التهابات سياسي در پرتو طرح كودتا عليه دولت « رجب طيب اردوغان » نخست وزير تركيه روز به روز ابعاد گسترده تري را به خود
مي گيرد. اخيرا هزاران تن از مردم اسلامبول در يك تظاهرات گسترده عليرغم سردي هوا و بارش برف سنگين ضمن اعتراض به توقف
پيگيريها درخصوص كودتا عليه دولت اردوغان
خواستار بركناري ژنرال « ايلكر با شبورغ » رئيس ستاد ارتش تركيه شده اند.
شدت و دامنه اعتراضات مردمي عليه دخالتهاي ارتشيان و انعكاس مطبوعاتي آن به حدي بوده است كه براي نخستين بار ژنرالهاي
ارتش تركيه را به « واكنش فوري » واداشته است .
ژنرال « باشبورغ » رئيس ستاد ارتش تركيه در يك سخنراني تلويزيوني ضمن تكذيب وجود هرگونه طرح كودتائي براي سرنگوني
دولت اردوغان
هشدار داد كه صبر ارتش در مقابل اين گونه اتهامات هم حدي دارد و صبر نظاميان بي انتها نيست .
رئيس ستاد ارتش تركيه در عين حال براي تعديل اين مواضع تهديدآميز خود
لحن اظهاراتش را به كلي تغيير داد و در ادامه افزود :
تركيه يك كشور دمكراتيك است و دوران كودتا در اين كشور سپري شده و انتقال قدرت در اين كشور بايستي از مجاري ديپلماتيك و
آنهم با بهره گيري از ابزارهاي دمكراتيك صورت گيرد و دست به دست شود.
اظهارات رئيس ستاد ارتش تركيه درخصوص تكذيب وجود هرگونه كودتا در تركيه در شرايطي مطرح مي شود كه طراحان اصلي
كودتاي « ارگنه كن » در جريان بازجوئي ها به جرم خود اعتراف كرده اند و پذيرفته اند كه درصدد ايجاد هرج و مرج
ناامني و شورش در
تركيه بوده اند و حتي سعي داشته اند با بمب گذاري در مساجد
مردم را نسبت به دولت اردوغان بي اعتماد كنند.
كودتاي « ارگنه كن » موسوم به « پتك آهني » حدود 7 سال پيش توسط برخي از مقامات ارشد نظامي تركيه طراحي شده بود و پس از
دستگيري و بازجوئي از متهمان
برخي از ابعاد آن به صفحات روزنامه ها درز كرده است . عده اي از ژنرالهاي بازنشسته هم در اين كودتا
دست داشته اند.

ماه گذشته ژنرال « ايلكر با شبورغ » رئيس ستاد ارتش تركيه بهمراه فرمانده نيروي زميني اين كشور ديدارهائي با « عبدالله گل » رئيس
جمهور و « رجب طيب اردوغان » نخست وزير برپا كرد كه طي آن مواضع ارتش در قبال اسلام گرايان را تشريح نمود. برپائي تظاهرات
خياباني در اسلامبول و برخي شهرهاي ديگر نشان مي دهد كه افكار عمومي نسبت به تحولات پشت پرده نگرانست و رئيس ستاد ارتش
را مستقيما در اين زمينه مقصر مي داند. اين پديده در تاريخ سياسي تركيه بيسابقه بوده است و ابعاد وخامت اوضاع سياسي تركيه را به
تصوير مي كشد و نشان مي دهد اسلام گرايان در قبال فعاليتهاي مشكوك ارتش و جناح ناكام لائيك ها
دچار ترديدهاي جدي شده اند.
دقيقا به طور همزمان
محافل تصميم گيرنده در جبهه اسلام گرايان بويژه منابع نزديك به دولت اردوغان درصدد ايجاد تغييرات جدي
و يا حتي حذف كامل پروتكل « آم آسيا » در هيئت دولت هستند . اين پروتكل در واقع تفاهم نامه اي است كه 13 سال پيش بين رئيس ستاد
ارتش و وزير كشور وقت به امضا رسيده و بموجب آن به ارتش تركيه اجازه داده مي شود كه درصورت بروز ناامني در هراستان و شهري
بدون اجازه و موافقت استاندار و يا فرماندار محلي
اداره امور سياسي و امنيتي را مستقيما برعهده بگيرد.
پس از افشاي كودتاي « ارگنه كن » بويژه پس از انتشار اخبار تكاندهنده پيرامون اهداف و برنامه هاي كودتاچيان عليه شهروندان تركيه
بي اعتماديها عليه برخي سران ارتش و اهداف پشت پرده بيشتر شد و درحال حاضر جمع بنديها حول اين محور است كه تمركز بيش از
حد قدرت به ارتش واگذاري بيش از اندازه اختيارات به ظاهر قانوني ژنرالها مي تواند بحث ناامني و هرج و مرج در كشور شود و دست
ارتش تركيه را براي دخالت در امور سياسي باز بگذارد.
گفته مي شود كه اعتراضات خياباني در شهرهاي اصلي تركيه در واقع بمنزله انعكاس نگرانيها نسبت به نقش مستقيم سران ارتش
تركيه در پشت كودتاي « ارگنه كن » محسوب مي شود و نشان مي دهد كه زنگهاي خطر نزد افكار عمومي به صدا در آمده است . واكنش
خشم آلود اخير رئيس ستاد ارتش تركيه بدين معني است كه وي و دستيارانش نسبت به بازتاب گزارشات مربوط به كودتاچيان
به شدت
برافروخته شده اند و از اينكه انگشت اتهام دقيقا به سوي رئيس ستاد ارتش تركيه نشانه گيري شده
برآشفته اند. هشدار و جملات
تهديدآميز ژنرال « باشبورغ » در نطق تلويزيوني وي
رگه هائي از تحريك لائيكهاي سرخورده و ناكام را نيز آشكار مي سازد و مويد اين
مطلب است كه لائيكها با جوسازيهاي خود
سعي دارند ژنرالها را عليه مقامات سياسي و فعالان رسانه اي در تركيه بشورانند و آنها را
وارد « فاز تقابل جدي » نمايند.
با وجود اين
همزماني اين مسائل باتنش هاي سياسي آنكارا ـ تل اويو
اين ذهنيت را دامن مي زند كه نقش صهيونيستها نيز
درخصوص تحريك ژنرالهاي تركيه براي تقابل با دولت اردوغان هم قابل بررسي است . اين نكته از آن جهت اهميت دارد كه اخيرا
« آويگلدور ليبرمن » وزير خارجه اسرائيل تحليلي را به مراكز سياسي و سفارتخانه هاي اسرائيل ارسال نمود كه طي آن شخص « اردوغان »
به عنوان عامل اصلي تيرگي روابط آنكارا ـ تل آويو معرفي شده بود. بدين ترتيب اين مثلث نظاميان
لائيكها و صهيونيستها هستند كه در
صحنه سياسي تركيه سرگرم توطئه چيني براي ايجاد ناامني و هرج و مرج در اين كشورند.
ژنرال « باشبورغ » رئيس ستاد ارتش تركيه در يك سخنراني تلويزيوني ضمن تكذيب وجود هرگونه طرح كودتائي براي سرنگوني
دولت اردوغان
هشدار داد كه صبر ارتش در مقابل اين گونه اتهامات هم حدي دارد و صبر نظاميان بي انتها نيست
برپائي تظاهرات خياباني در اسلامبول و برخي شهرهاي ديگر نشان مي دهد كه افكار عمومي نسبت به تحولات پشت پرده نگرانست
و رئيس ستاد ارتش را مستقيما در اين زمينه مقصر مي داند. اين پديده در تاريخ سياسي تركيه بيسابقه بوده است و ابعاد وخامت اوضاع
سياسي تركيه را به تصوير مي كشد

*****
كارشكني آمريكا در تحقق « چين واحد »
|

امضاي قرارداد 6
5 ميليارد دلاري آمريكا و تايوان
خشم و اعتراض چين را برانگيخته است . پكن روابط نظامي خود با واشنگتن را
به حال تعليق درآورده
سفير آمريكا در پكن را احضار و مراتب خشم خود را از فروش تسليحات به تايوان اعلام كرده و در عين حال
هشدار داده است كه در پرتو سماجت واشنگتن براي تنش زائي در منطقه « هراتفاقي » ممكن است بيفتد. واشنگتن هرگونه تاثيري بر
مناسبات دو كشور را رد كرده و مي گويد اين تجهيزات اثري بر امنيت چين بهمراه ندارد ولي نخستين حركتهاي اوباما در قبال چين
به
شدت بحران زا بوده و حتي بدفرجام به نظر مي آيد.
خشم مقامات پكن عمدتا به اين دليل است كه معتقدند تجهيز روزافزون تايوان بر روند پيوستن تايوان به چين
« اثرات تاخيري »
بهمراه دارد و دستكم براي سالهاي ديگر تحقق چنين فرايندي را ناممكن مي سازد.
قرارداد 6
5 ميليارد دلاري اخير شامل تحويل هلي كوپترهاي « بلك هاوك »
موشكهاي پاتريوت
تجهيزات فرماندهي و كنترل
ناوبري هوائي مي شود كه توان نظامي تايوان بويژه در قلمرو « سلاحهاي تهاجمي » را به شدت افزايش مي دهد. واشنگتن مدعيست كه
اين تجهيزات صرفا « دفاعي » است و فاقد مولفه هاي تهاجمي است لكن با نگاهي به فهرست اقلام مورد قرارداد
بهتر مي توان دريافت كه
واشنگتن نه تنها در تجهيز تايوان با تمامي توان و ظرفيت خود وارد عمل شده بلكه در اين زمينه دروغ هم مي گويد.
« فيليپ كاولي » معاون وزير خارجه آمريكا مي گويد اين اقدام با « سياست چين واحد » تعارضي ندارد و آمريكا همچنان خود را متعهد
به رعايت تفاهمات قبلي در اين زمينه مي داند. ولي واقعيت اينست كه واشنگتن عملا سرگرم تقويت ظرفيتهاي نظامي تهاجمي تايوان
است كه موازنه قوا در درياي چين را برهم مي زند.
مسئله اينست كه واشنگتن در موقعيتي دست به امضاي اين قرارداد جنجالي زده كه قويا به همكاري چين در اين زمينه نياز دارد.
1 ـ بحران اقتصاد جهاني كه طي آن چين توافق كرده يك تريليون دلار در اختيار آمريكا قرار دهد .
2 ـ مذاكرات 6 جانبه مربوط به سلاحهاي اتمي كره شمالي كه اكنون به بن بست رسيده است .
3 ـ مذاكرات هسته اي با ايران كه چين و روسيه با تحريم ايران مخالفند .
4 ـ پرونده تغييرات آب و هوائي كه چين مواضع شكننده اي در قبال آن اتخاذ كرده است .
علاوه بر اين مناسبات اقتصادي ـ تجاري چين با آمريكا شديدا تحت تاثير اين تصميمات ماجراجويانه واشنگتن قرار مي گيرد و اين
در حاليست كه موازنه تجاري دو كشور به سود چين
با حجم 250 ميليارد دلار
مثبت است . نبايد از نظر دور داشت كه سرمايه گذاران
آمريكائي با درك عواقب بحران اقتصادي كنوني سرگرم انتقال سرمايه به چين هستند تا در بازار باثبات تر و سودآوري سرمايه گذاري
كنند. البته چين از اين پديده استقبال كرده ولي موانع اجرائي در مسير موفقيت سرمايه گذاران آمريكائي بيشتر شده است .
مقامات پكن مراتب نگراني خود را نسبت به عواقب تحريك آميز قرارداد كنوني بر روي تايوان پنهان نمي كنند و معتقدند اگر تايوان
احساس كند مي تواند فرايند يكپارچگي با چين را بيش از پيش به تعويق بيندازد
قطعا در اين مقوله ترديد نخواهد كرد. همين امر ممكن
است به راديكال شدن موضع طرفين در مذاكرات آينده منجر شود و زمينه هاي ناكامي و بن بست مذاكرات را فراهم سازد. چين به تايوان
پيشنهاد كرده است كه مطابق چارچوب مذاكرات با « هنگ كنگ » يعني « يك كشور
دو نظام » به تفاهم دست يابند ولي تايوان با در اختيار
داشتن حمايت ضمني واشنگتن به كارشكني و « دفع الوقت » سرگرم است .
بار گذشته مقامات پكن با توسل به تهديدات سياسي و جنجال تبليغاتي پيرامون احتمال وقوع جنگ براي آزادي تايوان سعي كردند
بن بست مذاكرات را بشكنند ولي واشنگتن از همين فرصتهاي طلائي براي نقش آفريني در جهت تشويق تايوان به استقامت در برابر پكن
وارد عمل شد و حتي قرارداد 6
5 ميليارد دلاري اخير صرفنظر از منافع مادي آن با هدف تقويت زيربناي بنيه دفاعي تايوان به امضا
رسيده و كفه مذاكرات را به نفع تايوان سنگين مي كند.
با اينهمه
پكن ابزارهاي فراواني براي هشدار دادن و مهار واشنگتن در اختيار دارد و قاعدتا به آمريكاي در حال بحران
فرصت
چنداني براي مانور سياسي ـ تبليغاتي نمي دهد. اين نكته از آن جهت اهميت دارد كه در ژاپن و كره جنوبي هم روحيه ضدآمريكائي
حرف اول را مي زند و دولت « هاتوياما » بهمراه مردم اوكيناوا و حتي در توكيو
خواستار خروج نظاميان آمريكائي از پايگاههاي « اوكيناوا »
و « فوتنما » شده اند. موضوع حياتي اينست كه در تظاهرات عظيم توكيو
يكي از وزيران كابينه و برخي مقامات ارشد دولتي نيز حضور
داشتند. البته دولت « هاتوياما » به مقامات واشنگتن اطلاع داده بخاطر حفظ موقعيت سياسي ـ اجتماعي خود نزد افكار عمومي مجبور
است با تظاهرات ضدآمريكائي همراهي كند ولي واقعيت اينست كه نيروي محركه اصلي در پشت تظاهرات مردمي را فشار محسوس
دولت « هاتوياما » تشكيل مي دهد.
بطور همزمان مقامات كره جنوبي تمايلات آشكاري براي تفاهم و همزيستي با كره شمالي نشان داده اند كه فصل مشترك چين
ژاپن
و كره جنوبي
نقش آمريكا در مذاكرات 6 جانبه را كلا در محاق بي اعتباري فرومي برد . بويژه آنكه عضو ششم يعني روسيه نيز تمايلاتي
مشابه 4 عضو ديگر از خود نشان داده است .
انزواي سياسي آمريكا از اين طريق در مذاكرات 6 جانبه كاملا محسوس و ملموس است . بدين ترتيب سئوال اصلي اينست كه چرا
واشنگتن به چنين اقدام تحريك آميز عليه پكن دست زده است البته مقامات واشنگتن و رسانه هاي همسو هنوز اظهارنظر صريحي در
اين مورد نكرده اند ولي اين احتمال وجود دارد كه با كمك نظامي اخير آمريكا به تايوان
چراغ سبزي هم به پكن براي يكسو كردن كار
تايوان نشان داده شود كه در عين حال آمريكا نيز پيشاپيش خود را تبرئه كرده و به مقامات تايوان هم عمدا نشان داده است كه تمامي توان
و ظرفيت خود را براي حمايت از آن به كار گرفته و در عين حال مراتب وفاداري به تعهداتش در خصوص « چين واحد » نيز پايبند مانده
است .
بدين ترتيب شايد زمينه هاي چنداني براي نگراني رهبران پكن هم نباشد و همين پديده نشانگر فراهم شدن زمينه ها براي تحقق چين
واحد باشد كه در آنصورت همه اين سلاحها به چين تعلق مي گيرد.
خشم مقامات پكن عمدتا به اين دليل است كه معتقدند تجهيز روزافزون تايوان بر روند پيوستن تايوان به چين
« اثرات تاخيري »
بهمراه دارد و دستكم براي سالهاي ديگر تحقق چنين فرايندي را ناممكن مي سازد
پكن ابزارهاي فراواني براي هشدار دادن و مهار واشنگتن در اختيار دارد و قاعدتا به آمريكاي در حال بحران
فرصت چنداني براي
مانور سياسي ـ تبليغاتي نمي دهد

|