودند زمينه را براي دوره بعدي مهيا كنند.
    نسخه ديگري كه تقريبا به موازات دو نسخه ديگر پيش رفت ليبراليسم مي باشد كه كل هويت سياسي اعتقادي فرهنگي اقتصادي اجتماعي و باورها و رفتارهاي اصيل و تاريخي جوامع اسلامي را هدف قرار داد و اكنون نيز در قالب ها و شيوه ها و عناوين مختلف در حال حمله شديد به جهان اسلام است . در كل بايد گفت كه اين سه نسخه اساسي ترين ضربه ها را به جهان اسلام در طول دويست سال اخير زده است و اكنون نيز در حال ضربه زدن مي باشد.
    با عنايت به آنچه در ابتداي كلام درباره استفاده از نسخه دشمن و رابطه آن با جهل انسان ذكر شد نبايد تصور كرد كه مسلمانان از نظر رشد عمومي در آن حد از جهل بودند كه نمي توانستند فاجعه آميزبودن استفاده از نسخه دشمن را متوجه نشوند بلكه پذيرش و عمل به نسخه دشمن همواره به اين سبب بوده است كه افراد و جريان هايي كه در ظاهر بومي و در اصل وابسته به بيگانگان و يا برخاسته از بستر فكري و فرهنگي و سياسي بيگانگان بوده اند در بين جوامع اسلامي نسخه دشمن را به عنوان نسخه بومي و خودي و نسخه اي كه يگانه مسير براي رسيدن ملل و اقوام اسلامي به خواست هاي خود مي باشد مطرح مي كرده اند و با همين شيوه مردم را گمراه مي نموده اند تا با استفاده از نسخه دشمن مسير فلاكت را طي كنند.


    بنابر آنچه نقل شد به اين نتيجه قطعي مي رسيم كه اگر ما و جهان اسلام مي خواهيم مسير واقعي ترقي سعادت عزتمندي قدرتمندي و... را طي كنيم و به بيراهه هايي كه دشمن براي ما معرفي مي كند وارد نشويم ناچار هستيم براي درمان دردها و مشكلاتمان از نسخه هايي استفاده كنيم كه مردان اصيل و آگاه دين و ميهن ما آن ها را ارائه داده اند و يا اكنون ارائه مي دهند يعني بزرگاني همچون امام خميني آيت الله سيدحسن مدرس آيت الله شيخ فضل الله نوري و ديگر بزرگاني كه سراسر عمر شريف و عزيز خود را وقف برملا كردن نيرنگ غرب و افشا كردن فساد هولناك نسخه هاي غربي كردند و راه ها و روش هاي واقعي را براي ترقي و عزتمندي ملت ايران و همه ملل اسلامي نشان دادند.
    مسلما در اين مختصر نمي توانيم به همه نسخه ها و دستورالعمل هايي كه بزرگان اصيل و ناب ما پيرامون مشكلات و دردهاي ايران و جهان اسلام ارائه كرده اند اشاره كنيم حتي قادر نيستيم به دستورالعمل ها و نسخه هاي يكي از آن بزرگان نيز اشاره داشته باشيم . بنابراين اكنون فقط به يكي از نسخه هاي شهيد آيت الله مدرس (به مناسبت فرارسيدن سالگرد شهادت ايشان ) اشاره مي كنيم و پيرامونش اندكي بحث مي نماييم . نسخه و دستورالعمل مذكور منعكس كننده ديدگاه شهيد مدرس درباره نوع مناسبات و نوع روابطي است كه ملل و اقوام مسلمان بايد با هم داشته باشند به عبارت ديگر بازگوكننده نوع سياست خارجي هر يك از كشورهاي مسلمان با كشور مسلمان ديگر است .
    شهيد مدرس معتقد است كه مجموع اقوام و ملل اسلامي (كل جهان اسلام ) حالت يك دستگاه واحد و حالت يك موجود زنده اي مثل انسان را دارند. بنابراين اگر جزئي و قسمتي از اين دستگاه آسيب ببيند و يا در معرض خطر قرار بگيرد كل دستگاه نيز آسيب مي بيند و به همان ميزان كه يك جز دستگاه در خطر قرار مي گيرد كل دستگاه نيز به همان حالت گرفتار مي شود. به عبارت ديگر اگر عضوي و اندامي از اين موجود (جهان اسلام ) گرفتار آسيب ديدگي عفونت و... شود دير يا زود كل موجود و همه اجزاي ديگر نيز در معرض آسيب عفونت و... قرار خواهند گرفت مگر آنكه عضو مجروح و آسيب ديده و عفونت زده هر چه زودتر درمان شود. شهيد مدرس بقاي واقعي و موثر (نه بقاي جسدوارگي ) هر دستگاه و هر مجموعه اي را به بقا و سلامت افراد و اجزا آن مجموعه مربوط مي داند و معتقد است جهان اسلام نيز چنين مي باشد (مدرس قهرمان آزادي جلد 2 ص 683 ) .
    بنابراين از نظر شهيد مدرس هيچ يك از اقوام و ملل اسلامي هرگز نمي توانند نسبت به سرنوشت ديگر اقوام و ديگر ملل اسلامي بي تفاوت باشند و خود را در غم ها و شادي هاي آن ها شريك ندانند. به عبارت ديگر اگر هر يك از اقوام و ملل اسلامي صرفا منافع و بقاي خود را هم بخواهند درنظر بگيرند ناگزيرند در غم ها و شادي هاي ساير اقوام و ملل اسلامي نيز نظرا و عملا شريك شوند تا كل جهان اسلام و اجزاي مختلف جهان اسلام از آسيب ها و خطرها مصون بمانند. قطعا اگر چنين ديدگاهي در بين اقوام و ملل اسلامي حاكم نباشد منافع و بقاي همه آن ها در خطر مي افتد. البته نسخه دشمنان اسلام و دشمنان ملل اسلامي كاملا با ديدگاه و نسخه شهيد مدرس در تقابل است و آن ها به طور مستقيم و غيرمستقيم در ميان مسلمان ها و در ميان اقشار و افراد سياسي جوامع اسلامي چنين تبليغ مي كنند كه هر كشور اسلامي و هر قومي از اقوام اسلامي فقط بايد به فكر كشور و قوم خود باشد و به غم ها و شادي هاي ديگر كشورها و ديگر اقوام اسلامي هرگز حساسيتي نشان ندهد. يعني اينكه ايران فقط سرگرم كار خودش باشد و به لبنان فلسطين و... هيچ كاري نداشته باشد و بگذارد خود آن ها با درد و رنج خود و با دشمنان خود دست و پنجه نرم كنند يعني اينكه تركيه هم فقط مشغول كار خودش باشد و اصلا نگويد واقعيتي به نام جهان اسلام و ملل اسلامي وجود دارد يعني اينكه عربستان مصر سوريه لبنان افغانستان پاكستان اندونزي مالزي يمن عراق اردن سودان ليبي و ساير كشورهاي اسلامي نيز همين حالت را به خود بگيرند و همه چيز را فراموش كنند. درست مثل اينكه به هريك از اعضاي يك خانواده بگويند فقط به فكر خودش باشد و اصلا فراموش كند كه برادري خواهري عمويي برادرزاده اي خواهرزاده اي و... دارد. بنابراين اگر در كشورها و در جوامع اسلامي هركس بخواهد اين سياست كودكانه و جاهلانه را تعقيب كند يعني اينكه نسخه دشمنان اسلام را (خواسته يا ناخواسته ) اجرا و طبق دستورالعمل آن ها حركت مي كند.
    بيست و هفتم دي سال 1301 هـ . ش شهيد مدرس پيرامون تجاوزات و ستمگري هاي انگليس به يك كشور اسلامي نطق كوبنده اي در مجلس شورا دارد و موضع گيري ويژه اي بروز مي دهد كه اين نطق نيز منعكس كننده ديدگاه آن عالم بزرگ و مبارز درباره نوع مناسباتي است كه بايد بين كشورها و ملل اسلامي برقرار شود. آيت الله مدرس در اين نطق پس از اظهار نفرت از سياست انگليس نسبت به كشورهاي اسلامي به ويژه كشور عراق بيان مي كند كه بين النهرين (عراق ) روح ايران است . بين النهرين مرجع و پاره اي از جهان اسلام است و ما نمي توانيم نسبت به سرنوشت روح خود و نسبت به سرنوشت پاره اي از پيكر جهان اسلام بي تفاوت باشيم و از ستم هاي انگليس در آن جا اظهار نفرت نكنيم (مدرس قهرمان آزادي جلد اول ص 178 و 179 ) .
    از اين سخن شهيد مدرس درمي يابيم كه از نظر ايشان رابطه كشورها و ملل اسلامي با هم رابطه روح و جسم نيز مي باشد يعني اينكه كشورها و ملل اسلامي جسم و جان يكديگر مي باشند. در اين عالم جسم بدون روح و روح بدون جسم نمي توانند واقعيت ملموس و عيني بروز دهند. بنابراين كشورهاي اسلامي نيز بدون در نظر گرفتن اين تناسب در اين جهان بروز واقعي نمي توانند داشته باشند. زماني هم كه از بروز واقعي محروم باشند نه تنها از تاثيرگذاري در جهان بهره اي نخواهند داشت بلكه همواره تحت سلطه و ابزار سياست تاثيرگذاران خواهند بود.
    اگر كل ظرف جغرافيايي و محيط زيستي اقوام و ملل اسلامي را به منزله جسم و پيكر جهان اسلام (البته جسمي كه پيوند اجزاي آن با هم حالت پيوند اندام هاي يك پيكر با كل پيكر دارد) در نظر بگيريم روح و جان كل اين پيكر همان اسلام و تعاليم قرآن كريم است ; بنابراين كل ملل و كشورهاي اسلامي روح واحد و جان واحد دارند كه همان اسلام است . به بيان ديگر روح و جان كشورها و ملل اسلامي به يكديگر آميخته است . به همين سبب مي باشد كه اگر بين النهرين روح ايران (به تعبير شهيد مدرس ) است ايران نيز جان بين النهرين است . اين تناسب نه تنها بين ايران و عراق بلكه بين همه كشورها و ملل اسلامي وجود دارد. به عنوان مثال مي توان گفت اگر كشورهاي اسلامي روح ايران هستند ايران نيز روح و جان كشورهاي اسلامي است . بنابراين عقل حكم مي كند كه همگي در صيانت از روح و جان يكديگر كه روح و جان همه است و همچنين در صيانت از پيكر همديگر كه پيكر همه است نهايت كوشش خود را بروز بدهيم .
    بعد پيروزي انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني همه نسخه هاي غربي به دور افكنده شد و ملت مسلمان ايران با راهنمايي ها و رهبري هاي امام خميني راه ها و روش هاي اصيل و بومي و اسلامي را در پيش گرفتند كه تاكنون ادامه دارد ولي هنوز هم افراد و جريان هايي هستند كه در سر هواي الگوها و نسخه هاي غربي را مي پرورانند و مي خواهند در راه و روش اصيل انقلاب انحراف ايجاد كنند; همچنان كه در كل جهان اسلام نيز عواملي از استكبار و دشمنان اسلام ظهور و بروز دارند كه پيوسته الگوها و نقشه ها و نسخه هاي دشمن را تبليغ و ترويج مي نمايند و مسلمانان براي رهايي از فلاكت ها ابتدا بايد با اين عوامل برخورد كنند.
    درباره مناسبات كشورها و ملل و اقوام اسلامي با يكديگر نسخه دشمنان اين است كه هر كشور اسلامي و هر قومي از اقوام و ملل اسلامي فقط به فكر خودش باشد و كاري به سرنوشت كشورها و اقوام ديگر اسلامي نداشته باشد و نسبت به غم ها و شادي هاي آن ها هيچ حساسيتي نشان ندهد در حالي كه شهيد مدرس معتقد است سرنوشت كشورها و ملل اسلامي چنان به هم گره خورده است كه اگر ضعف و خطري يكي از كشورهاي اسلامي را تهديد كند اين خطر به كل كشورها و ملل اسلامي سرايت مي كند. به اعتقاد شهيد مدرس كشورها و ملل اسلامي روح و جان واحد دارند و روح و جان واحد داشتن ايجاب مي كند همه كشورها و ملل اسلامي از روح و جان يكديگر با تمام توان دفاع كنند.
    مدرس قهرمان آزادي
    درباره شهيد آيت الله سيد حسن مدرس علاوه بر اينكه مقالات فراوان نوشته شده و بخش هايي از كتاب هاي تاريخي به آن بزرگ مرد تاريخ معاصر ايران اختصاص يافته است كتاب هاي مستقلي هم درباره ايشان منتشر شده است . كتاب هايي همچون : « مدرس مجاهدي شكست ناپذير » « مدرس در پنج دوره تقنينيه مجلس شوراي ملي » « مرد روزگاران » « انديشه سياسي شهيد مدرس » « مدرس قهرمان آزادي » و تعدادي كتاب هاي ديگر. از ميان كتاب هاي مذكور كتاب « مدرس قهرمان آزادي » اهميت ويژه اي دارد كه به مناسبت سالگرد شهادت آيت الله مدرس به اين كتاب بيشتر اشاره مي كنيم . كتاب مذكور را حسين مكي در دو جلد (890 صفحه تاليف كرده است و در فهرست مطالب آن عناوين زير به چشم مي خورد : فتواي ميرزاي شيرازي درباره مدرس شرح حال مدرس به قلم خودش مدرس در مجلس شوراي ملي سو قصد به جان مدرس كابينه سياه و حبس و تبعيد مدرس مدرس پرچمدار مخالفت با رضاخان علت ترس رضاخان از مدرس مدرس و كميته قيام سعادت مدرس و سفير احمدشاه تدريس مدرس در مدرسه سپهسالار مطايبات مدرس آثار مدرس تبعيد و شهادت مدرس و عناوين متعدد ديگر.