روزنامه جمهوري اسلامي 19/09/1388 صفحه سياسي
*****
انتقاد انديشمند مصري از موروثي شدن قدرت در برخي كشورهاي عربي


  • « فهمي هويدي » نويسنده مصري وانديشمند عرب در مقاله اي كه در روزنامه « الوفاق » منتشر شد با به چالش كشيدن حكام كشورهاي عربي با ديدي منتقدانه موضوع موروثي شدن قدرت در برخي از اين كشورها را ريشه يابي و تحليل كرده است .
    هويدي در اين مقاله با عنوان « از تو درباره حكومت موروثي مي پرسند » چنين آورده است :
    بنگر كه چگونه تحقير و نااميد شديم تا جايي كه سرزمين هايمان قرباني حكومتهاي موروثي گرديدو ملتهايمان بر دار اوهام خيالات و وعده هاي تحقق نيافته به صليب كشيده شدند.
    دوستي به من گفت كه در دهه 60 ميلادي به اردويي متعلق به سازمان جوانان شهر حلوان مصر رفته بود كه گروهي از دانشجويان نخبه دانشگاهها كه در آن زمان سرشار از اعتماد به نفس و اميد بودند در آن حضور داشتند. اين جوانان بارها عنوان مي كردند كه يكي از آنها در آينده رئيس جمهور مصر خواهد شد. آنها باورشان شده بود كه آينده از آن نسل جوان است . اما در طول چهل سال گذشته هيچ يك از اين موارد تحقق نيافت و آرزوهاي آن جوانان يكي پس از ديگري برباد رفت .
    فهمي هويدي درادامه اين تحليل آورده است : دوست من نيز كه دهه شصت عمر خود را مي گذراند ديگر نااميد شده است ونمي تواند آنچه را هم اكنون درباره موروثي شدن حكومت در مصر مي شنود باور كند . در شماره اخير چاپ عربي مجله نيوزويك منتشره در 17 نوامبر جاري يكي از انديشمندان يمني درباره علي عبدالله صالح رئيس جمهور كشورش گفته است كه وي از 31 سال پيش برسر قدرت است . در طول اين دوره روياهاي كشور را برباد داده و تمامي راههاي پيشرفت وترقي كشور را مسدود كرده است . او سدي در برابر قدرت تفكر مردم براي پيشرفت كشور است . درحالي كه محور توجه رهبران حقيقي جهان انسان وطن و پيشرفت است محور توجه رهبر ما فقط تخت سلطنت و موروثي كردن قدرت است .
    ما به شواهد بيشتري براي اثبات موروثي شدن قدرت در جمهوري هاي عربي نياز نداريم . در گذشته گمان مي كرديم انتقال كشورهاي عربي از نظام پادشاهي به جمهوري برداشتن گامي به پيش است اما تجربه نوين كشورهاي عربي خلاف اين را ثابت كرد زيرا اين پديده در شش كشور عربي قابل رويت است كه در برخي از آنها به صورت رسمي در برخي ديگر واقعيتي است كه هنوز شكل قانوني به خود نيافته است ودر برخي ديگر در مرحله مقدماتي است .
    هويدي در اين زمينه با تحليل انتخابات رياست جمهوري آينده مصر در سال 90 مي نويسد : در صورت عدم نامزدي خود حسني مبارك بديهي است كه حزب حاكم در سايه شرايط كنوني كسي را جز جمال مبارك پسر حسني مبارك كه هم اكنون نقش پررنگي در تصميم گيري هاي سياسي كشور دارد براي اين پست نامزد نخواهد كرد.
    اين نمونه مصري در ليبي نيز بصورت نسبي تكرار شده و همانگونه كه نقش جمال مبارك در مصر پررنگ شده و دبيركلي حزب حاكم را در اختيار دارد تا بتواند زمام امور داخلي را بدست بگيرد سيف الاسلام قذافي 37 ساله نيز پس ازاينكه درسياست داخلي وخارجي كشورش نقشهايي را ايفا نمود اخيرا به عنوان هماهنگ كننده عمومي « ستادفرماندهي مردمي » كه بالاترين منصب پس از معمر قذافي رهبر ليبي است بكارگماشته شده است .
    گفته مي شود كه پسر قذافي براي اينكه بتواند طرح اصلاحي خود را براي آينده ليبي به مرحله اجرا درآورد بايد اين مقام را در اختيار داشته باشد كه خود اين اقدام وي را به طور مستقيم جانشين پدرش در قدرت خواهد نمود.
    در كشور يمن نيز اقدامات صورت گرفته درهمين راستا پيش مي رود زيرا نام « احمد » پسر 20 ساله علي عبدالله صالح كه هم اكنون فرمانده گارد رياست جمهوري است به عنوان نامزد جانشيني پدرش بر سر زبانهاست . به همين خاطر خانواده حاكم كليد تمامي دستگاههاي امنيتي كشور رامحكم دردست گرفته است به طوري كه « عمار » پسر عموي وي مسئول امنيت ملي برادرش يحيي مرد قدرتمند وزارت كشور و برادر ناتني رئيس جمهور علي محسن فرمانده ارتش در مناطق شمالي است .
    در تونس نيزوضع به همين منوال است . « زين العابدين بن علي » رئيس جمهور اين كشور با اصلاح قانون اساسي خودرا رئيس جمهور مادام العمر نمود درست مانند دوران حبيب بورقيبه كه خود بن علي به اوخرده مي گرفت . اما خود او در سال 1366 اعلام كرد كه بورقيبه بيش از دو دوره نمي تواند قدرت را دردست داشته باشد.
    از آن زمان بود كه بن علي مقدمات جانشيني بورقيبه را براي خود فراهم كرد و محمد صخر الماطري داماد 28 ساله خود را به صف اول ميدان سياست فرستاد تا بتواند به عضويت كميته مركزي حزب حاكم درآيد.وي اخيرا نماينده پارلمان نيز شده است .
    اين در حالي است كه خود بن علي اداره يك امپراطوري مالي بزرگ را كه در دوران دامادش تشكيل شده است برعهده دارد. وي موسس « راديو زيتونه » و « بانك زيتونه » است ودر بانك جنوب نيز داراي سهم است . 70 درصد از سهام « دار الصباح » قديمي ترين موسسه مطبوعاتي تونس و همچنين شركتهاي دارويي و گردشگري بسياري را در اختيار دارد.
    در كشور الجزاير نيز « سعيد » برادر ناتني عبدالعزيز بوتفليقه رئيس جمهور اين كشور كه هم اكنون پزشك مخصوص و رازدار بوتفليقه است و وي را در همه سفرهاي خارجي اش همراهي مي كند خود را براي جانشيني بوتفليقه آماده كرده واخيرا نيز درخواست تاسيس حزب « تجمع براي وفاق ملي » را براي شركت در انتخابات ارائه داده است .
    در مكتب وراثت در حكومت كه به معني استمرار در قبضه كردن قدرت و نگاه داشتن آن درچارچوب خانواده حاكم است دو مدرسه وجود دارد يكي مدرسه « چيرگي » كه بر اساس آن با زور وابزارهاي قدرت اين امر را به كرسي مي نشانند و ديگري مدرسه « مشروعيت بخشي دروغين » كه رواج بيشتري نسبت به مدرسه اول دارد زيرا حالت اول در شرايط فعلي جهان كه سخن از دمكراسي وحقوق بشر بر سر زبانهاست و روشهاي حقه بازي ب راي كسب مشروعيت پيشرفت كرده است چهره نازيبايي دارد.
    همچنين دادن پستهاي بالا به جانشين قدرت و بستن در بر روي رقباي احتمالي وي بسيار آسان است زيرا وقتي اين فرد تنها گزينه موجود باشد به راحتي مي توان او را با وضع قوانيني كه به نفعش باشد ويا از طريق موسساتي با مشروعيت جعلي به قدرت رساند.
    از جمله دلايلي كه رهبران اين كشورها براي توجيه انتقال قدرت به اعضاي خانواده خود دارند اين است كه آنها نيز يك شهروند معمولي هستند ومثل بقيه حق نامزد شدن در انتخابات را دارند و نمي توان آنها را تنها به خاطر اينكه پسر رئيس جمهور و يا يكي از اعضاي خانواده او هستند از اين حق محروم كرد.
    البته اين توجيهات به دو دليل قابل قبول نيست اول اينكه با جانشين قدرت در همه موارد همانند يك شهروند معمولي برخورد نمي شود و در طول دوره حكومت پدر وي به عنوان شهروند درجه يك به حساب مي آيد و اوامر و خواستهاي وي كاملا اجرا مي شود و داراي نفوذ واختياراتي است كه به هر شخصيت سياسي اعطا نمي گردد.
    به عقيده فهمي هويدي دليل دوم اين است كه نامزدي وي به حساب رئيس جمهور و انتساب به او از نظرسياسي مردود است همچنان كه بر اساس ماده 146 آيين دادرسي در مصر در خصوص بي طرفي قاضي در صورتي كه همسر و يا يكي از نزديكان قاضي در دادخواست ذي نفع باشند وي صلاحيت رسيدگي به آن پرونده را نخواهد داشت .
    قانونگذار در اينجا آگاه بوده است كه هر گونه نزديكي قاضي با طرف ذي نفع در هر قضيه اي وي را براي رسيدگي به آن پرونده بي صلاحيت خواهد كرد زيرا در اين صورت شبهه جانبداري پيش خواهد آمد.
    در قضاياي سياسي كه به سرنوشت وآينده كشور مرتبط است نيز وضع به همين صورت است به اين معنا كه فرزند هيچ رئيس جمهوري در سايه قدرت پدر و سلطه وي بر دستگاههاي دولتي نمي تواند حائز منصب رسمي شود.
    در ادامه تحليل هويدي آمده است : درست است كه مساله موروثي كردن قدرت تنها به كشورهاي عربي ختم نمي شود و در ساير كشورها مثل كره شمالي جمهوري آذربايجان كوباهائيتي و برخي كشورهاي آفريقايي نيز به چشم مي خورد اما وجه اشتراك بيشتر اين نمونه ها با مواردي كه در كشورهاي عربي شاهد آن هستيم اين است كه آن كشورها نيز فاقد دمكراسي و موسسات مدني هستند وبه همين دليل جرات اين كار را به خود مي دهند.
    در كشورهاي عربي كه پس از رهايي از استعمار از نظام پادشاهي به جمهوري تغيير وضعيت دادند اقدام به قبضه كردن قدرت و مصادره دمكراسي نمودند و با اينكار جوامع خود را تضعيف نموده و آن را از هم گسستند تا جايي كه بار ديگر به قهقرا بازگشتند. به قول انديشمند اردني دكتر « مصطفي حمارنه » آنها سياست عربي را به سنتهاي مرحله صحرانشيني بازگرداندند و دولت را به قبيله اي تبديل كردند كه در آن قدرت تنها منحصر به يك خانواده است .
    در كشورهاي عربي قدرت مطلقه هنگامي موفق به تضعيف جوامع خود شد كه هيچ مانعي بر سر راه خود نيافت و توانست با يك تير دو نشان بزند : ارباب قدرت هم از زرق وبرق قدرت وجاه ومقام آن بهره مند شدند و هم بر اقدامات و تجاوزاتي كه در دوره حكومت خود انجام داده بودند سرپوش نهادند.
    از سوي ديگر مي توان گفت كه مساله موروثي كردن قدرت در كشورهاي عربي به دلايل زير با استقبال كشورهاي خارجي و در راس آنها ايالات متحده مواجه است :
    اين ابرقدرتها يقين دارند كه شرايط فعلي جهان عرب تضمين كننده منافع وجايگاه استراتژيك بسيار مناسبي براي آنهاست بنابراين ادامه اين روند به هر قيمتي به هدف مهمي براي آنها تبديل شده است .
    طراحان اين امر تمام تلاش خودرابراي آماده سازي وتربيت نسلهاي جديد فرزندان خانواده حاكم دركشورهاي عربي كه اغلب آنها دانش آموخته خارج از كشور هستند مبذول داشته اند و اطمينان دارند كه وفاداري و همكاري آنها كمتر از پدرانشان نخواهد بود.
    قدرتهاي خارجي نسبت به افراد جايگزين كه ممكن است در صورت برگزاري انتخابات آزاد در كشورهاي عربي به قدرت برسند اطمينان ندارند زيرا به خوبي مي دانند كه افكار عمومي در كشورهاي عربي مخالف سياستهاي آمريكاست و برگزاري انتخابات آزاد مي تواند بيانگر اين احساسات منفي باشد و منافع آمريكا را تهديد كند.
    هراس بزرگتر آنها نيز اين است كه گروههاي داراي گرايشهاي اسلامي در انتخابات پيروز شوند همانطور كه در غزه جنبش حماس در انتخابات فلسطين پيروز شد. بنابراين به نظر آنها راه حل مناسب موروثي كردن قدرت است .
    هويدي در خاتمه مي نويسد : از اين زاويه آينده در جهان عرب بسيار تيره تر از امروز خواهد بود اما قانون جهان حكم مي كند كه پايان شب سيه سپيد است و آفتاب پشت ابر نمي ماند هر چند در جهان هيچ چيز رايگان بدست نمي آيد و بايد شرايط لازم براي تغيير فراهم گردد اما متاسفانه كشورهاي عربي هنوز شرايط لازم براي رسيدن به نتيجه را فراهم نكرده اند.
    علي عبدالله صالح رئيس جمهور يمن 31 سال است كه بر اين كشور حكومت مي كند و در اين مدت روياهاي مردم يمن را بر باد داده و تمامي راههاي پيشرفت و ترقي كشورش را مسدود كرده است
    كشورهاي عربي كه فاقد دمكراسي و موسسات مدني هستند به دنبال موروثي كردن حكومت مي باشند